آثار نوشتاری و اجرایی دیگر مناسبت هاآثار نوشتاری و اجرایی محرمبرگزاری عزاداری محرمبزرگسالدیگر مناسبت هامتن ادبی و دکلمه محرممتنیمحرممخاطبیننوع محتوا

تخریب سامرا – متن ادبی محرم

تخریب سامرا متون ادبی در مورد واقعه تخریب حرمین عسکریین علیهم السلام در سامرا(۲۳محرم)

تخریب سامرا ، تخریب حرم عسکریین، به انفجارا و تخریب حرم امام هادی و امام حسن عسکری (علیهما السلام) توسط تروریست‎های تکفیری در سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ش اشاره دارد.آه از این درد و غم دل امام عصر علیه السلام را شکستند.

تخریب سامرا – ۱ متن اول

چهارشنبه؛ سوم اسفند ۸۴، بیست و سوم محرم ۱۴۲۷

بامداد است؛ هنگام اذان صبح. همه جا تاریک است. انگار تمام تاریکى تاریخ یکجا جمع شده، انگار شب نمى‏ خواهد چنبره‏اش را از روى زمین جمع کند. ولوله‏اى شهر را فرا گرفته، عجیب وضعیتى است.

مى ‏گویند عده ‏اى با لباس نیروهاى امنیتى عراق، وارد صحن حرم عسگریین علیهماالسلام شده ‏اند و پس از بستن دست و پاى خدام و نگهبانان حرم که اتفاقا آن شب برخلاف رویه معمول، تعدادشان خیلى کم بوده، دو بمب قوى را یکى در سرداب و دیگرى را زیرگنبد در کنار ضریح مطهر قرار داده‏ اند و به سرعت آنجا را ترک کرده ‏اند و بعد …

قسمت‏هاى زیادى از گنبد طلاپوش سامرا از بین رفت، یکى از گلدسته‏ ها فرو ریخت، سرداب ویران شد و قلب‏هاى بسیارى شکست. آن شب سامرا عزادار شد. نجف و کاظمین و کربلا و بقیع عزادار شدند، شیعه عزادار شد. آن شب بشریت براى همیشه تاریخ عزادار شد…

❗️این نکته قابل تامل است که چرا این انفجار و حمله در این زمان خاص یعنى چهارشنبه صبح انجام شده است. طبق روایات، حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه) چهارشنبه صبح به بارگاه مقدس پدر و جدشان تشریف مى‏ برند و در سرداب معروف که محل غیبت ایشان نیز مى‏ باشد به نماز مى‏ ایستند. همزمانى این دو واقعه جاى تامل دارد.

یا امام عسکری!

هرگز از یاد من شیعه نخواهد شد پاک

زیبا گل عسکری بیا تا که کنم

آن لحظه که زیبا حرمت شد همه خاک

با بودن تو معنی هستی ادراک


تخریب سامرا – ۲ متن دوم 

بیان غربتت

سالهاست که قلمم در بیان غربتت رخت ماتم بر تن کرده
و امروز …
امروز شاید جان قلم آتش گرفته
از هم گسسته شده
پاره
ویران
مثل تکه های این گنبد به خاک نشسته
ذره ای شده
میان این پاره سنگهایی که روزی صحن و سرای پدرت بود و خانه مادریت
مولای غریب شهر غربت زده سامرا
شهر غبار آلود آرزوهایت
زادگاهت
به خاک نشسته
به درد
کجایی ؟
در حرم نشسته ای
یا در سرداب نجوا می کنی
کمتر اشک بریز
کمتر
وجب به وجب این خاک تمنای تو را می کند
و قطعه قطعه اش ناز قدمهایت را می کشد
برایم بگو
بگو از این رنج به استخوان رسیده
این مردم فراموش کرده اند
زمزمه کن
از تاریکی سرزمین مادریت
و از دردهای خاک به سوگ نشسته پدریت
برایم بگو
گویی همه چیز را از یاد برده ایم
برایمان بگو
از …
از این آسمان فرو ریخته
بهشت به غم تنیده
و بارگاه به خاک غلطیده

وهنوز زمین تنش درد می کند و آسمان می بارد کنار اشکواژهای تو
هنوز این گلدسته ها در حسرت تاریخی خود تب می کنند
و در عطش نام “علی” می سوزند
هنوز این مناره ها تشنه یک واژه تاریخی
تشنه یک نورند
“اشهد ان علی ولی الله”
گویی این اقلیم به سوگ نشسته در غربت نام “علی” جانش به لب رسیده
هنوز هم نمی آیی ؟


تخریب سامرا – ۳ متن سوم:

سامرا سُرمن رأی بودی چند وقتی است سرد و دلگیری

سامرا سُرمن رأی بودی چند وقتی است سرد و دلگیری

هر کجا رفته ام دم مغرب حرم اهل بیت غوغا بود

چلچراغی نبود دور ضریح فرشهایش تمام خاکی بود

همه دلخوشی ما این بود لااقل یک حسن حرم دارد

عمه و مادر امام زمان قبرشان گر چه نیمه ویران بود

هر کسی رفت حج بیت الله بست احرام از برای طواف

مثل پروانه در طواف شمع پسری دور بستر بابا

تا که گفت آب ظرف آب آورد لب عطشان او تکان می خورد

عمه ای بود و مادری هم بود نه میان نگاه های حرام

آستین ها حجاب سر می شد بین آن گیر و دار در بازار

انقدر نیزه را تکان ندهید چون که جا باز کرده در حنجر

داری ای خاک پر ز غم کم کم بوی شهر مدینه می گیری

نه،ولی سامرا غروب که شد خالی از زائر و چه تنها بود

غربت این چهار قبر غریب از بقیع و مدینه حاکی بود

حال قبری خراب و ویرانه پیش این دیده ترم دارد

به خدا پانخورده چادرشان نشده رویشان به ضربه کبود

یاد آقای سامرا باشد بین هر ناله و دعای طواف

پاک می کرد قطره های اشک کم کم از دیده تر بابا

کی به پیش نگاه این فرزند بر دهان چوب خیزران می خورد

وای از ماجرای بزم شراب وای از ازدحام شهر شام

چه کسی دیده است دعوای زن و یک نیزه دار در بازار

زیر پایت نگاه کن نامرد سرش افتاده باز بین گذر


تخریب سامرا – ۴ متن چهارم

٢٣ محرم
یعنی ،آنان بودن شما را بیشتر از ما باور دارند? که به خیال خامشان با تخریب حرمین و سرداب می خواهند به جان مبارک شما تعرض کنند
چه تلاش بی ثمری!!
که شما بقیه الله هستید و من …
من اگر بقدر آنان باورتان داشتم
شما کنج زندان غیبت روز و شب بر مصیبت جدتان اباعبدالله خون گریه نمی کردید?
یا بن الحسن بر ما ببخش اینهمه تجاهل را?

برای آشنایی بیشتر در مورد امام حسن عسکری علیه السلام  مقاله ی به عنوان کتاب زندگانی حضرت را مطالعه نمایید.
برای مشاهده تمامی مقاله های متن ادبی محرم اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده تمامی مقاله های متن ادبی مناسبتهای مختلف اینجا کلیک کنید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

‫۱۱ نظرها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن