متن ادبی و دکلمه محرمآثار نوشتاری و اجرایی محرمبزرگسالمتنیمحرممخاطبیننوجواننوع محتوا

بی تاب اربعین – متن ادبی محرم

بی تاب اربعین، در انتظار ظهور

بی تاب اربعین مجموعه ای از متون ادبی و تذکر به وجود مقدس امام عصر علیه السلام در زمان اربعین حسینی است که برای شما بزرگواران و همراهان همیشگی خدمتگزاران آماده کرده ایم.

بی تاب اربعین شماره 1

یک قدم، دو قدم، سه قدم …. هر سال قدم هایم را در مسیرتان می شمردم؛ برای بیان حداقل ارادتم به شما، برای همدردی با امام سجاد علیه السلام و عمه سادات سلام الله علیها. امسال هم …. یک قدم، دو قدم، ….. سه قدم؟؟ نه! امسال دیگر مجال این ابراز ارادت نیست، دل بی تاب اربعین است و آن همه خلوص و مهربانی اش!

باید فکر کنم، راه چاره ای، تسکینی برای دلم! مادر تلویزیون را بلند می کند؛ اربعین را به میان زندگی هایتان بیاورید! امسال اربعین؛ هر کداممان حسینی تر باشیم، مهربان تر، رفتارمان گویای کلام اماممان باشد، که فرموده اند: حوائج مردم به سمت شما نعمت است! دیگر نمی شنوم! چرا به ترویج کلامتان فکر نکرده بودم چرا کلامتان را میان زندگی ام نیاورده بودم!؟

یا صاحب الزمان! به من توان تغییر در رفتارم را بدهید، که نیازهای اطرافیانم خسته ام نکند، که همه بفهمند محب حسین علیه السلام رفتارش کلام امامش است. مولای خوبی ها، لحظاتم را با دعای بر فرج شما گره زده ام به امید نزدیک شدن ظهورتان.


بی تاب اربعین شماره 2

سلام عزیز فاطمه! با خودم عهد بسته بودم امسال، هر چه شد بهانه نیاورم، فقط اربعین بیایم به سمتتان … اصلا حسرت کشیدن بس است. یک سال است که مدام مرور می کنم کوله ام را، نوحه هایم را، دعا هایم را، پیراهن مشکی ام را … یک سال است بی قرار این اربعین هستم، اما …یک ویروس که به چشم هم نمی آید، آرزوهایم را اشک کرد و از چشمانم انداخت.

میدانی عزیز تازه قدر نفس کشیدن برای سیاه کردن های خیابان ها را فهمیدم، قدر دسته ها را، قدر … نه اشتباه می کنم! محرم فقط به این قدم ها نیست! به یاد دارم که در روضه ها می گفتند: محرم یعنی زمان پذیرش توبه یعنی زمان تقدیر متعالی را خواستن؛ یعنی همراهی با امام را خواستن.

محرم یعنی با کلام امام زندگی کردن، بر مدار ارزش معصوم بودن، زینبی بودن. محرم یعنی سیاه پوشیدن و این سیاهی یعنی مهربان تر شدن، با حوصله تر شدن با تمام مردم. محرم یعنی ترک یک رفتار ناپسند، که همه بفهمند، محب حسین در محرم حسینی تر می شود.

عزیز فاطمه! یا صاحب الزمان کمکمان کنید کلامتان تنها مسیر زندگی ما باشد! که شمایید تنها صراط مستقیم خدا.

اللهم عجل لولیک الفرج


بی تاب اربعین شماره 3

این روزها به تو زیاد فکر می کنم؛ هدهد!! پرنده ای بودی بالای سر نبی خدا؛ سلیمان. یک روز به علتی نبودی و نبودنت را حضرت سلیمان متذکر شدند… من اما! من اما بودنم در سایه ی امامم خیلی کمرنگ است، آنقدر می آیم و میروم که به گمانم دیده نمی شوم. چه می گویم!؟ هذیان می گوید دلم.

مگر می شود چیزی در این عالم گم شود از نگاه امام، ولی خدا!؟ حال منم و این روزهای نزدیک به اربعینت یا حسین! حال منم و حسرت راهی که نیست. که نیست؟ نهیب میزند دلم؛ راه کربلا بسته است، راه نزدیک شدن به امام حسین، به کلام امام هم بسته است؟؟ شرمنده می شود دلم؛ چقدر دورم از کلام امام، چقدر غریب است هنوز کلامتان.

یا صاحب الزمان! کمکم کنید، بینا شود دلم به کلام شما، به کلام اجدادتان، بفهمد دلم هادی بودن شما را، که آمده اید دستمان را بگیرید و ببرید به سمت رضایت خدا کمکم کنید جبران کنم گذشته ای را که به غفلت گذشته است، اربعینی را رقم بزنم که دل ها و رفتارهایمان حسینی تر شود، و دعایمان کنید، حال که چشمانمان باز شده، “اربعین بعد” به همراهی کلامتان، و نزدیک شدن رفتارمان به شما خاندان، به سمت کربلا روانه شویم.


بی تاب اربعین شماره 4

هنوز خارمغیلان هست. هنوز هرم گرمای صحرای کربلا هست. هنوز فرات پر آب هست….. و هنوز امام دوران …. طرید است، فرید است! و غریب! حواست هست دل من!؟ حواست هست برای تسلای دل امام سجاد و حضرت زینب دختر حضرت مادر به اربعین میروی و امام زمانت تنها رها شده اند؟؟ بیا و کاری کن تا بانگ اجل بلند نشده به رفتنت!

حضرت مادر! خراب کرده ایم، دعایمان کنید، تقدیرمان بچرخد به یاری امام عصرمان، دعایمان کنید جز در خانه ی آخرین فرزندتان، در خانه ی دیگری را نزنیم. که حجت هر زمانه ای معنای تمام و کمال ولی خداست، یعنی همراهی برای ما، برای رسیدن به رضای خدا. حضرت مادر به دعاهای با اشک همراه شده مان، شما آمین بگویید که ظهور نزدیک شود. که انتقام خون حسین علیه السلام گرفته شود، که دنیا آرام شود، برای همیشه.


بی تاب اربعین شماره 5

خسته اند، پریشانند، چشمانشان به جامانده های از سفرشان هنوز عادت نکرده، چه آن ها که بالای سر نیزه بودند، چه آن طفل جامانده در خرابه…. خسته اند و به سمت کربلا روان…. و ما سال هاست به یاد شما عمه سادات، حضرت زینب، هر اربعین کوله هایمان را برمی داریم و روان می شویم به سمت کربلا.

ماییم و موکب هایی که عزیز شمرده می شویم، ماییم و دنیایی از اکرام و احترام، دیگر خارهای مغیلانی نیست در مسیر ما، پاها به آبله نرسیده، ترمیم میشود به هزار لطف میزبانان حسین علیه السلام. و امسال … ماییم و حسرت پیاده روی اربعین، ماییم و کم شدن راهی برای ابراز ارادتمان.

اما … متوسل شده ایم به شما یا صاحب الزمان، امام حی دوران. نه یک راه که هزاران راه خدمتگزاری در این اربعین برایمان زنده می کنید، اصلا گویا چشمانمان را باز می کنید. نگاهمان امسال بینا می شود به کلام امام سجاد، به کلام سفیر امام سجاد حضرت زینب سلام الله علیها.

چرا این همه سال کلامتان میان ما محبین غریب بود؟ چرا رفتارمان چون لباس های سیاهمان رنگ کلام و رفتار شمارا نداشت چرا …. جایی برای چراها نمی ماند! امسال “معجزه” شده برای دل هایمان که اربعینی متفاوت رقم بزنیم که به برکت نگاه شما یا صاحب الزمان، حسینی تر شویم در رفتارمان، اخلاقمان … که یادمان باشد انصاف و مدارا داشته باشیم با تمام مردم و دعاهای فرجمان از امروز با خلقی حسینی تر با رفتاری علوی به سمت آسمان روانه شود، به امید تعجیل در فرجتان.


بی تاب اربعین شماره 6

برای من اربعین حکم یک قطب نما را دارد… سالی یک بار دل های عالمی را می چرخاند به سمت حرمت یا حسین. فرقی نمی کند شیعه باشی یا سنی، این بار حتی مسلمان بودن هم شرط نیست، مسیحی و یهودی هم می آیند با قطب نمای آزادگی اربعین سمت شما. که شما پناه عالمید با خودم فکر می کنم چرا تنها سالی یک بار … مگر شما هادیان دین نیستید؟

مگر هدایت با شما معنا نمی گیرد مگر شما خاندان، تنها صراط مستقیم به سمت خداوند نیستید؟؟ پس چرا سالی یک بار ….. نهیب میزند دلم!! کم کاری از کیست، جز شیعیانتان؟ جز من …ما!؟ چقدر کلامتان را، چقدر رفتارتان را گوش کردیم، عمل کردیم؟ که الگو شویم برای عالمی …

یا صاحب الزمان! اشتباه کرده ایم. اما شما امامی هستید که اگر به سمتتان بیاییم کاستی هایمان را جبران می کنید. عمری را هدر داده ایم مهدی جان. و حال بیدار شده ایم با ذره ای ناچیز؛ یک ویروس! تازه نعمت ها را در همین محروم شدن ها دیده ایم.

گویی دل هایمان بیدار شده است و مدام چون یک قطب نما می چرخد سمت شما، که عامل بقای آسمان و زمینید، این اربعین کاش قلب های زنگار گرفته ی محبینتان با فهم کلامتان پاک شود و تمام روزهای دنیا، قلب های عالمی بچرخد سمت کلامتان، سمت حقیقت، سمت هدایت.


بی تاب اربعین شماره 7

گاهی دنیا چون پل صراط می شود،گویا هر لحظه می خواهد تورا بیندازد! دنیا؛ جای امنی نیست، جایی که شیطان هست، نفس هست اما … نه! “تو هستی” تو حامی ترین خلق، برگزیده ی خدا! اشک هایم را می بینی، زخم پاهایم را بر این پل لغزنده ی دنیا! برایمان دلدادگی به اربعین را رقم زده بودی که پل صراطمان شود؛ وسیع، محکم، امن … اشک امانم نمی دهد، چشم هایم تار می بیند، من که اربعین را هرگز تجربه نکرده ام، امسال هم داغی روی داغی … تو بگو چه کنم!؟ گذر از دنیایم بدون شما سخت است.

شما همیشه دستگیرید، همیشه حامی، من برایتان چه کنم!؟ با خودم مرور میکنم چه خواسته است پیامبر رحمت از ما، چه باید بکنیم برای شما خاندان: قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَا اجری نخواسته است الا دوست داشتن شما.

برای این تنها درخواست آخرین پیامبر خدا چه کنم؟ بگذار تاریخ را مرور کنم؛ همان روزهای دور را می گویم، با داغی همیشه زنده، همیشه تازه، کربلا! تیرها، نیزه ها، سرها …. تلاش برای خاموش کردن نور خدا، دفن کردن هدایت دلم بیشتر میگیرد، بگو چه کنم، ….

یاصاحب الزمان! تنها فرزندی که از آن ایام مانده است. تنها امامی که در حوادث آن روز هنوز سهیم است تنها کسی که هنوز می شود به او‌ محبت به نزدیکان را انجام داد تنهای، تنهای، تنها شمایید و شما هر لحظه تنها به زیارت می روید که نه، هر لحظه واقعه برایتان تکرار می شود. برای آرامش دلتان، صدقه می دهیم و دعا می خوانیم که: امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء


برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا