ادعیه و زیارات فاطمیهآثار صوتی فاطمیهبزرگسالفاطمیهفایل صوتیفایل ویدیوییمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوا

ختم خطبه فدک بخش سوم (همراه با شرح خطابه فدک)

طرح ختم خطبه فدک بخش سوم – به همراه شرح فرازهایی از این بخش

در ختم خطبه فدک بخش سوم حضرت زهرا سلام الله علیها به ظلم و ستم و پیمان شکستن بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله اشاره می فرمایند که آنها کافرند و آتش جهنم کافران را در بر می گیرد.


خطبه فدک بخش سوم


فایل صوتی خطبه فدک بخش سوم


فایل صوتی ترجمه خطبه فدک بخش سوم


برای دانلود قرائت خطبه فدک بخش سوم نسخه مربعی ویژه پست اینستاگرام کلیک نمایید.


متن خطبه فدک بخش سوم

 فَلَمَّا اخْتَارَ اللَّهُ لِنَبِيِّهِ دَارَ أَنْبِيَائِهِ وَ مَأْوَى أَصْفِيَائِهِ ظَهَرَ فِيكُمْ حَسَكَةُ النِّفَاقِ‏ وَ سَمَلَ

چون خداوند سراى آخرت را براى پیامبر خود برگزيد و جایگاه برگزیدگانش را منزلگاه او ساخت، كینه‏ ها و دورویی ‏ها آشكار

جِلْبَابُ الدِّينِ وَ نَطَقَ كَاظِمُ الْغَاوِينَ‏ وَ نَبَغَ خَامِلُ الْأَقَلِّينَ‏ وَ هَدَرَ فَنِيقُ الْمُبْطِلِينَ‏

و پرده دین دریده شد. هر گمراهى مدّعى و هر گمنامى سالار و هر یاوه‏ گویى

فَخَطَر فِي عَرَصَاتِكُمْ‏ وَ أَطْلَعَ الشَّيْطَانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ هَاتِفاً بِكُمْ‏ فَأَلْفَاكُمْ لِدَعْوَتِهِ

در پى گرمى بازار خويش، شيطان سر از كمينگاه خود به درآورد و شما را به سوى خود فراخواند،

مُسْتَجِيبِينَ وَ لِلْعِزَّةِ فِيهِ مُلَاحِظِينَ ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ خِفَافاً وَ أَحْمَشَكُمْ

 و بسيارى از شما را آماده پذيرفتن دعوتش و منتظر فريبش يافت‏ شما هم سبكبار در پى او دويديد و به آسانى در دام فريبش خزيديد. و او آتش انتقام را در دلهاتان برافروخت.

 فَأَلْفَاكُمْ غِضَاباً فَوَسَمْتُمْ غَيْرَ إِبِلِكُمْ‏ وَ وَرَدْتُمْ غَيْرَ مَشْرَبِكُمْ‏ هَذَا وَ الْعَهْدُ قَرِيبٌ

 آثار خشم در چهره شما نمايان گرديد و سبب شد آن جایگاهی راکه مربوط به شما نبود به نام خود مهر زدید مانند کسی که غصبانه شتر دیگران ر به نام خود می و در غير آبشخور خود وارد شويد.

 وَ الْكَلْمُ رَحِيبٌ‏ وَ الْجُرْحُ لَمَّا يَنْدَمِلْ‏ وَ الرَّسُولُ لَمَّا يُقْبَرْ ابْتِدَاراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ

اين در حالى بود كه هنوز دو روزى از مرگ پيامبرتان نگذشته بود، سوز سينه ما خاموش نشده، جراحت قلب ما التيام نيافته، و هنوز پيامبر خدا در دل خاك جاى نگرفته بود.

 الْفِتْنَةِ أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ

بهانه شما اين بود كه از بروز فتنه‏ ها جلوگيرى مى‏ كنيد، پیمان شکنان بدانند این خودشان هستند که در فتنه افتاده اند؛

بِالْكافِرِينَ‏ فَهَيْهَاتَ مِنْكُمْ وَ كَيْفَ بِكُمْ وَ أَنَّى تُؤْفَكُونَ

 آنان کافرند و آتش جهنم کافران را در بر می گیرد این رفتار از شما بعید است! چرا اینگونه عمل می کنید؟ روی خود را از حقیقت بر گردانده اید، به کجا رو کرده اید؟

 وَ كِتَابُ اللَّهِ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ؟ أُمُورُهُ ظَاهِرَةٌ وَ أَحْكَامُهُ زَاهِرَةٌ وَ أَعْلَامُهُ بَاهِرَةٌ وَ

و گر نه كتاب خدا در ميان شماست! مطالب و موضوعاتش معلوم و احكام و دلايل آن روشن و درخشان، نشانه ‏هايش نورانى و هويدا، نواهيش آشكار و

زَوَاجِرُهُ لَائِحَةٌ وَ أَوَامِرُهُ وَاضِحَةٌ وَ قَدْ خَلَّفْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ أَ رَغْبَةً عَنْهُ تُرِيدُونَ‏

اوامرش گوياست. امّا شما به قرآن پشت کرده اید. آيا می خواهید به قرآن بی  اعتنایی کنید؟ آيا داورى جز قرآن مى ‏گيريد؟

أَمْ بِغَيْرِهِ تَحْكُمُونَ‏ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ

يا به غير آن حكم مى‏ كنيد؟ «ستمكاران بد جانشينى را براى قرآن برگزيده‏اند» «و هر كسى غیر از  اسلام، دین دیگری برای خود پذيرا گردد، از او پذيرفته نخواهد شد

وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ‏

 و در آخرت در زمره زيانكاران خواهد بود».

ثُمَّ لَمْ تَلْبَثُوا إِلَّا رَيْثَ أَنْ تَسْكُنَ نَفْرَتُهَا وَ يُسْلَسَ قِيَادُهَا ثُمَّ أَخَذْتُمْ تُورُون‏ وَقْدَتَهَا وَ

حتى شما آن مقدار درنگ و تأمل نكرديد تا ستور و اسب سركش خلافت رام گردد و تسليمتان شود كه به راحتى بتوانيد از آن سوارى بگيريد و كينه و

تُهَيِّجُونَ جَمْرَتَهَا وَ تَسْتَجِيبُونَ لِهُتَافِ الشَّيْطَانِ الْغَوِيِّ وَ إِطْفَاءِ أَنْوَارِ الدِّينِ الْجَلِيِّ

 نفرتتان فروكش كند. هيزم در آتش فتنه افكنده آن را براى شعله ‏ور شدن برهم زديد. نداى شيطان فريبكار را لبّيك گفتيد و به خاموش ساختن آيين حق و دين نورانى

 وَإِهْمَالِ سُنَنِ النَّبِيِّ الصَّفِيِّ تَشْرَبُونَ حَسْواً فِي ارْتِغَاءٍ وَ تَمْشُونَ لِأَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ فِي

 و از ميان برداشتن سنّت پيامبر برگزيده، كمر بستيد. چنين ماند كه زدودن كف از روى شير را بهانه كرده آن را پنهانى تا به آخر سر كشيديد. براى گوشه‏ نشين كردن خاندان و فرزندان پيامبر

الْخَمْرَةِ وَ الضَّرَاءِ وَ يَصِيرُ مِنْكُمْ عَلَى مِثْلِ حَزِّ الْمُدَى‏ وَ وَخْزِ السِّنَانِ فِي الْحَشَا

 در كمينگاه خزيديد. ما چاره ‏اى جز شكيبايى نديديم، طلم و ستمی که از شما به ما می رسد همچون خنجر به گلو فرو رفته و جراحت نیزه، جگرسوز

است.

وَ أَنْتُمُ الْآنَ تَزْعُمُونَ أَنْ لَا إِرْثَ لَنَا أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ

شما مى‏ پنداريد كه ما ارثى نداريم؟ «مگر احکام جاهليت را مى ‏جوييد؟ براى مردم داراى يقين،

حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ‏ أَ فَلَا تَعْلَمُونَ؟ بَلَى قَدْ تَجَلَّى لَكُمْ كَالشَّمْسِ الضَّاحِيَةِ أَنِّي

 چه حكمى از حكم خداوند بهتر است؟» آيا آگاه نيستيد؟ چرا، آگاهيد و همچون آفتاب درخشان براى شما روشن است كه من

ابْنَتُهُ أَيُّهَا الْمُسْلِمُونَ أَ أُغْلَبُ عَلَى إِرْثِي‏؟

 دختر آن پيامبر هستم. شما اى مسلمانان! آيا رواست كه ميراث پدرم به زور از من ستانده شود؟

يَا ابْنَ أَبِي قُحَافَةَ أَ فِي كِتَابِ اللَّهِ تَرِثُ أَبَاكَ وَ لَا أَرِثَ أَبِي؟ لَقَدْ جِئْتَ‏ شَيْئاً فَرِيًّا أَ فَعَلَى

اى فرزند ابو قحافه (ابوبکر)! خداوند گفته كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم؟ «چه سخن ناروايى!» آيا از سر عناد و لجاج

عَمْدٍ تَرَكْتُمْ كِتَابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ؟ إِذْ يَقُولُ‏ وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ[1]

كتاب خدا را ترك و به پشت سر افكنده ‏اى؟ در حالى كه خداوند مى فرمايد: «سليمان از پدرش داود ارث برد.»

وَ  قَالَ فِيمَا اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا إِذْ قَالَ فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ‏[2]

و يا آنجا كه داستان يحيى فرزند زكريا را بازگو مى‏ كند، مى ‏فرمايد: «مرا از جانب خود فرزندى عطا كن كه وارث من و خاندان يعقوب باشد»

وَ قَالَ‏ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ‏[3] وَ قَالَ‏ يُوصِيكُمُ اللَّهُ

قرآن آشکارا اعلام می کند که همه می توانند ارث بگذارند و ارث ببرند: «در کتاب خدا، بعضی از خویشاوندان بر بعضی دیگر اولویّت دارند»  و نیز می فرماید: «خدا شما

فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ‏[4] وَ قَالَ‏ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ

 را درباره فرزندانتان سفارش می کند: سهم (ارث) پسر مانند سهم (ارث) دو دختر است»و نيز مى فرمايد: «هر گاه يكى از شما را مرگ فرا رسد و مالى بر جاى نهد در باره پدر و مادر

الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ‏[5]– وَ زَعَمْتُمْ أَلَّا حُظْوَةَ لِي وَ لَا أَرِثَ مِنْ أَبِي وَ لَا رَحِمَ بَيْنَنَا

و خويشان به ديده انصاف سفارش كند كه اين شايسته پرهيزگاران است». شما به خيال باطل خود چنين پنداشتيد كه من هيچ بهره و ارثى از پدر ندارم؟ و هيچ خويشاوندى و قرابتى ميان ما وجود ندارد؟

أَ فَخَصَّكُمُ اللَّهُ بِآيَةٍ أَخْرَجَ أَبِي! مِنْهَا؟ أَمْ هَلْ تَقُولُونَ إِنَّ أَهْلَ مِلَّتَيْنِ لَا يَتَوَارَثَانِ؟ أَ وَ

آيا خداوند آيه ‏اى در خصوص شما فرو فرستاده كه پدرم از آن خارج است؟ يا بر اين رأى و نظر هستید كه و من و پدرم دو دین مختلف داریم

لَسْتُ أَنَا وَ أَبِي مِنْ أَهْلِ مِلَّةٍ وَاحِدَةٍ؟ أَمْ أَنْتُمْ أَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْآنِ وَ عُمُومِهِ مِنْ أَبِي وَ ابْنِ عَمِّي؟

و دو نفری که که دو دین متفاوت دارند، ازهم ارث نمی برند؟ يا اينكه دعوى آن داريد كه از پدرم و پسر عمويم به خاص و عام قرآن آگاه تر هستيد؟

 فَدُونَكَهَا مَخْطُومَةً مَرْحُولَةً تَلْقَاكَ يَوْمَ حَشْرِكَ فَنِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ وَ الزَّعِيمُ 

حال كه چنين است بگير آن شترى (حکومت) را كه آماده است و مهار زده و بر آن سوار شو تا در روز قیامت گریبانت را بگیرد. به راستی، چه خوب است که خداوند داوری کند؛

مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله وَ الْمَوْعِدُ الْقِيَامَةُ وَ عِنْدَ السَّاعَةِ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ‏ وَ لَا يَنْفَعُكُمْ

 پیامبر اکرم محمد صلی الله علیه و آله ریاست نماید؛ و قیامت جای محاکمه باشد. در آن ساعت «گمراهان زيان خواهند ديد» اما چه سود كه پشيمانى فايده‏ اى نخواهد داشت.

 إِذْ تَنْدَمُونَ وَ لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ‏ … مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ

«كه براى هر خبر زمانى معيّن است و به زودى خواهد دانست كه چه كسى به عذابى كه خوارش  مى ‏سازد، گرفتار مى ‏آيد و يا عذاب جاويد بر سر او فرود مى ‏آيد».

[1] ( 7) النمل: 16.
[2] ( 8) مريم: 6.
[3] ( 9) الأنفال: 75.
[4] ( 10) النساء: 11.
[5] ( 11) البقرة: 180.

دانلود متن خطبه فدک بخش سوم


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 1]

متن شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 1]

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و أبیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما أحاط به علمک

باعرض سلام و احترام خدمت مخاطبین محترم؛ در ادامه خطبه شریف حضرت زهرا سلام الله علیها، بی بی دو عالم مبحثی را مطرح می کنند که بحث منافقین می باشد. همیشه منافقین و کسانی که خود را به ظاهر دوست و از پیروان رسول خدا صلی الله علیه و آله نشان می دهند اما در واقع کینه و دشمنی هایی در دل دارند. ضربات این افراد همیشه بیشتر بوده است چراکه دشمن داخلی بیشتر ضربه می زند تا دشمن خارجی. زیرا دشمن خارجی مشخص است.

کافر است، بی دین است، مشرک است. اهل حمله و جنگ است اما دشمن داخلی خود را دوست و پیرو نشان می دهد، پیرو نشان می دهد اما از پشت خنجر می زند. لذا این ضرر این دشمن خارجی بیشتر است. خداوند تبارک و تعالی منافقین را در سوره بقره، آیه 14 این چنین معرفی می کند: أعوذُ بالله من الشیطان الرجیم وإذا لقوا الذین آمنو قالوا ءامنا و إذا خَلَوا إلی شیاطینِهِم فالو إنّا معکُم. وقتی با مؤمنین می چرخند، می گویند ما مؤمن هستیم، ایمان آوردیم. وقتی که خلوت می کنند، با شیاطین خود می گویند ما با شما هستیم.

یا در سوره نسا، آیه 141، وقتی که مؤمنین جایی را فتح می کنند یا پیروز می شوند، می گویند ما با شما هم رزم بودیم. وقتی کفار پیروز می شوند، می گویند ما از شما دفاع کردیم. به اینگونه افراد منافق می گویند. حضرت زهرا سلام الله علیها در اینجا می خواهند منافقین را به تمام بشریت تا قیام قیامت نشان دهد که اینها چه کسانی بودند.

فلما اختاره الله به انبیائه و ماوی اصفیائه وقتی که خداوند تبارک و تعالی رسول الله صلی الله علیه و آله را انتخاب کرد، ایشان را به جایگاه برگزیدگان خود و سمت انبیاء برد. ذهب فیکم حسیکۀالنفاق در اینجا بی بی دو عالم نفاق را به خاری تشبیه کردند. وقتی خار در دل زمین قرار گرفته، کسی متوجه آن نمی شود اما زمانیکه از زمین بیرون می آید، همه می فهمند که در این قسمت خار وجود داشته  است.

بی بی دو عالم می فرمایند: تا موقعی که پدرم رسول الله صلی الله علیه و آله زنده بود، نتوانستید دشمنی که در دل داشتید را رو کنید. یعنی عرصه برای شما تنگ بود. همین که پدرم از دنیا رفت و به شهادت رسید (که بارها نقشه قتلش را کشیده بودید) نفاق و دشمنی شما رو شد. از قبل نیز دشمنی داشتید اما با وجود پدرم، این دشمنی ها رو نشده بود و سمل جلباب الدین سپس ظاهر شد نفاق در شما و سمل یعنی پوسیده شد.

جلباب الدین، یعنی دین پوشیده بود، محافظ شده بود به دست رسول الله صلی الله علیه و آله اما با وجود شما دیگر دین از بین می رود. نتیجه این که بی بی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها در ادامه می فرمایند که منافقین را به شما نشان می دهم که چه کسانی در زمان رسول الله صلی الله علیه و آله منافق بودند.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 2]

متن شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 2]

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و أبیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما أحاط به علمک

با عرض سلام و احترام خدمت بینندگان و شنوندگان محترم؛ یکی از موضوعات مهمی که قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام به آن اشاره نموده اند، بحث شناخت دشمن است.

گاهی اوقات این دشمن، دشمن خارجی است، مانند کفار، مشرکین و گاهی اوقات این دشمن، دشمن داخلی است. یعنی شخصی که پوسته و ماسکی از دین را روی صورت زده است و در واقع در پشت این پوسته، دشمنی است که اگر حواسمان نباشد، در لجن زار او گرفتار خواهیم شد.

لذا به ما یاد داده اند که ابتدا باید دشمن را شناخت. در لا اله الا الله اینچنین فرموده اند: اول تمام اله ها را از بین می بریم و نفی می کنیم و سپس الله تبارک و تعالی را اثبات می کنیم. در لا اله الاالله، اول همه نفی می شوند، سپس پروردگار اثبات می شود.

در اسلام هم اینچنین افرادی بوده اند. کسانی که منافق بوده و خود را اهل دین و دین داری و پیرو رسول الله صلی الله علیه و آله معرفی می کردند. این افراد برای دشمنی با اسلام، خود را مسلمان جا زدند و در واقع فقط پوسته ای از دین داشتند. در ظاهر نماز می خواندند ولی در باطن نماز را قبول نداشتند.

لذا دشمن هیچوقت نمی گوید من دشمن هستم بلکه به عنوان دوست وارد می شود، مانند گرگی در لباس میش. در سوره آل عمران، آیه 71 اشاره می کند که ای اهل کتاب: «یا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ» حق و باطل یکی از کارهای دشمن است که با هم می آمیزد و به خورد انسان می دهد و متوجه امر نمی شود.

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِی عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ در سوره فرقان، آیه 31 می فرمایند: برای هر پیغمبر و نبی، یک عدو و دشمن است که در کنار اوست و در مقابل او می ایستد. یگانه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله در این عبارات زیبا صحبت هایی می فرمایند که به دشمن شناسی توجه داشته باشید و می فرمایند که یاد بگیرید که منافقین چه کسانی هستند.

نَطَقَ کاظِمُ الْغاوینَ، وَ نَبَغَ خامِلُ الْاَقَلّینَ نطق یعنی چی؟ یعنی سخن گفتن. کاظم یعنی سکوت. الغاوین یعنی گمراهان. در این جمله بی بی دو عالم می فرمایند: یعنی کسانی که تا اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله تا وقتی در میانشان بود، سکوت می کردند و سخن نمی گفتند، امروزه سر از لاک خود برداشتند و سخن می گویند و دغدغه دین دارند… نَبَغَ خامِلُ الْاَقَلّینَ… نبغ یعنی ظاهر گشت.

خامل یعنی انسان ساقط و بی اعتبار. کسانی که اصلا اعتباری نداشتند، کسانی که هیچکس روی حرف آنها اصلا حساب نمی کرد، کسانی که در جنگ ها فرار می کردند و عده ای این چنینی، امروزه دغدغه دین دارند.

در اینجا نتیجه بحث این می شود که وجود نازنین یگانه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله به بقیه مسلمان ها تلنگر می زنند و گوشزد می کنند که اینها دشمنان شما و کسانی هستند که چهره واقعی خودشان را به مردم نشان می دهند، از این افراد پرهیز کنید.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 3]

متن شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 3]

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت بینندگان و شنوندگان محترم؛ یکی از دشمنان خارجی انسان شیطان هست که در راه صراط مستقیم و کسانیکه در این راه قدم می گذارند، نشسته است که آنها را به هر شکلی که امکان داشته باشد، گمراه کند.

به آیات سوره اعراف، آیه شانزدهم و هفدهم دقت کنید: اعوذ بالله من شیطان رجیم. قال فبما اغویتنی لاقعدن لهم صراطک المستقیم. با چند تاکید، شیطان می گوید من بر راه کسانی می نشینم که در صراط مستقیم هستند.

یعنی چه؟ کسانی هستند که در صراط مستقیم نیستند. کاری به آنها ندارد و صراط مستقیم طبق احادیث اهل بیت علیهم السلام و امام صادق علیه السلام فرمودند: یعنی راه ولایت ما اهل بیت.

یا در یک حدیث دیگری فرمودند راه امیرالمؤمنین علیه السلام ادامه آیه: ثم لاتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجد اکثرهم شاکرین. من پیش آنهایی می آیم که در راه مستقیم هستند، از پیش رو، از پشت سر و از سمت راست و چپ.

پس شیطان آن کسانی که در صراط مستقیم هستند، از دور تا دور او را احاطه کرده است تا او را گمراه کند. چه کسانی در صراط مستقیم هستند؟ کسانی که اسلام را پذیرفتند، دین اسلام کاملترین و جامع ترین و دقیق ترین دین ها می باشد که در هر موضوعی سخنی دارد و صحبتی دارد.

لذا وقتی که این چنین دیدند، پیامبر صلی الله علیه و آله موفق شد و در مدینه حکومتی را راه انداخت و اسلام گسترش پیدا کرد. کسانی که منافق صفت بودند و خودشان را مسلمان جا زدند و صفاتی را داشتند، ورود پیدا کردند.

 لذا بی بی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها در این خطبه صفات منافقین را گوشزد می کنند و می گویند حواستان باشد دنباله رو چه کسانی هستید. به اینجا رسیدیم که و نبغ خامل الاقلین  انسان های بی اعتبار که اصلا اعتباری نداشتند، نه از لحاظ نسب نه از جهت علم و تقوا، اینها سر از لاک خود برداشتند و سخنانی می گویند.

هَدَرَ فَنِیقُ الْمُبْطِلِینَ‏ . فلیق یعنی شتر نجیبی که سوار آن نمی شوند. مبطلین هم که یعنی رئیس بیهوده گویان که می گوید یعنی سخنان بی خود و بی جهت می گوید. همچنین شخصی که اهل باطل است و سرکرده آنها کسی است که تا وقت مرگ پیامبر صلی الله علیه و آله و رحلت و شهادت آن حضرت تا آن وقت نتوانستند حرفی بزنند و صحبتی کنند. بعد از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله سر از لاک خود برداشتند.

کسانی که رئیس بیهوده گویان و سخنان بیهوده بودند، اینها مانند شتری که دست و پایش را به زمین می زند و سر و صدا می کند، امروزه سر و صدا می کنند و دلسوزی دین را دارند. فَخَطَر فِی عَرَصَاتِكُمْ خَطَر یعنی حیوانی که با سرعت دستهایش را به بالا و پایین می زند.

عَرَصَاتِ یعنی زمین مسطحی که در آن بنایی وجود ندارد، می دَوَد و سوار خلافت شده است. پس نتیجه این می شود که حضرت زهرا سلام الله علیها صفات منافقین را برای ما مشخص و بیان می کنند.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 4]

متن شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 4]

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

با عرض سلام و احترام خدمت بینندگان و شنوندگان محترم؛ دشمن وقتی اقتدار اسلام و پیروزی مسلمانان را به چشم دید، به فکر این افتاد که انحراف و تحریفی برای از بین بردن دین اسلام انجام دهد. لذا می بینید کسانی در بین مسلمانان و در کنار رسول الله صلی الله علیه و آله بودند، اما نفاق داشتند.

وجود نازنین بی بی دو عالم حضرت صدیقه شهیده سلام الله علیها در این فرازها آبروی این ها را می برند و صفات منافقین را به مسلمین و بقیه مردم گوشزد می کنند. به قسمتی از این خطبه رسیدیم: وَ أَطْلَعَ الشَّیطَانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ.

حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند: شیطان تا وقتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا نرفته بودند، نتوانست سر از لاک خودش بردارد. مَغْرَزِهِ یعنی لاک پشتی که در هنگام خطر سر در لاک دارد، اما وقتی که خطر از بین رفت، یعنی وقتی که رسول الله صلی الله علیه و آله از دنیا رفتند، سر از لاک خودش برداشت و ظاهر شد… هَاتِفاً: شما را صدا زد… أَلْفَاكُمْ: شما را چابک یافت و خیلی به سرعت، جواب او را دادید.

استجابت: یعنی از جان و دل استجابتش کردید، جواب شیطان را دادید. ببینید در این آیه هم استجابت به این معنا شده است. و ما کان لی علیکم من سلطان الا أن دعوتکم فاستجبتم، شما او را با جان و دل استجابت کردید… یک وقت هایی کسی را اجابت می کنند اما با جان و دل نیست.

از روی کراهت است اما شما در این راه و در راه شیطان، (اینکه شیطان شما را صدا زد و خواست اسلام را از راه اصلی خودش انحراف کند و نگذاشت جانشینی که خدا به دست رسول الله صلی الله علیه و آله انتخاب کرده، جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله بشود)، شما چقدر سریع و چقدر زود جواب شیطان را گفتید و او را بی جواب نگذاشید.

بی بی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها در این قسمت صفات منافقین را، صفات کسانی را که خودشان را به حسب ظاهر مسلمان می دانند، اما در واقع با مشرکین و با کفار امضا داده اند و عهد بسته اند که با آن ها راه بروند، برملا می کنند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاة


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 5]

متن شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 5]

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

با عرض سلام و احترام خدمت بینندگان و شنوندگان محترم؛ یکی از کارهایی که شیاطین برای فریب انسان ها انجام می دهند، زینت دادن و زیبا جلوه دادن باطل  و گناه است.

در سوره حجر خداوند تبارک و تعالی این چنین می فرماید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیتَنِی لَأُزَینَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعِینَ/ سوره حجر، آیه 39. گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان مى آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت.»

در قسمتی که به صفات منافقین رسیدیم، بی بی دو عالم فرمودند: شیطان شما را صدا زد، شما هم چقدر سریع جواب شیطان را دادید و صحبت های شیطان را استجابت کردید و به سمت او رفتید.

این جا تذکری نهفته شده است، هم برای خودم و هم برای تمام محبین اهل بیت علیهم السلام بلکه تمامی انسان ها و آن این که خیلی باید در اعمال خودمان دقت داشته باشیم. ببینید چه بسا انسان هایی بودند که در ابتدای امر اهل دین و نماز و روزه و  اسلام بودند اما آهسته آهسته به خاطر گناهان زیاد به سمت شیطان کشیده شدند.

به خاطر عدم اعتقاد حقیقی به خداوند تبارک و تعالی و اهل بیت علیهم السلام. از این افراد در طول تاریخ بسیار زیاد داریم، مانند بلعم باعورا که خواست حضرت موسی علیه السلام را نفرین کند. در سوره اعراف آیه 175 و 176 ملاحظه فرمایید: وَاتْلُ عَلَیهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَینَاهُ آیاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِینَ

و خبر آن كس را كه آیات (اسم اعظم) خود را به او داده بودیم، براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت. آنگاه شیطان، او را دنبال كرد و از گمراهان شد. وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیهِ یلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ یلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یتَفَكَّرُونَ

و اگر مى خواستیم، قدر او را به وسیله آن [آیات] بالا مى بردیم، اما او به زمین [=دنیا] گرایید و از هواى نَفْس خود پیروى كرد. از این رو داستانش چون داستان سگ است [كه] اگر بر آن حمله ور شوى، زبان از كام برآورد، و اگر آن را رها كنى [باز هم] زبان از كام برآورد. این، مَثَل آن گروهى است كه آیات ما را تكذیب كردند. پس این داستان را [براى آنان] حكایت كن، شاید كه آنان بیندیشند.

ذیل آیه امام رضا علیه السلام فرمودند: این شخص وقتی که خواست حضرت موسی علیه السلام را نفرین کند، مانند سگی که زبانش از دهانش بیرون شد. مثل او کَمَثَلِ الْکَلْبِ… این شخص صومعه ای داشت و اهل عبادت بود اما به خاطر عدم باور به حجت زمانش این چنین گرفتار شد.

مردم بنی اسرائیل، عرض ده روز سراغ سامری رفتند و گوساله پرست شدند و گوساله را به عنوان رَب خودشان انتخاب کردند. در عرض ده روز؛ چرا که حضرت موسی علیه السلام قرار شد سی شب بروند، سی روز شد چهل روز.

در سوره طه، آیه 85 می فرمایند: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ/ فرمود: «در حقیقت، ما قوم تو را پس از [عزیمت] تو آزمودیم و سامرى آنها را گمراه ساخت.»

در این جا دقت بفرمایید در امتحانات مشخص می شود که انسان از چه درجه ایمان برخوردار است. انسان خوب و بد در امتحان ها مشخص می شود. شخصی را با فقر امتحانش می کنند که چقدر می تواند استقامت کند در دین و فردی را با ثروت. یکی را به شهرتش، یکی را به پشت میز بودنش، یکی را به مسئول بودنش که چقدر کار مردم را راه می ندازد و…

وقتی فقیر در عین فقر گفت: یا الله، وقتی که ثروتمند در عین ثروتمندش سخاوت داشته باشد، در امتحان الهی سربلند می شوند.

نتیجه بحث: بی بی دو عالم به این مردم می فرمایند: مراقب باشید دنباله رو سامری و گوساله امت نباشید که شیطان شما را گمراه نکند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاة


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 6]

متن شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 6]

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک

با عرض سلام و احترام خدمت بینندگان و شنوندگان محترم.؛ دراحادیث اهل بیت علیهم السلام و در آیات الهی به ما امر کردند و فرمودند که اعتقادات صحیح را یاد بگیرید و به فرزندانتان و جوانانتان بیاموزید که در غیر این صورت انسان در لجنزار شیطان گرفتار خواهد شد و این آموزش باید از همان کودکی آغاز شود تا در ذهن فرزندانمان بنشیند.

امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: العِلمُ فِی الصَّغَر کَالنقّشِ فِی الحَجَر. آموزش علم در کودکی مانند آن است که انسان نقش و نگاری بر روی سنگ حک کند.

این چنین در ذهن او حک می شود. از آیات الهی که به ما یاد دادند، این آیه است: أعوذُ بِاللهِ منَ الشَّطان الرَّجیم .یوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ/آیه 71 اسراء

در روزی که تمام مردم را یعنی قیامت به امامشان صدا می زنیم و باید پشت سر امامش راه برود، فلذا لازم است که انسان بداند امامش چه کسی است. چه ویژگی هایی دارد، بنعته و صفته باید صفات آن امام را یاد بگیرد و در روایات از وجود نازنین رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده: مَن مات و لَم یَعرِف امامَ زمانِه ماتَ میتةً جاهِلیَّة

کسی که از دنیا برود ولی امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت یعنی کفر و نفاق و ضلالت و گمراهی از دنیا رفته است. لذا در ادامه خطبه شریفه بی بی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند: اگرچه شما دنباله رو پیغمبر صلی الله علیه و آله بودید، برحسب ظاهر اما بعد از رحلت ایشان، شما دنباله رو شیطان رفتید. چقدر سریع به دنبال شیطان رفتید و او را استجابت کردید!

ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ خِفَافاً. شیطان از شما خواست تا شما نهضت کنید و برپا باشید. بعد دید که شما هم برپا شدید، با ندای شیطان و هم سبک و چالاک هستید.

وَ أَحْمَشَكُمْ  فَأَلْفَاكُمْ غِضَاباً و شما را به خشم آورد و نسبت به ما و دین غضبناک شدید. تا دید خوب سواری به شیطان می دهید، سوار شما شد و شما را تحریک کرده و بر علیه ما شورانید تا حق ما را غصب کنید!

فَوَسَمْتُمْ غَیرَ إِبِلِكُمْ در این جا حضرت از چند ضرب المثل در سخنان شان استفاده می کنند. وقتی که دید شما نهضت کردید و غضبناک شدید، خواستید که مُهر بزنید. چه چیزی را مُهر بزنید؟ شتری که برای غیر خودتان بود! یعنی آن زمان که هر کسی شتر خودش را داغ می زد، شما شتر غیر خودتان را مُهر زدید. کنایه حضرت به غصب خلافت  است که بر روی آن مُهر زدند.

نتیجه:ئبی بی دو عالم می فرمایند: شما شیطان را خوشحال کردید و خداوند را ناراحت و حقی که از آن شما نبود، به زور غصب کردید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاة


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 7]


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 8]


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 9]


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 10]


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 11]


فایل تصویری و صوتی شرح خطبه فدک [بخش سوم – شماره 12]


دسترسی سریع و آسان به راهکار و محتوا برای مناسبت‌های نیمه شعبان، غدیر، محرم و فاطمیه
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.

فهرست مطالب محرم فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا