ادعیه و زیارات غدیرآثار صوتی غدیرآثار نوشتاری و اجرایی غدیرآثار ویدیویی غدیربزرگسالسخنرانی صوتی غدیرغدیرفایل صوتیفایل ویدیوییمتن سخنرانی و مقاله غدیرمتنیمخاطبیننوجواننوع محتواویدیو محتوایی غدیر

شرح خطبه غدیر (بررسی فرازهای خطبه غدیر)

شرح خطبه غدیر همراه با فایل صوتی و متن

در این مقاله شرح خطبه غدیر به همراه متن قرار داده شده تا شما بزرگواران بتوانید از آنها استفاده نمایید.



شرح خطبه غدیر بخش اول

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 1

متن شرح خطبه غدیر بخش اول

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

در ابتدای خطبه غدیر رسول خدا صلی الله علیه و آله این چنین می فرمایند:

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ خطبه غدیر

بحث ما در همین چند جمله است. الحمدلله یعنی حمد و شکر برای خداوند، اما حمد و شکر با هم فرق هایی دارند. در حمد یعنی من تمام نعمت های پروردگار را شکرگزار هستم؛ حتی اگر آن نعمت به من نرسیده باشد. لذا نگفته اند الله الحمد، فرمودند الحمدلله یعنی منحصر می کنند و انحصار می شود که حمد فقط و فقط برای خداوند تبارک و تعالی است.

حتی اگر شخصی زحمتی برای من کشید، از او تشکر می کنم اما باز هم کاری که او انجام می دهد، در واقع بر می گردد به قدرت کسی که به او این قدرت را داده که با آن، این کار را برای ما انجام دهد و او کسی نیست جز خداوند تبارک و تعالی.

پس در واقع حمد برای خداوند تبارک و تعالی است. این جا اگر الله الحمد می آمد، یعنی خدا برای او حمد است. یعنی برای بقیه هم امکان حمد وجود دارد. در حالی که فرمود الحمدلله یعنی حمد فقط برای خداوند تبارک و تعالی است.

لذا اگر کسی کاری را انجام داد، آن لطف هم باز از سمت خدا است.

در آیه داریم:

وَ ما بِكُم مِن نِعمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ.
هر نعمتی که به شما می رسد، از جانب خداوند است.

درست است که اگر کسی کاری انجام داد یا زحمتی کشید، باید از او تشکر کرد اما باز هم بدانیم کاری که او انجام داده، خداوند تبارک و تعالی به او قدرت داده به او پولش را داده، پس حمد ما باز هم به خداوند برمی گردد.

«الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ» خطبه غدیر

علا به معنای علو و به معنای رفعت و بالایی هست.

 در لغت این چنین آمده است: «هو الرفعة من حيث هو من دون نظر الى كونه سافلا» رفعت و بالایی که وقتی به ذهن ما می رسد، ما به بالایی و پایینی فکر می کنیم. لذا بالا را مشخص می کنیم ولی علا به این شکل نیست، علی بالایی هست که پایینی برای او و سافل برای او وجود ندارد. پس این می شود علو. یکی از رفعت های پروردگار در وحدانیت است.

 این حدیث بسیار زیبا از امیرالمؤمنین علیه السلام است: «وحدانیت چهار معنا دارد دو تای آن صحیح است و دو تای آن ناصحیح است.»

که این حدیث در کتاب التوحید شیخ صدوق ص۸۴ آمده است. شرح عربی آن به این ترتیب است:

اولین معنی: توحید عددی است که این برای خداوند صحیح نیست و به این معنی است که خداوند یکی است در مقابل یک و دو و سه و چهار، این معنی توحید عددی است که صحیح نیست برای خداوند، او یگانه است.

دومین معنی: توحید نوعی است که این نیز صحیح نیست. توحید نوعی یعنی جنس آن را مشخص کنیم. پس آمده ایم خداوند را تشبیه کردیم. یعنی انسان شامل زید و عمرو و احمد و علی و غیره است. پس جنس یکی است ولی تعداد افراد زیاد می شود که این نیز صحیح نیست.

سومین معنی: توحید که صحیح است این است که او یگانه است. یعنی هیچ کس مثل او نیست. لذا شبیه و نظیر ندارد. لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ، لذا اهل بیت علیهم السلام فرموده اند: الله شی لا کالاشیاء خداوند مثل بقیه اشیاء نیست، او چیزی هست اما نمی دانیم چیست و به ذهن و عقل و فکر انسان نمی رسد. مثل بقیه اشیاء نیست که این را توحید صحیح گویند.

چهارمین معنی: یکی دیگر از توحیدهایی که صحیح است، این است که توحید تجزیه ناپذیر است، یعنی چه؟ یعنی او یک است و شریکی برای او وجود ندارد.

چهار معنی برای توحید گفته شد که دو تای آن صحیح و دو تای آن درباره خداوند نادرست است. پس در این قسمت

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ خطبه غدیر

یعنی: خداوند علویت و رفعتش یکی است و در توحدش است که کسی به او نمی رسد.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش اول

شرح خطبه غدیر بخش نهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 9

 

متن شرح خطبه غدیر بخش نهم

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران، به فرازی از خطبه شریف غدیر می رسیم که، رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در مورد پروردگار می فرمایند:

دنا فی تفرده وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْکانِهِ، وَاَحاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَکانِهِ خطبه غدیر

خداوند تبارک و تعالی در تنهایی خودش به آفریدگانش به مخلوقین نزدیک است. این نشان دهنده مهربانیت خدا است. خدایی که آسمان را خلق کرده، مخلوقات را آفریده تمام اینها را حساب کنید. با این حال اگر شخصی بگوید یا الله و پروردگار را از ته دل بخواند، خداوند به او لبیک می گوید.

هرچند که قابل مقایسه نیست ولی به عنوان مثال گاهی اوقات شخصی به سِمَتی می رسد در دنیا، به سمت های دنیایی می رسد، رفتن به سمت او خیلی سخت است. محافظ ها و دفتر کار هست، وقت ندارد، تمام اینها را حساب کنید، اما خداوند این چنین نیست.

خداوند کسی است که وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ  است. با این که تنهایی او اینگونه نیست که او را مشغول خودش کند، یک نفر بگوید یا الله، نفر دوم را نتواند جواب دهد، اصلا این چنین نیست. با این که تمام مخلوقات را آفریده، کهکشان ها و سیارات را آفریده، این قدر خداوند مهربان است که دنا یعنی نزدیک هست به آفریدگانش.

آیه اول: لذا شاید به این آیه از سوره ق آیه ۱۶ اشاره داشته باشد:

وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ. سوره ق / ۱۶

حبل الورید یعنی رگی که در تمام اعضای بدن است. مهم ترین رگ که خون در آن جاری است. حتی ما از آن رگ به ایشان نزدیکتر هستیم. این معنای ظاهری این آیه است. اینجا می خواهد بگویند با این که این قدر به او نزدیک هستیم، چگونه می توانیم از اعمال او بی خبر باشیم؟!

آیه دوم: آیه بعدی که پیامبر اسلام صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند، در سوره طلاق آیه دوازدهم هست:

قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْمًا. سوره طلاق /12

وقتی که خدا این قدر به انسان نزدیک هست، پس از تمام اعمال او باخبر است. احاطه کامل دارد بر تمام افراد و بر تمام آن چه که خلق کرده است. پس انسان نباید گناه کند.

بعد فرمودند: فعظم فی ارکانه. بزرگ است در ارکان خودش، یعنی عظمت دارد. هر یک از ارکان آن چه که خدا خلق کرده است، رکنی دارد. مثلا فرض کنید رکن بدن انسان و جسم انسان چه چیزی هست؟ روح او است. اگر این روح نباشد، جسم فایده ای ندارد.

امام باقر علیه السلام فرمودند: بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلى‏ خَمْسٍ: الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ‏ وَ الْوِلَایَةِ؛ و لم یناد بشی‏ء کما نودی بالولایة

اسلام بنیانش و ارکانش بر پنج چیز است. نماز و روزه و حج و جهاد و والولایه و ولایت ما اهل بیت علیه السلام این قدر که سفارش شده، در مورد بقیه چیزها سفارش نشده است. اعظم فی ارکانه بزرگ است. یعنی هر یک از رکن هایی که پروردگار آفریده است، انسان نگاه کند می بیند چه عظمتی در آن نهفته است!

هریک به شکلی، میلیاردها انسان یکی سیاه پوست، یکی سفید پوست، هر نفری را به یک شکلی خدا آفریده است. این است عظمت و احاط به کل شیء علما.

نتیجه شرح خطبه غدیر بخش نهم

خداوند که علم و قدرت دارد، نظام عالم هستی را اداره می کند. اگر احکامی هم برای مردم جعل (وضع) می کند، یقینا به مصلحت آنها است و اگر نهی هم کرد، یقینا آن امر به مفسده است، چرا؟ چون احاطه کامل به عالم دارد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در اینجا می خواهند بگویند که یکی از چیزهایی که خدا احاطه دارد، این است که می داند چه کسی بعد از او جانشین پیغمبر صلی الله علیه و آله واقع شود و مردم از این بی خبر هستند.

 اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سوره انعام / 124

خدا می داند که در کجا و چه کسی را به عنوان رسالت خودش و رسول خودش قرار دهد و همچنین امام هم که جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله است، از این قاعده مستثنی نیست و باید به دست خدا باشد، چون احاطه کامل بر همه چیز دارد.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

شرح خطبه غدیر ادامه بخش اول

شرح خطبه غدیر بخش هفدهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 17

متن شرح خطبه غدیر بخش هفدهم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران در بحث های توحیدی رسیدیم به این فراز که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

«وَ قَهَرَ جَمیعَ الخَلقِ بِقُدرَتِهِ وَ بُرهانِهِ» خطبه غدیر

این متن، بحث توحیدی بسیار مهمی را دارد که اگر کسی غیر از این را در ذهن داشته باشد، توحیدش درست نیست. لذا امام باقر علیه السلام فرمودند:

«بِنا عُبِدَالله، وَ بِنا عُرِفَ اللهُ، وَ بِنا وُحِدَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی»

خداوند بوسیله ما شناخته می شود.

باید درِ خانه اهل بیت علیهم السلام زانو بزنیم تا خدا را به ما بشناسانند.

معنای قهر

در این قسمت رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: قهر جمیع الخلق، قهر یعنی اعمال غلبه همراه با استیلاء بر او، در مورد خداوند به این شکل است که قهر یعنی غلبه در مقام اجرا و عمل. یعنی هم قدرتش را دارد هم استیلا و برتری اش را.

استیلا یعنی چه؟ یعنی بالاتر از او کسی وجود ندارد که به او دستور بدهد، قدرتش هم بالاترین قدرت هست. بالاتر از او قدرتی وجود ندارد که کسی خواسته باشد قدرتش را بر او اعمال کند.

قدرت به چه معناست؟ متکلمین این چنین فرمودند:

«صحت جواز الفعل و الترک کَونُ الشی به حیث یجوز منه الفعل و الترک»

یعنی قدرت آن چیزی است که (در مثال عرفی ما) هم شخص بتواند آن کار را انجام بدهد و هم بتواند آن کار را ترک کند. یعنی مجبور نباشد. پس خداوند تبارک و تعالی از روی قدرت خود این عالم را آفرید، قهر جمیع، با قدرت خودش تمام خلق را آفرید. یعنی می توانست انجام بدهد، می توانست انجام ندهد. می توانست بیافریند، می توانست نیافریند.

علامه حلی در کشف المراد، ص ۲۸۴، این چنین می آورد: و الدلیل علی أنه تعالی قادر، این که خداوند قادر و قدرتمند است، دلیلش این است که این عالم را حادث آفریده. أن العالم حادث یعنی بوجود آورده او را؛ نه این که از قبل بوده است. بلکه او را بوجود آورده است. یعنی می توانسته بوجود بیاورد، می توانسته بوجود نیاورد.

حالا که بوجود آورده است، با قدرت خودش بوده، یعنی مختار بوده است نه این که اجبار باشد. و برهانه، برهانه یعنی از روی دلیل و حجه است و با برهان آفرید. بی جهت و بدون دلیل آن را نیافریده. لذا در آیات الهی می بینید.

در سوره انبیاء، آیه ۱۶، «و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینها لاعبین»، ما خلق نکردیم آسمان و زمین را و آن چه بین زمین و آسمان است. لاعبین یعنی بازیچه، پس از روی برهان و حجت است.

یا در سوره مومنون، آیه ۱۱۵ که می فرماید: «أفحسبتم إنما خلقناکم عبثا»، آیا فکر می کنید که شما را خلق کردیم، در حالی که عبث و بیهوده باشید؟! به این شکل نیست. حالا علت خلق چیست؟ علت خلق در سوره ذاریات، آیه 56 آمده است: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون.»

نتیجه بحث

خداوند با قدرت خودش انسان و جهان و تمام مخلوقات را آفرید و هیچ اجباری از طرف کسی بر او اعمال نمی شود.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.


شرح خطبه غدیر ادامه بخش اول

شرح خطبه غدیر بخش بیست و پنجم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 25

 

متن شرح خطبه غدیر بخش بیست و پنجم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. به این فراز از صفات پروردگار، در کلام رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ می رسیم که فرمودند:

مجیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ بارِئَ الْمَسْمُوکاتِ وَداحِی الْمَدْحُوّاتِ. خطبه غدیر

مجید در لغت یعنی عظمت در وسعت و برتری بر همه چیز، نهایت بزرگی، نهایت کرم، نهایت مهربانی، بالاترین عظمت را می گوییم مجید. عظمت پرودگار به ذهن کسی نمی رسد، گاهی اوقات ما با افکار مادی خودمان می خواهیم بسنجیم که شخصی به مقامی رسیده به یک بزرگی، نه اصلا به ذهن انسان نمی رسد. لذا مجیداً لَمْ یَزَلْ بر وزن فعیل آمده، دلالت بر ثبوت آن صفت دارد. یعنی برای خدا همیشگی است.

لذا فرمودند لَمْ یَزَلْ. باز تأکید دومی هست لم یزل. یعنی از بین رفتنی نیست. این چنین  نیست که مثل افرادی در دنیا به یک جایی برسند، به یک بزرگی دست پیدا کنند اما ممکن هست یک روزی هم از آن حالت بزرگی بیفتند پایین. به گدایی هم بیفتند که در تاریخ این موارد را بسیار داریم

 اما در مورد پروردگار این چنین نیست. این چنین نیست که بزرگی او در یک مدتی باشد، و در یک مدتی نباشد. عظمت او و بزرگی او و رفعت و علو او همیشگی است و از بین رفتنی نیست.

مَحْموداً لایَزالُ، محمود و حمد در مقابل ذم است. یعنی حمد پروردگار و ستودن او همیشگی است. به این شکل نیست که مذمومی و ذمی برای خداوند تصور بشود، همیشه او محمود است. در مورد حمد واقع می شود.

بارِئَ الْمَسْمُوکاتِ، به این معنا است که: هو تباعد من النقص والعیب یعنی چه؟ یعنی از نقص و عیب به دور است. اصلا بارِئَ تمام کارهایش وقتی نقص و عیبی وجود نداشته باشد، تمام کارهای او بر اساس حکمت و عدالت است. این نتیجه بحث بارِئَ می شود.

در یک معنای دیگه بارِئَ را نگاه کنیم. در مقام تکوین و ایجاد عَلی وُفٍقَ ما قُدّر یعنی بر اساس حکمت، مقدر می کند برای انسان. آیه می فرماید: هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ این که خداوند اول خلق می کند. الْبَارِئَ به این معنا یعنی هر چیزی را بر اساس آن چیزی که خلق کرده است، مقدر می کند. یکی را آسمان می کند، یکی را حیوان می آفریند، یکی را انسان می آفریند. اول آفرینش است. بعد بر اساس تقدیرات پروردگار آن را سر جای خودش می گذارد. این را می گوییم الْبَارِئَ.

در نهج البلاغه هم داریم: اللَّهُمَّ دَاحِيَ الْمَدْحُوَّاتِ وَ دَاعِمَ الْمَسْمُوكَات.

در مَسْمُوكَات فرمودند مراد این است که آسمان ها است. ای خداوندی که باری المسموکات می دانی که کجا را آسمان قرار دهی و کجا را زمین دَاحِيَ الْمَدْحُوَّات. در خطبه  89 نهج البلاغه آمده است: سَكَنَتِ الْأَرْضُ مَدْحُوَّةً فِي لُجَّةِ تَيَّارِهِ، داحی به این معناست که گسترده به معنای پهناور کرده، بسط داده می شود. خداوندی که دَاحِيَ الْمَدْحُوَّات. باز مَدْحُوَّات مراد زمین است. یعنی این زمین را بسط و گسترش داد.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش اول

شرح خطبه غدیر بخش سی و سوم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 33

متن شرح خطبه غدیر بخش سی و سوم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. در ادامه صفات پروردگار از زبان رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در خطبه غدیر فرمودند:

جبار الارضین و السموات، سبوح قدوس رب الملائکه و الروح، متفضل علی من جمیع من براۀ و متطول علی جمیع من انشأه. خطبه غدیر

جبارالارضین، جبار به معنای نفوذ قدرت و غلبه امر و نهی او بر دیگران را جبار می گویند. بزرگی عظمت و ظهور عظمتش در تمام زمین و آسمان ها را می گویند. به یک معنا از این فراز می خواهند برسانند که تمام زمین ها و آسمان ها و آن چه که خدا خلق کرده است، تحت نفوذ قدرت پروردگار می باشد و هرگاه بخواهد، آن را تغییر می دهد.

پس اگر نفوذ قدرت به دست پروردگار است و تمام کارها به ید قدرت پروردگار، پس می تواند مشکلات مرا هم حل کند. می تواند گرفتاری هایی که امروزه برای هر شخص گرفتار به وجود آمده را حل نماید. می توانیم دست نیاز به سمت آن کسی دراز کنیم که قدرت تمام زمین ها و آسمان ها در اختیار او است.

سبوح قدوس رب الملائکة و الروح، اسم سبوح دلالت بر تنزیه ذات پروردگار می کند. به این معنا که آن افعالی که سزاوار پروردگار نیست و صفات پروردگار حساب نمی شود، نباید به او نسبت دهیم. سبحان الله یعنی او منزه است از تمام صفات زشت و بدی ها.

متفضل علی جمیع من برأه، فضیلت یعنی اضافه و زیادتر از حد به یک شخصی عنایت می کند.: (هو الزیاده علی ما هو الازم المقرر لا مطلق) یعنی دارد عنایت اضافی می کند.

مثالی بزنم: سه نفر را فرض کنید که هیچ طلبی هم از من ندارند. به هر کدامشان به یک شکلی عنایت می کنم. هیچ کدامشان نمی توانند اعتراض کنند. علاوه بر این هیچ ظلمی هم به آنها نشده است. اگر اینطوری نگاه کنیم، پس خداوند تفضل کرده است بر آنچه خلق کرده است. خداوند بر اساس حکمت تفضل می کند.

متطول علی جمیع من انشئه، یعنی باز کرم و فضیلت اضافه کرده است بر آن کسانیکه آفریده است. انشاءَ یعنی بوجود آورده است. مثل سوره ملک آیه ۲۳ (قل هو الذی انشاکم) یعنی بگو آن کسی که شما را به وجود آورده است. پس بر همه مخلوقات برتری دارد.

این یکی از دلالت برتر بودن پروردگار را می رساند بر خلاف مسیحیت. که مسیحیان می خواهند بگویند در کنار خدا، مسیح هم خدا است. ببینید از مخلوق، خالق می سازند. اما در شیعه و مذهب تشیع به این شکل نیست. رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ به ما آموختند که حتی اهل بیت علیهم السلام هم عبد خدا هستند نه خداوند تبارک و تعالی. خدا یکی است. یگانه است.

نتیجه: دو صفت پروردگار را  رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ چنین فرمودند: یکی به این که جبار الارضین است و دوم این که خداوند تفضل می کند بر آنچه خلق کرده است و بر آنها کرم دارد.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش اول

شرح خطبه غدیر بخش چهل و یکم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 41

شرح خطبه غدیر ادامه بخش اول

شرح خطبه غدیر بخش چهل و نهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 49

 


شرح خطبه غدیر بخش دوم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 2

 

متن شرح خطبه غدیر بخش دوم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:

أُقِرُّ لَهُ عَلَى نَفْسِي بِالْعُبُودِيَّة وَ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّة.
اقرار می کنم به عبودیت پروردگار

خطبه غدیر

یکی از ویژگی های بارز پیامبران خداوند تبارک و تعالی و انبیا الهی این است که ما عبد پروردگار هستیم. ببینید در آیات این اشاره شده است؛ در مورد حضرت داوود علیه السلام می فرماید:

وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ

در مورد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در سوره فرقان در آیه اول می فرماید:

تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ سوره فرقان /1

یا در سوره نجم می فرماید :

فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى.
این وحی را می رسانیم به عبدمان، آن چیزی که وحی کردیم. سوره نجم

و آیات دیگر؛ این عبودیت و این عبد بودن بسیار برای اهل بیت علیهم السلام و همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم قابل توجه بوده. امیرالمؤمنین علیه السلام در حدیثی که از امام باقر علیه السلام وارد شده است. فرمودند: کان من دعا امیرالمؤمنین: إِلَهِی کَفَى لِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً. برای من عزت است این که برای تو خدا عبد هستم.

و کَفَى بِی فَخْراً أَنْ تَکُونَ لِی رَبّا. و برای من افتخار است این که رب من تو هستی. پس این افتخار است برای انسان که عبد است. عبادت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم چقدر زیاد بوده!

شخصی مثل جابر آمد خدمت امام سجاد علیه السلام (این هم در کتاب امالی شیخ طوسی  صفحه 637) فرمودند که خداوند جنت و بهشت را برای شما خلق کرده است و برای کسی که شما را دوست داشته باشد. و خَلَقَ النّارَ لِمَن أبغَضَكُم. و جهنم هم برای کسی که شما را دشمن بدارد.

 پس چرا این قدر خودتون را به زحمت می‌اندازید در راه عبادت؟ “قال له علی ابن الحسین علیه السلام یا صاحب رسول الله” یعنی ای صحابه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم که جابر باشد اما می دانی که جد من رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم “قد غفر الله له” اصلا در غفران و مغفرت پروردگار هست. اما با این حال دیدید که آن قدر عبادت کرد که “ورم القدم” یعنی دو پای مبارک ایشان ورم کرد. این قدر عبادت کردند.

“و قیل له” و بعد به رسول الله صلی الله علیه و اله گفته شد. “اتفعل هذا قد غفرلک” این چنین پروردگار را عبادت می کنی؛ در حالی که تو اصلا بخشیده شدی. گناهی ندارد پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، بعد حضرت فرمودند: “اَفَلا اَکُونَ عَبْدا شَکُورا؟” آیا این نیست که انسان در مقابل پروردگار باید عبد شکور و شکرگزاری باشد؟

معنای عبد

حالا بحث در این است که معنای عبد چیست؟ ما شاید به آن اندازه نتوانیم عبادت کنیم.

عبد یعنی چی؟ غایت تذلل و ذلت در قبال اطاعت پرورگار، یعنی این که من خودم را در مقابل یک بزرگی خار ببینم، خودم را کوچک ببینم، اصلا خودم را حساب نکنم. در مقابل کی؟ در مقابل پروردگار، همراهش باید چه باشد؟ اطاعت هم باشد. این را می گویند چی؟ این را می گویند عبد.

حالا عبد گاهی اختیاری هست و گاهی اوقات تکوینی که به این قسمت کاری نداریم. عبادت اختیاری چیست؟ “هو تعبد طوعا“، یعنی انسان عبادت کند طوعا، با اختیار. کرها نباشد یعنی چی؟ یعنی بالاجبار نباشد. با اختیار بتواند انسان عبادت کند.

لذا در همین خطبه حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دارند اقرار می کنند: «من اقرار می کنم به عبودیت و من افتخار می کنم به این که عبد پروردگار متعال هستم.»

آخرین مطلب

عبودیت برای کسی که انسان برود خودش را کوچک کند، برای کسی که خودش عاجز است. خودش نمی تواند مریضی را از خودش دفع کند. این خودش عاجز است. این خودش بیچاره است، این نیازمند یک جای دیگر هست، بعد من جلوی او دستم را دراز کنم.

جلوی کسی که تمام هستی مطلق، تمام نفس‌ها در اختیار اوست. که او خداوند تبارک و تعالی باشد. ان شاءالله بتوانیم  بنده خوب و خالص پروردگار باشیم.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش دوم

شرح خطبه غدیر بخش دهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 10

 

متن شرح خطبه غدیر بخش دهم

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران، در ادامه خطبه‌ شریف غدیر، وجود نازنین رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند:

«و أشهَدُ لَه بِرُّبوبیَّه، وَأُؤَدّی ما أَوْحی إِلَیَّ مِن خَوفاً و حَذَراً مِنْ أَنْ تَحِلَّ بی قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ» خطبه غدیر

در جلسه‌ قبل در این موضوع (فزاط) گفتیم که عبودیت به چه معنا هست که رسول خدا صلی الله علیه و آله به عبودییّت اقرار کردند. «وَأُقِرُّلَهُ بِالْعُبُودِیه»

گفتیم تذلُّل همراه با اطاعت است. لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: «من عبد و بنده‌ پروردگار هستم و هر آن چه که او بگوید، اطاعت می کنم و به شما می‌ رسانم.»

معنای رب

در این قسمت می‌فرمایند: «گواهی می‌دهم که او «رب» و «پروردگار» من است.» «رب» به چه معناست؟

«رب» در لغت به این معناست که هر مادّه ‌ای که انسان را سوق بدهد به کمال، یعنی این شخص را به حدِّ منزل و به حدِّ کمال و به خوبی ‌ها برساند را می ‌گویند «رب»، یعنی کسی که پرورش می‌ دهد.

لذا می گویند: رَبَّتِ الاُمّ وَلَدُها، یعنی این که مادر فرزندش را پرورش می ‌دهد یا این که رَبُّ المُعَلِّمِ تِلمیذُه، این که معلم و استاد شاگردش را پرورش می‌ دهد، فلذا به او مربّی می ‌گویند. یا به یک شخص می گویند، «ارباب»، ارباب از این جهت که بزرگ و مربّی و پرورش دهنده‌ عبد است. به او می‌ گویند «ارباب» یعنی او بزرگ ان عبد است.

 در اینجا فرموده ‌اند: و أشهَدُ لَه بِرُّبوبیَّه، گواهی می ‌دهم که خداوند تبارک و تعالی پروردگار من هست، یعنی من را پرورش داده است. و کسی که می خواهد پرورش پیدا کند به خوبی ها و نقص بدی و به سوی کمال قدم بردارد باید از طرف خداوند تبارک و تعالی باشد و خداوند هست که انسان را پرورش می دهد.

بعد می ‌فرمایند: «‌وَ أُؤَدّی ما أَوْحی إِلَیَّ بّه» یعنی چه؟ «أُؤَدّی» به معنای «وصول»، یعنی «إیصال»، رسیدن به آن حدّی که ذمّه‌ام را بَریء کردم. یعنی این کار را من انجام دادم. لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده ‌اند: «آن اندازه که به من وحی شد، من تمام آنها را انجام دادم، یعنی انجام وظیفه کردم.»

خَوفاً و حَذَراً مِنْ أَنْ تَحِلَّ بی قارِعَةٌ: ترس از این دارم که اگر یک اکراهی به من برسد که هیچ کس یارای دفع آن را از من نداشته باشد، می ترسم که یک کوبنده ‌ای، حالا به این معنا (قارِعَة)، یک کوبنده ‌ای که کسی نمی‌تواند جلوی او را بگیرد. اگر آن وحی که به من رسیده، انجام ندهم.

و بدانیم که این مسأله فقط در غدیر خم انجام گرفت که این چنین به رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: باید این کاری که به تو گفتیم و این مسأله‌ جانشینی را به همه‌ مردم برسانی، در هیچ یک از احکام این چنین نداریم. به این شکل که اگر نرسانم، می‌ترسم که یک اکراهی، یک کوبنده‌ای بر سر من بیاید.

نتیجه شرح خطبه غدیر بخش دهم

 در اینجا نتیجه این می‌شود که وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله این چنین می‌فرمایند: اگر من جانشینی علی ابن ابیطالب علیه السلام و آن چه که از طرف خدا وحی شده است را نرسانم، به این بلا شاید مبتلا بشوم. پس به طریق اولی آن کسی که جانشینی من را، که علی ابن ابیطالب علیه السلام باشد را قبول نکند، دچار عذاب و شکنجه از طرف خداوند خواهد شد.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

شرح خطبه غدیر ادامه بخش دوم

شرح خطبه غدیر بخش هجدهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 18

 

متن شرح خطبه غدیر بخش هجدهم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه‌ شریف فرمودند:

«لا اِلهَ اِلّا هو لِأنَّه قَدْ أعْلَمَنی أنّی إن لَّم اُبَلِّغْ ما أنْزَلَ إلَیَّ فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَه وَ قَدْ ضَمِنَ لی تَبارَکَ وَ تَعالی الْعِصْمَه» خطبه غدیر

در این قسمت از خطبه‌ شریف رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: چندین مرتبه جبرئیل بر من نازل شده است و به من فرموده که آن چه پروردگارت به تو ابلاغ کرده، به مردم برسان.

این قسمت، اشاره به آیه‌ ۶۷ سوره‌ مائده دارد:

«یاأیُّهَا الرَّسول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّک ْ فَاِنْ لَّمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاس» سوره‌ مائده / ۶۷

یکی از نکات برجسته‌ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه‌ شریف غدیر این است که دائما می ‌فرمایند: «این را از طرف خدا گفتم، این را از سمت خدا می‌ گویم.» ببینید این خیلی قابل توجه است. یعنی از خودشان حرفی و صحبتی ندارند، اگر من جانشینی علی ابن ابیطالب علیه السلام را بعد از خودم انتخاب کردم، از طرف خدا است.

اگر دقّت کنیم در این عبارات و در این آیه، بسیار مطالب مهمّی به دست می‌ آید: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چقدر اذیت و آزار دیدند در بین مشرکین. در مکّه 13 سال، در مدینه 10 سال، در بین منافقین، در بین کفّار، شعب ابیطالب بودند.

نقشه های مکرر برای قتل رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، بحث هجرتشان و مباحث دیگری مثل جنگ ‌هایی که علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شد، جنگ اُحد، جنگ خیبر، جنگ أحزاب، جنگ های دیگر، صلح حُدیبیّه و تمام این اذیت و آزارها.

که در حدیثی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «ما أوذیَ نَبیٌّ مِثْلَ ما أوذیتُ» این اندازه ‌ای که منِ پیغمبر خدا اذیت شدم، هیچ پیغمبری اذیت نشد.

نوح علیه السلام را به عنوان یک مورد مثال می ‌زنم که ۲۵۰۰ سال عمر کرد و ۹۵۰ سال پیغمبری، با این که آنقدر اذیت و آزارش دادند. امّا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می ‌فرمایند: «آن اندازه ‌ای که منِ پیغمبر اذیت شدم، هیچ پیغمبری اذیت نشد.» تمام این اذیت و آزارها یک طرف، این یک حکم الهی که جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام است، یک طرف.

به پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌ فرماید که یا رسول الله؛ اگر این کار را انجام ندهی، یعنی به مردم نشان ندهی و نگویی به طور عموم، به همه‌ مردم که علی ابن ابیطالب علیه السلام جانشین من است، تمام رسالت تو از بین می‌رود و این خیلی مهم است.

ببینید در حدیثی داریم: «یاأیُّهَا الرَّسول بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِن رَّبِّک فی عَلیٍّ یعنی فی الخلافۀ علی ابن ابی طالب»

بحث بعدی این است که در این جا داریم: «وَ قَدْ ضَمِنَ لی تَبارَکَ وَ تَعالی الْعِصْمَه»

این که خداوند تضمین کرده‌ است که مرا حفظ کند. سؤال در این است پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از چه می‌ ترسید تا حفظ شود؟ آیا از جان خودشان بود؟ که جان خودشان را در راه دین می‌ دادند، بلکه خودشان اصل دین هستند.

خب در اینجا جواب داده شود که بیم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از این بود که بسیاری تازه مسلمان شده بودند، خیلی ‌ها تازه مسلمان بودند، می ‌ترسیدند منافقینی که به حسب ظاهر مسلمان و در دل کافر هستند. بیایند این تازه مسلمان‌ ها و این کسانی که هنوز ایمانشان قوی نشده را گمراه کنند و فریب بدهند و دنباله رو علی ابن ابیطالب علیه السلام نروند، از این جهت بیم داشتند.

حالا من فقط یکی از این جهت ‌ها را گفتم. جهت‌ های دیگر نیز هستف یکی از این جهت ‌ها این بود که ترسیدند که علی بن ابی طالب ار تکذیب کنند و از این جهت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که خدا تضمین کرده است تا مرا حفظ کند.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش دوم

شرح خطبه غدیر بخش بیست و ششم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 26

متن شرح خطبه غدیر بخش بیست و ششم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. به این فراز از خطبه غدیر رسیدیم که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

معاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ الله تَعالی إِلَیّ، وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَکُمْ سَبَبَ  نزول هذِهِ الْآیَةِ: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَیّ مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنی عَنِ السَّلامِ رَبّی – وَ هُوالسَّلامُ – أَنْ أَقُومَ فی هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی. خطبه غدیر

رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مبین قرآن: ای مردم، من در تبلیغی که از جانب خدا نازل شده بود و هر آنچه خدا فرموده، کوتاهی نکردم و هر آنچه فرموده، به شما گفته ام، و أَنَا أُبَیِّنُ لَکُمْ. در این جا بحثی وجود دارد که رسول خدا صلی الله علیه و آله مبین و تبیین کننده و بیان کننده آیات هستند.

همینطور که می دانید، پیامبران و اهل بیت علیهم السلام اعلم تمام مردم در زمان خودشان و در تمام زمان ها باید باشند. یعنی یکی از ویژگی های حجت خدا در روی زمین علم اوست که اگر او عالم نباشد و اگر اعلم از او، بالاتر از او وجود داشته باشد، در اینجا این شخص نمی تواند به عنوان حجت خدا قرار بگیرد. چرا که باید کسی باشد که تمام مشکلات بشریت و تمام سؤالات را بتواند جواب دهد.

لذا در آیات الهی هم به این اشاره شده است که قرآن نازل شده اما تبیینش به دست حجت خدا است.

بِالْبَیِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ. سوره نحل آیه 44

ما نازل کردیم به سوی تو، ای پیامبر؛ این ذکر یا این قرآن را، تا تو بیان کنی از آن چیزی که نازل کردیم.

یا در همین سوره آیه 64:

وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلا لِتُبَیِّنَ لَهُمُ. سوره نحل / 64

ما نازل کردیم کتاب را تا این که تو بیان کنی برای مردم در مورد اختلافات آن. پس قرآن وقتی معنا پیدا می کند که در کنارش حجت خدا باشد و این قرآن را برای ما بیان کند، تبیین کند، باز کند.

 لذا حدیث ثقلین هم در این جا معنا پیدا می کند که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: کتاب الله و عترتی، من از پیش شما می روم، این دو را کنار هم می گذارم.

مثال بزنم در قرآن بسیار داریم وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ، درست است؟ اما وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ فقط نماز را برپا بداریم، در هیچ کجای قرآن نفرموده نماز صبح دو رکعت است. نماز ظهر چهار رکعت است و این که شکیات نماز چیست، شکیات روزه چیست، شکیات زکات چیست. تمام این موارد را حجت خدا می آید و بیان می کند.

لذا در این عبارت هم رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ می فرماید:  وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَکُمْ سَبَبَ  نزول هذِهِ الْآیَةِ که من برای شما سبب نزول این آیه را بیان می کنم.

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ. خطبه غدیر/ سوره مائده

بعد حضرت صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: سه مرحله جرئیل آمده است و به من از جانب پروردگار سلام می رساند و می گوید: در این جا بگو که علی بن ابیطالب علیه السلام برادرم و وصی و خلیفه من است.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش دوم

شرح خطبه غدیر بخش سی و چهارم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 34

شرح خطبه غدیر ادامه بخش دوم

شرح خطبه غدیر بخش چهل و دوم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 42

متن شرح خطبه غدیر بخش چهل و دوم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

فَاُعلِمَ کُلَّ أبیَضَ و اَسوَدَ، اَنَّ علی بنَ ابیطالب علیه السلام اَخی و وَصیِّی و خَلیفتی و الاِمامُ من بعدی. خطبه غدیر

باید این را بدانیم که غدیر یک بحث تاریخی نیست. بلکه اساس دین ما و اعتقاد صحیح ما غدیر است. سختی هایی که در آن زمان بود و سختی هایی که در مکه و حجة الوداعِ رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اتفاق افتاد، به این معنا که کسانی که جلوتر رفتند، بایستند و کسانی که عقب هستند، برسند. به این قافله در گرمای سوزان 120 هزار نفر را نگه دارند.

بعد دست علی بن ابیطالب علیه السلام را بگیرند و بگویند این دوست من است. او را دوست بدارید! چرا؟! چون رسول الله صلی الله علیه و آله طبق آیات الهی قبلا هم این را فرموده بودند: «اِنَّما المؤمنین اِخوَة» تمام مؤمنین با هم برادر هستند، برادر با برادر باید دوست باشد؛ نه قهر و دشمن. این موضوع قبلا هم گفته شده، پس اینجا باید معلوم شود که بحث، بالاتر از دوستی است. بلکه او سرپرست شماست؛ بلکه هر چه که در وجود من از صفات هست، در علی بن ابیطالب علیه السلام هم پیدا می شود.

رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ تبلیغ خویش را باید به گونه ای بفرمایند که تمام مردم از بی سواد و باسواد، یعنی بی سوادترین شخص و باسوادترین فرد در جامعه، همه متوجه شوند که مراد و منظور رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ چیست و اگر این چنین نباشد، تبلیغ رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ به نُقصان  می پیوندد.

پس رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ به گونه ای صحبت کردند که آیه قرآن می فرماید: «و ما عَلَی الَّرسولِ اِلّا البَلاغ المبین» این که باید آشکار و به گونه ای سخن بگوید که همه متوجه امر رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بشوند.

در این فراز، 4 صفت از علی بن ابیطالب علیه السلام را بیان می فرماید: اَخی: که این را در جلسه بیست و هشتم بیان کردیم. وَصیِّی: در جلسه سی و چهارم بیان شده است.

امروز در مورد خَلیفتی می خواهیم صحبت کنیم که خلیفه، جانشین من است. جانشین به چه معناست؟ یعنی این که قائم مقام مرا می گویند جانشین، در جانشینی و خلیفه دو مطلب مهم نهفته است:

هم شأن بودن جانشین

لزومِ عقلی این است که آن کسی که می خواهد خلیفه مستخلف واقع شود، باید هم رتبه او و هم شأن او قرار بگیرد. مانند یک معلمی که امروز نمی خواهد سرکلاس بیاید، یک بچه پنج ساله را به جای خودش بگذارد. همه به او می خندند.

می گویند کار او قبیح و مضحک است! چرا؟ چون این هم شأن و هم رتبه تو نبوده یا این که بگوییم صفتِ غالبیِ او یعنی بیشترین صفت را داشته باشد، مهم ترین صفت را داشته باشد، شاید هم شأن و هم رتبه نباشد اما بیشترین صفتی که در او است، در خلیفه هم باید وجود داشته باشد.

خب در شرط غالبی، پیغمبر و نبی چیست؟ علم او است که این مورد را در جلسات قبل توضیح دادم که بی شک کسی که باید خلیفه رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ واقع بشود، باید علوم پیغمبر صلی الله علیه و آله را از صفر تا صد داشته باشد.

لذا فرمود: اَنَا مدینَةُ العِلم وعَلیٌ بابُها

یا امیرالمؤمنین علیه السلام در حدیثی فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله هزار باب به من آموخت که از هر بابی، هزار باب دیگر باز می شود.

جانشین باید ماذون از مستخلف باشد

مطلب دوم این است که کسی که می خواهد جانشین باشد، باید مأذون و اجازه از مستخلف داشته باشد تا جانشین شخص دیگری قرار بگیرد. فلذا باید خودِ مستخلفُ  او را انتخاب کرده باشد. به او اجازه داده و او را معرفی کرده باشد. اگر این چنین نباشد، کار این خلیفه دزدی است. یعنی از طرف او مأذون نباشد، می شود دزدی. یعنی جای او نشسته در حالی که هیچ اجازه ای از مستخلف ندارد. از آن کسی که باید از او اجازه بگیرد.

نتیجه: در غدیر رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، امیرالمؤمنین علیه السلام را به عنوان خلیفه خودش انتخاب کرد و این خلیفه هم شأن او بود و به او اجازه دادند تا جانشین نبی صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ باشد.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش دوم

شرح خطبه غدیر بخش پنجاهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 50

 


شرح ختم خطبه غدیر بخش سوم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 3

 

متن شرح خطبه غدیر بخش سوم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

در شرح خطبه غدیر، بخش سوم به این جملات زیبا از وجود نازنین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می رسیم که فرمودند:

فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً وَ إِماماً.
ای مردم بدانید! که خداوند تبارک و تعالی(امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام) را برای شما ولیّ و امام قرار داد. خطبه غدیر

 مُفتَرضُ طاعَتَهُ، یعنی این که اطاعت او بر تمام مردم واجب است و اگر چیزی فرمود، باید اطاعت شود! عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ، چه مهاجر باشد چه انصار وَ عَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَی الْبادی وَالْحاضِرِ، چه در روستا باشند، چه در شهر باشند.

وَ عَلَى الْأَعْجَمِيِّ وَ الْعَرَبِيِّ چه عجم باشند، چه عرب باشند، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوک چه عبد باشد، چه حر باشد، وَالصَّغیرِ وَالْکبیرِ کوچک باشد یا بزرگ، والْأَبْیضِ وَالأَسْوَدِ سفید باشد یا سیاه.

وَ عَلی کلِّ مُوَحِّدٍ بر هر کسی که ادعا می کند من یکتا پرستم و خداوند را می پرستم و او را عبادت می کنم، اطاعت امیرالمؤمنین علیه السلام واجب است. لذا اگر امیرالمؤمنین علیه السلام امری فرمودند، باید اطاعت کرد!

عصمت امیرالمومنین علیه السلام

 وقتی که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بر مردم این چنین می فرمایند. این دلالت بر عصمت امیرالمؤمنین علی علیه السلام می کند. چرا؟ چون پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نفرمودند و قید نزدند.

در یک مسئله فقط از علی ابن ابیطالب علیه السلام اطاعت کنید؛ بلکه به طور مطلق فرمودند وقتی که به طور مطلق بیان شد یعنی که در تمام مراحل زندگی چه در دین چه در دنیا اگر علی بن ابیطالب صلوات الله علیه امر کردند، باید بدون چون و چرا اطاعت کنیم و تسلیم امر او باشیم.

امر امامت به دست مردم نیست

بحث ما در اینجا هست که ما شیعیان می گوییم که مردم هیچ اختیاری در انتخاب امام ندارند. لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اَنَّ الله. نفرمودند: حتی اَنَّنی. نفرمودند حتی من نصب می کنم علی بن ابیطالب علیه السلام را به عنوان امام؛ فرمودند: خداوند او را نصب کرده است به عنوان ولیّ و امام و این که نَصَبَهُ نصب کرده است.

او را نه این که امروز نصب کرده بلکه سالها قبل یعنی در عالم نورانیت و خلقت نورانی اهل بیت علیهم السلام در آن جا خداوند امیرالمؤمنین علیه السلام را بعنوان ولیّ و امام برای مردم نصب کرده است.

نه این که برای مردم بلکه برای آن چه خدا خلق کرده است ماسِوَی الله همه باید مطیع امر امیرالمؤمنین علیه السلام باشند. لذا ما می گوییم امر امامت به دست مردم نیست.

و َرَبُّکَ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَیَخْتَارُ.
خداوند هست که بخواهد، می آفریند بخواهد برمی گزیند. سوره قصص / ۶۸

مَا کَانَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ یعنی آنان (مردم) هیچ اختیاری در این امر یعنی امر امامت ندارد. و در آیه بعدی:

وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا.
منِ خدا به تنهایی هستم که برای مردم جعل می کنم و انتخاب می‌کنم و قرار می دهم شخصی را به عنوان امام. سوره بقره / ۱۲۴

پس یعنی اینجا مردم کاره ای نیستند. مردم نمی توانند امام را و کسی را که جانشین پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم باشد، انتخاب کنند. امکان بی راهه رفتنش هست اما اگر خدا انتخاب کرد، به هیچ عنوان در آن بیراهه نرفته اند. چرا که هیچ اشتباهی از او سر نمی‌زند.

در کتاب الکافی شریف جلد 1 صفحه۱۹۹ امام رضا علیه السلام فرمودند: و أَمْرُ الْإِمَامَةِ مِنْ تَمَامِ الدِّينِ، اگر کسی امامت را قبول نداشته باشد، اگر کسی علی بن ابیطالب علیه السلام را قبول نداشته باشد، اصلا دین (خدا) را قبول ندارد. اصلا دینی او ندارد.

در یک حدیث دیگر فرمودند: لا دِينَ لِمَن دانَ بولايةِ إمامٍ جائرٍ لَيسَ مِنَ اللّه کسی که امامت کسی را قبول کند که از طرف خدا منصوب نیست. این اصلأ دین ندارد. نه این که بگوییم یک درصدی از دین را دارد. نه این اصلأ هیچ دین ندارد.

چون دین چیزی هست که ما تسلیم خدا باشیم. خداوند علی بن ابیطالب علیه السلام را جانشین پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار داده؛ ما هم باید بپذیریم. اگر واقعا خدا پرست باشیم، چون امر خدا واجب الاطاعه است. این هم از این قسمت خطبه شریفه رسول خدا.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش سوم

شرح ختم خطبه غدیر بخش یازدهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 11


متن
شرح خطبه غدیر بخش یازدهم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران، می ‌رسیم به این فراز از خطبه‌ غدیر که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ درباره امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:

ماضٍ حُكْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ اَمْرُهُ، مَلْعُونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحُومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَ اللَّهُ لِمَنْ سَمِعَ له وَ اَطاعَ لَهُ خطبه غدیر

خلاصه ای از قبل؛ در این قسمت رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: «او مفترض الطّاعه می‌ باشد. اطاعت او بر سیاه پوست، سفید پوست، بر مهاجرین، بر انصار، بر کوچک، بر بزرگ، در شهر باشد یا در روستا باشد، فرقی نمی‌ کند، به طور مطلق اگر فرموده ای داشت امیرالمؤمنین علیه السلام، واجب است که اطاعت بشود.»

بالاترین و بزرگترین منزلت در نزد پروردگار «مفترض الطّاعه» بودن است.

مرحوم ابن صفّار در کتاب بصائر الدّرجات، جلد 1، صفحه‌ ۵۰۹ این چنین می‌آورد از امام صادق علیه السلام که فرمودند:

«وَللهِ ما فِی الأرض مَنزِلَۀ أعظَمُ عِندَ الله مِن مُفتَرَض ُ الطّاعَه» کتاب بصائر الدّرجات، جلد 1، صفحه‌ ۵۰۹

به خدا قسم در روی زمین، بزرگ‌ترین منزله و باعظمت ترین مقام نزد پروردگار از مفترض الطّاعه نیست. پس اگر کسی شد «مفترض الطّاعه»، یعنی بالاترین مقام را دارد و بزرگ‌ ترین مقام نزد او است.

در این قسمت از خطبه هم رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: «او مفترض‌الطّاعه هست، باید از او تبعیّت کرد.» وقتی شد «مفترض الطّاعه»، پس «ماضٍ حُکمُه» یعنی حکمش جاری و ساری است.

«جائزٌ قَولُه» قولش لازم است. یعنی واجب است بر همه آن را انجام بدهند. «نافِذٌ أمرُه» امر او نافذ است. یعنی لازم ‌الاجرا است. یعنی نباید مخالفت بشود. اگر کسی مخالفت کرد با فرمان امیرالمؤمنین علیه ‌السّلام، این شخص «ملعون» است، مورد لعن واقع می‌ شود.

اثبات عصمت امیرالمؤمنین علیه السلام از فرمایش رسول صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ؛ حال از همین قسمت که فرمودند: «مفترض الطّاعه است، ماض حکمه، جائز قوله نافذٌ امره»، عصمت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام به دست می ‌آید. چگونه؟

به این شکل که فرمودند اطاعت او واجب است بر همگان بدون هیچ قیدی و شرطی، و فرمودند تسلیم او باشید. چون خداوند تبارک و تعالی امر به معصیت نمی‌کند و اگر مخلوق هم بخواهد اطاعت او امر به گناه باشد، اطاعت او واجب نیست.

در این جا تناقض پیش می ‌آید. از یک طرف می ‌فرمایند که اطاعت کنید و از طرف دیگر خواسته باشند شخصی که مفترض الطّاعه هست، امر به گناه کند، فلذا اطاعتش واجب نیست، پس نباید تناقض پیش بیاید.

وقتی رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: نافذ است امر او، اطاعتش واجب است. مفترض الطّاعه هست، پس یعنی او معصوم است. هر چه می ‌گوید از سمت خدا می ‌گوید.

نتیجه‌ اطاعت و عدم اطاعت چه می‌شود؟

فرمودند: «مَلعونٌ مَن خالَفَه» اگر کسی مخالفت کرد، (ملعون می‌شود) چرا؟ چون مخالفت با علی ابن ابیطالب علیه ‌السّلام مخالفت با خدا است. چون این چنین است، پس در واقع اگر کسی مخالفت کرد، یعنی مقابل خداوند ایستاده است.

لذا می‌شود «ملعونٌ» و اگر کسی رد کرد حکم امام را، مانند این است که حکم خداوند تبارک و تعالی را رد کرده، این می‌ شود نتیجه‌ عدم اطاعت، امّا اگر اطاعت کردی، «مَرحومٌ مَن صَدَّقَه» تصدیق کرد هر آنچه که او فرمود. در این صورت چه می شود؟ مَرحومٌ (مورد رحمت پروردگار واقع می‌شود.)

در آیه‌ قرآن داریم: …

وَ رَحمَتُ رَبِّک خَیرٌ مِمّا یَجمَعون. سوره زخرف / 32

رحمت پروردگار از همه چیز که جمع کردید و نگه داشتید، بالاتر است. اگر می‌خواهیم مورد رحمت الهی واقع بشویم، باید «صَدَّقَه». یعنی هرچه که امیرالمؤمنین علیه‌ السّلام فرمودند، تصدیق کنیم.

این تصدیق بر دو نوع است. هم با قلب و هم با عمل، یعنی هر دو باید با هم باشد، نه این که با قلب ‌مان تصدیق نکنیم. با عمل به زور انجام دهیم و بالعکس ان ‌شاءالله که بتوانیم در تمام مراحل زندگی از امیرالمؤمنین علیه ‌السّلام تبعیّت کنیم.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش سوم

شرح ختم خطبه غدیر بخش نوزدهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 19

 

متن شرح خطبه غدیر بخش نوزدهم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران.

یکی از سلسله سندهای مهم که به غدیر بر می گردد، معروف است به سند فاطمیات، این سند از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها شروع می شود و به حضرت زهرا سلام الله علیها ختم می شود که مرحوم علامه امینی در الغدیر شریف این سلسله سند را ذکر می کند.

می فرمایند: «حَدَّثَتْنِی فَاطِمَةُ وَ زَینَبُ وَ اُمُّ کُلْثُومٍ بَنَاتُ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام» یعنی حضرت فاطمه معصومه، زینب دختر موسی بن جعفر و ام کلثوم علیهما السلام قُلْنَ حَدَّثَتْنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ صادق فرمودند: حدیث کردند.

از فاطمه دختر امام صادق علیه السلام، فاطمه دختر جعفر بن محمد بن صادق، از فاطمه بنت محمد بن علی، یعنی از فاطمه دختر امام باقر علیه السلام و ایشان از فاطمه بنت علی بن حسین علیه السلام از فاطمه فرزند و دختر امام سجاد علیه السلام، باز حضرت فاطمه بنت علی بن حسین علیه السلام حَدَّثَتْنِی فَاطِمَةُ وَ سُکَینَةُ ابْنَتَا الْحُسَینِ بْنِ عَلِی باز حدیث کردند.

از فاطمه و سکینه سلام الله علیهما که دختران حسین بن علی علیه السلام هستند، از ام کلثوم بنت فاطمه علیها السلام،  ام کلثوم سلام الله علیها از مادر بزرگوارشان حضرت زهرا سلام الله علیها، فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم که فرمودند:

«انسیتم قول رسول الله صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِه یوم غدیر خم آیا شما فراموش کردید؟! سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را در روز غدیر خم که فرمودند: من کنت مولاه فعلی مولاه»

پس یکی از سلسله سندها بسیار زیباست که از حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها شروع می شود تا حضرت زهرا سلام الله علیها. یک مطلب مهم این که اسم فاطمه برای اهل بیت علیهم السلام خیلی قداست دارد. پس سعی کنید ما هم اگر خداوند تبارک و تعالی دختری عنایت فرمود، حتما اسم یکی از آنها را فاطمه بگذاریم.

مطلب دوم بحث غدیر را می رساند که چقدر مهم است، از حضرت معصومه سلام الله علیه این را روایت می کند.

رسیدیم به این فراز که:

قَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ. مَعاشِرَالنّاسِ! إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطیعوا وَانْقادوا لاَمْرِ لاَمْرِ(الله) رَبِّکمْ خطبه غدیر

کسی که قبول ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام را نکند، مورد رحمت و مغفرت الهی واقع نمی شود. اینها را در جلسه قبل گفتیم.

 در اینجا می فرمایند: اگر می خواهید مورد مغفرت پروردگار واقع شوید، هر چه امیرالمؤمنین علیه السلام گفتند، بشنوید و اطاعت کنید. بعد فرمودند: «إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ» رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم با این جمله می خواهند بفرمایند که آخر عمر من است. دیگر من بر نمی گردم به مکه و این مطلب را برای شما بگویم.

 سه کلمه مهم در این جا فرمودند: فاسمعوا یعنی بشنوید. این شنیدن گاه  اوقات با گوش است و گاه با قوه روحانی است یعنی انسان با نور باطن متوجه یک مطلب می شود مانند اینکه به دلم افتاد بعد اطیعوا، او را اطاعت کنید.

اطاعت سه تا مطلب در آن نهفته شده، یکی رغبت است. یعنی اگر علی بن ابیطالب علیه السلام امری داشتند، با رغبت قبول می کنم. دوم خضوع داشته باشم و خشوع یعنی هر چه گفت، سر سپرده او باشم و سوم آن چه را که فرمودند، عمل کنم.

بعد فرمودند وَانْقادوا، وَانْقادوا یک امر قلبی است. یعنی گردن نهادن، پیروی کنم از او. حضرت فرمودند، علی بن ابیطالب علیه السلام. هر چه گفت، بشنوید و اطاعت کنید و انقاد داشته باشید. یعنی به امر او گردن نهید.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش سوم

شرح ختم خطبه غدیر بخش بیست و هفتم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 27

متن شرح خطبه غدیر بخش بیست و هفتم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. به این فراز می رسیم که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

فَإِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاکُمْ وَإِلهُکُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیُهُ محمد ولیکم القائم الْمخاطِبُ لَکُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ بِأَمْرِالله رَبِّکُمْ. خطبه غدیر

در فراز قبل گفتیم که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: بشنوید و اطاعت کنید و منقاد و سر سپرده امر پروردگارتان باشید. در اینجا می فرمایند که: خداوند تبارک و تعالی مولای شما است «مولاکم» ولیّ و سرپرست شما است که به این واژه «ولی» در جلسات قبل مفصل پرداختیم.

والهکم، اله به چه معنا است؟ در واقع الله، اصلش از اله گرفته شده است. در حدیثی از هشام بن حکم داریم در کافی شریف جلد 1 صفحه 87 که می گوید: سؤال کردم از از امام صادق سلام الله علیه عن اسماء الله واشتقاقها؟ این که کلمه الله برگرفته از چیست؟ فقال لی: یا هشام! الله مشتق من اله. الله مشتق از اله شده است.

معانی اله در روایات:

در معنای عبادت:

در روایات دیگه و در لغت داریم که اله به معنی العباده. خب این اله به چه معنا هست؟ چند معنا در موردش گفتند؛ یکی از معنا عبادت است، یعنی او معبود است و ما باید او را عبادت کنیم.

در معنای متحیر العقول:

یکی دیگه از معانی متحیر العقول است؛ اله اخذ فیه قید التحیر. یعنی متحیر می شود عقل در مورد ذات پروردگار. لذا به ما امرکردند در ذات پروردگار فکر نکنیم. چرا که انسان زندیق می شود. درمورد صفات الهی بحث کنید اما باز هم در صفات الهی؛ عقل و وهم انسان به جایی نمی رسد.

جمیع صفات خوب:

یکی دیگر از معانی که در مورد الله گفتند، دلالت بر جمیع صفات خوب و علیا و بالا است.

همه به او نیازمند هستند:

دیگر از معانی اله این است که همه چیز نیازمند او است. او خالق انسان است، او رازق انسان است، او باید ببخشد ما را. همه کار بر می گردد به پروردگار تبارک و تعالی.

در این جا ادامه خطبه رسول خدا می فرماید: ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ و نبیه محمد؛ یعنی غیر از خداوند دیگر چه کسی مولای شما است که باید بشنوید حرف او را و اطاعت کنید و منقاد او باشید؟ می فرماید رسول خدا صلی الله علیه و آله. او کسی که الان با شما سخن می گوید و صحبت می کند که این با سوره احزاب آیه 6 برابری دارد:

النَّبِيُّ أَوْلي بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ. سوره احزاب / 6

در ادامه این خطبه می فرماید: ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ بِأَمْرِالله رَبِّکُمْ، پس در مورد خداوند تبارک و تعالی باید بشنویم و اطاعت کنیم و منقاد او باشیم. در مورد رسول الله صلی الله علیه و آله هم به همین شکل، بعد از من چه کسی؟ «علی ولیکم»، علی بن ابیطالب علیه السلام ولی و امام شما است به امر پروردگارتان. نه این که از سمت منِ پیغمبر باشد. بلکه از طرف خداوند است که باید منقاد او باشید. سرسپرده او باشید، اطاعت او کنید و هر چه گفت، بشنوید.

این فراز از خطبه غدیر با این آیه تطابق دارد، سوره مائده آیه 55:

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ. سوره مائده/ 55

که: ولی و سرپرست شما آن کسی است که اولویت بر شما دارد. اول پروردگار است بعد رسول صلی الله علیه و آله و آن کسی که در حال رکوع زکات داد و در بین تفاسیر شیعه و اهل سنت است که آن کسی نبود جز علی بن ابیطالب علیه السلام.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش سوم

شرح ختم خطبه غدیر بخش سی و پنجم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 35

متن شرح خطبه غدیر بخش سی و پنجم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در خطبه غدیر، فرمودند:

ثُمَّ الْإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ. خطبه غدیر

گفتیم که رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند که امر پروردگار را بشنوید و اطاعت کنید و منقاد امر او باشید.

بعد فرمودند که ولیّ شما من هستم و همان حکم قبل در این جا هم جاری است. یعنی بشنوید و اطاعت کنید و منقاد امر من باشید. سپس فرمودند: ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلیّ وَلِیُّکُمْ وَ إِمامُکُمْ ولی شما و امام شما بعد از من علی بن ابیطالب علیه السلام است. بشنوید و اطاعت کنید و منقاد و سر سپرده او باشید.

حالا می فرمایند: ثُمَّ الْإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ این که امامت تا قیامت که خداوند و رسولش را ملاقات می کنید، در ذریه من می باشد. امامت به چه معناست؟

در جلسه چهارم توضیح دادم که امام به چه معانی می آید. امام در لغت به معنای اصل و ریشه و به معنای حقیقت یک چیز است. بزرگ قوم را امام می گویند. لذا باید همه از او پیروی کنند.

اما امامت در روایات و آیات و در بحث ما کمی متفاوت است. گفتیم امامت بالاترین مقامی است که خداوند به بنده ای عنایت می کند که از آن مقام بالاتر نیست که حتی از رسالت و نبوت مهمتر و بالاتر است و رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ هر سه را داشتند. هم نبی، هم رسول و هم امام بودند. این موضوع را در جلسات قبل بطور کامل شرح دادیم.

 در روایات این چنین آمده است که امامت عهد الله است. علی بن موسی الرضا علیه السلام فرمودند: الامامه خلیفه الله امام جانشین خدا بر روی زمین است. و فرمودند: اِنَّ الاِمامَةَ اُسُّ الاِسلامِ النامى، اس به معنای اصل یک بنا، یعنی امامت به معنای تمام و حقیقت و ریشه اسلام است، امامت ما اهل بیت علیهم السلام.

پس اگر کسی این ریشه را نداشته باشد، اسلام او بدون این ریشه به زودی از بین می رود. اِنَّ الاِمامَةَ زِمامُ الدّین. امام علی بن موسی الرضا علیه السلام برای ما امام و مقام او را اینگونه معرفی می کنند: اِنَّ الاِمامَةَ زِمامُ الدّین وَ نِظامُ المُسلِمینَ. امامت موجب استقامت دین است و به یک معنا تمام دین به این استقامت برمی گردد و اگر کسی این استقامت را نداشته باشد.

تمام دینش و اسلامش از بین می رود و در ادامه فرمودند: نِظامُ المُسلِمینَ. نظام برای واضح شدن معنای آن مثالی می زنم: تسبیحی را تصور کنید. تا وقتی نخ این تسبیح محکم است، تمام مهره ها دور هم جمع هستند. اگر این نخ پاره شود، کار تسبیح تمام است!

 مهره ها از بین می رود و هر قسمت به جایی پرتاب می شود. حال امامت چون نخ تسبیح است، یعنی تمام احکام دین و تمام ارکان اسلام بر اساس امامت است. یعنی دور امامت نقش می بندد و دور می زند. اگر این امامت نباشد، احکام دین همه پاره پاره می شود و هر کدام به یک طرف می رود.

پس اگر کسی می خواهد مسلمین و مسلمانان همه با هم و کنار هم باشند، باید امامت را قبول کند. امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و اولادش علیهم السلام را.

در این فراز رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ می فرمایند: این امامت من، بعد از من، به علی بن ابیطالب علیه السلام می رسد. بعد ذریه من و از فرزندان او که آن ها امامان بعد از علی بن ابیطالب علیه السلام هستند.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش سوم

شرح ختم خطبه غدیر بخش چهل و سوم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 43

شرح خطبه غدیر ادامه بخش سوم

شرح ختم خطبه غدیر بخش پنجاه و یکم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 51

 


شرح خطبه غدیر بخش چهارم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 4

 

متن شرح خطبه غدیر بخش چهارم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما. می رسیم به این بیانات وجود نازنین پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که فرمودند:

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ یتُوبَ الله عَلی أَحَدٍ أَنْکرَ وِلایتَهُ وَلَنْ یغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَی الله أَنْ یفْعَلَ ذلِک بِمَنْ خالَفَ أَمْرَهُ خطبه غدیر

ای مردم بدانید که إِنَّهُ یعنی این که علی بن ابی طالب امام از طرف خداوند تبارک و تعالی است.

معنای امام چیست؟

امام در لغت در لسان العرب این چنین آمده است که امام یعنی رئیس القوم و اصل قوم. اگر دین ما و دین اسلام اصلش امام شد و تمام جزئیات دین به دست خدا است و از طرف خدا به رسول خدا وحی می شود و به مردم ابلاغ می کند، پس باید مهمترین قسمت دین که امامت هست هم از سمت خدا باشد.

اگر همه احکام از سمت خدا است، این هم یکی از آن احکام بلکه رئیس و بالاترین و میزان و اصل تمام دین می شود امام. اگر این چنین شد، پس باید امام هم از طرف خداوند انتخاب بشود.

 لذا در زیارت غدیریه امیرالمؤمنین علی علیه السلام این چنین می خوانیم که امام هادی علیه السلام به ما یاد دادند. حضرت فرمودند: این چنین بگوییم که: السَّلامُ عَلَيْكَ يَا دِينَ اللَّهِ الْقَوِيمَ سلام بر تو ای دین خدا. یعنی تمام دین و اصل دین و پایه دین و میزان دین علی بن ابی طالب صلوات الله و سلام علیه می‌ باشد.

  لفظ امام هم که به اهل بیت علیهم السلام فرمودند، خود امام صادق علیه السلام در کتاب تفسیر عیاشی، جلد 1 صفحه ۵۸ این چنین می آورد که حضرت فرمودند: “لو علم الله أن اسما أفضل منه لسمانا” به اگر خداوند می‌دانست بهترین و با فضیلت ترین اسم باشد.

آن را برای ما انتخاب می کرد و آن چه بود؟ امام بوده است، اگر بالاتر از این اسم بود، حتما آن را برای ما انتخاب می کرد. پس امام بالاترین لفظی هستش که می توانیم به حجت خدا بگوییم.

امامت بالاترین مقام در نزد پروردگار

مطلب بعدی در مورد این هست که امام فرمود “اِنَّهُ اِمامٌ مِنَ اللّه” بالاترین مقام هست در نزد پروردگار!

مرحوم کلینی در کافی شریف جلد 1 صفحه ۱۷۵ حدیثی می‌آورند که زید شحام می گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که حضرت فرمودند: خداوند تبارک و تعالی اِتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً حضرت ابراهیم علیه السلام را عبد خودش انتخاب کرد.

قبل أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً قبل از این که نبوت را به او بدهد؛ پس اول عبد بود. بعد فرمودند که او را نبی کرد قبل از این که او را رسول کند. پس شد عبد بعد نبی. وَ إِنَّ اَللَّهَ اِتَّخَذَهُ رَسُولاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلاً قبل از این که او را خلیل کند، رسول خودش انتخاب کرد، پس شد عبد، نبی، رسول بعد خلیل.

 سپس فرمودند: وَ إِنَّ اَللَّهَ اِتَّخَذَهُ خَلِيلاً قَبْلَ أَنْ يَجْعَلَهُ إِمَاماً و او را خلیل قرار داد قبل از این که او را امام قرار بدهد. بعد فرمودند: فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ اَلْأَشْيَاءَ وقتی تمام این ها را دارا شد، حضرت ابراهیم علیه السلام یعنی عبد بعد نبی بعد رسول بعد خلیل، وقتی تمام این ها را دارا شد، در این جا بود که خداوند او را امام قرار داد.

إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً پس این امامت بالاترین مقامی است که خداوند به شخصی عنایت می کند. (تو پرانتر عرض بدارم که امامتی که حضرت ابراهیم علیه السلام دارد، با امامتی که امیرالمؤمنین علیه السلام دارد، بسیار متفاوت است که این را برای وقت خودش خواهم گفت.)

توبه منکر ولایت امیرالمومنین مورد قبول واقع نمی شود

در ادامه خطبه غدیر که إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ یَتُوبَ الله عَلی أَحَدٍ أَنْکَرَ وِلایَتَهُ خداوند به هیچ عنوان توبه کسی را قبول نمی کند، کسی که انکار ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را بکند، این جا لن اومده یعنی به هیچ عنوان،

در ادبیات عرب این چنین است که اگر لن بر سر فعل مضارع آمد، نفی ابد می کند، مثلا خداوند به موسی علیه السلام فرمود: لن ترانی یا موسی به هیچ عنوان مرا نمی بینی.

 در این جا خداوند می فرماید: به هیچ عنوان توبه کسی را که انکار ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را بکند، قبول نمی کنم. در سوره طه آمده است:

وَ إِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى سوره طه

خداوند بسیار می‌بخشد کسی را که توبه کند، یک ایمان آورد، عمل صالح انجام دهد. ثم اهتدی اگر چی، سپس هدایت شود، اگر هدایت شده باشد توبه اش را قبول می کنیم.

امام صادق علیه السلام در تفسیر قمی فرمودند: «یعنی به سمت ما هدایت شود». اگر ولایت ما را قبول کند، توبه او پذیرفته می شود و ایمان او قبول می شود و عمل صالح او مورد پسند خداوند واقع می گردد.

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش چهارم

شرح خطبه غدیر بخش دوازدهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 12

 

متن شرح خطبه غدیر بخش دوازدهم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران، در ادامه‌ شرح خطبه‌ غدیر می ‌رسیم به این فراز از خطبه‌ شریف که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

« … إمامٌ مِنَ الله، وَ لَنْ یَتوبَ اللهُ علی أحدٍ أنکَرَ وِلایَتَه وَ لَنْ یَغفِرَ اللهُ لَه حَتماً عَلیَ الله أن يَفعَلَ ذلکَ بِمَن خالَفَ أمرَه فیه وَ أن یُعَذِّبَه عَذاباً شدیداً نُکراً أبَدَ‌الآبِد وَ دَهرَ‌الدُّهور» خطبه غدیر

کسی که امامتی را که خدا او را به عنوان امام قرار داده است، منکر بشود، در این فراز فرمودند: خداوند سه چیز به او می ‌رساند.

1- « لَنْ یَتوبَ اللهُ» یعنی خداوند توبه‌ او را نمی ‌پذیرد.

«وَ إنّی لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ  وَ آمَنَ و عَمِلَ  صالِحاً ثُمَّ اهتَدی» سوره طه 82

خداوند بسیار آمرزنده است برای کسی که توبه کند، ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود.

در حدیثی از امام باقر علیه ‌السّلام که حضرت در ذیل این آیه فرمودند: نفعی نمی ‌برد کسی از توبه ‌اش، از ایمانش به خدا، از عمل صالح تا این که هدایت شود. بعد فرمودند که «هدایت» یعنی به سمت ما بیاید. ولایت ما را قبول داشته باشد. (تفسیر قمی، جلد 2، صفحه‌ ۶۲ )

لذا در همین فراز حضرت صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: اگر کسی امامت امیرالمؤمنین علیه ‌السّلام را قبول نکند، خدا توبه‌ او را قبول نمی ‌کند.

2- « لَنْ یَغفِرَ اللهُ» خدا او را نمی‌ آمرزد.

اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللهُ‌ لَهُمْ ذلِكَ. سوره‌ توبه /۸۰

(ای رسول ما) اگر برای آنها آمرزش بطلبی از خدا یا آمرزش نطلبی، یکسان است. خداوند آنها را نخواهد آمرزید. چرا؟ چون به خدا و رسول او کفر ورزیدند. هر آنچه که خدا فرمود و رسول صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ گفت، قبول نکردند!

پس یک مانعی اینجا هست که اگر آن مانع برطرف شد، خداوند می‌ آمرزد و توبه‌ آنها را می ‌پذیرد. امّا اگر آن مانع وجود داشته باشد، در این فراز از خطبه، این را می‌ رسانند که آن مانع؛ قبول ولایت علی ابن ابیطالب علیه‌السلام می ‌باشد.

اگر قبول نکردند، نه خدا آنها را می ‌بخشد و نه این که توبه‌ آنها را قبول می ‌کند و این مانع، همان کفر است! کفر به ولایت علی ابن ابیطالب علیه ‌السّلام

«سواءٌ عَلَیْهِمْ إسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أم لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللهُ لَهُمْ اِنَّ اللهَ لایَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقین» سوره منافقون / 6

یعنی خداوند ایشان را باز هم نمی ‌بخشد، همان مانع (کفر)، لذا خداوند کسانی که فاسق باشند، هدایت نمی‌کند. چون کلاً از ایمان خارج هستند.

3- «عذاباً شدیداً نُکراً» عذاب شدید دردناک

اینجا چند تأکید آمده:

  1. عذاب
  2. شدید (یعنی عذاب راحتی نیست، به شدّت آنها عذاب می ‌شوند)
  3. نُکراً (در لغت یعنی کار دشواری که معروف نیست، می‌گویند: «نکره» یا «معرفه»، نکره یعنی چیزی متوجه نمی شوید.

یعنی یک عذابی که تا به حال کسی ندیده است آن را. فقط خدا می‌داند. نکره یعنی دشواری که معروف نیست). «أبَدَ‌الآبد» یعنی همیشگی، مطلق امتداد زمان. در واقع زمان در‌ آن اصلاً احساس نمی‌شود. حالا بگوییم یک سال، دو سال، سه سال، نه برای ابد! اصلاً قید و حدّی برای ابد وجود ندارد.

«دَهرَ‌الدُّهور» یعنی زمان ها بیایند و بروند، او در عذاب است.

نتیجه‌ شرح خطبه غدیر بخش دوازدهم

 پس کسی که ولایت أمیرالمؤمنین علیه السلام را نپذیرد، شامل این سه کار از طرف خداوند می ‌شود. خداوند ما و همه‌ مؤمنین و شیعیان را ثابت قدم در ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام بگرداند.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش چهارم

شرح خطبه غدیر بخش بیستم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 20

متن شرح خطبه غدیر بخش بیستم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. در ادامه شرح خطبه غدیر به این فراز می رسیم که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفوهُ. فَتَصْلَوا ناراً وَقودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ. خطبه غدیر

بر حذر می ‌دارم شما را از این که مخالفت امر علی بن ابیطالب علیه السلام کنید. وگرنه در خواهید افتاد در آتشی که آتش گیره آن مردمان اند و سنگ ها که برای کافران آماده شده است.

حذر در لغت یعنی دفع بلا و ضرر. می خواهم به شما پناه دهم که چه کاری انجام دهید؟ مبادا با علی بن ابیطالب علیه السلام مخابفت کنید. مخالفت ضد موافقت است. پس مبادا هرچه او گفت، شما بر عکسش را انجام دهید.

حالا این فا به قول ما فا نتیجه است. اگر این کار را انجام دهید، چه اتفاقی می افتد؟ فَتَصْلَوا ناراً پس حواستان باشد که اگر با امر علی بن ابیطالب علیه السلام مخالفت کردید، خودتان را ملازم و داخل در آتش بدانید.

در اینجا رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ به یک آیه اشاره می کنند:

«فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ» سوره بقره، آیه ۲۴

در اینجا این آیه درباره معجزه قرآن صحبت می کند که وقتی قرآن تحدی می کند که حتی یک سوره مثل من اگر می توانید بیاورید و نمی توانید بیاورید، این معجزه ای است که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ آوردند. حالا عده ای در مقابل این معجزه ایستادند و قبول نکردند معجزه رسول الله صلی الله علیه و آله را و آیت الهی را تکذیب کردند.

در اینجا آیه می ‌فرماید:

«فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ»

یعنی مراقب باشید. اگر مخالفت کردید، یقیناً جایگاه شما در آتش است و آن آتشی که هیزم آن، سنگ ها و انسان ها هستند. خود انسان می شود هیزم آتش و به همین خاطر نار گفتند. دلیل دوم که نار گفتند، نار آتش مخصوصی است که فقط مخصوص کفار است نه برای همه گناهکاران.

 پس اگر کسی با علی بن ابیطالب علیه السلام مخالفت کرد، هیزم آتش می شود. اگر کسی با امیرالمؤمنین علیه السلام مخالفت کرد، جایگاه مخصوصی در آتش دارد که برای همه نیست، مخصوص کفار آماده شده است.

 در اینجا به مطلب بسیار مهمی پی می بریم که رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

 «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّة»

این که اگر کسی بمیرد، امامی که از طرف خدا منصوب است را نشناسد، به مرگ‌ جاهلیت مرده است.

از امام صادق علیه‌السلام از این حدیث رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ سؤال کردند: میتة الجاهلیّة یعنی چه؟ حضرت فرمودند: «یعنی مرگ ضلالت و گمراهی.»

باز در حدیث دیگری سؤال کردند مراد از میتة و این مردن جاهلیت، یعنی مرگ کفر و نفاق و ضلالت و گمراهی.

نتیجه بحث

پس مهم است ما امامی را بشناسیم که از طرف خدا منصوب است و پیغمبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، امیرالمؤمنین علیه السلام را به عنوان جانشین خودشان انتخاب کردند و تأکید فرمودند که ایشان را قبول کنیم و بر حذر باشیم از مخالفت با علی بن ابیطالب علیه السلام.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش چهارم

شرح خطبه غدیر بخش بیست و هشتم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 28

متن شرح خطبه غدیر بخش بیست و هشتم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. به این فراز می رسیم که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

ثم ضرب بیده إلی عضد فرفعه، وکان  منذ أول ما صعد رسول اللّه صل الله علیه و آله شال  علیّا حتی صارت رجله مع رکبة رسول اللّه، صلی الله علیه و آله ثم قال مَعاشِرَ النّاسِ، هذا عَلِی أَخی وَوَصِیی. خطبه غدیر

رسول خدا صلی الله علیه و آله، دست مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام را گرفتند و بالا بردند، عضد یعنی ناصر و معین، از این جهت که وقتی انسان می خواهد یاور و کمک کار کسی باشد، از بازویش استفاده می کند. لذا کاربرد عضد در بازو گفته شده و الا معنای اصلی عضد یعنی یاور و معین.

خب چرا بازوی امیرالمؤمنین علیه السلام را بگیرند؟ این خودش سوال است.  با این که علی بن ابیطالب کنار پیامبر بودند و می توانستند فقط اسم حضرت را ببرند اما از این جهت که رسول خدا از یک جهت که می خواستند تبلیغ خودشان را به بهترین وجه انجام بدهند، که در جلسات قبل در کلمه بلاغ این را گفتم که به چه معنا  است. یعنی به بهترین وجه خواسته باشند تبلیغ خودشان  را انجام بدهند، دست امیرالمؤمنین و بازوی علی بن ابیطالب علیه السلام را گرفتند.

و دوما این که بر تمام مردم اتمام حجت کنند که همین علی بن ابیطالب علیه السلام را می فرمایند. لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله هم اسم علی بن ابیطالب علیه السلام را بردند هم شخص علی بن ابیطالب را به همه مردم نشان دادند تا برای هیچ  احدی عذری باقی نماند

و کان منذ أول ما صعد رسول اللّه این که در کنار پیغمبر صلی الله علیه و آله کسی جز علی بن ابیطالب علیه السلام نایستاده بود و امیرالمؤمنین علی علیه السلام از ابتدا کنار پیغمبر صلی الله علیه و آله بودند. نه این که از وسط خطبه رسول الله صلی الله علیه و آله بفرمایند که مثلا یا علی! بیا کنار من.

 این مطلب بسیار مهمی است که امیرالمؤمنین علیه السلام از همان ابتدا کنار وجود نازنین رسول الله صلی الله علیه و آله ایستاده بودند.

 بعد فرمودند: شال علی حتی صارت رجله مع رکبه رسول اللّه‏، شال به معنای ارتفع است. یعنی رسول الله صلی الله علیه و آله امیرالمؤمنین علیه السلام را از زمین بلند کردند، به گونه ای که پاهای مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام به زانوهای رسول الله صلی الله علیه و آله رسید. این چنین رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، امیرالمومنین را بلند کردند و به همه مردم نشان دادند.

بعد فرمودند: ثم قال مَعاشِرَ النّاسِ، هذا عَلِی أَخی وَوَصِیی، أَخی را ما معمولا در عرف معنا می کنیم به برادر اما صحیح نیست. بلکه به معنای مشارکت است، حالا مشارکت در نسب یا در مادیات یا در معنویات یا در قبیله یا در دین. همه این ها را می گویند أَخی. به یک معنا نظیر است.  از این جهت به برادر می گویند اخی چرا که در نسب، از جهت والدین یعنی از پدر و مادر مشترک هستند.

 از این جهت مؤمنین با هم برادر هستند. چون در دینشان مشترکند. إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ اشتراک ایشان در ایمان است. یا این که اخوان الشیاطین داریم. در قرآن إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ، چون از جهت گناه کردن مشترک هستند، لذا می شوند اخوان، لذا اخی یعنی نظیر یا شریک بودن.

اینجا رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند امیرالمؤمنین علیه السلام در تمام مراحل با من مشترک است و نظیر من است و با هم هستیم. هر چه در من است، در امیرالمؤمنین علیه السلام وجود دارد. اگر خلقت من نوری است، خلقت او نیز نوری است. اگر من عصمت دارم، او هم عصمت دارد. در همه جهات با هم مشترک هستیم. غیر از یک بحث که خودشان جدا کردند؛ آن هم نبوت است.

اینجا شاید اشاره به آیه مباهله هم داشته باشد که ما در همه مراحل با هم هستیم. چون فرمود: انفسنا و انفسکم، یعنی یکی هستیم، شبیه هم در همه مراحل مشترک هستیم.

نتیجه: رسول خدا صلی الله علیه و آله دست علی بن ابیطالب علیه السلام و بازوهای ایشان را گرفتند، به شکلی که هم اسم امیرالمؤمنین علیه السلام را آوردند، هم شخص علی بن ابیطالب علیه السلام را به مردم نشان دادند  و فرمودند که  اخی و وصی من هست.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش چهارم

شرح خطبه غدیر بخش سی و ششم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 36

شرح خطبه غدیر ادامه بخش چهارم

شرح خطبه غدیر بخش چهل و چهارم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 44

شرح خطبه غدیر ادامه بخش چهارم

شرح خطبه غدیر بخش پنجاه و دوم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 52

 


شرح خطبه غدیر بخش پنجم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 5

 

متن شرح خطبه غدیر بخش پنجم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطّاهرین و لَعنۀ الله عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما. در ادامه شرح خطبه غدیر در جلسه پنجم به این عبارات زیبا می‌ رسیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اَیُّها‌‌‌‌ النّاس مَن اَولی بِکُم مِن اَنفُسِکُم؟  قالوا: الله و رسولُه فَقال: اَلا‌!  مَن کُنتُ مَولاه فَهذا عَلیٌّ مَولاه خطبه غدیر

شاید بگوییم یکی از بهترین قسمت های خطبه غدیر همین جمله است که همه حفظ هستیم:

(مَن کُنتُ مَولاه فَهذا عَلیٌّ مَولاه)

مطلب اول 

پیامبر صلی الله علیه و آله در طول رسالت خودشان بسیار زیاد به شکل‌ها و مکان ها و زمان‌ های مختلف که علی ابن ابیطالب علیه السلام جانشین من است. از فرصت‌ها بسیار استفاده کردند، تا این که در روز غدیر تیر خلاصی را زدند و به طور عموم برای همه‌ مردم به این شکل که دست علی ابن ابیطالب علیه السلام را گرفتند و خطبه خواندند.

و فرمودند: این علی علیه السلام «فَهذا عَلیٌ مولاه» که فردا دوباره باز حرف پیش نیاد که کدام علی؟! شاید یک علیِ دیگری را گفتند؛ نه! همین علی ابن ابیطالب علیه السلام، مولا و سرپرست شما است.

در این جا باید دقت بشود که‌ «أیُّها النّاس مَن اَولی بِکُم مِن اَنفُسِکُم؟» چه کسی سزاوارتر است به شما از نفس خودتان؟ یعنی چی؟ یعنی آن شخص کسیت که اگر چیزی فرمود، باید اطاعت بشود از او همچون اطاعت خدا؟ حکمش تنفیذ است، اطاعت او واجب است.

در تمام مراحل حتی می‌تواند در شما تصرّف کند. در تمام این مراحل گفتند: که هست او؟ گفتند:‌ خداوند و رسولش، حالا پیغمبر صلی الله علیه و آله همان مرحله قبل را  برای علی ابن ابی طالب علیه السلام اثبات می‌کنند‌، که هرچه برای خدا و رسول صلی الله علیه و آله می‌گویید، همان برای علی ابن ابیطالب علیه السلام هم است.

 بعد سریع فرمودند که فَقال: «ألا ! مَن کُنتُ مَولاه فَهذا عَلیٌّ مَولاه». در قرآن هم داریم در سوره‌ أحزاب آیه‌ 6 که:

«اَلنَّبیُّ أولی باالمؤمنینَ مِن أنفُسِهِم.» سوره احزاب / 6

یعنی پیغمبر صلی الله علیه و آله اولویّت دارد از مؤمنین به نفس خودشان.

مطلب دوم

مطلب دوّم معنای «ولیّ» است. در این جا بسیار بحث است. عدّه‌ ای می‌گویند:‌ منظور پیغمبر صلی الله علیه و آله از «ولیّ» این است که علی ابن ابیطالب علیه السلام را دوست داشته باشیم، یاور او باشیم. در همین حد! ما می‌خواهیم در این جا بحث کنیم که این «ولی» به چه معناست؟

«ولیّ» مشترک معنوی است. یعنی یک معنای اصلی دارد و مصادیق زیادی دارد. معنای اصلی اش را باید در کتب لغت جست ‌و جو کنیم.

 آن این است که در کتاب «لِسانُ‌العَرَب» جلد ۱۵،صفحه ۴۰۷، این چنین آمده: «ولی» یعنی «ولیُّ ‌الیَتیم، ‌ألَّذی یَلی أمرَه و یَقومُ بِکِفایتِه»، یک شخصی بیاید ولایت و کفالت یک یتیم را به دست بگیرد. یعنی او را دوست دارد؟ به این معناست؟ نه! یعنی می تواند کفالت این یتیم را به دست بگیرد و کارهایش را انجام بدهد.

 «وَلیُّ المَرأه» یعنی کسی که «یَلی عَقَدَ النِّکاحُ عَلَیها» این زن را به نکاح خودش در می‌آورد «و لا‌یدعها تَستَبِدُّ بِعَقدِ النِّکاح دونه» و آن زن هم نمی تواند به نکاح کسی دیگر در بیاید، یعنی ولایت بر او دارد و بدون اجازه‌ او نمی‌تواند کاری انجام بدهد.

 در کتاب «مصباحُ المُنیر» هم همین مطلب را آورده است که به این معناست «کُلُّ مَن وَلی أمرُ عَهدٍ فَهُوَ وَلیّه» یعنی کسی که سرپرستی شخص دیگر را به عهده بگیرد. این را می‌گویند «ولی».

حالا مُعتِق و عَتیق و پسر عمّ و ناصر و مُحب و دوست، این ها می‌شود از مصادیق ولیّ، پس یک معنای کلی به دست آمد و آن چیست؟ یعنی اولویّت به تصرّف، یعنی سرپرستی، یعنی من سرپرست پسرم هستم. علاوه بر این که او را دوست دارم، سرپرستش هم هستم. می‌شود ولیّ آن شخص، یعنی کفالتش و همه‌ کارهایش به دست این شخص است.

چند نمونه مثال در توضیح “ولی”

حالا چند نمونه را مثال می‌ زنیم تا مشخص بشود. پس این که می‌گویند «عمو» (یکی از معانی ولی عمو است) خوب این عمو یک معنای اصلی دارد. یعنی سزاوارتر است به مُراعات فرزند برادرش.

دقّت کنید یعنی چون نزدیک‌ تر به او هست، اگر بین اقوام فقط عمویش برایش مانده، عمویش هست یا مثلا دایی اش هست، می‌گویند نه، عمویش از این جهت نسبت به همسایه‌ ها و اقوام دیگر برای کفالت وی سزاوارتر هست. به تصرّف نسبت به پسر برادرش سزاوارتر است.

 یکی دیگر از این معانی «دوست» است، یعنی چه؟ یعنی سزاوارتر هست. محبت دوست به دوست دیگرش تا یک شخص غریبه یا این که «فرزند» گفته اند در معنای «ولی». یعنی چه؟ یعنی فرزند سزاوارتر هست به اطاعت از پدرش تا این که یک شخص غریبه بیاید اطاعت از پدر این شخص کند.

پس شد: «ولی» یک معنای حقیقی دارد و معانی دیگرش می‌شود معانی مصداقی «ولی». فلذا آن معنای حقیقی چیست؟ تصّرف است، سزاوارتر است. یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام از بین تمام شما سزاوارتر است که جانشین من بشود.

السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش پنجم

شرح خطبه غدیر بخش سیزدهم

برای مشاهده کتاب اسرار غدیر کلیک نمایید

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 13

 

متن شرح خطبه غدیر بخش سیزدهم

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران.

امام صادق علیه السلام نزدیک به ۱۲ مرتبه به روز غدیر احتجاج کردند و نام بردند، یکی از آن موارد در کتاب اثبات الهداۀ، جلد 3، صفحه ۱۷۱ است که سؤال می کنند از امام صادق علیه السلام در مورد این آیه که:

«یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ الله ثُمَّ یُنکِرُونَهَا » کتاب اثبات الهداۀ، جلد 3، صفحه ۱۷۱

مراد از این نعمت خدایی که شناختند آن را و سپس انکارش کردن چیست؟ حضرت فرمودند: «یعرفونها یوم الغدیر و  ینکرونها یوم السقیفة!» آن نعمت الهی را متوجه شدند، شناختند و به تمام تفاسیرش شناختند. نه این که فقط علم داشته باشند، تا همین حد، نه! در روز غدیر نعمت خدا را شناختند. «و ینکرونها یوم السقیفه» و در روز سقیفه هم این نعمت الهی را منکر شدند.

در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام داریم؛ مردم درباره غدیر خودشان را به غفلت زده اند. امروز باید متوجه این امر باشیم که نکند این صحبت و این حدیث از امام صادق علیه السلام در مورد ما هم صدق کند که مهم نباشد برای ما بحث غدیر، عید غدیر و به فرزندانمان آموزش ندهیم.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «و یبلغ الحاضر الغائب»، یعنی این که حاضران به غائبین برسانند. این که پدران به فرزندان برسانند، این بحث وجوب را می رساند که باید به فرزندانمان، به همسایه ها، به دوستان، به آشنایان به شکل های مختلف، از راه های مختلف به تمام جهان برسانیم.

 پس بیاییم و کاری انجام دهیم، قدمی برداریم در مورد غدیر. کتابی معرفی می کنم که بسیار زیبا هست و تأکید می کنم که آن را حتما مطالعه کنید. کتابی هست به نام اسرار غدیر که مولف آن آقای حجت الاسلام محمد باقر انصاری هستند.

کتاب هم در لینکی که داده می شود، هم PDF آن موجود است و هم قابل خرید است که متوجه شویم غدیر چه اتفاقاتی افتاد و چه چیزهایی به ما می آموزد.

معنای وال من والاه!

در ادامه خطبه، می رسیم به این فراز زیبا از حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم:

«اللّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ» خطبه غدیر

چهار کلمه مهم در این عبارت وجود دارد که فقط به یک کلمه آن می پردازیم: اللهم وال من والاه.

 وال از ولیّ گرفته می شود. ولیّ به معنای سرپرستی هست اما مصادیق بسیاری دارد، یکی از مصادیق دیگر آن قرب هست، یعنی نزدیک. کسی که نزدیکتر به منِ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هست، او سزاوار به جانشینی من هست.

چون از همه جهت به من نزدیک هست، از جهت علم از جهت عمل از جهت اعتقادات، از هر جهتی که حساب کنید، به من نزدیکتر است. پس او شایسته جانشینی من است.

یکی دیگر از معانی ولیّ یعنی پشت سر هم بیاید، بدون این که فاصله ای باشد و این که رابطه ای هم بین این دو  وجود داشته باشد. در کتاب التحقیق آمده: «هو وقوع شیء وراء شیء مع رابطۀ بینهما» رابطه ای بین دو تا چیز که پشت سر هم بیاید، در حالی که هیچ فاصله ای هم بین آن دو نباشد. به این هم می گویند ولیّ.

در این جا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دعا می فرمایند: خدایا وال من والاه، کسی که علی ابن ابیطالب علیه السلام را به عنوان سرپرست و آقای خودش قبول می کند، تو هم سرپرست او باش. تو هم نزدیکتر به او باش، یعنی چی؟

یعنی اگر کسی علی ابن ابی طالب علیه السلام را به عنوان سرپرست و جانشین بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبول نکند، خداوند تبارک و تعالی هم از او روی برمی گرداند. اگر می خواهیم خداوند به ما نگاه کند، تقرب پیدا کنیم به خدا، باید علی ابن ابیطالب علیه السلام را به عنوان ولیّ قرار بدهیم تا به این وسیله ما هم بتوانیم به خدا نزدیک بشویم.

خدا برای کسی که علی ابن ابیطالب علیه السلام را بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بدون فاصله به عنوان جانشین قبول می کند، سرپرست می شود. اگر این چنین نباشد، دیگر امکان ندارد که خداوند سرپرست او بشود. (او را به حال خود رها می کند)

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش پنجم

شرح خطبه غدیر بخش بیست و یکم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 21

متن شرح خطبه غدیر بخش بیست و یکم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. در ادامه شرح خطبه غدیر به این فراز می رسیم که وجود نازنین رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

«اللّهُمَّ والِ مَنْ والاه و عادِ مَنْ عاداه وَانْصُر مَنْ نَصَرَه وَاخْذُل مَنْ خَذَلَه.»

در جلسه‌ قبل در مورد «والِ مَنْ والاه» صحبت کردیم. از این جلسه در مورد جمله‌ بعد که فرمودند: «عادِ مَنْ عاداه» سخن می ‌گوییم. «عادِ» در مقابل «مُوالات» و «مُعادات» است، هم چنین که در مقابل «حُب»، «بُغض» قرار می‌ گیرد.

در لغت، در کتاب «معجم مقاییس اللُّغه» این چنین آمده‌ است که «عاد» یعنی: یَدُّلُّ عَلی تَجاوُزِ فِی الشِّئ، تجاوز در حقوق دیگران. اگر کاری حق من نباشد، مثلاً در رانندگی حق تقدّم با من نبوده و با شخص دیگری باشد، من حق تقدّم آن شخص را گرفتم. می‌گویند «عاد» یعنی تو دشمنی کردی با او، لذا دشمنی به معنای عُرفی او است. عُرفی «عاد» را دشمنی می ‌گویند، چرا؟ چون تجاوز کرده به حقوق بقیه.

چند نمونه مثال بزنم

مثلاً در جایی که تخصّص او نبوده، آمده و حرف زده. در جایی و مجلسی که نباید برود، رفته است یا این که کاری را که نباید انجام دهد، انجام داده‌ است. به یک معنا (ضرب المثل معروف) می‌ گویند: پایش را از گلیم خودش بیشتر دراز کرده، یعنی از حقوق خودش تجاوز کرده. حق او این کار نبوده و او بیشتر انجام داده. این را در لغت می‌گویند: «عاد».

حالا در این جا رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ دعا می ‌فرمایند: «خدایا! دشمن باش با کسی که خواسته باشد حقّ علی ابن ابیطالب علیه السلام را بگیرد ـ حقّ امیرالمؤمنین علیه السلام، جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله است.

هرکسی می ‌خواهد از این حق تجاوز کند، می ‌خواهد به نام خودش غصب کند، به نام خودش تمام کند، خدایا تو هم حقّت را از او بگیر.» این دعا و نفرینی هست که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در مورد عده ‌ای می‌ کنند که بعد از خودشان نمی ‌گذارند که امیرالمؤمنین علیه السلام به جای پیغمبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بنشینند.

در ادامه‌ می‌ فرمایند: «وَانْصُر مَنْ نَصَرَه». «نَصَرَه» اصلی است که دلالت می‌کند بر إتیان (نظیر چیزی را آوردن) نیکی، انجام دادن آن خیر و نیکی، این را می‌گویند «نَصَرَه» لذا به آن می‌گویند: «یاری کردن، یاری بر کار خیر انجام دادن». عَوْنُ المَظلوم (در کتاب العِین آمده است) یعنی یاری کردن و کمک کار شخصی که مظلوم واقع شده‌ است.

أعانَۀ فی قِبالِ المُخالِفْ یعنی کمک در مقابل مخالف، شخصی مظلوم واقع شده است. من بروم و از او دفاع کنم، چرا؟ چون در مقابلش یکی مخالف با او ایستاده است. به این شخص کمک کنم، این را می‌گویند: «نَصْر».

تذکر

امروزه بیشتر مؤسسات و دنیا را ببینید. فضاهای مجازی، تلویزیون ‌ها، ماهواره ‌ها، رادیو‌ها به شکل‌ های مختلف دارند با امیرالمؤمنین علی علیه ‌السلام دشمنی می‌ کنند. می‌ خواهند کاری کنند که اسمی از شیعه نماند. می‌ خواهند کاری کنند که غدیر از بین برود، به شکل ‌های مختلف.

بیایید ما در این زمان یاری کننده علی ابن ابیطالب علیه السلام باشیم. اگر می ‌خواهیم در مقابل خداوند و در پیشگاه پروردگار سربلند باشیم، اگر می‌ خواهیم دعای رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ برای ما به اجابت برسد، باید علی ابن ابیطالب علیه ‌السلام را یاری کنیم.

تا موقعی (لحظه ای) که عمر هست، تا روز قیامت نشده که «یوم الحسرۀ» باشد که انگشتانمان را به دندان بگیریم و پشیمان باشیم از عمرمان، برای امیرالمؤمنین علیه السلام کاری کنیم. نگوییم که امروزه نمی ‌شود کار کرد، نه! همین امروز تصمیم بگیریم برای علی ابن ابیطالب علیه السلام قدمی برداریم.

امسال غدیرمان با سال‌ های قبل متفاوت باشد. با تربیت فرزند، با حتّی یک شاخه گل، با هدیه دادن، با شیرینی و شربت، به شکل ‌های مختلف؛ حتّی با زدن یک پرچم کوچک بر در منزلمان یا بر ماشین مان. به شکل ‌های مختلف یک حدیث فرستادن از فضائل غدیر، بیاییم غدیر را احیاء کنیم برای امیرالمؤمنین علیه‌ السلام. اگر ان شاء الله چنین کنیم، نصرت علی ابن ابیطالب علیه ‌السلام را انجام داده ‌ایم.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.


شرح خطبه غدیر ادامه بخش پنجم

شرح خطبه غدیر بخش بیست و نهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 29

متن شرح خطبه غدیر بخش بیست و نهم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

 

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. میلاد با سعادت السلطان ابا الحسن، علی بن موسی الرضا علیه آلاف تحیة و ثنا را خدمت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه و تمام محبین و شیعیان ایشان تبریک و تهنیت عرض می کنم.

حدیثی را از امام رضا علیه السلام در اهمیت روز غدیر می خوانیم که این حدیث هم طولانی است، هم بسیار مطلب دارد که به ما نشان می دهد که غدیر تا چه اندازه اهمیت دارد.

إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ زُفَّتْ أَرْبَعَةُ أَيَّامٍ إِلَى اللَّهِ كَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَى خِدْرِهَا قِيلَ مَا هَذِهِ الْأَيَّامُ قَالَ يَوْمُ الْأَضْحَى وَ يَوْمُ الْفِطْرِ وَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ يَوْمُ الْغَدِيرِ وَ إِنَّ يَوْمَ الْغَدِيرِ بَيْنَ الْأَضْحَى وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَةِ كَالْقَمَرِ بَيْنَ الْكَوَاكِبِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِی نَجَا فِيهِ إِبْرَاهِيمُ الْخَلِيلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُكْراً لِلَّهِ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِی أَكْمَلَ اللَّهُ بِهِ الدِّينَ فِی إِقَامَةِ النَّبِيِّ ع عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَماً وَ أَبَانَ فَضِيلَتَهُ وَ وِصَاءَتَهُ فَصَامَ ذَلِكَ الْيَوْمَ وَ إِنَّهُ لَيَوْمُ الْكَمَالِ وَ يَوْمُ مَرْغَمَةِ الشَّيْطَانِ وَ يَوْمُ تُقْبَلُ أَعْمَالُ الشِّيعَةِ (…) وَ هُوَ يَوْمُ التَّهْنِيَةِ يُهَنِّی بَعْضُكُمْ بَعْضاً فَإِذَا لَقِيَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ ع وَ هُوَ يَوْمُ التَّبَسُّمِ فِی وُجُوهِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ فَمَنْ تَبَسَّمَ فِی وَجْهِ أَخِيهِ يَوْمَ الْغَدِيرِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِالرَّحْمَةِ وَ قَضَى لَهُ أَلْفَ حَاجَةٍ وَ بَنَى لَهُ قَصْراً فِی الْجَنَّةِ مِنْ دُرَّةٍ بَيْضَاءَ وَ نَضَّرَ وَجْهَهُ وَ هُوَ يَوْمُ الزِّينَةِ فَمَنْ تَزَيَّنَ لِيَوْمِ الْغَدِيرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ كُلَّ خَطِيئَةٍ عَمِلَهَا صَغِيرَةً أَوْ كَبِيرَةً وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِ مَلَائِكَةً يَكْتُبُونَ لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعُونَ لَهُ الدَّرَجَاتِ إِلَى قَابِلِ مِثْلِ ذَلِكَ الْيَوْم …

امام رضا علیه السلام فرمودند: چهار روز است که در روز قیامت، با سرعت به سمت پروردگار می روند. یَوْمُ الْأَضْحَى روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر بعد فرمودند: وَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ روز غدیر نسبت به عید قربان و روز جمعه و عید فطر مانند قمر بین کواکب است. مانند ماه بین ستارگان که وقتی که ماه وجود دارد، ستاره ها چقدر جلوه دارند و دیده می شوند و در واقع ستارگان در مقابلش چیزی حساب نمی شوند از جهت نورانیت.

بعد فرمودند: هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی نَجَا فِیهِ إِبْرَاهِیمُ الْخَلِیلُ مِنَ النَّارِ این روز، روزی است که حضرت ابراهیم علیه السلام از آتشی که نمرود برای آن حضرت آماده کرده بود، نجات پیدا کرد.

بعد فرمودند: وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَکْمَلَ اللَّهُ بِهِ الدِّینَ فِی إِقَامَةِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و اله عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ و امروز روزی است که خداوند دینش را کامل کرد. وقتی که پیغمبر صلی الله علیه و آله امیرالمؤمنین علیه السلام را به عنوان علم انتخاب کرد و امروز روزی استستشتخاب کردشبرای اونونث مخاطب است. غایب ون یا ت می شود مخاطب. دو فعل ساخته می شود.کنیم. ل تلفظ می نمایند. که فریاد شیطان بلند شد.

بعد فرمودند امروز روزی است که جبرئیل کرسی و صندلی در بیت المعمور می گذارد و می نشیند و تَجْتَمِعُ إِلَیْهِ الْمَلَائِکَةُ و تمام ملائکه مِنْ جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ از همه سماوات و آسمان دور او جمع می شوند و ثنا و خوبی برای رسول الله صلی الله علیه و آله می گویند.

وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِشِیعَةِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ و استغفار می کنند برای شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام وَ مُحِبِّیهِمْ وَ هُوَ یَوْمُ التَّبَسُّمِ فِی وُجُوهِ النَّاسِ تبسم کنید، اگر کسی تبسم کند برای مردم از اهل ایمان، دراین روز خداوند در روز قیامت از در رحمت به او نگاه می کند.

 بعد فرمودند: وَ هُوَ یَوْمُ الزِّینَةِ کسی که زینت ببخشد خودش را، لباس نو بپوشد (چقدر خوب است که این کار را یاد بگیریم)، در عید غدیر به فرزندانمان لباس نو بپوشانیم. کسی که امروز روز زینت او باشد، برای او فَمَنْ تَزَیَّنَ لِیَوْمِ الْغَدِیرِ غَفَرَ اللَّهُ خدا می بخشد تمام گناهان او را صَغِیرَةً أَوْ کَبِیرَةً کوچک باشد یا بزرگ، وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ مَلَائِکَةً و مبعوث می کنند به سوی او ملائکه ای که بنویسند حسنات و درجات او را و بالا ببرند تا سال آینده. فَإِنْ مَاتَ اگر بمیرد، شهید مرده است. اگر زنده باشد، سعید و سعادتمند زندگی می کند.

و یک بحث هم اطعام است، مَنْ أَطْعَمَ مُؤْمِناً یک مؤمن را اگر انسان در روز غدیر اطعام بدهد، کَمَنْ أَطْعَمَ جَمِیعَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ مانند این است که تمام انبیا، 124 هزار پیغمبر صلی الله علیه و آله و تمام صدقین را اطعام داده است. کتاب اعمال اقبال سید بن طاووس جلد اول، صفحه 465.

در ادامه شرح خطبه غدیر می رسیم به این جا که:

مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ الله مَسْلوکٌ فِیَّ ثُمَّ فی عَلِی خطبه غدیر

فراز قبل از این در جلسات 7 و 15 و 23 گذشت. در این جا رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ می فرمایند: نور من آن نور خاصی است که خداوند تبارک و تعالی به من عنایت کرده است. و همین نور به امیرالمؤمنین علیه السلام می رسد و سپس به نسل او خواهد رسید.

این جا اشاره به خلقت نورانیت حضرت دارد در کتاب مرآۀ العقول جلد 2، صفحه 349. در آنجا آمده است: اوّل ما خلق الله نوری

اولین مخلوقی که خداوند خلق کرده است، نور رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ می باشد. سپس همین نور می رود برای امیرالمؤمنین علیه السلام و نسل علی بن ابیطالب تا حضرت مهدی سلام الله علیه.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش پنجم

شرح خطبه غدیر بخش سی و هفتم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 37

شرح خطبه غدیر ادامه بخش پنجم

شرح خطبه غدیر بخش چهل و پنجم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 45

شرح خطبه غدیر ادامه بخش پنجم

شرح خطبه غدیر بخش پنجاه و سوم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 53

 


شرح خطبه غدیر بخش ششم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 6


متن
شرح خطبه غدیر بخش ششم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران

کمال دین!

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه غدیر فرمودند:

مَعاشِرَالنّاسِ!  إِنَّما أَکْمَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ دینَکُمْ بِإِمامَتِهِ. خطبه غدیر

خداوند تبارک و تعالی دینش را چه زمانی کامل کرد؟ در وقتی که امامت علی ابن ابیطالب علیه السلام نصب شد و برای مردم معلوم شد که بعد از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم چه کسی جانشین آن حضرت است که این اشاره دارد به آیه معروف سوره مائده.

سومین آیه که همه آن را حفظ هستند که می فرماید:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا. سوره مائده

معنای اکمال و اتمام

بحث این است که اکمال چیست و اتمام چیست؟ در کمال و اکمال یعنی اجتماع تمام احکام، در اتمام یعنی این احکام به اتمام رسیده و چیزی ناگفته از آن باقی نمانده، به عنوان مثال شما پازلی را فرض کنید که تمام قطعاتش موجود است که این می شود اجتماع.

اتمام زمانی است که تمام قطعات سر جای خودش گذاشته شود که دیگر تمام می شود و هیچ چیز باقی نمی ماند. این به یک معنا است.

در بعضی لغات در کتاب التحقیق این چنین آمده است که گاهی تمام استعمال می شود، غالبا در کمیّات در کم و زیاد بودن و کمال در کیفیت آن عمل است، لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند که کامل شد.

و کامل کرد خداوند تبارک و تعالی دینش را به بهترین کیفیت و تمام احکام گفته شد با امامت امیرالمؤمنین علیه السلام و نصب ایشان دین اسلام کامل شد و بعد از آن به اتمام رسید و دیگر چیزی نگفته و ناتمام باقی نمانده و من تمام احکام را بیان کردم.

در حدیثی علی ابن موسی الرضا علیه السلام می فرمایند:

كَمالُ الدّينِ وِلايَتُنا وَالبَرائَةُ مِن عَدُوِّنا.
كمال دين، در ولايت ما و بيزاري از دشمنان ماست

کامل شدن دین در چه چیزی است؟ به محبت ما اهل بیت علیهم السلام و برائت از دشمنان ما!

شرط قبولی اعمال به کلام نبی

در ادامه این خطبه شریف هم این چنین داریم که پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمودند:

إِنَّما أَکْمَلَ الله عَزَّوَجَلَّ دینَکُمْ بِإِمامَتِهِ، فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ الْعَرْضِ عَلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَأُولئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَ … خطبه غدیر

کسی که رئیس دین را و کسی که اهتمام و اهمیت ندهد به این مبحث دینی که علی ابن ابیطالب علیه السلام باشد و به کسانی که جانشین او هستند، از فرزندان من تا روز قیامت .

والعرض علی الله عزوجل فاولئک الذین حبطت اعمالهم. اگر کسی قبول نداشته باشد، تمام اعمالش از بین می رود و نابود می شود! عمل انجام می دهد ولی چون علی ابن ابیطالب علیه السلام را به عنوان جانشین بلافصل پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله قبول ندارد، خدا هیچ عملی را از او قبول نمی کند.

کمال دین در گرو دو چیز!

کمال دین بر دو چیز است:

  • به امامت علی ابن ابیطالب علیه السلام
  • یکی به برائت از دشمنان امیرالمؤمنین علیه السلام

هم فیها خالدون همیشه در آن جا هستند، لا یخفف عنهم العذاب اصلا تخفیفی در عذاب آنها داده نمی شود، پس در این جا پیامبر صلی الله علیه و آله به دو مطلب اشاره می کنند: یک به تولی و دو به تبری، هم تولی یعنی اکمال دین به ولایت علی ابن ابیطالب علیه السلام و در طرف مقابل اگر کسی به این نور، یعنی نور علی ابن ابیطالب علیه السلام نرسد، مورد عذاب پروردگار واقع می شود!

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ

وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

شرح خطبه غدیر ادامه بخش ششم

شرح خطبه غدیر بخش چهاردم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 14

 

متن شرح خطبه غدیر بخش چهاردهم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. نتیجه عدم پذیرش اهل بیت علیهم السلام: در ادامه‌ شرح خطبه‌ غدیر، به این فراز از خطبه می‌ رسیم که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

«فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَی الله عَزَّوَجَلَّ فَأُولئِکَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النّارِهُمْ خالِدُونَ، لایُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلاهُمْ یُنْظَرونَ» خطبه غدیر

در جلسه‌ قبل گفتیم در این فراز گفتیم: که خداوند دینش را کامل کرده، چون دین کامل شده و به اتمام رسیده است، لذا اسلام آخرین دین است و بعد از آن دیگر دینی وجود ندارد. چرا که خدا تمام احکامی که بشر به آن نیاز دارد، بوسیله‌ پیامبرش به همه‌ مردم ابلاغ کرده است.

در ادامه‌ این فرائض می‌فرمایند که: «فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ» حالا که دین کامل شده است، پس کسی که به دین اهمیّت ندهد و تبعیت از علی ابن ابیطالب علیه السلام نداشته باشد، «لَمْ یَأْتَمَّ».

در مجمع البحرین، ج ۶، ص10 به این شکل آمده است: «فَیَتَّبِعونَکَ وَ یَأخُذونَ عَنْک» یعنی کسی که تبعیّت نکند، کسی که پیرو و دنباله‌ رو (علی ابن ابیطالب علیه السلام) نباشد و کسی که بعد از او جانشین او هست، از فرزندان من تا روز قیامت، نتیجه ‌اش را خواهیم گفت.

عصمت اهل بیت علیهم السلام

«تبعیّت»، حالا اینجا یک بحثی هست که این باز دلالت بر «عصمت» می‌کند که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند (بدون قید و به صورت مطلق):  در همه‌ مراحل باید از علی ابن ابیطالب و ائمّه علیهم السلام ‌ بعد از او و فرزندان او تا قیامت تبعیّت شود.

وقتی که پیامبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ به صورت مطلق و بدون قید می ‌فرمایند، باید تبعیّت کرد از این اشخاص. پس آنها معصوم هستند. چرا که از یک طرف پیامبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: اطاعت کن! و از طرفی هم امر به گناه نشده ‌ایم.

اگر از جانب جانشینان پیامبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ امر به گناه بشویم و از آن طرف هم پیامبر اسلام صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: از ایشان اطاعت بی چون و چرا کنید! تناقض پیش می ‌آید. پس برای این که تناقض پیش نیاید، باید این اشخاص معصوم باشند، چون اطاعتشان واجب می ‌شود.

در اینجا رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ به سه آیه اشاره می ‌کنند که قابل اهمیّت است.

اوّلین آنها که فرمودند: «فأُولئِكَ (کسانی که از اهل بیت و امیرالمؤمنین علیهم السلام تبعیّت نکنند) الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ» (این در مورد کفّار است در سوره‌ آل عمران، آیه‌ ۲۲)

که: أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ  فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ اگر آیه‌ قبل از همین آیه را ببینیم (آیه‌ ۲۱)، در مورد کفّار است.

«إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ» همه‌ اینها در مورد کفّار است. به این معنا می‌شود که اگر کسی ولایت علی ابن ابیطالب و اهل بیت علیهم السلام و فرزندان بعد از او را نداشته باشد، با او به عنوان کفر و کافر بودن به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام برخورد می‌ شود.

 این نشان دهنده‌ این است که هر چقدر هم عمل انجام بدهد، فایده ‌ای ندارد.

دوّمین آیه‌ ای که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اشاره می ‌کنند، در سوره‌ بقره آیه‌ ۳۹ است:

«وَ الَّذينَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ» سوره‌ بقره / ۳۹

باز در این آیه به دو بحث اشاره می‌ شود. یکی به کسانی که کافر شدند و دوّم کسانی که آیات الهی را تکذیب کردند. خب «آیه‌ الهی» در این خطبه‌ شریف غدیر چه هست یا بهتر بگوییم کیست؟

امیرالمؤمنین علیه السلام «آیت الهی» هستند. اگر کسی علی ابن ابیطالب و اهل بیت علیهم السلام بعد از او را قبول نداشته باشد، باز با او به عنوان کافر برخورد می‌شود و تکذیب کننده آیات الهی است.

سوّمین آیه ‌ای که پیامبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اشاره می ‌کنند:

«لا یُخَفَّفُ عَنهُمُ العَذاب» سوره‌ بقره / ۱۶۲

این در سوره‌ بقره آیه‌ ۱۶۲ می ‌باشد که آیه‌ بقره آیه‌ ی سوره‌ی وان کفره باشد قبلش باز دوباره در مورد کفّار است. «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا» باز معنای جمله به این شکل می ‌شود: کسی که قبول ولایت و تبعیّت از اهل بیت علیهم السلام نکند، در قیامت با او به عنوان کافر برخورد می ‌شود و عمل او هیچ ارزشی ندارد.

نتیجه شرح خطبه غدیر بخش چهاردهم

 نتیجه‌ بحث این شد که پیامبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ سه آیه در این فراز می ‌فرمایند: که اگر کسی ولایت علی ابن ابیطالب علیه السلام را قبول نکند، تبعیّت از او نکند، با او به عنوان کافر برخورد می ‌شود.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش ششم

شرح خطبه غدیر بخش بیست و دوم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 22


شرح خطبه غدیر ادامه بخش ششم

شرح خطبه غدیر بخش سی ام

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 30

متن شرح خطبه غدیر بخش سی ام

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. به این فراز از خطبه غدیر می رسیم که فرمودند:

«مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقیمُ الَّذی أَمَرَکمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِیّ مِنْ بَعْدی ثُمَّ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ» خطبه غدیر

ای مردم! صراط مستقیم، صراطی که زلال است، صراطی که شما را به خداوند رهنمود می کند، من هستم (رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)

در معنی صراط فرموده اند. فرق است با سبیل، هم صراط هم سبیل به معنی راه می باشند. طرق هم به معنی راه است. اما صراط همیشه راهی است که به خیر منتهی می شود و در آن شر و بدی و بیهودگی نیست، اما در سبیل این چنین نیست. راه خوب داریم و راه اشتباه که ممکن است طرف را به چاه برساند، اما صراط همیشه انسان را به خوبی می رساند.

در این جا فرمودند که من صراط مستقیمی هستم که أمرکم باتباعه که از طرف خدا امر شدید که تبعیت کنید از رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ. اتباع یعنی چه؟ یعنی پشت سر آن شخص راه رفتن مادی باشد یا معنوی، اتباع عملا باشد یا فکرا، با فکرم تبعیت کنم از آن شخص، پشت سر آن شخص بروم هر چه که او داشته باشد، من هم همان فکر را یا همان افکار را داشته باشم با همان شکل.

 لذا رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: نماز بخوانید همانگونه که من نماز می خوانم. این یعنی تبعیت، به گونه ای نماز بخوانم، روزه بگیرم و عملی را انجام دهم که اصلا مطابق با امر رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ نباشد که این عدم تبعیت مخالف امر خداوند است. تبعیت یعنی هر چه رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند، من انجام بدهم طابق النعل بالنعل. در سوره آل عمران آیه ۳۱ این چنین داریم:

«قل ان کنتم تحبون الله فتبعونی» سوره آل عمران آیه ۳۱

اگر پروردگار را دوست دارید، از منِ رسول الله تبعیت کنید.

پس این که بخواهیم به صراط مستقیم برسیم، باید راه رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ را بروی، «یحببکم الله و یغفر لکم ذنوبکم» امیرالمؤمنین علیه السلام ذیل همین آیه فرمودند؛ در الکافی شریف جلد ۸ ص۲۶، خطبه وسیله، «فاتباعه محبۀ الله»، اگر تبعیت رسول خدا صلی الله علیه و آله کردید، محبت خدا را دارید و خدا تو را دوست دارد و رضا و رضایت خدا را جلب کردید و غفران الذنوب که این رضایت پروردگار موجب بخشیدن گناهان شما می شود و کمال الفیض، و به بالاترین مرحله فیض و رستگاری می رسید و وجوب الجنه و بر شما بهشت واجب می شود.

ولی اگر تبعیت نکردید، اگر روی برگردانید والاعراض، در این جا رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: غضب و سخط خدا شامل حال شما می شود و البعد منه مسکن النار، و جهنم جایگاه شما می شود.

در ادامه همین خطبه فرمودند: ثم علی من بعدی، من صراط مستقیم هستم، سپس علی ابن ابیطالب علیه السلام. در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام در زیارت نامه آن حضرت می خوانیم که فرمودند: السلام علیک یا حبل الله المتین و صراطه المستقیم

و یا در زیارت غدیریه می خوانیم: السلام علیک یا دین الله القوی و صراطه المستقیم… صراط مستقیم امیرالمؤمنین علیه السلام هستند.

در تفسیر قمی ج 1 ص29 امام صادق علیه السلام در قوله الصراط المستقیم فرمودند: هو امیرالمومنین علیه السلام

بعد فرمودند ثم ولدی من صلبه، یعنی بعد از رسول خدا امیرالمؤمنین علیه السلام و بعد از امیرالمؤمنین علیه السلام فرزندان او علیهم السلام هستند که صراط مستقیم را به شما نشان می دهند.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش ششم

شرح خطبه غدیر بخش سی و هشتم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 38

 

شرح خطبه غدیر ادامه بخش ششم

شرح خطبه غدیر بخش چهل و ششم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 46

شرح خطبه غدیر ادامه بخش ششم

شرح خطبه غدیر بخش پنجاه و چهارم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 54

 


شرح خطبه غدیر بخش هفتم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 7

 

متن شرح خطبه غدیر بخش هفتم

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران، در شرح خطبه غدیر می رسیم‌ به این قسمت از خطبه شریفه که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

مَعاشِرَالنّاسِ! (آمِنُوا بِالله وَ رَسُولِهِ وَالنَّورِ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلی أَدْبارِها) خطبه غدیر

اینجا رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در واقع به دو آیه اشاره می کنند:

1) آیه 8  سوره تغابن است:

فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ سوره تغابن / 8

مرحوم کلینی در کتاب کافی شریف بابی دارد به نام باب الائمه نور الله، در آنجا اولین حدیث از ابی خالد کابلی است که در مورد همین آیه از امام محمد باقر علیه السلام سؤال می پرسد:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اَلنُّورِ اَلَّذِي أَنْزَلْنا فَقَالَ يَا أَبَا خَالِدٍ اَلنُّورُ وَ اَللَّهِ اَلْأَئِمَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و اله إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ …
وَ اَللَّهِ يَا أَبَا خَالِدٍ لَنُورُ اَلْإِمَامِ فِي قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ اَلشَّمْسِ اَلْمُضِيئَةِ بِالنَّهَارِ وَ هُمْ وَ اَللَّهِ يُنَوِّرُونَ قُلُوبَ اَلْمُؤْمِنِينَ
اصول کافی

 ابو خالد كابلی گويد از امام باقر علیه السلام پرسيدم تفسير قول خدای عز و جل را؛ «به خدا و رسولش و نوری كه فرستاده ایم ایمان آورید» فرمودند: ای ابا خالد؛ به خدا سوگند كه مقصود از نور ائمه از آل محمد صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ و سلم باشند تا روز قيامت. … به خدا اي ابا خالد، نور امام در دل مؤمنین از نور خورشید تابان در روز، روشن تر است. به خدا كه ائمه دل های مؤمنین را منور سازند.

باید دقت داشته باشیم که در این مطلب که خدا نور نیست، خدا به ذهن و به وهم و به عقل هیچ احدالناسی نمی رسد. اینجا تشبیهی دارند می زنند یا در آیه دیگری مثل الله نور السماوات والارض در سوره نور، اینجا خداوند دارد تشبیه می کند الظاهر بذانة، المظهر لغیره در نور چی هست، این است که خودش نورانی است و دیگران هم از نورش استفاده می کنند.

اگر این نور خاموش باشد، کسی نمی تواند از نورانیت مثلاً خورشید استفاده کند. آیا خورشید، نورانیتش را از خودش دارد؟ بله از خودش داره. آفتاب نورانیتش از خودش است!

مثال دیگری بزنم؛ مانند آب، آب طاهر است و مطهر. یعنی هم خودش پاک است، هم خاصیت پاک کنندگی دارد. پاک بودن و طاهر بودنش را از خودش دارد! ( ذاتی)

در اینجا تشبیهی می زنند که الائمه نور الله هستند. نه این که خدا نور باشد. یعنی وجود خدا از خودش است و بقیه اگر وجودی پیدا کردند، قدرتی دارند و نفسی دارند. هر کاری انجام می دهند، از اوست (یعنی خداوند به آنها اعطاء کرده است نه اینکه وجود خداوند و موجودات از یک سنخ باشند بلکه وجود خداوند با وجود موجودات تباین هستند) و اگر لحظه ای خداوند قدرتش را بگیرد، از آن شخص دیگر قدرتی ندارد. نفسش را بگیرد، دیگر نفسی ندارد.

(بِحَوْلِ اللَّه تَعالى‏ وَ قُوَّتِهِ) پس اگر کسی بخواهد به آن نور برسد، به نور واقعی برسد، راهش از راه علی بن ابیطالب و ائمه علیه السلام می باشد.

2) آیه دومی که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در همین خطبه اشاره می کنند، سوره نساء آیه ۴۷ است که در مورد کسانی که کتاب آسمانی بر آنها آمده است، نازل گشته: و میاشد آیه ی به اون لحظه ای اونال می پرسد

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَکُمْ. سوره نساء / ۴۷

می فرماید: ای اهل کتاب! ایمان بیاورید به رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ و آن چیزی که بر رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ نازل شده، قبل از این که صورت شما به پشت برگردد. یعنی عذاب نازل بشود. قبل از این که این اتفاق بیفتد، شما به پیغمبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ایمان بیاورید.

در مورد همین آیه شاید بگویید: چه زمانی اتفاق می‌افتد!؟

در کتاب نور الثقلین، جلد 1، صفحه ۴۸۶ حضرت فرمودند: این در زمان مهدیِ ما سلام الله علیه می باشد. زمان ظهور ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، کسی که تا آن زمان ایمان نیاورده باشد، دیگر فرصتی برای ایمان آوردن ندارد.

آخرین مطلب

 چه کنیم که از نور امام استفاده بیشترکنیم؟ خب یک قدم آمدیم جلو ولایت و محبت امیرالمؤمنین علیه السلام را داریم. حال چه کنیم که از این نور استفاده کنیم؟ مگر امام باقر علیه السلام نفرمودند: ما آن نور هستیم!

تنها راه استفاده از این انوار الهی این است که پرده های گناه را کنار بگذاریم. اگر پرده ‌های گناه را از قلب مان کنار بزنیم، آن نور در دل ما و در قلب ما می تابد.

 لذا امام زمان علیه السلام  در توقیع (نامه) شریف به شیخ مفید فرمودند:

اگر شیعیان ما، که خداوند به آنها توفیق طاعت و بندگی خویش را بدهد، در راه وفای به عهدی که بر دوش دارند، هم دل می شدند، هرگز برکت ملاقات با ما از آنها به تأخیر نمی افتاد و سعادت دیدار ما به سرعت نصیب آنان می گشت. آن هم دیداری بر اساس شناختی راستین و صداقتی از جانب آنان نسبت به ما. (الإحتجاج  ج2 ص 602)

این در کجا است؟ وقتی‌که ما گناه انجام ندهیم تا این نور در دل ما بتابد!

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هفتم

شرح خطبه غدیر بخش پانزدهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 15

 

متن شرح خطبه غدیر بخش پانزدهم

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. در ادامه شرح خطبه غدیر، به این فراز می رسیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آیه ای را می فرمایند:

آمِنُوا بِالله وَ رَسُولِهِ وَالنَّورِ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلی أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ کما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ آیه 47 سوره نساء

اى كسانى كه به شما كتاب داده شده است، به آن چه فرو فرستاديم و تصديق‌ كننده همان چيزى است كه با شماست، ايمان بياوريد. پيش از آن كه چهره ‌هايى را محو كنيم و در نتيجه آنها را به قهقرا بازگردانيم يا همچنان كه «اصحاب سبت» را لعنت كرديم.

بعد فرمودند: بالله ما عَنی بِهذِهِ الْآیةِ إِلاَّ قَوْماً مِنْ أَصْحابی.

در این آیه خداوند تبارک و تعالی درمورد عده ای یهودی صحبت می کنند که در آن زمان به این شکل بود که روز شنبه مخصوص عبادت بود. در روزهای دیگر مردم می‌رفتند سر کار و کارشان را انجام می دادند. روز شنبه مخصوص عبادت بود و کسی حق صید ماهی و کار نداشته.

داستان در آیات 163 تا 166 سوره اعراف است که می توانید مراجعه بفرمایید. روز شنبه که می شد، صیادان می دیدند ماهی ها بیشتر شدند، روی آب بودند و راحت می توانستند آنها را صید کنند.

خداوند تبارک و تعالی به وسیله همین روز شنبه می خواستند قوم یهود را امتحان کنند که امتحان خوبی ندادند و در همان آیات دوباره در سوره اعراف آمده که آنها را به عذاب شدید و سختی گرفتارشان کردیم.

 در همین آیه 47 سوره نساء، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دو مطلب می فرمایند: یا این که شما را «نَطْمِسَ وُجُوهًا» در جلسه قبل گفتم؛ یعنی این که صورت های شما را برمی گردانیم یا این که لعنت می کنیم شما را مانند لعنت اصحاب سبت. یعنی اصحاب روز شنبه که آنها را خداوند لعنت کرده است.

در  مورد این آیه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: به خدا قسم که این آیه، آیه ای در مورد عده ای از اصحاب من هست که اسم های آنها را می دانم، نسب های آنها را می دانم. می شناسم آنها را وَلکن قَد اُمِرتُ بصحف عنهم، یعنی قرار هست که پرده پوشی کنم. قرار نیست آنها را رسوا کنم.

یک سؤال این جا پیش می آید که یعنی چی؟ آیا می شود از صحابی، از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باشد اما مورد لعنت پروردگار قرار بگیرد؟ بله، این امکان هست.

قرار نیست که هر کسی شد صحابی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یا همسر پیامبر، اگر چه نزدیکترین شخص به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است اما اگر تقوا نداشته باشد، اگر آن چه که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده، برخلاف آن راه را برود، می شود دشمن.

 نگاه کنید در سوره تحریم آیه ۱۰، خداوند می خواهد مثل بزند برای کسانی که اینها زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودند، اما دشمن ترین دشمن‌ ها هستند.

خدا مثال می زند: ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ

خدا می خواد مثال بزند برای کسانی که کافر شدند. چه کسی را مثال می زند؟ از فرعون؟ نه! از نمرود؟ نه! از چه کسی؟ از همسر پیامبر. امراةَ نوحٍ و امراةَ لوط. زن لوط و نوح علیهم السلام که از پیامبران الهی بودند. حتی پسر حضرت نوح علیه السلام که در آیه می فرماید:

قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ سوره هود/ 64

همین که کسی از ولایت خدا و حجت خدا کنار گرفت، اگر چه فرزند او باشد، دیگر اهلش حساب نمی شود. فلذا دچار عذاب می شود. از آن طرف کسانی هستن که اهل خانه و قوم و خویش پیامبر نبوده اند، و در دار کفر زندگی کرده است اما عبادت کرده و ولایت خدا و حجت خدا را پذیرفته. بنابراین می شود جزو مومنین.

حال خداوند در آیه بعدش مثال می زند برای کسانی که ایمان آوردند:

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ. تحریم / 11

زن فرعون که در دار کفر زندگی می کرد اما از بهترین افراد شد.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هفتم

شرح خطبه غدیر بخش بیست و سوم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 23

متن شرح خطبه غدیر بخش بیست و سوم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. در ادامه شرح خطبه غدیر به این فراز می رسیم که وجود نازنین رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

«فَلْیعْمَلْ کلُّ امْرِئٍ عَلی مایَجِدُ لِعَلِی فی قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَالْبُغْضِ» خطبه غدیر

«هرکسی بر آن محبّت یا بر بغض و خشمی که در دلش نسب به علی علیه السلام می ‌یابد، باید عمل کند»

خلاصه جلسات قبل

به این جا رسیدیم که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: اگر کسی ایمان به خدا و رسول و نور، و آن نور یعنی اهل بیت علیهم السلام نداشته باشد، دو کار با او می شود. یا روی از او برگردانده می شود یا این که مورد لعنت خداوند، همان لعنت اصحاب سبت که در جلسات قبل توضیح دادم، قرار می گیرد.

میزان شناخت از دیدگاه رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: در ادامه رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ میزان و کد به ما یاد می دهند که اگر کسی مقابل این رفت جلو به سعادت می رسد.

رسول خدا فرمودند که: فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِئٍ هر عملی که انسان انجام می دهد، با علی بن ابیطالب علیه السلام بسنجد که آیا حب دارد یا بغض. اگر که محبت علی بن ابیطالب علیه السلام دارد، آن صحیح است و به سعادت می رسد. اگر بغض علی بن ابیطالب علیه السلام دارد، بداند که بیچاره شده است.

 این یک کد است برای تمام زندگی ما. من اگر بخواهم رفیقی انتخاب کنم، کاری را پیش ببرم، اگر می خواهم همسر انتخاب کنم، باید بسنجم با امیرالمؤمنین علیه السلام، نسبت به حب و بغض. رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند هر عملی، نه این که فقط یک عمل؛ هر عملی، آن را با حب و بغض امیرالمؤمنین علیه السلام بسنجید.

لذا در یکی از سلام هایی که به امیرالمؤمنین علیه السلام می دهیم، این چنین است : (السلام علی میزان الاعمال) سلام بر میزان عمل. لذا در روز قیامت عمل هر فردی را با حب و بغض علی علیه السلام می سنجند. حال من چند حدیث در این باب بخوانم که بسیار زیبا است.

کتاب امالی شیخ صدوق، صفحه 15 آمده است. رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: خداوند تبارک و تعالی واجب کرد بر همه مردم «طاعتی» طاعت من را «و نهاکم عن معصیتی» و نهی کرد آنو نهی کرد اونصدوق در صفحه 15 آمها را از معصیتم. یعنی مخالف امر من حرف نزنند. این مقابل همان آیه ای هست که در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله داریم:

«ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»

و بعد رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: «أَوْجَبَ عَلَيْكُمْ اتِّبَاعَ أَمْرِي وَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ مِنْ طَاعَةِ عَلِيٍّ بَعْدِي» بعد واجب کرد بر شما طاعت علی بن ابیطالب علیه السلام را بعد از من، مَا فَرَضَهُ مِنْ طَاعَتِي همان گونه که طاعت مرا واجب کرد.

به همان شکل طاعت علی بن ابیطالب علیه السلام را هم واجب کرده است. وَ نَهَاكُمْ مِنْ مَعْصِيَتِهِ عَمَّا نَهَاكُمْ عَنْهُ به همین شکلی که معصیت مرا نباید بکنید، معصیت علی بن ابیطالب علیه السلام را هم نباید انجام دهید.

بعد به این جا می رسند: حُبُّهُ إِيمَانٌ وَ بُغْضُهُ كُفْرٌ دوستی علی بن ابیطالب علیه السلام ایمان است و بغض او کفر هست. در حدیث دیگری از مفضل بن عمر هست که گفتم به امام صادق علیه السلام: «لِمَ صار أمیر المؤمنین علی بن ابیطالب قسیم الجنة والنار؟»

چرا امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب علیه السلام قسیم جنت و نار نامیده شده است؟ حضرت فرمودند: «لان حبه إیمان و بغضه كفر»، به خاطر این که محبت علی بن ابیطالب علیه السلام تمام ایمان است و بغض علی بن ابیطالب علیه السلام کفر و کافر بودن است.

«و إنما خلقت الجنة لأهل الایمان و خلقت النار لأهل الكفر، فهو  قسیم الجنة والنار» علل الرشرایع، جلد 1، صفحه 162

این هم در کتاب علل الرشرایع، جلد 1، صفحه 162 موجود است. حتی اهل سنت در کتاب مناقب خوارزمی نقل می کند که جابر در کوچه های مدینه می گشت و می فرمود «علی خیر البشر فمن ابی فقد کفر» این از رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ است که علی علیه السلام بهترین بشر است. هرکس که این را رد کند، کافر است.

نتیجه بحث

پیغمبر صلی الله علیه و آله در اینجا راه را به ما یاد می دهند که هر عملی را که انجام می دهیم، آن را با محبت و بغض به امیرالمؤمنین علی علیه السلام بسنجیم. اگر محبت داشتیم، به سعادت؛ اگر بغض داشتیم، به شقاوت می رسیم.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هفتم

شرح خطبه غدیر بخش سی و یکم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 31

متن شرح خطبه غدیر بخش سی و یکم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. به این فراز از شرح خطبه غدیر می رسیم که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

أَلا إِنَّ خاتِمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِی أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدِّینِ، أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ. خطبه غدیر

گفتیم که بارها و بارها رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در خطبه غدیر اشاره ای داشتند نسبت به این که اهل بیت خودشان را در این روز معرفی کنند. در این فراز نزدیک به 16 صفت از صفات حضرت مهدی علیه السلام اشاره دارند.

أَلا إِنَّ خاتِمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا. خاتم و ختم به معنای اتمام است و هم چنین به معنای کمال و رسیدن به آن اتمام. یعنی دیگر بعد از او شخصی وجود ندارد. الخاتم ما یُوْضَعُ عَلَى الطِّیْنَة وَالْخِتَامُ الطِّينُ الَّذِي يُخْتَمُ بِهِ علی الکتاب. در قدیم این چنین رسم بود که اگر کسی نامه ای و یا کتابی می نوشت، در انتهای این نامه مهر می کردند تا بعد از او اگر کسی چیزی می نوشت، مشخص باشد که کلام مؤلف نیست.

دو مطلب در خاتِم مهم است:

الف: اول این که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اشاره می کنند که او آخرین امام از ائمه است ، رد بطلان بر تمام کسانی است که ادعای مهدویت می کنند. از حسینعلی بها که  بهائیت را بوجود آورد تا کسانی که امروزه ادعای مهدویت می کنند که ما مهدی موعود هستیم.

رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در روز غدیر خط بطلان بر آنها کشید. چرا؟ چون فرمود أَلا إِنَّ خاتِمَ الْأَئِمَةِ مهدی ما، مهدی صاحب الزمان علیه السلام آخرین امام است و بعد از او کسی وجود ندارد از امام اثنی عشر و …

ب: دوم این که او آخرین امام است. لذا اگر کسی او را آخرین امام قرار ندهد، مانند کسانی که چهار امامی هستند یا کسانی که شش امامی هستند که اسماعیلیه نام دارند یا این که هفت امامی و واقفیه نام دارند، این ها همه در بطلان هستند. زیرا آخرین امام ایشان مهدی صاحب الزمان علیه السلام  نیست و او را قبول ندارند.

قال رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: مَن اَنكَرَ القائِمَ مِن وُلدي فی زمان غیبته فماتَ فقد مات ميتَةً جاهِليَّةً … کمال دین، جلد 2، صفحه 413

کسی که انکار فرزند من حضرت مهدی علیه السلام را داشته باشد در زمان غیبتش و بمیرد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. الْقائِمَ الْمَهْدِی و بعد در ادامه فرمودند المهدی یعنی لفظ خاصی که همه باید قیام کنیم. بعد فرمودند المهدی

سؤال در این است وقتی اسم خاص حضرت می آید، چرا می ایستیم؟ فقط به یک حدیث اشاره می کنیم که در کتاب الزام الناصب في إثبات الحجه الغائب عجّل الله تعالى فرجه الشريف جلد 1 صفحه 249 این حدیث آمده است که امام رضا علیه السلام در مجلسی در خراسان بودند. ذکر لفظ خاص حضرت که همه باید قیام کنیم و احترام بگذاریم، به میان آمد.

و وضع یدیه علی راس الشریف حضرت ایستادند و دو دست مبارکشان را بر روی سر گذاشتند و فرمودند: اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه بعد از خصایص دولت آن حضرت علیه السلام فرمودند. لذا ما تمسک می کنیم به علی بن موسی الرضا سلام الله علیه در این بحث.

چرا به او، آن لفظ خاص را می فرمایند؟ در حدیثی از امام جواد علیه السلام آمده که ایشان فرمودند:

إِنَّ الْإِمَامَ بعْدِی ابنِی علِیٌ أَمرُهُ أَمرِی وَ قوْلُهُ قَوْلِی وَ طَاعَتُهُ طَاعَتِی وَ الْإِمَامُ بَعْدَهُ ابْنُهُ الحسن امره امر ابیه فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَنِ الْإِمَامُ بَعْدَ الْحَسَنِ فَبَكَى ع بُكَاءً شَدِيداً ثُمَّ سَكَتَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ… فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَ لِمَ سُمِّيَ الْقَائِمَ قَالَ لِأَنَّهُ يَقُومُ بَعْدَ مَوْتِ ذِكْرِهِ وَ ارْتِدَادِ أَكْثَرِ الْقَائِلِينَ بِإِمَامَتِهِ

امام بعد از من فرزندم علی است. امر او، امر من است. قول او، قول من است. طاعت او، طاعت من است وبعد از او فرزندش حسن علیه السلام پرسیدم بعد از او چه کسی است، حضرت ساکت شدند و گریه شدیدی کردند وفرمودند : فرزندش قائم به حق، … گفتم چرا به او قائم گفته می شود؟ فرمودند : وقتی قیام می کند که ذکر او میان مردم از بین رفته است و اکثر قائلین به امامتش برمی گردند.

نتیجه بحث : رسول الله صلی الله علیه و آله، اخرین امام را معرفی کردند و خط بطلانی بر کسانی که ادعای مهدویت می کنند، کشیدند.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هفتم

شرح خطبه غدیر بخش سی و نهم

برای مشاهده و مطالعه کتاب مکیال المکارم کلیک نمایید.

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 39

 

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هفتم

شرح خطبه غدیر بخش چهل و هفتم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 47

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هفتم

شرح خطبه غدیر بخش پنجاه و پنجم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 55

 


شرح خطبه غدیر بخش هشتم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 8

 

متن شرح خطبه غدیر بخش هشتم

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران، در ادامه‌ شرح خطبه‌ غدیر به این فراز می‌ رسیم که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

«مَعاشِرَ النّاس! إِنَّهُم و أنصارَهُم و أتباعَهُم و أشیاعَهُم فِی الدَّرَکِ الأسفَلِ مِنَ النّار و لَبِئسَ مَثوَی المُتَکَبِّرین» خطبه غدیر

رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در روز غدیر و با این خطبه‌ شریفشان که بسیار هم طولانی بود، اتمام حجت کردند که اگر کسی پیرو ولایت اهل بیت علیهم السلام (ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و اولادشان) بعد از من نباشد، جایگاه او در آتش است.

 قبل از این جملات و فراز فرمودند: «بعد از من عدّه‌ ای می‌ آیند که اینها ادّعای امامت و جانشینی من را دارند. اگر کسی پیرو آنها باشد، خودِ آنها و پیروان آنها در درکات جهنّم خواهند بود.»

 در اینجا رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرموده بودند: «أنصارَهُم»، أنصار چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که آنها را یاری می‌دهند. شاید پیروشان نباشند امّا یاری می‌کنند.

یعنی چه؟ یعنی کمک کار آنها هستند تا به یک مقصدی برسند که آن مقصدشان این بود که: امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان جانشین پیامبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ نباشد.

«أتباعَهُم» به معنای «دنباله رو» آنها هستند. حالا دنباله رو گاهی اوقات عملی هست. یعنی با عملشان انجام می‌دهند. یک کاری می‌کنند که معلوم می‌شود که این ها دنباله رو آنها هستند. گاهی اوقات فکرشان این چنین است که هر آنچه که آنها دوست دارند، اینها هم با همان فکر جلو می‌روند.

و فرمودند: «أشیاعَهُم»، یعنی پشت سر آنها می‌روند. می‌گویند: «تشییع جنازه» یعنی چه؟ یعنی آن قدر این جماعت، درکتاب «اَلعِین» آمده: پیروان، شَجَرُ البان، شَجَرُ البان یعنی درختی که آشکار است.

شاید مثلا صد تا درخت باشد امّا یک درخت ظهورش خیلی بیشتر از بقیّه هست، این را می‌گویند: «شَجَرُ البان» یعنی شجر و درختی که آشکار است. این چنین عدّه‌ای آن قدر واضح می‌گویند: ما دنباله رو کسانی هستیم که مثلاً خدا او را امام قرار نداده است. این ها آنقدر مشهور می‌شوند.

 لذا پیامبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند: حتّی أتباعَهُم، أنصارَهُم، أشیاعَهُم، تمام اینها «فِی الدَّرَکِ الأسفَلِ مِنَ النّار» خواهند بود. در این جا باز به دو آیه اشاره می‌کنند:

آیه‌ اوّل: به دو آیه اشاره می‌کنند:

«إِنَّ الْمُنافِقينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصيراً» سوره‌ نساء / ۱۴۵

منافقین که بدترین حالت از کفر را دارند، اینها در جهنّم هستند. منافقین چه کسانی هستند؟ کسانی که خودشان را پشت اهل ایمان پنهان می‌کنند و در ظاهر خودشان را اهل ایمان می نمایانند؛ در حالیکه در دل ایشان کافر هستند و دشمنانی هستند که خودشان را در بین مؤمنین دوست جلوه می ‌دهند.

«إذا لَقوا الَّذينَ آمنوا قالوا آمَنّا» وقتی با اهل مؤمنین می‌نشینند می‌گویند: ما ایمان آوردیم «و إِذا خَلَوْا إِلى‌ شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ» سوره بقره آیه 14 وقتی با شیاطین و رؤسای آنها می‌نشینند، می‌گویند: ما با شما هستیم. و در دل مؤمنین دارند ضعف ایجاد می‌کنند.

این آیه‌ اوّل بود که همین منافقین کارهایی انجام دادند چه بسا در جنگ اُحُد، در جنگ أحزاب می‌خواستند پیامبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ را دست بسته تحویل مشرکین و کفّار بدهند.

آیه‌ دوّم:

«فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ» سوره نحل / 29

تکبر یعنی چه؟ یعنی این که تسلیم امر خدا نباشی. خداوند فرموده که باید دنباله رو و پیرو امیرالمؤمنین علیه السلام باشید، امّا این ها تکبّر ورزیدند در مقابل رأی پروردگار، آن خدایی که همه را آفریده، او می ‌داند که چه کسی لیاقت جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله را دارد.

 و پیامبر دیگر به این واضحی، به این روشنایی برای تمام مردم اعلام کردند که بعد از من علی ابن ابی طالب علیه السّلام. (امام بعد از من است)

لذا در این جا فرمودند که اگر کسی دنباله رو آنها برود، یعنی غیر از امیرالمؤمنین علیه السلام که خدا او را امام قرار داده است، کسی دیگر را امام قرار دهد، جایگاه او در آتش است و این ها منافقین هستند و کسانی هم هستند که متکبّر هستند. یعنی در مقابل رأی پروردگار ایستاده‌اند.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

السّلامُ عَلَیکُم و رَحمتُ الله و بَرَکاتُه

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هشتم

شرح خطبه غدیر بخش شانزدهم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 16

 

متن شرح خطبه غدیر بخش شانزدهم

 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. در ادامه‌ شرح خطبه‌ غدیر، به این فراز از خطبه می‌رسیم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

«اَلا إنَّهُم أصحابُ الصَّحیفَۀ فَلْیَنْظُر أحَدُکُم فی صَحیفتِه» خطبه غدیر

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در این قسمت از فراز خطبه‌ شریفه، به گونه ‌ای مردم را از آن فتنه ‌هایی که عدّه ‌ای بعد از وفاتشان ایجاد می کنند که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از آنها ناراضی‌ است، بر حذر می ‌دارند که مراقب باشید و بپرهیزید از «اصحاب صحیفه».

باید در تاریخ بنگریم و از روایات بدست بیاوریم که مراد از «اصحاب صحیفه» چه کسانی هستند؟ چون رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فقط فرمودند «أصحابُ الصَّحیفه» و دیگر بیشتر از این توضیح ندادند.

در ابتدا عرض می ‌کنم زمانی که رسول ‌الله صلی الله علیه و آله و سلم وارد مکّه شدند، چند خطبه خواندند. اوّلین خطبه ایشان در مسجد مِنا بود که در آن مسجد حمد و ثنای الهی فرمودند و ادامه دادند که گفته‌ های من را بشنوید. در آن بیندیشید، راه و روش من را بروید  و مردم را به سوی خدا دعوت کردند و در انتها حدیث «ثقلین» را فرمودند.

یکی از جاهایی که حدیث ثقلین را بیان کردند، در اینجا بود که من از میان شما می ‌روم و دو شئ گرانبها برای شما باقی می‌ گذارم. اگر این دو را با هم داشته باشید و به آنها تمسک جویید، هیچگاه گمراه نخواهید شد.

«…کتابَ الله و عِترَتی، ما إن تَمَسَّکْتُم بِهِما لَن تَضِلّوا أبدا»

این یک خطبه بود.

خطبه‌ دوّم در روز سوّمی که در مکّه تشریف داشتند، در مِنا در مسجد «خَیْفْ» ایراد فرمودند و مردم و مسلمین را از این که تفرقه نیاندازند و کاری نکنند بین امّت اسلامی  تفرقه ایجاد بشود،  و باز دوباره بحث خلافت خودشان را گوشزد کردند و در انتها باز حدیث ثقلین را برای مردم خواندند.

در اینجا بود که منافقین و کسانی که به حسب ظاهر مسلمان بودند و در واقع با کفّار و مشرکین همدست بودند، احساس خطر کردند. لذا چند نفر با همدیگر یک صحیفه و یک نامه ‌ای را نوشتند،

متن نامه چنین بود: «إن ماتَ مُحَمَّدٌ أو قُتِلَ أن لا یَرُدّوا هذَا الأمرِ فی أهلِ بَیْتِه أبدا» اگر رسول خدا از دنیا رفت یا کشته شد، ما نخواهیم گذاشت که خلافت و جانشینی وی در اهل بیتش مستقر بشود. به هیچ عنوان این را نخواهیم گذاشت. این نامه را نوشتند، بین خودشان امضا کردند و در کعبه در یک مکانی آن را دفن کردند.

 سوره‌ زخرف آیات ۷۹ و ۸۰ نازل شد. خداوند فرمود:

ام ابـرمـوا امـرا فـانـا مبرمون (79) ام يحسبون انا لا نسمع سرهم و نجوئهم بلى و رسلنا لديـهـم يـكـتـبـون (80) سوره‌ زخرف آیات ۷۹ و ۸۰

«ما از تصمیم آنها آگاه شدیم، ما اراده‌ محکم بر اراده‌ آنها خواهیم گذاشت و از مکر آنها و کارهای نهان و اسرار آنها آگاه هستیم»

این مورد را می توانید هم در کتاب «تفسیر قمی، جلد 1، صفحه‌ ۱۷۳» و هم در کتاب «سلیم بن قیس، جلد 1، صفحه‌ ۱۸۷» ملاحظه فرمایید. و هم چنین جریان مرگ این جماعتی که امضا کردند که یک به یک‌ ایشان به چه فلاکتی از دنیا رفتند. مرحوم سلیم ابن قیس در کتابش آورده است (در جلد 2، صفحه‌ ۸۱۶)

حدیثی از امام باقر علیه السلام داریم که حضرت فرمودند: مراد از این آیه

كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ إِذَا عَايَنُوا عِنْدَ الْمَوْتِ مَا أُعِدَّ لَهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَلِيمِ وَ هُمْ أَصْحَابُ الصَّحِيفَةِ الَّتِي كَتَبُوا عَلَى مُخَالَفَةِ عَلِيٍ وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ.  (بحارالأنوار، ج ۲۸، ص ۱۱۶)

(أصحابُ الصَّحیفَه)، کسانی هستند که نوشتند بر مخالفت علی ابن ابیطالب علیه السلام صحیفه ‌ای. این ها هیچگاه از آتش جهنّم خارج نمی‌ شوند.

نتیجه‌ بحث این شد که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مردم را گوشزد می ‌کنند که بعد از من کسانی خواهند آمد، دنباله ‌رو و انصار آنها نباشید.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه

السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هشتم

شرح خطبه غدیر بخش بیست و چهارم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 24

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هشتم

شرح خطبه غدیر بخش سی و دوم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 32

متن شرح خطبه غدیر بخش سی و دوم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمَ

اَلحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین و صَلّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ و آله الطّاهرین و لَعنَتُ اللهِ عَلی أعدائِهِم أجمَعین.

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلاَیَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ.

عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما بزرگواران. به این فراز از شرح خطبه غدیر می رسیم که رسول خدا صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فرمودند:

«مَعاشِرَالنّاسِ إنَّکُم اکثَرُ مِن أن تُصافِقونی بِکَفٍ واحِدَهٍ وَ قَد أمَرَنیَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ أن آخُذَ مِن ألسِنَتُکُمُ الإقرار بِما عَقَدتُ لِعَلّیٍ مِن إمرَةِ المؤمنین» خطبه غدیر

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: جمعیت شما بسیار زیاد است که بخواهید یک به یک بیایید و دست بیعت با علی ابن ابیطالب علیه السلام بدهید!

 جمعیت در تاریخ چقدر نوشته شده است؟ بیش از ۱۲۰ هزار نفر در روز غدیر خم جمع شدند و رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ جانشین خویش را به مردم معرفی نمودند.

بیش از ۹۰ هزار نفر همراه پیامبر صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ از مدینه به سمت مکه آمدند که رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ در آخرین حج خودشان در اطراف مدینه و در جای جایی که مسلمان ها حضور داشتند، مبلغینی فرستادند که امسال سال آخر عمر من و آخرین حجی است که انجام می دهم.

همه را دعوت می کنم که به مکه بیایید. رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ از مدینه که به سمت مکه راه افتادند، گروه گروه مردمی بودند که به ایشان ملحق می شدند. تا به نود هزار نفر نوشته اند.

وقتی که مکه رسیدند و انجام فریضه حج تمام شد، وقتی رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ برمی گشتند تا ۱۲۰ هزار نفر در غدیرخم جمع شدند، پس همه آن جمعیت نمی توانند با امیرالمؤمنین علی علیه السلام بیعت دست به دست بدهند.

پیامبر صلی الله علیه و آله دو مسئله را تا این جا فرمودند: یک: امر پروردگار است که رسول الله صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ به این مورد توجه کردند که من از طرف خودم چیزی نمی گویم. هرچه هست دستور پروردگارم را انجام دادم. قد أمرنی الله، خدا به من امر کرده است که حداقل با زبان هایتان اقرار بگیرم به جانشینی خودم که علی ابن ابیطالب علیه السلام است، و بِما عَقَدتُ لِعَلّیٍ

دوم: اقرار و بیعت با قلب است. عقدت لعلی و عقد به معنای قلب است که دلالت بر محکم کاری و دقت می کند. یعنی عقدی که بسته می شود، باید پای این عقد بمانی. هر اتفاقی افتاد، چون عقد بستی و  عقد از قلب می آید، شدت و وثوق و اطمینان در آن باشد. یعنی هر کاری که در این جا اتفاق افتاد و آن کسی که قلبا عقد با او بستی، باید پای کار بایستی.

بعد فرمودند : «إمرة لِعَلّیٍ مِن إمرَأة ِ المؤمنین». إمرة المومنین یکی از صفات خاص و مهم امیرالمؤمنین علی علیه السلام می باشد که إمرة به معنای فرمانده، به معنای بزرگ، به معنای سرپرست، به معنایی که بالاتر از او نیست، می باشد و هر چه گفت، باید از حرف او اطاعت کنیم.

در واقع به این معنا است . اگر او شد إمرأة المؤمنین، پس او امیر و فرمانده است هم در دنیا و هم در آخرت و هم در مباحث دینی. پس اگر می خواهم دینم را درست بگیرم، باید به إمرأة المؤمنین بنگرم که علی ابن ابیطالب علیه السلام است. در مباحث دنیایی هم باید به علی ابن ابیطالب علیه السلام نگاه کنم.

نتیجه: همه شما نمی توانید بیعت کنید به جهت کثرت جمعیت؛ پس باید با زبان هایتان و قلب هایتان با علی ابن ابیطالب علیه السلام بیعت کنید.

اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ وَ الْعَافِیَةَ وَ النَّصْر.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه.

السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هشتم

شرح خطبه غدیر بخش چهلم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 40

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هشتم

شرح خطبه غدیر بخش چهل و هشتم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 48

شرح خطبه غدیر ادامه بخش هشتم

شرح خطبه غدیر بخش پنجاه و ششم

فایل صوتی شرح خطبه غدیر – شماره 56

 

 


برای مشاهده و مطالعه بیشتر در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام و غدیر می توانید به لینک فهرست مطالب غدیر مراجعه نمایید.
فهرست غدیر

 

برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران