بحر طویل – امام زمان علیه السلام

دوباره بساط طرب شد مهیا دوباره رسیده شب شور و غوغا شب می فروشی شب باده نوشی شب لب نهادن به لب های صهبا شب هو کشیدن گریبان دریدن شب پرکشیدن پریدن به بالا چه شب ها که زهرا دعا کرده تا ما همه شیعه گردیدم و بی تاب مولا […]

بحر طویل مسلم ع – امام زمان علیه السلام

سلام ای آنکه خاطرم را مست می سازد همان مستی که جام الستی را که بگرفتی به دستی و فکندی قطره ای از آن به سر تا پای هستی تا شود ثابت ، تویی سرچشمه مستی و هم هستی ، دوباره خلوتی بر پا شده تا نای جانم کوک سازد […]

بحر طویل مهدوی – چرا…؟!

چرا غیبت مولا کمی طول کشیده؟ چرا چشم من و تو رخ ماه ندیده؟ چرا گوش من و تو صدایش نشنیده؟ صدایی که همه حاکی از آن غربت مولاست همه مدعی عاشقی و او تک و تنهاست به ظاهر همه آماده ی آن صبح ظهوریم همه جان به کف آماده […]

بحر طویل انتظار

کاش میشد که در این جمعه ز ره آیی و از پرده برون آیی و فریاد بر آری که منم حجت پنهان خدا ….نور هدی….شمس و ضحی…..بدر و دجی….قائم و هم منتظر و مهدی موعود و ستایش شده و وعده ی هر پیر و پیمبر که کنم عالم و آدم […]

شعر و دیوار نوشته -نیمه شعبان

خلاصه مطلب: این پست شامل اشعاری مانند:کیستم من و نوح زمانه کیستم من:کیستم من ، ای که در هر روز و هر شب/می­کنی از رب ظهورم را طلب… نوح زمانه:دعا کنید رسد آن زمان که یار بیاید/ خزانِ باغ جهان را ز نو، بهار بیاید…

مجموعه اشعار مهدوی ۱

بی‌صبرانه منتظرم تا در شب‌های خیال من طلوع کنی و من چقدر ‌این شب‌های روشن از نام تو را دوست دارم. نام زیبای تو به من رهایی می‌بخشد. روحم را پرواز می‌دهد. خدای عشق را شکر می‌کنم که نام تو را بر زبانم نوشت و نگاه مهربانت را به من هدیه داد. […]

شعر و مولودی نیمه شعبان

بسم اللّه الرحمن الرحیم متن پیوست شامل ۸ شعر و مولودی مربوط به نیمه شعبان  و فایل pdf  جهت دانلود می باشد:   بگذار که از دور گرفتار تو باشم من مایه ندارم که خریدار تو گردم باشد که گدای سر بازار تو باشم گر راه ندارم به حریمت نظری کن […]

مجموعه اشعار فاطمیه ۳

در بین کوچه های مدینه شهید شد ( شاعر: یوسف رحیمی ) در بین کوچه های مدینه شهید شد آن مادری که یک شبه مویش سپید شد در، هم زبان به شکوه گشود و در آن غروب آتش برای فتح حریمش کلید شد در گیر و دار جزر و مد […]

مجموعه اشعار فاطمیه ۲

دوبیتی هایی از محسن عرب خالقی نگاه سرد مردم بود و آتش صدا بین صدا گم بود و آتش بجای تسلیت با دسته ی گل هجوم قوم هیضم بود و آتش *** گرفتی از مدینه گفتنت را دریغ از من نمودی دیدنت را ولی با من بگو ساعت به ساعت […]