آثار صوتی فاطمیهآثار نوشتاری و اجرایی فاطمیهادعیه و زیارات فاطمیهبزرگسالفاطمیهفایل صوتیمتن سخنرانی و مقاله فاطمیهمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوا

خطبه فدکیه همراه با ترجمه

خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره  سلام الله علیها – متن و ترجمه

مقاله خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) شامل متن و ترجمه به همراه فایل صوتی و فایل های متنی و پاورپوینت جهت توضیح خطبه، محل و غصب فدک میباشد.

قسمت اول

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

لَمّا اَجْمَعَ اَبُوبَکْرٍ عَلى مَنْعِ فاطِمَهَ علیها السلام فَدَکاً وَ صَرَفَ عامِلَها مِنْها وَ بَلَغَها ذَلِکَ، لاثَتْ خِمارَها عَلى رَأْسِها وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبابِها، وَ اَقْبَلَتْ فى لُمَّهٍ مِنْ حَفَدَتِها وَ نِساءِ قَوْمِها، تَجُرُّ أَدْراعَها، تَطَأُ ذُیُولَها، ما تَخْرِمُ مِشْیَتُها مِشْیَهَ رَسُولِ اللّه‏ِ صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله حَتّى دَخَلَتْ عَلى اَبِى ‏بَکْرٍ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ فى حَشْدٍ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الاَْنْصارِ وَ غَیْرِهِمْ. فَنِیطَتْ دُونَها وَ دُونَ النّاسِ مُلاءَهٌ فَجَلَسَتْ.

ثُمَّ أَنَّتْ أَنَّهً ارْتَجَّتْ لَهَا الْقُلُوبُ وَ ذَرَفَتْ لَهَا الْعُیُونُ وَ اَجْهَشَ الْقَوْمُ لَها بِالْبُکاءِ وَ النَّحِیبِ، فَارْتَجَّ الْمَجْلِسُ… ثُمَّ اَمْهَلَتْ هُنَیَّهً حَتّى اِذا سَکَنَ نَشِیجُ الْقَوْمِ وَ هَدَأَتْ فَوْرَتُهُمْ، اِفْتَتَحَتِ الْکَلامَ بِحَمْدِ اللّه‏ِ وَ الثَّناءِ عَلَیْهِ وَ الصَّلاهِ عَلى رَسُولِهِ، فَعادَ الْقَوْمُ فى بُکائِهِمْ، فَلَمّا اَمْسَکُوا عادَتْ علیهاالسلام فى کَلامِها فَقالَتْ:

آن گاه که ابوبکر تصمیم قطعى گرفت فدک را از دست حضرت فاطمه علیه السلام بگیرد، نماینده ى او را از فدک بیرون راند. این خبر به حضرتش رسید. او مقنعه بر سر کرد و پوشش سرتاسرى پوشید و در میان بانوان خدمت گزار و خویشاوند به راه افتاد. لباس هاى او به زمین کشیده مى ‏شد و زیر پایش مى رفت. راه رفتن او از راه رفتن پیامبر صلى الله علیه و‏آله وسلم چیزى کم نداشت و آن را به یاد مى آورد. ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

در مسجد وارد بر ابوبکر شد که با بسیارى از مهاجران و انصار و دیگر مردمان نشسته بود.
پس میان مردمان و حضرتش پرده‏ اى آویخته شد. آن حضرت نشست و آه جان سوزى کشید که دل ها لرزید و اشک ها فرو ریخت و صداى گریه و ناله از مردمان برخاست و مجلس به هیجان رفت. ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

آن گاه لحظه ‏اى درنگ فرمود تا مردمان آرام گرفته از خروش افتادند. آن گاه سخن خویش را با حمد و ستایش خداوند و درود بر پیامبر صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم آغاز فرمود. مردمان دوباره به گریه افتادند. همین که از گریه باز ایستادند، براى بار دوم آغاز سخن کرده و این گونه فرمود:

قسمت دوم

اَبْتَدِءُ بِحَمْدِ مَنْ هُوَ اَوْلى بِالْحَمْدِ وَ الطَّوْلِ وَ الْمَجْدِ. اَلْحَمْدُ للّه‏ِِ عَلى ما اَنْعَمَ، وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلى ما اَلْهَمَ، وَ الثَّناءُ بِما قَدَّمَ، مِنْ عُمُومِ نِعَمٍ ابْتَدَأَها، وَ سُبُوغِ آلاءٍ اَسْداها، وَ اِحْسانِ مِنَنٍ والاها.

اَحْمَدُهُ بِمَحامِدَ جَمَّ عَنِ الاِْحْصاءِ عَدَدُها، وَ نَأى عَنِ الْمُجازاهِ أَمَدُها،: وَ تَفاوَتَ عَنِ الاِْدْراکِ أَبَدُها، وَ نَدَبَهُمْ لاِسْتِزادَتِها بِالشُّکْرِ لاِتِّصالِها، وَ اسْتَخْذَى الْخَلْقَ بِاِنْزالِها، وَ اسْتَحْمَدَ اِلَى الْخَلائِقِ بِاِجْزالِها، وَ ثَنّى بِالنَّدْبِ اِلى اَمْثالِها.

وَ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه‏ُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، کَلِمَهٌ جَعَلَ الاِْخْلاصَ تَأْوِیلَها، و ضَمَّنَ الْقُلُوبَ مَوْصُولَها، وَ اَبانَ فِى الْفِکَرِ مَعْقُولَها. اَلْمُمْتَنِـعُ مِنَ الاَْبْصارِ رُؤْیَتُهُ، وَ مِنَ الاَْلْسُنِ صِفَتُهُ، وَ مِنَ الاَْوْهامِ الاِْحاطَهُ بِهِ. اِبْتَدَعَ الاَْشْیاءَ لا مِنْ شَىْ‏ءٍ کانَ قَبْلَها، وَ اَنْشَأَها بِلاَ احْتِذاءِ اَمْثِلَهٍ اِمْتَثَلَها.

کَوَّنَها بِقُدْرَتِهِ، وَ ذَرَأَها بِمَشِیَّتِهِ، مِنْ غَیْرِ حاجَهٍ مِنْهُ اِلى تَکْوِینِها، وَ لا فائِدَهٍ لَهُ فى تَصْوِیرِها، اِلاَّ تَثْبِیتاً لِحِکْمَتِهِ، وَ تَنْبِیهاً عَلى طاعَتِهِ، وَ اِظْهاراً لِقُدْرَتِهِ، وَ دَلالَهً عَلى رُبُوبِیَّتِهِ وَ تَعَبُّداً لِبَرِیَّتِهِ، وَ اِعْزازاً لِدَعْوَتِهِ. ثُمَّ جَعَلَ الثَّوابَ عَلى طاعَتِهِ وَ وَضَعَ الْعِقابَ عَلى مَعْصِیَتِهِ، ذِیادَهً لِعِبادِهِ عَنْ نَقِمَتِهِ، وَ حِیاشَهً لَهُمْ اِلى جَنَّتِهِ.

سخنم را با ستایش خدا آغاز می ‏کنم. ستایش آن ‏که به سپاس و بخشش و بزرگى سزاوارتر است. تمامى ستایش و سپاس ویژه ى خداوند نیکى و الهام است.

بر عطایاى پیشین و فراگیر و بر احسان هاى فرو ریخته و نیکى هاى پیاپى، او را ثنا مى گویم؛ به خاطر احسان هایى بى‏شمار که در سپاس نگنجد و ادراک و هوش بشر را احاطه بر حدود آن ها نا ممکن باشد. خداوند که براى پیوستگى نیکى ها، مردمان را به سپاس فراخوانده و براى سرشارى آسودگی ‏ها، به فروتنى وا داشته و بر دوباره‏ طلبى احسان ها، دعوت کرده تا آن ها را بیشتر و برتر بخشایش کند و گواهى مى دهم که خداوندگارى به جز اللّه‏ نیست،

یگانه ‏اى که انبازى بر او نبوده؛ [لا إله إلاّ اللّه‏] کلمه اى است که خداوند تحقّق و تجسّم بیرونى آن را اخلاص مردمان قرار داده و آن‏چه از آن [لا إله إلاّ اللّه‏] قابلیت دریافت دارد، در دل ها به ودیعت نهاده [توحید فطرى]. [او از توحید] آن چه قابل تعقّل است، در اندیشه ها روشن کرده است.

خداوندى که چشم ها را توان دیدنش نبوده و زبان ها را یاراى توصیف او نباشد و اندیشه ها را گنجایش احاطه بر او نیست تنها اوست که اشیاء را بدون ماده اى پیشین، آفرید و آن ها را بى‏طرح و نقشه اى به ظهور آورده است. ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

پس اشیاء را تنها به قدرت خود، هستى بخشید و به خواست خود پدیدار نمود. او که نیازى به ایجاد هستى نداشته و در صورتگرى آن ها بهره‏ ى برایش نیست؛ مگر آن که نشان دهد حکمت خود را و بیدار کند آفریده ها را در فرانبردارى و نمایش دهد.

توانایى اش را و مردمان را به پروردگارى خود رهنما باشد و ایجاد نماید بندگى را در آفریدگان و نیرومندى و شکوه بخشد دعوت خود را از بندگان! آن گاه براى سوق آنان به بهشت و فرمان ‏بردارى خود، پاداش و براى بازدارى شان از دوزخ و سرپیچى از فرمانش، کیفر آورده است.

قسمت سوم

وَ اَشْهَدُ اَنَّ أَبِى مُحَمَّداً صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اِخْتارَهُ قَبْلَ اَنْ یَجْتَبِلَهُ، وَ اصْطَفاهُ قَبْلَ اَنْ یَبْتَعِثَهُ، وَ سَمّاهُ قَبْلَ اَنْ یَسْتَنْجِبَهُ..
اِذِ الْخَلائِقُ بِالْغَیْبِ مَکْنُونَهٌ، وَ بِسِتْرِ الاَْهاوِیلِ مَصُونَهٌ، وَ بِنِهایَهِ الْعَدَمِ مَقْرُونَهٌ، عِلْماً مِنَ اللّه‏ِ تَعالى بِمَآئِلِ الْأُمُورِ، وَ اِحاطَهً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَهً بِمَواقِعِ الْمَقْدُورِ.

اِبْتَعَثَهُ اللّه‏ُ اِتْماماً لِأَمْرِهِ، وَ عَزِیمَهً عَلى اِمْضاءِ حُکْمِهِ، وَ اِنْفاذاً لِمَقادِیرِ حَتْمِهِ. فَرَأَى الْأُمَمَ فِرَقاً فى اَدْیانِها، عُکَّفاً عَلى نِیرانِها، عابِدَهً لاَِوْثانِها، مُنْکِرَهً للّه‏ِِ مَعَ عِرْفانِها. فَأَنارَ اللّه‏ُ بِأَبِى مُحَمَّدٍ صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ظُلَمَها، وَ فَرَّجَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَها، وَ جَلا عَنِ الاَْبْصارِ عَمَهَها، وَ عَنِ الاَْنْفُسِ غُمَمَها..

وَ قامَ فِى النّاسِ بِالْهِدایَهِ، فَاَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغَوایَهِ، وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمایَهِ، وَ هَداهُمْ اِلَى الدِّینِ الْقَوِیمِ، وَ دَعاهُمْ اِلَى الطَّرِیقِ الْمُسْتَقِیمِ. ثُمَّ قَبَضَهُ اللّه‏ُ عَزَّ وَ جَلَّ اِلَیْهِ قَبْضَ رَأْفَهٍ وَ رَحْمَهٍ وَ اخْتِیارٍ، رَغْبَهً بِمُحَمَّدٍ صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏آله عَنْ تَعَبِ هَذِهِ الدَّارِ،

مَوْضُوعاً عَنْهُ اَعْباءُ الاَْوْزارِ، مَحْفُوفاً بِالْمَلائِکَهِ الاَْبْرارِ، وَ رِضْوانِ الرَّبِّ الْغَفّارِ، وَ مُجاوَرَهِ الْمَلِکِ الْجَبّارِ. صَلَّى اللّه‏ُ عَلى أَبِى، نَبِیِّهِ، وَ أَمِینِهِ عَلَى الْوَحْىِ وَ صَفِیِّهِ، وَ خِیَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ رَضِیِّهِ. فَعَلَیْهِ الصَّلاهُ وَ السَّلامُ وَ رَحْمَهُ اللّه‏ِ وَ بَرَکاتُهُ. ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

و گواهى مى دهم که پدرم «محمّد صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله» بنده و فرستاده ى اوست. همو که پیش از آفرینش، او را برگزید و قبل از بعثت، گزینش کرد و پیش از انتخاب، او را نام نهاد. و این گزینش هنگامى بود که آفریدگان در جایگاه غیب پوشیده بودند و در پس پرده هاى هولناک در امان و با پَسین دیواره ى نیستى همگون بودند؛ چرا که خداوند به سرانجام کارها آگاه و به پدیده ها تا انتهاى بى انتها چیره و به شدنی ‏ها و مقدورات داناست.

خداوند او را بر انگیخت تا فرمانش را اتمام، حکمش را امضاء و تقدیر حتمی ‏اش را اجرا فرماید. آن‏ گاه رسول خدا امت ها را در ادیان خود پراکنده دید؛ چرا که گرد آتش [شرک] می ‏چرخند و بت ‏ها را می ‏پرستند و با وجود معرفت [فطرى]، خدا را انکار مى کنند.

از آن روى خداوند به وسیله ‏ى پدرم محمّد صلى الله علیه ‏و ‏آله وسلم تاریکى هاى شرک و ابهام ‏ها را از دل ها زدود و پرده هاى تاریک را از دیده ها کنار زده، روشن نمود و ابرهاى تیره ى نادانى را از جان ها برداشت.در میان مردمان به راهنمایى پرداخت و آنان را از غفلت و گمراهى رهایى بخشید و از نابینایى به بصیرت بُرد و به دین استوار رهنمون شده و به راه هموار و درست دعوت کرد.

سپس خداوند با رأفت و مهر و اختیار خویش او را برگرفت تا از رنج این جهان برهاند و سنگینى ها و سختی ‏هاى نبوّت را از دوشش بردارد. پس او را برگرفت و به جهان دیگر بُرد، به همراهى فرشتگان نیکوکار و در پرتو خشنودى پروردگار آمرزنده و همسایگى پادشاه پیوند دهنده. درود خدا بر پدرم، فرستاده و امانت دار وحى او و برگزیده و نیکوکار در میان آفریدگان و مورد خشنودى آفریدگار)پس بر او باد درود و سلام و رحمت و برکات خداوند!

قسمت چهارم

ثُمَّ الْتَفَتَتْ علیهاالسلام اِلى أَهْلِ الْمَجْلِسِ وَ قالَتْ لِجَمِیعِ الْمُهاجِرِینَ وَ الاَْنْصارِ: وَ اَنْتُمْ، عِبادَ اللّه‏ِ، نَصْبُ أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ، وَ حَمَلَهُ دِینِهِ وَ وَحْیِهِ، وَ أُمَناءُ اللّه‏ِ عَلى اَنْفُسِکُمْ، وَ بُلَغاؤُهُ اِلَى الْأُمَمِ حَوْلَکُمْ، زَعِیمُ حَقٍّ للّه‏ِِ فِیکُمْ، وَ عَهْدٌ قَدَّمَهُ اِلَیْکُمْ.

آن گاه او بر مردمان توجّهى نمود و تمامى مهاجران و انصار را خطاب نموده، فرمود: و شما بندگان خدا و پرچم هاى بر افراشته ى امر و نهى خدایید و حاملان دین و وحى او، از سوى خداوند امانت دار برگروه خود و مبلّغ بر امت ‏هاى اطرافتان! رهبر بر حقِّ خداوند [امام امیرالمؤمنین] در میان شماست، او پیمانى است از زمان هاى پیشین با شمایان.

قسمت پنجم

وَ نَحْنُ بَقِیَّهٌ اِسْتَخْلَفَها عَلَیْکُمْ، وَ مَعَنا کِتابُ اللّه‏ِ النّاطِقُ، وَ الْقُرْآنُ الصّادِقُ، وَ النُّورُ السّاطِعُ، وَ الضِّیاءُ اللاّمِعُ، بَیِّنَهٌ بَصائِرُهُ، وَ آىٌ مُنْکَشِفَهٌ سَرائِرُهُ، و بُرْهانٌ فِینا مُتَجَلِّیَهٌ ظَواهِرُهُ، مُدِیمٌ لِلْبَرِیَّهِ اسْتِماعُهُ، مُغْتَبِطَهٌ بِهِ اَشْیاعُهُ…

قائِدٌ اِلَى الرِّضْوانِ اتِّباعُهُ، مُؤَدٍّ اِلَى النَّجاهِ اسْتِماعُهُ، فِیهِ تِبْیانُ حُجَجِ اللّه‏ِ الْمُنَوَّرَهِ، وَ مَواعِظُهُ الْمُکَرَّرَهُ، وَ عَزَائِمُهُ الْمُفَسَّرَهُ، وَ مَحارِمُهُ الْمُحَذَّرَهُ، وَ اَحْکامُهُ الْکافِیَهُ، وَ بَیِّناتُهُ الْجالِیَهُ، وَ جُمَلُهُ الشّافِیَهُ، وَ فَضائِلُهُ الْمَنْدُوبَهُ، وَ رُخَصُهُ الْمَوْهُوبَهُ، وَ رَحْمَتُهُ الْمَرْجُوَّهٌ وَ شَرائِعُهُ الْمَکْتُوبَهُ.

و اکنون ماییم یادگاران خداوند در میان شما؛ همراه ماست کتاب گویاى او و قرآن راستین و نور فراگیر و پرتو تابان؛ بینش هایش آشکار و نشانه هایى که پنهانى هایش روشن است، برهانى است در میان ما که خود را بر آفریدگان نشان دهد. امکان شنیدنش هموار و پیوسته است. دیگران بر پیروانش غبطه و سرشک دارند.

پیرویش به ‏سوى رضوان رهنماست. آن که گوش هوش به آن فرا دارد، رهایى یابد. در آن کتاب است، حجّت هاى محکم و روشن خداوند؛ اندرزهایش پیاپى، مفروضاتش [واجبات] بى‏ پرده، نارواهایش [محرّمات] بازداشته شده و احکامش کافى و کارساز. دلایلش متجلّى و واضح، دستوراتش شفابخش، برترى ‏هایش جذّاب و گیرا، ترخیص هایش در دست، مهرش امیدآور و راه هایش مشخص و برنبشته است.

قسمت ششم

فَفَرَضَ اللّه‏ُ الاْءِیمانَ تَطْهِیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ، وَ الصَّلاهَ تَنْزِیهاً لَکُمْ عَنِ الْکِبْرِ، وَ الزَّکاهَ تَزْکِیَهً لِلنَّفْسِ وَ تَزْیِیداً فِى الرِّزْقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبِیتاً لِلاِْخْلاصِ، وَ الْحَجَّ تَشْیِیداً لِلدِّینِ وَ اِحْیاءً لِلسُّنَنِ وَ اِعْلاناً لِلشَّرِیعَهِ، وَ الْعَدْلَ تَنْسِیقاً لِلْقُلُوبِ.

وَ تَمْکِیناً لِلدِّینِ، وَ طاعَتَنا أَهْلَ الْبَیْتِ نِظاماً لِلْمِلَّهِ. وَ إِمامَتَنا أَماناً مِنَ الْفُرْقَهِ، وَ الْجِهادَ عِزّاً لِلاِْسْلامِ، وَ الصَّبْرَ مَعُونَهً عَلَى اسْتِیجابِ الْأَجْرِ، وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَهً لِلْعامَّهِ، وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْکَرِ تَنْزِیهاً لِلدِّینِ، وَ بِرَّ الْوالِدَیْنِ وِقایَهً مِنَ السَّخَطِ، وَ صِلَهَ الاَْرْحامِ مَنْسَأَهً فِى الْعُمْرِ وَ مَنْماهً لِلْعَدَدِ، وَ الْقِصَاصَ حَقْناً لِلدِّماءِ، وَ الْوَفاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَهِ، وَ تَوْفِیَهَ الْمَکایِیلِ وَ الْمَوازِینِ تَغْیِیراً لِلْبَخْسِ،

وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزِیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَ اجْتِنابَ قَذْفِ الْمُحْصَناتِ حِجاباً لِلَّعْنَهِ، وَ مُجانَبَهَ السَّرِقَهِ اِیجاباً لِلْعِفَّهِ، وَ التَّنَزُّهَ عَنْ أَکْلِ مالِ الْیَتِیمِ وَ الاِْسْتِیثارِ بِهِ إِجارَهً مِنَ الظُّلْمِ، وَ النَّهْىَ عَنِ الزِّنا تَحَصُّناً مِنَ الْمَقْتِ، وَ الْعَدْلَ فِى الاَْحْکامِ اِیناساً لِلرَّعِیَّهِ، وَ تَرْکَ الْجَوْرِ فِى الْحُکْمِ اِثْباتاً لِلْوَعِیدِ، وَ حَرَّمَ اللّه‏ُ الشِّرْکَ اِخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّهِ. فَـ «اتَّقوُا اللّه‏َ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لاتَمُوتُنَّ اِلاّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»

وَ لا تَتَوَلَّوْا مُدْبِرِینَ، وَ اَطِیعُوهُ فِیما أَمَرَکُمْ بِهِ وَ انْتَهُوا عَمّا نَهاکُمْ عَنْهُ، وَ اتَّبِعُوا الْعِلْمَ وَ تَمَسَّکُوا بِهِ، فَـ «اِنَّما یَخْشَى اللّه‏َ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» فَاحْمَدُوا اللّه‏َ الَّذِى بِعَظَمَتِهِ وَ نُورِهِ ابْتَغى مَنْ فِى السَّماواتِ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ اِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ، فَنَحْنُ وَسِیلَتُهُ فى خَلْقِهِ وَ نَحْنُ آلُ رَسُولِهِ وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ وَ نَحْنُ حُجَّهُ غَیْبِهِ وَ وَرَثَهُ اَنْبِیائِهِ.

از آن پس، خداوند ایمان را به خاطر شرک زدایى از شمایان، برنوشت و نماز را براى رهایى شما از کبر و خودبزرگ بینى و زکات را براى تزکیه ى نفس و افزونى روزیتان و روزه را براى پایدارى اخلاص آورد و حج را براى استوارى دین و احیاى سنّت ها و اعلان عمومى شریعت [اسلام] و عدالت را براى همسویى دل ها و تثبیت دین و پیروى ما اهل بیت را مایه ى هم آهنگى ملّت قرار داد. ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

پیشوایى ما را امنیّت از پراکندگى و جهاد را شکوه و بزرگى اسلام و شکیبایى را ابزار جلب پاداش، پیشنهاد داد. هم چنین امر به معروف را مصلحت مردمان و نهى از منکر را سبب دورى آیین از کاستی ‏ها و نیکى به پدر و مادر را نگهبان از ناخشنودى خداوند و رسیدگى به ارحام وخویشان را زمینه ى درازى عمر و افزونى شمار مردمان توصیه فرمود. قصاص را براى حفاظت خون ها و وفاى به نذر را زمینه ى آمرزش، کمال و پُرى پیمانه ها و ترازوها را براى جلوگیرى از کاستى اموال تشریع کرد.

ناروایى شراب خوارى را مایه ‏ى دورى از پلیدى و پرهیز از نسبت ناروا به بانوان پاک دامن را حصار از طرد و لعن. پرهیز از دزدى را موجب پاکى و عفّت آورد و پارسایى و خوددارى از تصرّف اموال یتیمان و خوردن آن را براى دورى از ظلم و ستم قرار داد.

بازدارى از زنا را براى حصار از ورود خشم الهى و عدالت در احکام را مایه ى اُنس مردمان و رعایا و ترک ستم در حکم قاضى را زمینه ى اثبات وجود کیفر و جهنّم، سفارش نمود و براى اخلاص در بندگى پروردگار، از شرک بازداشت.

هان! «حقّ تقواى الاهى را رعایت کنید و جز با شرف اسلام نمیرید». (آل‏ عمران / ۱۰۲) و از فرمان الهى روى برنتابید و از خداوند فرمان برید و از آن چه بازداشته، خوددارى کنید و از دانش الاهى پیروى کنید و به آن چنگ در زنید «که در میان بندگان، تنها دانشوران از خداوند می ‏هراسند». (فاطر / ۲۸)

پس اکنون ثناگوى خداوند باشید که آسمانیان و زمینیان به وسیله ‏ى بزرگى و نور او، در بندگى وسیله مى‏ جویند و البته ما هستیم وسیله ى او در میان آفریدگان و ماییم خاندان رسول او و ویژگانش و جایگاه قدس و حجّت و برهانِ نهانِ او و میراث ‏دار پیامبرانش.

قسمت هفتم

ثُمَّ قالَتْ علیها السلام: اَیُّهَا النّاسُ، اِعْلَمُوا اَنِّى فاطِمَهُ وَ أَبِى مُحَمَّدٌ صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله رَسُولُ رَبِّکُمْ وَ خاتَمُ اَنْبِیائِکُمْ! اَقُولُها عَوْداً عَلى بَدْءٍ، وَ لا اَقُولُ ما اَقُولُ غَلَطاً، وَ لا اَفْعَلُ ما اَفْعَلُ شَطَطاً وَ ما اَنَا مِنَ الْکاذِبِینَ. فَاسْمَعُوا اِلَىَّ بِاَسْماعٍ واعِیَهٍ وَ قُلُوبٍ راعِیَهٍ.

سپس فرمود: هان مردمان! بدانید که من فاطمه ‏ام و پدرم محمّد صلى الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم فرستاده ‏ى پروردگارتان و فرجام پیام آوران است. این گفتارها را مى گویم و بارها تکرار مى کنم و به گزاف سخن نمى گویم و در کارم زیاده ‏روى نمی ‏کنم و از دروغ پردازان نیستم. هان! به سخنانم گوش فرا دهید و آن‏ ها را نگه دارید با گوش هاى نگهدار و دل هاى نگهبان.

قسمت هشتم

ثُمَّ قالَتْ علیهاالسلام: «بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ» (توبه / فَاِنْ تَعْزُوهُ وَ تَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ أَبِى دُونَ نِسائِکُمْ! وَ أَخَا ابْنِ عَمِّى دُونَ رِجالِکُمْ وَ لَنِعْمَ الْمَعْزِىُّ اِلَیْهِ. فَبَلَّغَ الرِّسالَهَ صادِعاً بِالنِّذارَهِ، مائِلاً عَنْ مَدْرَجَهِ الْمُشْرِکِینَ،

حائِداً عَنْ سُنَّتِهِمْ، ضارِباً لِثَبَجِهِمْ، آخِذاً بِاَکْظامِهِمْ، داعِیاً اِلى سَبِیلِ رَبِّهِ «بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ» یَجُذُّ الاَْصْنامَ، وَ یَنْکُتُ الْهامَ، حَتّى انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَ وَلَّوُا الدُّبُرَ، وَ حَتّى تَفَرَّى اللَّیْلُ عَنْ صُبْحِهِ وَ اَسْفَرَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ، وَ نَطَقَ زَعِیمُ الدِّینِ، وَ هَدَأَتْ فَوْرَهُ الْکُفْرِ، وَ خَرِسَتْ شَقاشِقُ الشَّیاطِینِ، وَ طاحَ وَشِیظُ النِّفاقِ.

وَ انْحَلَّتْ عُقَدُ الْکُفْرِ وَ الشِّقاقِ، وَ فُهْتُمْ بِکَلِمَهِ الاِْخْلاصِ، فى نَفَرٍ مِنَ الْبِیضِ الْخِماصِ. «وَ کُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النّارِ فَاَنْقَذَکُمْ مِنْها»، نَبِیُّهُ، تَعْبُدُونَ الْأَصْنامَ وَ تَسْتَقْسِمُونَ بِالاَْزْلامِ، مُذْقَهَ الشّارِبِ، وَ نُهْزَهَ الطّامِعِ، وَ قَبْسَهَ الْعَجْلانِ، وَ مَوْطِئَ الاَْقْدامِ. تَشْرَبُونَ الطَّرْقَ وَ تَقْتاتُونَ الْقِدَّ، اَذِلَّهً خاشِعِینَ، «تَخافُونَ اَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النّاسُ» مِنْ حَوْلِکُمْ.

سپس حضرت فاطمه علیها السلام فرمود: «به نام خداوند همه مِهر مِهر وَرز». (فاتحه / ۱) «همانا از میان خودتان فرستاده‏ اى‏ به سوى شما آمد که بر او دشوار است نابسامانى ‏هاى شما و حریص است بر هدایت شما و بس شفیق و مهربان است به ایمانیان». (توبه / ۱۲۸)

اگر در نسب او بنگرید و او را بشناسید، مى‏ بینید که پدر من است، نه پدرِ زنان شما و برادر پسر عموى من است، نه مردان شما! و چه پرافتخار است این انتساب.

او رسالت خود را با صداى رسا و انذار انجام داد؛ روگردان از روش مشرکان و چهره برتافته از سنّتشان و شکننده ‏ى نیروى مرکزیشان. حلقومشان بفشرد و «با حکمت و پند نیکو» (نحل / ۱۲۵)

به راه پروردگارش فراخواند. او بُت‏ ها را خرد مى‏ کرد و سرهاى گردن کشان را به زمین می ‏افکند و جمع شان را پراکنده مى‏ ساخت تا بدان حد که آنان پشت کرده از صحنه بُرون رفتند. تا آن ‏که دامن شب شکافت و سپیده ‏ى صبح رخ بنمود و پرده از چهره ‏ى خالص حق برگرفته شد و رهبر دین به سخن ایستاد و آتش کفر به خاموشى رفت و سخنان بیهوده‏ ى شیطان فرونشست و پست مردمانِ منافق نابود شدند.

و عقده‏ ى کفر و عداوت از هم گسیخت و شما در میان مردمانِ روسپید تهى شکم [از عفت و پاکى] کلمه‏ ى اخلاص [لاإله إلاّ اللّه‏] بر زبان راندید. «در آن هنگام شما بر لبه ‏ى پرتگاه آتش بودید که پیامبر خدا شما را از آن خطر رها نمود». (آل عمران / ۱۰۳)

شمایان همانان بودید که بت مى پرستیدید و با قمار در پى روزى بودید. در خوارى و خِسّت جرعه ‏ى کوچک هر نوشنده بودید و لقمه‏ ى شکار هر طمع‏ گر و تک شعله‏ ى هر شتابان و لگدکوب گام‏ ها. آب شُربتان گنداب و غذایتان پوست جانداران مردار بود. خوار و مطرود بودید و «در بیم آن‏ که مردمانِ پیرامون تان شما را بِرُبایند». (انفال / ۲۶)

قسمت نهم

فَاَنْقَذَکُمُ اللّه‏ُ تَبَارَکَ وَ تَعَالى بِنَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله، بَعْدَ اللَّتَیّا وَ الَّتِى، وَ بَعْدَ اَنْ مُنِىَ بِبُهَمِ الرِّجالِ وَ ذُؤْبانِ الْعَرَبِ وَ مَرَدَهِ أَهْلِ الْکِتابِ. «کُلَّما اَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ اَطْفَأَهَا اللّه‏ُ»، اَوْ نَجَمَ قَرْنُ الضَّلالَهِ اَوْ فَغَرَتْ فاغِرَهٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ، قَذَفَ اَخاهُ عَلِیّاً فى لَهَواتِها، فَلایَنْکَفِئُ حَتّى یَطَأَ صِماخَها بِاَخْمَصِهِ،

وَ یُخْمِدَ لَهَبَها بِحَدِّ سَیْفِهِ، مَکْدُوداً دَؤُوباً فى ذاتِ اللّه‏ِ مُجْتَهِداً فى أَمْرِ اللّه‏ِ قَرِیباً مِنْ رَسُولِ اللّه‏ِ سَیِّداً فى اَوْلِیاءِ اللّه‏ِ، مُشَمِّراً ناصِحاً مُجِدّاً کادِحاً، لاتَأْخُذُهُ فِى اللّه‏ِ «لَوْمَهُ لائِمٍ» وَ اَنْتُمْ فى بُلَهْنِیَهٍ وادِعُونَ آمِنُونَ فَرِحُونَ،

وَ فى رَفاهِیَّهٍ مِنَ الْعَیْشِ فَکِهُونَ، تَأْکُلُونَ الْعَفْوَ وَ تَشْرَبُونَ الصَّفْوَ، تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوائِرَ، وَ تَتَوَکَّفُونَ الاَْخْبارَ، وَ تَنْکِصُونَ عِنْدَ النِّزالِ، وَ تَفِرُّونَ عِنْدَ الْقِتالِ.

سپس خداوند تبارک و تعالى شمایان را به وسیله‏ ى پیامبرش، محمّد صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏ آله ‏و سلم، [از شرک و بت پرستى و جهالت] رهایى بخشید؛ پس از سختى‏ هاى چنین و چنان [مشکلات گوناگون] و پس از گرفتارى و ابتلاء به پهلوانان و درّنده خویان عرب و سرکشان اهل کتاب.

«هرچند گاه که آتش جنگ برایش افروختند، خداوند آن را خاموش مى‏ نمود». (مائده / ۶۴)

و هرچه شاخ گمراهى خودنمایى مى کرد یا مشرکان لب به یاوه ‏گویى باز مى کردند، برادرش «على» را در آتش زبانه ‏کش آنان مى‏ انداخت و او دست بردار نبود تا این‏ که با پاى [توانمند خود] آنان را لگدکوب مى‏ نمود و با تیغ شمشیرش شعله‏ هاى آتش را خاموش مى کرد.

او [على] همواره در اجراى فرمان خدا، به سختی ‏ها تن می ‏داد و پایا و کوشا بود؛ نزدیک و صمیمى با رسول خدا، سرور اولیاى او، مصمّم و خیرخواه و تلاش گر و بردبار بود و «در راه خدا سرزنشِ سرزنش گران بر او اثر نداشت». (مائده / ۵۴)

[حال آن‏ که] شما در رفاه و آسایش به سر مى ‏بردید و آسوده خیال در خوشى و راحتى و خوش گذرانى، غذاى ویژه مى‏ خوردید و آب زلال و صاف مى‏‌نوشیدید و براى ما [اهل بیت] چشم به راه حوادث بودید و در آرزوى شنیدن اخبار سخت، در جنگ ‏ها عقب‏ نشینى مى کردید و از کشت و کشتارها فرارى بودید.

قسمت دهم

فَلَمَّا اخْتارَ اللّه‏ُ لِنَبِیِّهِ دارَ اَنْبِیائِهِ وَ مَأْوى اَصْفِیائِهِ وَ اَتَمَّ عَلَیْهِ ما وَعَدَهُ، ظَهَرَتْ فِیکُمْ حَسِیکَهُ النِّفاقِ وَ سَمَلَ جِلْبابُ الدِّینِ وَ اَخْلَقَ ثَوْبُهُ وَ نَحَلَ عَظْمُهُ وَ اَوْدَتْ رِمَّتُهُ وَ نَطَقَ کاظِمُ الْغاوِینَ وَ نَبَغَ خامِلُ الاَْقَلِّینَ، وَ هَدَرَ فَنِیقُ الْمُبْطِلِینَ، فَخَطَرَ فى عَرَصاتِکُمْ. وَ اَطْلَعَ الشَّیْطانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرِزِهِ هاتِفاً بِکُمْ. فَدَعاکُمْ فَاَلْفاکُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِیبِینَ، وَ لِلْغِرَّهِ فِیهِ مُلاحِظِینَ.

ثُمَّ اسْتَنْهَضَکُمْ فَوَجَدَکُمْ ناهِضِینَ خِفافاً، وَ اَحْمَشَکُمْ فَأَلْفاکُمْ غِضاباً، فَوَسَمْتُمْ غَیْرَ إِبِلِکُمْ وَ اَوْرَدْتُمُوها غَیْرَ شِرْبِکُمْ. هذا وَ الْعَهْدُ قَرِیبٌ وَ الْکَلْمُ رَحِیبٌ وَ الْجُرْحُ لَمّا یَنْدَمِلْ وَ الرَّسُولُ لَمّا یُقْبَرْ.

بِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَهِ! «أَلا فِى الْفِتْنَهِ سَقَطُوا، وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَهٌ بِالْکافِرِینَ» فَهَیْهاتَ مِنْکُمْ وَ کَیْفَ بِکُمْ وَ «اَنّى تُؤْفَکُونَ»؟! وَ کِتابُ اللّه‏ِ بَیْنَ اَظْهُرِکُمْ. أُمُورُهُ ظاهِرَهٌ وَ اَحْکامُهُ زاهِرَهٌ وَ اَعْلامُهُ باهِرَهٌ وَ زَواجِرُهُ لائِحَهٌ، وَ أَوامِرُهُ واضِحَهٌ، قَدْخَلَّفْتُمُوهُ وَرآءَ ظُهُورِکُمْ.

أَرَغْبَهً ـ وَیْحَکُمْ ـ عَنْهُ تُرِیدُونَ أَمْ بِغَیْرِهِ تَحْکُمُونَ؟ «بِئْسَ لِلظّالِمِینَ بَدَلاً» «وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الاِْسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِى الاْخِرَهِ مِنَ الْخاسِرِینَ» ثُمَّ لَمْ‏تَلْبَثُوا اِلاّ رَیْثَ اَنْ تَسْکُنَ نَفْرَتُها وَ یَسْلَسَ قِیادُها، ثُمَّ أَخَذْتُمْ تُورُونَ وَقْدَتَها وَ تُهَیِّجُونَ جَمْرَتَها.

وَ تَسْتَجِیبُونَ لِهُتافِ الشَّیْطانِ الْغَوِىِّ وَ اِطْفاءِ اَنْوارِ الدِّینِ الْجَلِىِّ وَ اِهْمالِ سُنَنِ النَّبِىِّ الصَّفِىِّ، تَشْرَبُونَ حَسْواً فِى ارْتِغاءٍ. وَ تَمْشُونَ لِأَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ فِى الْخَمَرِ وَ الضَّرَّاءِ وَ نَصْبِرُ مِنْکُمْ عَلى مِثْلِ حَزِّ الْمُدى، وَ وَخْزِ السِّنانِ فِى الْحَشا.

آن گاه که خداوند براى رسول خود کاشانه ‏ى پیامبران و جایگاه برگزیدگانش را انتخاب کرد و وعده‏ هایش را نسبت به او تمام فرمود؛ در میان شمایان خار نفاق پدیدار شد و لباس دینتان به کهنگى گرایید و جامه ‏ى آن مندرس شد و استخوانش به ضعف و سستى رفت و پوسیده ‏ى آن نابود گشت.

خشم فرو نشسته ‏ى گمراهان برپا شد و گمنام فروخفتگانِ بى‏ ارزش، پدیدار گشت و شتر نازپروده ‏ى باطل پرستان نعره برآورد و در صحنه‏ ها دُم جنبانید. شیطان از لاک خود سربرآورد و برشما بانگ زد و شما را اجابت کننده ‏ى دعوتش دید و خیره ‏ى فریبش یافت.

آن گاه شما را به جنبش آورد و چالاک و سبک مغزتان یافت و به خشمتان آورد و شمایان را خشمگین یافت که بر غیر شتر خود داغ زدید [علامت گذارى کردید] و آن را در آبشخور دیگران وارد کردید.

تمامى این ‏ها در حالى بود که هنوز زمانى سپرى نشده بود و جراحت فِراق پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم وسیع بود و هنوز التیام نیافته بود و پیکر پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم دفن نشده بود. البته این کارها را به بهانه ‏ى ترس از بروز فتنه، شتابان انجام دادید در حالى که به گفته‏ ى قرآن «هان که در فتنه افتادند و همانا جهنّم، کافران را فراخواهد گرفت». (توبه / ۴۹) از شما بعید و دور بود! چگونه چنین کردید؟! چرا و «به کدام راه انحرافى مى‏ روید؟!» (انعام/ ۹۵)

حال آن‏ که کتاب خدا در دیدگاه شماست؛ کتابى که موضوعاتش روشن و احکامش درخشان و پرچم ها و علاماتش تابان و دورباش ‏هایش فروزان و فرمان ‏هایش واضح است. لیکن شما آن را به پشت سر خود افکندید. واى بر شما! آیا از قرآن گریختید؟ یا غیر آن را [در کارهایتان] حاکم نمودید؟

«ستمگران را چه جایگزینى است [که مخالف قرآن کنند]». (کهف / ۵۰)
«و هرکس به جز اسلام دینى بجوید، هرگز از او پذیرفته نبوده، در جهان دیگر از زیان کاران خواهد بود». (آل عمران / ۸۵)

آن‏ گاه درنگ نکردید؛ مگر به اندازه ‏اى که مرکب خلافت آرام گیرد و مهارش به ‏دست آید. در آن هنگام به افروختن آتش آن و شعله ور کردن جرقه‏ هایش پرداختید. و بانگ شیطان گمراه ‏گر را پاسخ گفتید و به خاموش کردن فروغ دین و روش‏ هاى پیامبر برگزیده برخواستید و به نیرنگ و حیله رفتار کردید؛ مانند آن‏ که به بهانه‏ ى گرفتن کف روى شیر، آن را جرعه جرعه مى‏ نوشید. و نسبت به اهل بیت و فرزندان او [پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم] در میان مخفى گاه ‏ها گام برداشتید و ما بسان خنجرى بر گلو خلیده و نیزه‏ اى بر دل فرو نشسته، شکیبایى کردیم.

قسمت یازدهم

وَ اَنْتُمُ الاْنَ تَزْعُمُونَ اَنْ لا إِرْثَ لَنا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ لا حَظَّ! «أَفَحُکْمَ الْجاهِلِیَّهِ» تَبْغُونَ؟ «وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللّه‏ِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ». أَفَلا تَعْلَمُونَ؟! بَلى، قَدْ تَجَلّى لَکُمْ کَالشَّمْسِ الضّاحِیَهِ اَنِّى إِبْنَتُهُ.

أَیْهاً مَعْشَرَ الْمُسْلِمِینَ، أَ اُبْتَزُّ إِرْثَ أَبِى؟ یَابْنَ أَبِى‏قُحافَهَ، أَفِى کِتابِ اللّه‏ِ اَنْ تَرِثَ اَباکَ وَ لا اَرِثَ أَبِى؟! لَقَدْ جِئْتَ «شَیْئاً فَرِیّاً»، جُرْأَهً مِنْکُمْ عَلى قَطِیعَهِ الرَّحِمِ وَ نَکْثِ الْعَهْدِ! أَ فَعَلى عَمْدٍ تَرَکْتُمْ کِتابَ اللّه‏ِ وَ نَبَذْتُمُوهُ «وَراءَ ظُهُورِکُمْ»؟

اِذْ یَقُولُ اللّه‏ُ تَبارَکَ وَ تَعالى: «وَ وَرِثَ سُلَیْمانُ داوُدَ»، مَعَ ما قَصَّ مِنْ خَبَرِ یَحْیى وَ زَکَرِیّا اِذْ قالَ: «رَبِّ… فَهَبْ لِى مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً یَرِثُنِى وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ»، وَ قالَ: «وَ اُولُوا الاَْرْحامِ بَعْضُهُمْ اَوْلى بِبَعْضٍ فى کِتابِ اللّه‏ِ»، وَ قالَ: «یُوصِیکُمُ اللّه‏ُ فى اَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ»، وَ قالَ: «اِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّهُ لِلْوالِدَیْنِ وَ الاَْقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ» فَزَعَمْتُمْ اَنْ لا حَظَّ لِى وَ لا إِرْثَ لِى مِنْ أَبِى وَ لا رَحِمَ بَیْنَنا!! أَفَخَصَّکُمُ اللّه‏ُ بِآیَهٍ اَخْرَجَ أَبِى مِنْها؟ أَمْ تَقُولُونَ أَهْلُ مِلَّتَیْنِ لایَتَوارَثُونَ؟!
أَوَ لَسْتُ اَنَا وَ أَبِى مِنْ أَهْلِ مِلَّهٍ واحِدَهٍ؟ أَمْ اَنْتُمْ اَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْآنِ وَ عُمُومِهِ مِنْ أَبِى وَ ابْنِ عَمِّى؟! فَدُونَکَها مَخْطُومَهً مَرْحُولَهً مَزْمُومَهً، تَکُونُ مَعَکَ فى قَبْرِکَ وَ تَلْقاکَ یَوْمَ حَشْرِکَ وَ نَشْرِکَ.

فَنِعْمَ الْحَکَمُ اللّه‏ُ وَ الزَّعِیمُ مُحَمَّدٌ وَ الْمَوْعِدُ الْقِیامَهُ، وَ عَمّا قَلِیلٍ تُؤْفَکُونَ وَ عِنْدَ السّاعَهِ «یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ» وَ لایَنْفَعُکُمْ اِذْ تَنْدَمُونَ، «وَ لِکُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ» «مَنْ یَأْتِیهِ عَذابٌ یُخْزِیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذابٌ مُقِیمٌ».

و اکنون شمایان مى‏ پندارید که ما اهل بیت را نه ارثى است و نه بهره ‏اى؟ «آیا حکم جاهلیت را پى مى جویید؟» (مائده / ۵۰) «و کیست بهتر از خداوند در حاکمیّت اهل یقین؟» (مائده / ۵۰) آیا نمى‏ دانید؟ آرى، همانند خورشید تابان برایتان روشن است که من دختر او [رسول خدا] هستم!

وَه مسلمانان بس کنید! آیا به زور، ارث پدرم از من گرفته شود؟ اى پسر ابى‏ قحافه؛ آیا این در کتاب خداست که تو از پدرت ارث برى و من از پدرم ارث نبرم؟ اگر چنین است، «نکته‏ اى شگفت آورده‏ اى!» (مریم / ۲۷) به قطع رحم و شکستن پیمان به جرأت اقدام کرده‏ اى! پس آیا به عمد کتاب خدا را ترک کرده و «به پشت سرخود انداخته‏ اید؟» (انعام / ۹۴)

چراکه خداوند تبارک و تعالى مى ‏فرماید: «و سلیمان از داوود ارث برد.»(نمل / ۱۶) یا آن‏ چه از یحیى و زکریا حکایت کرده و فرمود: «پروردگارا! … از سوى خود فرزندى عطایم فرما که از من و از تبار یعقوب ارث برد.» (مریم / ۵ ـ ۶)

و نیز فرموده: «و برخى خویشان [متوفى] در کتاب خداوند بر دیگران مقدم ‏اند»(انفال / ۷۵) و نیز فرمود: «خداوند درباره ‏ى فرزندانتان سفارش مى‏کند که پسران را دو برابر دختران ارث خواهد بود» (نساء / ۱۱)

و نیز «اگر کسى از شما را مرگ فرا رسد و ثروتى دارد، براى پدر و مادر و خویشانش به خوبى وصیّت کند، این کار بر خودنگه داران [پرهیزکاران] حق و لازم است.». (بقره / ۱۸۰)

پس به گمان شمایان مرا بهره و ارثى از پدرم نیست؟ و بین من و پدرم نسبتى وجود ندارد؟ آیا خداوند آیه ‏اى را [در ارث] ویژه‏ ى شمایان نموده که پدر من از آن بیرون و مستثنى است؟ یا این ‏که ادعا دارید من و پدرم از دو مذهبیم و از هم ارث نمى ‏بریم؟

آیا من و پدرم از افراد یک دین و مذهب نیستیم؟ یا این‏ که شمایان به عام و خاصّ قرآن از پدرم و پسرعمویم داناترید [که فدک را از من گرفتید]؟

هان! این مرکب زین کرده و لُجام زده را بگیر و ببر که با تو در گورت خواهد بود و تو را در حشر و نشر دیدار خواهد کرد.
چه خوب داورى است خداوند و چه نیک دادخواهى است محمّد و خوش وعده گاهى است رستاخیز و به زودى خواهید فهمید که به انحراف رفته‏ اید و در قیامت «یاوه گویان زیان خواهند دید». (جاثیه / ۲۷)

آن‏گاه است که پشیمانى سودى ندارد و « براى هر خبرى قرارگاهى است و به زودى خواهید دانست» (انعام / ۶۷) که «عذاب خوار کننده چه کسى را در بر خواهد گرفت و چه کسى را کیفر پایدار خواهد رسید!» (هود / ۳۹)

قسمت دوازدهم

ثُمَّ الْتَفَتَتْ علیهاالسلام اِلى قَبْرِ أَبِیها فَخَنَقَتْهَا الْعَبْرَهُ وَ قالَتْ: قَدْ کَانَ بَعْدَکَ اَنْباءٌ وَ هَنْبَثَهٌ لَوْ کُنْتَ شَاهِدَها لَمْ‏تَکْثُرِ الْخَطَبُ اِنَّا فَقَدْناکَ فَقْدَ الْأَرْضِ وَابِلَها وَ اخْتَلَّ قَوْمُکَ فَاشْهَدْهُمْ وَ لا تَغِبُ وَ کُلٌّ اَهْلٍ لَهُ قُرْبى وَ مَنْزِلَهٌ عِنْدَ الاِْلـهِ عَلَى الاَْدْنِینَ مُقْتَرِبٌ اَبْدَتْ رِجالٌ لَنا نَجْوى صُدُورِهِمُ لَمّا مَضَیْتَ وَ حالَتْ دُونَکَ التُّرَبُ

تَجَهَّمَتْنا رِجالٌ وَ اسْتُخِفَّ بِنا لَمّا فُقِدْتَ وَ کُلُّ الْأَرْضِ مُغْتَصَبٌ سَیَعْلَمُ الْمُتَوَلِّى ظُلْمَ حامَتِنا یَوْمَ الْقِیامَهِ اَنّى سَوْفَ یَنْقَلِبُ وَ کُنْتَ بَدْراً وَ نُوراً یُسْتَضاءُ بِهِ عَلَیْکَ تَنْزِلُ مِنْ ذِى الْعِزَّهِ الْکُتُبُ وَ کانَ جِبْرِیلُ بِالاْیاتِ یُؤْنِسُنا فَقَدْ فُقِدْتَ وَ کُلُّ الْخَیْرِ مُحْتَجِبٌ ضاقَتْ عَلَىَّ بِلادِى بَعْدَ ما رَحُبَتْ وَ سِیمَ سِبْطاکَ خَسْفا فِیهِ لِى نَصَبٌ

فَلَیْتَ قَبْلَکَ کانَ الْمَوْتُ صادَفَنا لَمّا مَضَیْتَ وَ حالَتْ دُونَکَ الْکُثُبُ اِنّا رُزِئْنا بِما لَمْ‏یُرْزَ ذُو شَجَنٍ مِنَ الْبَرِیَّهِ لا عُجْمٌ وَ لا عَرَبٌ فَسَوْفَ نَبْکِیکَ ما عِشْنا وَ ما بَقِیَتْ لَنَا الْعُیُونُ بِتِهْمالٍ لَهُ سَکَبٌ وَ وَصَلَتْ ذلِکَ بِاَنْ قالَتْ:

قَدْ کُنْتُ ذاتَ حَمِیَّهٍ ما عِشْتَ لِى اَمْشِى الْبَراحَ وَ اَنْتَ کُنْتَ جَناحِى فَالْیَوْمَ اَخْضَعُ لِلذَّلِیلِ وَ اَتَّقِى مِنْهُ وَ اَدْفَعُ ظالِمِى بِالرّاحِ وَ اِذا بَکَتْ قُمْرِیَّهٌ شَجْناً لَها لَیْلاً عَلى غُصْنٍ بَکَیْتُ صَباحِى

سپس به سوى قبر پدر توجّهى کرد و گریه گلویش را گرفت و گفت: پدر! پس از تو سختى ها و قصّه ‏ها برایمان پدیدار شد که اگر حضور داشتى کار چنین سخت و دشوار نبود.

ما تو را از دست دادیم هم چون زمین باران ‏هاى دانه درشت خود را و امّت تو تباه شدند. هان! برما شاهد باش و از ما روى برمتاب. و هر خاندانى که منزلتى نزد خدا داشت، نزد خویشان خود نیز مقامى داشت ولیکن؛ مردمانى کینه‏ هاى [اندوخته‏ ى] سینه‏ هاى خود را بر ما آشکار کردند، آن هنگام که تو در گذشتى و خاک بین ما و تو حایل شد.

دیگر کسان بر ما ترش رویى کردند و ما را خوار نمودند، هنگامى که تو از میان ما رفتى؛ گویى تمامى کره ‏ى خاکى غصب شد و به تاراج رفت. به زودى آنان که بر خاندان ما ستم روا داشتند، خواهند دانست که در رستاخیز به کجا برمى‏ گردند!

تو بودى ماه تمام و پرتو افکن بر جهانیان و بر تو بود که پیام‏ ها از سوى خداوند عزیز فرود مى ‏آمد. تا تو در جمع ما بودى، جبرئیل با آیات آورده ‏اش مأنوس ما بود. همان که تو ما را ترک کردى، تمامى خیرات نیز از ما روى برتافت.

پدر! شهرها از پس وسعت خود بر من تنگ شد و خورشید تابان چهره ‏هاى دو نوه ‏ات [حسن و حسین] در فِقدانت گرفت و مرا به رنج و آزردگى برد. اى کاش پیش از تو، مرگ ما را در می ‏گرفت؛ آن گاه که رفتى و تل ‏هاى خاک میان ما فاصله شد. از مردمان عرب و عجم همانند ما کسى دچار مصیبت و اندوه نشد.
هماره و تا زنده‏ ایم و هستیم، چشمان مان برایت مویه کنان و اشک ریزان خواهد بود. و آن‏ گاه حضرت فاطمه علیها السلام این گونه خواند:

تا تو زنده بودى، همواره پشتیبان من بودى و من به راحتى رفت و آمد مى ‏کردم و تو بال و پرم بودى. و امروز در برابر فرومایه‏ اى به اجبار فروتنى مى‏کنم و از او فاصله مى گیرم و به دست خود، ستمگر را دور مى کنم.

پدر! اگر قُمرى پرنده از اندوه، روى شاخه‏ اى شبانه اشک مى ریزد، من در سپیده‌ى روز روشن مى‌گریم!

قسمت سیزدهم

ثُمَّ رَمَتْ بِطَرْفِها نَحْوَ الاَْنْصارِ فَقالَتْ:
یا مَعْشَرَ الْبَقِیَّهِ، وَ اَعْضادَ الْمِلَّهِ، وَ حَضَنَهَ الاِْسْلامِ! ما هذِهِ الْفَتْرَهُ عَنْ نُصْرَتِى وَ الْوِنْیَهُ عَنْ مَعُونَتِى وَ الْغَمِیزَهُ فى حَقِّى وَ السِّنَهُ عَنْ ظُلامَتِى؟!
أَما کانَ رَسُولُ اللّه‏ِ أَبِى صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله یَقُولُ: «الْمَرْءُ یُحْفَظُ فى وُلْدِهِ»؟ سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ، وَ عَجْلانَ ذا إِهالَهً! وَ لَکُمْ طاقَهٌ بِما اُحاوِلُ، وَ قُوَّهٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ.

أَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم رَسُولُ اللّه‏ِ؟
فَخَطْبٌ وَ اللّه‏ِ جَلِیلٌ، اسْتَوْسَعَ وَهْیُهُ، وَ اسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ، وَ فُقِدَ راتِقُهُ وَ اُظْلِمَتِ الْأَرْضُ لِغَیْبَتِهِ، وَ اکْتَأَبَتْ خِیَرَهُ اللّه‏ِ وَ کَسَفَتِ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ انْتَثَرَتِ النُّجُومُ لِمُصِیبَتِهِ، وَ اَکْدَتِ الاْمالُ، وَ خَشَعَتِ الْجِبالُ وَ اُکِلَتِ الاَْمْوالُ، وَ اُضِیعَ الْحَرِیمُ وَ اُذِیلَتِ الْحُرْمَهُ عِنْدَ مَماتِهِ، وَ فُتِنَتِ الْأُمَّهُ وَ غَشِیَتِ الظُّلْمَهُ وَ ماتَ الْحَقُّ.

فَتِلْکَ وَ اللّه‏ِ النّازِلَهُ الْکُبْرى، وَ الْمُصِیبَهُ الْعُظْمى، لا مِثْلُها نازِلَهٌ وَ لا بائِقَهٌ عاجِلَهٌ. اَعْلَنَ بِها کِتابُ اللّه‏ِ فى اَفْنِیَتِکُمْ وَ فى مُمْساکُمْ وَ مُصْبَحِکُمْ، یَهْتِفُ بِها فى اَسْماعِکُمْ هِتافاً وَ صُراخاً وَ تِلاوَهً وَ اِلْحاناً.

وَ لَقَبْلَهُ ما حَلَّتْ بِاَنْبِیاءِ اللّه‏ِ وَ رُسُلِهِ، حُکْمٌ فَصْلٌ وَ قَضاءٌ حَتْمٌ، «وَ ما مُحَمَّدٌ اِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَاِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى اَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللّه‏َ شَیْئاً وَ سَیَجْزِى اللّه‏ُ الشّاکِرِینَ»

سپس به سوى انصار نگاهى تند کرده، فرمود:
اى گروه بازماندگان و یاوران ملت و نگهبانان اسلام! این چه سستى است درباره‏ ى من و این چه ضعفى است از یارى من و این چه چشم پوشى است در حق من و چه غفلت و خوابى است درباره‏ ى آن‏چه به ستم از من گرفته شده است؟ مگر رسول خدا پدرم، نگفته است: حرمت مرد در میان فرزندانش نگه داشته مى ‏شود؟

چه قدر به سرعت کار خود را کردید! و به شتاب کار را پیش از رسیدن وقتش به انجام رسانیدید! گویا پیش از رسیدن وقت از بزغاله روغن گرفتید؛ حال آن‏ که توانمند بودید یاری ام کنید بر آن ‏چه مى خواستم و آن ‏چه در پى رسیدن به آن بودم. آیا مى‏ گویید که محمّد، رسول خدا صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله ‏و سلم، مُرد؟!

البته که؛ به خدا سوگند! این رویدادى بزرگ بود؛ شکاف و سستى‏ اش دامنه دار و جبران گرش نایاب است و زمین با فقدان او به تاریکى رفت و برگزیدگان خدا اندوهگین گشتند و آفتاب و ماه در عزاى او گرفتند و ستارگان فرو ریخته، پراکنده شدند.

آرزو ها بى‏ نتیجه ماند؛ کوه ‏ها سرتعظیم فرود آورده، فرو ریختند و دارایى‏ ها به تاراج رفت و حریم او شکسته شد و در مرگ او به حرمتش اهانت شد و فتنه امّت را فرا گرفت و تاریکى جهان را احاطه کرد و حق و حقیقت بدرود حیات گفت.

به خدا سوگند! این بزرگ ترین پدیده ‏ى ناگوار و دشوارى بود که همانندش نه آمده و نه در آینده خواهد آمد.
این حادثه اى است ناگوار که کتاب خدا در خانه ‏هایتان در سپیده ‏دمان و شام‏ گاهان اعلان کرد! و همواره بانگ و فریاد و تلاوت و آوازش به گوش تان مى‏ رسد.
و نیز کتاب خدا آورده است، آن چه را براى پیامبران و فرستادگان گذشته روى داده که حکم و قضاى حتمى الهى است: «و محمّد نیست مگر فرستاده ‏ى خدا که پیش از او نیز پیامبرانى آمده و در گذشته‏ اند؛ پس آیا اگر او وفات کرد یا کشته شد، به گذشته‏ ى جاهلى خود بر مى گردید و مرتد مى شوید؟

و آن کس که به گذشته ‏هاى خود بر گردد و مرتد شود، براى خداوند زیانى نخواهد داشت و خداوند به زودى سپاس گزاران را پاداش خواهد داد». (آل عمران / ۱۴۴)

قسمت چهاردم

أَیْهاً بَنِى قَیْلَهَ! أَاُهْضَمُ تُراثَ أَبِى وَ اَنْتُمْ بِمَرْأًى مِنِّى وَ مَسْمَعٍ وَ مُنْتَدًى وَ مَجْمَعٍ؟ تَلْبَسُکُمُ الدَّعْوَهُ وَ تَشْمَلُکُمُ الْخَبْرَهُ، وَ فِیکُمُ الْعُدَّهُ وَ الْعَدَدُ، وَ لَکُمُ الدّارُ وَ الْجُنَنُ وَ الاَْداهُ وَ الْقُوَّهُ، وَ عِنْدَکُمُ السِّلاحُ وَ الْجُنَّهُ، تُوافِیکُمُ الدَّعْوَهُ فَلاتُجِیبُونَ؟! وَ تَأْتِیکُمُ الصَّرْخَهُ فَلاتُغِیثُونَ؟! وَ اَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْکِفاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّلاحِ.

وَ اَنْتُمُ الاُْولى نُخْبَهُ اللّه‏ِ الَّتِى انْتُخِبَتْ، وَ الْخِیَرَهُ الَّتِى اخْتِیرَتْ لَنا أَهْلَ الْبَیْتِ، فَبادَیْتُمُ الْعَرَبَ وَ بادَهْتُمُ الْأُمُورَ وَ تَحَمَّلْتُمُ الْکَدَّ وَ التَّعَبَ، وَ ناهَضْتُمُ الْأُمَمَ وَ کافَحْتُمُ الْبُهَمَ. لانَبْرَحُ وَ تَبْرَحُونَ، نَأْمُرُکُمْ فَتَأْتَمِرُونَ. حَتّى اسْتَقامَتْ لَکُمْ مِنَّا الدّارُ وَ دارَتْ لَکُمْ بِنا رَحَى الاِْسْلامِ وَ دَرَّ حَلَبُ الاَْیّامِ وَ خَضَعَتْ نُعَرَهُ الشِّرْکِ، وَ سَکَنَتْ فَوْرَهُ الاْءِفْکِ، وَ خَبَتْ نِیرانُ الْحَرْبِ، وَ هَدَأَتْ دَعْوَهُ الْهَرْجِ، وَاسْتَوْسَقَ نِظامُ الدِّینِ. ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

وَه پسران قَیله [اوس و خزرج از انصار] آیا از حقم باز داشته شوم؟ و حال آن‏ که شما در دیدگاه و شنیدگاه و مشورت ‏گاه ‏ام هستید و اجتماع تان در دسترس! فریادم فراگیرتان و پیام‏ هایم به گوش تان؛ در حالى که هم نفرات و هم آمادگى دارید و هم خانه و پناهگاه و هم ابزار و نیرو و سلاح و سپر نزد شماست. فریادم به شمایان مى رسد و پاسخم نمى دهید؟ و دادخواهیم به گوش تان است و پناهم نمی ‏دهید؟ و شمایان پیش تر به شجاعت و دلاورى و پهلوانى، مشهور و به خیر و خوبى و صلاح، معروف بودید. ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

و شمایان نخستین برگزیده‏ هاى خدایید که براى ما اهل بیت انتخاب شده ‏اید. شمایان بودید که با عرب به مبارزه برخاستید و با مشکلات به راحتى برخورد کردید و تحمل رنج و سختى نمودید؛ علیه امت‏ هاى دیگر برخاستید و با شجاعان و پهلوانان، بدون سپر و زره، بى‏ باکانه جنگیدید.

همواره ما فرمان مى‏ دادیم و شمایان فرمان مى بردید تا از سوى ما شمایان را پایدارى آمد و به وسیله ‏ى ما آسیاب اسلام بر محور شما به چرخش در آمد و منافع روزگاران به دست رسید و فریاد شرک خاموش شد و فوران کژى و ناراستى فرو نشست و آتش جنگ خاموش شد و فریاد آشوب به آرامی ‏رفت و نظام دین به انسجام نشست.

قسمت پانزدهم

فَاَنّى جُرْتُمْ بَعْدَ الْبَیَانِ وَ اَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الاِْعْلانِ وَ نَکَصْتُمْ بَعْدَ الاِْقْدامِ وَ اَشْرَکْتُمْ بَعْدَ الاْءِیمانِ وَ جَبُنْتُمْ بَعْدَ الشَّجاعَهِ، عَنْ قَوْمٍ «نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فى دِینِکُمْ. فَقاتِلُوا أَئِمَّهَ الْکُفْرِ اِنَّهُمْ لا اَیْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ». «أَلا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّهٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّه‏ُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

اکنون پس از روشنى حق به کجا رفتید که پس از اعلان حقیقت آن را پنهان کردید و پس از روى آورى برگشتید و از پسِ ایمان، به شرک گراییدید و از پسِ شجاعت، به هراس رو کردید. ترسیدید از قومى «که عهد و پیمان شکسته و در دینتان عیب جویى کردند! اینک با پیشوایان کفر بجنگید که آنان سوگند و پیمان ‏شان شکستند، شاید که از کارشان برگردند». (توبه / ۱۲)

«آیا نمی‌جنگید با مردمانى که سوگندهاى خود را نقض کرده و بر راندن رسول [از مدینه] همت گماشتند و ابتداى به جنگ کردند؟ آیا از آنان مى‏‌هراسید؟ حال آن‏ که خداوند سزاوارترین است که از او بهراسید، اگر راست مى گویید که ایمان دارید!» (توبه/۱۳) ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

قسمت شانزدهم

أَلا وَ قَدْ أَرى وَ اللّه‏ِ اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ اِلَى الْخَفْضِ، وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ، وَ رَکَنْتُمْ اِلَى الدَّعَهِ. وَ نَجَوْتُمْ بِالضِّیقِ مِنَ السَّعَهِ، فَعُجْتُمْ عَنِ الدِّینِ وَ مَجَجْتُمُ الَّذِى وَعَیْتُمْ وَ دَسَعْتُمُ الَّذِى سَوَّغْتُمْ. فَ «إِنْ تَکْفُرُوا اَنْتُمْ وَ مَنْ فِى الْأَرْضِ جَمِیعاً فَاِنَّ اللّه‏َ لَغَنِىٌّ حَمِیدٌ» «أَلَمْ یَأْتِکُمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ لایَعْلَمُهُمْ اِلاَّ اللّه‏ُ، جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَرَدُّوا اَیْدِیَهُمْ فى اَفْواهِهِمْ وَ قالُوا اِنّا کَفَرْنا بِما اُرْسِلْتُمْ بِهِ وَ اِنّا لَفِى شَکٍّ مِمّا تَدْعُونَنا اِلَیْهِ مُرِیبٍ» ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

هان! به خدا سوگند مى‏ بینم که به راحتى زندگى تکیه کرده ‏اید و آن را که سزاوارتر به قبض و بسط کارهاست، رانده اید و به رفاه رو آورده‏ اید. و از تنگى به آسایش، دل خوش داشته‏ اید. از طریق دین، کج شده‏ اید و آن‏ چه نگه داشته بودید، دور ریخته ‏اید و آن‏ چه به آسانى خورده بودید، برگرداندید.

پس «اگر شما و تمامى زمینیان کفر ورزند، خداوند را زیانى نخواهد بود؛ چرا که او تنها بى‏ نیاز و ستوده است». (ابراهیم / ۸)

«مگر خبر پیشینیان به شما نرسیده چون: قوم نوح و عاد و ثمود و نیز آنان که از پس ایشان آمده‏ اند و داستان شان را جز خداوند نداند؛ چرا که پیامبرانشان همراه دلایل روشن آمدند و آنان دستان در دهان ‏ها نهاده، گفتند: ما به رسالت شمایان کافریم و به آن‏ چه ما را به آن می ‏خوانید، در شک و تردیدیم». (ابراهیم / ۹)
[از ایشان درس عبرت آموزید.] ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

قسمت هفدهم

أَلا وَ قَدْ قُلْتُ الَّذِى قُلْتُ عَلى مَعْرِفَهٍ مِنِّى بِالْخَذْلَهِ الَّتِى خامَرَتْکُمْ وَ الْغَدْرَهِ الَّتِى اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُکُمْ. وَ لکِنَّها فَیْضَهُ النَّفْسِ وَ نَفْثَهُ الْغَیْظِ وَ خَوَرُ القَناهِ وَ ضَعْفُ الْیَقِینِ وَ بَثَّهُ الصَّدْروَ مَعْذِرَهُ الْحُجَّهِ. ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )
فَدُونَکُمُوها فَاحْتَقِبُوها مُدْبِرَهَ الظَّهْرِ، مَهِیضَهَ الْعَظْمِ، خَوْراءَ الْقَناهِ، ناقِبَهَ الْخُفِّ، باقِیَهَ الْعارِ، مَوْسُومَهً بِغَضَبِ الْجَبّارِ وَ شَنارِ الْأَبَدِ، مَوْصُولَهً‏بِـ «ـنارِ اللّه‏ِ الْمُوقَدَهِ الَّتِى تَطَّلِعُ عَلَى الاَْفْئِدَهِ، اِنَّها عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَهٌ فى عَمَدٍ مُمَدَّدَهٍ» فَبِعَیْنِ‏اللّه‏ِ ما تَفْعَلُونَ «وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»

هان! همانا آن‏ چه گفتم از روى فکر و اندیشه گفتم که تنها گذاشتن من، با روح شما آمیخته و بى ‏وفایى و فریب، دل‏ هایتان را فرا گرفته است. لیکن سخنان امروزم به خاطر این است که جانم بر لب رسیده و اندوهم ژرف و نیروى جانم کاسته و ایمان شمایان به سستى گراییده و اندوه و غصه‏ ام فراوان و آنک بایسته است عذر شمایان را قطع و برهانم را تمام کنم؛ پس اکنون افسار [خلافت یا فدک ]را بگیرید و ببرید.

بر شتر مقصود سوار شوید، در حالى که پشت آن زخم، استخوانش شکسته، جانش ضعیف، پایش شکسته، عیب و عار آن باقى و با خشم خداوند جبار و ننگ جاودانه، نشان دار شده است و به آتش افروخته ‏ى خداوند پیوسته است.

«آتشى که بر دل ‏ها افروخته و آن ‏ها را فرا گرفته است، آتش‏‌هایى بسان ستون‏‌هاى سر به فلک کشیده». (همزه ۶ ـ ۹) آرى، آن ‏چه مرتکب مى ‏شوید، در برابر دیدگان خداوند است «و به زودى ستمگران خواهند دید که به کجا رهسپارند!» (شعرا / ۲۲۷) ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

قسمت هجدهم

وَ اَنا ابْنَهُ «نَذِیرٍ لَکُمْ بَیْنَ یَدَىْ عَذابٍ شَدِیدٍ.» «فَکِیدُونِى جَمِیعاً ثُمَّ لاتُنْظِرُونَ»، فَاعْمَلُوا «اِنّا عامِلُونَ وَ انْتَظِرُوا اِنّا مُنْتَظِرُونَ»
رَبَّنَا احْکُمْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ اَنْتَ خَیْرُ الْحاکِمِینَ «وَ سَیَعْلَمُ الْکُفّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدّارِ»
«وُ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللّه‏ُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ»، «وَ کُلَّ اِنْسانٍ اَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فى عُنُقِهِ»
«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّهٍ شَرّاً یَرَهُ»؛ وَ کَاَنَّ الْأَمْرَ قَدْ قُصِرَ. ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

و منم [فاطمه] دختر آن ‏که «در نزدیکى روز رستاخیز، شمایان را از عذاب سخت آن انذار مى کند». (سبأ / ۴۶)
«اکنون درباره‏ ام مکر کنید و فرصتى برایم نگذارید». (هود / ۵۵) و کارتان را به انجام رسانید و ما «نیز کارمان را انجام مى دهیم و چشم به آینده بدوزید که ما نیز چشم به راه آینده ‏ایم!» (هود / ۱۲۱ ـ ۱۲۲)

پروردگارا! میان ما و ملّت‏ مان به حق داورى کن که تو بهترین داوران هستى و «به زودى کافران خواهند دانست که پایان کار به سود چه کسى است!» (رعد / ۴۲) ( خطبه فدکیه حضرت صدیقه طاهره )

«و اى پیامبر! بگو: هر چه مى‏ خواهید انجام دهید که به زودى خداوند، رسول و ایمانیان، نتیجه ‏ى کارتان را خواهند دید». (توبه / ۱۰۵) «و هر کسى نامه ‏ى کردارش بر گردنش آویخته است». (اسراء / ۱۳)

«پس هر آن کس که به قدر ذرّه ‏اى نیکى کند، آن را خواهد دید و آن ‏که به اندازه ‏ى ذرّه ‏اى بدى کند، آن را خواهد یافت». (زلزله / ۷ ـ ۸)

(گویا کار در زمان اندک انجام شده و به نتیجه رسیده [و آن، این‏ که شمایان بی ‏وفایى کردید و نتیجه را خواهید چشید.)

برای مطالعه متن خطبه فدکیه به همراه ترجمه و همچنین مشاهده پاورپوینت فدک می توانید به لینک های زیر مراجعه نمایید.
متن خطبه فدکیه (word)  فایل پاورپوینت فدک چه بود و چه شد

فایل صوتی خطبه فدکیه

صوت خطبه فدکیه با قرائت مهدی صدقی

لینک دانلود خطبه فدکیه

صوت خطبه فدکیه با قرائت محسن فرهمند آزاد

لینک دانلود خطبه فدکیه

صوت ترجمه فارسی خطبه فدکیه

لینک دانلود خطبه فدکیه

اسناد خطبه فدکیه

لینک دانلود اسناد خطبه فدکیه

 

امیدواریم مقاله خطبه فدکیه مورد استفاده شما بزرگواران قرار گرفته باشد.

برای مطالعه بیشتر در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها می توانید به لینک فهرست زیر مراجعه نمایید
فهرست فاطمیه

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن