دوره آموزشی ۲۶ – شناخت اسماء حضرت زهرا سلام الله علیها (جلسه چهارم)

صوت کامل کارگاه :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحَمدُلِلهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی سَیِّدَنا مُحَمّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرین لا سیَّما علی مَولانا بَقیَّه اللهِ فی الاَرَضین وَ اللَّعنُ الدّائم علی اَعدائِهِم اَجمَعین.

اللّهمَّ صَلِّ علی الصِّدیقَهِ فاطمه الزهراء الزّکیه حَبیبِهِ نبیِّک وَ اُمِّ اَحِبّائِکَ و اصفیائِک التی انتَجَبتَها و
فَضَلتَها و اَختَرتها علی نساء العالَمین.

 

با سلام و عرض ادب ان شاء الله در این جلسه با موضوع بررسی اسم مبارک فاطمه که از اسماء خاص صدیقه کبری سلام الله علیها است، بحث خود را ادامه می دهیم. در جلسات گذشته به چند وجه از وجوه تفسیر نام مبارک فاطمه اشاره شد. مبنای بحث، روایتی از حضرت صادق صلوات الله علیه قرار دادیم که فرمودند: «اِنَّ لِله عِندَ الله لِفاطمَهَ تِسعَه اَسماء عِندَ اللهِ عَزَّوَجَل، فاطِمَهُ و الصِدّیقهُ و المُبارَکَه و الطّاهِرَهُ و الزّکیهُ و الراضیهُ و المرضیهُ وَ المُحَدّثَهُ وَ الزّهراء». امام صادق علیه السلام می فرمایند: در پیشگاه خدا، مادر ما فاطمه ی زهرا سلام الله علیها نه اسم دارد. یکی از این نه اسم، فاطمه، دیگری صدیقه، مبارکه، طاهره و… تک تک می شمارند تا برسند به اسم مبارک زهرا.

در این جلسات وجوه مختلفی در تفسیر نام مبارک فاطمه به مدد روایات معصومین علیهم السلام عرض شد. فَطَمَ به معنای جدا شدن، قطع شدن و منع شدن است. وقتی که کودک را از شیر می گیرند می گویند فطیم. به این معنا به فاطمه زهرا سلام الله علیها فاطمه گفته اند چون خلائق از شناخت فاطمه زهرا سلام الله علیها منع شدند، دور شدند، باز ماندند و جدا شدند. کسی نمی تواند آن گونه که فاطمه زهرا سلام الله علیها هست آن حضرت را بشناسد و به کنه معرفت آن حضرت دست پیدا کند. توضیحاتی درباره این اسم مبارک و این تفسیر عرض شد.

در ادامه در ذکر وجه دوم گفتیم که از دیگر وجوهی که برای نام فاطمه بیان شده این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: من دخترم فاطمه را فاطمه نام نهادم، چون خداوند عزوجل او و دوستداران او را از آتش جدا کرده، منع کرده و بازداشته. بین او و آتش ، بین دوستان او و آتش فاصله افتاده است.

در سومین تفسیر از نام مبارک فاطمه به این نکته اشاره شد که فاطمه زهرا سلام الله علیها فاطمه نامیده شده است چون دشمنان او از دوستی او بازمانده اند و جدا شده اند و منع شده اند. دشمنان او این توفیق را نمی یابند که فاطمه زهرا سلام الله علیها را دوست داشته باشند و در قلب خود محبت او و گوهر عشق و ولایت فاطمه زهرا سلام الله علیها را جا دهند. خدا این نعمت را از آنها سلب کرده است.

در این جلسه چهارمین تفسیر از تفاسیر نام مبارک فاطمه را بیان می کنیم. چهارمین تفسیر از تفاسیر نام فاطمه در روایت شریفی از امام صادق صلوات الله علیه که مرحوم شیخ صدوق در کتاب گرانقدر علل الشرایع جلد ۱ صفحه ۱۷۸ به آن اشاره کرده، بیان شده است. این تفسیر اینگونه توضیح داده شده: «اَتَدری ایُّ شیء تفسیرُ فاطِمَه؟» امام صادق علیه السلام فرمودند: آیا می دانید تفسیر اسم فاطمه چیست؟ بعد خودشان در مقام جواب بر آمدند و فرمودند: «فطمت من الشر». فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها  از هر شر و بدی دور شده، جدا شده،‌ و منع شده است. برای اینکه این نام مبارک با این معنای چهارم بیشتر شناخته شود باید به نکاتی دقیق اشاره کنم. ببینید عرب گاهی اوقات برای اینکه بخواهد عمومیت یک مفهوم را برساند، بر سر آن کلمه «ال» استفاده می‌کند. مثلا وقتی می‌خواهد بگوید همه‌ی علم پیش آقای فلانی است می‌گوید «العلم عنده». همه‌ی علم پیش او است. از ال،‌ که به اصطلاح ادبی ال استغراق است استفاده می‌کند. در این فرمایش شریف امام صادق علیه السلام می‌فرمایند فطمت من الشر. امام صادق علیه السلام از ال بر سر شر استفاده می‌کنند، که همان ال استغراق است. یعنی چه؟ یعنی تمام شرور و بدی از فاطمه‌ی زهرا دور شده است. همه شرور از آن وجود مقدس جدا شده و هیچ خطا و اشتباهی در آن شخصی که مطهر است، در نهایت پاکی و طهارت است راه ندارد. این یعنی عصمت آن حضرت. در جسم آن حضرت هیچ شری نیست. روایات فراوانی داریم. شیعه و سنی نقل کرده‌اند که صدیقه‌ی طاهره سلام الله علیها  کسی است که بیماری‌های مخصوص بانوان بر آن حضرت عارض نمی‌شده است. روایت داریم که وقتی امام مجتبی علیه السلام به دنیا آمدند بلافاصله صدیقه کبری سلام الله علیها  نماز عشای خود را خواندند. در حالی که عموما خانم‌ها مدتی، شاید تا چند روز نتوانند نماز بگذارند و از بیماری‌هایی رنج می‌برند. ولی آن وجود مقدس کسی است که در تمام دوران از نماز محروم نبود و هیچ روزی نبود که بر او نماز واجب نباشد. هیچ ماه مبارکی بر آن حضرت نگذشت که آن حضرت روزه نگیرد؛ چرا که از آن بیماری مخصوص بانوان پیراسته و آراسته بود. این بعد جسمانی صدیقه‌ی طاهره است. ممکن است شما بپرسید چرا؟ چونروایات فراوانی داریم که حالا فرصت بررسی آن‌ها نیست. من فقط اشاره می‌کنم برای کسانی که اهل تحقیق هستند که عنصر وجودی جسم معصومین علیه السلام از عنصری برتر و فراتر از دیگر مخلوقات ساخته شده است. جسم ما همچون جسم امام نیست.

لذا بسیاری از تفاوت‌ها میان جسم ما و جسم امام، جسم ما و جسم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم موجود است. یکی از تفاوت‌ها این است که هیچگاه جسم وجود مقدس ائمه‌ی طاهرین علیهما سلام سایه ندارد. یا اینکه هیچگاه عرق بدن مطهر آن‌ها بوی بد و ناملایمی ندارد بلکه بوی عطر می‌دهد. این را هرکسی که با ائمه‌ی معصومین مراوده داشته حکایت کرده است. بسیاری از مشکلاتی که ما داریم مانند مریضی، گرسنگی و تشنگی را ایشان هم داشته‌اند ولی همه‌ی پلیدی‌های جسمانی از وجود مقدس آن‌ها پاک و منزه بوده است. اگر بخواهیم سر نخ این ادعا را در قرآن هم پی بگیریم، باید آیه‌ی تطهیر در وصف و شأن آن بزرگواران را بررسی کنیم. از بُعد جسمانی، قرآن می‌فرماید: «إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً». در این آیه هم ال بر سر رجس آمده،‌ یعنی هر گونه پلیدی، هرگونه ناپاکی از شما اهل بیت دور شده است. بُعد روحانی و معنوی چگونه است؟ تمام ناپاکی‌ها از وجود مقدس فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها به لحاظ روحی و معنوی جدا شده است؛ هیچ شرّ و بدی در آن وجود مقدس نیست. هیچ گونه «حسد»، «بخل» و «حرص» در وجود ایشان نیست؛ وجود ایشان در نهایت کرامت، جود و عزت است؛ هیچ اثری از خودآرایی و خودنمایی در ایشان نیست؛ سراپای وجود ایشان طهارت و نور است، هیچ ظلمتی در او نیست. به همین خاطر از مصادیق آیه نور است «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فِیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِی زُجاجَهٍ». از مصادیق این آیه شریفه وجود مقدس صدیقه طاهره سلام الله علیها است. این اطلاقی که کلمه «الشر» دارد، به تعبیر امام صادق علیه السلام، همه این شرور و پلیدی‌ها از وجود مقدس جدا شده است. کمتر کسی را می‌بینیم که هیچ پلیدی در او نباشد، کسانی هستند که با تهذیب و تزکیه نفس به درجاتی می‌رسند اما این گونه نیست که از همه پلیدی‌ها جدا شوند، و چه بسا آنها نیز گذشته ناپاکی داشته‌اند، ولی این وجود مقدس کسی است که لحظه‌ای از زندگی خود را با هیچ آلودگی سر نکرده است و روح او در نهایت طهارت بوده است.

برای روشن شدن مطلب نکاتی را بیان میکنم. در جلسه گذشته روایتی از وجود مقدس رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کردم که در وصف دختر خودشان فاطمه زهرا سلام الله علیها فرمودند که «انّ فاطمه ابنتی خیر اهل الارض عنصرا و شرفا و کرما».‌ فاطمه دختر من، بهترین کسی استبر روی زمین گام می‌نهد. از چه جهت بهتر است؟ از جهت عنصر وجودی و خلقت؛ از جهت شرافت و کرامت.

از نظر «عنصر وجودی از همه بهتر است» یعنی چه؟ چه معنایی دارد؟ برای این که این مطلب روشن شود روایتی را بیان می کنم که این روایت را شیعه و سنی فراوان نقل کرده‌اند. روایت از ابن عباس نقل شده است. «کان النبی یکثر القُبله لفاطمه». پیامبر مکرم اسلام خیلی فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌بوسیدند. بعد از بعثت اسلام، کرامت زن و دختران بسیار فزونی یافت و زن‌ها با عزت، مورد برخورد و معامله و مراوده قرار می‌گرفتند. پیامبر خیلی وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها را تکریم می‌کردند، اما به گونه‌ای احترام می‌کردند که آن احترام عادی نبود. آن قدر تجلیل می‌کردند که این تجلیل نشانگر ویژگی خاص در وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم همه‌ی دخترانشان را اکرام می‌کردند، چه دختران خودشان، چه دختر خوانده‌هایشان را. اما فاطمه زهرا سلام الله علیها به طور خاص و ویژه مشمول احترام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند. مانند این که دست او را می بوسیدند، این که به احترام او می ایستادند، جای خود را به ایشان می دادند، وجود مقدس ایشان را می بوییدند. این‌ها کارهایی بود که سوال برانگیز بود. خصوصا از بعضی از زنان حسود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم). آن‌ها سوال می‌کردند که یا رسول الله چه خبر است؟ چرا این قدر فاطمه زهرا را می‌بوسی؟ إِنَّکَ تُکْثِرُ تَقْبِیلَ فَاطِمَهَ! خیلی تو داری فاطمه را احترام می‌کنی. چرا می‌بویی بدن فاطمه را؟ چرا می‌بوسی دست و صورت و بدن فاطمه را؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در برابر اعتراض آن زن‌های حسود فرمودند: «إنّ جبرئیل أدخَلنِی الجَنَّه لَیلهَ اُسری بی إلی السماء»، در آن شبی که من به آسمان رفتم و سفر معراج را آغاز کردم، جبرئیل مرا وارد بهشت کرد. در بهشت از حبیب خدا از مهمان ویژه‌ی خدا پذیرایی می شود. «فأطعَمَنی مِن جَمیعِ ثِمارِها»، از تمامی میوه‌های بهشت به من خورانید. مرا بر تک تک میوه‌ها مهمان کرد. از نتیجه‌ی میوه‌هایی که در بهشت به من پذیرایی شد، نطفه‌ی وجود مقدس فاطمه شکل گرفت. من به زمین برگشتم. «فحَمَلَت خدیجهُ بِفاطمَه». با آن میوه‌های بهشتی خدیجه، همسر من، به فاطمه باردار شد. این جواب پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم چه ربطی به سوال آن زن دارد؟ پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «فاذا اشتقتُ الی تلک الثمار قبلّت فاطمه». هرگاه مشتاق آن میوه‌ها می‌شوم فاطمه‌ام را می‌بوسم و می‌بویم؛ چون وجود فاطمه از آن میوه‌ها سرچشمه گرفته ‌است. «فاصبت من تقبیلها رائحتها جمیع تلک الثّمار الّتی أکلتها»، با بوسیدن فاطمه بوی تک تک آنمیوه‌های خوش عطر و بوی بهشتی برای من تداعی می‌شود.

روایت را ببینید. ذخائر العقبی صفحه‌ی ۳۶ آورده‌است، قندوزی حنفی در ینابیع الموده جلد دو، صفحه ۱۳۱ روایت را نقل کرده‌است. این به این خاطر است که در وجود فاطمه هیچ شری به لحاظ جسمانی نیست. اگر می‌گوییم آن وجود مقدس جسمش در مرتبه‌ای بالاتر و فوق جسم ماست، به این خاطر است که نطفه‌ی وجودی ما، سرچشمه‌ی جسم و تن و بدن ما از همین مواد دنیایی شکل می‌گیرد. اما ایشان کسی است که بدنش از میوه‌های بهشتی که در نهایت نظافت و لطافت و طراوت است شکل گرفته‌است. لذا هیچ عارضه‌ای از عوارض پست و پلید این دنیا بر آن بدن طاهر و مطهره عارض نمی‌شود. از سوی دیگر مقام معنوی آن وجود مقدس در چه رتبه‌ای‌ است؟ چرا در او هیچ پلیدی به لحاظ روحی و معنوی یافت نمی‌شود؟ اگر بخواهیم این نکته‌ را بیشتر واکاوی کنیم، باید ببینیم امتیاز و رتبه‌ی این وجود مقدس در چه رتبه‌ای است؟ از چه امتیازی برخوردار است؟ شما برای این که هر چیزی را شناسایی کنید باید با دسته بندی، آن‌ها را بسنجید. مثلا می‌خواهید عنصری را بشناسید. با شناسایی آن عنصر مثلا در گروه رادیواکتیوهاست و با شناسایی دسته‌ی رادیواکتیوها خاصیت این عنصر خاص شناسایی می‌شود. وقتی ما می‌خواهیم وجود مقدس فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها را بشناسیم باید ببینیم او در چه گروهی و در چه کلاسی قرار دارد. با شناخت آن کلاس می‌توانیم رتبه‌ی آن وجود مقدس را شناسایی کنیم. ببینید امیرالمؤمنین علیه السلام کیست؟ امیرالمؤمنین علیه السلام کسی است که به تصریح رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: «مَا تَکَامَلَتِ اَلنُّبُوَّهُ لِنَبِیٍّ فِی اَلْأَظِلَّهِ حَتَّى عُرِضَتْ عَلَیْهِ وَلاَیَتِی وَ وَلاَیَهُ أَهْلِ بَیْتِی». فرمودند: هیچ نبی، نبوتش به تکامل نرسید مگر بعد از این که در عالم اظله و اشباح ولایت من بر او عرضه شد و پذیرفت و ولایت اهل بیت من بر آن‌ها عرضه شد و پذیرفتند. آن انبیایی به نبوت رسیدند که ولایت ما را پذیرفتند، این خودش بحث مفصلی دارد که نمی‌خواهم الآن خیلی واردش شوم. امیرالمومنین علیه السلام کیست؟ امیرالمومنین علیه السلام  کسی است که خود آن وجود مقدس فرمودند: «ان الملائکه لخدامنا وخدام محبینا». ملائکه خادمین در خانه ی ما و محبان ما هستند. جبرئیل، جارو زن بیتِ وحی خانه ی امیرالمومنین علیه السلام است. حضرت علی علیه السلام چنین شخصیتی هستند.

امیرالمومنین علیه السلام کسی است نفس پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله  به تصریح آیه ی قرآن است. «فقل تعالوا ندعوا و ابناءنا و ابناءکم، ونساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علی الکاذبین». این آیه به آیه ی مباهله معروف میباشد که بیان می دارد امیرالمومنین علیه السلام نفس پیامبراکرم صلوات الله علیه وآله هستند و تمام کمالات به جز نبوت، در وجود مقدس آن حضرت نهفته شده است. به تصریح روایات فراوان از جمله روایتی که از وجود مقدس امام صادق علیه السلام نقل شده است، امیرالمومنین علیه السلام کفو حضرت زهرا سلام الله علیها می باشد. مرحوم شیخ صدوق رحمه الله علیه درکتاب علل الشرایع صفحه ی ۱۷۸ روایت را نقل کرده است که وجود مبارک امام صادق علیه السلام فرمودند: «لولا ان امیرالمومنین تزوجها ما کان لها کفو الی یوم القیامه علی وجه الارض آدم فمن دونه». اگر جد ما امیرالمومنین با مادرمان فاطمه ی صدیقه ازدواج نمی کرد تا روز قیامت هیچ کس برای ازدواج با دختر رسول خدا، فاطمه ی زهرا شایستگی و کفویت نداشت. هیچ کس لیاقت این را نداشت که همسرحضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها شود. تنها کسی که می توانست لیاقت هم کفو و هم تراز حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها بودن را داشته باشد حضرت علی علیه السلام بود. البته اگر بخواهیم دقت کنیم باید اینگونه بگوییم که حضرت زهرا سلام الله علیها کسی است که تمام بشر جز حضرت امیرالمومنین علیه السلام و پیامبراکرم صلوات الله علیه وآله و اهل بیت علیهم السلام که محارم حضرت زهرا سلام الله علیها هستند همه مادون ایشان هستند. فقط امیرالمومنین علیه السلام است که محرم ایشان نبوده یا مساوی ایشان است یا فوق ایشان، چون کفویت در این روایت به این شکل بیان شده است «ما کان لها کفو». برای او غیر از حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام کسی کفوی پیدا نمی شد. البته تصریح نشده است که حضرت امیر علیه السلام کفو ایشان بوده است یا خیر، بنابر این بهتراست دقیق معنا کنیم و بگوییم اگر حضرت علی علیه السلام نبودند جز محارم حضرت صدیقه سلام الله علیها که پیامبراکرم صلوات الله علیه وآله و معصومین علیهم السلام هستند هیچ کس شایستگی هم رتبگی با حضرت زهرا سلام الله علیها را نداشت. حضرت علی السلام یا هم رتبه ی ایشان بودند یا افضل بودند، لذا حضرت زهرا سلام الله علیها با حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام ازدواج کرد و این کفویت به این معنا برقرار شد. امیرالمومنین علیه السلام که این مقامات را دارند و چنین مرتبه و شخصیتی برای ایشان ترسیم شده است؛ کسی است که نفس نفیس پیامبرخاتم صلوات الله علیه وآله هستند؛ کسی است که همه ی کمالات به جز نبوت در ایشان مندرج است؛ ایشان کسی هستند که اگر نبودند برای حضرت صدیقه سلام الله علیها کفویتی نبود، حضرت امیرعلیه السلام کفو یا برتر از حضرت زهرا سلام الله علیها می شوند. ببینید شخصیت حضرت زهرا سلام الله علیها در چه رتبه‌ای قرار گرفته است.

روایتی دیگر از وجود مقدس رسول مکرم اسلام صلی الله علیه وآله خطاب به امیرالمومنین علیه السلام نقل شده است که: وجود مقدّس رسول مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید: «هَبَطَ عَلَیَّ جَبْرَئِیلُ»، جبرئیل بر من نازل شد. «فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ»، عرضه داشت ای محمد! ای رسول خدا! «إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ یَقُولُ»، خداوند متعال می فرماید: «لَوْ لَمْ أَخْلُقْ عَلِیّاً لَمَا کَانَ لِفَاطِمَهَ ابْنَتِکَ کُفْوٌ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ»، اگر علی را نمی آفریدم، برای دختر تو فاطمه بر روی زمین هیچ کفوی، همتایی و هیچ سری که بخواهد با فاطمه همسری کند، وجود نداشت».

این نشان دهنده عظمت صدیقه طاهره سلام الله علیها و هم رتبگی او با امیرالمؤمنین علیه السلام است. چنین شخصیتی قطعاً باید از هر گونه پلیدی، ناپاکی و کوچک ترین زشتی، دور باشد. آن وجود مقدس باید از کوچک ترین شرّی پیراسته باشد تا حقیقتاً شایسته همسری با امیرالمؤمنین علیه السلام باشد. با توضیحاتی که در رفعت آن وجود مقدس و منزلت صدیقه طاهره سلام الله علیها بیان شد، حال که شناختیم کوچک ترین ناراستی، کژی و کاستی در آن وجود مقدس راه ندارد، می توانیم دریابیم که چرا رسول مکرّم صلی الله علیه و آله و سلم در برابر صدیقه طاهره سلام الله علیها تعابیری شگفت به کار می بردند.

یک بار «من» برای دخترم، دوستم، همسرم، یک تعبیری به کار می برم. این تعبیر طبق هوی و هوس و براساس علایق خودم است. ممکن است واقعیت نداشته باشد. ممکن است من کسی را تکریم کنم، از کسی تعریف یا تمجید کنم، ولی او شایسته این تکریم نباشد. ممکن است در برابر کسی تواضع کنم، ولی این تواضعم از سر تملّق باشد. یا اینکه شناخت صحیحی نسبت به او ندارم، لذا تعریف و تمجید من، چندان بیانگر حقیقت نباشد. ولی وقتی کسی که هر آنچه بر دو لب مبارکش جاری می شود، بر طبق رضایت و غضب خداست، «وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهَوَى إِن هُوَ إِلَّا وَحیٌ یُوحَى» است، آن چیزی را که خدا دوست دارد می گوید و آن چیزی را بیان می کند که خدا می پسندد و اراده خدا را بیان می کند. در واقع شما در آئینه کلمات، سخنان و رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می توانید حقایق را ببینید. هر حقیقتی که خداوند متعال به آن راضی است و می پسندد، هر کاری را که خدا دوست دارد، در بیان رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و رفتار او، جلوه حسن پیدا می کند. در مقابل، هر کاری را که خدا نمی پسندد، هر کس را که خدا دوست ندارد، هر فعلی را که خدا به آن راضی نیست و خداوند متعال نمی پسندد و رضایت ندارد، در کلام و رفتار پیامبر انعکاس پیدا می کند و آن حضرت از آن نهی می کند، بر آن کار غضب می کند و نسبت به آن شخص اظهار مزمت، کاستی و ناراستی می کند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آئینه تمام نمای حق و باطل و رضا و غضب خدا است.

وقتی می بینیم چنین وجود مقدّسی، از دختر مطهّره اش اینگونه تعبیر می کند که «فاطمه ی من، بضعه ی من است»، بضعه تن من نه، بضعه من. می دانید ما مرکبی از کمالات و بدنمان هستیم. علم من، عقل من، هوشیاری من و فهم من، غیر از بدن من است. از بدن من ممکن است اعضایی کم شود ولی از ادراک و شعور و عقل من چیزی کم نمی شود. یا چه بسا به عقل و شعور و ادراک و فهم من چیزی اضافه شود ولی به بدن من اضافه نشود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نمی فرمایند: «فاطمه زهرا پاره تن من است» در حقیقت (ما خیلی وقت ها روایت را اشتباه معنا کردیم) پیامبر می فرمایند: «فَاطِمَهُ مِنِّی» نمی فرمایند: «فَاطِمَهُ بَضعَهٌ مِن بدنی!»؛

 حقیقت وجود پیغمبر چیست که تمام کمالات پیغمبر به اوست؟ اگر پیغمبر اشرف انبیاء و کائنات و گل سر سبد عالم خلقت شده است که «لو لاک لما خلقت الافلاک»؛ اگر کسی است که افتخار آدم و ما بعد آدم همه این است که مقدمه باشند برای بعثت او، این پیغمبر چه کمالاتی دارد؟ چه مقاماتی دارد که به چنین مرتبه عظمایی رسیده، گوی سبقت را از همه خلائق و مخلوقات خدا ربوده؟ او کسی است که در نهایت همه فضائل و کمالات علمی و عقلی است. چنین وجود مقدسی بفرماید : «فاطمه بضعه منی». فاطمه پاره من است، نه پاره تن من! یعنی هر آنچه از کمالات در من هست ، پاره ای از آنها در فاطمه منعکس است. در فاطمه موجود است. سراغ کمالات من را در فاطمه بگیرید. وقتی پیغمبر خدا بفرمایند: «فداک، ابوک». فاطمه جان! پدرت فدای تو باد. این یک تعارف ساده نیست، از کنار این ساده نگذریم عزیزان! ممکن است من قربان صدقه بچه ام بشوم، ولی قربان صدقه شدن پیغمبر هم «ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی» است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تک تک کلمات طبق رضایت و غضب الهی عمل می کند. رسول خدا کسی است که حتی در اظهار محبت به دخترش بشری و عادی عمل نمی کند. اگر می گوید «فداک ابوک» حقیقتا فاطمه زهرا را شایسته چنین تکریمی می بیند و مبالغه و اغراق نمی کند. فاطمه زهرا سلام الله علیها ازعظمتی برخوردار است، از چنان طهارتی برخوردار است که رسول مکرم، اشرف کائنات اینگونه در برابر او تمجید می کند.

تعبیر، تعبیر عجیبی است. رسول اکرم هر وقت فاطمه سلام الله علیها را می دید می گفت: «یا بنتی»، دختر عزیزم؛ و او هم می گفت: «یا ابه»، پدر عزیزم. «یقبل یده فاطمه»، دست فاطمه را می بوسید و می فرمود: «بهجه قلبی»، فاطمه بهجت قلب من است. هر وقت نگاهش می کنم، دلم خوشحال می شود و شاد می شود. «و ابناها ثمره فؤادی»، پسران فاطمه میوه دل من هستند. همه این ها را ضمیمه کنیدبه این که فاطمه زهرا سلام الله علیها کسی است که در همه حرکات طبق حق و حقیقت و بر نهایت طهارت عمل می کند. «بعلها نور بصری»، شوهر فاطمه چشم روشنی من است. هر وقت نگاهش می کنم چشمم روشن می شود. «والائمه من ولدها امناء ربی»، امامان از فرزندان دخترم یعنی فرزندان امام حسین علیه السلام امین های پروردگارم هستند. «و حبله ممدود بینه و بین خلقه»، آن ها آن ریسمان آویخته اند که هر کس بخواهد به خدا برسد و به رحمت خدا واصل شود، باید دست به دامن این انوار مقدس بزند و باید به آنها اظهار محبت بکند. باید تابع آنها و شیفته آنها باشد. «من اعتسم بهم نجا و من تخلف عنهم هوا»، هرکس به آن ها متمسک شود نجات پیدا میکند و در هیچ جایی تنها نمی ماند و در هیچ گرفتاری دچار لغزش و گمراهی نمیشود. هرکس از ایشان روی برگرداند و تخلف کند دچار سردرگمی و گمراهی خواهد شد. اگر خواستید روایت را ببینید جوینی سنی در فرائد السمطین جلد یک صفحه ۶۶ آورده است.

از این مجموعه روایات نتیجه می گیریم فاطمه زهرا سلام الله علیها به خاطر آن عظمتی که در طهارت و راستی او هست، شایسته ی چنین تبتیل و تمجید و تکریم است. بر اساس نکاتی که خدمت عزیزان راجع به مرتبت و بزرگی مقام صدیقه ی طاهره ذکر شد و راجع به مرتبه و عنصر وجودی بدن مطهر آن حضرت، مشخص شد که وجود مقدس صدیقه ی طاهره از بدنی برخوردار است که اصل و اساس آن از میوه های بهشتی شکل گرفته و این بدن در طهارت و لطافت بی نظیر است تا آنجا که هر وقت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مشتاق بوی میوه های بهشت می شد فاطمه ی زهرا را می بوسد و می بوید. بر این اساس می توانیم به یکی از القاب صدیقه ی طاهره با عنوان «حوراء انسیه» و به مفهوم عمیق این لقب پی ببریم. در روایات فراوان‌ و در زیارتی که برای ایشان  نقل شده است از

این تعبیر استفاده شده است. «السلام علیک ایها الحوراء الانسیه». حوراء یعنی حوریه، فرشتگان بهشتی که در نهایت لطافت و ظرافت جسمانی هستند. می دانید که فرشتگان هم جسم دارند اما جسم لطیف. فاطمه ی زهرا انسان است، اما عنصر وجودی او ملکی است در قالب بشر. بشری است که وجود او همچون ملک از لطافت و ظرافت و از نهایت طهارت برخوردار است.

سلامی است که مرحوم حاج شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان در باب زیارت حضرت زهرا سلام الله علیها نقل فرموده اند:

«اللهم صل علی محمد و اهل بیته و صل علی البتول الطاهره الصدیقه المعصومه التقیه النقیه، الرضیه المرضیه، الزکیه الرشیده، المظلومه المقهوره، المغصوبه حقها، الممنوعه ارثها، المکسوره ضلعها، المظلوم بعلها، المقتول ولدها، فاطمه بنت رسولک و بضعه لحمه و صمیم قلبه و فلذه کبده و النخبه منک له و التحفه خصصت بها وصیه و حبیبه المصطفی».

عرض توسل امشب ما ترجمه عبارات همین زیارت جانسوز و پر غصه و غم باشد. خدایا صلوات بفرست بر آن بانویی که طاهره بود، آن بانویی که صدیقه بود، آن بانویی که معصومه بود، خدایا صلوات بفرست بر آن بانویی که مظلوم بود، خدایا صلوات بفرست بر آن بانویی که بر او با قهر و غلبه ستم کردند، بر آن بانویی که حقش را غصب کردند، ارثش را از او گرفتند، پهلوی او را شکستند، همسر او را به ظلم خانه نشین کردند، فرزند او را کشتند، او کسی بود که فاطمه نام داشت، دختر رسول تو. خدایا او کسی بود که پاره رسول خدا بود. تحفه و هدیه ای بود از جانب تو به رسول خدا و این هدیه به ودیعت گذاشته شد در دستان امیرالمؤمنین، این هدیه چگونه پایمال شد؟ این گل چگونه پر پر شد؟ اگر می خواهید بدانید فاطمه زهرا چگونه پر پر شد باید از خودش بپرسیم فاطمه جان چه اتفاقی افتاد پشت در و دیوار آن وقتی که دشمن حرامی به خانه شما حمله کرد، آن وقتی که نعره می زد که بیایید بیرون می خواهم خانه را با اهلش به آتش بکشم؛ شیعه و سنی همه نوشته اند، نقل های فراوان است که فاطمه زهرا پشت در آمد، فرمود من فاطمه ام که پشت در قرار گرفته ام، آن مرد نانجیب فریاد زد هر چند تو پشت در باشی خانه را با اهلش به آتش می کشم! مگر اینکه علی بن ابیطالب برای بیعت با خلیفه بیرون بیاید. اتفاقی که افتاد این بود که فاطمه زهرا مدافع حق امیرالمؤمنین ممانعت می فرمود از ورود مهاجمان جانی و این صدیقه طاهره بود که در میان در و دیوار جان خود را برای دفاع از امام زمانش امیرالمؤمنین در طبق اخلاص نهاد. کار بجایی برسد که فریاد بزند: «یا فضه خذینی والله قتل ما فی احشایی»، فضه به فریادم برس که آنچه در دل داشتم کشته شد. امیرالمؤمنین علیه السلام غریبانه و مظلومانه به سمت مسجد حرکت داده شود و فاطمه زهرا سلام الله علیها پشت در و دیوار از سینه مبارکش خون جاری باشد.

غنچه از گل شد جدا دیگر مگو           بامن از مسمار روی در مگو

ای قلم بشکن دگر دفتر مگو             رحم کن ای سنگدل آخر مگو

انشاءالله به زودی زود شاهد روز موفور السرور انتقام از قاتلین و ظالمین حق صدیقه طاهره سلام الله علیها باشیم.

 

دانلود فایل صوتی کارگاه
دانلود فایل صوتی کارگاه

آیا این پاسخ به شما کمک کرد ؟

مقالات مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید

هفده + 5 =