وظایف زائر اربعین – جلسه دوم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

و صَلَّی اللهُ عَلَی محمّدٍ و آلِه الطّاهِرین.

مقدمه

سلام عرض می‎‏کنم خدمت همه‏ی عزیزان، خواهران و برادران گرامی. بحث ما در مورد اربعین بود و اینکه چه باید کرد تا ان شاء الله در اربعین قدم‏های بزرگی به سمت فرج امام زمان (علیه سلام) برداریم. مقدمتاً عرض می‏کنم که فرج امام زمان (علیه سلام) قطعاً با اراده خداوند است و هیچ کس هم نمی‏تواند وقت آن را تعیین کند؛ حتی خودِ امام زمان (علیه سلام) هم وقت فرج را نمی‏دانند. یک سری عوامل هست که ما موظفیم که آن عوامل را آماده و فراهم کنیم و بعد دست خداوند است که آیا خداوند صلاح بداند که با این مقدماتی که ما فراهم کرده ایم امر فرج را محقق بفرماید یا نه. این مقدمه را عرض کردم که بحث های دفعه پیش را جمع بندی کرده باشیم. ما برای اینکه بتوانیم آنجا نقش آفرین باشیم یک سری مطالب را خدمت خواهران و برادران عرض می‏کنیم که لازم می‏دانیم که در آنجا این مطالب به افراد و زوّار گفته شود. اگر دوستان قدرت سخنرانی داشته باشند که (در مجالسی که بعداً عرض خواهیم کرد چگونه آن مجالس برپا شود) در آن مجالس در طی این سه روز راهپیمایی در موکب‏هایی که مجالسی برپا می‏شود دوستان این مطالب را عرضه می‏دارند. اگر در آن سطح وسیع نتوانند، در حد دوستان خود، جمع های کوچکتر و کسانی که با آنها همراه هستند این مطالب را منتقل کنند تا ان شاء الله آن دوستان بتوانند در جهت تعجیل در فرج گامی بردارند.

پس هدف اصلی و اولیه ما تعجیل در فرج امام زمان (علیه سلام)  است که   ان شاء الله در این راه همه امکانات را باید بسیج کنیم. شما اینگونه فرض کنید که خداوند متعال به ما فرموده که اگر شما همه‏ی تلاش خود را بکنید من امسال فرج را محقق می‏کنم. وقتی که چنین وعده ای داده شده باشد، ما چگونه کار می‏کنیم؟                                         

(مثالی که دفعه پیش هم عرض کردم): فرض کنید عید است. مثلا عید فطر یا عید نوروز یا هر عید دیگری. می‏خواهند به زندانی‏ها عفو بدهند. می گویند که همین ۲۴ ساعت را وقت دارید به دنبال کارهای پدرتان که زندانی است بروید و مدارک وی را بدهید تا او را آزاد کنیم. شما همه‏ی کارهای خود را زمین می‏گذارید، تمام فعالیت‏های خود را متمرکز می‏کنید برای کارهایی که لازم است برای رهایی پدرتان از زندان انجام دهید. ما نیز این امید را داریم که در اربعین راه فرج گشوده شود. وقتی که اینگونه هست و خوشبختانه این حس جمعی در افراد وجود دارد که خیلی از افراد اینگونه می بینند و الحمدلله رب العالمین از حرف‏هایی که زده می‏شود، کانال هایی که تأسیس می‏شود، کلیپ‏هایی که منتشر می‏شود، این حس جمعی منتشر می‏شود که گویا اقدام جدی برای امر فرج در اربعین انجام خواهد گرفت ان شاء الله. حالا ما با این امید وظیفه خود را انجام خواهیم داد، تمام فعالیت‏های خود را بسیج می‏کنیم، تمام امکانات را بسیج می‏کنیم برای اینکه چنین اتفاقی بیفتد.

اولین مرحله آگاه سازی مردم به وظایفشان است که این مطالبی که خدمتتان عرض می‏کنیم در جهت افزایش معرفت آنها نسبت به نقش امام، نقش زیارت و راه‏های تعجیل در فرج است. اگر خدایی نکرده دعاهای زیر قبه و فعالیت‏های دیگر (که حالا به تدریج عرض خواهیم کرد) به نتیجه نرسید، حداقلِ نتیجه این خواهد بود که ما یاوران جدّی برای اهل بیت علیهم السلام خواهیم ساخت و برای آنها ناصرها و یاورهایی آماده خواهیم کرد که آنها برای اهل بیت معصومین علیهم السلام نهایت تلاش و سعی خود را بکنند. این مقدمه را لازم دانستم که عرض کنم تا اینکه حالا کم کم به اصل بحث وارد شویم.

یکی از مسائلی که ما باید در همه‏ی زیارات به خصوص زیارت امام حسین ((علیه سلام) ) به آن توجه داشته باشیم، یک نکته بسیار ضروری و مهم هست و آن اینکه ما باید معرفتِ به امام داشته باشیم. اگر معرفت به امام داشته باشیم بسیار بسیار بهره وری ما از زیارت بیشتر خواهد شد. حالا این معرفت دو گونه است:

۱٫یک نوع معرفت به خود امام (علیه سلام) .

۲٫معرفت به مسائل دینی و مذهبی به طور کلی.

اگر ما یک چنین معرفتی داشته باشیم اولاً پاداش‌هایی که ما از آن امام زیارت‌شونده می‌گیریم بسیار بسیار بیشتر خواهد بود تا این که معرفت نداشته باشیم. حالا نمونه آن را عرض می‌کنم. اگر ما معرفت داشته باشیم باعث می‌شود که احسان‌هایی که اهل بیت علیهم السلام نسبت به حالتی که ما معرفت نداشته باشیم به ما می‌کنند خیلی بیشتر شود. این یک مرحله است.

مرحله دوم این هست که آن فیوضات معنوی بسیار زیادی که در اثر زیارت شامل حال افراد می‌شود اکثر مرهون به معرفت بالاست. یعنی اگر کسی بدون معرفت زیارت کند ثواب می‌برد و نتیجه می‌گیرد؛ ولی آن ثواب‌های بسیار بزرگ، منحصر به معرفت بالا است که حالا احادیث آن را عرض خواهیم کرد. مسئله بعدی این که وقتی ما ضرورت شناخت را پیدا کردیم، حالا چه چیزهایی باید بشناسیم؟ این بحث بعدی ما است. بعد این که از کجا این مطالب را بشناسیم؟ یعنی منبع اخذ معرفت چیست؟ آن هم موضوع بعدی است که به آن خواهیم رسید.

ضرورت معرفت

بیاییم از بحث اول شروع کنیم. ما می‌خواهیم ببینیم که اگر کسی به امام ((علیه سلام) ) معرفت داشته باشد بیشتر سود مادی می‌برد؟ (سود مادی منظورم هست نه معنوی! حالا کلاً می‌شود همه سودها را گفت، ولی الان سود مادی منظور هست. چون که بعضی‌ها نسبت به اهل بیت علیهم السلام حاجت‌های مادی دارند. مثلا بیمار دارند که دل‌شان می‌خواهد شفا بگیرد؛ قرض دارند؛ بدهکاری دارند؛ این است حاجت‌ها؛ و می‌روند متوسل به اهل بیت (علیهم السلام) می‌شوند). آیا اگر ما معرفت‌مان به اهل بیت (علیهم السلام) بیشتر باشد، سودی که می‌گیریم بیشتر است یا نه؟ قطعاً این گونه است. امام حسین (علیه سلام)  یک حدیثی دارند، می‌فرمایند که «انّا قومٌ نعت المعروفه علی قدر المعرفه» یعنی ما اهل بیت این گونه هستیم که به اندازه معرفت افراد به آنها احسان‌ می‌کنیم. اکنون یک شبهه و سؤالی پیش می‌آید، آن هم این است که ما می‌بینیم که بعضی وقت‌ها خیلی از افرادی که خیلی علم و معرفت زیادی ظاهراً ندارند، ولی می‌روند و حاجت خود را می‌گیرند؛ این با این فرمایش امام ((علیه سلام) ) چگونه همخوانی دارد؟ اولاً معرفت که می‌گوییم منظور ما علم نیست که مثلا کتاب خوانده باشد و یک سِری واحدهای نظری را گذرانده باشد؛ نه! همین که طرف می‌داند که این امام همه کاره است، از طرف خدا همه کار از دست او برمی‌آید؛ این خودش بزرگ‌ترین معرفت است. خودش خیلی مهم است. حالا ممکن است که او خیلی از مسائل ظاهری دین خود را هم بلد نباشد. ما نمی‌خواهیم بگوییم که هر کس علم او بیشتر باشد معرفت او هم بیشتر است؛ خودِ این که امام را قاضی الحاجات می‌داند از جانب خداوند، و همه کاره می‌داند؛ این خودش خیلی معرفت است.

ثانیاً اگر همین فرد، مثلا یک نفر (دور از جان همه شما عزیزان و بچه‌های‌تان) بچه اش سرطان داشته باشد، می‌رود با التماس و ضجه و گریه شفای بچه خود را می‌گیرد. همین فرد حالا اگر معرفت و علم بیشتری داشته باشد، به خصوص معرفت بیشتری داشته باشد، ممکن است که علاوه بر این که شفای بچه خود را می‌گیرد، خداوند یک جایزه اضافی هم برای معرفت بیشترش به او بدهد. پس بنابراین می‌خواهیم عرض کنیم، این حدیث «انّا قومٌ نعت المعروفه علی قدر المعرفه» تضادی با آنچه که در خارج می‌بینیم ندارد. یعنی این گونه نیست که ما اگر معرفت ظاهری، علم ظاهری نداشته باشیم خداوند هیچ چیزی به نمی‌دهند یا اهل بیت علیهم السلام هیچ به ما نمی‌دهند. نه!‌ آنها خوان کرَم هستند، خیلی کرَم آنها وسیع است؛ لذا ما بدون معرفت هم می‌توانیم چیزی از آنها بگیریم. این گونه نیست که باب لطفشان مسدود باشد و بگوییم فقط باید معرفت پیدا کنی تا این که خداوند بدهد.

پس اولاً معرفت را عرض کردیم که معرفت فقط به دانش کتابی و مدرسه و قلم نیست. ثانیا حتی اگر به آنها هم باشد، این کمی معرفت، مانع از عطای اهل بیت علیهم السلام نمی‌شود. آنها عطای خودشان را می‌کنند. لطف خود را می‌کنند؛ حتی اگر طرف خیلی هم جاهل باشد. ولی اگر عالم بود، اگر با معرفت بود، خیلی بیشتر به او لطف می‌کردند.

خب حضرت می‌فرمایند که ما اهل بیت این گونه هستیم که «انّا قومٌ نعت المعروفه علی قدر المعرفه» به اندازه معرفت شما به شما لطف و احسان می‌کنیم.  به اندازه‌ی معرفت شما ما به شما نیکی می‌کنیم. هر چقدر که معرفت شما بیش‌تر باشد احسان‌ها و پاداش‌های ما بیشتر خواهد بود. اگر معرفت‌تان کم باشد، سود کمی خواهید برد و ما پاداش کمی به شما خواهیم داد. این خیلی بحث مهمی است. ما اولا یک نکته‌ای را عرض کردیم و آن اینکه ما خیلی وقت‌ها می‌بینیم که افراد در عین این‌که خیلی معرفت زیادی ندارند خواسته‌هایی دارند که می‌گیرند. با وجود این حدیث چنین چیزی چطور ممکن است؟ این حدیث با این وقایع خارجی تضادی ندارد. به این ترتیب که وقتی ما معرفت‌مان زیاد باشد، این معرفت زیاد لزوما به معنای علم زیاد نیست. همین که فرد در عالم کسی را مؤثرتر از امام ((علیه سلام) ) از طرف خدا نمی‌داند و تمام حاجتش را به امام عرضه می‌کند، خودش کلی معرفت است، پس معرفت پایینی نیست، این اولاً. ثانیا گفتیم اگر معرفت را به معنای علم کتابی و درس خواندن هم بگیریم، حتی به آن معنی هم باز این حدیث با وقایع خارجی و این شفا دادن‌ها، رفع حوائج، قضای حاجت‌های مردم و مشکلات لاینحلی که مردم راه حل آن را از اهل بیت علیهم السلام می‌گیرند تضاد ندارد. چرا؟ وقتی فردی می‌آید که مثلا فرزندش سرطان دارد، در حالی که علم و معرفت زیادی هم ندارد، خدمت امام (علیه سلام)  می‌رود و شفای فرزندش را می‌گیرد، این فرد اگر معرفت بیش‌تری داشت قطعا خدا بیش‌تر به او لطف می فرمود.‌ امام حسین (علیه سلام)  بیش‌تر به او عنایت می کرد. یعنی مثلا نه ‌تنها شفای بچه‌اش را می‌دادند، بلکه مثلا اگر در سن کار کردن باشد، شغلی هم برایش مشخص می‌فرمودند. لذا اگر معرفت این‌ها بیش‌تر بود سود بیش‌تری می‌بردند. اگر معرفت کم‌تر باشد در همان حدی که خواسته است به او می‌رسد. این یک قاعده‌ی کلی است که متاسفانه در بین ما زیاد به آن توجه نمی‌شود. ما خیلی معرفت را برای دریافت پاداش، حتی پاداش‌های مادی شرط نمی‌دانیم و خیلی وقت‌ها درخواستی می‌کنیم و ممکن است درخواست‌مان هم تحقق پیدا نکند. قبل از اینکه ما برویم و درخواستی را عرضه بکنیم خیلی خوب هست که معرفت‌مان را زیاد کنیم. به همین دلیل خیلی خوب است قبل از تشرف به اربعین که معرفت‌مان را زیاد بکنیم. چگونه می‌توانیم معرفت‌مان را زیاد کنیم؟ توضیح بیش‌تری را عرض خواهیم کرد.

فرد سائلی خدمت امام حسین (علیه سلام)  آمد و به ایشان عرض کرد آقا من یک دیه‌ی کاملی را ضمانت کرده‌ام و در پرداختش عاجز مانده‌ام. به نظرم رسید که به کریم‌ترین فرد جامعه مراجعه کنم و کریم‌ترین فرد هم شما هستید. خدمت شما آمده‌ام تا این دیه‌ی کامل را از شما بگیرم. حضرت به او فرمودند من سه سوال از تو می‌پرسم. اگر هر سه سوال را جواب دادی تمام دیه را به تو خواهم پرداخت. اگر دو سوال را جواب دادی دو‌سوم را می‌پردازم، و اگر یک سوال را جواب دادی یک‌سوم را می‌پردازم. او تعجب می‌کند و عرض می‌کند آقا مثل شمایی که عالم مطلق هستی از مثل منی که جهل مطلق هستم، سوال می‌کند؟ حضرت این فرمایش‌شان را مستند می‌کنند به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که طرف فکر نکند که حالا حضرت می‌خواهد خدای نکرده، نعوذ بالله سنگ‌اندازی بکند. نه! اصلا قاعده این است. قاعده در بین اهل بیت این است که حضرت می‌فرماید از جدم شنیدم که: «المعروف علی قدر المعرفه» هر چقدر که معرفت داشته‌باشی به تو احسان می‌شود. هر چقدر که معرفت داشته ‌باشی به تو جایزه و پاداش می‌دهند. و بنابراین اگر ما از معرفت کمی برخوردار باشیم میزان کمی از جوایز به ما خواهد رسید. طرف مجبور به تسلیم می‌شود. می‌گوید خوب بفرمایید اگر بلد بودم که جواب عرض می‌کنم، اگر بلد نبودم از شما یاد می‌گیرم. حضرت از او سوال می‌کنند و می‌فرمایند ایّ اعمال الافضل؟ کدام اعمال بالاتر است؟ ببینید اگر از ما بپرسند کدام اعمال بالاتر است، ما همه می‌گوییم نماز خواندن، روزه گرفتن، جهاد کردن،‌ در مستحبات نماز شب خواندن، قرآن خواندن، کمک به هم‌نوع. چنین چیزهایی را می‌گوییم. این‌ها تماماً اعمال یدی و جوارحی است. اما این فرد درست برعکس تمام چیزهایی که ما فکر کردیم جواب می‌دهد. عرض می‌کند الایمان بالله. بزرگ‌ترین اعمال ایمان به خدا است. چرا بزرگ‌ترین عمل این است؟ چون اگر من ایمان به خدا نداشته باشم که نماز نمی‌خوانم و روزه نمی‌گیرم. حج نمی‌روم، خمس نمی‌دهم، کار مستحبی نمی‌کنم. پس اصل، عمل قلبی است. ایمان خودش عمل قلبی است. پس قلب هم عمل دارد. عمل قلبی را باید در نظر داشته ‌باشیم که همان ایمان است و ایمان رأس اعمال قلبی است. لذا آن شخص گفت بالاترین اعمال ایمان بالله است.

بنابراین باید عرض بکنم که ما اگر می‌خواهیم به کربلا مشرف شویم، اول باید قلب‌مان را درست بکنیم. کثرت عمل خیلی ملاک نیست، صحت عمل ملاک است. من از نجف تا کربلا ۳ روز پیاده رفتم و پاهایم زخمی شد و تاول زد؛ همه‌ی این مشکلات را پیدا کردم. اما برای چه رفتم؟ برای این‌که جلوی رفقا کم نیاورم. برای این‌که بگویند بارک الله چه فرد عاشقی است. اگر تمام انگیزه ظاهرگرایانه و ریایی باشد، هیچ سودی از آن نمی‌برم. در عوض اگر با ماشین به کربلا بروم و ۱۰ قدم از هتل تا حرم پیاده بروم شاید همان ۱۰ قدم بیش از ۳۰ روز پیاده‌روی ارزش داشته‌باشد. چرا؟ چون اصل عمل، عمل قلبی است که آن نیت خود را درست کنیم. خلوص داشته باشیم. این خیلی مهم است که ما متأسفانه خیلی کم به این قضیه می پردازیم.

خب سوال اول را درست جواب داد و حضرت از او قبول فرمودند.

سوال دوم: فَمَن نَجاتٌ مِنَ المَهلَکَه؟ راه نجات از هلاکت چیست؟ عرض کرد: الثِّقَهُ بِالله. توکل به خدا. دفعه قبل این آیه را خدمتتان عرض کردم که “اِن یَنصُرکُمُ الله فَلا غالِبَ لَکُم و إن یَخذُلکُم فمَن ذَا الَّذی  یَنصُرکُم مِن بَعدِهِ و عَلی اللهِ فَلیَتَوَکَّلِ المؤمنون” اگر خدا شما را کمک کند هیچ کس نمی تواند بر شما غلبه کند و اگر خدا شما را رها کند چه کسی است که شما را یاری کند و پیروز کند. بنابراین راه موفقیت در تمام مشکلات، چه مشکلات مادی، چه مشکلات معنوی، فقط و فقط کمک خداست. خب وقتی که خداوند من را کمک کند پیروز می شوم. بنابراین من باید امیدم فقط به خدا باشد. توکلم فقط به خدا باشد. آنگاه مثل شیر به دامن حوادث می‏روم و از هیچ حادثه‏ای هم نخواهم ترسید و موفق خواهم شد. در حال حاضر نماینده این خداوند امام زمان (علیه سلام)  هستند و ما باید در تمام سختی‏ها متوسل به امام زمان (علیه سلام)  شویم و توکل‌مان به خداوند باشد.

این سوال را هم درست جواب داد.

اما سوال سوم! حضرت می‏فرمایند: فَما یُزَیِّنُ الرَّجُل؟ زینت مرد در چیست؟ عرض می‏کند: عِلمً مَعَهُ حِلم. علمی که با او حلم باشد. یعنی عالمِ بدون حلم به درد نمی‏خورد. خیلی وقت‌ها عالم هست؛ خیلی هم باسواد است؛ اما چون حلم و صبر ندارد مردم از علم وی استفاده نمی‏کنند. آن زینت را ندارد و در نتیجه مردم از او فراری هستند. بعد می‏فرمایند که اگر این نشد چه؟ عرض می‏کند که: مالً مَعَهُ مُرواَه؟ مالی که همراه با آن جوانمردی داشته باشد. یعنی اگر من پول دارم آنقدر جوانمرد باشم که به نزدیکان و همسایگانم و ارحامم برسم. برای آنها خرج کنم و فتوّت داشته باشم و همه مال را برای خودم نخواهم خرج کنم. حضرت می‏فرمایند: اگر آن هم نشد؟ عرض می کند: فَقرٌ مَعَهُ صَبر. یعنی اگر مالی هم ندارد و فقیر هست صبر داشته باشد. می‏فرمایند که: اگر این هم نشد؟ بعد طرف یک شوخی می‏کند که در آن صورت مستحق این است که صاعقه بیاید و او را از بین ببرد! که حضرت امام حسین (علیه سلام)  هم تبسمی می فرمایند.

چون تمام سه سوال را درست جواب بود تمام دیه کامل را به او لطف می‏کنند. حضرت هزار سکه طلا به او می بخشند و بعد انگشتری خود را هم که ۲۰۰ درهم ارزش داشته به او لطف می‏کنند و به او می‏فرمایند: این را هم خرج مشکلات دیگر خود بکن. یعنی نه تنها خواسته اصلی وی را برآورده می کنند و تمام دیه را می دهند، چون معرفتش کامل بوده یک جایزه دیگر هم به او می دهند. این نیمی از دریای کرم امام حسین (علیه سلام)  بود. ما داریم به زیارت چنین کریم و آقایی می رویم. بنابر این خیلی خوب است که ما هرچه می توانیم معرفتمان را زیادتر کنیم. این سوال هایی که امام حسین (علیه سلام)  از آن فرد کردند سوالات عمومی بود. یعنی معرفت به کل دین وخدا و پیغمبر و قرآن؛  بنابراین ما باید در گام اول معرفتمان رابه کل دین افزایش دهیم. به خصوص معرفتمان را به امام زمان (علیه سلام)  زیاد کنیم. راه های افزایش را بعدا عرض خواهیم کرد. بنابراین اگر ما می خواهیم از پاداش های مادی استفاده کنیم و حاجت های مادی مان برآورده شود  یک راهش این است که معرفتمان را افزایش دهیم.

علاوه بر این ما یکسری حاجت های معنوی داریم. از طرفی یک سری ثواب های معنوی در زیارت امام حسین (علیه سلام)  گفته شده که خیلی جالب است. من یک حدیث در این خصوص را خدمتتان عرض می کنم  که میزان ثواب هایی که بر زیارت امام حسین (علیه سلام)  چه قدر است و می بینیم که حضرت این ثواب را مشروط به چه شرطی    کرده اند.

ابن عباس نقل کرده و می گوید: من خدمت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله رفتم و دیدم که حضرت نشسته اند و امام حسن (علیه سلام)  روی گردنشان نشسته اند. بچه بودند و گذاشته بودندش روی گردنشان وامام حسین (علیه سلام)  روی رانشان  نشسته بودند. حضرت مرتب این بچه ها را می بوسند و ناز و نوازش می کنند و نهایت لطف و مرحمت را نسبت به این بچه ها مبذول می فرمایند. حضرت بعد از اینکه نهایت لطف را نسبت به ایشان کردند و مرتب می بوسیدندشان وناز و نوازش شان می کردند دعا فرمودند که «اللهم وال من والاهم» خدایا هر کس این این دو را دوست دارد تو دوستش بدار و هرکس که سرپرستی این دوتا را قبول می کند و آن ها را به عنوان امام می پذیرد تو سرپرستیش کن. یعنی زندگیش را خودت به دست بگیر. در زندگی هدایتش کن که با مشکلات بتواند دست وپنجه نرم کنند و مشکلات او را از پای در نیاورد وموفقش بدار. می فهمیم که راه  این که ما به ولایت الله برسیم و خداوند ما را سرپرستی کند و همه مشکلاتمان بر طرف شود پذیرش ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است. «و عاد من عاداهم» و هر کس که با این ها دشمنی کرد تو هم دشمنان ایشان را دشمن بدار و با آنان دشمن باش. وقتی که خداوند با کسی دشمنی داشته باشد قطعا برکات و نعمی که مخصوص مومنین است به او نخواهد داد و فقط رحمت عامه خداوند نصیبش میشود و لذا از آن رحمت های خاصه در این دنیا سودی نمی برند و در آخرت نیز قطعا مستحق عذاب جهنم می شود. سپس حضرت به ابن عباس رو می کند و آنجا درواقع روضه میخوانند برای ابن عباس که خیلی روضه دردناکی هم هست. می فرمایند که« انی به»  اشاره می کنند به امام حسین (علیه سلام)  و میفرمایند گویا من او را می بینم. «خضبت شیبه من دمه» درحالی که محاسنش به خونش خضاب شده و آغشته شده. خونش صورتش را گرفته. «یَدعو فلایُجاب» مردم را برای کمک می‌خواند ولی کسی او را اجابت نمی‌کند. «و یَستَنصِرُ فَلایُنصَره» از همه مردم کمک می‌خواهد، فریاد هَل مِن ناصِرش بلند می‌شود اما کسی او را کمک نمی‌کند. یعنی در نهایت مظلومیت و غربت است. بعد ابن عباس عرض می‌کند که من از حضرت پرسیدم که «مَن یَفعَلُ ذلِک یا رَسولَ الله؟» آقاجان کیست که این جنایت را با او انجام می‌دهد؟ حضرت فرمودند: «شِرارُ اُمَّتِی». بدترین افراد امت من. «ما لَهُم؟ لا أنالَهُمُ اللّهُ شَفاعَتی». خداوند شفاعت من را به آن‌ها نخواهد رساند. بعد این جمله را حضرت می‌فرمایند – که منظور بنده از ذکر این مصیبت این جمله بود – «یابن عباس مَن زاره عارِفاً بِحَقِّه»، هر کس که این حسین را زیارت کند درحالی که عارف به حق او باشد و حق حسین را به درستی بشناسد، «کَتَبَ لَه ثَوابَ اَلف حَجَّه». خداوند ثواب هزار حج را برای او می‌نویسد. «و اَلف عُمرَه» و ثواب هزار عمره برای او نوشته می‌شود. «فَمَن زارَه فَکَأنَّما زارَنِی»، هر کس که حسین را زیارت کند گویی من را زیارت کرده‌است. «فَمَن زارَنی فَکَأنَّما زارَ الله»، هر کس که مرا زیارت کند، خدا را زیارت کرده‌است. پس زیارت امام حسین (علیه السلام)، زیارت الله است. «حَقّ الزائرِ عَلی الله». خب کسی که امام حسین (علیه السلام) را زیارت کند، پیغمبر (صلوات الله علیه و آله) را زیارت کرده و کسی که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را زیارت کند، خدا را زیارت کرده‌است. حالا حق زائر خدا چیست؟ خداوند کسی که او را زیارت کرده ‌باشد برایش حقی قائل است. یک کاری برایش انجام می‌دهد. آن چیست؟ «حَقُّ الزائرِ عَلی الله أن لا یُعَذِّبه بِالنّار». این است که خدا او را با آتش عذاب نمی‌کند. پس بنابراین اگر کسی به زیارت امام حسین علیه السلام رفت، یک حقی بر خداوند پیدا می‌کند، خیلی جالب است؛ یعنی خداوند در نهایت لطف برخورد می‌فرماید که می‌فرماید اگر کسی بیاید حسین را زیارت کند یک حقی بر گردن منِ خدا دارد و آن این است که من او را به آتش جهنم عذاب نمی‌کنم و هزار حج و هزار عمره برای او ثبت می‌کنم. بعد حضرت باز توضیح می‌فرمایند درباره‌ی این که زیارت امام حسین (علیه سلام) چه آثار دیگری دارند. «ألا و إنّ الإجابه تَحتَ قُبَّتِه»، ای مردم بدانید زیر قبه‌ی امام حسین (علیه السلام) به خاطر این فداکاری بزرگی که کرده‌است، که جانش و زن و بچه‌اش و همه چیز را در راه خدا خرج کرده‌است، خدا این خصوصیت را با ایشان داده که الاجابَهَ تَحتَ قُبَّتِه، یعنی دعا زیر قبه‌ی ایشان مستجاب است. این اصل حرف ماست که بعدا مفصل‌تر إن شاءالله به آن خواهیم رسید. ای زائری که داری می‌روی آن‌ جا بدان که دعایت زیر قبه مستجاب است. مبادا برای حاجت‌های مادی خودت دعا کنی و فرج امام زمان (علیه السلام) را فراموش کنی. اصل حاجت فرج امام زمان (علیه السلام) است و آن موقعیت، موقعیت استثنایی است. در هیچ جا دیگر ما چنین مکانی را نداریم. الاجابَهَ تَحتَ قُبَّتِه. هیچ جای دیگر همچین ویژگی را ندارد. حالا که ما در یک فرصت استثنائی قرار گرفته‌ایم باید آن استفاده‌ی اصلی را بکنیم و آن گرفتن فرج امام زمان (علیه السلام) است. بعد می‌فرمایند که «الشِّفاء فی تُربَتِه». خداوند در تربت امام حسین (علیه السلام) شفا را قرار داده‌است و «الأئمَّهَ مِن وُلدِه». به خاطر این کار بزرگی که امام حسین (علیه السلام) انجام دادند، أئمه علیهم السلام از ولد ایشان و از نسل ایشان هستند. تا این جا بنده خلاصه کنم بحثم را. ما داریم در مورد ضرورت معرفت صحبت می‌کنیم. ضرورت معرفت یکی پاداش‌های مادی بود که عرض کردیم. ضمنا می‌خواهیم بگوییم که ای زائران اگر می‌خواهید ثواب هزار حج و هزار عمره را ببرید، اگر می‌خواهید که ثواب زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را ببرید، ثواب زیارت خدا را ببری و حقی بر خدا پیدا کنی که آن حق هم نجات از آتش جهنم است، راهش معرفت امام حسین (علیه السلام) است. عارفاً بِحَقِّه باید برویم. در ادامه عرض می‌کنیم که آن حق چیست و شناخت آن حق چیست. اگر به این ثواب‌های بزرگ می‌خواهی برسی باید معرفت به حق امام داشته باشی که إن شاءالله به این ثواب های بزرگ برسی.

حدیثی است از امام صادق (علیه السلام) که می‌فرمایند: «مَن أتی قَبرَ الحُسَین» کسی که بیاید به زیارت امام حسین (علیه السلام)، «عارفاً بِحَقّه»، (باز مثال دیگری هست از همان ضرورت معرفت به امام علیه السلام. همه‌اش ما داریم عرض می‌کنیم که باید معرفت را زیاد کرد. قبل از این که ما به کارهای زیاد بپردازیم باید معرفت را زیاد کنیم). «کَتَبَ الله لَهُ أجرَ مَن أعتَقَ ألف نَسَمَه»، اجر آزاد کردن هزار برده به او داده‌ می‌شود. خیلی عجیب است! هزار برده! در مورد ثواب برده آزاد کردن همین قدر بس که امیرالمؤمنین (علیه السلام) از همان کارهایی که داشتند، پول‌ جمع می‌کردند تا بروند برده بخرند و آزاد کنند. زمانی که ایشان شهید می‌شوند یک مقدار کمی پول از ایشان باقی مانده بود که امام حسن (علیه السلام) می‌فرمایند که این پولی که مانده پدرم جمع کرده ‌بود تا با آن یک برده آزاد کند. اینقدر برده آزاد کردن ثواب دارد. حالا اگر کسی به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) برود در حالی که عارفاً بِحَقّه باشد، حق ایشان را به خوبی بشناسد، خدا اجر هزار برده آزاد کردن را به او خواهد داد. «وَکَمَن حَمَلَ عَلی ألف فَرَس مُسرَجَه مُلجَمَه فِی سَبیلِ الله». بالاتر از آن است که هزار بار سوار بر اسب بشود، یا بر هزار اسب سوار شود؛ یعنی هزار بار این کار را انجام بدهد، اسب زین شده‌ی افساردار که در راه خدا آماده‌ی کارزار هست، برود سوار اسب بشود و هزار بار در راه خدا بجنگد. خیلی عجیب است! ببینید حالا این کسانی که رفتند برای دفاع از حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) جنگیدند که در کلیپ‌ها همه‌مان دیدیم و ناراحت شدیم چه قدر زجرها کشیدند و چه ثواب‌های بزرگی دارند، حالا این‌ها را در نظر بگیدید، این می‌شود یک جهاد. جهاد دوم، جهاد سوم، هزار جهاد کسی بکند! خیلی عجیب است و خیلی ثواب بزرگی است. اگر کسی عارفاً بِحَقّه، حق امام حسین (علیه السلام) را بشناسد، و با عرفان به حق امام حسین (علیه السلام) زیارت کند، هزار برده آزاد کردن و هزار جهاد کردن برایش ثبت می‌شود. این هم ثواب دومی از ثواب‌های معنوی که در اثر عرفان به حق امام حسین (علیه السلام) به انسان می‌رسد.

حالا سوال این جاست که این عرفان حق که آنقدر ما درباره‌اش صحبت کردیم که اگر کسی عارفاً بِحَقّه باشد، باعث می‌شود که هزار حج و هزار عمره برایش نوشته شود، باعث می‌شود که از عذاب آتش نجات پیدا بکند و زیارت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برایش ثبت می‌شود و هزار جهاد برایش ثبت می‌شود، هزار برده آزاد کردن برایش ثبت می‌شود، همه اش مشروط به عارفاً بِحَقّه بودن است. خب سوالی که این جا پیش می‌آید این هست که شما که این همه درباره‌ی عارفاً بِحَقّ امام صحبت کردید که ثواب‌های بزرگی دارد، این عرفان حق چیست؟ اصلا حق امام بر مأموم چیست؟ که اگر آن را بشناسیم این ثواب‌های بزرگ شامل حال مان می‌شود؟ آیا امام بر گردن مأموم حقی دارد؟ اگر این حق هست، چیست که ما انجام بدهیم.

در احادیث، با بررسی‌هایی که بنده کردم، چهار حق را پیدا کردم که این‌ها را یکی یکی عرض می‌کنیم که باید در صدد انجامش باشیم. اولین بحث این است که از امام صادق (علیه السلام) حدیث هست که راجع به امیرالمؤمنین (علیه سلام)  می‌فرمایند: «أنّه من زار امیرالمؤمنین علیه السلام عارفاً بِحَقّه» کسی که امیرالمؤمین را زیارت کند درحالی که عارف به حق ایشان است، «و أنّهُ الإمامُ المُفتَرضُ الطّاعَه»، حالا عارفاً بِحَقّه را ظاهراً خود حضرت دارند توضیح می‌فرمایند، که عارفاً بِحَقّه یعنی چی؟ یعنی این که امیرالمؤمنین را امام مُفتَرضُ الطّاعَه بدانیم؛ یعنی ایشان امام از جانب خدا و خلیفه‌ی رسول خدا هستند. این جوری نبوده که ما فکر کنیم امیرالمؤمنین (علیه سلام) فقط یک انسان شجاع و باتقوا هستند. خیر! از جانب خدا ایشان امام اند. این را باید بشناسیم. اولین عرفان این است، اولین حق امیرالمؤمنین (علیه سلام)  این است که ایشان امام “مُفتَرَضُ الطَّاعَهِ” است؛ یعنی بر گردن همه ما حق دارند و همه ما باید ایشان را امام “مُفتَرَضُ الطَّاعَهِ” بدانیم. امامی که اطاعت ایشان بر ما واجب است.

این را باید بدانیم و علم و آگاهی داشته باشیم. ما که می خواهیم به زیارت برویم نباید فکر کنیم که ایشان فقط یک انسان نیکوکار یا یک انسان بسیار خوبی بوده است. نه! زیارت می رویم چون ایشان امام اوّل ما است که خداوند بر ما تبعیّت از ایشان را واجب کرده است. پس اوّلین حقّ امام این است که ما ایشان را در حالی زیارت کنیم که “مُفتَرَضُ الطَّاعَهِ” بدانیم.

 علامه مجلسی در زاد المعاد در توضیح این حدیث اینگونه می فرمایند: «عَارِفاً بِحَقِّهِ ایْ عالما بانّه امام مُفتَرَضُ الطَّاعَهِ علی الخلایق» و اینگونه توضیح می دهند که “عَارِفاً بِحَقِّهِ” یعنی اینکه ما ایشان را امام “مُفتَرَضُ الطَّاعَهِ” بدانیم.

خوب این اوّلین حق که حداقل حق است را الحمدلله همه ما شیعیان داریم. یعنی ایشان را امام اوّل و خلیفه بلافصل از جانب خدا می دانیم. همین حداقل معرفت خودش کلی معرفت است که الحمدلله همه ما داریم. خدا را شکر می کنیم. بنابراین اگرفردی که به امامت امیرالمؤمنین (علیه سلام)  معتقد نباشد؛ به زیارت ایشان بیاید، این سودهای بزرگ قطعاً نصیب او نخواهد شد، چون ایشان را امام نمی داند و فقط ایشان را یک انسان نیکوکار می داند. این برای او چه فایده ای دارد؟ سودی ندارد. امّا اگر ما به اوّلین حق امام معتقد باشیم که ایشان امام “مُفتَرَضُ الطَّاعَهِ” هستند آن وقت از زیارتمان سود می بریم.

یک شرط دیگر هم وجود دارد که البته این را باید در پرانتز عرض کنم و بعداً توضیح بیشتر می دهم. اما چون می خواهم حدیث کامل شود، اینجا هم ذکر می کنم. «غَیرَ مُتَجَبِّرٍ وَ لا مُتَکَبِّرٍ» یکی از آداب زیارت که حتماً ما باید رعایت کنیم این است که تجبّر و تکبّر نداشته باشیم.

اولاً در مقابل خودِ امام نهایت تواضع و خاکساری را داشته باشیم. امام را ولیّ نعمت خودمان و سلطان عالم بدانیم. مبادا خدای نکرده با تکبر خدمت امام بیاییم. ما باید تمام شرایط تواضع را در مقابل امام ((علیه سلام) ) رعایت کنیم.

ثانیاً تواضع در مقابل مردم. ما باید در مقابل زائرین خیلی متواضع باشیم. این روحیه خدا را شکر در اربعین مفصّل دیده می شود. ما این مساله را به خصوص از جانب برادران عراقی می بینیم و الحمدلله ایرانی ها هم قدم جا پای آن ها گذاشته اند و الحمدلله این روحیه در ما ایرانی ها هم ایجاد شده است. در مقابل زائر متواضع و خاشع اند. با خدمتی که می کنند، نهایت تواضع را در مقابل ایشان دارند. یعنی با تواضع به ایشان خدمت می کنند نه با تجبّر. گاهی یک نفر به یک نفر دیگر خدمتی می کند ولی در نهایت غرور و تکبّر. این شخص خدمت خودش را ضایع کرده است. امّا اگر کسی خدمات ارائه بدهد (که این بحث بیشتر مربوط به کسانی می شود که در مسیر و در خود کربلا به زائرین خدمت رسانی می کنند) حتماً باید به این نکته توجّه داشته باشد که نهایت تواضع را با زوّار باید داشته باشد.

اگر کسی اینگونه باشد امام صادق ((علیه سلام) ) می فرمایند: «کسی که عَارِفاً بِحَقِّهِ، امیرالمؤمنین ((علیه سلام) ) را زیارت کند و در زیارتش متجبّر و متکبّر هم نباشد، خداوند اجر صد هزار شهید را به او خواهد داد. «فَإِنَّ اللهَ تَعالَی یَکتُبُ لَهُ أجرَ مِائَهِ ألفِ شَهیدٍ». صد هزار شهید! خیلی عجیب است!

دوستان یک موقع زود از زیارت نجف رد نشیدا !!! درست است که به عشق کربلا رفته اید و آن جا جایگاه خودش را دارد ولی مبادا که از نجف کم بگذارید. بعضی ها عجله می کنند و در نجف سریع سلام می دهند و می خواهند به پیاده روی کربلا بروند. نه! اصلاً خبرها آنجا است. خدا ثواب صد هزار شهید را برایت می نویسد. پس اوّل باید خدمت امیرالمؤمنین ((علیه سلام) ) بروی. یک بحث مفصل راجع به امیرالمؤمنین ((علیه سلام) ) و ایفای حق ایشان در آینده خواهیم داشت که ان شاء الله عرض خواهیم کرد.

پس بنابراین اولین حق امام این هست که ما باید ایشان را مفترض الطاعه بدانیم؛ یعنی من امام حسین (علیه السلام) را واجب الاطاعه بدانم، واجب العلم بدانم. اولین مرحله اش علم و معرفت و آگاهی است که در قسمت بعد بیشتر عرض خواهیم کرد. اگر من امام را واجب الاطاعه بدانم و در این حال به زیارت ایشان بروم و در عین حال غیر متجبر و غیر متکبر هم باشم، در مورد امیرالمؤمین (علیه السلام) آمده‌است که خداوند اجر صد هزار شهید را می‌دهد، و در مورد امام حسین (علیه السلام) هم همان احادیثی که گفتیم، اجر هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد و هزار بنده آزاد کردن؛ عارفاً بحقه، این هست که عرض کردیم.

دومین حقی که امام (علیه السلام) بر گردن مأمومشان و مردم دارند این است که ابی حمزه نقل می‌کند که از امام باقر (علیه السلام) پرسیم که: «ما حقُّ الاِمام علی النّاس؟» حق امام بر مردم چیست؟ این خیلی جالب و ارزشمند است. معمولاً در این قسمت ما اکثراً می‌لنگیم. ما که می‌خواهیم برویم خدمت امام معصوم و آن ثواب‌های بلند هزار حج و هزار عمره و … را کسب کنیم، در این زمینه باید خیلی کار کنیم. ولی متأسفانه همه‌مان خیلی ضعیف هستیم. یعنی متأسفانه حق امام را رعایت نمی کنیم. هر کس در این رعایت حق به یک درجه‌ای ولی همه کم می‌گذاریم. آن این است که حضرت می‌فرمایند: «حقّه علیهم أن یَسمَعوا له و یطیعوا». حق امام بر مأموم این است که حرف امام را بشنوند. امام حسین علیه السلام چی فرمودند؟ اصلا ما خبر نداریم! فرمایشات حضرت چیست برای من مسلمان زائر؟ اصلا خیلی‌هایش را من خبر ندارم. پس اولین کار موقعی که می‌روم زیارت امام این است که فرمایشاتشان را بشنوم. بعد که شنیدم باید چه کاری انجام بدهم؟ اصلش این است. “فیطیعوا” سپس امر امام را اطاعت کنند. حق امام حسین (علیه السلام) بر من این هست که حرف ایشان را بشنوم و اطاعت کنم. حالا خدا وکیلی چند نفر ما زائران این کار را می‌کنیم؟ اصلا در این وادی‌ها نیستیم. یعنی نه می‌رویم که فرمایشات ایشان را بشنویم، نه این که اگر هم شنیدیم اطاعت می کنیم. البته این مطلق نیست. خیلی از زوّار مقید به انجام واجبات هستند، مقید به ترک محرمات هستند، مقید به انجام مستحبات هستند، مقید به ترک مکروهات هستند، خیلی‌ها هستند که این گونه‌اند، الحمدلله. امّا خیلی از ما ها هم این جوری نیستیم؛ یعنی به عشق امام حسین (علیه السلام) می‌رویم، که این عشق خیلی مقدس است، خیلی خوب است، ولی نباید به این اکتفا کنیم، فقط محبت کافی نیست. اصل وظیفه‌ی بنده در مقابل امامم این هست که فرمایشات ایشان را بشنوم و اطاعت کنم. این اطاعت خیلی مهم است. اصل بحث ما و حقی که امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) بر ما دارند این هست که بعد از این که ایشان را مفترض الطاعه دانستیم، از ایشان اطاعت کنیم. بحث اول علم و آگاهی و معرفت بود که من امام حسین را امام مِن الله بدانم. روایت دوم این هست که واجب الاطاعه که می‌دانم حالا در عمل از ایشان اطاعت کنم. دانستن قسمت اول بود که همه‌ی ماها واجب الاطاعه می‌دانیم، اما قسمت دوم این است که حالا که واجب الاطاعه دانستی، اطاعت کن. فرمایشات را بشنو و عمل کن. متأسفانه ما در این زمینه خیلی ناقصیم. در زیارت جامعه‌ کبیره می‌خوانیم که «مَن أَطاعَکُم فَقَد اَطاعَ الله» هر که شما را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است. ما واقعا باید در مسیر اطاعت اهل بیت (علیهم السلام) باشیم. فردی آمد خدمت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و ناراحت بود. حضرت از او پرسیدند که چرا ناراحتی؟ به حضرت عرض کرد که من شما را خیلی دوست دارم، در این دنیا هر موقع که دلم برای شما تنگ می‌شود می‌آیم این جا و شما را زیارت می‌کنم و دلم باز می‌شود ولی من نگران آخرت هستم که اگر خیلی هم آدم خوبی باشم و بهشتی باشم، در بهشت از شما دور باشم. بعد آیه‌ی قرآن نازل می‌شود که «وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ»، هر کس که خدا را اطاعت کند و پیامبرش را اطاعت کند، «فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ»، با کسانی خواهد بود که خداوند به آن‌ها نعمت داده‌است. از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحین. «وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا»، و این‌ها خوب رفیقانی هستند. این آیه یک تأویل دیگر هم دارد که فعلاً بماند، می‌خواهم در اهمیت اطاعت عرض کنم. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)  این آیه را خواندند، یعنی این که غصه نخور؛ اگر تو در این دنیا در مسیر اطاعت ما باشی روز قیامت با ما خواهی بود و در بهشت خواهی بود. “وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا” و این‌ها خوب رفیقانی هستند. پس بنابراین راه این که ما در آخرت با اهل بیت (علیهم السلام) باشیم این است که در این دنیا از اهل بیت (علیهم السلام) اطاعت کنیم. اصل بحث این است.

آقایان! برادران! خواهران! بنده که می‌خواهم تصمیم بگیرم برای زیارت امام حسین (علیه السلام)، باید در مسیر اطاعت از اهل بیت (علیهم السلام) قرار بگیرم، اطاعت از امام زمانم (علیه السلام)، اطاعت از امام حسین (علیه السلام)، پس باید بدانم که واجباتم چیست. واجباتم را حتما انجام بدهم. این اصل است. بدانم محرمات چیست. وقتی که من نمازم را بلد نیستم درست بخوانم، روزه ام را درست مسائلش را بلد نیستم، حجّم را بلد نیستم، خمس نمی‌دهم، خب این همه اشکال وقتی باشد من از زیارتم سود زیادی نخواهم برد. در زیارت امین الله عرض کردم. به زیارت امام آمده‌ایم اما یکی از حاجات مهم من این است که «مُتَزَوِّدَهً التَّقْوَى لِیَوْمِ جَزَائِکَ»، خدایا من این جا آمده‌ام زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، زیارت امام رضا (علیه السلام)، زیارت امام حسین (علیه السلام)، اما از تو یک حاجت دارم و آن این است که من متّقی باشم. زاد و توشه‌ی تقوا برچینم. «إنَّ خَیرَ الزّادِ، التّقوی». یعنی زائر امام حسین ((علیه سلام) ) وقتی که می‌رود به زیارت، حالا من هر چه که بودم هر آلودگی که داشتم، باید با اکسیر زیارت منقلب بشود، آن‌ اشک‌ها و آن سوزها همه‌اش مقدمه‌ای بشود که من متحول بشوم. این اصل بحث است. حق امام بر مأمومش این است که اطاعت کند و آن موقع که مشرف می‌شود به حرم امام حسین (علیه السلام) بعد از این که فرج مولایمان را خواستیم و سوز داشتیم، گریه کردیم، ضجه زدیم و با ضجه و بکاء فرج امام زمان (علیه السلام) را از خدا خواستیم، یکی از بزرگ‌ترین حاجت‌هایی که می‌خواهیم همین (تقوا) باید باشد. برای خودمان، برای زن و بچه‌مان، برای دوستانمان. که خدایا ما را به ما زاد تقوا بده. إنَّ خَیرَ الزّاد، التّقوی. امام حسین من سائل شما هستم. من گدای در خانه‌ی شما هستم. از شما دنیا نمی‌خواهم، نمی‌گویم دنیا نخواهید ولی اصل چیزی که می‌خواهید تقوا باشد. امام حسین به من توفیق بدهید اطاعت از شما بکنم، به من توفیق بدهید این حق بزرگی که بر گردن ما هست را بتوانیم انجام  بدهیم و آن اطاعت از شماست. دروغ نگویم، غیبت نکنم، نمازم را اول وقت بخوانم، ربا نخورم، خیانت نکنم، خانم‌ها حجابشان را رعایت کنند. یکی یکی این چیزها را باید از امام حسین (علیه السلام) بخواهیم؛ که اگر می‌خواهیم آن ثواب‌های بزرگ را ببریم باید حق امام را بشناسیم و یک حق بزرگ امام بر ما این هست که باید از ایشان اطاعت کنیم.

امام باقر (علیه السلام) می‌فرمایند که: حقّه علیهم أن یَسمَعوا له و یطیعوا. امیرالمؤمین (علیه السلام) می‌فرمایند: أعینونی بِوَرَعٍ و اجتِهاد، ای مردم مرا کمک کنید! اما چگونه مرا کمک کنید؟ با ورعتان من را کمک کنید. بزرگ‌ترین تبلیغ برای اهل بیت (علیهم السلام) و بزرگ‌ترین نصرت برای أئمه (علیهم السلام) این است که ما آدم‌های خوش عمل، خوش کردار و خوش رفتاری باشیم. این خودش باعث جلب غیر شیعیان به شیعیان می‌شود. خیلی از اهل سنت هستند که می‌آیند در زیارت اربعین. وقتی که ما در نهایت خوش عملی باشیم، آن‌ها می‌گویند ببین کسی که رهبرش حسین است این می‌شود. پس من هم بیایم رهبرم را حسین (علیه السلام) قرار بدهم. امامم را امام حسین (علیه السلام) و امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار بدهم. پس بنابر این یک حق بزرگ امام (علیه السلام) بر مأمومش این است که فرمایشات ایشان را بشنود و اطاعت کند و بنابراین شما زوار گرامی از الآن باید در مسیر انجام واجبات و ترک محرمات باشید. چون این واجبات و محرمات فرمایشات اهل بیت (علیهم السلام) است. بنشینید به عنوان تدارک سفر زیارتی رساله را بخوانید و واجبات و محرمات را یاد بگیرید. یعنی شما اگر می‌خواهید سود زیادی از زیارت ببرید باید در مسیر اطاعت باشید. اگر بنده در مسیر اطاعت بودم، آن وقت دیگر وقتی رفتم به زیارت جوایز بزرگ به من داده‌ می‌شود. آن وقت ثواب هزار حج و هزار جهاد و هزار برده آزاد کردن به من داده ‌می‌شود.

اما اگر نه دینم را بشناسم و نه به آن عمل بکنم، (دین ما یعنی فرمایشات اهل بیت علیهم السلام) وقتی به آن‌ها عمل نکنم،‌ سودی نخواهم برد. از دوستان عزیزی که مخاطب بنده هستند و من می‌دانم که واجبات‌شان را انجام می‌دهند و محرمات را ترک می‌کنند، خواهش می‌کنم فرمایشات امام حسین (علیه سلام)  را مطالعه بفرمایند و به همه‌ی چیزهایی را که فرموده‌اند عمل کنند. خیلی چیزها را در قالب واجبات و مستحبات خوانده‌ایم و بلدیم و عمل می‌کنیم. ولی به خیلی از مسایل رفتاری و اخلاقیات ممکن است چندان مقید نباشیم. این‌ها را حتما عمل بکنید. انشالله در نوبت‌های آینده در زمینه‌ی نصرت عملی هم انشالله اگر خداوند توفیق بدهد عرایضی را خواهیم گفت.

سومین حقی که امام (علیه سلام)  بر گردن مأمومش، به گردن ما مردم دارند این است که وفای به بیعت کنیم. امیرالمؤمنین (علیه سلام)  می‌فرمایند «حق الامام علی الرعیه الوفاء بالبیعه» است. یعنی اگر افرادی آمدند و با امام (علیه سلام)  بیعت کردند، یعنی امامت ایشان را قبول کردند موظف هستند که به آن بیعت وفادار باشند. وفای به بیعت یعنی چه؟ یعنی اگر مثلا الآن جنگ جمل شده، حضرت دنبال مردم می‌فرستند که آی مردم بیایند که جنگ کنید. کسانی که با امیرالمؤمنین (علیه سلام)  بیعت کرده‌اند بر ایشان لازم است که به آن بیعت وفادار باشند. یعنی باید امیرالمؤمنین (علیه سلام)  را یاری کنند. خواست حضرت و دستور حضرت را انجام دهند. به یاری حضرت بشتابند. بنابراین وفای به بیعت بسیار مهم است و حق امام (علیه سلام)  بر گردن ما است. قبلا گفته‌ایم که از عالم ذر این عهد به گردن ما هست. ما این تعهد را در عالم با ذر با اهل بیت علیهم السلام بسته‌ایم که ایشان را یاری خواهیم کرد. این بیعت به گردن ما هست. یک نکته‌ای که ما تاکید می‌کنیم در نجف، این هست که ما این بیعتی که داریم و در دعای عهد هم عرض می‌کنیم «اللهم انی اجدد له فی صبیحه یومی هذا و ما عشت من ایامی عهدا و عقدا و بیعتا له فی عنقی». خدایا بیعتی که بر گردن من است در این صبح و هر صبح تجدید می‌کنم. بنابراین خیلی خوب است که ما با خواندن همین دعای عهد در صبح‌ها با امام زمان (علیه سلام)  و با کل ولایت تجدید عهد بکنیم تا این حق امام را بتوانیم انجام دهیم و در معرض انجامش باشیم. چون بالاخره انسان وقتی عهدی دارد، مدام به خودش تذکر می‌دهد و یادآوری می‌کند که من باید این وظیفه را انجام دهم و بیش‌تر موفق می‌شود که انجام بدهد. بنابراین خیلی خوب است که ما اگر می‌خواهیم حق امیرالمؤمنین ((علیه سلام) ) را انجام بدهیم، اگر می‌خواهیم حق امام حسین ((علیه سلام) ) را انجام دهیم، هر روز صبح دعای عهد را بخوانیم، با توجه به این قضیه که انی اجدد له، برای امام زمان ((علیه سلام) ) که حاصل همه‌ی اهل بیت (علیهم السلام) هستند. اگر ما با ایشان تجدید بیعت کنیم با تمام اهل بیت (علیهم السلام) تجدید بیعت کرده‌ایم. چون ایشان خلاصه و عصاره‌ی همه‌ی اهل بیت (علیهم السلام)  و همه‌ی انبیا هستند. وقتی که با ایشان تجدید بیعت کردیم، و قبول کردیم که بیعت آقا بیعت شما به گردن ما است، در آن صورت خودمان را مقید و موظف می‌دانیم که به این بیعت وفا کنیم. امیرالمؤمنین ((علیه سلام) ) می‌فرمایند حق الامام علی الرعیه الوفا بالبیعه. بنابراین من می‌خواهم به بیعتی که با امام حسین ((علیه سلام) ) بسته‌ام وفا کنم. چگونه؟ این بحث مفصلی است که در آینده عرض خواهیم کرد. ما این وفای به عهد را تحت عنوان نصرت و یاری امام مطرح می‌کنیم. یعنی امام را باید یاری کنیم. اگر می‌خواهید وفای به بیعت داشته ‌باشید باید در عرصه‌های مختلف، امام را یاری کنید. یاری امام (علیه سلام)  در سه عرصه‌ی قلب، زبان و دست مصداق پیدا می‌کند. ما با این دغدغه که باید حضرت را یاری کنیم در عرصه‌ی یاری و یاری‌رسانی قدم می‌گذاریم. و به این طریق وفای به بیعت می‌کنیم. اما بعضی‌ها گفتند ما اصلا با مسلمان نمی‌جنگیم. می‌رویم در سرحدات و با کفار می‌جنگیم. خب اینها همه شان رها کردن یاری امام است. ما اگر بخواهیم وفای به بیعت داشته باشیم حتما باید امام (علیه سلام)  را یاری کنیم که حالا مصادیق مختلف آن را بعداً عرض می‌کنیم.

و بالاخره آخرین و چهارمین حق امام این هست که می‌فرمایند که: افراط و تفریط را باید کنار بگذاریم. کسانی که از امام جلو می‌زنند مانند خوارج؛ و کسانی که از امام عقب می‌افتند، اینها حق امام را رعایت نکردند. باید تابع نعل به نعل باشیم. آنچه امام (علیه سلام)  می‌خواهند، ما انجام بدهیم. نه جلو برویم نه عقب بمانیم. یعنی کسانی که کوتاهی می‌کنند، آنچه که حضرت می‌خواهند را انجام نمی‌دهند. یا کسانی که بیش از حد لازم و متجاوز هستند باید همه برگردند به سمت امام. حضرت یک مثالی زدند که خیلی جالب است. فرمودند مانند یک پشتی که پشت آدم باشد. آدم وقتی که به آن پشتی بچسبد و تکیه بدهد از آن استفاده می‌کند؛ وقتی که از پشتی جلوتر باشد از آن هیچ استفاده‌ای نمی‌کند، وقتی از پشتی عقب هم باشد هیچ استفاده‌ای نمی‌کند. باید با پشتی باشد. همراه پشتی باشد تا بتواند تکیه بدهد و استفاده کند. بنابراین آنچه ما در زیارت جامعه و زیارت عاشورا و اینها می‌خواهیم که «و معکم، معکم لا مع غیرکم» آقا امام زمان! آقا امام حسین! ما می‌خواهیم همیشه با شما باشیم، با شما باشیم و با غیر از شما نباشیم؛ غیر از شما کسانی که جلوتر هستند یا کسانی که عقب‌تر هستند. ابداً ما چنین خواسته‌ای نداریم و برای ما قابل قبول نیست، فقط و فقط می‌خواهیم با شما باشیم.

این معیت در دنیا اگر بود، در آن صورت معیت در آخرت هم اتفاق خواهد افتاد. معیت در دنیا یعنی همین که شما می‌روید به زیارت امام حسین (علیه سلام) ، این معیت در دنیا است. این یک مرحله معیت است. معیت بالاتر از آن این است که دستورات ایشان را انجام بدهید که همان حق دومی می‌شود که عرض کردیم «أن یسمعوا له و یطیعوا» این می‌شود معیت.

بهترین معیت، اطاعت کردن است. یعنی من ممکن است که حتی زیارت امام حسین ((علیه سلام) ) هم توفیق پیدا نکنم بروم، اما دستورات امام حسین ((علیه سلام) ) را انجام می‌دهم. در واقع با امام هستم، ولو این که از نظر مکانی این توفیق را پیدا نکردم که با ایشان چند روزی معیت مکانی پیدا کنم. ولی اصل آن معیت روحی است . افراط و تفریط نباید داشته باشیم؛ نه باید عقب‌تر از امام باشیم و نه جلوتر از امام که در آن صورت آن وقت معیت اتفاق می‌افتد. معیت که اتفاق افتاد، بعد ما از ولایت امام هم استفاده خواهیم کرد. چون ما وقتی که دست‌مان در دست امام باشد، ایشان ما را سرپرستی می‌کنند. «و ساسه العباد» در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم «و ساسه العباد» ایشان ما را می‌چرخانند، زندگی ما را سیاست می‌کنند، دنیای ما را، آخرت ما را، همه را می‌چرخانند. فقط کافی است با اطاعت که دست‌مان را بگذاریم در دست پدرمان. بچه وقتی که می‌خواهد برود مدرسه غصه دفترچه و قلم خود را می‌خورد؟ می‌گوید: نه! بابایم برایم می‌خرد. دیگر اصلا غصه ندارد. می‌گوید: من یک بابایی  دارم، بابای مهربان که غصه من را زیاد می‌خورد و به درد من حتما رسیدگی می‌کند. حاجت من را از یاد نمی‌برد و به تمام حاجت‌های من رسیدگی می‌کند و انجام می‌دهد، پس بنابراین من غصه‌ای ندارم، نگرانی ندارم.

حالا ما اگر این گونه با پدر عزیزمان امام (علیه سلام)  باشیم، واقعا ایشان را پدر خودمان بدانیم و ببینیم و دست ما در دست ایشان باشد، آن وقت ایشان بهترین «و ساسه العباد» هستند. به بهترین نحوی ما را سیاست می‌کنند و زندگی ما را می‌چرخانند. فقط مهم این است که ما از ایشان جلو نزنیم و یا عقب نیافتیم. با ایشان باشیم و این معیت برای ما سعادت در دنیا و آخرت را ان شاء الله به ارمغان خواهد آورد.

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

پایان

 

 

دانلود فایل صوتی کارگاه
دانلود فایل صوتی کارگاه

این مقاله برای شما مفید بود؟

مطالب مشابه