آثار نوشتاری و اجرایی غدیرغدیرکودکمتنیمخاطبینمعرفی کتاب غدیرنوجواننوع محتوا

کتاب چشمان روشن برکه – معرفی کتاب غدیر

کتاب چشمان روشن برکه (فضائل امیرالمومنین علیه السلام)

کتاب چشمان روشن برکه در مورد فضائل امیرالمومنین علیه السلام و خاندان آل الله داستان هایی برای کودکان و نوجوانان بیان کرده است که برای دانلود کتاب به pdf زیر مراجعه نمایید.

مشخصات کتاب

نام کتاب: کتاب چشمان روشن برکه
نویسنده: محمد حسین فکور
ناشر:ستاد احیای ایام ولایت و امامت (غدیریه)


کتاب چشمان روشن برکه - معرفی کتاب غدیر - jpg ghadir book kodak cheshman

بخشی از کتاب چشمان روشن برکه

از آن روز…

نشسته ام توی حیاط و به غرولندهای همسرم گوش می دهم. صدای تیزش سکوت خانه را می شکند. صدایش که درمی آید، بچه ها هم سر می گذارند به گریه. دیگر تحمل ندارم. سرم سنگین شده و درد می کند. بلند می شوم تا بروم مسجد.

بلکه کسی را پیدا کنم و پولی، از او بگیرم و چند روزی با آن گذران زندگی کنم. بالاخره شکم خالی بچه ها را باید یک جوری پرکنم. چند روز است که یک گِرده‌ی نان از در این خانه تو نیامده. همه اش با یک سبد خرمای خشک و کاسه ی آبی از آن چاه شکممان را سیر کرده ایم.

دشداشه ام را می پوشم. دستار کهنه ام را روی سرم محکم می کنم و به طرف در می روم. صدای زنم از پشت سرم می آید: «توی سبد، دیگر یک دانه خرما هم نمانده.» جوابش را نمی دهم و آهسته از در خانه می زنم بیرون. به آسمان نگاه می کنم. خورشید به قدر یک نیزه آمده است بالا.

اما هنوز از گرما و هُرم روزانه خبری نیست. نرمه ی بادی که توی کوچه می وزد، به صورتم می خورد و حالم را جا می آورد. با این که آفتاب همه جا را گرفته، ولی نسیم خنکی می وزد. خنکی نسیم را روی پوست صورتم حس می کنم.

پیش خودم فکر میکنم: «شاید توی مسجد کسی نباشد.» با این فکر قدم هایم سست می شود، اما نمی ایستم. نمی توانم به خانه برگردم. باید بروم. اگر هم کسی نباشد، می نشینم. بالاخره نزدیک ظهر مسجد پر می شود. مردم که آمدند حرف دلم را می زنم.

همین طور که دارم توی ذهنم با خودم کلنجار می روم، ناگهان خودم را جلوی در مسجد می بینم. در، نیمه باز است. از لای در، داخل مسجد را نگاه می کنم. شکر خدا خیلی از مسلمان ها توی مسجدند. از در نیمه باز مسجد می روم تو. بوی دل چسبی بینی ام را پر می کند. نفس عمیقی میکشم و بوی خوشی را که از توی مسجد بیرون می آید، تا ته ریه هایم بالا می کشم.

کفش هایم را می گذارم دم در و پا روی حصیر مسجد میگذارم. خنكای شب مانده‌ی حصیر، کف پایم را مورمور می کند و از ساق پاهایم بالا می رود. چشم میگردانم به دور تا دور مسجد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله. چند نفر بالای مسجد کنار منبر کوچک پیامبرای نشسته اند و دارند آهسته با هم حرف می زنند.

چند نفر دیگر هم این طرف و آن طرف نشسته اند. چند نفرهم نماز می خوانند. سلام بلندی می کنم و می روم جلوتر. یکی دو نفر جواب سلامم را می دهند. سرفه کوتاهی میکنم و میگویم ای برادران برای رضای خدا…وهمان دم عرق شرم به پیشانی ام می نشیند…

برای دانلود کتاب چشمان روشن برکه کلیک نمایید.

دسترسی سریع و آسان به راهکار و محتوا برای مناسبت‌های نیمه شعبان، غدیر، محرم و فاطمیه
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.

فهرست مطالب محرم فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا