متن ادبی و دکلمه محرمآثار نوشتاری و اجرایی محرمبزرگسالمتنیمحرممخاطبیننوجواننوع محتوا

گناه تو چیست – متن ادبی محرم

گناه تو چیست

گناه تو چیست عنوان مقاله ای است که در مورد غم و غربت امام عصر علیه السلام و رحمت و برکتی که به واسطه ی حضرت به ما می رسد به صورت متنی ساده بیان شده است.

گناه تو چيست ؟!

آخر به كدامین گناه صبح‌ هایت همه حسرت است و شبهایت همه آه؟! این همه سال، این همه انتظار، این همه چشم به ‌راهی… به من بگو چه می كنی با این قلبِ پر درد؟! چه می‌ كنی با آه، چه می‌ كنی با درد؟! چه می‌ كنی با سوز، چه می‌ كنی با مرورِ این خاطرات تلخ؟!… خاطره در … خاطره دیوار… خاطره گل‌ میخ… خاطره مادر… خاطره مسجد… خاطره محراب… خاطره فرق شكافته… خاطره پدر… خاطره زهر… خاطره زندان… خاطره زنجیر…

خاطره تشنگی… خاطره تنهایی… خاطره طفل شیرخوار، عمود آهن، كَمرِ شكسته، پیشانی سنگ خورده، تیر سه‌ شعبه، گلوی بریده… آه… خدای من… چه می‌كنی با این همه درد، چه می‌كنی با این همه آه  چه می‌كنی با این همه سوز؟! چه بوده است زندگی تو؟ هر لحظه با درد، هر لحظه با غم، هر لحظه با غربت.. آه… غربت، غربت، غربت…

یا صاحب الزمان! تو با غربت جدّت بیش از رنج‌ های دیگرش آشنایی… تو درد غربت را می‌ شناسی، با غریبی آشنایی… با رنج خیانت مردمان خو گرفته‌ای… و می‌ دانی كه درد و رنج و غم چیزی است و احساس تنها بودن و تنها ماندن چیز دیگر… آه پدر… تو نیز تنها مانده‌ ای … تو نیز غریب مانده‌ای… باور می‌ كنی پدر؟!

گذر ایام تو را از یاد مردمان برد… گذر ایام تنها نام تو را لقلقه زبانشان كرد… می‌ فهمی پدر؟! لقلقة زبان و دیگر هیچ… و به یقین تو در شگفتی، از آنان كه گریه می‌كنند بر غربت امام شهیدشان و نمی‌ گریند بر غریبی امام زنده خویش… آه پدر… به كدامین گناه تنها مانده‌ ای… چه بوده است كه نكرده‌ ای در حق مردمان؟! چه بسیار سفره‌ هاشان كه دعا كردی و خداوند بركت داد… چه بسیار نمازها كه خواندی و خداوند باران داد…

چه بسیار ناله‌ ها كه كردی و خداوند رحمت فرستاد… و چه بسیار صورت‌ كه بر خاك گذاشتی تا خداوند درگذرد از ایشان… آه پدر… تك تكشان را در یاد نگاه می‌ داری… و یكایكشان را در نظر داری… و فراموششان نمی‌ كنی…

پس چگونه است كه ایشان فراموشت كرده‌اند؟! چگونه است كه دم می‌ زنند از این كه اگر در كربلا بودند هرگز امامشان را تنها نمی‌ گذاشتند و نمی‌ بینند امروز را كه چگونه تنهایت گذارده‌اند…

و تو خوب با بهانه‌ هاشان آشنایی… خو گرفته‌ ای… می‌نالند از غم نان و اینكه فرصتی ندارند تا آنچنان كه باید به امامشان بپردازند و به یاد می‌آورم گفتار آنان را كه به بهانه‌ هایی چون این، چگونه جدّت حسین† را تنها گذاردند…

دنیا فرقی نكرده است پدر… دنیا فرقی نكرده است… و ای كاش می‌ یافتند كه نه حسین† را در كربلا احتیاجی به آنان بود و نه تو را در این زمان… ای کاش می دانستند که این سوز و گداز تو، نه برای خودت که برای خودشان است…گوش هاشان سنگین شده است پدر جان ! گوش هاشان سنگین شده است…

و ای کاش نه به لقلقه ی زبان، که یقین می داشتند از حالشان غافل نمی شوی…ای کاش می یافتند که غم نانشان را فراموش نمی کنی…و ای کاش می دانستند که چشمان تو در همه حال نظاره گر آنان است…و با اعمال خیرشان شاد و با اعمال زشتشان شکسته می شوی…

اما دعا می کنی در حقشان….


برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا