تاک شو غدیر- نزدیک تر از من

بسم الله الرحمن الرحیم

دریافت فایلword        دریافت فایلpdf

 

نزدیک تر از من…

بخش اول
هر کدام از ما انسان ها مهارت، قدرت و استعداد خاصی داریم که همه روزه تلاش می¬کنیم تا با استفاده حداکثری از آنها، به موفقیت ها و دستاوردهای جدیدی در زندگی برسیم.
البته همه ی ما می دانیم که اگر دو نفر با همراهی یکدیگر کاری را انجام دهند، یعنی استعداد و قدرتی دو برابر ایجاد شده و این بدین معناست که می توان خیلی زودتر و یا حتی بهتر به موفقیت رسید.
در دنیای امروز روابط انسان ها روز به روز پیچیده تر می شود و ما بیش از هر زمانی نیاز به تعامل، مشورت و همکاری با یکدیگر را داریم.
حتما این روزها کلمه “استارت آپ” را زیاد شنیده اید. گروهی که با تکیه به توانایی های تیمی یک کسب و کار نوپا را راه اندازی می کنند. در جمع ما کسی هست که استارت آپی رو شروع کرده باشه؟ (پرسش از جمع) دقیقاً همین تعاملات اعضا برای یک هدف خاص منجر به هم افزایی و در نهایت موفقیت یک گروه می شود.
ما در روزمره خود بارها از این توانِ دو یا چند نفره خود استفاده کردیم و لذت بردیم. خیلی از آقایانی که در جمع ما هستند می توانند حرف من را تصدیق کنند که در بدترین شرایط دوران خدمت، چون در کنارشان رفقای خوبی داشتند، سربازی شیرینی رو پشت سر گذاشتند. رفقایی که در دوران سربازی هوای ما را داشته اند.
همیشه حقوق و درآمد نیست که موجب نارضایتی یک کارمند از محل کارش می شود، بلکه بعضاً افراد حاضرند با درآمدی کمتر در یک محیط با نشاط تر و صمیمی تر کار کنند تا با حقوقی بالاتر اما در کنار همکارانی سرد و نچسب! خیلی وقت‌ها می‌بینید که همکارها در محل کار وقتی برای دیگری مشکلی پیش می آید کاری می‌کنند که کارهایش نماند و مشکلی پیش نیاید یا در پروژه‌ها به هم کمک می‌کنند. ما هم سعی کنیم در محل کار، همکار خوبی برای همکارانمان باشیم (با خنده)
معمولا آدم وقتی کلمه خانواده را می‌شنود ناخودآگاه احساس آرامش می‌کند، خانه جاییست که آدم میتواند به آن پناه ببرد، چون میداند که در خانه افرادی هستند که بدون هیج چشم داشتی کمکت می‌کنند. مطمئنی آدم‌های داخل خانه در هر حالی کنارت میمانند و هر طور که بتوانند هوایت را دارند.
و یا حتی ملموس تر از این مثال، زندگی زن و شوهرهایی است که در لحظه لحظه زندگی برای همدیگر قوت قلب هستند و در سختی ها و گرفتاری ها، نزدیکترین یاور، همسرشان است. لذت یک زندگی مشترک در همین کنار هم بودن هاست.
اصلاً بنای رفاقت بر همین بده بِستان هاست؛ امشب پول شام من را رفیقم می دهد و فردا که استخر می رویم دُنگ او را من می دهم. من خودم بیشتر با رفیقی بیرون میرم که دنگ من را بدهد! (با خنده) خارج از شوخی معمولا رفقای صمیمی خیلی هوای هم را دارند و این جمله را خیلی شنیده ایم که در مشکلات کاری که رفیق در حق آدم می‌کند، خانواده‌اش نمی‌کند.

جالب است بدانید که خدا هم از همین جنس تعاملات را با بندگان خود دارد و آن را در جای جایِ کتاب آسمانی ما، قرآن بیان کرده است. خدایی که خالق من و شماست، از همه کس و همه چیز به ما نزدیک تر است و مطمئناً بهترین پیشنهاد را به من و شما می دهد. قدیمی ها راست می گفتند که با خدا باش و پادشاهی کن، بی خدا باش و هرچه خواهی کن. این که بتوانیم با خدای متعال تعامل کنیم، آورده ای خواهد داشت که در تصور آدمی نمی گنجد.

به طور مثال خدا گفته: أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ / به عهد من وفا کنید تا به عهد شما وفا کنم خداوند عهدهای متقن بسیاری را در قرآن فرموده است که لازمه ی آن وفاداری ما نسبت به خداوندست.
همه ی ما در گرفتاری ها و سختی ها با خدای خود عهدها و قرارهایی گذاشته ایم که شاید بعد از رفع گرفتاری، قرارمان را فراموش کرده باشیم یا به قول معروف “عهدی که در طوفان با خدا بستی در آرامش فراموش نکن”
و یا فرموده باشد: فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ / مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم
اما قبل از اینکه مثال ها را ادامه دهیم، می خواهم یک پیشنهاد به شما بدهم: من یک تراول ۵۰ هزار تومانی دارم و از شما می خواهم شماره سریال اسکناس هایی را که درکیف خود دارید نگاه کنید؛ اگر ۲ رقم انتهایی سریال هرکدام از اسکناس های شما (از اسکناس ۱۰۰ تومانی تا ۱۰ هزار تومانی) با ۲ رقم انتهایی سریال اسکناس من (تراول ۵۰ هزار تومانی) یکی بود، من حاضرم اسکناسم را با شما عوض کنم. با این معامله پول شما حداقل ۵ برابر می شود.
مثال بعدی من دقیقاً در رابطه با همین کاریست که انجام دادیم. شما مخاطبان شناختِ به خصوصی از من ندارید اما به من اعتماد کردید و چند دقیقه ای را مشغول گشتن اسکناس در جیب و کیف خود شدید.
مگر نه اینست که ما به خالق خود اعتماد داریم؟!
خداوند متعال فرموده: مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ / کیست آنکه به خدا وام نیکو دهد، تا آن را برایش چندین برابر بیفزاید؟ خداوند در عین بی نیازی از من و شما طلب قرض کرده است. هر دارایی که برای رضای خدا و در راه خدا خرج شود (مثل کمک به نیازمندان یا…) می تواند شامل این آیه شود.

بخش دوم
در بخش قبل در مورد آثار تعاملات روزمره¬ مان با آدم هایی که میشناسیم صحبت کردیم وگفته شد که اگر با خدا معامله کنیم (یا تعامل کنیم) آورده های بسیار زیادی در زندگی ما خواهد داشت و مثال هایی را از این تعامل دو طرفه مطرح کردیم.
در این بخش قصد داریم تا یکی از بزرگترین معاملات و یا تجارت¬های تاریخ را به شما معرفی کنیم. معامله ای که آورده ی آن پاسخ سوال تمامی ادیان است و آن سعادت دنیا و آخرت است.
(در این قسمت بهتر است که مجری قرآن را به دست گیرد و از روی متن آن را بخواند)
خداوند فرموده است: ای مؤمنان! آیا شما را به تجارتی که از عذابی دردناک نجاتتان دهد راهنمایی کنم؟ «۱۰» به خداوند و پیامبرش ایمان بیاورید! و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید! این [ایمان و جهاد] از هرچیزی برای شما بهتر است اگر [به منافع دنیایی و آخرتی اش] آگاه بودید «۱۱» [بر این مسلک قرار بگیرید تا] گناهانتان را بیامرزد، و در بهشت هایی که از زیر [درختان] آن نهرها جاری است و مسکن های دلپذیر در بهشت های جاویدان واردتان کند، این است کامیابی بزرگ! «۱۲» و [کامیابی] دیگری که دوست دارید، نصرتی ویژه از سوی خدا و فتحی نزدیک است [که عطایتان کند، ای پیامبر!] مؤمنان را [به آن نصرت و فتحِ نزدیک] مژده ده !«۱۳» ای مؤمنان! همواره یاران خدا باشید! همان گونه که عیسی بن مریم به حواریونِ [خود] گفت: چه کسانی در راه خدا یاران من هستند؟ حواریون گفتند: ما یاران خداییم.(آیات ۱۰ تا ۱۴ سوره صف)

طبق این آیات هر کس که نماینده و فرستاده خدا را یاری کند، خدا را یاری کرده است و همانا که اگر خدا را یاری کنید، خداوند شما را یاری می کند ! و این ورود به یک معامله ی بزرگ است!
کمک به خدا و رسولش به کمکِ یدی و یا شبیه آن محدود نمی شود بلکه دفاع زبانی از آنها و یا حتی نارحتی ما (خوشحالی ما) در زمانی که رسول خدا ناراحت (خوشحال) است را هم شامل می شود. (مانند اعیاد و یا عزای اهل بیت)
متاسفانه این روزها در شبکه های اجتماعی، اهانت ها و یا تهمت هایی نسبت به حدود خداوند یا رسول خدا یا ائمه طاهرین می شود، اگر علم و اطلاعات آن شبهه را داریم پاسخ آن را بدهیم و برای عزیزانمان در آن گروه و برای آن عزیزی که ناآگاهاهانه آن پست را فوروارد کرده رفع سوء تفاهم کنیم و یا اگر امکان دفاع را نداریم لااقل در قلبمان از این مطلب منتشر شده ناراحت شویم که چرا به دین من توهین می شود و حداقل خودمان هم به عنوان جوک و خنده فورواردش نکنیم!
بدین ترتیب لااقل کاری می کنیم که قلبمان همراه خدا و رسولش باشد.
همانگونه که عبدالله بن سلام این کار را در زمان حضرت محمد صلوات الله علیه و آله انجام داد.
عبد اللّه‏ بن‏ سلام‏ یکی از دانشمندان یهودی حجاز بود که به تازگی مسلمان شده بود یک روز هنگام نماز ظهر نزد پیامبر خدا آمد و گفت: یا رسول اللّه! اقوام یهودی من وقتی دیدند من خدا و رسولش را تصدیق مى‏کنم و دین اجدادیم را ترک کرده‏ام، من را اذیت می کنند و سوگند خوردند که با من معاشرت و همنشینى نکنند و با من سخن نگویند و این موضوع من را ناراحت کرده است. فاصله بین من و مسجد و خانه شما هم زیاد است و امکان ندارد که هر وقت دلتنگ شدم خدمت شما در مسجد یا منزلتان برسم‏. در این هنگام این آیه نازل شد: «الله ولی الذین آمنوا … دو آیه را کامل بیاورید و ترجمه هم بکنید …و من یتول اللّه و رسوله و الذین آمنوا فان حزب اللّه هم الغالبون». و کسانی که خدا و رسولش و مؤمنانی [چون علی بن ابی طالب] را به سرپرستی و دوستی بپذیرند [حزب خدایند،] و یقیناً حزب خدا [در هر زمان و همه جا] پیروزند.
عبدالله بعد از شنیدن این کلام خداوند بسیار خوشحال شد.
پیامبر دست عبدالله بن سلام را گرفت و گفت ب ببینیم این فقره آخر آیه مربوط به کیست.
إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُمْ رَاکِعُونَ
و کسانی که خدا و رسولش و مؤمنانی [چون علی بن ابی طالب] را به سرپرستی و دوستی بپذیرند [حزب خدایند،] و یقیناً حزب خدا [در هر زمان و همه جا] پیروزند.
سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانی [مانند علی بن ابی طالب اند] که همواره نماز را برپا می دارند و در حالی که در رکوعند [به تهیدستان] زکات می دهند.
فقیری را دیدند که بیرون می رود گفتند کسی به تو کمکی کرد. گفت بله آن آقایی که مشغول نماز است در رکوعش به من کمک کرد.

به هر تقدیر آیات فوق بشارتی است برای کسانی که دنبال ولی و همپیمان و پشتیبان نزدیک می گردند. خداوند می فرماید اگر به خاطر من از غیر من بریدی، من خودم ولی و حامی و پشتیبان تو می شوم. هم من و هم پیامبر من و هم ولی من که امام زمان توست و جانشین آن کسی است که در رکوعش زکات داد و به فقیر کمک کرد.

هر کس که در کنار خدا و رسول و اولیای خدا باشد، پیروز میدانِ زندگی است. خدا و رسولش عبداللهی را که تازه مسلمان شده بود را تنها نگذاشتند. مولای ما رسول الله، حمایت از امت را پدرانه بر عهده خود می دانست. اما بعد از سال ها حمایت و دلسوزی، مردم متوجه شدند که این همنشین بزرگوار در سال آخر عمر خود به سر می برد. به همین خاطر رسول خدا فراخوان عمومی ای دادند و از تمامی مسلمانان در همه¬ی شهر ها دعوت کردند که به همراه ایشان در مراسم حج شرکت کنند.
قریب به اتفاق مسلمانان دعوت پیامبر را اجابت کردند و از تمامی شهرها به سوی مکه مکرمه حرکت کردند. جمعیتی بی سابقه در حدود ۱۲۰۰۰۰ نفر در مکه حاضر می شوند، جمعیتی که نوع مسلمانان در آن حضور داشتند. بلافاصله بعد از اعمال حج، پیامبر دستور می دهند که همه ی مسلمانان از مکه خارج شده و به سمت مکانی در نزدیکی جحفه (به نام غدیر خم) حرکت کنند. چرا که قرار بود خبر مهمی را پیامبر به گوش مردم برسانند. انتظار مردم در آن هوای گرم پرسش ها را در ذهن آنها بیشتر می¬کند که مگر مطلب چقدر مهم است که باید منتظر بمانیم همه ی آن ۱۲۰۰۰۰ نفر به این منطقه برسند! پیامبر به جناب مقداد و ابوذر دستور دادند که در کنار آن درختان خار و خاشاک را کنار بزنند و از جهاز شتران منبری را بسازند که بر جمعیت مسلمانان احاطه داشته باشد. هر کسی رو به سوی آن منبر آماده شده در کناری می نشیند و پیامبر دست در دستان علی بن ابی طالب آرام آرام به سمت آن منبر حرکت کردند. از منبر بالا رفته و در سمت راست خود کمی پایین تر علی علیه السلام را جای دادند.
همه ی چشم ها دوخته به لبان مبارک پیامبر بود.
پیامبر فرمودند: ای مردم! مطلب مهمی درباره علی باید به شما بگویم، که اگر این پیام را نرسانم ترس از عذاب الهی دارم. بدانید جبرئیل ۳ بار بر من نازل گشت و از طرف پروردگارم – خدای عزوجل – دستور داد که در مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که این علی، برادر من، وصی من، و جانشین بعد از من در میان امت است؛ اوست ولی شما، بعد از خدا و رسول
بدانید این آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام، پس بشنوید فرمان حق را و گردن نهید: پس از من علی امام شما و امامت در نسل من از فرزندان علی تا روز قیامت پا برجاست.
هان مردمان! کیست از شما به شما نزدیکتر؟ گفتند خدا و رسول خدا.
پس دست مبارک امیرالمومنین علی علیه السلام را بالا بردند و فرمودند:
الا من کنت مولاه فهذا علی مولاه (این قسمت را با پخش سرود و آتش بازی به پایان ببرید)

بخش سوم
همه ی ۱۲۰۰۰۰ نفری که در محل غدیر حاضر بودند، حضوراً به امیرالمومنین تبریک گفتند و اعلام کردند که در کنارش می مانند. اما رسول خدا بلافاصله بعد از جمله تاریخی “من کنت مولاه فهذا علی مولاه” برای عده¬ای دعا کردند که می توان آن را یکی از مهم ترین بخش های این خطبه دانست. حضرت فرمودند:
خدایا! آنکس که علی را ولی خود قرار داد، تو ولی اش باش و آنکس که با او به عداوت در آمد، با او دشمنى کن.
اتفاقی که برای حواریون حضرت عیسی افتاد را رسول الله برای امت خود از خدا خواستند تا خداوند یاور آنهایی باشد که امیرالمومنین را حمایت میکنند.
اما امروز چگونه می توانم در کنار خدا و رسولش باشم؟
اجازه دهید دوباره آیه ای را که در بخش قبل خوانده شد را مرور کنیم:
و من یتول اللّه و رسوله و الذین آمنوا فان حزب اللّه هم الغالبون / هر کس که در کنار خدا و رسول و اولیای خدا باشد، پیروز میدانِ زندگی است.
من امروز می خواهم در تیمی باشم که خدا وعده داده است اگر در کنارشان باشم، خداوند به من لطف و عنایت ویژه دارد. اما مؤمن ترینِ انسان ها در روزگار ما کیست که در کنارش باشیم؟
فرزند امیرالمومنین، امام زمان ما، مهدی علیه السلام ست. پدری که مهربانترین پدرهاست. کسی که زندگی در کنارش لذت بی نهایتی دارد. بیایید بشنویم از کسانی که زندگی در کنار مهدی علیه السلام را تجربه کرده اند:
علی بن مهزیار اهوازی از بزرگان شیعه و شیفتگان امام عصر علیه السلام بود. او سفرهای متعددی به خانه خدا مشرف شد به این امید که شرف دیدار حجت خدا حضرت ولی عصر نصیبش شود. در سفر بیستم بود که در کنار خانه خدا کسی از جانب امام عصر نزد او آمد تا او را به امامش رهنمود کند. لحظاتی بعد او توفیق یافت که محضر آن سرور عزیز و مولای گم شده اش که سال ها بود در پی اش می گشت، اجازه یابد.
شاید ابن مهزیار میخواست لب به شکایت باز کند که ای مولای من چرا اینقدر دیر مرا محضر خویش راه دادی؟ اما هرچه بود ابن مهزیار فرصت شکایت نیافت چرا که آن حضرت پیش دستی فرمود، لب به سخن گشود و راز دل غمگینش را این چنین بازگو نمود: پسر مهزیار! ما شب و روز منتظر تو بودیم؟ چرا اینقدر دیر آمدی؟
پسر مهزیار که بیست سفر مکه را برای تشرف به محضر امامش آماده بود گفت: آقای من! تا کنون کسی را نیافته بودم که من را به سوی شما راهنمایی کند.
امام فرمود: دیگر چه عذری دارید؟! صله رحم در میان شما فراموش شده و اموالتان را افزونی بخشیدید و بر بینوایان مومنین سخت گرفتید!
و چه نیکو امام رضا علیه السلام امام من و شما را پدر مهربان معرفی کرده است. کسی که مثل کوه پشت فرزنداش است. پدر مهربانم! امروز قصد می کنم که برای خوشحال کردن دل شما، به اطرافیانم بیش از پیش توجه کنم. اگر قرض و گرفتاری دارند به آنها کمک کنم. اگر صدقه می دهم به نیت سلامتی شما دهم. اگر قدمی بر می دارم رضایت شما را در نظر می گیرم. خلاصه اینکه در کنار شما بودن را می خوام تجربه کنم.
بیاییم همواره خود را در محضر امام زمان ببینیم و خود را به زندگی کنار او عادت دهیم. بیاییم با شاد ساختن دل اماممان، در این را او را یاری کنیم.
عید غدیر رسم است که سادات عیدی می دهند. و چه سیدی والاتر از امام عصر علیه السلام. اما ما در پایان برنامه می خواهیم پیش دستی کنیم و قبل از عیدی آن بزرگوار ما هدیه ای کوچک به او بدهیم.
بیاییم این عهد و پیمانمان را همین الان با یک کار دست جمعی محکم کنیم و اماممان را خوشحال کنیم! همه با هم دعای فرج و سلامتی امام زمان رو زمزمه می کنیم…


امتیاز ۵ستاره
رده سنی
  • جوان
  • بزرگسال
مناسبت ها
  • غدیر

دیدگاهی دارید؟