متن ادبی و دکلمه فاطمیهآثار نوشتاری و اجرایی فاطمیهبزرگسالفاطمیهمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوا

کوچکترین شهید آل طه – متن ادبی فاطمیه

کوچکترین شهید آل طه حضرت محسن علیه السلام

حضرت محسن علیه السلام قبل از تولد، هنگام هجوم طرفداران خلافت ابوبکر به خانه حضرت علی علیه السلام برای بیعت گرفتن از او، سقط شد. در  مقاله کوچکترین شهید آل طه بخشی از احوالات حضرت فاطمه سلام الله علیها هنگام از دست دادن فرزندش کوتاه نقل شده است.

اولین و کوچکترین شهید حضرت محسن علیه السلام

جنازه محسن کجاست؟ او را کجا به خاک سپردید؟ چه شب ها و روزها که انتظار او را کشیدیم و فقط نامش را برای هم گفتیم، انگار روی ماهش را نخواهیم دید. او را کجا بردید؟ کی به خاکش سپردید؟ قبرش کجاست؟ می خواهیم با او درد دل کنیم! جراحات بانو را علی و فضه بستند. آیا زخم سینه شفا یافت؟ خون پهلو بند آمد؟ استخوان شکسته التیام یافت؟

این بانو باز هم می تواند از بستر به پا خیزد؟ آیا هنگام برخاستن، دست حسن را می گیرد؟ آیا علی می تواند زیر بازوی ورم کرده او را بگیرد؟ آیا فضه هم باید او را کمک کند؟ آغوش من، محسن من…! به هیچ کس نمی گوید. آرام دست بر دیوار می برد و آهسته بر می خیزد تا جای زخم هایش را شست و شو دهد.

زینب و امّ کلثوم، انگشت به دندان گرفته، نگاه می کنند. گویا داغ محسن، این بانو را می سوزاند. قلبش سوخته و جراحاتش خوب شدنی نیست. با همین زخم های تن و دل، با علی و فرزندانش خداحافظی کرد. رفت تا یک بار دیگر محسنش را ببیند و او را در آغوش مجروح بگیرد و با سینه خونین شیرش دهد.

و اینک ما مانده ایم و جای خالی زهرا علیها السلام و محسن که تا ابد فراموششان نخواهیم کرد. برای استخوان شکسته و پهلوی مجروحش اشک می ریزیم . برای کتف و بازوی تازیانه خورده.


برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا