کارگاه آموزشی شماره ۴۵ – با قدرت و اقتدار بیشتر پیش به سوی جشن های بزرگ نیمه شعبان

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

در این جلسه می خواهیم بررسی کنیم که چطور می شود امسال جشن نیمه شعبان را با قدرت و قوت بیشتری برگزار کنیم؛

این سال ها که جشن نیمه ی شعبان در فصل بهار است،طبیعت بیشتر با ما همراه و فضا برای جشن های روباز هم فراهم است و درفرصت پانزده روزه ی نوروز که مشغله ها کمتر است، می توانیم با فکر و تمرکز بیشتر،استفاده از آیات و روایات و گوش کردن سرودها و در کل کارهای مربوط به خدمت گزاری برای حضرت ولیعصر عجل الله فرجه کار کنیم.

جلسات خیلی از گروه ها بعد از تعطیلات ،یعنی روزهای ۱۶ و ۱۷ و… شروع می شود و درخواست سرود و مجری و متن و … می کنند.پس با استفاده از این فرصت ها کار مرتب سازی و چکش کاری شده ای تحویل دهیم و کلمه به کلمه ی متن ها را با حوصله بنویسیم و با دقت بکار بریم
با نگاهی به تقویم می بینیم که در سه چهار سال آینده نیمه ی شعبان در نوروز قرار می گیرد و در این برهه کارهای بسیار عمیق و ظریفی  باید در دستور کار قرار گیرد.
که باید عدّه ای از جوانان خلاق را برای این کار تربیت کنیم و آموزش دهیم و به این فکر کنیم‌ که در نوروز چه پیام هایی می توان ساخت و قصد صادر کردن چه پیامی را داریم!
مثلاپیام بهار در بهار ! که به سادگی می بابیم چقدر کلیشه است، پس باید فکرکرد و واژه های جدید ساخت و آن ها را نشر داد و نباید منتظر باشیم شعاری کلیشه ای و غیر جذاب انتشار نماید پس سزاست جانانه تر به این مهم بپردازیم . در این سالها می بایست
در شهرک های شمال ، ترمینال ها ،به ویژه  در شهر مشهد ، در هتل ها خیابان ها فرودگاه ها و…به فکر برگزاری مراسم بود
در فرودگاه ها هستند گرفت، چرا که دارای جمعیت زیادی هستند

به طور مثال در شهرک هایی که ویلا وجود دارد و میتوان خدمتگزاری به حضرت کرد ،سعی کنیم تا حضور فعّال تری در آن ها داشته باشیم و مهربانی و احسان کنیم و با مشارکت بیشتر بتوانیم عضو هیئت مدیره ی آن ها شویم و برنامه هایی برای شب نیمه ی شعبان برگزار کنیم.

مثلا اگر خواستیم در فرودگاه استند بگذاریم باید به فرودگاه نامه بدهیم و اگر فرودگاه گفت در چندجایی می توانید این کار را انجام دهید ،از حالا که فرصت هست به فکر این باشیم که این استند چه طرحی باید داشته باشد؟چه کسی استند می سازد؟در شهرک ها چه سِن و صحنه ای باید آماده کرد و از اکنون برای سال های بعد فکر کنیم که چه تناسبی بین بهار و وجود نازنین امام زمان است؟و این فکرکردن و تراوش ایده ها با چند جلسه امکان پذیر نیست و بایداز الان فکر کرد و چاره اندیشی کرد.
نکته ی بعدی درباره ی اذان مغرب است که اگرشروع برنامه بعد از نماز خواندن مردم  باشد ،برنامه باید بعد از ساعت های ۸ و ۹ انجام شود و این ما را محدود می کند،پس باید امکانی جهت خواندن نماز جماعت در مکان مورد نظر باشد و این که برنامه دو قسمتی باشد،قسمتی قبل از اذان مغرب و قسمتی بعد از آن‌ و کار مبارکی است که سعی کنیم نماز جماعت را در برنامه بگنجانیم و بعد از اقامه ی نماز آن ها را به جشن دعوت کرد.

اما آنچه که باید اراده ی مارا در کار تقویت کند این است که از چهل یا پنجاه روز قبل روزه های کلامی ، خواندن نماز شب و … را شروع کرد و منظور از اراده این نیست که با یک پتانسیل و توان حداکثری در کارهای یَدی و تدارکاتی و …در نیمه ی شعبان کار کرد

اگر درجایی بگوییم السّلام علیک یا صاحب الزّمان و کسی گریه اش بگیرد ، فرد مقابل است که دل آماده ای دارد و با شنیدن نام امام زمان راهی کوی او می شود و گریه اش می گیرد، اما این دلیل نمی شود که ما تکرار وار جملاتی را بگوییم و در مردم انقلاب ایجاد کنیم، بلکه باید خودسازی کنیم و با اعمال مستحبی در ماه رجب و … در جهت خودسازی قدم برداریم ،برای این که در نیمه ی شعبان ،جشن فقط سِن ،دکور سخنرانی نیست بلکه جشن به سوزِ دل شماست و جشن موفق جشنی است که همه ی ارکان آن هماهنگ باشند و از تدارکات دمِ در تا روی سَن باید برای یک هدف کار کرد و با خلوص و توسل و همه ی وجود کار کرد.

در هر مکانی که وارد می شویم و در جشنی صحبت می کنیم و … خوب نیست که چند نفر منقلب شوند و به یاد حضرت بیفتند بلکه باید همه ی اعضا منقلب شوند ودر صحبت کردن از حضرت باید سعی ما بر این باشد،چرا که از امام زمان و کل انرژی عالم صحبت می کنیم و طوری نیست که بخواهیم بگوییم نشد و هیچ تاثیری نگرفتند،حال ممکن است عده ای تاثیر نگیرند به هر دلیلی اعم از دوربودن از حال و هوای امام زمان و عدم تمرکز و … که اگر این افراد را نزدیک به ده درصد در نظر بگیریم،بقیه باید تاثیر بگیرند و سعی ما باید بر این موضوع باشد.اما اگر عده ای تاثیر گرفتند و منقلب شدند،حواسمان به این باشد
که به خودمان نگیریم و بدانیم که ما واسطه هستیم و بدانیم که منبع انرژی او آن قدر قوی هست که از وجود افرادی امثال من که رسانا نیستند و از جنس چوب هستند،رد می شود و برق، وجود شنونده را میگیرد و باید این طور دید که او چقدر غریب است که فردی مانند من از او صحبت می کند و معرفت امام زمان را در دل کسی می اندازد.
عباراتی که امام باقر در وصف امام زمان بیان فرمودند که او طرید(کسی است که طرد شده)،فرید و وحید(تنها و بی کس مانده)،شرید(کسی است کهمردم او را رها کرده اند)و توصیه میکنم کتاب غربت در آفتاب دکتر بنی هاشمی را حتما مطالعه فرمایید که بسیار کتاب خوبیست.

بنابراین؛
۱٫اگر ما صحبتی کردیم و کسی تاثیر پذیرفت به خودمان نگیریم
۲٫طوری نباشد که فقط یک نفر تاثیر بگیرد و باید اکثریت تاثیر بگیرند
۳٫اکنون وقت آن است که شمشیرهایمان را برّان تر کنیم و به خودسازی و تقویت روحی بپردازیم.

ما جشن را برای این میگیریم که خدمتگزاری به حضرت کنیم و پلی شویم برای این که مردم را متوجّه امام زمان علیه السلام کنیم‌.
پس هنوز که فرصت هست بنشینید و هدفتان را از برگزاری جشن نیمه ی شعبان بنویسید،چرا که وقتی هدفتان را نوشتید می توانید جشن را به درستی برگزار کنید و باید جشن هدفش مشخص باشد،مثلا ما جشن میگیریم که مردم را با امام زمان آشنا کنیم،پس خود شما باید با امام زمان آشنا باشید و تحقیق و مطالعه و پژوهش راجع به حضرت داشته باشی.به طور مثال؛

۱٫از اهداف این است که مردم را با وجود نازنین امام زمان آشنا کنیم
۲٫یکی دیگر تعظیم شعائر الهی است و روز مهمی است
و خیلی اهداف دیگر…

موضوع دیگر این که موانعی که با مردم داریم به خاطر سوء رفتارهای ماست که باید آن را رفع کنیم.
پس با اخلاق خوب، با درست انجام دادن کار، دادن قرض الحسنه به افراد نیازمند و… می توان ضریب نفوذ خودمان را درجامعه افزایش دهیم.
اگرمی خواهیم مثلا در بهزیستی جشن بگیریم،باید تا آخر پای کار بایسیتیم ،چرا که وقتی یک سال در یک بهزیستی جشن بگیری انتظار در بین بچه ها ایجاد می شود و در سال های بعد بچه ها منتظرند که به آن جا بروید و برنامه اجرا کنید.

و این قدر در این زمینه ها ضعیف کار شده است که افراد وقتی به بهزیستی می روند و میخواهند کار کنند ، به آن ها میگویند مثلا گروهی مدتی پیش آمدند و به بچه ها قول دادند که جایزه بدهند اما جایزه ندادند  و ما معذوریم از این که دوباره گروهی را بپذیریم و به جای افرادی امثال ما، بهایی ها می روند و با مرتب ترین برنامه ها و هزینه ها برنامه اجرا می کنند و فرهنگ های بهائیت را ترویج می کنند.
و اگر قول بدهیم و عمل نکنیم ،ضد تبلیغ است و باعث می شود دیگران هم نتوانند به خوبی جشن برگزار کنند.

و حرف آخر این که؛
در صحنه ی عاشورا می بینیم که، حضرت قاسم از امام حسین علیه السلام درخواست میکنند که به میدان جنگ بروند و حضرت قاسم بسیار اصرار کرد و بسیار طول کشید و دونفر از شدت گریه از حال رفتند.
وقتی حضرت قاسم به میدان جنگ رفتند؛

۱٫قبل از آن اصرار بسیار کردند
۲٫زره و لباسی به تن ایشان نبود
۳٫حتی بند نعلین ایشان کمی باز بود اما محکم قدم برمیداشتند

وقتی حضرت قاسم با لباس دیشداشه ی عربی خود به میدان رفتند،
باید دانست که می توان با هر لباسی پا به میدان تبلیغ نام امام زمان گذاشت و باید اصرار کرد تا به میدان رفت.
و فرق امام حسین و امام زمان علیهم السلام این است که اصحاب امام حسین باید اصرار میکردند تا حضرت اجازه ی حضور در رکاب حضرت را داشته باشند،اما امام زمان باید هر بار به ما اصرار کند که به میدان بیاییم و از او بگوییم و به جای این که ما از حضرت بخواهیم که برای او کار کنیم او باید به ما اصرار کند تا برای او کار کنیم.

پس ما باید اصرار کنیم و اگر امکانات و زرهی نیست ،با همان امکاناتی که می توانیم برای حضرت کار کنیم.

و اگر گاهی وقت ها بند کفشمان باز است ،محکم قدم برداریم و در میدان نصرت امام زمان علیه السلام پافشاری کنیم.
سعید بن عبدالله در هنگامی که حضرت در ظهر عاشورا نماز خوف می خواند، وقتی تیرباران شد و وقتی نماز حضرت تمام شد، سرش را روی پای امام حسین علیه السلام گذاشت وبه ایشان عرض کرد؛آیا وفا کردم؟و امام حسین فرمود؛بلی.
آیا ما می توانیم بگوییم در میدان نصرت امام زمان وقتی که جان به لبمان رسید به حضرت بگوییم، یا صاحب الزمان آیا وفا کردم؟
این کلامی بلند است و از دهان افرادی امثال من نباید بیرون بیاید،
چرا که وقتی به ما میگویند آیا در مجلس چای میریزی؟بگوییم خیر،من از این کارها نمیکنم و…
آیا در جشن ما می آیی تا ماشین ها را به مکانی خاص برای پارکینگ راهنمایی کنی؟خیر این کارها در شأن من نیست و …
و موارد دیگر…

در این مواقع نباید حرف از شأن و این گونه بحث ها زد و حبّ و بغض شخصی را در این بحث ها وارد نکنیم و تا می توانیم باید به حضرت خدمت گزاری کنیم و با ایثار
و احسان و گذشت و مهربانی مان سعی کنیم تیری به سمت امام زمان پرتاب نکنیم،بلکه تیرهایی که به سمت حضرت می آید را دفع کنیم، تا روزی باشد که بتوانیم موقع جان دادن از امام زمان بپرسیم آیا وفا کردم؟و امام زمان بفرمایند بله و آن روز،چه روز خوبیست.

 



این مقاله برای شما مفید بود؟

مطالب مشابه

دیدگاهی دارید؟