وظایف زائر اربعین – جلسه اول

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

و صَلَّی اللهُ عَلَی محمّدٍ و آلِه

موضوع: وظائف زائرین اربعین حسینی

 

  مقدمه:

 وظیفه‏ ی یک زائر اربعین چیست و ما موظف هستیم چه کارهایی برای امام حسین (علیه السلام) و در حال حاضر برای امام زمان (علیه السلام) انجام دهیم و چه فرصت هایی برای این کار وجود دارد و چگونه از این فرصت ها استفاده کنیم تا اینکه به ثواب بزرگ یاری امام حسین (علیه السلام) برسیم و لبیک یا حسینِ ما یک لبیک واقعی و جدی باشد و ان شاء الله ثواب های بسیار بسیار زیادی از زیارتمان ببریم. یعنی برای اینکه زیارتمان ثواب بسیار بیشتری داشته باشد هم یک جنبه فردی دارد و هم جنبه وظیفه اجتماعی دارد. به همین خاطر ما اول وظائف را خدمتتان عرض می‏کنیم و بعد که وظائف را عرض کردیم حالا کارهایی که افراد باید انجام بدهند و تدارکات علمی مورد نیاز را خدمتتان بیان می کنیم. آنگاه بر اساس آن وظائف این تدارکات علمی را چند جلسه ای با هم گفتگو می‏کنیم. یعنی پس از اینکه روشن تر شود که مثلاً ما وظیفه داریم که راجع به امام زمان (علیه السلام) صحبت کنیم، حالا این بحث پیش می آید که آنجا برای چه کسانی صحبت کنیم؟ و اینکه چه صحبتی کنیم؟ اینکه چه صحبتی بکنیم را ان شاء الله در طی چندین جلسه خدمتتان عرض خواهیم کرد. بنده فعلاً می‏خواهم مقدمه‎‏ای را عرض کنم که آن پیشنهاد، این مقدمه من را لازم دارد.

 وظیفه ما در اربعین نسب به امام زمان (علیه السلام) چیست؟

چرا این وظائف را می گوییم که بر ما مترتب است در اربعین باید انجام دهیم ، خب بنده با یک آیه قرآن شروع کنم. ابتدا شأن نزول آیه را عرض کنم، در ابتدای بعثت وقتی که پیغمبر (اکرم صلی الله علیه و آله) با یک نفر به نام زید بن حارثه برای امر تبلیغ از مکه خارج شدند و به جایی به نام سوق اکاز رفتند، در آنجا مردم آنجا را به سوی اسلام خواندند اما متأسفانه هیچ کس به ایشان ایمان نیاورد. این مظلومیت و غربت پیغمبر اکرم (اکرم صلی الله علیه و آله) را می رساند. ایشان به شهر مکه برگشتند. حدود شب رسیده بودند. شروع کردند قرآن خواندن در طی شب. تهجد داشتند و به قرائت قرآن مشغول بودند. وقتی که ایشان قرآن را تلاوت می فرمودند گروهی از اجنه از آنجا رد می شدند. وقتی که صوت زیبای پیغمبر (اکرم صلی الله علیه و آله) را استماع کردند، همانجا جذب شدند و مقداری گوش کردند و به همدیگر سفارش کردند که گوش بدهید. وقتی که قرائت پیغمبر (اکرم صلی الله علیه و آله) تمام شد این ها رفتند به سمت قومشان و آنها را انذار کردند و این آیه ای که خدمتتان عرض می کنم را به هم گروهی های خود گفتند. چی گفتند؟

گفتند که: «یا قَومَنا! أجیبوا داعِیَ اللهِ …» ای قوم ما، ای اجنه! یک دعوت کننده ای به سوی خدا هست که الان دیگران را به سوی خدا دعوت می کند. بیایید همگی بروید دعوت او را اجابت کنید؛ یعنی به او ایمان بیاورید و دستورات او را انجام دهید. «أجیبوا داعِیَ اللهِ وَ آمِنوا بِه…» به او ایمان بیاورید به عنوان پیغمبر خداوند. اگر چنین کنید چه اتفاقی می افتد؟  «آمِنوا بِهِ یَغفِر لَکُم مِّن ذُنوبِکُم…» اگر شما به خدا ایمان بیاورید خداوند گناهان شما را خواهد بخشید و می‏آمرزد. نتیجه ایمان شما به خداوند آمرزش تمام کارهای زشتی بوده که در گذشته انجام دادید. «وَیُجِرکُم مِّن عَذابٍ ألیم…» شما را از عذاب جهنم نجات می دهد. بعد در ادامه وقتی که این اجنه خدمت پیغمبر (اکرم صلی الله علیه و آله) آمدند و به دست پیغمبر اکرم (اکرم صلی الله علیه و آله) مسلمان شدند، ایمان آوردند و پیغمبر اکرم (اکرم صلی الله علیه و آله) شرایع اسلام را به آنها یاد دادند و در ادامه آیه اینگونه می فرماید: «وَ مَن لّا یُجِب داعِیَ اللهِ فَلَیسَ بِمُعجِزٍ فی الأرض…» اگر کسی به دعوت کننده ی به سوی خداوند اجابت نکند و جواب مثبت ندهد و لبیک نگوید، «فَلَیسَ بِمُعجِزٍ فی الأرض»، یعنی خداوند را از اینکه او را عذاب کند به عجز در نمی آورد. خداوند بر عذاب او مسلط است و او از عذاب الهی در امان نخواهد بود. «و لیس له من دونه اولیاء» اگر اینگونه باشه دیگه غیر از خداوند هیچ ولی و سرپرستی نخواهد داشت. یعنی دیگران به هیچ وجه نمیتوانند  به او کمکی کنند. این آیه خیلی جالب است. ما آیه دیگری شبیه این آیه داریم که در ادامه کارمان در ذکر آن وظائف به درد کار می آید. خداوند در آیه دیگری از قرآن میفرماید که «ان ینصرکم الله  فلا غالب لکم» اگر خدا شما را کمک کند هیچ کس نمیتواند بر شما پیروز شود. تمام دنیا پشت به پشت هم بدهند و قصد داشته باشند شما را زمین بزنند نمیتوانند؛ چون بزرگترین قدرت خداست و خداوند پشت شما و حامی شماست. «و ان یخذلکم» اگر خداوند شما رو رها کند «فمن ذاالذی ینصرکم من بعده» دیگر کیست که بتواند شما را پیروز کند؟ یعنی تمام امکانات مالی، مقام، پست، پارتی، هر چه داشته باشید، تمام این امکانات را به کار ببرید،  باز هم شکست خواهید خورد. چون که خداوند شما را رها کرده است. «و ان یخذلکم» اگر خداوند شما را رها کند، میفرمایند:«فمن ذاالذی ینصرکم من بعده». پس بنابراین تنها عامل پیروزی ما، تنها عامل سعادت و موفقیت ما فقط خداست. قدرت‌های مستقل از خدا، هیچ کسی نمیتواند برای ما کاری کند.«و لیس له من دونه اولیاء» دیگر هیچ حامی و سرپرستی نخواهد داشت. «اولئک فی ظلال مبین» اینها در یک گمراهی آشکار هستند. پس بنابراین یک داعی در صدر اسلام بود به نام پیغمبر اکرم (اکرم صلی الله علیه و آله) ، مردم را، اجنه و انس را، به سوی خداوند بخواند. بعضی ها او را لبیک گفتند و اجابت کردند و به خداوند ایمان آوردند؛ خداوند هم گناهانشان را بخشید و از عذاب جهنم نجاتشان داد. بعضی ها هم او رو اجابت نکردند. کسانی که او را اجابت نکردند، از عذاب خداوند در امان نبوده و خداوند آنها را سرپرستی نخواهد کرد.

حالا نوبت این سوال اینجاست که الان داعی الله کیست؟ ما اگر در زیارت آل یاسین مروری بکنیم، اولین جمله  زیارت آل یاسین را اگر دوستان به خاطر بیاورند این جمله است:«السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته» سلام بر شما ای صاحب الزمان که شما دعوت کننده به سوی الله هستید. پس امروز امام زمان (علیه السلام) ما را به سوی خدا دعوت میکنند و بر ما واجب است که دعوت امام زمان (علیه السلام) را اجابت کنیم؛ که اگر اجابت نکردیم طبق آیه قرآن «و من لا یجب داعی الله فیس بمعجز فی الارض» از عذاب خدا در امان نخواهیم بود و خداوند ما رو به خودمان واگذار خواهد کرد. ما را به حال خودمان رها خواهد کرد و وقتی که خداوند ما را به خودمون رها کند، هیچ گونه سعادت و خوشبختی و موفقیتی در این دنیا نخواهیم داشت و در عاقبت، در آخرت هم به همین ترتیب خواهیم بود.

اجابت دعوت امام زمان((علیه السلام)) به چیست؟ یک اجابت اصلی که ایشان ما را به سوی دین اسلام که همان شیعه هست، به قرآن و اهل بیت علیهم السلام میخوانند. ما باید در خط ایشان باشیم. الان که ایشان ظاهر نیستند ما اگر بخواهیم در خط ایشان باشیم باید در خط نایبان ایشان باشیم. یعنی در خط فقاهت. اگر ما فقیهی جامع الشرایط را انتخاب کردیم و دستورات ایشان را انجام دادیم در واقع دعوت امام زمان ((علیه السلام)) را به سوی خدا اجابت کردیم. ما با اعمال صالحی که انجام میدهیم؛ نماز و روزه و حج و خمس و زکات و تمام این اعمالی که دستور امام زمان ((علیه السلام)) بر ماست و ما انجام میدهیم، عملا به ایشان لبیک می گوییم. پس بنابر این یک لبیک واقعی،  یک اجابت واقعی،  اجابت عملی است که ما تابع آن داعی الله باشیم و دستورات داعی الله رو انجام بدهیم. این اولین مرحله و اصلی ترین مرحله است ولی آیا امام زمان ((علیه السلام)) دستورات دیگری هم غیر از این واجبات دارند؟ بله! دستوری هست که همه ما شنیده ایم و بارها تکرار شده ولی متأسفانه آن طور که باید حقش ادا بشود ادا نشده است و آن این فرمایش امام زمان ((علیه السلام)) است که میفرمایند: «و اکثروا الدعا بتعجیل الفرج» ای شیعیان من! ای دختران و پسران من که فرزندان من هستید! زیاد برای فرج من دعا کنید. زیاد دعا کنید. خوب این یک وظیفه‌ی جدی برای ما است که امام مان، ولی‌نعمت‌مان، صاحب زمان‌مان و صاحب عصرمان و آقا و مولای ما، کسی که تمام وجود ما، تمام نعمت‌هایی که به ما می‌رسد، چه نعمت‌های مادی، چه نعمت‌های معنوی همه و همه به صدقه‌ی سر ایشان است. یعنی اگر بنده نمازی می‌خوانم به برکت ایشان است، اگر قرآنی می‌خوانم، اگر حجی می‌روم، اگر عمل مستحبی دارم، خدمتی به مردم می‌کنم، همه به صدقه‌ی سر ایشان و به توفیق ایشان است و این فیض از کانال ایشان به بنده می‌رسد، بنابراین ولی نعمت ما ایشان هستند. تمام نعمت‌ها از طریق ایشان به ما می‌رسد. وقتی که ایشان که این ‌قدر به گردن ما حق دارند، حق زندگی، حق حیات، حق معنویت همه و همه‌ی حق‌هایی که بخواهیم بشماریم به گردن ما دارند، ایشان به ما دستور می‌دهند ﻭ ﺍﮐﺜﺮ ﺍﻟﺪﻋﺎﺀ ﺑﻪ ﺗﻌﺠﻴﻞ ﺍﻟﻔﺮﺝ. برای فرج من  زیاد دعا کنید. خب، ما چه باید بکنیم؟ واقعا تمام فکر و ذکرمان باید دعا برای فرج باشد. زیاد دعا کردن یعنی همین. این‌طور نیست که هر چند وقت یک بار، روزی شبی یک صلواتی فرستادم آخرش مثلا یک و عجّل فرجهم بگویم و بعد بگویم خب من برای فرج دعا کردم. نه این کافی نیست. این وظیفه‌ی یک شیعه‌ای که خودش را متربی امام زمان عجّل الله تعالى فرجه الشریف می‌داند، خودش را، تمام جسم و روحش را محصول وجود امام زمان عجّل الله تعالى فرجه الشریف می‌داند، تمام نعمت‌هایش را از امام زمان (علیه السلام) می‌داند، این برایش خیلی کم است که همین‌قدر دعا بکند. حالا می‌خواهید یکی از راه‌های خوب دعای برای فرج را متوجه شوید؟ این را همه‌ی دوستان اکثرا شنیده‌اند که از امام صادق (علیه السلام) نقل است برای بنی اسرائیل چهارصد سال عذاب مقرر شده‌ بود. ۲۳۰ سال از این عذاب را کشیدند. دیگر کارد به استخوان‌شان رسید. بیچاره شدند. تصمیم گرفتند چهل صبح بروند و به درگاه خداوند تضرع کنند. گریه و زاری و ضجه و ناله، چهل صبح یا چهل روز کارشان این بود. ضجه، گریه، ناله و تضرع به درگاه خدا که خدایا ما را از این وضع نجات بده. ما را از این بدبختی و عذاب رها کن. با ضجه و سوز و اضطراب، نه دعای از سر سیری و گاه به گاه. بعد وقتی که این‌ها اینگونه به میدان آمدند، خداوند حضرت موسی (علیه السلام) و حضرت هارون (علیه السلام) را به دادشان رساند و آن‌ها آمدند بنی‌اسرائیل را از شر فرعون و از آن عذاب‌ها نجات دادند. بعد امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید «و هکذا انتم». برای شما هم همین‌طور است. «لو فعلتم لفرج الله عنا». اگر این‌گونه عمل کنید خدا فرج ما را خواهد رساند. و الا… این دیگر واقعا مو را به تن آدم راست می‌کند، «فأما إذا لم تکونوا، فإن الأمر ینتهی إلى منتهاه». اگر شما این کار را نکنید، یعنی ضجه نزنید و گریه نکنید، تضرع و التماس نکنید، استغاثه نکنید، ‌فریاد نزنید که خدایا فرج امام زمان ما را برسان. اگر با سوز و گداز از خدا نخواهید، گریه نکنید، ناله نکنید، با دلشکستگی از خدا نخواهید، این فرج نمی‌رسد. و اگر این کار را نکنید فإن الأمر ینتهی إلى منتهاه. یعنی تمام آن قضایا که از پیش گفتند تا آخر واقع خواهد شد. یعنی مرگ سرخ می‌آید، دو مرگ می‌آید یکی قتل و غارت و کشتار، یکی هم بیماری‌ها که مثلا حدود  مردم از بین می‌روند. چه فاجعه‌ی بزرگی! آیا می‌خواهیم این‌طور نشود؟ آیا از این نگران هستیم که این فاجعه اتفاق بیفتد؟ باید این‌گونه دعا بکنیم، با تضرع با فریاد با اضطرار با دلشکستگی، و الا از سر سیری، یعنی هرازگاهی یک اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج بگوییم، در قنوت هم یک اللهم کن لولیک الفرج بخوانیم، کم است. این‌ها خیلی خوب است، باید حتما این‌ها باشد اما کم است. وقتی حضرت می‌فرمایند ﻭ ﺍﮐﺜﺮ ﺍﻟﺪﻋﺎﺀ، زیاد دعا کنید، این‌گونه باید دعا کنیم تا فرج حاصل شود. اگر می‌ترسیم از علائم آخرالزمان که در آخرالزمان چه اتفاقاتی، چه فسادها، چه فحشاها، چه بی‌دینی‌ها رخ می‌دهد، از طرف دیگر چه قتل و غارت‌ها اتفاق می‌افتد. اگر نمی‌خواهیم به آن‌جا برسد واقعا باید عزم‌مان را جزم کنیم، برای این‌که یک کار جدی برای فرج امام زمان (علیه السلام) انجام بدهیم. کاری کنیم که امام زمان (علیه السلام) از این زندان به در بیایند. و وظیفه‌ی ما این است که برای حصول فرج امام زمان (علیه السلام) و تعجیل در فرج امام زمان (علیه السلام) دعای با اشک و آه و زاری و ندبه و ضجه و گریه کنیم. وظیفه‌ی ما این است. امام صادق (علیه السلام) فرمودند اگر این کار را بکنید فرج حاصل می‌شود. اگر نه امر تا آخر خواهد رفت. حالا از وضعیت امام زمان (علیه السلام) هم یک گزارشی خدمت‌تان عرض کنم که ببینید امام این‌گونه هستند. آن یک طرف قضیه بود که اگر ما دعا نکنیم چه مصیبت‌ها اتفاق می‌افتد. این طرف قضیه را هم ببینیم چون خیلی از شماها واقعا عاشق امام زمان (علیه السلام) هستید و اگر وضعیت مولایتان را بدانید واقعا دیگر سر از پا نمی‌شناسید و می‌گویید باید کاری بکنم که پدرم را از این زندان غیبت از این زندان وحشتناک غیبت نجات بدهم. برادران و خواهران امام زمان ما در شرایط بسیار سختی هستند و ما متاسفانه اصلا عین خیال‌مان هم نیست. فرض کنید پدر شما را زندانی کرده‌اند. هر روز شکنجه‌شان بکنند. هر روز بر بدن‌شان ضربات مهلک وارد ‌کنند، هر روز بدن‌شان را مجروح کنند. خب شما نمی‌توانید تحمل کنید که به زندگی روزمره‌تان بپردازید و فقط گهگاهی بگویید خدایا پدر من را از نجات بده. غیرممکن است. تمام زندگی‌تان را رها می‌کنید و می‌گویید بروم پدرم را که در زندان مجروح است، هر روز شکنجه می‌شود، بروم نجاتش بدهم. حالا امام زمان ما چه شرایطی دارند؟ چون ایام محرم است و تاسوعا و عاشورا را تازه پشت سر گذاشته‌ایم و اربعین را در پیش داریم، از امام رضا (علیه السلام) جمله‌ای را راجع به امام حسین (علیه السلام) نقل می‌کنیم. امام رضا (علیه السلام) می‌فرمایند «ان یوم الحسین اقرح جفوننا». روز حسین، یعنی روز عاشورا و مصیبت‌های عاشورا به قدری برای ما اهل بیت دردناک است، به قدری ما گریه می‌کنیم و زاری می‌کنیم که اقرح جفوننا، پلک ما را زخمی و مجروح میکند. آقا امام رضا (علیه السلام) چند سال زنده بودند که این توصیف را می‌فرمایند؟ حالا امام زمان ما ۱۱۸۰ و خرده‌ای سال است که این وضعیت را دارند. باید به فکر امام زمان‌مان باشیم. امام زمان (علیه السلام) این جمله شامل حال‌شان می‌شود که اقرح جفوننا. از بس گریه می‌کنند و گریه کرده‌اند پلک‌شان زخمی شده و أسبل دموعنا. اشک‌شان جاری است. خود امام زمان (علیه السلام) در نقلی در زیارت ناحیه که منسوب به ایشان است، اگر منسوب به ایشان باشد، خودشان وضعیت خودشان را این‌گونه توصیف می‌کنند. خواهش می‌کنم دوستان حتما به زیارت ناحیه مقدسه مراجعه کنند و این قسمت را بخوانند و دم دست‌شان باشد و هر روز یک سری به این جملات بزنند، بدانند وضعیت پدرشان چگونه است، بعد قطعا دعاهایمان متفاوت خواهد شد. هر بار که می‌خواهیم برای فرج امام زمان (علیه السلام) دعا کنیم این جملات را بخوانیم.

شرح حال امام زمان (علیه السلام) را از زبان خودشان از زبان زیارت ناحیه مقدسه بشنویم  و بعد وضع بسیار دردناک و غصه آور ایشان را بفهمیم و بعد با سوز دل دعا کنیم. از ایشان در این زیارت، خطاب به امام حسین (علیه السلام) این گونه آمده؛ «السلام علیک یا مولای» سلام برشما  ای امام حسین، ای مولای من. «سلام من قلبه به مصابک مقروح» یعنی من سلام می دهم به شما در حالی که قلبم از مصیبت شما زخمی و مجروح است. ببینید قلب که مجروح باشد یعنی فرض کنید که الان خدای ناکرده یک کسی مصیبتی ببیند انگار کارد به قلبش زده اند این طور دارد از غصه و درد به خودش می پیچد، واقعا قلبش مجروح می شود. یک مادری که خدای نکرده بچه از دست داده چگونه از درد و غصه به خودش می‌پیچد. این می‌شود قلب مجروح. حالا امام زمان (علیه السلام) در این جمله این گونه فرموده «و سلام من قلبه به مصابک مقروح»، حسین جان قلب من مجروح است «و دمعه عندک  ذکرک مسفوح» موقعی که به یاد شما  می‌افتم اشکم جاری می‌شود. «سلام المفجوع المحزون» سلام کسی که دردناک است ،غصه دارد. ببینید یک وقت زیارت عاشورا را می خوانیم خب تند تند و طوطی وار می خوانیم و جلو می‌رویم و غصه زیادی هم نداریم. ولی این طور که امام زمان (علیه السلام) می فرمایند که درد دارم و محزونم، انگار که در مصیبت عاشورا آدم متحیر می ماند که وای چه مصیبتی! چه بگویم و چه بخوانم! مادری که مثلا خدای نکرده دور از جان همه جوان‌ها خبر از دست رفتن بچه‌اش را به او می دهند اصلا نمی‌داند که چه کار کند. داد بزند، گریه کند، فریاد بکشد، … چی کار کند؟ « الْوالِهِ الْمُسْتَکینِ، سَلامَ مَنْ لَوْ کانَ مَعَکَ بِالطُّفُوفِ، لَوَقاک َ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ»، سلام آن کسی واله و حیران است، کسی که اگر با شما بود در کربلا با جانش شما را از تیزی شمشیرها حفظ می‌کرد، لَوَقاک َ بِنَفْسِهِ، حضرت عبدالله چگونه دستان کوچک خودشان را آوردند در مقابل تیزی شمشیر آن ملعون که به سر و گردن امام حسین علیه السلام نخورد؛ امام زمان علیه السلام می‌فرمایند اگر من آن‌ جا بودم با جان خودم جلوی آن تیزی شمشیرها را می‌گرفتم. «وَ بَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَکَ لِلْحُتُوفِ»، و اول این که می‌آمدم در راه شما مجروح می‌شدم، حفظ می‌کردم شما را از آن شمشیرها و آن باقی مانده‌ی روح و جانم را که مانده بود، در راه شما می‌دادم. این جمله جالب است، «فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِى الدُّهُورُ»، حسین جان! اگر زمانه مرا به تاخیر انداخت، یعنی من آن زمان نبودم که بتوانم برای شما فداکاری بکنم، «وَ عاقَنی عَنْ نَصْرِک َ الْمَقْدُورُ»،  و امکان نصرت شما برای من در آن موقع نبود، «وَ لَمْ أَکُنْ لِمَنْ حارَبَک َ مُحارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَک َ الْعَداوَهَ مُناصِباً»، و نتوانستم با کسانی که با شما می‌جنگند، بجنگم و با کسانی که با شما دشمنی کردند دشمنی کنم؛ حالا چی کار می‌کنم،  «فَلاَ نْدُبَنَّک َ صَباحاً وَ مَسآءً»، هر صبح و شام برای شما ندبه می‌کنم. نه گریه. گریه یعنی این که آدم متأثر می‌شود، اشکش جاری می‌شود، اما ندبه یعنی این که این قدر تأثّر شدید است که از غصه داد می‌زند، فریاد می‌زند. وا حسینا… وا حسینا…. که علامه بحر العلوم می‌گوید که من در گروه طویریج دیدم که آقا امام زمان علیه السلام به سر و سینه می‌زنند و این جمله را گروه می‌خواندند که: «علی العباس واویلا حسین تنهاست، واویلا حسین تنهاست» و ایشان به سر و سینه می‌زدند. این جوری حضرت می‌سوزند. «فَلاَنْدُبَنَّک َ صَباحاً وَ مَسآءً»، هر صبح و شام بر تو ندبه و گریه و فریاد و ضجه دارم. «وَ لاَبْکِیَنَّ لَک َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً»، حسین جان! من به جای اشک بر تو خون گریه میکنم. دیدید مادران مصیبت زده را. آن قدر گریه کرده، آن قدر سوخته که چشمانش را که نگاه می‌کنی کاسه‌ی خون است. انگار خون گریه کرده‌ است. آن وقت امام زمان علیه السلام می‌فرمایند وَ «لاَبْکِیَنَّ لَک َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً»، من به جای اشک خون بر تو گریه می‌کنم. «حَسْرَهً عَلَیْک َ، وَ تَأَسُّفاً عَلى ما دَهاک» من به خاطر آن حسرتی که نسبت به شما دارم و تأسفی که به بلاهایی که به شما رسیده دارم، این گونه ضجه می‌زنم و گریه می‌کنم و ندبه می‌کنم. «وَ تَلَهُّفاً، حَتّى أَمُوتَ بِلَوْعَهِ الْمُصابِ،  وَ غُصَّهِ الاِکْتِیابِ»،  تا جایی که حتی نزدیک است که جان بدهم از شدت غصه و ناراحتی. آقایان! خانم‌ها! برادران! خواهران! این‌ها وصف‌های خیلی شدیدی است که امام زمان علیه السلام می‌فرمایند. اصلا تصور این که یک مادری که بچه‌اش را از دست می‌دهد روز اول خیلی شدید است، روز دوم کمی ملایم تر می‌شود، روز سوم کمی ملایم تر می‌شود، بعد از یک هفته و از آن به بعد‌ فقط اشکش می‌آید ولی دیگر ضجه نمی‌زند و ندبه نمی کند، چه رسد به اینکه مشرف به مرگ باشد. همان روز اول، ساعت‌های اول بود که مشرف به مرگ بود. اما امام زمان ما هر صبح و شام این حال را دارد و چه قدر من غافلم از این حال مولا و چه قدر دورم. چون که ما سنخیّت باید داشته باشیم. وقتی ما یک کسی را دوست داریم، در غصّه اش باید غصه دار باشیم. کجاست آن غصه‌هایی که امام زمان علیه السلام دارند و غصه‌های ما. اصلا یک ملکول از یک دریاست متأسفانه. اما اگر آن سنخیّت ما با حضرت باشد، وقتی که ایشان غصه‌دار می‌شوند، قلب ما را غصه فرا می‌گیرد. اصلا حوصله غذا خوردن نداریم، اصلا حوصله حرف زدن نداریم، چون آن ارتباط برقرار است. اما وقتی ارتباط برقرار نباشد، ما زندگی خودمان را می‌کنیم، شادی‌های خودمان را می‌کنیم، و امام زمان ما در زجر و شکنجه هستند. این پدر ما هر روز دارند شکنجه می‌شوند، آقایان، برادران، خواهران چه کار می‌خواهید برای ایشان بکنید؟

اربعین، فرصت بسیار مناسبی است که به فرمایش امام صادق (علیه السلام) بیائیم همه با هم دورهم جمع شویم و «واکثروا الدعاء بتعجیل الفرج» را انجام دهیم. این انتظار امام زمان (علیه السلام) از ماست. امروز  امام حسین (علیه السلام) به ما می فرمایند اگر می خواهید به من حسین لبیک بگوئید باید به پسرم مهدی لبیک بگوئید، پسرم مهدی به شما گفته است برای فرج من بسیاردعاکنید، پس دعاهای ما کو؟ اشک و آه و ضجه هایمان کجاست؟ این بر ما یک وظیفه ی سنگین را ایجاب می کند و یک کار بزرگی را از طرف ما می طلبد.

حدیثی را خدمتتان عرض می کنم که باخواندن آن به یک راه کار دست پیدا می کنیم. امام زمان (علیه السلام) فرمودند: اگر می خواهید کاری کنید اینگونه باید کارکنید. «و لو ان اشیاعنا وفقهم الله لطاعه الاجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تاخروا عنهم الیمن بلقاءنا» ابتدا حضرت دعا کردند برای همه ی شیعیانشان که خداوند توفیقشان دهد به طاعت خودش، اگر شیعیان همه با هم همدل شوند اجتماع قلوب داشته باشند،  

دلشان را متحد کنند و تصمیم شان را یکی کنند و متحدالرای و هم نظر شوند هم فکر و هم دل شوند و همه باهم وفا کنند به آن عهدی که بر آنها است.

ما چه عهدی برگردنمان است؟ هرروز صبح عاشقان امام زمان (علیه السلام) با حضرت تجدید بیعت می کنند «اللهم انی اجدد له فی صبیحه یومی هذا و ما عشت من ایامی عهدا و عقدا و بیعه له فی عنقی لااحول عنها و لاازول ابدا اللهم اجعلنی من اعوانه و انصاره» پس ما باید وفای به عهد داشته باشیم، ما عهدی با امام عصر (علیه السلام) درعالم ذر و عالم الست بسته ایم که جزو یاوران اهل بیت علیهم السلام باشیم. اولا جزء پویندگان راه اهل بیت علیهم السلام باشیم و به عبارتی امامت آن ها را قبول کنیم. ثانیا ازآن ها اطاعت کنیم و ثالثا آن ها را با هرچه در توان داریم نصرت و یاری کنیم. این می شود همان عهدی که با ایشان بسته ایم. امام زمان (علیه السلام) می فرمایند اگر شیعیان ما در وفای به این عهد ثابت قدم و هم دل باشند؛ یعنی همه ی مان با هم دیگر متحدا بگوییم از این به بعد گناهان را به خاطر وفای به عهدمان با امام زمان (علیه السلام) ترک می کنیم. همه با هم تصمیم می گیریم به خاطر عهدی که با امام زمان (علیه السلام) داریم واجبات را انجام دهیم و بعد همه با هم ایشان را نصرت دهیم و یاری می کنیم. امام زمان (علیه السلام) درحال شکنجه شدن هستند. همه باهم باید برای نجات ایشان از این زندان تصمیم بگیریم. بنابراین طبق فرمایش امام صادق (علیه السلام) راهش دعا است. همه با هم باید دعا کنیم. اینکه هرکس در گوشه ی منزلش دعا کند خوب است اما خیلی کم است. باید همه با هم متحد با همدیگر جمع شویم و به درگاه خداوند تضرع کنیم؛ مثلاً یک نمونه کوچک آن، دعای ندبه ای است که صبح های جمعه برگزار می شود و مردم با همدیگر می نشینند و گریه و زاری می کنند، تضرّع می کنند و فرج مولایشان را از خدا می خواهند. این مدل کوچکش است اما مدل بزرگترش این است که ما در اربعین که فرصت بسیار طلایی برقرار می شود بیاییم و این کار را انجام دهیم.

 چرا اربعین فرصتی طلایی برای تمنای فرج امام زمانمان است؟

چرا فرصت طلایی است؟ برای اینکه برای استجابت دعا یک سری شرایطی وجود دارد؛ در بعضی مکان ها دعا مستجاب است که باید از آن استفاده کنیم؛ بعضی شرایط لازم است که باید استفاده کنیم. مثلاً همه ما شنیده ایم که دعا تحت قبه ی امام حسین ((علیه السلام)) مستجاب است. پس بنابراین از این فرصت استثنائی استفاده کنیم. الان شما در اربعین به داخل حرم مشرف می شوید. خب افراد به خصوص عرب ها و به تبع آن ها ایرانی ها آن جا با شور و حال «لبیک یا حسین» می گویند. باید هم بگویند. لبیک یا حسین یعنی حسین جان شما ندای هل من ناصرتان را ۱۴۰۰ سال قبل برپا کردید و این فریاد استغاثه شما به ما رسید. ما الان داریم جواب می دهیم.

خب این حرف خیلی خوب است اما باید با محتوا باشد. فقط ادعا نباشد. ما می خواهیم این حرف را از ادعا جدا کنیم و با محتوا همراه کنیم. تمام این عرایض و زحمات ما برای شما این است که این لبیک را با محتوا و واقعی کنیم و ادعای صرف نباشد. پس حالا باید چه کار کنیم؟ در این فرصت خیلی خوبی که زیر قبه هست و اکثرا «لبیک یا حسین» می گویند، برای امام زمان (علیه السلام) دعا کنند، آن هم دعای با تضرّع که کیفیت دعا به این ترتیب می تواند باشد: کسانی که توان دارند، به خصوص مثلاً اگر جزو مستمعین عزیز ما برادران مدّاح باشند (ذاکرین اهل بیت علیهم السلام)، آنها می توانند آن جا زیر قبه بروند و ذکر مصیبتی کنند و بعد همه با هم به طور دسته جمعی برای فرج امام زمان ((علیه السلام)) دعا کنند. چون مادر حدیث داریم که اگر کسی خواسته ای دارد، اگر۴۰ نفر جمع شوند و خواسته ای را از خدا بخواهند، خدا دعایشان را مستجاب می کند.

پس ما برای اینکه دعایمان مستجاب شود: اولاً یک گروه ۴۰ نفره جمع کنیم، مثلاً یک کاروان ۴۰ نفره همه با هم زیر قبه بروند، مداحشان ذکر مصیبت بخواند، اشک هایشان جاری شود، دلشان برای امام حسین ((علیه السلام)) بسوزد، دلشان برای غربت امام زمان ((علیه السلام)) بسوزد و دوم با سوز دل، زیر قبه که دعا مستجاب است دعا کنند. این یک فرصت استثنائی و یک کار استثنائی است که متاسفانه الان از این فرصت استثنائی استفاده نمی شود و خیلی حیف است.

 گویا پدر شما در زندان است و می گویند که هر کس که سر چهار راه برود و این کوپن را بگیرد، همین الان پدرش را آزاد می کنند، به همین سادگی! بعد ما دنبال کارهای خودمان باشیم و می گوییم حالا برویم وکیل بگیریم و ببینیم چه می شود. حالا ناهارمان را بخوریم، شاممان را بخوریم. به همین سادگی است! برو آن کوپن را بگیر. مثلاً الان عفو عمومی خورده است. فقط کافی است که شما بروید و اسم و کارت ملی ایشان را بدهید، عفو را بگیرید و به زندان تحویل دهید تا پدرتان را آزاد کنند. به همین سادگی! اگر ما از این فرصت استثنائی استفاده نکنیم (که مثلاً فرض کنید عید غدیر یا عید نوروز یک دفعه جریان عفو عمومی خورده، بعد هم ممکن است دیگر تکرار نشود)، واقعاً به پدرمان و به خودمان ظلم کرده ایم. خیلی بد است که پدر ما در زندان باشد و ما آن قدر اهتمام نکنیم که برویم آن کوپن را بگیریم و آزادی ایشان را انجام دهیم.

خب پس بنابراین دعا تحت قبه مستجاب است و یکی از پیشنهادهای ما که جلوتر می گوییم همین “همدلی” است. همدلی یعنی اینکه همه با هم برویم زیر قبه و دعا کنیم. تنهایی دعا کردن خیلی خوب است اما همدلی (علی استواء من القلوب) همه با هم این کار را بکنیم خیلی خوب تر است. پس اول این یک فرصت استثنائی است. دوم دعای دسته جمعی است (علی اجتماع من القلوب)، همه با هم باید دعا کنیم.

یک شرط دیگر این است که کسی که گناهکار نباشد دعایش به استجابت خیلی خیلی نزدیک تر است. چرا؟ ما در دعای کمیل می‌خوانیم که امیرالمؤمنین علیه السلام به ما تعلیم فرمودند که «اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ». خدایا آن گناهانی که باعث می‌شود دعای من حبس بشود را ببخش. پس بعضی گناهان هستند که باعث حبس دعا می‌شوند. حالا اگر ما شرایطی داشتیم که دعاها حبس نمی‌شد خیلی شرایط عالی‌ای است و در آن زمان ما حتما باید دعا کنیم. حالا کی یک چنین اتفاقی می‌افتد؟ خیلی عجیب است. زیارت امام حسین علیه السلام در کامل الزیارات هست که امام صادق علیه السلام می‌فرمایند که فرد وقتی که از اهلش یعنی از خانه‌اش به سمت قبر امام حسین علیه السلام خارج می‌شود؛ یعنی مثلا ما در تهران، مشهد یا هر جایی که هستیم از خانه خارج می‌شویم تا برویم به فرودگاه برسیم و سوار هواپیما شویم و برویم به کربلا ، با اولین قدمی که از خانه گذاشته‌ایم بیرون چه اتفاقی می‌افتد؟ «اذا خَرَجَ مِن أهله بِاوّل خطوَهٍ»، اولین قدمی که از خانه می‌گذاری بیرون، «مغفره ذنوبه»، خداوند مغفرت تمام گناهانش را برای او قرار داده ‌است. یک شرایط استثنایی که برای زائرین اربعین و کلا زائرین امام حسین علیه السلام وجود دارد، این است که وقتی که قدم از خانه می‌گذاری بیرون، «اذا خَرَجَ مِن أهله بِاوّل خطوَهٍ مغفره ذنوبه» برای اوست آمرزش گناهانش. خب خداوند گناهانش را می‌آمرزد. این مال زائر معمولی است. اما زائری که پیاده می‌رود؛ امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «مَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ أَلْفَ حَسَنَهٍ»، کسی که پیاده به سمت قبر امام حسین علیه السلام می‌رود، خداوند برای هر قدمش هزار حسنه می‌نویسد. «وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَهٍ»، هزار گناه از او پاک می‌شود، «وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَهٍ»، هزار درجه مقامش بالا می‌رود. ببینید چه چیز عظیم و عجیبی می‌شود. هر قدمی که بر می‌دارد، هزار حسنه ثبت، هزار سیئه پاک، هزار درجه می‌رویم بالا. به همین خاطر است که این قدر علمای سلف ما مقید بودند به پیاده روی. در یک حدیث دیگر، در یک مدرک دیگری هست؛ هر قدمش یک حج و یک عمره است. عجب معامله‌ی بزرگی! کسی اگر این قضایا را بداند آن وقت دلخور می‌شود که چرا هتل من دور از حرم است؟ آرزو می‌کند که هتل من دور باشد تا بیشتر پیاده بروم و بیشتر حج و عمره برای من ثبت بشود.  آرزو می‌کند که ای کاش من سلامت باشم که بتوانم از نجف تا کربلا را حتما بدون ماشین پیاده بروم. به همین خاطر است که پایشان خون آلود می‌شود باز هم سوار ماشین نمی‌شوند. درد شدید آن‌ها را ذله می‌کند باز هم سوار ماشین نمی‌شوند. خب این ثواب‌ها و امتیازات بزرگ هست. وقتی که یک چنین حالتی بود، آن وقت دیگر خیلی خیلی به اجابت نزدیک است. دیگر فرد می‌شود مستجاب الدعوه. هزاران هزار بار، میلیون‌ها بار مقامش رفته بالا. همه‌ی گناهانش پاک شده. کلی حسنات برای او ثبت شده، حالا اگر دعا کند بسیار در معرض استجابت دعاست. بنابراین، یک شرط دیگر استجابت دعا، پاکی از گناهان است. این شرایط را ما در اربعین داریم؛ یعنی پاکی افراد و قبّه (که عرض کردم)، بهترین زمان است که افراد دور هم جمع بشوند و آن ضجه و بکاء را انجام دهند، یعنی هم در حرم، هم در مسیر.

 طرح پیشنهادی خدمت به امام زمان (علیه السلام) در اربعین

ما پیشنهاد و خواهشمان این است به عنوان این که چه کنیم در اربعین این است که ما باید مجالس دعای بر فرج امام زمان علیه السلام را تشکیل بدهیم. این یک تشکیلات مفصلی می‌خواهد که هر کسی در هر مقداری که می‌تواند در این زمینه خدمت‌گزاری کند، باید به میدان بیاید. اگر کسی اهل سخنرانی هست باید سخنرانی انجام بدهد، اگر اهل مداحی است، کار مداحی‌اش را انجام دهد و اگر اهل کارهای اجرایی باشد، کارهای اجرایی را انجام دهد که عرض می‌کنم.

ما پیشنهادمان این هست که در طول سه روزی که افراد پیاده‌روی می‌کنند، سه روز سه وعده نماز باید برپا شود. یعنی اولین تلاش همه، چه روحانی، چه مداح، چه زائر معمولی، این هستش که ما حتما نماز جماعت سه وعده را برپا کنیم، این مجلس برپا شود، هویت کار ما در این مجلس هست. مهمل کار ما در این مجلس هست. بدون مجلس کار ما عقیم می‌ماند. کار می‌شود کرد ولی کار جدی‌ای صورت نخواهد گرفت. کارهای گذری خوب است، ثواب دارد ولی آن اثر جدی که ما می‌خواهیم معلوم نیست از آن که در بیاید. اگر بخواهیم چنین مجلسی بگیریم، برای این که مجلس برپا شود، باید یک ربع مانده به اذان چه صبح، چه ظهر و چه شب باید افرادی که دغدغه‌ی این کار را دارند و می‌خواهند لبّیکشان، لبّیک واقعی باشد، واقعا دلشان سوخته بر مصیبت امام حسین علیه السلام (این دل سوختگی هم خودش خیلی مهم است و یکی از شرایط استجابت دعاست)، که ما می‌خوانیم در زیارت ناحیه مقدسه «أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ»، سلام بر آن محاسن مبارک به خون آغشته، «أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ»، سلام بر آن صورت خاک آلود، «أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ»، سلام بر آن بدن برهنه شده، «أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ»، سلام بر آن دندان‌هایی که با چوب خیزران بر آن کوفته شد. کسی این مصیبت‌ها را بخواند و بشنود و بسوزد، آن وقت این سوز دل او را به حرکت در می‌آورد. می‌گوید من حتما باید یک کاری بکنم، من حتما باید در جهت انتقام خون امام حسین علیه السلام و رهاسازی امام زمانم از زندان غیبت از تمام جان و مالم مایه بگذارم؛ آن وقت دیگر می‌دود؛ هر کاری از دستش بر بیاید می‌کند. ما باید قبل از نماز جماعت مجلس دعا را بر پا کنیم، به این ترتیب که برویم با مسئول موکب صحبت کنیم، بگوییم که آقا اذان بگذار اگر مثلا کسی اذان ندارد، بلندگو بدهید ما اذان بدهیم. بعد خواهش کنید دو سه نفر از رفقایتان بیرون موکب بایستند و مردم را به سمت نماز بخوانند. اذان با صدای بلند پخش شود و مردم به سمت نماز را خوانده شوند. بایستند و از مردم خواهش کنند که بفرمایید برای نماز. بگویند امام حسین علیه السلام وسط میدان جنگ نماز را ترک نکردند، شما اگر برای امام حسین (علیه السلام) آمده اید نباید نماز را ترک کنید و به تاخیر بیندازید. وقتی که همه آمدند نماز خواندند، حالا نماز جماعت خیلی جاها قرار است که روحانیون باشند نماز جماعت را بخوانند. روحانیون محترم باید بلند شوند در حد پنج الی ده دقیقه برای مردم صحبت کنند. (که بعدا عرض می‌کنم که چه صحبت‌هایی باید بشود برای افراد) و در حد سه چهار دقیقه هم یک مداح روضه‌ای می‌خواند برای امام حسین علیه السلام و بعد از غربت امام زمان علیه السلام می‌خواند، وقتی که مجلس کاملا منقلب شد، به حال آمد، مملو و آغشته به اشک و آه شد، آن وقت است که باید دست‌ها را به دعا بلند کنند، همه با هم، با حالت تضرع و استغاثه و اضطرار برای فرج امام زمان (علیه السلام) دعا بکنند. این هدف اصلی ما در طی اربعین هست که ما افراد را برسانیم به جایی که برای فرج امام زمان علیه السلام دعا کنند.

وقتی که این مجالس بخواهد برپا شود، یک سری مقدماتی لازم دارد. یک سری اطلاعاتی لازم دارد. برادران مداح باید یک سری اشعار و مصیبت‌هایی را داشته باشند که قطعا بلد هستند. عزیزانی که مخاطب ما هستند، اگر مداحی بلدند که می‌روند این کار را ‌می‌کنند، اگر مداحی بلد نیستند سخنرانی می‌توانند بکنند، یک سری فایل‌های سخنرانی به آن‌ها تقدیم خواهیم کرد و در گروه اربعین زمینه ساز ظهور و در همین کانال هم إن‌شاءالله خواهیم گذاشت. این صحبت‌ها را شما یاد خواهید گرفت یا یک تذکری می‌شود برایتان، مروری می‌شود و بعد چون ممکن است که تعداد روحانیون به اندازه کافی نباشد به عنوان سخنران در آن مجالسی که سخنران ندارد شما بلند می‌شوید، اجازه می‌گیرد از امام جماعت و این مطالب را به افراد می‌رسانید. ما ترجمه عربی‌ مطالبمان را هم انشاالله هم خواهیم داشت. چون خیلی از موکب‌ها اعراب و فارس زبان‌ها مخلوط هستند. آن سخنران محترم اول سخنرانی را به زبان فارسی می‌گوید و بعد ترجمه عربی‌اش را هم از روی متن می‌خواند. بعد مداح محترم یک ذکر مصیبتی را که ترجیحاً از زیارت ناحیه مقدسه باشد که عربی باشد و عرب‌ها هم بفهمند خواهد داشت و بعد دعای بر فرج.

این خواسته‌ی ما از دوستان است. برای این که این سخنرانی ها را ما خدمت شما عرض کنیم که در این مسیر و در این نه جلسه و نه وعده نماز چه صحبت‌هایی باید کرد، انشاالله مطالبش را در جلسات آینده خدمت عزیزان تقدیم خواهیم کرد.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

اگر سوالی داشتید از طریق ادمین محترم کانال بنده در خدمت شما هستم. خداوند ان‌شاءالله یار و نگه‌دار همه‌ی خواهران و برادران گرامی باشد.

پایان

 

 

دانلود فایل صوتی کارگاه
دانلود فایل صوتی کارگاه

آیا این پاسخ به شما کمک کرد ؟

مقالات مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید

7 + 10 =