آثار صوتی غدیرآثار نوشتاری و اجرایی غدیربزرگسالزیر صدا غدیرغدیرفایل صوتیمتن نمایشنامه غدیرمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوا

نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس

نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس – زندگینامه و سرگذشت ابلیس

نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس بیانگر زندگینامه و سرگذشت ابلیس است .که از اول خلقت چگونه توانسته با کارهای خود حضرت آدم علیه السلام را از بهشت براند. ودر طول تاریخ شیطنتهایی از خود به جا گذاشته و اینکه بعد واقعه غدیر چه کارشکنی های که انجام داده است .

و در حدیثی امام باقر علیه السلام می فرمایند:همانا ابلیس چهار مرتبه صدا به گریه بلند کرد.روزی که مورد لعن واقع شد و روزی که به سوی زمین فرستاده شده و روزی که پیامبر صلی الله علیه و آله مبعوث شد و روز عیدغدیرخم.(بحارالانوار ج37/ص121)

شخصیت­ها:

  1. خانم حیدری: استاد كارگاه نقاشی، سن حدود 35 سال، با وقار و متین
  2. مریم: نقاش 25 ساله، عصبی و عجول، لیسانس نقاشی
  3. سارا: 27 ساله، نقاش تجربی
  4. نرگس، سمانه و سهیلا: كارآموزان 25 ساله
  5. سامیه: زنی كه خطبه ­ی غدیر را از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تكرار می­كند، صدای رسا و بلند قدم.
  6. حفصه: لباس عربی گندمگون
  7. عایشه: كوتاه قد و چاق
  8. ام فروه: بلند قد، 45 ساله.

صحنه­ ی اول (مكان كارگاه نقاشی)

{اتاق یا سالن بزرگ 5 عدد سه پایه و بوم نقاشی. نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس
5 خانم رو به تماشاگران روی چهار پایه نشسته در حال كار با هم حرف می­زنند و به ترتیب نرگس، سهیلا و سمانه ابتدا بدون توجه به سارا و مریم مشغول صحبت هستند.
در آخر صدای سارا كاملاً بلند شده و بقیه افراد صحبت خود را قطع كرده به آن­ها می­نگرند.} نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس

نرگس (خطاب به سهیلا) سهیلا جون فكر می­كنی نمایشگاه از غدیر تا ظهور رو كی بتونیم افتتاح كنیم؟
سهیلا ماها كه كارمون امروز تموم می­شه، فقط می­مونه كار مریم. اون هم آماده بشه اول هفته­ ی آینده برای بازدید آماده است، البته ان شاء الله.
سمانه ( خطاب به سهیلا و نرگس) خودمونیم بچه­ ها كارش محشره ( به شوخی قلم را در هوا می­چرخاند با لحن تبلیغ آگهی) تابلو مرگ ابلیس.

(مریم و سارا كه از ابتدای صحنه مشغول بحث بودند حالا صدایشان بلند و واضح شده است. سارا با لحن تندی مریم را مورد خطاب قرار می­دهد.)

سارا ولی مریم قرار ما این نبود … نباید هیچكدوم از بچه­ ها اسم و مشخصاتش رو زیر تابلو بنویسه، قاب تابلوها باید متحدالشكل باشه. تو باید این دو تا نكته رو رعایت می­كردی.
مریم (با لحنی تند) ولی نقاشی من یه كار خاصّه. باید اسم و امضا داشته باشه. بعد هم من قاب­ هایی كه شما خریدید رو دیدم، به درد كار من نمی­خوره. خیلی كلاس كار رو پایین می­ آره.
حیدری (از سر و صدای خانم­ ها وارد كارگاه شده و در حال نزدیك شدن به سارا و مریم است و با لحن تندی آن­ها را مورد خطاب قرار می­دهد) خانم­ ها بحث سر چیه؟

(بقیه افراد هم به تدریج از جای خود بلند شده و به سمت مریم می­روند.) نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس

سارا ( یك برگ كاغذ را به سمت خانم حیدری گرفته و به او می­دهد) خانم حیدری ببینید چی نوشته!

(خانم حیدری كاغذ را گرفته و نگاهی به آن می ­اندازد.)

مریم (به نظر می­رسد قصد توجیه كار خود را دارد) خانم حیدری من اسم و مشخصات خودم رو روی این برگه نوشتم تا وقتی تابلو نصب شد زیرش بچسبونم (قاب را بالا می­آورد و نشان می­دهد) این قاب رو هم براش تهیه كردم.

(همه­ ی حاضرین یك قدم به مریم نزدیك­تر شده، با تعجب نگاه می­كنند و كلماتی حاكی از حیرت زمزمه می­كنند.)

حیدری (كاغذ را به سمت مریم دراز می­كند و او می­گیرد. با لحنی متعجب) ولی مریم جون ما توی جلساتمون كلی صحبت كردیم. قرار شد هیچ تابلویی اسم و امضاء نداشته باشه.
 

مریم

( تا حدی حق به جانب) ولی من اعتقادم اینه كه اسم و امضام باید پای تابلوم باشه، چون اولاً این یه رسمه؛ هر تابلویی باید اسم و امضا داشته باشه، بعدم «مرگ ابلیس» یه كار متفاوته،  با بقیه كارا فرق می­كنه. این یه كار حرفه­ایه.
 

حیدری

(سعی می­كند صبور باشد و القاء آرامش كند) ببین فراموش نكن نمایشگاه از غدیر تا ظهور یه كار خاصه. همه­ ی ما با احساس و اعتقاد دیگه وارد این كار شدیم. بعدم به خاطر ملاك ­هایی كه داشتیم قرار گذاشتیم اسم نقاش پای تابلو نباشه.
مریم ( سرش را پایین می­اندازد) ولی ببخشید از نظر من ملاك­ های شما اصلاً منطقی نیست.
حیدری ( صدایش را بالا می­برد) شما اجازه بدید حدّاقل این نمایشگاه برگزار بشه بعد مفصّل راجع به اختلافات شما با گروه بحث می­كنیم.
 

مریم

شما همیشه همین حرف رو می­زنید؛ ولی نهایتاً اون تصمیمی رو كه دوست دارید می­گیرید. نمونه ­اش همین كه شما سارا رو كه یك نقاش تجربیه مسئول گروه كردید؛ در حالی كه من توی این رشته تحصیل كردم و سابقه ­ی كار دارم. به نظر من اون رأی­گیری درست صورت نگرفت.
سمانه (با صدای بلند) مریم بسه! شیطونو لعنت كن.
نرگس مریم چت شده؟ تو چرا این جوری شدی؟ خودتو كنترل كن. بشین كارتو تموم كن.
مریم (با عصبانیت قلم را روی بوم قرار می­دهد) من نیستم؛ خودتون تموم كنید. (از جا بلند می­ شود و چند قدم از بوم دور میشود)
 

 

 

 

 

حیدری

(خودش را كمی از جمع كنار می­كشد و با دست اشاره می­كند همه سر جای خود بنشینند؛ بعد دست روی شانه مریم گذاشته از او دعوت به نشستن می­كند و بعد رو به خانم­ها می­كند) شماها حتماً یادتون هست تابستون وقتی اولین جلسه­ی كارمون رو شروع كردیم قرار شد یك سیری داشته باشیم از اتفاقاتی كه در غدیر رخ داده تا حوادثی كه زمان ظهور پیش خواهد اومد و صحنه­ های مختلف اون رو به تصویر بكشیم، تا فرصتی باشه برای اینكه در درجه­ ی اول خودمون گذری در تاریخ داشته باشیم ببینیم چه مسائلی در گذشته ­ی اعتقادی ما رخ داده و هم اینكه با به تماشا گذاشتن تصویر آن­ها به دیگران كمك كنیم از گذشته و آینده­ ی مذهبشون یه اطلاعاتی داشته باشند؛ شاید به این وسیله به تجدید عهد و پیمانی كرده باشیم با پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام. بعدم نشستید برنامه ­ریزی كردید و كار رو رسوندید به این­جا. شما می­دونید شیطون دشمن قَسَم خورده­ ی ماست و خداوند فرموده شیطان دشمن آشكار شماست تا امروز هم سر قَسَمش ایستاده. عجیب نیست اگر همین جا سراغ ما بیاد، توی برنامه­ ی شما اختلال ایجاد كنه. عاقلانه نیست ازش غافل بشیم. همون طور كه در جریان غدیر حاضر بود با منافقین و دشمنان پیامبر همفكری و همكاری می­كرد. الان مریم خود تو كه تابلوی مرگ شیطان و كشته شدن اون در آخر الزمان به دست حضرت مهدی رو نقاشی كردی حتماً سیری در وقایع غدیر داشتی و خوب می­دونی كه …

{فلاش بك}

 نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس – صحنه دوم

{صحنه با روشن شدن مجدد سن آغاز می­ شود.
صحنه­ ی اتاق خالی نور كم یا رنگی، فقط یك بوم و سه پایه مربوط به مرگ ابلیس در صحنه وجود دارد.
ابتدا صدای خنده­ ی ابلیس وكال پخش می­ شود و ابلیس به تدریج در صحنه حاضر و دیده می­ شود.
سپس دو شیطانك نیز وارد صحنه می­شوند.}

ابلیس (آهسته عرض اتاق را طی می­كند و با لحنی نسبتاً آرام خاطرات گذشته را نجوا می­كند) غدیر! آن روز تلخ­ترین روز حیات من! آن روز من از شدت اندوه فریاد برآوردم و صیحه زدم.
شیطانك اول (با نهایت تعجب) شما سرورم؟ شما از اندوه فریاد زدید؟!
شیطانك دوم سرورم! آیا شما نبودید كه آدم را فریب دادید و از بهشت به در آوردید؟ شما فریاد زدید؟!
ابلیس و پیش از این نیز سه بار فریاد بركشیده بودم!
شیطانك اول اما آخر چرا؟
 

ابلیس

(در طول صحنه  قدم می­زند، با لحنی آرام و حسرت­ آمیز سخن می­گوید) من در جمع فرشتگان مقرب درگاه الهی بودم و خداوند را سالیان سال عبادت می­نمودم تا آن­كه خدا آدم را خلق نمود و ما را، همگان به سجده­ ی او فرمان داد. همه­ ی فرشتگان اطاعت كرده و سر به سجده فرود آوردند، غیر از من. (صدا را بلند می­كند) من گفتم خدایا تو مرا از آتش خلق نمودی و او را از خاك؟!

(فرشته آهسته وارد صحنه می­ شود.)

فرشته (فریاد می­زند) ای ابلیس دور شو از رحمت خدا! ای نافرمان ِ ناسپاس! دورشو دورشو. (و از سمت دیگر صحنه خارج می شود)

(ابلیس ناگهان صیحه می­زند.)
{افكت فریاد ابلیس پخش می­ شود.}

ابلیس (بعد از لحظاتی ادامه می­دهد) من كینه آدم را به دل گرفتم و آنقدر او و همسرش، حوا را وسوسه كردم تا از میوه­ ی ممنوعه خورده و بهشت را از دست دادند و به زمین فرستاده شدند و اما من برای بار دوم مطرود درگاه الهی شدم.
 

فرشته

(یك بار دیگر با گام­ های بلند از همان جای اول وارد صحنه می­ شود و نهیب می­زند) ابلیس! ای ملعون مطرود به زمین برو كه آسمان و درگاه الهی جای تو نیست! (و با بال خود به شیطان می­زند و ابلیس با پشت نقش زمین می­گردد.)

(آنگاه نشسته و سر به زانو نهاده از شدت استیصال صیحه می­زند)
{افكت}
{برای هر صیحه ­ی ابلیس می­توان با یك تغییر نور وارد گفتگوی جدید شد.}

 

ابلیس (در حال قدم زدن تعریف می­كند) و اما سومین بار! آن روز دوستانم خبر آوردند كه محمد به پیغمبری برگزیده شده است.

{تلاوت «اقرا باسم ربك الذی خلق» نور صدا وكال}

شیطانك اول و چهارمین بار؟
ابلیس در غدیر!
شیطانك دوم و آن آخرین فریادتان بود؟
ابلیس (برای لحظاتی ساكت و آرام قدم می­زند سپس با لحنی افسرده سخن می­گوید) در حالی كه من تلخی آن روز را از یاد نخواهم برد.

{اتاق تاریك می شود.}

صحنه سوم

{در دو طرف اتاق چند درخت (یا درختچه مصنوعی پایه­ دار یعنی بدون گلدان) وجود دارد.}
{افكت صدای زنگ كاروان و همهمه­ ی مردم}
(ابلیس ماجرا را از كمی قبل­تر تعریف می­كند و صدای زنگ كاروان همچنان می­ آید.)

 

 

 

ابلیس

مسلمانان به همراه محمد اعمال حج را به جای آورده، اكنون باز می­گشتند. آنان شادمان از این­كه اعمال خود را همراه پیامبرشان انجام داده ­اند و احكام دین را آموخته­اند، در صحرا قدم بر می­داشتند و من  سرشار از كینه و نفرت گاه در اطراف كاروان می­گشتم كه شاید بتوانم بعضی از آنان را به سمت خود بكشم و به یاران خود ملحق كنم. آن جمع ناخوشایند و آن اتحاد مشمئز­كننده را بگسلم و آنان را به رسوم جاهلیت برگردانم؛ گاه هم گرد منافقین گردیده و ایشان را در نقشه­ های ماهرانه ­شان تشویق و یاری می­نمودم.
شیطانك اول سرورم بهتر نبود از همان اول منافقین را وسوسه می­كردی تا محمد را از میان بردارند و بساط اسلام را برچینند تا كار به این­جا كشیده نشود؟
ابلیس آری آنان را تشویق نمودم تا چنین نقش ه­ای را كشیدند و مرا با رفتارشان شادمان ساختند.
شیطانك اول و آن نقشه چه بود؟
ابلیس آنان می­خواستند در تاریكی شتر محمد را از بالای كوه رم دهند و او را به پائین پرت كرده؛ از بین ببرند ولی افسوس!
شیطانك اول چرا افسوس؟ آیا آنها از نقشه خود منصرف شدند؟
ابلیس نه فرشته­ ی وحی محمد را از نقشه­ ی آنان باخبر كرد. آن شب منافقین سنگ­ های بزرگی را به سمت شتر او رها كردند تا بترسد و برمد لیكن او شتر خود را رام كرد و مانع رمیدنش شد.
شیطانك دوم خوب با شمشیر به سراغش می رفتند.
ابلیس چنین كردند؛ لیكن ناگهان برقی درخشید و در پرتو آن عمار و حذیفه یاران مرا شناختند.
شیطانك اول (نجوا می­كند) و این نقشه هم بر آب شد!
شیطانك دوم همین یك بار! ای كاش دوباره سعی می­كردند محمد را از بین بردارند.
ابلیس (با افسوس) دشمنان محمد از همان آغاز كار بارها و بارها كوشیدند تا او را از بین برند لیكن موفق نشدند!
شیطانك اول سرنوشت آن كاروان چه شد سرورم؟
 

ابلیس

آن قافله به غدیر خم رسید و محمد مأمور شد كه جانشین خود را به مردم معرفی كند. آن روز، او بر فراز منبر سخن می­راند و یارانش گفته­ های او را برای دیگران بلند تكرار می­كردند تا در دورترین نقاط و عقب­ترین نفرات كسی نماند مگر اینكه بشنود و بداند او چه می­گوید.

{قسمتی از صحرای غدیر محل تجمع زنان} {در این محوطه زنی در سایه بر فراز سنگی ایستاده و جملات پیامبر را بازگو می­كند. زنان منافقی چون عایشه، حفصه و همسران منافقین دیگر در محل حضور دارند و آنان نیز چون مردان منافق عكس­العمل­ های منفی و ناپسند نشان می­دهند.} نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس

سامیه مردم ساكت باشید. گوش فرا دهید تا سخنان پیامبر را بازگو كنم.
حفصه (با دست اشاره به عایشه كرده و او را دعوت به نشستن می­نماید و با هم زمزمه می­كنند) ببین در این گرمای كشنده معلوم نیست ما را برای چه كاری در این بیابان كشانده­اند.
 

 

سامیه

حمد و سپاس خدایی را كه علم او به همه چیز احاطه دارد در حالی كه در جای خود است و همه­ ی مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سیطره دارد.

گواهی می­دهم كه اوست خدایی كه قدس و پاكی و منزه بودن او روزگار را پر كرده است. او كه نورش ابدیت را فرا گرفته. او كه دستورش را بدون مشورت مشورت كننده­ای اجرا می­كند و در تقدیرش شریك ندارد و در تدبیر كمك نمی­ شود.

(ابلیس و شیطانك ها در تمام طول نمای در صحنه هستند و گاهی بین جمعیت حركت و مخالفت خود را با تكان دادن دست و سر نشان می­دهد.)

 

 

سامیه

(جهت ایستادن خود را هر از گاهی عوض می­كند تا نگاهش شامل همه شود) خداوند به من چنین وحی كرده است: «بسم الله الرّحمن الرّحیم یا ایّها الرسولُ بلّغ ما اُنزل الیك من ربّك فی علیِّ – یعنی فی الخلافة لعلیّ بن ابی­طالب – و ان لم تفعل فما بلّغتَ رسالتَه و الله یعصمُك من الناس». «ای پیامبر! ابلاغ كن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده درباره علی – یعنی خلافت علی بن ابی­طالب –  و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده­ای و خداوند تو را از مردم حفظ می­كند.»
حفصه (خطاب به عایشه) نگاه كن حرف از پسر عمّش به میان آورده. محمد تا پسر عمویش را بر ما امیر نكند دست بردار نیست.
عایشه (با پوزخند) گوش كن حفصه، می­گوید خدا این فرمان را داده است.
 

 

سامیه

(لحن خود را بلندتر و خطابی­تر می­كند) ای مردم من از جبرئیل در خواست كردم كه از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ این مهم معاف بدارد زیرا از كمی متقین و زیادی منافقین و افساد ملامت­ كنندگان و حیله­ های مسخره ­كنندگان اسلام اطلاع دارم كسانی كه خدا در كتابش آنان را چنین توصیف كرده است كه «با زبان­هایشان می­گویند آن­چه را در قلب­هایشان نیست و این كار را سهل می­شمارند در حالی كه نزد خداوند عظیم است و همچنین به خاطر این­كه منافقین بارها مرا اذیت كرده اند.
شیطانك اول منظور محمد چه كسانی هستند؟
شیطانك دوم سرورم اذیت­ كنندگان محمد چه كسانی بوده­اند؟
ابلیس آنان به من وعده داده ­اند كه هیچ یك از گفته­ های او را قبول نكنند.
سامیه خداوند از من راضی نمی­ شود مگر آن­چه در حق علی بر من نازل كرده ابلاغ نمایم.
ابلیس (با عصبانیت) این پیامبر كاری كرد كه اگر به نتیجه برسد هرگز معصیت خدا انجام نخواهد شد.
 

سامیه

این آخرین باری است كه در چنین اجتماعی به پا می­خیزم، پس بشنوید و اطاعت كنید و در مقابل امر خداوند سر تسلیم فرود آورید چرا كه خداوند عزوجل صاحب ­اختیار شما و معبود شماست و بعد از خدا رسولش و پیامبرش كه شما را مخاطب قرار داده و بعد از من علی صاحب­ اختیار شما و امام شما به امر خداوند است و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی كه خدا و رسولش را ملاقات كنید.
شیطانك اول سرورم مگر خبر نداده بودی كه بعد از محمد گمراه نمی­شوند؟ اینطور كه صحبت می­كند بعد از هر جانشین، جاننشین بعدی می­ آید.
شیطانك دوم پس آن­ها هیچ وقت بی مولا و سرپرست نمی­مانند!
ابلیس یاران من كه گرد او جمع هستند نخواهند گذاشت فرمان محمد اجرا شود.
 

سامیه

ای مردم او از طرف خداوند امام است و هر كس ولایت او را انكار كند هرگز توبه ­اش را نمی­پذیرد و او را نمی­بخشد. پس بپرهیزید از این­كه با او مخالفت كنید و گرفتار آتشی شوید كه آتشگیره­ ی آن مردم و سنگ­ها هستند و برای كافران آماده شده است. بدانید جبرئیل از جانب خداوند این خبر را آورده است و می­گوید: «هر كس با علی دشمنی كند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد.»
عایشه (در حالی كه هیجان و غضب در ظاهرش پیداست) محمد همواره از روی هوی و هوس سخن می­گوید.
عمر (عصبی) نگاه كن چشمانش درسرش مثل مجانین می­چرخد.
ابلیس (فریاد شادمانی می­كشد) می­دانید كه من گمراه ­كننده آدم بودم.
شیطانك اول بله بله سرورم.
ابلیس آدم عهد و پیمان شكست؛ ولی به خدا كافر نشد اما اینان پیمان شكستند و به پیامبر كافر شدند.
 

 

سامیه

ای مردم خدا دین شما را با امامت او كامل نمود؛ پس هر كس اقتدا نكند و به او و به كسانی كه جانشین او از نسل من تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عزّوجلّ چنین كسانی اعمالشان در دنیا و در آخرت از بین رفته و در آتش دایمی خواهند بود، عذاب آن­ها تخفیف داده نمی­ شود و به آن­ها مهلت داده نمی­ شود.

من رساندم آن­چه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غایب و بر همه كسانی كه حضور دارند یا ندارند، به دنیا آمده ­اند یا نیامده­ اند. پس حاضران به غائبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند. و به زودی امامت را بعد از من به عنوان پادشاهی و با ظلم و زور می­گیرند. خداوند غاصبین و تعدی­ كنندگان را لعنت كند.

ابلیس : چقدر كم­اند آنان كه واقعاً طبق گفته ­هایت با تو بیعت كنند!
عایشه او گمان كرده پدران ما ساكت خواهند نشست تا علی به جانشینی برسد.
حفصه هرگز در مقابل او تسلیم نخواهیم شد.
ابلیس وای بر شما! امروز مانند روز بعثت عیسی است. به خدا مردم را در این باره گمراه خواهم كرد.
 

سامیه

بدانید كه آخرین امامان مهدی از ماست. اوست غالب بر ادیان. اوست انتقام­ گیرنده از ظالمین. اوست كه پیشینیان به او بشارت داده ­اند. اوست كه به عنوان حجت باقی می­ماند و بعد از او حجتی نیست. هیچ حقی نیست مگر همراه او و هیچ نوری نیست مگر نزد او. اوست ولی خدا در روی زمین و حكم­ كننده­ ی او بین خلقش و امین او بر نهان و آشكارش.
حفصه نگاه كن چگونه برای مردم تا ابد تكلیف معین می­كند.
عایشه چه خیالات دور و درازی. با این مخالف­ها آیا دین او بر جهان غالب خواهد شد؟!
 

 

سامیه

بدانید كه من با خدا بیعت كرده ­ام و علی با من بیعت كرده است و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت می­گیرم پس همگی بگویید ما شنیدیم و اطاعت می­كنیم و راضی هستیم و تسلیم هستیم درباره­ ی آن­چه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندی درباره­ ی امر امامت امامان علی امیر المؤمنین و امامانی كه از صلب او به دنیا می ­آیند. بر این مطلب با قلب­هایمان و با جانمان و با دستانمان و با زبانمان بیعت می­كنیم. بر این عقیده زنده ­ایم، با آن می­میریم و با آن محشور می­شویم. تغییر نخواهیم داد و شك نمی­كنیم و انكار نمی­ نماییم و تردید به دل راه نمی­دهیم و از این قول بر نمی­گردیم و پیمان را نمی­شكنیم.

(ابلیس برای چهارمین بار فریاد می­كشد.)
{همهمه و صدا}

شیطانك دوم تا حالا فریادی وحشتناك­تر از این نشنیده بودم.
ابلیس آخر او كاری كرد كه اگر به ثمر برسد در زمین معصیت نخواهد شد.

 نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس -صحنه ­ی چهارم (سقیفه)

{صحنه كوچه ­های مدینه بازسازی شود.} نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس
(ابلیس در كوچه­ ها قدم می­زند و دو شیطانك همچنان در پی او می­دوند.)

شیطانك اول سرورم داستان جانشینی علی به كجا رسید؟
شیطانك دوم آری سرانجام غدیر چگونه به پایان رسید؟
ابلیس : محمد از دنیا رفت و دشمنان او یارانشان را در سقیفه فراخواندند و من نیز به یاریشان شتافتم. من در كوچه­ های مدینه فریاد می­زدم: مردم بشتابید بشتابید. با خلیفه ی خود، ابوبکر در مسجد بیعت کنید.
شیطانك اول سرورم در سقیفه خلیفه و جانشین برای محمد برگزیدند؟
شیطانك دوم و علی جانشین پیامبر و خلیفه ­ی او نشد؟
ابلیس (به شدت می­خندد) نه آن­ها ابوبكر را به خلافت برگزیدند و من اولین كسی بودم كه با او بیعت نمودم. (تاجی بر سر میگذارد و می­گوید) من در آن روز فریاد می­زدم شادی كنید كه تا امام قیام نكند خداوند اطاعت نمی­ شود.

صحنه ­ی بعد از ماجرای سقیفه. نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس
(ام فروه در كوچه­ های مدینه قدم بر می­دارد و مردم را با صدای بلند به یاری علی می­خواند) نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس

 

ام فروه

ای مردم ناسپاس بی حمیت باور نمی­كنم به این زودی پیام غدیر را از یاد برده باشید مگر انتخاب علی از سوی خداوند نبود چگونه خدا را نافرمانی كردید در حالی كه پیكر پیامبر صلوات الله علیه هنوز بر زمین و علی به كار تجهیز او مشغول بود. چگونه اجازه دادید مشتی نابكار در سقیفه گرد آیند و از سوی خود خلیفه تعیین كنند. ای مردم برخیزید و علی را در بازستاندن حقش یاری نمایید سعادتی كه از جانب خدا …

(عایشه به سمت ام فروه می­ آید و در چند قدمی متوقف می­ شود. شیطان در كناری حركات عایشه را تماشا كرده از خود شادمانی و شعف نشان می­دهد.) نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس

عایشه ساكت شو ای زن! به چه حق مردم را علیه پدرم می­شورانی و از بیعت او منصرف می­سازی؟ بدان كه او پیغام داده اگر دست از یاری علی برنداری خونت را بر زمین خواهد ریخت.
 

 

ام فروه

(در حالی كه از عایشه فاصله می­گیرد) فریاد مكن من خود می­دانم آقا و مولایم علی به من خبر داده كه خون من در دفاع از حق مولایم بر زمین خواهد ریخت؛ اما به خدا سوگند من و همه­ ی شیعیان علی تا قیام مهدی این امت از حریم ولایت دفاع خواهیم كرد. آری علی مولایم خبر داده كه ابوذر به ربذه تبعید خواهد شد. عمار را به شهادت خواهند رساند و جگر گوشه­ ی فاطمه، حسن، را به زهر كین مسموم نموده، پیكرش را هدف تیرهایشان خواهند ساخت و نیز خبر داده كه حسین و یارانش را در كربلا به خاك و خون خواهند كشاند. (سپس از صحنه خارج می­ شود)

(ابلیس و شیطانك­ها مجدداً به وسط صحنه می ­آیند. شیطانك­ها جلو می­روند و سر به سجده می­گذارند.) کانال تلگرام خدمتگزاران

شیطانك اول ای آقای ما. ای بزرگ ما تو بودی كه آدم را از بهشت بیرون كردی!
شیطانك دوم سرورم آیا ندیدی آن زن چگونه از علی دفاع می­كرد حال آنكه تو از گمراهی امت بعد از پیامبر سخن گفته بودی و …
 

ابلیس

(با فریاد خشم آلود نهیب می­زند) كدام امت بعد از پیامبرشان گمراه نشدند؟ شما گمان می­كنید من برایشان سلطه و راهی ندارم؟ چگونه دیدید مرا هنگامی كه كاری كردم تا امر خدا و پیامبر را درباره اطاعت علی بن ابیطالب كنار گذاردند. (سپس سر به آسمان بلند كرده و دو دست را بالا می­برد و خطاب می­كند)

خدایا به عزت و جلالت سوگند من همه­ ی آن­ها را گمراه خواهم کرد. مگر بندگان خالصت را …

برای دریافت زیرصداهای نمایشنامه به فایل های صوتی زیر مراجعه نمایید:

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ

لینک دانلود

 

صدای کاروان

لینک دانلود

 

خنده ی ابلیس

لینک دانلود

 

لینک دانلود فایل word  مقاله نمایشنامه غدیر به روایت ابلیس
برای مشاهده تمام نمایشنامه های غدیر اینجا کلیک کنید.
برای مشاهده تمام نمایشنامه های مناسب های مختلف اینجا کلیک کنید.

image_pdfدانلود PDF این صفحه
برچسب ها

نوشته های مشابه

‫15 نظرها

  1. سلام روزتون بخیر
    اجرتون با صاحب الزمان ان شاالله
    ممنون میشم لطف کنید صدا ها و تصاویر نمایش برام بفرستید

    1. با سلام
      پس از بررسی آرشیو اطلاعات در صورت موجود بودن بر روی سایت قرار خواهد گرفت.
      در پناه صاحب الزمان

  2. سلام. وقتتون بخیر.
    لطفا اگر صدا و تصویر و هر فایل قابل ارسالی در مورد این نمایش موجود دارید برای بنده ارسال بفرمایید.
    متشکرم

    1. با سلام
      پس زمینه های صوتی تا چند روز آتی بر روی همین پست قرار خواهد گرفت
      خدمتگزاری هایتان مستدام

  3. سلام. لطفا اگر صدا و تصویری در رابطه با نمایشنامه خدمتتون موجود هست برای بنده ارسال بفرمایید
    متشکرم

  4. با سلام
    پس زمینه های صوتی تا چند روز آتی بر روی همین پست قرار خواهد گرفت

    خدمتگزاری هایتان مستدام

  5. میشه لطف کنید سریع تر این فایل هاشو بزارید
    چون ما این نمایش رو داریم تمرین میکنیم برای غدیر و فایل هاشو لازم داریم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن