نوع محتواآثار نوشتاری و اجرایی محرمبرگزاری عزاداری محرمکودکمتنیمحرممخاطبیننوجوان

طرح‌های جامع محرم – محرم کودک

طرح‌های جامع محرم ویژه کودکان شامل داستان، کلیپ به دو زبان فارسی و انگلیسی

طرح‌های جامع محرم ویژه کودکان شامل داستان، لینک دانلود کلیپ و … به دو زبان فارسی و انگلیسی طراحی شده است که شما می توانید در ایام محرم در مدارس و مراکز آموزش از آنها استفاده کنید.

طرح‌های جامع محرم – موضوع کلی

تحلیل حرکت امام حسین از مدینه تا کربلا، ماجرای حضرت قاسم (علیه السلام)، اهمیت حرکت در زندگی بر مبنای رضای خداوند.

پیش برنامه /کاردستی: طرز تهیه کاردستی نامه در انتهای جدول آمده ­است. چگونگی استفاده ­ی این نامه در قسمت آغاز آمده ­است.

پخش مداحی برای ایجاد فضای حزن و روحانی در برنامه
برای مشاهده نواهای کودکانه کلیک کنید.


طرح‌های جامع محرم – اهداف

با توجه به عدم حضور هم ­زمان بچه­ ها  توصیه می­ شود قبل از شروع رسمی برنامه برای فراگیرانی که زودتر آمده ­اند کاردستی و یا رنگ­ آمیزی مرتبط با این مناسبت انجام شود.

مواد لازم – شیوه اجرا

  1. کاغذ کاهی با ابعاد تقریبی 15*25 سانتی متر
  2. دو چوب باریک
  3. نوار باریک از جنس گونی و یا نخ کاموا
  4. چسب حرارتی

سلام بچه­ ها خوبین ان شاءالله؟ خوش آمدین به جمع ما و ما امیدواریم که این لحظاتی که دور هم هستیم لحظات خوبی برامون باشه و چیزهای جدید هم یاد بگیریم و خلاصه راضی از این جا بیرون بریم. امیدوارم شما هم کمک کنین که این طوری بشه.

خب کاردستیتون چطور بود؟ به نظرتون نامه­ هاتون جالب شده؟ دوسش داشتین؟ حالا من بهتون می­گم که توی این نامه چی می­ خوایم بنویسیم. ولی هر کاری رو با چی شروع می­ کنیم؟ بله با نام و یاد خدا و توکل به خودش که کمکمون بکنه اون کار رو با موفقیت انجام بدیم.

یعنی هم برنامه­ مون رو با یاد خدا شروع می­کنیم و بسم الله می­ گیم، و هم بعد که نامه­ هامون رو می ­نویسیم، بالای نامه­ هامون نام خدا رو می­ نویسیم. پس حالا با هم بلند می­ گیم: بسم الله الرحمن الرحیم. خب، حالا که از خدا کمک گرفتیم برای شروع کارمون، به کتاب خدا هم مراجعه می­ک نیم و از سخن خدا هم درس می گیریم. خب، کی این جا سوره­ ی فجر رو بلده؟ یا می­دونه کجای قرآنه؟

سوره­ ی فجر

سوره­ ی فجر در جزء 30 قرآنه و سوره­ ی خیلی قشنگیه که الان چند آیه ش رو با هم می­ خونیم و با این سوره بیشتر آشنا می­ شیم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ .  اى نفس مطمئنه (۲۷)

ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً . خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد (۲۸)

فَادْخُلِی فِی عِبَادِی . و در میان بندگان من درآى (۲۹)

وَادْخُلِی جَنَّتِی . و در بهشت من داخل شو (۳۰)

(این معنای آیات، برای مربیان آمده ­است.)

این آیه­ ها، آیه­ های آخر سوره­ ی فجر بودند. بچه­ ها! در این سوره بیشتر بحث غلبه­ کردن نور به ظلمت و پیروزی مؤمنان بر دنیا پرستان ذکر شده. حتی اسم این سوره هم که “فجر” هست همین معنا رو می­ده. اگه گفتین معنی فجر چیه و به چی اشاره می­ کنه؟

شاید تا حالا کلمه­ ی فجر رو شنیده باشین که به وقتی می­گن که داره سحر می­شه و کم کم نور خورشید در آسمون پدیدار می­ شه. اگه گفتین در اون لحظه­ ها چه چیزی داره بر چه چیزی غلبه می کنه؟ بله درسته، نور خورشید به تاریکی غلبه می­ کنه و هوا داره کم کم روشن می ­شه.

آیه­ های آخر

در آیه­ های آخر این سوره، خداوند ماجرای یک قوم سرکش رو برای ما بیان می­کنه و می­گه که عاقبت سرکشی و طغیان و گمراهی این قوم مجازات و عذاب اون­ها در قیامت و در جهنم هست. ولی در ادامه، در این آیه­ هایی که ما خوندیم خداوند می ­فرماید: ای انسانی که آرامش یافته ­ای و مطمئن هستی! به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او خشنود و راضی هستی و هم او از تو خشنود و راضی است! پس در میان بندگان خوب من بیا و به بهشت من وارد شو!

روایات مختلفی از امامانمون در مورد این سوره و این آیات پایانی به دست ما رسیده که به ما می­فرمایند: این سوره مربوط به امام حسین (علیه السلام) هست و منظور خدا از این آیات انتهایی امام حسین (علیه السلام) هستند. در حقیقت، اون انسان ارزنده­ای که به خدا اطمینان کامل داره و آرامش یافته.

امام حسین (علیه السلام)

امام حسین (علیه السلام) هستند که مطابق رضای خداوند عمل کردن و هم خدا از ایشون راضی هست و هم ایشون با رضایت و آرامش و توکل کامل به خداوند در روز عاشورا به همراه خانوادشون در کربلا مقابل دشمنان اسلام ایستادن تا نور بر ظلمت و تاریکی غلبه کنه مثل وقتی که نور فجر یا سحر به تاریکی شب غلبه می­کنه، و همه فهمیدند که حق با امام حسین (علیه السلام) هست و اسلام واقعی نزد چه کسانیه.

ما هم اگه بخوایم شامل این آیه ­ها بشیم می­تونیم، نه اینکه فقط امام حسین (علیه السلام) می­تونستن به خدا اطمینان داشته ­باشن و آرامش پیدا کرده باشن. ایشون درجه­شون از همه بالاتر بوده و آرامش بیشتری پیدا کرده­ بودن چون توکلشون از همه قویتر بوده و فقط رضایت خداوند رو میخواستن، ولی ما هم با دوست داشتنشون و شناختن راهشون و هدفشون می­ تونیم در همون راه قدم برداریم و به چنین مقام­ هایی برسیم ان شاء الله.

خب فکر کنم دوست داشتین که با هم معنای چند آیه ­ی قرآن رو دوره کردیم و یاد گرفتیم.

نفس مطمئنه

اینو حواستون باشه که “نفس مطمئنه” ی زمان ما امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) هستند. ایشون هم الآن بهترین بنده خدا در روی زمین هستند. همون طور که امام حسین مصیبت­ های زیادی در عاشورا کشیدند، حضرت مهدی هم در این بیش از ۱۰۰۰ سال که در غیبت هستند، این همه ناراحتی هایی که شیعیانشون و مردم دنیا از دست ظالم­ ها و آدم­ های بد می­ کشند خیلی آزارشون می­ده، اما ایشون صبر می­ کنند تا خدا بخواهد که ظهور کنند.

یعنی ایشون هم از خدا راضی هستند و خدا هم از ایشون. و الآن هم برای اینکه ما بتونیم خودمون رو در راه امام حسین قرار بدیم، باید مطابق رضای خدا عمل کنیم، یعنی پیروی امام زمانمون باشیم و ایشون رو دوست داشته ­باشیم و کارهایی کنیم که ایشون رو خوشحال می­ کنه و …

نامه

خب بچه­ ها! بریم سراغ نامه: می­دونین امام حسین علیه السلام برای چی از شهرشون به سمت کوفه رفتند؟ بله، چون مردم کوفه که از دست یزید و والیانی که اون قرار داده ­بود، خسته شده­ بودند. چون هم یزید خیلی بهشون ظلم می­کرد و هم خیلی بی­شرمانه از فرمان­ های الهی و اسلام سر باز می­ زد و آشکارا گناهان بدی رو انجام می­داد.

خلاصه که دیگه در ظاهر هم، به نظر مسلمان نمی­رسید. برای همین هم مردم به امام نامه نوشتند و دردِ دل کردن و از ایشون درخواست کردن که به کمکشون بیان. گرچه به قولشون و خواستشون وفادار نموندن و باز هم گول شیطان رو خوردن.

نامه درد و دل

حالا ما می ­خوایم تو این نامه­ ها برای اماممون دردِ دل کنیم و باهاشون حرف بزنیم. می­ خوایم اگه منتظرش هستیم، این رو بهشون بگیم و هر چقدر ایشون رو دوست داریم بهشون خبر بدیم. بگیم که دلمون براشون تنگه و خیلی دوست داریم که ببینیمشون.

هممون می ­دونیم که امام زمانمون از این نامه­ای که می ­نویسیم خبر دارن و می­دونن که ما بهشون چی گفتیم. ما این نامه رو یه جای امن نگه می ­داریم و هر سال یه سری به این نامه می­زنیم و بیعتمون رو تجدید می­کنیم. م

ی­تونین هر سال حرفای جدیدی برای امام زمان بنویسین. و امیدواریم که یه روز این نامه رو بدیم به دست مبارک خودشون. اگرم کسی دوست داشت، می­تونه نامه­شو بده به من تا بلند برای همه نامه­ اش رو بخونم.

(می ­توانید تصحیح کنید و یا نکات را انتقال دهید).

نکات طرح‌های جامع محرم

توسل به قرآن برای نورانی شدن دل که عامل هدایت است.
آشنایی با سوره‌ی فجر و مفهوم کلی آن.
ذکر ارتباط این سوره مخصوصا آیات انتهایی آن با امام حسین (علیه السلام).
اهمیت آگاهی داشتن از معانی آیات قرآنی.
پرداختن به این نکته که دردِ دل کردن با امام و حتی نامه نوشتن به امام کار خوبی است و ایشان در جریان احوال ما هستند.
تقبیح وفادار نماندن به عهد با اشاره به نامه نوشتن کوفیان و …
بهتر است آیات برای شرکت­ کنندگان به نمایش درآید تا بتوانند هم­خوانی داشته ­باشند.

کلیپ صحرای عشق

داستان فریاد زد عمو جان!

هوا تاریک شده ­بود. از لشکرگاه دشمن صدای خنده و شادی می ­آمد. اما خیمه ­های مرد آزاد ساکت بود. همه به فکر جنگی بودند که فردا شروع میشد. مرد آزاد یارانش را جمع کرد و به آن­ها گفت: «دشمن فقط دنبال من است و با شما کاری ندارد. حالا که هوا تاریک است فرار کنید بروید و جانتان را نجات بدهید.»

اولین کسی که حرف زد پسری نوجوان بود. نوجوانی که پسر برادر مرد آزاد بود. او از مرد آزاد پرسید: «عمو جان اگر من پیش شما بمانم فردا کشته میشوم؟» مرد آزاد از او پرسید: «مرگ در نظر تو چگونه است؟» نوجوان گفت: «اگر در راه شما باشد از عسل هم شیرین­تر است.» مرد آزاد گفت: «فردا تو کشته می‌شوی.»

بعد از این حرف، مرد آزاد ساکت ماند. دوباره به یارانش گفت: «هر کس می­ خواهد برود چون اگر بمانید کشته می‌ شوید.» آن شب تعدادی از همراهان مرد آزاد در تاریکی فرار کردند و رفتند. مرد آزاد ماند و خانواده‌ اش و هفتاد و دو یار که آماده بودند با دشمن بجنگند.

آن شب، نوجوان خیلی به سؤال عمویش فکر کرد. عمویش درباره ­ی مرگ از او پرسیده‌ بود. نوجوان فکر کرد: آیا جواب مناسبی به سؤال او داده‌ است یا نه؟ در همان حال چشم‌ هایش را روی هم گذاشت تا بخوابد.

ناگهان احساس کرد پروانه‌ هایی نورانی دور و برش پرواز می‌ کنند. چشم‌هایش را باز کرد. اما هیچ پروانه‌ ای در اطرافش نبود. دوباره چشم‌ هایش را بست و دوباره همه جا پر از پروانه‌ های نورانی شد.

کرب و بلا

آن شب هر بار که نوجوان چشم‌ هایش را روی هم می‌ گذاشت و باز می‌کرد، پروانه‌ های نورانی را می‌ دید که اطرافش می‌ چرخند. صبح شد. روز مبارزه ی بزرگ بود. مبارزه در سرزمینی که بلا و مصیبت با خود داشت. سپاه دشمن مثل دیواری دور و دراز در مقابل سپاه کوچک مرد آزاد ایستاده­ بودند.

ناگهان سربازهای دشمن تیرها را در کمان گذاشتند و به طرف یاران مرد آزاد پرتاب کردند. تعداد زیادی از یاران مرد آزاد کشته و یا زخمی شدند. پسر بزرگ مرد آزاد به میدان رفت و شهید شد. نوجوان آماده شد تا به میدان برود و با دشمن بجنگد. مرد آزاد او را دید و گریه‌اش گرفت. او به سر تا پای نوجوان نگاه کرد.

جنگ

چطور پسری با قد و قواره‌ای کوچک می‌توانست با سربازهای دشمن بجنگد و پیروز شود؟! مرد آزاد با خودش فکر کرد: او هنوز برای جنگیدن کوچک است. مرد آزاد دوست نداشت نوجوان به میدان برود و با کسانی بجنگد که خیلی بی‌رحم بودند.

مرد آزاد دستش را روی شانه نوجوان گذاشت، با مهربانی در چشم‌هایش نگاه کرد و گفت: “نمی‌خواهم کشته بشوی.” نوجوان به سربازهای دشمن نگاه کرد.

به هزاران سربازی که تا دوردست‌ها ایستاده ­بودند و بیشترشان سوار اسب‌هایی بودند که آرام و قرار نداشتند. نوجوان به عمویش گفت: “من زنده بمانم شما کشته شوید؟ دوست ندارم چنین روزی را ببینم.”

گریه نوجوان

مرد آزاد باز هم به او اجازه نداد تا به میدان برود و بجنگد. نوجوان گریه کرد و دست و پای مرد آزاد را بوسید. مرد آزاد او را بغل کرد و موهایش را بوسید. نوجوان با التماس در چشم‌های مرد آزاد خیره شد.

با نگاه با عمویش حرف می­زد. مرد آزاد نمی‌دانست چطور می‌تواند او را از رفتن به میدان و جنگیدن با سربازهای بی‌رحم منصرف کند.

نوجوان در چشم‌های مرد آزاد نگرانی را دید. اما دوباره خواسته‌اش را به زبان آورد. مرد آزاد دیگر حرفی نزد و نوجوان راهی میدان جنگ شد. کمی بعد نوجوان در میدان جنگ ایستاد. اولین سرباز دشمن به او حمله کرد، اما با ترس و لرز از مقابلش فرار کرد.

دومین سرباز به دست او کشته­ شد. نوجوان مثل مردی نیرومند و قوی می‌جنگید اما در اوج ضربه شمشیرها و نعره اسب‌های زخمی، بند یکی از کفش‌هایش باز شد.

خم شد تا بند کفشش را ببندد. یکی از سربازهای دشمن از فرصت استفاده کرد و با شمشیر به سرش زد. نوجوان با صورت روی زمین افتاد و فریاد زد: عموجان! مرد آزاد در میان گرد و غبار و هیاهوی سپاه دشمن، صدای نوجوان را شنید.

حمله دشمن

به طرف او دوید و سرباز دشمن را دید که بالای سر نوجوان ایستاده‌است و از چانه‌اش عرق می‌چکد. مرد آزاد به او حمله کرد و با ضربه‌ای دستش را قطع کرد.

سرباز دشمن از درد دندان‌هایش را روی هم فشار داد. تمام نیرویش را جمع کرد و به طرف یارانش فریاد زد: چرا حمله نمی‌کنید؟ منتظر چی هستید؟! یک‌دفعه بیشتر از ده نفر به مرد آزاد حمله کردند.

مرد آزاد با همه آن­ها جنگید و مجبورشان کرد عقب‌نشینی کنند. در میان گرد و غبار چند تا از سربازهای دشمن آمدند و قاتل پسر نوجوان را از زیر شمشیر مرد آزاد نجات دادند.

نوجوان از درد به خود می‌پیچید و ناله می‌کرد. برای لحظه‌ای چشم‌هایش را بست. وقتی دوباره چشم‌هایش را باز کرد، عمویش را دید که روی صورتش خم شده ­بود و گریه می‌کرد. نوجوان با لبخند کوچکی دوباره چشم‌هایش را بست.

نگاه مرد آزاد که به موهای خونی نوجوان افتاد، فهمید که او دیگر چشم‌هایش را باز نمی‌کند. او را بغل کرد و به خمیه برد.

نوجوان برای همیشه خوابید و اطرافش پر از صدای بال پروانه‌ها شد.

طرح‌های جامع محرم – اهداف

  1. آشنایی با حضرت قاسم ابن الحسن (علیه السلام).
  2. آشنایی با مظلومی امام حسین و معصومی یاران ایشان.
  3. آشنایی با شجاعت یاران امام حسین علیه السلام
  4. آشنایی با مهارت داستان­گویی و جلب توجه بچه‌ها به داستان.

پرزی مسافر کربلا

اسلاید 2: بچه ­ها، مردم کوفه در زمان امام علی (علیه السلام) طعم ولایت امام علی (علیه السلام) رو چشیده­ بودن. فهمیده ­بودن که ایشون چقدر عادل و مهربانن. فهمیده­بودند که ایشون با تمام آدمای عادی متفاوتن. بعد از حضرت علی (علیه السلام) فرزند بزرگشون یعنی امام حسن مجتبی (علیه السلام) جانشین ایشون و امام شیعیان شدن که همزمان با ایشون معاویه هم خودش رو حاکم مسلمون­ها معرفی کرده ­بود. بعد معاویه امام حسن رو شهید کرد و امام حسین شدند امام سوم شیعیان.

تصویر 3: وقتی معاویه ­ی حیله­ گر ستمکار مُرد، پسرش یزید روی کار اومد. یزید یک آدم شرابخوار بود و در ملأ عام یعنی جلوی مردم کارهای گناه انجام می­داد و خُلق و خوی خیلی بدی هم داشت. او خواست از امام حسین (علیه السلام) به زور بیعت بگیره، یعنی اینکه امام حسین بگن که او رو به عنوان حاکم مسلمون­ها قبول دارن، تا با این کار، بقیه­ ی مردم هم با او مخالفت نکنن. امام حسین هم معلوم بود که هیچ وقت با اون انسان فاسد بیعت نمی­کنن، چون او داشت آبروی اسلام رو می­برد و اگر امام قبول می­کردن، مردم فکر می­کردن که یزید آدم خوبیه و مردم همه گمراه می­شدن.

تصویر 4: در اون زمان امام حسین توی مدینه زندگی می­کردند. یزید به حاکم شهر مدینه دستور داد که به زور از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیره و ایشون رو تحت فشار بذاره. امام حسین (علیه السلام)) هم احساس خطر کردند و به صلاح دونستن که از مدینه شبانه همراه خانواده و دوستانشون خارج شن و به مکه که خانه امن خدا بود پناه ببرن.

اسلاید 5

بچه­ ها! مردم کوفه می­دیدند که یزید به صورت علنی گناه می­کنه، به اونا ظلم می­کنه تازه… خودش رو جانشین پیامبر می­دونه!!! تصمیم گرفتن به امام حسین یعنی جانشین واقعی پیامبر که خداوند اون رو انتخاب کرده­بود روی بیارن و برای همین تصمیم گرفتن به ایشون نامه بدن و ایشون رو دعوت کنن تا به کوفه بیان و به داد اون­ها برسن. نامه­ ها رو که در تاریخ 12000 نامه با 220000 امضا گفته شده بار شتر­ها کردن و به چند نامه رسان دادن تا اون­ها رو به دست امام حسین (علیه السلام) در مکه برسونند. اونا نوشته ­بودند که یزید بدکار، تمام انسان­های خوب را کنار گذاشته و فقط بدی و شرارت می­کنه اونم به اسم اسلام. امام حسین به سوی ما بیایید. و پیشوای ما شوید و برایمان حکومت حق را بر پا کنید.

اسلاید 6:  امام حسین برای اینکه حرمت خانه خدا حفظ بشه و به بهانه دستگیر کردن امام جنگ و خونریزی در خانه خدا اتفاق نیوفته، نیتی که برای حج داشتند رو تبدیل به عمره کردن و مکه رو ترک کردند و راهی کوفه شدن.

اسلاید 7

امام با خانواده و بچه­ هاشون و تعدادی از یارانشون به سمت کوفه حرکت کردن. ایشون 24 روز در هوای بسیار گرم در راه بودند.

تصویر 8: امام همزمان با حرکت به سمت کوفه پسر عموی خودشون یعنی جناب مسلم بن عقیل رو که خیلی به ایشون اطمینان داشتن رو به کوفه فرستادن تا از درستی نامه­ ها مطمئن بشن و ببینن مردم تا چه اندازه در این هدفشون محکم هستند و آماده حضور حضرت و حکومت عادلانه ایشون هستند.

مسلم بن عقیل وقتی وارد کوفه می­شن با استقبال بی­نظیر کوفیان مواجه می­شن که برای بیعت با ایشون که فرستاده­ی امام بودن آمده بودن. برای همین هم مسلم برای امام پیکی رو می­فرستن و اطلاع می­دن که کوفیان در خواسته­ هاشون محکم هستند و ایشون می­تونن به کوفه بیان.

اما در همین روزها عبیدلله بن زیاد ملعون که خیلی سنگدل بود، از طرف یزید مأمور شده­ بود تا با تعدادی سرباز به کوفه بیاد تا برای یزید حکومت رو نگه داره و نذاره به دست امام حسین (علیه السلام) و یارانشون بیافته.

تصویر 9

بله بچه ­ها، متأسفانه ابن زیاد شروع به فریب دادن و گول زدن مردم کرد و همه اون­هایی که از امام حسین دعوت کرده ­بودند که به کوفه بیان رو با قول­های الکی به پول و مقام گول زد یا بعضی­ها رو تهدید کرد که اون­ها رو خواهدکشت. کوفیان عهدشکنی کردن و همشون جناب مسلم رو تنها گذاشتن، به طوری که در ابتدای نماز مغرب تعداد خیلی زیادی از مردم پشت سر مسلم بن عقیل نماز خواندند ولی بعد از نماز عشا همه ­ی اون­ها از ترسِ دار و دسته­ ی یزید و مأمورانش مسلم رو تنها گذشتن و فرار کردن…..

تصویر 10: مردم کوفه از ترس اینکه سربازای ابن زیاد بیان خونه ­هاشون رو بگردن و بکشنشون حتی به جناب مسلم آب و غذا هم ندادن و درِ خونه هاشون رو به روی ایشون باز نمی­کردن. و حضرت مسلم بدون جایی که بتونن در اونجا استراحت کنن و یا چیزی بخورن در کنار کوچه ایستاده­بودن و به دیوار یک خونه تکیه داده بودن و داشتن به همه­ی این اتفاقات فکر می­کردن و ناراحت امام حسین (علیه السلام) و خونواده و یارانشون بودن که یک دفعه صاحب خونه­ای که بهش تکیه داده بودن در رو باز کرد.

پیرزن به جناب مسلم گفت: ای مرد چه می­خواهی؟ حضرت مسلم از او کمی آب خواستند و بعد که ایشون آب خوردند، پیرزن پرسید: پس چرا نمی­روی؟! جناب مسلم گفتند: جایی ندارم. پیرزن گفت: تو که هستی؟ مسلم جواب داد: من مسلم بن عقیلم. پیرزن ایشون رو شناخت و به خونه­اش راهشون داد، چون اون زن شیعه و دوستدار حضرت علی بود و خیلی شجاعتر از بیشتر مردای کوفه بود. ولی وقتی که پسرش به خانه برگشت و فهمید جناب مسلم اون جا هستن، جای ایشون رو به سربازها لو داد تا از ابن زیاد پول بگیره…

تصویر 11: خلاصه ایشون رو با نامردی دستگیر کردن و به ابن زیاد تحویل دادند. اون جفاکار هم حضرت مسلم رو در حالی که اشک­ریزان بودن از این که این مردم به امام حسین پشت کردن و امام دارن به سمت این مردم نامرد میان، به شهادت رسوندن.

تصویر 12: بچه­ ها! این ماجرا برای حضرت علی هم اتفاق افتاد؛ کی یادشه؟ یادتونه پیامبر توی غدیر خم به همه مسلمون­ها گفتند که حضرت علی جانشینشون هستند و همه مردم با ایشون بیعت کردند که بعد از پیامبر، حضرت علی رهبرشون باشه؟ اما مردم فراموش کردند و بعد از پیامبر، حضرت علی رو تنها گذاشتند!!

تصویر 13

آخ آخ آخ بچه­ ها! الان که امام ما امام زمان هستند، نکنه ما هم بدی کنیم، و به جای اینکه یارشون باشیم و ایشون رو خوشحال کنیم، کار زشت کنیم که قلب ایشون از دستمون ناراحت باشه. اگر ما دینداریم، اگر امام زمانمون رو دوست داریم، باید یار عاقل امام زمان باشیم، نه مثل کوفیان گول بخوریم یا از ترس اینکه نکنه یه چیزایی رو، یا یه خوشی­هایی رو توی دنیا از دست بدیم، برخلاف میل ایشون عمل کنیم!

ما شیعه امام زمان هستیم و باید کارهامون و حرف­هامون طوری باشه که مردم بگن: به به! آفرین به این کسانی که شیعه و مسلمان هستند. چقدر راستگو هستند! چقدر مهربون هستند! چقدر به دیگران کمک می­کنند! چه بچه­ های خوبی هستند! اگر این طوری نباشیم، آبروی اماممون رو برده­ایم! باید خیلی مواظب باشیم. خلاصه …

اسلاید 14

امام در حرکت به سمت کوفه بودند تا اینکه در نزدیکی کوفه سپاه ابن زیاد، مانع حرکت امام و خانواده و یارانشون شدن و راه رو به روی اونها بستند و اجازه ورود به کوفه رو بهشون ندادن. پس راه امام به سمت بیابانی در اطراف کوفه کشیده شد. کاروان حرکت می­کرد تا اینکه اسب امام حسین ایستاد و دیگه حرکت نکرد.

امام حسین پرسیدند: اینجا کجاست؟ گفتند: کرب و بلا. امام فرمودند که معنیش می­شه جای رنج و بلا، و این­جا همون جایی هست که پدربزرگم رسول خدا به من وعده­ی اون رو داده بودن. امام حسین در روز دوم ماه محرم به اینجا رسیدن و همونجا خیمه زدن. روز هفتم محرم ابن زیاد ملعون دستور داد: آب رود فرات رو که همه از اون می­آشامیدن بر روی امام، خانواده و یارانشان ببندن و از آن روز تا عصر عاشورا تمام همراهان امام حسین و خود ایشان آب خیلی کمی در خیمه­ ها داشتند و تشنه بودند.

کربلا

خب، تا اینجای ماجرا، امام حسین رسیده­ بودند کربلا. اتفاقات مهمی هم در کربلا افتاد تا اینکه شب دهم محرم و روز دهم محرم یا همون عاشورا شد. من از اون اتفاقات می­گذرم و می­خوام چندتا درس مهم که از ماجراهای روز عاشورا می­گیریم رو براتون تعریف کنم:

بچه­ ها! عاشورا همه لحظاتش و همه افرادی که در روز عاشورا با امام بودن برای ما درس هستن، شاید صد تا درس، اما ما چندتاشون رو با هم مرور می­کنیم:

1-امام حسین با وجود تمام سختی­ها و اذیتی که در این سفر شده ­بودن، باز در هر زمانی که ممکن بود، مردم و سربازان ابن زیاد رو راهنمایی می­کردن و اون­ها رو به دین اسلام واقعی و حقیقی دعوت می­کردن.

می­فرمودن: جنگ و خونریزی راه نیاندازید. مال و مقام دنیا در مقابل انسان بودن ما ارزشی نداره و اینا چیزایی هستن که از بین می­رن ولی انسانیت ما باقی می­مونه و اون دنیای ما رو می­سازه.

معرفی

یادآوری می­کردن که نوه رسول خدا هستن، همان کسی که به دعوت او با دین اسلام آشنا شدن. می­فرمودن: من فرزند دختر رسول خدا هستم، آیا من به شما ظلمی کردم که قصد جنگ با من رو دارید؟! آیا غیر از دستور خدا رو انجام داده­ام؟! آیا من کسی از شما را کشته­ام که اینجور می­خواهید من و خانواده­ام رو شهید کنید؟!

اگر دین ندارید، حداقل انسان­های آزاده و باشرفی باشید. ما سر جنگ با شما نداریم، پس ما رو رها کنید تا از اینجا به محلی امن و آرام بریم و ما با شما کاری نداریم. اما افسوس که اینقدر اون­ها گناه کرده­بودن و پول و مقام دنیا براشون مهم شده­بود که اصلا حرفای امام به گوششون نمی­رفت.

2-با اینکه ظالمان ملعون همه خانواده ایشون رو یا کشتند یا آزار دادند، باز ایشون چون همه این کارها رو برای رضای خدا و هدایت مردم انجام می­دادن، به تمام این سختی­ها صبر می­کردن و راضی بودن. توکل و صبر ایشون به حدی بالا بود که خداوند از صبر و ایمان ایشون توی قرآن یاد کرده (یا ایَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّة – إرجِعی إلی رَبِّکِ راضیَةً مَرضیَّة).

3- بعضی از شیعیان حاضر شدند برای یاری امام زمانشون از همه چیزشون بگذرند. اصحاب و یاران امام حسین همه می­دونستن که شهید می­شن، اما با وجود این حاضر بودند در کنار امامشون بمونن و از ایشون و خانواده­شون دفاع کنند. اون­ها از همسر و فرزندانشون خداحافظی کرده ­بودند و همسرهاشون هم با ایمان قوی که داشتن اون­ها رو تشویق کرده ­بودند که برن و امام زمانشون رو یاری کنند.

اهداف

  1. آشنایی با دلایل حرکت اباعبدالله به سمت کوفه و وقایع روز عاشورا
  2. درس­هایی از امام حسین (علیه السلام) و یارانشان.

 

انیمیشن حضرت قاسم (علیه السلام)

آشنایی با حضرت قاسم بن الحسن و دفاع ایشان از امامشان و شهادتشان

فعالیت گروهی پرسش و پاسخ پیرامون واقعه­ ی عاشورا

بچه­ ها را به گروه­های 2 یا 3 نفره تقسیم کنید (متناسب با تعداد شرکت کنندگان) و برای هر گروه یک سؤال مطرح کنید و به آن­ها 2-3 دقیقه زمان دهید که برای جواب سؤالشان فکر کنند و بعد از آن­ها بخواهید گروهی بایستند و یافته­ هایشان را با بقیه در میان بگذارند.

(پاسخ سؤال­ها در پرزی آمده­است.)

  1. امام حسین چرا با یزید بیعت نکردند؟ تا اسلام حفظ شود …
  2. امام حسین به چه دلیل از محل زندگیشان مدینه با خانواده خارج شدند و چه شد که به کربلا رسیدند؟ برای در امان ماندن از والی مدینه که می­خواست از ایشان به زور برای یزید بیعت بگیرد و رفتن به حج و خروج از مکه برای حفظ حرمت و احترام خانه خدا و …
  3. امام حسین (علیه السلام) برای اینکه از مردم کوفه و خواسته­ شون مطمئن شوند چه کردند؟ جناب مسلم بن عقیل پسرعموشون را به عنوان یک نماینده امین به کوفه فرستادند….
  4. به چه دلائلی کوفیان مسلم بن عقیل و بعد امام حسین (علیه السلام) را تنها گذاشتند؟ ضعف ایمان و اهمیت پول و مقام دنیا و ترس از آزار یزید….
  5. ما برای زندگی امروزمان چه درسی از عاشورا می­گیریم؟ اینکه یاور امام زمانمان باشیم.

اهداف

درگیر کردن بچه­ ها با مطالب آموزش داده­شده.
انجام کار گروهی و درگیر کردن بچه­ ها در کنار هم برای یافتن پاسخ گروهی.

طرح‌های جامع محرم – نمایش دلائل واقعه عاشورا

داخلی – مادر روی صندلی نشسته و مشغول بافتن است (لباس مادر هم می­تواند به نشانه عزا سیاه رنگ باشد) كه دخترش نگار از مدرسه می­رسد. نگار لباس مدرسه و كوله­ پشتی به همراه دارد.

نگار (با صدای بلند): سلام مامان

مادر (سرش را از روی بافتنی برمی­ دارد و به نگار لبخند می­زند): سلام دخترم، مدرسه خوب بود؟
نگار: بله، امروز بیشترِ وقت توی سالن اجتماعات (جیم/ نمازخانه) بودیم، برنامه مخصوص در مورد ماه محرم داشتیم.
مادر (در حالی كه از جایش بلند می­ شود): چه برنام ه­ای داشتین؟ سخنرانی؟ سینه­ زنی؟

نگار: در مورد واقعه عاشورا و سفر امام حسین از مكه به كربلا برامون صحبت كردن.

مادر (با حالت مشتاق ادامه می­دهد): چیا گفتن؟ برای من هم تعریف كن!
نگار كوله ­پشتی را زمین می­گذارد و از روی ظرف میوه دانه­ای انگور در دهانش می­ گذارد- مادر هم دوباره روی صندلی می­نشیند.
نگار: گفتند كه امام حسین از چند ماه قبل رفته ­بودند به مكه. نزدیك مراسم حج كه می­شه و مردم كم كم از اطراف برای انجام اعمال حج میان، یزید هم سپاهی رو با عمر بن سعید بن عاص به بهانه انجام مراسم می­فرسته حج.
مادر: درسته ، روز ٨ ماه ذی الحجه سپاه می­رسه به مكه،

نگار: اما گویا برای دستگیری امام بوده! نه؟!؟

مادر (آه می­كشد و ناراحت سرش را پایین می­اندازد و می­گوید): بله، در واقع یزید می­خواست به زور از امام حسین بیعت بگیره، اما چون امام راضی نمیشن، سپاه می­فرسته و دستور می­ده كه امام رو به زور هم كه شده وادار كنن به بیعت!
نگار: امروز بهمون گفتن كه امام مجبور شدن حج رو تبدیل به عمره بكنن و عملا اعمال حج واجب رو انجام ندن!
مادر: درسته، امام وقتی دیدن داره لشكركشی می­شه، برای اینكه حرمت خانه خدا حفظ بشه و سپاه یزید نتونن بی­احترامی كنن، برنامه حج خودشون رو تغییر می­دن و شبانه از مكه خارج می­شن!
نگار:چرا با اون عجله؟ حالا یكی دو روز دیرتر كه مثلا به عید قربان هم برسن نمی­شد؟

مادر: همون شب هشتم ذی الحجه گویا امام خواب جدشون حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) رو می­بینن كه بهشون گفتن: از شهر خارج شو كه خدا می­خواهد تو را كشته ببیند! (صدای مادر می­لرزد.)
نگار: یعنی امام می­دونستن كه كشته می­شن؟!

مادر (آهسته و ناراحت): بله

نگار: پس چرا خانواده­شون رو بردن؟

مادر: امام توضیح می­دن كه قصد جنگ با كسی ندارن، از طرفی هم مردم كوفه نامه نوشتن و از امام دعوت كردن بیاد پیش اون­ها، به امام گفتن كه ما حمایت می­كنیم ازت، امام هم با خانواده­شون به طرف كوفه حركت كردن که ثابت کنن برای جنگ نمی­رن.
نگار: می­شه الان شما بگی که چرا امام حسین (علیه السلام) با این که می­دونستند کوفیان آدم­هایی هستند که زیر قولشون می­زنند بازهم به کوفه رفتند؟

مادر: دختر گلم! امام حسین (علیه السلام) پسر عموی شجاع و باوفای خودشون حضرت مسلم رو زودتر به کوفه فرستاده­بودن که بررسی کنه ببینه: مردم کوفه منتظر ورود امام هستند یا نه؟ وقتی حضرت مسلم وارد کوفه شدن، مردمِ خیلی زیادی با ایشان بیعت کردند و گفتند که منتظر امام حسین هستند و حضرت مسلم هم به امام نامه نوشتند که بله مردم کوفه بی­صبرانه منتظر شما هستند و به کوفه بیایید.

ولی بعد از حرکت امام به سمت کوفه، ابن زیاد که ادم خیلی بدی بود، به کوفه رفت و به مردم گفت که اگر حرف امام حسین (علیه السلام) رو گوش نکنند بهشون پول می­ده، مقام می­ده، و خیلی­ها رو هم زندان کردند و ترسوندند.

نگار: یعنی مامان! پول و مقام براشون مهمتر از امامشون بود؟

مامان: بله دخترم! مردمی هم که ایمانشون ضعیف بود، به قولشون عمل نکردند و حتی حضرت مسلم رو که در شهرشون مهمون بود، تنها گذاشتند و ابن زیاد ایشون رو به شهادت رسوند و بعد هم  امام حسین (علیه السلام) رو در کربلا محاصره کردن و به شهادت رسوندند.
نگار: مامان، من دلم می­خواد اینقدر ایمانم رو قوی کنم که همیشه از حق دفاع کنم و هیچ چیز نتونه من رو بترسونه که حق رو پایمال کنم.

مامان:به به، خیلی خوبه، آفرین دخترم، من به تو افتخار می­کنم که این تصمیم عاقلانه رو با فکر کردن گرفتی. حتما امام زمانمون هم الان کلی خوشحالن ازت. خوش به حالت! راستش رو بخوای این کار هم خیلی ساده هست هم خیلی سخت.

نگار: وا یعنی چی مامان؟!

مامان: خیلی سخت به خاطر اینه که خب خیلی­ها سعی می­کردن که احکام اسلام رو خوب انجام بدن و خیلی هم نماز و قرآن می­خوندن ولی به این مقام نرسیدن و امامشون رو ناراحت کردن. همین پیروی نکردن از امام هر زمان کافیه برای اینکه راه رو اشتباه رفته باشی و شیعه­ی واقعی نباشیم. پس باید حسابی شیعه­های محکمی باشیم تا مثل اون آدما گول نخوریم.

نگار: خب حالا چرا گفتین آسون؟

مامان:برای این گفتم که در همین راه اگه به امام زمانمون متوسل بشیم و باهاشون ارتباطمون رو قوی کنیم و ازشون کمک بخوایم، خیلی راحت ما رو کمک می­کنن که بتونیم مسلمونای واقعی و محکم باشیم و بمونیم. (نگار در این مدت به دقت گوش می­دهد و سر را به نشانه­ی فهمیدن تکان میدهد.)

دیگه به نظر من کلاسمون رو تعطیل کنیم و بریم یه عصرونه­ ی خوب بخوریم که هم گردنم درد گرفته بسکه بافتم برای شما و هم اینکه به نظرم شمام یه کم خسته شدی دیگه، نه؟

نگار (با لبخند دستانش را دور گردن مادر حلقه می­زند و می­ گوید): قربون مامان گلم برم که انقد برام زحمت می­کشه. بریم به سمت آشپزخونه. (و هر دو دست در دست هم و شاداب صحنه را ترک می­ کنند.)

اهداف و شیوه اجرا

آشنایی با دلیل سفر امام حسین (علیه السلام) از مکه به کوفه
دو بازیگر مادر و دختر (یا پسر).
صندلی و وسایل بافتنی یا وسیله­ ی هر کاری که مادر در حال انجام آن است.
ظرف میوه یا انگور.

شعر یا مداحی کودکان تشنه لب

رفتم به صحرا روزی
گفتم چرا غمینی
امروز عاشورا شده
در چهره ­ی یاران دین
گفتم: ای مرغِ زیبا
منزل نما در کربلا
بر آن امامِ سر جدا
از کودکان تشنه لب
از اصغر رنگین گلو
از اکبری که شد شهید
دیدم مرغی نشسته
گفتا دلم شکسته
در کربلا غوغا شده
آثار غم پیدا شده
پرواز کن به بالا
سلام ما را هدیه کن
بخوان ز غم ترانه‌ای
از دشمنانِ سنگدل
از روز عاشورا بگو
در کربلا کن گفتگو

اهداف و شیوه اجرا

آشنایی با فرهنگ شعر سرایی و ادبیات فارسی در فضای دینی.
هیجان در تن صدای مربی و رسا بودن صدا از ملزومات اجرای خوب  می‌باشد.

کار در منزل

از شرکت کنندگان در قسمت آغاز خواستید که با استفاده از نامه­ای که درست کردند، نامه ای خطاب به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بنویسند و قبل از شروع به نوشتن، درباره­ی این موضوع و اینکه چه مطالبی را می­توانند در این نامه بنویسند صحبت کردید. می­توانیم از آنها بخواهیم که نیمی از نامه را در برنامه بنویسند و نیم دیگر کاغذ را خالی نگه دارند و ادامه نامه­شان را در خانه و با توجه بیشتری بنویسند و از آن نگهداری کنند و بدانند که امام زمانشان از مطلب نامه­ی آن­ها با اطلاع هستند.

بچه­ ها، وقتی پدر و مادرتون رو دیدین، براشون از چیزایی که امروز با هم یاد گرفتیم و موضوع این نامه­ای که دستتونه حرف بزنین تا اون­ها هم براشون این مطالب یادآوری بشه، چون یادآوری برای همه­ی ما همیشه خوبه. می­تونین برای پدر و مادرتون از نوشتن همچین نامه­ای بگین و از اون­ها هم بخواین تا یه نامه برای امام زمان بنویسن و مثل شما سعی کنن بهش عمل کنن و بهشون بگین که امام زمانمون از نامه­های ما خبر دارن همونطوری که از دلهای ما و از کارهامون خبر دارن.

اهداف

بالا بردن سطح یادگیری و به خاطر­ سپاری به وسیله ­ی ادامه­ ی کار مرتبط با برنامه در منزل.

پایان/ نتیجه گیری و دعا:

خب بچه­ ها، قبول باشه. من فکر می­کنم که امروز خیلی چیزای جدید یاد گرفته­ باشین و مام با شما دوره کردیم و از نظرات شما چیزای جدید یاد گرفتیم. امروز ما سعی کردیم برای شما دقیق­تر دلایل این اتفاق بسیار عظیم و ناراحت کننده­ی عاشورا رو توضیح بدیم و با هم بحث کنیم.

این بحث­های دقیق و فکر کردن و مطالعه و تحقیق بیشتر و بهتر به ما کمک می­کنه امامانمون رو بهتر بشناسیم و بدونیم که هدفشون چی بوده که ما هم در همون راستا حرکت کنیم و عمل کنیم. چرا؟

چون ما نمی­خوایم مثل مردم کوفه باشیم. نمی­خوایم بگیم امام زمانمون رو دوست داریم و منتظریم بیاد که دنیا رو پر از خوبی و عدل و داد بکنه و حتی دعا هم براشون بخونیم و بگیم بیاد ولی وقتی که اومدن بشیم مثل مردم کوفه خدای نکرده.

خواسته هامون

درسته؟ ما این رو نمی­خوایم که زیر قولمون بزنیم و خواسته­ های الکی داشته­ باشیم. می­خوایم قوی و با علم، امام زمانمون رو بشناسیم و محکم بگیم که می­خوایم ایشون زودتر بیان و ما بهشون احتیاج داریم.

بگیم که دلمونم تنگه براشون و زیر قولمون هم نمی­زنیم. این نامه ­هایی رو هم که نوشتیم، امام ما ازش خبر داره، پس خیلی بده که محکم نباشیم. این نامه ­ها رو نگه می­داریم و وقتی ان­شاءالله با دعاهای ما و کارهای خوبمون ایشون اومدن، نامه­ هامون رو بهشون می­دیم و می­گیم این همون نامه هست و ما به قولمون پایبند بودیم.

حالا بیاین همه با هم از ته دل دعای فرج رو بخونیم و با دل­های غمگینمون با ایشون هم­دردی کنیم و مرهمی باشیم بر قلب نازنینشون.

 خواندن دعای فرج رو به قبله و ایستاده به احترام ایشان

اهداف و شیوه اجرا

نتیجه گیری بحث و انتقال دوباره‌ی بحث.
تذکر به وجود مقدس صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه) به عنوان معلم و امام زمان ما.
پیوند قلبی با حضرت صاحب العصر و الزمان علیه السلام و دعا برای ایشان
اجرای این قسمت در فضای سکوت و توجه و توسل.
آغاز دعا، پس از توجه دادن بچه­ها به اهمیت دعا برای فرج صاحب الزمان عج.
سعی شود که متن عربی و ترجمه آن به زبان محلّی همزمان با تلاوت، نمایش داده شود.

طرز تهیه ­ی کاردستی نامه

وسایل و ابزار مورد نیاز:

  1. کاغذ کاهی [1] با ابعاد تقریبی 15*25 سانتی متر
  2. دو چوب باریک
  3. نوار باریک از جنس گونی و یا نخ کاموا
  4. چسب حرارتی
  5. چوب باریک

می توانید از شاخه ی درخت، مداد، سیخ چوبی و … استفاده نمایید. چوب بستنی شکل استوانه ای لازم برای این کاردستی را دارا نمی باشد آن را به عنوان گزینه آخر قرار دهید.

انتهای کاغذ را چسب بزنید و چوب را روی چسب قرار دهید تا کاملا به کاغذ بچسبد. ممکن است استفاده از چسب حرارتی برای کودکان مشکل باشد لذا در صورت نیاز چسب را خودتان روی کاغذ بزنید و از آن ها بخواهید چوب را روی چسب قرار دهند. کاغذ را چند بار دور چوب پیچانده و مجدد چسب بزنید. همین کار را در طرف دیگر کاغذ تکرار کنید.  می توانید جملات ابتدایی نامه را خودتان با دست روی کاغذ بنویسید.

به نام خدا

امام مهربانم سلام …

بابای خوب و مهربانم سلام …

از شرکت کنندگان بخواهید نامه ای خطاب به امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف بنویسند. می توانید قبل از شروع نوشتن درباره ی این موضوع که چه مطالبی را می توان در این نامه نوشت به صورت گروهی صحبت کنید و سپس از آنها بخواهید مشغول نوشتن شوند. از بچه­ ها بخواهید سطح کاغذ را به دو قسمت تقسیم کنند و نصف آن را در هنگام کاردستی بنویسند و نیم دیگر آن را در خانه و با توجه بیشتری بنویسند و از آن نگهداری کنند و بدانند که امام زمانشان از مطلب نامه­ی آن­ها با اطلاع هستند.

در پایان کاغذ را لوله کنید و با نخ گونی آن را ببندید.

[1]  می توانید از کاغذ برش، کاغذ پوستی یا هر نوع کاغذ دیگری که حس قدیمی بودن را القاء کند استفاده نمایید.

دانلود طرح‌های جامع محرم ویژه کودکان (فارسی)   دانلود طرح‌های جامع محرم ویژه کودکان (انگلیسی)


برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا