سرگذشت شیخ حسن عراقی

او یک خدمتگزار بود شماره 52

سرگذشت شیخ حسن عراقی  و ماجرای تشرف امام عصر علیه السلام

او یک خدمتگزار بود شماره 52 در مورد سرگذشت شیخ حسن عراقی است.

شیخ حسن عراقی

عبدالوهاب شعرانى یکى از علماى اهل عامه در کتاب الطبقات الکبرى که آن را به «لواقح الانوار فى طبقات الاخیار» نام گذاری کرده است؛ سرگذشت شیخ حسن عراقی را چنین آورده است.. من با مولایم ابى العباس حریثى به نزد او رفتیم، حسن عراقى گفت: از این که تو از کودکى با من رفیق بودى مى‌خواهم حکایت خودم را برایت بگویم گفتم: بگو.

گفت: من جوانى از اهل دمشق و صنعت گر بودم. روزهاى جمعه‌ همراه رفقایم مشغول کار لهو و لعب و نوشیدن شراب بودیم، روزى پیام آگاهى و الهام گونه‌ اى از جانب خدا سراغم آمد که آیا تو را براى این کارها خلق کرده‌ ام؟

بعد از آن، از رفقا و کارهایی که مى‌کردیم صرف نظر کردم و از آنها جدا شدم، رفقایم مرا دنبال کردند اما نتوانستند مرا بیابند. آمدم در مسجد جامع بنى امیه دیدم شخصى روى منبر درباره مهدى علیه السلام سخن مى‌گوید. بعد از شنیدن سخنان او در دلم اشتیاق دیدار مهدى نمایان شد، هر سجده‌ اى که انجام مى‌دادم از خداوند درخواست مى‌کردم که مرا به دیدار آن حضرت مشرف کند.

شبى بعد از نماز مغرب، نماز مستحب انجام مى ‌دادم که شخصى پشت سر من نشست و بازویم را گرفت و به من فرمود: فرزندم خداوند دعاى تو را مستجاب کرد،‌ ترا چه شده است، من مهدى هستم. گفتم: آیا به خانه ام مى ‌روی؟ فرمود: بلى. همراه من به خانه رفت و فرمود: جاى خلوت برایم آماده کن.

دیدار یار

من جاى خلوتى آماده کردم آن حضرت هفت شبانه روز ماند و مرا ذکر خدا یاد داد و فرمود: به تو تقوایم را یاد مى‌دهم تا ان شاء الله بر آن مداومت کنى: یک روز روزه بگیر و یک روز افطار کن و هر شب پانصد رکعت نماز بگذار. گفتم: بلى. من هر شب پشت سر او پانصد رکعت نماز مى‌کردم و من جوان بى‌ریش و نیکو صورت بودم.

مى فرمود: فقط پشت سر من بنشین و من همین کار را مى‌کردم. عمامه او همانند مردم عجم بود و عبایش از کرک شتران بود. پس از گذشت هفت روز خدا حافظى کرد و رفت و به من فرمود: اى حسن، چیزى که بین من و تو اتفاق افتاده با کسى دیگر اتفاق نیفتاده، پس بر ورع و تقوا مستدام باش تا جائى که بتوانى؛ چرا که تو عمر طولانى خواهی داشت.

حسن عراقی گفت: الان عمر من 127 سال است! کاش مومن میشدیم که اگر دست استمداد به سوی تو دراز کنیم؛ دستمان را می گیری بلکه جست و جویی هم از آنچه گذشت نمی کنی!

(لطبقات الکبرى لواقح الأنوار فی طبقات الأخیار ، ص 291 ، الناشر : مکتبه محمد الملیجی الکتبی وأخیه ، مصر ، عام النشر : 1315 هـ ، عدد الأجزاء : 2)


آنان که در کتاب خدا صالحین خوانده شدند، یا حجت خدا هستند یا مخلصین در خدمتگزاری به حجت خدا. با ما همراه باشید در مجموعه ی روایت های او یک خدمتگزار بود…برای مشاهده کلیک نمایید.

دسترسی سریع و آسان به راهکار و محتوا برای مناسبت‌های نیمه شعبان، غدیر، محرم و فاطمیه
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.

فهرست مطالب محرم فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا