نمایشگاه فاطمیهآثار نوشتاری و اجرایی فاطمیهبزرگسالفاطمیهمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوا

مراسم غرفه ای دوست – برنامه پیشنهادی ویژه فاطمیه

مراسم غرفه ای دوست با موضوع تولد انسان و ورودش به جهان هستی و نیازهای آن

مراسم غرفه ای دوست شامل پنج غرفه می باشد که موضوعات آن در مورد تولد انسان، و ورودش به جهان هستی و نیازهای آن، و در مورد انتخاب دوست و شرایط دوستی کردن و شناخت دوست خوب و در غرفه آخر در مورد شفاعت حضرت زهرا سلام الله علیها صحبت کرده است.

مراسم غرفه ای دوست – غرفه اول

(در این غرفه می توانید از فیلم های مستندی که درباره نیاز کودک به شیر مادر هست نیز استفاده کنید).

انسان از بدو ورودش به این عالم، نیازهای گوناگونی دارد: نیاز به غذا، آب، پوشاک و…. جالب است که خدای متعال در این عالم، پاسخ هر یک از این نیازها را هم برای انسان قرار داده است و آن را بی پاسخ نگذاشته است.

به عنوان مثال: شما جنینی را که در رحم مادر است، در نظر بگیرید؛ فکر می کنید او چگونه می تواند نیاز به غذای خود را بر طرف کند؟! روشن است که این توان را ندارد تا به دنبال غذا رفته و گرسنگی اش را برطرف کند؛ اصلا او که در حال حاضر نمی تواند منفعتی را برای خودش جلب کند…

آری ! خدای متعال، آن مقداری که غذای اوست را از طریق بند نافش به او می رساند تا این کودک، نیازش به غذا برطرف شود. حال وقتی که این کودک، پا به این عالم می گذارد، بالطبع، به نوع دیگری از غذا نیاز پیدا می کند.

پس خدای متعال، بدون آنکه ذره ای، این نیاز او را به تعویق بیاندازد، غذای مناسب با بدن او که شیر است را در پستان مادر قرار می دهد تا هرگاه که کودک گرسنه شود فقط گریه می کند و مادر با کمال محبت این نیازش را برطرف می کند.

اما باید گفت که نیاز انسان، فقط به همین جسم ما خلاصه نمی شود بلکه انسان علاوه بر جسم، یک بُعد نادیدنی نیز دارد که آن روح می باشد. روح هم به مانند جسم، نیازهایی را دارد که باید به آنها پاسخ داده شود. یکی از این نیاز های عاطفی، نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت قرار گرفتن است.

همانطور که می دانیم شاید از بالاترین شکنجه ها برای یک انسان، این باشد که او را به زندانی انفرادی بیاندازند، این شخص بعد از مدتی قطعا کلافه میشود زیرا خدای متعال، او را به گونه ای آفریده است که نمی تواند به تنهایی و بدون ارتباط با دیگران زندگی کند.

اما باید گفت که این نیاز، در طی مراحل مختلف رشد انسان و مراحل گوناگون زندگی، شکل های مختلفی پیدا می کند، مثلا در دوره نوزادی، از طریق والدین، به خصوص مادر با بوسیدن نوزاد و در آغوش گرفتن او و نگاه های محبت آمیز مادر به او و چسباندن او به خود، این نیاز کودک ارضا میشود.

در این دوره، تامین نیاز عاطفی کودک، به اندازه نیازه های فیزیولوژیکی مانند آب و غذا و پوشاک، برای رشد نوزاد ضرورت دارد. اما در دوره نوجوانی این نیاز ممکن است از طریق دوستان و گروه هم سالان برطرف شود و در دوره جوانی، از طریق دوستان، خویشاوندان و همسر به این نیاز پاسخ داده می شود.

مراسم غرفه ای دوست – غرفه دوم

(تاثیر دوست بر انسان)جالب است بدانید که عامل سازنده شخصیت انسان، بعد از اراده و تصمیم و خواست خود، امور مختلفی است نظیر پدر، مادر، محیط زندگی، استاد و مربی و….  اما از همه مهم تر، هم نشین، دوست و معاشر است.

یک دوست صمیمی، کم کم وارد زندگی می‌ شود و نقش بسزایی را در آینده فرد ایفا می‌ کند تا جایی که انسان، بخش مهمی از افکار و صفات اخلاقی و رفتاری خود را از دوستانش می‌ گیرد و این حقیقتی است که حتی از نظر علمی و تجربی نیز ثابت شده است.

تحقیقات جدید، نشان داده است که اخلاق و روحیه روزانه هر فردی به دوستان و اطرافیان او بستگی دارد. براساس تحقیقات جدید، پژوهشگران نشان داده‌اند: آنچه که اخلاق و حوصلۀ هر فرد را در روز می سازد، خوش اخلاقی دوستانش می باشد.

بر اساس این تحقیق که در هاروارد آمریکا انجام شده است، اگر صبح زود شما دوستی را ببینید که در حال لبخند زدن است و از زندگی‌ اش رضایت دارد، حتما آن روز را بهتر و خوش اخلاق‌ تر سپری خواهید کرد و بر عکس نارضایتی او از زندگی‌اش، شما را هم به ناراحتی می‌کشاند.

آنچه در این تحقیق، جالب به نظر می‌رسد آن است که نه تنها خُلقیات، بلکه سیگار کشیدن و حتی عادات خوردن نیز تاثیر زیادی بر روی افراد دارند. به شکلی که اگر دوست پر خوری داشته باشید شما هم به همراه او بیشتر می‌خورید و حتی ممکن است عملی هم چون سیگار کشیدن او، شما را هم به این کار بکشاند.

تحقیق روی 5000 فرد بالغ در طول 20سال نشان داده است که خوش اخالقی هر فردی، روی دوست صمیمی که با او در ارتباط است، تاثیر بسیار زیادی می گذارد. در این تحقیق گسترده، اثبات شده که دوست صمیمی که همیشه خوشحال باشد، حاالت روحی فرد را تا 50درصد تغییر داده و به سمت بهتر شدن سوق می دهد.

مراسم غرفه ای دوست – غرفه سوم

 (مطالب این قسمت را می توانید بصورت مصاحبه نیز انجام دهید.)

انتخاب دوست: اگر کمی به زندگی خود نگاه کنیم، اگر کمی ماشین زمان را به عقب بکشیم، شاهدیم که بسیاری از شخصیت امروز ما تحت وجود دوستانمان بوده، به راستی اگر فلان دوست نبود، امروز اینجا نبودیم و در بسیاری از انتخابهای خود، شاید راه دیگری را دنبال کرده بودیم.

حال سوال مهم در اینجا این است که با وجود تاثیر عمیق دوست بر انسان، باید چه کسی را به‌عنوان دوست و همراه خود در زندگی قرار داد؟ کاملا مشخص است که نباید بی احتیاطی کرد و هر کسی را همدم روح و روان خود بدانیم. باید دوستی را انتخاب کرد که مشکلات ما را دو چندان نکند.

به راستی این همراه چه کسی می تواند باشد تا فطرت ما نیز آن را بپذیرد؟ فرض کنید دو لیوان آب در جلوی شما بگذارند؛ یکی آب شور و یکی آب گوارا و زلال. شما کدام یک را برای نوشیدن انتخاب می‌ کنید؟

حاضرید برای رفع تششنگی خود، آب شور بخورید؟ هرگز حالا حاضرید برای رفع تنهایی خود، هر کسی را به عنوان همراه انتخاب کنید؟ مسلما خیر؛ گاهی تنهایی بهتر از آن است که انسان وقتش را با هرکس و ناکسی بگذراند که بعدها یک عمر تأسف بخورد که ای کاش چنین دوستی را انتخاب نمی کردم…

زیاد معطلتون نمی کنم، همه اینها را گفتم تا روی ویژگی دوست بیشتر حساس بشیم: (پاوری تهیه کنید و در صفحه اول آن این عنوان را بگذارید:)

چند قدم تا انتخاب دوست واقعی: (می توانید در این قسمت، تمام این ویژگی هایی که ذکر می شود را بر روی پاور قرار دهید) بهترین ها را برای شما بخواهد.

یک دوست واقعی، همیشه بهترین آرزوها را برایتان دارد. اگر او دریافت که شما در زندگی تان، شخص موفقی هستید و اهدافتان در حال پیشرفت و موفقیت است، حتما از شما حمایت خواهد کرد.

پشتیبان شماست: اگر شما هم اکنون با یک مشکل مواجه شده اید، می توانید دوست واقعی تان را تشخیص دهید، زیرا دوست واقعی سعی می کند که در این مواقع از درد و غم‌تان بکاهد و شما را از این جریان احساسی که در آن به سر می‌برید، بیرون آورد.

صداقت دارد: یک دوست واقعی، کسی است که با شما صادق باشد، وقتی از او کمکی خواستید، او حرفی نمی زند که شما را راضی و خوشحال کند، بلکه او چیزی خواهد گفت که فکر می کند به صالح شماست. دوست حقیقی شما را نصیحت می کند، در همه حال پشتیبان و حامی شماست و در مواقع مختلف به شما کمک می کند و شما راه به راه درست و مثبت هدایت می کند.

به حرف هایتان گوش می دهد: دوستانی وجود دارند که در مواقعی که همه چیز روبراه است با شما می مانند اما وقتی که با مشکل روبرو می شوید، آنها ناپدید می شوند و در حل کردن مشکل شما هیچ کمکی نمی کنند. بر عکس، دوست واقعی کسی است که وقتی دید شما با مشکل مواجه شده اید، دست کمک و یاری به سوی شما دراز می کند.

راز دار شماست: یک دوست واقعی، نقاط ضعف شما را بروز نمی دهد و رازدار شماست و برایتان حقه و کَلَکی سوار نمی کند.

نکته: یکی از اهداف دوستی این است که به حریم و خلوت یکدیگر احترام بگذارید. یک دوست واقعی، به این مهم عمل کرده و پشت سرتان غیبت نمی کند.

توجه! توجه! (همیشه بیاد داشته باشد:  کسی که یک دوست وفادار بیابد، یک گنج پیدا کرده است)

مراسم غرفه ای دوست – غرفه چهارم

حال سوالی از شما دارم: این دوستانی که ما داریم، حاضرند تا کجای زندگی ما را همراهی کنند؟ بعضی از دوست ها هستند که تا زمانی که خوش هستیم، باما هستند، اما همین که دچار ناراحتی ای میشویم، رهایمان می کنند. بعضی از دوست ها هستند که وقتی با ایشان کار داریم، وقتی برای ما ندارند.

بعضی از دوست ها هستند که تا زمانی که برایشان منفعتی داشته باشیم، با ما همراهند اما همین که به قولی تاریخ مصرف ما بگذرد و برایشان منفعتی نداشته باشیم، رهایمان می کنند.

بعضی از دوست ها هم هستند که به محض اینکه رفیق جدیدی پیدا کنند، دیگر ما را نمی شناسند و طوری برخورد می کنند که انگار هفت پشت غریبه هستیم.

بعضی ها هم هستند که به محض اینکه محل زندگیشان را عوض کنند و یک شهر دیگر بروند فوقش شاید چند ماهی به ما تلفن بزنند و خبر بگیرند، دیگر بعدش خدا می ‌داند که کی زنگی بزنند و حالمان را بپرسند.

شاید بعضی از شماها بگویید، نه! اصلا درست نیست، دوستان ما که اینجوری نیستند، اتفاقا همیشه از هم خبر داریم، همیشه هم همراهمون هستند. بسیار خوب، پس یه جور دیگه با هم بررسی می کنیم: می دانیم که همه ما به هرحال، دیر یا زود طعم مرگ را خواهیم چشید؛ درسته؟

مرگ به سراغ همه ما میاد و نمی تونیم فرار کنیم، به گونه ای باید بگویم که مثل سایه دنبالمونه.. ان شاءالله که تا 120سال عمر طولانی و باعزت داشته باشید.. اما می خواهم بگویم که همه مابعد از مرگ، یک لحظه های سختی داریم به نام شب اول قبر، برزخ، قیامت…

سوال می کنم: همین هایی رو که ما در این دنیا به عنوان همراه خودمون انتخاب کردیم: دوست، پدر، مادر، خواهر، برادر، نمی‌دونم، اما آیا همین ها حاضر هستند آن لحظه‌ ای که قرار است ما را در قبر بگذارند، بگویند من را هم با این خاک کنید تا کنارش باشم؟ حاضر است؟

هرگز نه، خیلی بخواهند من را همراهی کنند پیکر من را تشییع می‌ کنند و همراه جنازه‌ ام تا کنار قبر می‌ آیند و شاهد دفن و خاک سپاری‌ ام می شوند و برام تلقین می‌ خوانند و می‌شنوند.. تازه! آنهایی هم که نزدیک تر باشند، داخل قبر می‌ آیند و کفنم را باز می کنند و صورتم را روی خاک می گذارند و دیر یا زود می‌ آیند بیرون و لحد را می گذارند و تمام..

خیلی بخواهند من را همراهی کنند کنار قبرم می نشینند و فاتحه ای و قرآن و دعایی می‌ خوانند و بعد هم می روند که رستوران دیر نشه! آقای عالم مهمان می‌ آید! زشت است نباشیم و آنهایی را هم که بخواهند بیشتر بمانند را با خودشان می برند… آن وقت من می مانم و اعتقادات و اعمال خودم…

تازه خیلی هم با معرفت باشند، ممکن است تا شش ماه یا یک سال یادم باشند، بعد از آن دیگر کم کم فراموش می‌شوم.

(در لحظه ای که این قسمت قرار است گفته شود، می توانید در پاور این عنوان را بزنید: دادرسی در سخت ترین لحظات و افکتی را در حال پخش بگذارید)

اما باید بگویم که در عالم خلقت، کسانی هستند که به ما قول داده اند که در شب اول قبر ما را تنها نگذارند و به دیدنمان بیایند که خوش به سعادت آنی که مومن باشد و بدا به حال آنی که کافر باشد.. خوش به سعادت آنی که در این دنیا وقتی را گذاشته باشد و به زیارتشان رفته باشد، آنجاست که در شب اول قبر که من بشدت تنها هستم و از تاریکی قبر می ترسم و قرار است دو ملک بیاییند تا به حسابم برسند، آنها می آیند و قبرم را روشن می کنند و نجاتم می دهند.

امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: دوستی و محبت ما اهل بیت، در سه جای مهم و سرنوشت ساز، سود خواهد داد:

هنگام نزول فرشته مرگ

موقعی که در قبر مورد سوال و بازخواست قرار می گیری.

زمانی که در روز قیامت در مقابل پروردگار ایستاده باشی.

(این روایت را نیزمی توانید از طریق پاور نشان دهید)

به این داستان خوب گوش هید:

(در اینجا یک نفر می تواند خود را در قالب پیرمردی درست کند و تعریف کند.)

حاج سید یحیی مشهور به پنبه کار گفت: برادرم را که مدتی بود فوت نموده، در خواب دیدم با وضع و لباسی خوب که موجب شگفت بود. گفتم: داداش، دیگر آن دنیا کلاه چه کسی را برداشتی؟

گفت: من کلاه کسی را بر نداشتم. گفتم: من تو را می شناسم،. این لباس و این موقعیت از آن تو نیست. گفت: آری، دیشب شب اول قبر مادر قبر کن بود. آقا سیدالشهدا علیه السلام به دیدن آن زن تشریف آوردند و فرمودند به کسانی که اطراف آن قبر بودند خلعت ببخشند و من هم از آن عنایات بهره مند شدم. بدین جهت از دیشب وضع و حال ما خوب و این لباس فاخر را پوشیده‌ام.

از خواب بیدار شدم، نزدیک اذان صبح بود، کارهای خود را انجام داده و حرکت کردم برای تخت فولاد قبرستان تاریخی و با عظمت اصفهان برای تحقیقات. سر قبر برادرم رفتم. بعضی قرآن خوان ها کنار قبری قرآن می خواندند. از قبرهای تازه پرسش کردم. قبر مادر قبرکن را معرفی کردند.

گفتم: کی دفن شده. گفتند: دیشب شب اول قبر او بوده. متوجه شدم تاریخ با گفتۀ برادرم در خواب مطابق است. رفتم نزد آقای قبرکن در تکیۀ مرحوم آیه الله آقا میرزا ابوالمعالی استاد مرحوم آیه الله بروجردی و صاحب کرامات عجیبه که محاذی قبر آن زن بود. احوال پرسی نمودم و از فوت مادرش سوال کردم. گفت: دیشب شب اول قبر او بود.

گفتم: روضه خوانی می کرد؟ روضه خوان بود؟ کربلا مشرف شده بود؟ گفت: خیر. سوال کرد: این پرسش ها برای چیست؟ خواب خود را گفتم. گفت: هر روز زیارت عاشورا می خواند.

ببینید از این نمونه ها زیاد است و باید بگویم که این همراهی تا بدین جا ختم نمی شود. بلکه اگر من در این دنیا برای آنان در زندگی خودم جایی باز کرده باشم و ارتباطم را با این حضرات معصومین حفظ کرده باشم، در روز قیامت، آن دوره وانفساه که از شدت هول آن، کودک پیر می‌ شود و بزرگ به مستی می افتد. یعنی از شدت، ناراحتی قدرت تفکرش را از دست می دهد جنین سقط می شود و زنان شیرده از شدت اهوال قیامت، فرزندان شیرخوارشان را رها می کنند.

روزی که همه به فکر خود هستند به گونه ای که برادر از برادر فرار می کند، پدر و مادر فرار می کنند، همسر از فرزندانش فرار می کند، دوست از دوست فرار می کند، و هیچ پناهی نداریم که در زیر سایه او برویم از شدت هول قیامت؛ باز هم تنها اهل بیت هستند که اگر در این دنیا، دستمان را در دست آنان گذاشته باشی، در اینجا رهایمان نمی کنند و می توانیم در زیر سایه آنان آسوده باشم.

پس باز هم تنها اهل بیت هستند که در این لحظه سخت قیامت نیز به فریادمان می رسند و این مادر ائمه اطهار، مادر تمام شیعیان، حضرت زهرا سلام الله‌علیها که در این روز برای عزادراری بر ایشان دور هم جمع شدیم هستند که در آن لحظه سخت هوای ما را دارند.

گزافه نمی گویم، از خود نمی گویم، جابر از امام باقر علیه السلام نقل می کند:

مراسم غرفه ای دوست – غرفه پنجم

(در این قسمت افکتی را پخش کنید)

هنگاهی حضرت زهرا سلام الله علیها به در بهشت می رسند، فاطمه علیهاالسلام نگاهی به پشت سر خود می نماید. خدای مهربان می فرماید: ای دختر حبیب من! چرا متوجه پشت سر خود شدی، در حالی که دستور دادم که وارد بهشتم شوی؟

فاطمه سلام الله علیها می فرماید: پروردگارا دوست دارم در همچو روزی قدر و منزلت من شناخته شود. خداوند می فرماید: ای دختر حبیب من! برگرد و نگاه کن هرکسی که محبت تو یا یکی از فرزندانت را در قلب دارد دستش را بگیر و وارد بهشت کن.

امام باقر علیه السلام می فرماید: ای جابر! سوگند به خدا! فاطمه علیهاالسلام در آن روز مانند پرنده ای که دانۀ خوب را از بد جدا می کند و بر می دارد، شیعیان و دوستان خود را از میان اهل محشر جدا می مند و نجات می دهد.

هنگامی که آن حضرت به همراه شیعیان خود کنار درب بهشت می رسند، خدای متعال به دل های شیعیان فاطمه علیهاالسلام می اندازد که به پشت سر خودشان متوجه شوند.

چون به پشت سر خودشان متوجه می شوند، خدا می فرماید: ای دوستان من! چرا به پشت سر خودتان متوجه شدید در حالی که من در حق شما شفاعت فاطمه دختر حبیبم را پذیرفتم؟ می گویند: پروردگارا دوست داریم در همچو روزی قدر و منزلت ما نیز شناخته شود.

خدا می فرماید: ای دوستان من برگردید و نگاه کنید، هر کسی که شما را به جهت محبت فاطمه دوست داشته، هر کسی که به شما به جهت محبت فاطمه غذا داده، هر کسی شربت آبی در راه محبت فاطمه به شما داده، هر کسی به جهت محبت فاطمه غیبتی از شما رد کرده و در غیاب شما از شما دفاع کرده، هرکسی که به خاطر محبت فاطمه به شما لباس داده، دست آنان را بگیرید و وارد بهشت نمایید.

امام باقر علیه السلام می فرماید: سوگند به خدا! از آن مردم کسی غیر از اهل شک یا کافر یا منافق باقی نمی ماند….. آیا بهتر از اهل بیت را سراغ دارید که هم در دنیا و هم در آخرت به فریاد انسان برسد و او را لحظه ای فراموش نکند؟

آری! مهرورزی به دیگران یک نیاز محبت فطری است، اما چه زیباست که انسان در بذل محبت، خوبان و برترین ها را برگزیند و باید گفت که اهل بیت علیهم السلام همان خوبانی هستند که اگر برایشان محبتمان را بذل کنیم، آنان آن انرژی محبت را به ما پس می دهند. وَه، که چه همراهانی را خدا برای ما انسان قرار داده و چقدر ما نسبت به این ذوات مقدسه قدر ناشناسیم.

(در این قسمت می توانید بر روی پاور این عنوان را بگذارید: قدرشناس هستیم یا خیر؟)

مثل کسانی برخورد می کنیم که با این که در خانه گنج دارند اما رفتارشان حاکی از این است که گویا گوهری را ندارند و از آن غافل اند. با این که خدای متعال همراهان خوبی رابرای ما قرار داده، اما به گونه ای برخورد می کنیم

که انگار دستمان خالی است و هیچ نداریم و سنگینی آن را احساس نمی کنیم. خب است که عینک بگذاریم و بار دیگر همراهان خود را دقیق تر انتخاب کنیم و ببینیم برای چه کسانی باید بذل محبت کرد؟ زیرا در روز قیامت هرکس با همانی که دوست دارد محشور می شود.

امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: هر که ما را دوست بدارد در قیامت با ما خواهد بود و اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد خداوند او را با آن محشور خواهد کرد.

من در این دنیا، دل به چه کسی داده ام؟ در این دنیا چه کسی را به عنوان همراهان خود برگزیده ام؟ خوب است که بار دیگر در حدیث جابر غور کنیم و دقت کنیم: گوش هایتان را تیز کنید: حدیث دارد مالک زیبایی را به ما می دهد و آن دوست داشتن به خاطر خدا یا به خاطر کسی است که محبوب خداست و این ائمه اطهار علیهم السلام هستند که محبوب خدا هستند.

اگر من در این دنیا تنها نیتم در هرکاری محبت این ذوات مقدسه باشد، در روز قیامت نجات پیدا می کنم و خوش به سعادتم می شود اما وای به موقعی که نیت من خدایی نباشد، خسران کردم یعنی ضرری که قابل جبرا نیست و آنجاست که برای من می شود: وا حسرتا علی ما فرّطت فی جنب الله .

در این دوران نیز اگر با امام عصر زندگی کردی، در قیامت هم با ایشان خواهی بود. در این دوران اگر امام عصر را دوست داشته باشیم و به محبت ایشان کاری انجام دهیم، این عمل برای ما در قیامت پایدار خواهد ماند و دستگیرمان می شود ان شاءالله.


دسترسی سریع و آسان به راهکار و محتوا برای مناسبت‌های نیمه شعبان، غدیر، محرم و فاطمیه
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.

فهرست مطالب محرم فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا