کارگاه آموزشی شماره ۵۷ – تذکراتی پیرامون برگزاری جشن نیمه شعبان

  بسم الله الرحمن الرحیم

  اللهم اجعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه


موضوع: تذکراتی پیرامون برگزاری جشن نیمه شعبان
عرض سلام و تبریک دارم به مناسبت اعیاد. در این جلسه سعی ما بر این است که تذکراتی را در زمینه برپایی مراسم نیمه شعبان با هم در میان بگذاریم و تجربیاتی را در اختیار عزیزان قرار دهیم.

هدف از جشن نیمه شعبان:
اولین بحث مورد مذاکره این مطلب است که اساساً جشن نیمه شعبان را با چه هدفی باید برگزار کنیم؟ به دنبال چه چیزی هستیم؟ با برپایی مراسم در نهایت به چه نتیجه ای می‏رسیم؟ این جشن چه ره آوردی برای ما و مستمعین دارد؟
چند هدف را می‏توان تعریف کرد:
اولین هدف می‏تواند ابراز شادمانی و سرور و برپایی جشن به مناسبت میلاد سرورمان و امام زمانمان باشد که بسیارخوب  و بدون مشکل است. ممکن است گفته شود ما در این جشن ها می‏خواهیم نام مقدّس آقا و سرورمان حضرت حجت علیه السلام را بلندآوازه کنیم و حتی در تمام دنیا طنین انداز کنیم و همه مردم را با نام و یاد آن بزرگوار آشنا کنیم.

این دو هدف چیزی است که تقریبا در همه جشن‏های ما در چند سال اخیر به آن رسیده ایم.
من می‏خواهم چند مطلب دیگر به این هدف اضافه کنم. گاهی ما جشن برگزار می‏کنیم که فقط شادی کنیم. نفس این کار ایراد و ضرری ندارد، ولی گاهی اوقات ما هدف را در بین این جشن و شادی گم می‏کنیم و نهایتا مهمان ها لحظاتی را شاد و خوشحال بودند، شربت و شیرینی خوردند، شام خوردند، جایزه گرفتند و لحظاتی را در کنار سایر مسلمانانی که هم فکر و هم تیپ خودشان بودند، خوش بوده اند. این کار مشکلی ندارد ولی خیلی دور از هدفی است که ما در جشن‏های نیمه شعبان می‏توانیم داشته باشیم.  قصد اصلی این هست که ما به همه مردم دنیا اعلام کنیم که مردم ما آقا داریم. ما مولا داریم. ما امام زمان داریم. ما صاحب داریم. ما پدر داریم. خوشبختانه این هدف هم به زعم من در این سالیان اخیر الحمدلله الحمدلله برآورده شده. یعنی شما می بینید که در سرتاسر به خصوص کشور اسلامی ما ایام نیمه شعبان که می شود خدا را شکر چراغانی ها جشن ها مراسم زیاد برپا می شود و همه مردم جامعه، کوچک و بزرگ، کم و بیش با نام یاد و ذکر امام زمان (علیه السلام) آشنا هستند. خب این نعمت بزرگی است که خدا به جامعه ایران عنایت کرده و به تبع آن آدم حتی در جوامع دیگر هم می بیند در بعضی کشورهای دیگر که الحمدلله توجه و تذکر نام مقدس امام زمان (علیه السلام) نسبت به ۴۰ سال قبل ۵۰ سال قبل خیلی بیشتر شده. خدا رو شکر الحمدلله. و این را از عنایات صاحب الزمان می دانیم.

ولی آن چیزی که بیشتر باید موضوع هدف و بحث عزیزانی باشد که زحمت می کشند برای برپایی جشن های نیمه شعبان این دو سه نکته ای است که عرض می کنم بعد از این. ما می خواهیم در جشن هایمان به مردم بگوییم که مردم ما یک امام حی و حاضر و زنده روی زمین داریم که او امروز واسطه فیض بین زمین و آسمان است. او امروز خلیل الله است. او امروز حجت الله است. او امروز باب الله است. یعنی چی این حرف ها؟ یعنی او حجت حی است. حی یعنی زنده. واجب الاطاعه است. ما باید اگر می خواهیم به خدا برسیم به او مراجعه بکنیم. امروز او واسطه بین زمین و آسمان است. از کانال او و از طریق او باید با خداوند متعال ارتباط برقرار کنیم. امروز این امام عصر، این امام زمان، فرزند امام حسن عکسری (علیه السلام) او امروز متکفل امور مردم و شیعیانش است. او امروز پدری می کند بر جامعه اسلامی و شیعی و حتی بر همه مردم دنیا. ما اگر هر مشکلی که داریم طالب حلش هستیم، طالب گره گشایی از مشکلاتمان هستیم، امروز باید به این بزرگوار مراجعه کنیم.

اجازه بدهید این شأن را توضیح بدهم. امام عصر (علیه السلام) دو تا شأن دارند. یعنی دو شأن ایشان برجسته است. شئون دیگری هم دارند. یک شأن ایشان شأن قائمیت شان هست که روزی باید ایشان ظهور بکنند. قیام بکنند. دنیا را پر از عدل و داد بکنند و حکومت اسلام را در سر تا سر دنیا برگزار کنند. خب این شأن امروز الان برقرار نیست. به اصطلاح به خواست خدا تعطیل است. یک شأن دیگر آن بزرگوار شأن امامت و مهدویت ایشان است. شأن امامت و مهدویت امام زمان همیشه برقرار است. یعنی چه؟ یعنی آن حضرت امام ما هست. هادی و راهنمای ما هست. کمک حال احوالات ما هست. به امر خداوند متعال مسئول و مامور حفظ و نگهداری کسانی که به او مراجعه می کنند هست. او امروز از جانب خدا مامور است، موظف است که به کسانی که به او مراجعه می کنند رسیدگی بکند. جواب حاجت هایشان را اعم از دنیوی و اخروی شان را بدهد. این مسأله باید برای مردم واضح شود. روشن شود. ما در جشن های نیمه شعبان باید این کار را بکنیم.

هدف ۱:
 به مردم برسونیم که امام زمان حیّ و حاضری در میان آن‌ها زندگی می‌کند که به سان پدری بسیار مهربان و بلکه از پدر مهربان‌تر به تعبیر امام هشتم علیه السلام. به تعبیر امام رضا سلام الله علیها، از پدر دلسوز‌تر، از مادر مهربان‌تر، از برادر شفیق‌تر، از دوست صمیمی‌تر. او در روی کره زمین حضور داره و کریمی است که منتظره ما به او مراجعه کنیم و از او درخواست کنیم. او کسی است که اگر در مهلکه‌ای افتاده باشیم، خدای نکرده در مهلکه‌ی گناه یا انحرافی افتاده باشیم و اگه دست طلب به سمت او دراز کنیم او مامور و موظف قطعی است که جواب بدهد. شیعیانش را و مراجعینش را از گناه حفظ کند. این رو باید ما به شیعیان در نیمه شعبان برسونیم. آقا شما بی پناه نیستید. شما صاحب دارید. شما مولا دارید. شما پدر دارید. شما آقا دارید. شما پشت و پناه دارید. در گرفتاری‌ها به او مراجعه کنید. به خصوص در گرفتاری‌های اعتقادی. گرفتاری‌های دنیوی هم همین‌طور. البته در گرفتاری‌های دنیوی و در حوائج دنیوی آنچه که آن‌ها برای ما مصلحت دانستند باید بپذیریم. بعضی وقت‌ها مصلحت آدم در این نیست که آن چیزی که دلش می‌خواهد بهش برسد. در حوائج دنیوی عرض می‌کنم. در حوائج اخروی نه این طوری نیست از حضرت طلب هدایت بکنید حضرت هدایت می‌کنند. این هدف برتر و مهمی است که ما در جشن‌ نیمه شعبان باید پی اش را بگیریم و مردم را سوق بدهیم به سمت ارتباط با امام زمان علیه‌السلام. این را ما بهش می‌گوییم فرهنگ مهدوی. این فرهنگ مهدوی باید در بین مردم شیوع پیدا کند. همگانی بشود که مردم با امام زمان علیه‌السلام زندگی بکنند. آنچنان که شیعیان امیرالمومنین با آن حضرت زندگی می‌کردند. آنچنان که شیعیان بقیه‌ی ائمه با آن‌ها زندگی می‌کردند و در هر مشکلی به آن‌ها مراجعه می‌کردند. امروز هم ما باید این فرهنگ را در بین مردم راه اندازی کنیم. این هدف بالا و بزرگی است که در جشن‌های نیمه شعبان باید ما پیگیری کنیم.

هدف ۲:
وقتی این ارتباط برقرار شد نوبت اهداف دیگه می رسد. مردمی که این جوری با امام زمانشون ارتباط برقرار کنند، این جوری به سمت او گرایش پیدا کنند، به طور طبیعی و با انگیزه‌هایی که شما در جشن‌ها به آن‌ها تزریق می‌کنید باعث می‌شود که طالب این بزرگوار بشوند. طالب ظهور حضرت بشوند. آنچه را که برای ظهور حضرت لازم است انجام بدهند. از خداوند بخواهند که خدا ظهور حضرت را جلو بیندازد. از خدا بخواهند که زمینه‌های ظهور حضرت را فراهم بکنند. از خداوند بخواهند که موانع ظهور حضرت را برطرف بکنند.

هدف ۳:
مردمی که اینگونه شدند، نوبت به هدف بعدی می‌رسد. عزیز دلم تو اگر منتظر امام زمان هستی، اگر از خدا طلب می‌کنی ظهور حضرت را، باید به خودت هم برسی. به قول معروف نمی‌شود که آدم منتظر مصلح باشد و خودش صالح نباشد. نمی‌شود من منتظر مهمان باشم و خودم را برای پذیرایی از مهمان آماده نکنم. این چند تا هدف اولیه‌ای است که ما به دنبال اهداف نیمه شعبان و جشن‌های نیمه شعبانمون هستیم و باید در ضمن مراسم نیمه شعبان به این چند هدف برسیم. اهداف دیگری هم ممکنه تعریف بشود که حالا فعلا من به آن‌ها نمی‌پردازم. عمدتا این چند هدف هست.

مقدمات جشن نیمه شعبان:
بحث بعدی که خدمت عزیزان عرض می‌کنم این است که برای برگزاری جشن نیمه شعبان چه مقدماتی را باید فراهم کنیم؟ چه کارهایی باید بکنیم؟ چه برنامه‌هایی را باید انتخاب کنیم؟
قبل از این که وارد این بحث بشوم یه مقدمه عرض می‌کنم. ببینید عزیزان مراسم جشن نیمه شعبان یک مراسم معنوی است. مثل یک جشن فارغ التحصیلی دانشگاه نیست. مثل جشن تولد پدرمون یا پسرمون یا دخترمون یا مادرمون یا خواهرمون یا برادرمون نیست. یک مراسم معنوی است. ما می‌خواهیم بنا بر اون هدفی که قبلا عرض کردم، در مردم القای یک روحیه‌ی معنوی بکنیم. مردم از نظر معنوی ارتقا پیدا کنند. اگر قرار است که بنده این کار را بکنم، اگر خودم واجد این مشخصات نباشم، اگر خودم مزه‌ی ارتباط با امام زمان(ع) را نچشیده باشم، اگر خودم مزه‌ی خدمتگزاری به آستان مقدس امام زمان را نچشیده باشم، اگر خود من رابطه‌ی معنوی قوی ای با امام زمان علیه السلام نداشته باشم، این را چجوری می‌توانم به مردم منتقل کنم؟

مهم این نیست که من در یک جشن چه کاری انجام می دهم. ممکن است سخنران باشم، ممکن است از خدمت گزاران حواشی جشن باشم، ممکن   است کسی باشم که دم در می ایستم به میهمانان خوشامد می گویم، ممکن است کسی باشم که چای و آب دست مردم می دهم و … فرق نمی کند. همه ی افرادی که در یک جشن نیمه شعبان درگیر هستند، قبل از آنکه به فکر دیگران باشند اول باید به فکر خودشان باشند. من باید در جایگاهی قرار بگیرم که بتوانم آن اهداف والای جشن نیمه شعبان را به مردم منتقل کنم. پس باید از خودم شروع کنم. لذا پیشنهاد قوی و اکید دارم هر کدام از عزیزان، زن و مرد،کوچک و بزرگ که می خواهند برای امام زمان در نیمه شعبان یا در بقیه ی ایام سال قدمی بردارند ابتدا از خود شروع کنند. آیینه ی روح خودمان را جلا دهیم و مصفا کنیم تا بتوانیم به دیگران هم نور ببارانیم. اول از خودمان شروع کنیم.

بین دوستانمان رسم بود و هست که از چهل روز مانده به نیمه شعبان شروع می کردند به یکسری اعمال ویژه مانند: قرائت هر روز دعای عهد،قرائت هر روز زیارت آل یس و … . اعمال ویژه ای را انجام می دادند که ارتباط معنوی شان با امام زمان علیه السلام قوی تر شود. دوستانی که این کار را کردند خوشا به سعادتشان و اگر نکردیم از امروز یا روز اول شعبان شروع کنیم. برای حضرت قرآن بخوانیم، برای حضرت صدقه دهیم، با حضرت ارتباط کلامی داشته باشیم، زیارت هایشان را بخوانیم، با ایشان گفتگوی دو طرفه کنیم. دوطرفه نه به مفهوم اینکه ما صدای ایشان را بشنویم نه؛جوری با حضرت صحبت کنیم که گویی آن بزرگوار ما را می بیند و صدایمان را می شنود که البته می بیند و می شنود. خدمتشان عرض کنیم آقا جان ما میخواهیم برای شما خدمت کنیم. میخواهیم نیمه شعبان برای شما قدمی برداریم، خودتان دستمان را بگیرید، خودتان کمکمان کنید، ما بلد نیستیم، ما نمی توانیم، شما کمک کنید. در تمام این روزهای قبل از نیمه شعبان هر وقت می خواهیم قدمی بر داریم برای جشن های نیمه شعبان این را مرتب تکرار کنید. به عنوان مثال می خواهیم بازار برویم و خرید کنیم، لوازم تهیه کنیم، محل جشن را دکور برنیم، میز وصندلی بچینیم، گل آرایی کنیم و… .

هر کاری که می خواهیم انجام بدیم:                                 

  • حتما با وضو باشیم
  • حتما با یاد حضرت باشیم
  • حتما در ابتدا با توسل به ساحت مقدس امام زمان علیه السلام شروع کنیم
  • دعای سلامتی حضرت را بخوانیم و صدقه دهیم و بگویم یا صاحب الزمان کمکمان کنید. پیشنهاد اکید دارم به دوستان وعزیزان که در ضمن مراسم همین طوریکه دارید برای حضرت کار انجام می دهید،ن زد خود زمزمه کنید، با حضرت مناجات کنید، اگر اهل شعر هستید اشعار زیبایی را زیر لب زمزمه کنید، دعا بخوانید، صلوات بفرستید و در تمام لحظاتی که در خدمت امام زمان هستید روحتان را صفا دهید.

برای ارتباط با آن بزرگوار این را به عنوان مقدمه قبل از برنامه ریزی برای جشنها می خواستم عرض کنم که بالاترین کاری است که یک نوکر و یک خدمتگزار باید انجام دهد، بداند که چه کاری انجام می دهد. بفهمد که    در چه جایگاهی قرار گرفته است. یادمان باشد که چشمان امام زمان علیه السلام ناظر بر ماست، ما را می بیند و اگر ببیند که نوکر و خدمتگزارشان برای او کار می کند خوشحال می شوند، دعا می کنند و چه چیزی بالاتر از این که امام زمان برای خدمتگزارشان دعا کنند.  خیلی مهم است که امام عصر علیه السلام به درگاه خداوند بگویند که : خدایا !این خدمتگزار من برای من کار کرد، دل مرا شاد کرد، خدایا تو نیز دلش را شاد گردان. این دعا مستجاب است، این دعا رد خور ندارد، این دعا اجابت نشده بر نمی گردد.

 برنامه های جشن نیمه شعبان:                                                           

برنامه های جشن با این مقدماتی که عرض کردم تقریبا سمت و سویش مشخص میشود. ما هربرنامه ای را که در جشن میخواهیم پیشبینی میکنیم. من البته اینجا نمیتونم خیلی به طور مشخص برنامه ها رو اسم ببرم چون کسانی که میخوان جشن برگزار کنند من نمیدونم چه نوع جشنی میخوان برگزار کنند. جشن عمومی ست، تو هیئتی ست، تو مسجدی ست، تو سالنی ست، تو منزلی ست، خصوصی ست، خودمونی ست، خانوادگی ست، جمع کوچیکه، جمع بزرگه؟ نمیدونم. ولی کلیاتش اینه که تمام برنامه هایی که می ریزیم باید در همین جهت باشه.

اگر قرآن میخونیم، باید آیاتی را انتخاب کنیم که راجع به امام زمان. بیشتر از ۳۰۰ آیه هست در قرآن در ارتباط با حضرت که کتاب هاش هم موجوده. مراجعه بکنید آیاتش رو پیداکنید. اون آیاتی که راجع به امام زمان هست در مقدمه ی جشن تلاوت بشه. حتما هم با ترجمه و توضیح باشه که مستمعین بفهمن که این آیات راجع به امام زمان هست و توضیحش رو متوجه شوند. طبیعتا یک جشن با قرآن شروع میشه.

ممکنه جشن ما مجری داشته باشه. در جشن های بزرگتر معمولا یک مجری میاد اعلام برنامه میکنه. خوش آمد میگه به مهمانان و به اصطلاح نخ تسبیح به قسمت های مختلف برنامه است. مجری باید برای این کار آماده باشه. اشعاری که انتخاب میکنه باید در همین جهت باشه. با روح و با هیجان اشعار و متن های دکلمه را بخونه. گویا که امام زمان جلوش ایستاده اند و داره با حضرت حرف میزنه. خیلی مهمه که تمام مجریان برنامه این روح رو به حاضرین، به مستمعین شون منتقل کنند که گویا امام زمان همین جا ایستاده اند و مورد خطاب ما هستند. این فضا باید بر جشن حاکم بشه. نقش مجری در اینجا بسیار مهمه. نه اینکه بیاد و اعلام برنامه کنه و بره. نه. یه جوری وسط برنامه ها یه متن کوتاه یه چند تا بیت شعر بخونه که حال مجلس رو عوض کنه. خودش حالش عوض شده باشه با مقدماتی که گفتم و اینکه حال مردم رو منقلب کنه. باز تذکر میدم. ما فقط به دنبال این نیستیم که در جشن شادی صرف بکنیم. کف بزنیم. شعر بخونیم و هلهله بکنیم. نه اینها دور از اون اهداف ماست. ما میخواهیم روح و روان مهدوی در مردم دمیده بشه. احساسات مردم با حضرت حرف بزنه. و آنها با حضرت ارتباط برقرار کنند. .این یکی از چیزهای عمومی است که در برنامه جشن هست.

بعد در جشن های مختلف شما ممکنه مداحی داشته باشین، سخنرانی داشته باشین، مسابقه داشته باشین. اخیرا جشن ها سمت و سوی مختلفی پیدا کرده و برنامه هایی اجرا میشه که مثلا به جای یک سخنران ۲ نفر باهم دیگه یا حتی ۳نفر یا گاهی اوقات بیشتر یه مطالبی رو باهم میگن که بهش میگن تاک شو. یک متن از قبل هماهنگ شده رو باهم هماهنگ میکنن برای اینکه مستمعین خسته نشن ۲نفر۳نفر اینو اجرا میکنن و یکی از نکات مهمی که در تاک شو مهم است این است که ارتباطی هم با مستمعین برقرار میکنیم. طوری صحبت میکنن که گاهی اوقات از بین مستمعین سوال میکنن. مردم رو میارن وسط بحث. در واقع احساس مشارکت در بحث رو به مستمعین میدن. به این میگن اصطلاحا تاک شو.

یکی دیگه از مراسم خوبی که خیلی موفق هست جشن میزهاست. یعنی به جای اینکه جمعیتی بشینن و یک سخنران براشون سخنرانی بکنه  سر میزهایی بسته به امکاناتی که هست، میزها دوتا، سه تا، پنج تا، ده تا، بیست تا، هرچند مقدار که ظرفیت مجلس وامکانات برگزار کنندگان و تعداد مدعوین جواب میده. میز های بزرگ میگذارن. یک نفر دونفر میشینن. مدعوین میشینن. پنج نفر، شش نفر، ده نفر میشند و راجع به امام زمان(عج) مطالبی که از قبل  آماده شده هست ر با هم بحث و مذاکره میکنن. از آثار بسیار خوب این نحوه برگذاری جشن این هستش که مردم چون در بحث مشارکت میکنن و به اصطلاح فرنگی فیس تو فیس و رو در رو باهم صحبت میکنن و حرف میزنن میزان اثر گذاری و اثر پذیری برنامه بسیار بالا میره. حرف هایی گفته میشه که به درد مستمع بخوره. البته باید مجری قوی باشه که متناسب با سوالات مستمعین بتونه خودش رو تنظیم کنه و مجلس رو پیش ببره. البته آفت هایی هم داره. گاهی اوقات یک نفر نخاله وسط بحث میفته وحرف هایی رو مطرح میکنه که اصلا به موضوع مربوط نیست. یا یک نفر بحث مربوط هم طرح میکنه ولی آنقدر طولش میده که بقیه از گردونه خارج میشن. در  اینجا باید مجری میز این زکاوت و زرنگی و توانایی  را داشته باشه که ایشون رو موقتا نگه داره و بگه من سوالات شما رو یا ارجاع میدم به کس دیگه مثلا تو یک میزی که پاسخ به این سوالات را داشته باشن و یا اینکه در خارج از این برنامه. برنامه که تموم شد من پاسخگو سوالات شما خواهم بود. یک همچین آفت هایی داره که باید یه مقدار مراعات بشه ودوستان قوی تری هم باشن که اگه یه وقتی مسئله ای پیش اومد بتونن کنترل کنند.

یکی دیگه از برنامه هایی که بسیار موفق هست و خوب بوده چیزی شبیه به میز هست ولی به صورت غرفه . دوتا، سه تا غرفه مختلف برگزار میشه. در هر غرفه ده نفر، پانزده نفر نهایتا بیست نفر میشینن و یک بحث یک ربع تا بیست دقیقه ای رو ازگوینده میشنوند. در اینجا هم باز ارتباط سعی میشه که دوطرفه باشه. این غرفه ها میتون سه تا چهار تا موضوع پشت سرهم باشن که در جمع بندی به یک نتیجه برسن. میتونن موضوعاتش مثل هم باشن. فرقی نمیکنه. این به تناسب اون مجلسه.

در مجالسی که به صورت سنتی برگزار میشه یعنی مداحی هست و شعر خوانی و دکلمه و سخنرانی  خب اونجا میشه مسابقه هم برگزار کرد که توصیه اکید میشه. متاسفانه متاسفانه در بعضی از مراسمی عمومی بزرگی میبینیم که وسیله جاش رو با هدف عوض کرده. یعنی ما می خواهیم که از این مسابقه نتیجه ای بگیریم که مردم باز به امام زمان (عج) نزدیک تر بشند. ولی با انتخاب نوع جایزه ها (مثلا فرض کن جایزه میزارن سکه طلا، جایزه میزارن دوچرخه، ظرف های ارزشمند یا حتی ارزان) به این هدف نمیرسند. اینها دور از هدف ما هست. خوب این جایزه ها و مسابقات، مسابقه و جایزه ای باشد که باز در جهت نزدیکی مردم به امام زمان(عج)باشه. مثلا کتاب جایزه بزارید. مثلا یک تابلو زیبا راجع به امام زمان(عج) جایزه بزارید. وقتی هم که مجری جایزه رو اهدا میکنه درمورد اون جایزه حرف بزنه. حرف هایی بزنه که باز اون ارتباط با امام زمان (عج) رو یادآوری کنه. به هر حال جوایز باید فرهنگی باشه. این طوری نباشه که مدعوین منتظر باشن که یه چیز مادی رو جایزه ببرن. بعدم خوش و خرم که ما رفتیم امشب اینقدر جایزه مادی بردیم. چه ربطی داره به امام زمان علیه سلام؟ این هم نکته ای هست که می خواستم در بحث جوایز و مسابقات بگم. یا اگر مسابقه ای گذاشته میشه مسابقه های سوالات مثلا جک گونه نباشه. سوالات هم باید درمورد حضرت باشه. شما میتونید قبل از برنامه جشنتون  اگر مدعوین محدود هستن یک کتاب کوچک یا کتابی رو متناسبا به همه مدعوین بفرستید و بهشون بگین از این کتاب در جشن مسابقه برگزار خواهد شد. مردم کتاب را بخوانند و به هوای جایزه آنجا بیایند سؤالات را جواب بدهند و در مسابقه شرکت کنند. از این قبیل ابتکاراتی که دوستان می‌توانند انجام دهند.

من چند نمونه از جشن‌هایی را که مناسب برنامه نیمه شعبان هست را خدمتتان عرض کردم و نهایتا باز تأکید می‌کنم بر این که ما در این جشن‌ها باید خط هدف‌مان را گم نکنیم و مجالس ما از یک مجلس تذکر، یادآوری و معنوی تبدیل ـ خدای ناکرده خدای ناکرده خدای ناکرده ـ تبدیل به مجلس لهو و لعب و یا مشابه مجالس لهو و لعب نشود. دور است از شأن امام زمان که دوستداران و شیعیان ایشان مجالسی را برگزار کنند که یا لهو و لعب باشد یا ـ خدای ناکرده ـ شبیه به مجالس لهو و لعب باشد. بگویند و بخندند و شادی کنند و دست بزنند و بعد هم نهایتا هیچی!

 

آفات جشن های نیمه شعبان:                                                           

سر فصل بعدی که من خدمت‌تان می‌خواهم عرض کنم این است که در جشن‌های نیمه شعبان آیا ممکن است که آفاتی هم بروز بکند؟‌ بله. جواب قطعا مثبت است.

ببینید عزیزان! امام عصر(ع) بر اساس وعده‌هایی که داده شده وقتی که ـ ان شاء الله ـ اذن ظهور بگیرند از حضرت باریتعالی و قیام بکنند، بساط همه گنهکاران و عوامل گناه را از روی کره زمین جمع خواهند کرد. در رأس آنها شیطان است. شیطان در ظهور امام زمان کُشته خواهد شد. خب! این شیطان که اعلی عدوّ بنی بشر هست و خداوند بارها و بارها ما را برحذر داشته از شیطان، دشمن قوی‌ایی است. خدا بنا به هر مصالحی که می‌دانسته به او قدرت داده و فرصت داده که هر کاری دلش می‌خواهد بتواند انجام بدهد و او تمام توان خود را به کار می‌برد در درجه اول که ظهور امام زمان ولو یک روز عقب بیفتد. چون یک روز عمر او طولانی‌تر می‌شود و در این یک روز می‌تواند چند نفر دیگر را هم گمراه کند و به گناه بکشد. بنابراین هر حرکتی، هر کاری، هر اقدامی که به نوعی در ارتباط با امام زمان باشد و اسباب فرج آن بزرگوار را نزدیک بکند، طبیعتاً برخلاف میل شیطان هست و به قول معروف چوب لا چرخ این حرکت می‌گذارد و سعی می‌کند که این حرکت را از اثر بیندازد. اولین کاری هم که می‌کند این است که آن حال معنوی و روحانی را بگیرد. چطور می‌شود؟ خب! امکان «ریا» در جشن‌های ما خیلی فراوان است، امکان «عُجب» خیلی زیاد است. یک نفر در جشن یک اقدامی انجام می‌دهد. حالا هر چه، هر کاری که کرده ـ گفتم ـ مجری هست، سخنران هست، عوامل انتظامی جشن است، چای می‌دهد، خدمتگزاری می‌کند، هر کاری می‌کند؛ اول کاری که شیطان می‌کند القای روحیه عُجب و ریا است. «این منم که طاووس علّیین شدم»! «این منم که دارم این خدمت را اینجا می‌دهم»! «چقدر زیبا سخنرانی کردم»! «چقدر زیبا مجری‌گری کردم»! «چقدر زیبا مداحی کردم»! «چقدر زیبا پذیرایی کردم»! «جشن ما بهتر از جشن دیگران بود»! «هیأت ما بهتر از آن هیأت جشن برگزار کرد” و… .

این دو تا آفت مهمی است که متأسفانه گاهی اوقات گریبان عزیزانی که در برگزاری جشن‌ها سهیم هستند را می‌گیرد.

خوب کسی که در این دام افتاد که دیگر نمی‌تواند روحیه امام زمانی به مردم منتقل کند. لذا بر حذر باشیم. یادمان باشد اینکه ما برای جشن نیمه شعبان کوچکترین قدمی برداریم بزرگترین افتخاری است که امام عصر به ما عنایت کرده. خداوند لطف کرده ما را قابل دانسته و اجازه داده که در این مسیر قدمی برداریم. لحظه به لحظه باید شکرگزار خدا باشیم. ممنون خدا باشیم که ما را آدم حساب کردند. اجازه دادند در این جشن قدمی برداریم. هر کاری که باشد فرقی نمی کند. باید نماز شکر به جا بیاوریم. باید هر لحظه به امام عصر عرض کنیم  یا صاحب الزمان ممنونم که به من اجازه دادید این یک قدم کوچک را بردارم. یک میخ بکوبم در این جشن شما. یک دسته گل بگذارم در گلدان. ممنون شما هستم. از اینجا تا آن کسی که می رود سخنرانی می‌کند. این افتخار را امام زمان می‌توانست به کس دیگری بدهد. چرا به من داده. چرا به شما داده. می‌توانست به کس دیگری بدهد. مگر دوستداران امام زمان کم هستند. مگر دست امام زمان بسته است در اینکه برای خودش یاور انتخاب کند. نه لطف کرده. آقایی کرده من و شما را انتخاب کرده تا در مسیر خدمتگزاری این بزرگوار قدمی برداریم. هر چقدر روحیه شکرگزاری و امتنان ما بالاتر باشد، شکر نعمت نعمتت افزون کند. امکان خدمتگزاری بیشتری را پیدا می کنیم. این را یادمان باشد. قبل از مراسم و بعد از مراسم به درگاه خدا شکر کنیم. به درگاه امام زمان سپاسگزاری کنیم. ممنون که به ما این فرصت را دادید. این جلوی آن عجب و ریا را می گیرد.

از آفات دیگر جشن آزردن سایر نوکران حضرت است. وسط برنامه‌ها‌ی جشن، عوامل به خاطر اینکه با یکدیگر اختلاف نظر و اختلاف سلیقه دارند گاهی اوقات همدیگر را می آزارند. مواظب باشیم. هر کدام از کسانی که در این جشن دارند خدمت می کنند نوکران امام زمان هستند. اینها خدمتگزاران امام زمان هستند. اینها محترم هستند. کوچک یا بزرگ فرقی نمی کند. اگر سنشون بالا باشد که در نوکری حضرت ریش‌شان را سفید کرده اند. مویشان را سفید کرده اند. اگر جوان باشند سربازان نوجوان امام زمان هستند. اینها قابل تقدیرند. قابل احترامند. نکنه خدای نکرده به خاطر یک اختلاف سلیقه کوچک در برنامه ها، که خوب وقتی برنامه ای دارد انجام می شود معمولا در آن اختلاف نظر هست، کارها عقب جلو می شود. خدای نکرده نسبت هم دیگر رفتاری داشته باشیم که در شأن یک نوکر امام زمان و در شأن یک خدمتگزار امام زمان (ع) نیست.

یکی دیگر از آفاتی که در جشن های امام زمان هست اسراف است. اسراف در هرچی. در مواد خوراکی در مواد تزیینی حتی به نظر من اسراف در وقت. مراقب باشیم آنچه که در نیمه شعبان و جشن ها مصرف می شه به نوعی متعلق به امام زمان علیه السلام است. بانیانی که پول میدن این پول رو برای امام زمان علیه السلام میدن و باید در راه رضای امام زمان علیه السلام خرج بشه. نباید اسراف بشه. همینجا این نکته رو بگم، اگر پولی از بانی ای گرفته می شه حواسمون باشه اون پول باید در همون جایی که بانی می خواد خرج بشه. یه بانی میاد پول میده و میگه من این پول رو میدم برای جشن شیرینی بخرید. با این پول دیگه نمی تونید شام بخرید. با این پول دیگه نمی تونید میوه بخرید، یا کتاب بخرید. مگر بانی اجازه بده. یه بانی پول میده فقط کتاب خریده بشه با این پول دیگه نمی شه شربت شیرینی خرید. بعضی وقتا در انتهای جشن مقداری پول باقی می مونه یا مقداری وسایل باقی می‌ماند. اینها را حتما باید با اذن بانی و اذن صاحبان این اموال، هزینه کرد و یا احیانا برای سال‌های بعد و جشن‌های بعدی نگهداری کرد.

یک لیست بلند بالایی از این تیپ آفت ها، من دارم که فکر نمی‌کنم الان فرصتی داشته باشیم که بتوانم همه را بیان بکنم و عنوان بکنم. چند تایی را فقط اسم بردم.

یکی از آفت‌هایی که ممکن است در جشن‌های ما پیش بیاید، آزار صاحبخانه و همسایه‌ها است. به نام امام زمان، می‌گوییم «جشن حضرت است دیگر»! خب ما بیدار هستیم، چه دلیلی دارد که مثلا شبی که داریم برنامه محل را آماده می‌کنیم تا صبح، همسایه‌ها هم یا صاحبخانه هم در اذیت قرار بگیرد؟ لزومی ندارد. مراقبت کنیم. از مهمانان‌مان بخواهیم که: «تو را به خدا ماشین‌های‌تان را جلوی پارکینگ همسایه‌ها پارک نکنید». آفتی که در اکثر مجالس مذهبی ما هست. بارها من شاهد بودم افرادی را که ماشین در خانه آنها پارک شده آمدند بیرون و ناراحتی شدید کردند که اگر این جشن مذهبی ست، این اگر مال امام زمان است، این اگر مال امام حسین است؛ چرا مردم آزاری؟!

ما این فرهنگ را یاد بدهیم که مردم‌آزاری نکنند مهمانان به نام امام زمان. اگر به مردم شربت و شیرینی و شام می‌دهیم، ظرف‌های آن را در خیابان، در کوچه، این طرف و آن طرف نریزند. این زشت است که به نام جشن      امام زمان، جشن مذهبی؛ بعد که جشن تمام می‌شود سر تا سر کوچه پر از لیوان یک بار مصرف و ظرف‌های غذا و این حرف‌ها و انواع زباله‌های جشن باشد. ما نباید در جشن‌های‌مان مردم‌آزاری کنیم.

نباید خیانت درامانت کنیم. اگر وسایلی را از مردم امانت می‌گیریم، صندلی امانت می‌گیریم، ظرف امانت می‌گیریم، سیستم‌های صوتی و نوری و تصویری امانت می‌گیریم؛ اینها باید سالم برگردانده شود به صاحبان آن. خدای ناکرده اگر صدمه‌ای خورد، حتما صدمه آن جبران بشود. اینها را ببینیم و به جوان‌ترهای‌مان هم یاد بدهیم که باید این اصول را رعایت کنند.
باز هم هست از این آفات که من فعلا از آن صرف نظر میکنم تا ان شاء الله در فرصتی دیگر، اگر فرصت بود، صحبت کنیم.

نحوه ارتباط با میهمانان جشن های نیمه شعبان:
سر فصل بعدی که عنوان شده که در مورد آن صحبت کنیم این است که مهمانان ما که در جشن حضور پیدا می‌کنند، بعدا چگونه با آنها ارتباط برقرار کنیم؟

این سؤال خیلی سؤال کلیدی و خوبی است. البته جشن تا جشن فرق می‌کند. یک وقت هست شما در یک محیطی جشن را برگزار کردید که حاضرین آن محیط در طول سال هم با شما در ارتباط هستند. مثلا فامیل هستند، مثلا همکاران هستند، مثلا همکلاسی‌ها هستند؛ خب اینها در طول سال ارتباط دارند با هم. یک وقت هست نه! یک جشن عمومی برگزار می‌کنیم. افرادی را دعوت می‌کنیم که می‌آیند و دیگر هم آنها را نمی‌بینیم .در هر دو صورت یک اصل وجود دارد ـ ببینید عزیزان! ـ در جشن‌ اگر سخنرانی بیاید سخنرانی بکند، بهترین سخنرانی را هم ارائه بدهد، مهیج‌ترین سخنرانی را هم ارائه بدهد، اثر آن محدود است. یک مدت کوتاهی اثر می‌گذارد. برای بعضی‌ها ـ مثل بنده حقیر ـ همین از مجلس که بیایم بیرون همه را فراموش می‌کنم. بعضی‌ها یک روز، دو روز، پنج روز، یک هفته، دو هفته دیگر در ذهن‌شان می‌ماند و دیگر فراموش می‌شود.

آنچه که در این جشن به دوستان و به مدعوین منتقل می‌شود، چقدر زیباست در طول سال، مرتب یادآوری بشود. مثلا ـ امروز که دیگر امکانات آن خیلی فراهم است ـ از همین مدعوین بخواهند که به نوعی در یک گروه حضور پیدا کنند، حالا این گروه می‌تواند یک گروه در فضای مجازی باشد، می‌تواند یک گروه اینترنتی باشد، می‌تواند یک گروه ایمیلی باشد. انواع این گروه‌ها را می‌شود درست کرد و بانیان جشن، بعدا با اینها در ارتباط باشند. یادآوری بکنند. در مراسم بعدی هم همین‌ها را مجدداً دعوت کنید.

اگر این کار را بکنید بعد می‌شود طرح و برنامه ریخت. شمایی که امسال با کمک دوستان‌تان جشن برگزار کردید، یک کاری کنید که سال بعد، بعضی از این مدعوین شما جزو برگزارکنندگان جشن باشند. حالا یا در همان جشنی که شما هستید به شما کمک کنند، یا خودشان بروند بالاستقلال جشنی برگزار کنند. این بهترین نتیجه و راندمان است که مدعوین شما آرام آرام آرام بیایند به سمت شما. در جمع شما قرار بگیرند و آنها هم خودشان جزو برگزارکنندگان جشن باشند. جزو کسانی باشند که سطح معرفت‌شان را راجع به امام زمان مرتب ببرند بالا، آشنایی‌شان را با حضرت بیشتر بکنند، معرفت‌شان را بیشتر بکنند، اطلاعات علمی‌شان را بیشتر بکنند؛ تا به این ترتیب آرام آرام این فضای فرهنگ مهدوی ـ که اول عرایضم توضیح دادم ـ در جامعه گسترش پیدا بکند.

امروزه این امکانات برقرار است؛ با ایمیل، با آدرس تلگرام مثلا یا گروه‌های دیگر می‌شود به راحتی با مستمعین ادامه ارتباط داشت. در طول سال برای آنها برنامه گذاشت، مطلب فرستاد، مطلب از آنها گرفت، سؤالات آنها را جواب داد. مثلا می‌توانید یک سایت بگذارید همه آنجا عضو بشوند و بیایند سؤالات خود را مطرح کنند و شما سؤالات آنها را جواب بدهید. به هر حال این ارتباط اگر حفظ بشود برای سالیان آینده، شما در سال‌های بعد خواهید دید که چقدر راندمان و اثر برنامه‌های‌تان افزایش پیدا می‌کند.

خط قرمزهای جشن های نیمه شعبان:
بحث بعدی ـ که ان شاء الله آخرین مطلب خواهد بود که امشب مزاحم می‌شوم ـ در بحث خط قرمزهایی ست که فرمودند در برگزاری نیمه شعبان باید مراعات کرد. حالا من عنوان آن را «خط قرمز» نمی‌گذارم، بلکه بگویم «پرهیزهایی که باید یک برگزارکننده جشن نیمه شعبان مراعات کند.

یک عناوینی را من برای شما به صورت خلاصه و مختصر میگویم؛ حالا اگر دوستانی مفصل تر بخواهند، بعدا می‌توانم مفصل تر در اختیار آنها بگذارم.

مثلا از عناوینی که مورد نظرم هست: «هیچ وقت در جشن‌های نیمه شعبان به بحث‌هایی که مورد اختلاف بزرگان و مردم هست، وارد نشوید» بحث‌هایی مثل «علایم ظهور»، بحث‌هایی مثل «رجعت»، بحث‌هایی که گنگ است و مردم و بزرگان در آن اختلاف نظر دارند. اینها را در سطح جامعه مطرح نکنید. بعضی از بحث‌ها هست راجع به امام زمان است که ممکن است خدای نکرده در ذهن مردم شبهاتی را ایجاد کند. لزومی ندارد اینها را ما مطرح کنیم. اینها را باید گذاشت برای همان مجالسی که اختصاصیِ اهل فن آن هست. بحثِ اختلافی را مطرح نکنید. مردم را سمت و سو ندهیم به سمت این که بروند دنبال خواب و رؤیا و مکاشفه و از این حرف‌ها. چقدر جامعه ما در این سال‌های اخیر از اشاعه این فرهنگ، صدمه خورده است؟ چقدر با این ابزار، شارلاتان‌هایی سر مردم کلاه گذاشتند؟ «من خواب دیدم که فلان»، «در رؤیای صادقی دیدم که به من گفتند که به شما بگویم مثلا فلان پول را خرج کنید» یا «من ارتباط دارم با حضرت»؛ اینها همه‌اش حرف‌هایی هست که یک غاز هم نمی‌ارزد و به هیچ وجه دنبال آن نباید رفت. من منکر رؤیای صادقه نیستم؛ ولی رؤیای صادقه به این آسانی‌ها در اختیار مردم گذاشته نمی‌شود. اساسا از این فرهنگ دوری کنیم. ما برای اثبات امام زمان‌مان و اثبات حقانیت امام زمان نیازی به خواب و رؤیا و مکاشفه نداریم، آن قدر استدلالات قوی و محکم عقلی و نقلی وجود دارد که ما را بی‌نیاز کند. شاید در اسلام موضوعی بیش از مهدویت در آن صحبت نشده و مطلب نوشته نشده و کتاب نوشته نشده است. نیازی نداریم به این حرف‌ها، لذا در جشن‌های‌مان از این مطالب مطرح نکنیم.

خدای ناکرده، خدای ناکرده، جشن‌های ما نباید آلوده بشود به چیزهایی که شبهه شرعی دارد شود. مداحی‌هایی که شبهه‌ناک است، حضور خانم‌ها و آقایانی در محیطی که ـ خدای ناکرده ـ احتمال حرام است، شبهه‌ناک است. اگر مقدور نیست که ما مجلس‌مان را خانم‌ها و آقایان را از هم جدا بکنیم، حداقل می‌توانیم که در دو برنامه برگزار کنیم؛ آقایان جدا،‌ خانم‌ها هم جدا. خدای ناکرده مجلس ما تبدیل به مجلس گناه نشود. نباشد که به خاطر برنامه جشن نیمه شعبان، مثلا بچه‌هایی که دارند کار می‌کنند، زحمت می‌کشند، نماز‌شان یا آخر وقت بیفتد، یا خدای ناکرده قضا بشود. بارها من دیدم، دوستانی شب تا نصف شب، تا نزدیک‌هایی سحر دارند کار می‌کنند، زحمت کشیدند، می‌خواهند دکور بزنند، صبح نماز آنها قضا می‌شود، به خاطر یک مستحب، یک واجب از آنها فوت شده است.

در یک بخشی از عرایضم توضیح دادم، خدای ناکرده رفتار ما با کسانی که در همین جشن دارند خدمت می‌کنند، طوری نباشد که باعث رنجش صاحب الزمان بشود.

سعی کنیم که شبهه و شبهه قوی در مجلس، طرح نکنیم. اگر هم شبهه‌ای طرح می‌کنیم، اولاً عنایت داشته باشید این شبهه‌ای باشد که مورد سؤال اکثر مردم هست؛ و ثانیاً جواب آن را به قدر کافی طوری بدهیم که مطمئن بشویم که همه شنوندگان قانع شدند. این طور نباشد که یک مستمعی شبهه‌ای را بشنود و از جواب آن قانع نشود و عوض این که در جشن ما چیزی یاد گرفته باشد یک شبهه‌ای به شبهات او اضافه بشود و از مجلس برود بیرون.

ورود در بعضی از مسائل اجتماعی، در جشن نیمه شعبان که باعث اختلاف بین مردم می‌شود؛ لزومی ندارد. در مجلس ما ممکن است افراد با فکرها و ایده‌های مختلف باشند، با گرایش‌های مختلف باشند، ما نباید وارد بحثی بشویم که عده‌ای را خوش بیاید، عده‌ای بدشان بیاید.

مجالس را خیلی طولانی نکنیم که مردم خسته بشوند. مردم آمدند که یک بهره‌ای ببرند، نباید آنها با خستگی از مجلس بروند بیرون.

وقت شناس باشیم و سعی کنیم که برنامه‌های ما به موقع انجام بشود. اگر گفتیم «برنامه ساعت هشت شروع می‌شود» هشت، شروع بشود، نگذاریم هشت و نیم، یک ربع به نُه شروع کنیم. حداکثر ده دقیقه تأخیر که آن تأخیر هم حتما مجری عذرخواهی کند. سرِ موقع هم تمام بشود. اگر قرار است ده تمام بشود، تا یازده طول ندیم به خاطر دیر آمدن و شام و چه و چه و چه. مردم به موقع بیایند و به موقع هم بروند. ما مسلمان‌ها بیش از سایر ملل، شایسته مراعات نظم هستیم و باید نظم را مراعات بکنیم.

مطالب دیگری هم شاید باشد مورد نظر عزیزان که من دیگر بحث را اینجا خاتمه می‌دهم و چند دقیقه‌ای را در خدمت عزیزان هستم که اگر سؤالی و مطلبی هست که پاسخگو باشم، در خدمت‌تان باشم.

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

 

 

 


این مقاله برای شما مفید بود؟

دیدگاهی دارید؟