آثار صوتی دیگر مناسبت هابزرگسالدیگر مناسبت هافایل صوتیمخاطبیننوجواننوع محتوا

شرح دعای افتتاح (دعای ماه رمضان)

شرح دعای افتتاح (سخنران آقای محسن فرهمند آزاد)

شرح دعای افتتاح با سخنرانی آقای فرهمند در هجده بخش تهیه و تنظیم شده است. دعای افتتاح، دعایی ست که به خواندن آن در شبهای ماه مبارک رمضان، توصیه شده و باعث استغفار ملائکه برای قاری آن می ‌شود.


شرح دعای افتتاح قسمت اول

 

متن قسمت اول شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ» حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ

خدا را شاکریم که ماه مبارک رمضان بر ما رسید و باز هم توفیق بندگی خداوند رو انشاالله به عنایت و کرامتی از ساحت مقدس ربوبی خواهیم داشت چند شبی رو بناست که تصحیح داشته باشیم خدمتتون شما بزرگوارانی که مخاطب این گفتگوها هستید با عنوان گفتارهایی پیرامون دعای شریف افتتاح.

وقتی نام ماه مبارک رمضان برده می‌شود اولین چیزی که به ذهن شنونده تبادر می کند بندگی و تحقق عبودیت است در او و یکی از بارزترین شکل های بندگی سوال و درخواست و دعای  بنده ست از ساحت پروردگارش قُلْ مَا یعْبَأُ بِكُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ ، ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ ،اِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنّی فَإنّی قَریبٌ، أُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلیستَجیبوا لی

تمامی این آیات و روایات و مفاهیم این گونه ‌ای که در آموزه‌های کتاب و سنت مندرج است همه نشان می ‌دهد که یکی از شئون بنده درخواست از پروردگارش و درخواست از ساحت مقدس روبی سوال کردن به معنای درخواست کردن است و قبل از او طرح حال خودش و عرض حال خودش به ساحت مقدس پروردگار.

جایگاه دعا در آموزه های مکتب اهل بیت علیهم السلام جایگاهی بسیار ویژه است به غیر از اینکه بنده را در مسیر بندگی و عبودیت به شکل عجیب و غریبی و با سرعت بسیار بالایی بالا می‌برد و به مقام قرب می رساند می تواند به عنوان یک وسیله، یعنی هم دعا موضوعیت دارد به عنوان یکی از مصادیق بندگی و هر طریقیت دارد.

برای اینکه بنده را به خواسته هایش و به آنچه که خداوند در نزدش موجود است از نعمت های معنوی  و نعمت های مادی مطلوب ها و خواسته هایی که برای بنده متصوره و در ذهن هست و جزء منویات او است تمامی اینها یک راهی برای رسیدنش قرار داده شده که اون را دعا و درخواست است

روایت بسیار بسیار معروفی را شنیده اید که الدُّعاءَ یرُدُّ الْقَضاءَ ینْقُضُهُ كَما ینْقَضُ السِّلْكُ وَقَدْ أُبْرِمَ إبْراماً یعنی حتی قضای محکم شده محرم رو دعا بر می گرداند و برطرف می کند جای دیگری از وجود مقدس خاتم النبین صلی الله علیه و آله و سلم داریم که فرموده اند: الدُّعاءُ مُخُّ العِبادَةِ ،اصل مغز و هسته‌ی مرکزی عبادت و بندگی  دعاست و لفظ دعا به معنای خواندن است صدا زدن است.

 جای دیگری وجود مقدس خاتم النبین می فرمایند: عَلَیْكُم بِسِلَاحِ الْأَنْبِیَاء راوی سوال می‌کند و مَا سِلَاحُ الأَنبِیَاء حضرت می‌فرمایند: الدُّعَاء بر شما باد بر این که خودتان را مجهز و تجهیز کنید به اسلحه و سلاح پیامبران الهی و بعد که سوال می شود.

سلاح پیامبران الهی چیست وجود مقدس خاتم النبین پاسخ می دهند: که اسلحه پیامبران الهی درخواست کردن، دعا کردن و خواندن خداوند است. ماه، ماه بندگی خداست. ماه، ماه‌ی ست که بیش از هر وقت دیگری در طول سال و از دوازده پاره ‌ای که به عنوان دوازده ماه در سال تقسیم بندی شده از همه برجسته تر است.

اگر بیان امام باقر صلوات الله و السلام را در نظر بگیرید که فرمودند: فضل شهر رمضان على سائر الشهور کفضلنا أهل البیت على سائر الناس مضمون فرمایش امام باقر علیه السلام را عرض کردم عجیب و غریبه می ‌شود این عبارت را نقل کرد می ‌شود یک تصوری کرد.

ولی انصافاََ درک و فهم عمیق این مطلب لااقل از فهم گوینده این سخن خارجه که چگونه میشود که فضیلت اهل بیت صلوات الله و سلام را در نظر بگیرید برتری آنها را تفضح آنها را تفاوت آنها را و ویژگی آنها را همان نسبتی که اهل بیت با سایر خلق دارند.

می فرمایند: امام باقر علیه السلام ماه مبارک رمضان و این بخش و این پاره ‌ای از زمان نسبت به سایر بخش های زمان داره در شب‌های ماه مبارک رمضان که لحظات ویژه تری نسبت به دعا هستند نسبت به روز ویژه هرچه به بخش میانی و پایانی شب نزدیک می‌شویم.

وارد سحر می شویم که در واقع لحظات حساس تر می شوند برای دعا کما اینکه مثلا همه شنیده‌ اید و خوانده ‌اید که عرض به محضر شما که مثلا جناب ابوحمزه ثمالی می ‌فرمایند امام سجاد علیه السلام عمده ی شب رو نماز میخوند. سحر که میشد این مناجات را میخوند همان مناجاتی که به نام مناجات جناب ابی حمزه معروف شده است.

در شب های ماه مبارک رمضان یک دعایی وارد شده که مربوط به گفتگوی ماست در این بخش اول گفتگوی ما که امشب مهمان شما بودیم عمدتا به همین مقدمه گذشت و من در ادامه عرضم اسناد این دعا رو خدمت شما ارائه خواهم داد و وارد این متنِ بسیار زیبا و رفیع خواهیم شد.

 و از شب های بد به حول قوه الهی دعای افتتاح سند این دعا اگر بخواهیم از اسناد قدیمی تر نام ببریم مصباح مرحوم شیخ طوسی ست مرحوم کفعمی در مصباح‌اش و در بلدالامین نقل کرده مرحوم سیدبن طاووس در اقبال اون رو آورده و مرحوم محدث قمی در مفاتیح اون رو درج کرده است.

اما سوال می‌شه که این دعا از کدام معصوم به ما رسیده خوب این اسنادی که گفتیم یکی‌اش که شیخ طوسی ست که صاحب یکی از کتب اربعه‌ی شیعه است و به جهت قوت روایاتی که نقل می کند از محدثین  سرآمد شیعه است.

مرحوم شیخ طوسی این رو در مصباح آورده سیدبن طاووس محدث دقیق و بسیار منضبطی مانند سید بن طاووس این رو نقل کرده. کفعمی به شرح ایضاََ و بعد هم مرحوم علامه مجلسی و مرحوم محدث قمی از کدام امام نقل شده می ‌رسیم  به این عبارت تعبیری است که اجازه بدهید من به همین شکلی که آورده‌ام خدمت شما از رو برای شما بخوانم.

دعای‌ست که گفته شده محمد بن ابی قره به سند خود از ابو امر محمد بن محمد بن سکونی که این شخص گفت از ابابکر احمد بن محمد بن عثمان بغدادی خواستم که اون دعا های ماه مبارک رمضان را که عمویش جناب ابی جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری رضوانه علیه می‌ خواند به من ارائه دهد. می رسیم  به نام چه کسی به نام جناب محمد بن عثمان بن سعید عمری.

محمد بن عثمان بن سعید عمری نایب دوم و وکیل دوم امام امام عصر صلوات الله علیه السلام است شخصی است که در واقع  هر چه می ‌گوید بعد از اینکه به این جایگاه حائز شده است. هر چه می‌ گوید از ولیش و از امام زمانش و از حجت الله نقل می کند.

این شخص می گوید او دفتری با جلد سرخ رنگ به من ارائه داد و من دعا های بسیاری را از روی اون دفترچه جلد سرخ رنگی داشت نوشتم از جمله این دعا بود. که آن را در هر شب ماه مبارک رمضان می خوانیم زیرا ملائک دعاهایی را که در این ماه خوانده می شود می شنود و برای دعا کننده طلب آموزش می کند.

این رو من  از ترجمه ‌ی اقبال مرحوم سید بن طاووس برای شما نقل کرده‌ ام پس آنچه که ما می رسیم به او به جهت سند درج شده برای این دعا می ‌رسد به یکی از وکلای ویژه و نواب اربعه امام عصر صلوات الله علیه السلام جناب محمد بن سعید بن عمری که دومین وکیل وجود مقدس حجة الله است و این شخص این را به عنوان نسخه‌ ی مکتوب می ‌آورد.

مرحوم مجلسی وقتی که این رو از سید بن طاووس نقل می کنه میگه با توجه به اینکه جناب محمد بن سعید از وکلای خاص امام عصر علیه السلام است بوده است و به خواندن این دعا مداومت داشته و با توجه به مضامین عالیه دعا و اعتماد جناب سید بن طاووس می توان اطمینان پیدا کرد که این دعا از ناحیه مبارکه مهدویه یعنی از خود وجود مقدس امام عصر صلوات الله علیه السلام و حالا یا سایر معصومین به دست او رسیده، یعنی از ادعیه مأثور است.

دعای افتتاح یک دعای‌ست که اگر کسی با ضرب اهنگ عادی این رو بخونه حدوداََ ۲۰ دقیقه زمان به خودش اختصاص میده این دعا رو می‌ شود، به سه یا چهار بخش مهم تقسیم کرد

با حمد و ثنای الهی و بیان عباراتی که ناظر به مفاهیم توحیدی است شروع می شود به سلام و صلوات درود بر حجج الهی می ‌پردازد و بعد بخش ویژه ‌ی  از این دعا مربوط می شود به امام زمان ما وجود مقدس حجت دوازدهم الهی حضرت مهدی سلام الله علیه انشاالله که توفیق باشد سر سفره این دعا بنشینیم و شب های باقیمانده از این گفتمان را فیض ببریم.

از عبارات بسیار زیبا و مضامین عالی این دعا خدایا قسم‌ات می دهیم به ساحت مقدس حجت بن الحسن همه ما را از جمله بندگان برگزیده ‌ات در ماه مبارک رمضان امسال قرار بده بهره‌ی ما را از این ماه رضایت و رضوان حجت بن الحسن از همه ما قرار بده و ما را ببخش و بیامرز و صل الله علی سیدنا محمد و آله


شرح دعای افتتاح قسمت دوم


متن قسمت دوم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

گفتارهایی پیرامون دعای شریف افتتاح گفتگوی را در شب گذشته که شب اول ماه بود. در ارتباط با سند دعای شریف و اساساً جایگاه دعا در بین آموزه‌های کتاب و سنت ولو مختصر رو خدمت شما عزیزان ارائه کردیم. و اما بدون فوت وقت و به جهت کوتاه بودن زمانی که در اختیار این حقیر قرار گرفته برویم سراغ متن دعا

عرض کردم که دعای شریف افتتاح را شاید بتوان به جهت فرازهای گوناگونی که در این دعا هست به سه یا چهار قسمت کلی تقسیم کرد. بخش نخستین این دعا فرازهای است با اشارات توحیدی که دعا خواننده و کسی که در مقام مناجات با ساحت مقدس ربوبی قرار گرفته با خدای خودش سخن می‌گوید و اشاراتی به معرفت خودش نسبت به ساحت مقدس ربوبی دارد.

فرازهای بعدی در مقام سلام و صلوات و درود و اشاره به جایگاه ویژه‌ی حجج الهی ائمه اثنا و عشر علیه صلوات الله السلام دارد و بخش پایانی این دعا مطالبی است مربوط به امام عصر صلوات الله و سلام که انشاءالله با همدیگر به آنها خواهیم رسید اجازه بدهید دعا را با هم بخوانیم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَفْتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمْدِكَ  اساساً چرا این دعا را افتتاح نامیده‌ اند ظاهراً به خاطر همین فراز آغازین این دعا است.

که خداوندا اللّٰهُمَّ إِنِّى أَفْتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمْدِكَ من حمد و ثنایی خودم را و مناجات با تو ای خدا گفت‌ و گویم با تو با سپاسگزاری از درگاهت آغاز می کنم با حمد تو با تشکر کردن از آنچه که به من داده‌ ای آغاز می‌ کنم یک عرضی دارم. کافی شریف رو بردارید کتاب ایمان و کفر باب شکر

روایاتی که در کافی شریف مرحوم کلینی ذیل عنوان شکر آورده یک ملاحظه‌ ی بفرمایید تا ببینید جایگاه شکر در آموزه های دینی ما کجاست یک اشاره به یک روایت و عرضم رو عبور بدهم از این بحث.

 امام صادق علیه صلوات و السلام می‌ فرمایند: (خوب بزرگواران دقت کنید)  ألمعافُ الشّاکِرُ یعنی کسی که دچار بلا نشده ولی در مقام شکر است زبانش به شکر گویاست سپاسگزار نعمت‌های الهی است امتحان نشده معافه در عافیته ولی شاکره

 لَهُ مِنَ الأجْرِ برای چنین شخصی از جنس پاداش الهی  کَأجْرِ الْمُبْتَلَی الصّابِر همان چیزی است که برای کسی است که داره امتحان پس می‌ دهد مبتلا شده گرفتار شده و داره صبر می‌ کنه بر بلا داره صبر می‌ کنه. صبر بر بلا چه جایگاهی داره و چقدر مشکله و چقدر مأجورِ کسی که مبتلا شده و صبر میکنه و زبان به شکایت باز نمی‌کنه

امام صلوات الله سلام می فرمایند: کسی که معاف باشد در عافیت باشه و زبان به شکر باز کرده باشه صبر کسی رو که داره امتحان پس میده و مبتلاست صبر کرده به او داده می‌شود.

 به نظرم یکی از گویا ترین روایات باب شکر این روایت است. اما بابت چه چیز شکر کنیم؟ اگر ما بخواهیم سر همه روایات به همین مقدار صبر کنیم و توقف کنیم فکر نمی‌ کنم چندین ماه مبارک نیاز است یکبار فقط بخوانیم با هم.

اما می‌ خوام در این فراز نخستین اشاره به دو سه نعمت مهمتری از نعمت‌ های الهی که در اختیار ما جمع لااقل مخاطب این نوع گفتگو‌ها هستیم قرار گرفته شده و بزرگواری کنید و توجه کنید که بدون استحقاق بدون شایستگی و اگر کسی بگوید که من شایسته‌ی این نعمت‌ ها هستم.

عرض من به او این است که برادر عزیز، خواهر محترم امشب از همه جا که فارغ شدی برو بنشین در خلوت خودت و ببین واقعا تو شایسته‌ و مستحق این نعمت ها هستی اگر هستی خوشا به سعادتت اما اگر نیستی اگر مانند بنده  یا هر کسی که مثل بنده است. احساس می‌ کنی آنچه که از جنس نعمت به تو داده شده تماماََ  از سر تفضّل است.

تماماً از سر لطف الهی است. اون وقت تازه سرت را در مقام شکر افکنده‌ تر و زبانت گویاتر می‌شه. گفتیم نعمت ها را بشماریم توجه داریم و نگرانیم از این فراز ِدعای شریف کمیل اللّهم اغفرلی الذّنوب التی تغیّر النّعم خدایا بر ما ببخش اون گناهانی که نعمت ها را تغییر می‌ دهد .

خوب نعمت‌ها خیلی کثیرند لا یعد و لا یحصی نعمت های الهی را نه میشه شمرد و به شمارش درآورد و نه میشه تعدادشون را مشخص کرد. اما ما نگاه کنیم و ببینیم از بالا به پایین از بزرگترین نعمت ها یک سوال دارم کسی از بین شما بزرگواران یا از بین رفقایی که دارین هست که نعمتی از نعمت هایی که خدا به او داده شده را بزرگتر با اهمیت‌ تر و سترده‌ تر از نعمت ولایت به شمار آورد.

راوی آمد خدمت امام صادق صلوات الله و سلام عرض فقر کرد. گفت من فقیرم چیزی ندارم حضرت فرمودند: نگو فقیرم گفت خوب آقا فقیرم دروغ نمی‌گویم تکدی نمی‌کنم الکی خودم رو به گدایی نزده‌ ام واقعا دستم خالیه.

حضرت فرمودند: ما را دوست می‌ داری. گفت بله آقا فرمودند می‌ فروشی با پول معاوضه می‌ کنی گفت با همه عالم معاوضه نمی‌ کنم حضرت فرموند پس نگو فقیرم.

این در واقع تذکری و اشاره‌ ای است به این نعمت که کسی اهل بیت صلوات الله علیه السلام او را دوست دارد و متولی ولای اونهاست. بزرگترین نعمت در خلقت به او اعطا شده نعمت حیات نعمت داشتن والدین خوب هر کدوم از این نعمت‌ها را ممکنه بعضاً بعضی از ما کمتر یا بیشتر داشته باشیم اما تمامی اینها نعمت‌ های است.

که از عهده‌ ی شکر آنها نمی‌ شود برآمد. اینکه می‌ فرمایند دو نعمت هستند که معمولاً همه از اینها غفلت می‌ کنند. امنیت و سلامتی الان به همین مناسبت شیوع جهانی این بیماری که امان را انصافاََ از همه‌ ی اهل عالم بریده. زندگی همه را مختل کرده روح و روان همه رو به هم ریخته.

روال عادی زندگی همه رو دگرگون کرده تازه متوجه شده‌اند که چه نعمتی بود که می توانستند با رعایت یک بهداشت اولیه یک زندگی عادی داشته باشند. الان واقعاً عرصه بر همه تنگ آمده و تازه همه قدر نعمت صحت رو می دانند.

امنیت هم به همین گونه است نگاه می کنیم به سرزمین‌ های که دچار ناامنی هستند بلادی که به هر دلیلی درگیر فتنه‌ها و آشوب‌ها شرها و گرفتاری ها هستند. اون وقت کسی که در سرزمین زندگی میکنه که امنیت در اون برقراره می‌توانند تردد کنند در خیابانها بدون مشکل.

اینها همه نعمت هایی است که باید قدر آنها را دانست. و وقتی کسی شکر نعمت را به جا بیاورد خداوند وعده کرده که با حمد و شکر ما نعمت را بر ما بیفزاید. امام علیه السلام عرضه می‌دارند اللّٰهُمَّ إِنِّى أَفْتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمْدِكَ وَأَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَنِّكَ،

 خدایا تو با کرمت به مسیر درست (صواب با ص به معنای مسیر درسته راستی) تو تسدید می‌ کنی ما را استوار و محکم می کنیی به مّنِ خودت به لطف و منتی که همیشه بر بندگان داری ما را در این راه نگه داشته‌ای.

بعد عرض یقین خودش را نسبت به ساحت مقدس و ربوبی حجت‌ الله بیان میکنه. وَأَیقَنْتُ خدایا من یقین کردم که أَنَّكَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ فِى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ اونجایی که قرار است ببخشی اونجایی قرار است بیامرزی تو آمرزنده ترین آمرزندگانی مهربانترین مهربانانی.

اما خدای این باعث نمیشه که من خدایی نکرده متجری بشوم سرکشی کنم طغیان کنم یاغی بشوم چرا

چون وَأَشَدُّ الْمُعاقِبِینَ فِى مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ اگر قرار باشه حساب کتاب از من پس بگیری آنچنان که کرده‌ام با من رفتار کنی من را یارای ایستادگی هست!!!

باز از امام صادق علیه السلام در کافی شریف نقله من مضمون روایت را عرض می‌کنم. می‌فرمایند: فقد لیس عبد بنده‌ ی نیست که خداوند بخواهد از او حساب بکشد. الا هلک مگر این که هلاک می شود. َأَشَدُّ الْمُعاقِبِینَ هستی.

 خداوندا همان گونه که ارحم الراحمین هستی. بخوای حساب کنی بخوای مجازات کنی سخت‌گیر هستی این دو مفهوم را کنار هم دیگه قرار بدید می‌ بینید امام علیه صلوات الله و سلام حالت نرمال و ایدال بنده‌ ی خدا را حالتی بین خوف و رجا می بیند حالتی بین ترس و شوق ترسیم می کند که همان گونه که از عذاب الهی می‌هراسد.

و به حق می‌هراسد چون عملکرد خودش رو میدونه درسته که ماه عذر تراشی می‌کنیم ولی هر که خودش میدونه چه کرده و چه کاره هست. از این طرف خوف گناهانش و عملکرداش و غفلت‌هایش و کاستی هایش و ناراستی هایش.

اما از اون طرف تعبیر باز از امام صادق علیه صلوات الله و سلام می‌ فرمایند: چنان از خدا بترس که اگر عملکرد نیکوی جن و انس را با خود آوردی بگو مبادا خدا من را عذاب کنه خدا عادله بله عادله اما هر کسی هر عملی که انجام داده در اون عمل نگاه کنه کاستی‌ هایی هست ناراستی‌ های ناراستی در اون هست.

و لذا شایسته‌ی عقابه و از اون طرف همانطور  امام صادق علیه السلام ادامه می‌ فرمایند: همزمان امید و اشتیاق داشته باش به ساحت مقدس ربوبی امیدی که حتی اگر گناه جن و انس را آورده‌ای بگویی خدا ارحم الراحمین است پس أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ فِى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ، وَأَشَدُّ الْمُعاقِبِینَ فِى مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ، وَأَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرِینَ فِى مَوْضِعِ الْكِبْرِیاءِ وَالْعَظَمَةِ

بیان حالت ایده آل حالت اپتیموم یک بنده حقیقی الهی ست در درگاه ربوبی که چگونه حالیست حالی بین خوف و رجا حالیست همزمان با اشتیاقی که نسبت به ثواب الهی و بخشش الهی مغفرت الهی دارد نگرانی نسبت به اعمال خودش هم در کنارش هست.

اللّٰهُمَّ أَذِنْتَ لِى فِى دُعائِكَ وَمَسْأَلَتِكَ، خدایا اجازه داری اصلا من با تو سخن بگویم تصور کنید یکی از این مقامات اعتباری زود گذر دنیای رو تا  کسی حداقلی از صلاحیت درش نباشه او را اجازه نمیدن باهاشون هم کلام بشه اون به دفترشون برای ملاقات راه نمی‌دهد.

اصطلاحاً به او بار نمی دهد. او را مخاطب قرار نمی‌دهد. یا که نمی‌گذارد او آنها را مخاطب قرار بدهد بر اساس تشریفات اعتباری که در قواعد این عالم جاریست امام علیه السلام اینگونه عرضه می‌دارند

 خدایا اجازه دادی به من فِى دُعائِكَ وَمَسْأَلَتِكَ، آیا این خودش بالاترین هدیه به بنده‌ی خدا نیست که در شب ماه مبارک رمضان با اون مطلبی که شب گذشته خدمت شما خواندیم نشسته در مقام مناجات با خدای خودش خداوند به او اجازه داده که او را بخواند.

و نه فقط بخواند از او درخواست کند. مَسْأَلَتِكَ از او سوال کند یک بچه‌ی بی‌ ادب گستاخ ناشایستی وقتی در پیشگاه پدرش قرار می‌ گیره اسم  باباش رو صدا می‌ زنه باباه با غضب بهش جواب میده می‌خواد شروع کنه به درخواست کردن باباه میگه تو اصلا روت میشه با این کارایی که کردی از من درخواست کنی.

و هیچ‌ کس اون پدر رو محکوم نمی‌کنه. چرا؟‌ میگه اون فرزند شایسته‌ ی چنین رفتاری است. آیا ما شایسته‌ ی اینیم خدا بهمون توجه کنه ساحت مقدس ربوبی به ناله‌ ی منی که تا گرفتار نشوم خدا رو صدا نمی‌ زنم یعنی دقیقا وقتی رسته‌ ام مستم و وقتی که گرفتارم سرافکنده و ناله بر زبان آمده‌ ام بر در خانه‌ ی خدا  اما بنده در مقام مناجات در این دعا امام علیه السلام اینگونه انشاء می کنند.

اللّٰهُمَّ أَذِنْتَ لِى فِى دُعائِكَ وَمَسْأَلَتِكَ، حالا که اذن دادی حالا که اجازه دادی حالا که مجوز دادی خدایا فَاسْمَعْ یا سَمِیعُ مِدْحَتِى، بشنو ای شنوا ای سمیع خدا را به نام سمیع‌اش می‌خواند که چه کن که بشنو، دارم تو رو می‌ستایم وَأَجِبْ یا رَحِیمُ دَعْوَتِى،

ای خدای مهربان اجابت کن دعای من و خواسته من رو اجابت کن وَأَقِلْ یا غَفُورُ عَثْرَتِى، ای آمرزنده لغزش من‌ رو اثرات من رو بیامرز بعد امام علیه السلام در مقام برشمردن آنچه که در بین بنده و خدا گذشته این گونه سخن می گوید.

یا إِلٰهِى مِنْ كُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَها، خدایا بزار برات بگم چقدر درد ها که تو از من بر طرف کردی غم ها که از دل من ز دودی ناراحتی هایی که بر روح و روان من مستولی شده بود و تو بر طرف کردی وَهُمُومٍ قَدْ كَشَفْتَها، هم و غم ها و ناراحتی ها و غصه هایی که کی برطرف کرد؟ گرفتاری پیش آمده بود دنیا آخر شده بود! گفتم یا الله تفضل کردی و رد شد تو کردی وَعَثْرَةٍ قَدْ أَقَلْتَها،

 چقدر دست من خطا رفت چقدر چشم من خطا رفت چقدر پای من خطا رفت چقدر قلب من خطا کرد چقدر با زبان خطا کردم قَدْ أَقَلْتَها، بخشیده‌ای نمی‌خوام بگم الان بنده باید تصور کنه در مرکز بهشت نشسته نه اما باید بدانه همین که به او اجازه مناجات داده شده نشانه‌ ی گشاده شدن در رحمت است بر او وَ رَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَها، و رحمت وسیعی‌ ای که تو بر من پخش کردی و نشر کردی.

وَحَلْقَةِ بَلاءٍ قَدْ فَكَكْتَها  بلا مانند حلقه‌ ی زنجیر به گردن من افتاده بود. کی این حلقه بلا را از دست و پای من باز کرد. خدایا تو کردی در عبارت بعدی ادامه می‌دهد امام علیه صلوات و السلام  حمد و ثنای الهی را که انشاالله باشد برای شبی دیگر در محضر شما بزرگواران

 و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت سوم

 

متن قسمت سوم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ» حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب سوم ماه مبارک رمضان است بزرگواران همانگونه که ماه های مبارک سال های گذشته مانند برق و باد عبور کردن و پرونده آنها به کامل بسته شدند و دسترسی به هیچ یک از لحظات آن برای ما متصور نیست چشم بزنیم ماه مبارک امسال هم سپری خواهد شد و به دعای روز عید فطر اللّٰهُمَّ أَهْلَ الْكِبْرِیاءِ وَالْعَظَمَةِ

 خواهیم رسید قدر بدانیم و به عنوان یک برادر کوچکتر برای همه شما گرامیان این نکته را می خواهم عرض کنم از وقت های آزادی که در این ماه مبارک به خاطر شرایط حساس فعلی به خاطر شیوع این بیماری و مواردی از این دست برای ما ایجاد شده یک حسن استفاده برای ترمیم رابطه‌ی شخصی خودمون با خداوندمون داشته باشیم

و چه بهتر که این اتفاق در سر سفره دعای افتتاح اتفاق بیفته میرسیم به این فراز که معصوم علیه صلوات و السلام عرضه می‌دارد. الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَمْ یتَّخِذْ صاحِبَةً وَلَا وَلَداً وَلَمْ یكُنْ لَهُ شَرِیكٌ فِى الْمُلْكِ وَلَمْ یكُنْ لَهُ وَ لِی مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِیراً

سپاس خدایی را که نه برای خود همنشینی اتخاذ کرده و نه فرزندی  و نه شریکی در سرزمینش و نه به خاطر نیاز دوستی رو برگزیده و چنین خدایی را تکبیر می گوییم و او را بزرگ می شماریم انصاف اینه.

اولاََ: این بیان بیانی‌ست که در اکثر روایات توحیدی ما اکثر خطب توحیدی ما اکثر مضامین توحیدی مکتب اهل بیت علیه السلام یا عیناََ و یا با شباهت بسیاری در الفاظ و مضامین آمده لذا از عبارات بسیار مشهور توحیدی است.

از امام علیه صلوات و السلام از توحید سوال شد فرمودند: الخروج الحدین  یعنی خدا را از این دو حالت خارج بدانیم حَدِّ التَّعْطِیلِ وَحَدِّ التَّشْبِیهِ یعنی چه  یعنی نه نمی توانیم بگوییم خدا نیست همه چیز فریاد میزند بودن او را چگونه بودنی مانند همه اشیاء دیگری که هستند.

یعنی یه اشتراکی در حقیقت وجودشون نه چون ما هیچ درکی از بودن خدا نداریم فقط می‌توانیم بگوییم موجود است دامنه ‌ی لفظ تنگ است می توانیم او را حقیقتی بپنداریم که خالق و  پدید آورنده همه حقایق و همه‌ی هستی است

اما ما در مورد کیفیت او یا او را به چه چیزی تشبیه کنیم اینها عقل ما حکم می کند که هر گونه تشبیهی شرک است و از ذات خداوند دور الْحَمْدُ لِلّٰهِ بِجَمِیعِ مَحامِدِهِ كُلِّها، عَلَىٰ جَمِیعِ نِعَمِهِ كُلِّها . سپاس متعلق به خداست اساساً حمد و ستودن و تشکر کردن خدا را ‏می‌سزد بله ما در مقام یک بنده وقتی لطفی توسط بنده ‌ای دیگر از مخلوقات خداوند به ما می شود وظیفه داریم که این وسیله و این  واسطه را هم ازش تشکر کنیم.

مَن لَم یَشکُرِالمَخلوقَ، لَم یَشکُرِ الخالقَ اما جایی که ما می خواهیم بگوییم ستودنی کیست کی شایسته ستایش شدن وحد شدن و سپاس شدن است می گوییم عَلَىٰ جَمِیعِ نِعَمِهِ كُلِّها . به خاطر همه نعمت هایش همه نعمت هایی که خیلی آن ها را حتی ما توجه هم نداریم من یک معرفی بسیار کوتاه می خواهم بکنم از یکی از دعاهایی که از ارزشمندترین میراث های مکتب تشیع است.

 دعایی است از وجود مقدس امام کاظم علیه السلام تا موسی بن جعفر صلوات الله علیها این دعا در مفاتیح مرحوم محدث قمی آمده و اسم دعا هست دعای جوشن صغیر حجم این دعا به تعداد صفحات از دعای جوشن کبیر که می شناسیم و شب‌های مبارک در محضر و سر سفره این دعا میهمان هستیم حجمش کمتر و جوشن صغیر نامیده شده.

یکی از مهم ترین نکته هایی که در این دعا هست این است موسی بن جعفر تمامی نعمت هایی را که ما به شکل عادی بهشون توجه نداریم و از آنها غافلیم دونه دونه برای ما بر می شمارند و بنده را متذکر به وجود آن نعمت می کنند و به او یادآوری می‌کنند که بر هر نعمت شکری واجب است الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَامُضادَّ لَهُ فِى مُلْكِهِ در سرزمینش کسی در مقام ضدیت با او نیست

وَلَا مُنازِعَ لَهُ فِى أَمْرِهِ کسی در مقام تنازع و نزاع با خدا نیست. گاهی در مکاتب سنوی و در مسالک سنوی مسلکی فکر می‌کنند ابلیس یا اهریمن در برابر خداست. خیر و شر رو دو قوه برابر و متعادل و در واقع هم قد و هم راستا به معنای اینکه این دو تا می‌توانند همدیگر را خنثی کنند. تصور می‌کنند خدا را مستر انرژی مثبت و ابلیس رو مستر انرژی منفی و یا تعابیری از این دسته که اینقدر متنوع است.

و در هر مکتب و مرامی به یک شکلی از اون گفتگو میشه و به یک شکلی به اون اشاره میشه اینقدر متنوع ‌است که دیگه از ذهن بنده خارجه که الان بخوام تمام اینها را نام ببرم اما واقعیت قصه، ابلیس یک مخلوق حقیر و ذلیلی ست که خداوند برای امتحان دادن خود او و امتحان دادن من و شما دست او رو با حفظ اختیار من و شما که می‌توانیم به وسوسه او گوش بدهیم.

می‌توانیم گوش ندهیم. این دست بنده‌ست توان, حول, قوه از ناحیه خداست به حُولِ قوة دستم رو میارم بالا به خودم و اختیار خودم به اراده خودم بود چیزی نمی تواند مرا مجبور کند که حرف شیاطین را گوش بدم آیا به وسایس نفسم توجه کنم. کما اینکه چیزی نمی تواند من را مجبور به بندگی بکنه.

 این اختیار رو همه وجدان می کنیم وقتی اختیار را وجدان می کنیم تازه متوجه می شویم که جنگ نفسانیات و طاعت و بندگی خدا یعنی این جنگی که یک سرش نفسانیات و شهوات است و یک سرش معنویات و بندگی خداست و یک طرفش حق و حقیقت و فرامین الهی نشسته است.

و یک سر آن خواسته های شیطان و وعده او این جنگ نزاعی نیست که شما فکر کنید این ها هم ترازند نه خیر امتحانی ست که در این عالم خداوند متعال اراده کرده. که این اتفاق بیفته هرکس کمک بخواهد خداوند به او کمک می رساند. و اینگونه نیست که شیطان هماورد خداوند باشد در این نزاع

الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَاشَرِیكَ لَهُ فِى خَلْقِهِ، وَلَا شَبِیهَ فِى عَظَمَتِهِ سپاس خدایی را که در خلقتش در آفرینش شریکی نداره و در عظمتش هیچ شبیه و همانندی نداره الحمدلله این فرازهای نخستین این دعا همه با حمد و سپاس شروع می شوند الْحَمْدُ لِلّٰهِ الْفاشِى فِى الْخَلْقِ أَمْرُهُ وَحَمْدُهُ سپاس خدایی را که خیلی فاش و اوست در عالم هستی  امر او و سپاسگزاری خلق او از او.

الظَّاهِرِ بِالْكَرَمِ مَجْدُهُ به خاطر کرامتی که دارد مجد و شکوهش ظاهر شده الْباسِطِ بِالْجُودِ اینها تعابیری  استعاره ‌ای است تا من متوجه بشوم دستش را خداوند به بخشش باز کرده ممسک نیست بخیل نیست.

هُوَ جواد هو رحیم هو کریم هو رئوف الْباسِطِ بِالْجُودِ یدَهُ حال بنده در مقام درخواست قرار گرفته میخواد بدونه چقدر از این خدا میتونه بخواد در واقع چقدر اعتبار داره در واقع چقدر خدا توان بخشش داره در واقع چقدر خدا مال داره تا او درخواست کنه خدا اون  مال رو به او بده.

امام می ‌فرمایند: الَّذِى لَاتَنْقُصُ خَزائِنُهُ گنجینه های او هیچی ازشون کم نمیشه گنجینه های او دچار نقصان نمی شود از دارایی های او چیزی کاسته نمی شود وَلَا تَزِیدُهُ كَثْرَةُ الْعَطاءِ إِلّا جُوداً وَكَرَماً إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الْوَهَّابُ زیاد بخشیدن فقط به جود و کرم او می افزاید و اوست که عزیز است و بخشنده است چنین خدایی جا داره که آدم حوائج بزرگ از او بخواهد.

بزرگترین چیز در این عالم چیست چیزی است که مهم ترین مخلوق رو خوشحال میکنه مهم ترین مخلوق کیست وجود مقدس ولی نعمت ما حجت بن حسن علیه صلوات و سلام  و چه چیزی او رو بیشتر از هر چیزی خوشحال میکنه اینکه همین لحظه که من و شما نشسته ایم سر سفره دعای افتتاح اذن فرج به او عطا بشود.

خدایا این برای ما بزرگ است همین اذن فرج برای ما بزرگ در نزد تو کاری ندارد امر او را الساعه اصلاح بفرما و صل الله علی سیدنا محمد و آله طاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت چهارم

 

متن قسمت چهارم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب چهارم ماه مبارک رمضان است و میهمان دعای شریف افتتاح هستیم رسیدیم به به این عبارت امام علیه صلوات و سلام در مقام این مناجات اینگونه عرضه می دارد اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ قَلِیلاً مِنْ كَثِیرٍ، مَعَ حاجَةٍ بِى إِلَیهِ عَظِیمَةٍ وَغِناكَ عَنْهُ قَدِیمٌ وَهُوَ عِنْدِى كَثِیرٌ، وَهُوَ عَلَیكَ سَهْلٌ یسِیرٌ؛

خدایا من دارم از تو درخواست می کنم یه کمی از اون زیاد هایی که از تو در ذهنم هست رو یک بخش کوچکی از اون زیاد هایی که می خواستم و می خواهم. دارم  یه کم‌اش رو می گویم مَعَ حاجَةٍ بِى إِلَیهِ عَظِیمَةٍ با اینکه نیازمندی من و نیاز من به آنچه که می خواهم خیلی بزرگ و زیاده اما اینو میدونم که

وَغِناكَ عَنْهُ قَدِیمٌ تو بی نیاز مستغنی از اونها هستی وَهُوَ عِنْدِى كَثِیر اساساً همه این خواسته‌ها و همه‌ی این حاجات برای من بزرگ تلقی می‌شود در نزد من درشت می آید در نزد من از عظیمه اما وَهُوَ عَلَیكَ سَهْلٌ یسِیرٌ؛

 کاری برای تو نداره دعایی هست بعد از زیارت حضرت امام رضا علیه صلوات و السلام این دعا یک فراز خیلی زیبایی دارد وَقَضائِكَ الْمُبْرَمِ الَّذِی تَحْجُبُهُ بِأَیسَرِ الدُّعاءِ،یعنی در واقع عرضه می ‌دارد کسی که امام رضا علیه السلام را زیارت کرده به ساحت مقدس ربوبی که خدایا اون قضای مبرمی که خودت مکتوب کردی مقدر کردی و محکمش کردی که این کار اتفاق بیفته.

اما بِأَیسَرِ الدُّعاءِ،به کمترین مقدار خواسته‌ی بنده‌ات اون رو میزاری کنار آنچه را که خود تقدیر کرده‌ ای میگذاری کنار و در واقع خواسته‌ی بنده‌ات را برای او اجابت می کنی خوب این درواقع یه به نوعی یک مقدمه است برای این بیان اللّٰهُمَّ إِنَّ عَفْوَكَ عَنْ ذَنْبِى، وَتَجاوُزَكَ عَنْ خَطِیئَتِى، وَصَفْحَكَ عَنْ ظُلْمِى، وَسَِتْرَكَ عَلَىٰ قَبِیحِ عَمَلِى، وَحِلْمَكَ عَنْ كَثِیرِ جُرْمِى عِنْدَ مَا كانَ مِنْ خَطَإى وَعَمْدِى أَطْمَعَنِى فِى أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَاأَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ

 تا همین جا معنا کنیم. خدایا همانا عفو تو از گناه من و گذشت تو از خطای من و پوشاندن تو از ستمکاری من از نابجایی های من از ناروایی های من و پوششی که تو به کارهای زشت من نهاده‌ای و اونها را از چشم همه پنهان کرده‌ای و شکیبایی‌ات از جرم بی‌شمار من نسبت به تخطی ها و نافرمانی‌های بیشمار من تو شکیبایی کردی

عِنْدَ مَا كانَ مِنْ خَطَإى وَعَمْدِى در هنگام خطاهای من و گناهان عامدانه‌ی من همه اینها رو که در نظر گرفتم أَطْمَعَنِى فِى أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَاأَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ من را به طمع انداخت که الان چیزی رو که مستوجب به اون لایق اون و سزاوار اون نیستم از تو درخواست کنم.

الَّذِى رَزَقْتَنِى مِنْ رَحْمَتِكَ که از رحمتت روزی من قرار دادی و وَأَرَیتَنِى مِنْ قُدْرَتِكَ از قدرتت به من نشان دادی وَعَرَّفْتَنِى مِنْ إِجابَتِكَ و به من معرفی کردی و شناساندی از اینکه تو اجابت می کنی و روا میداری.

آیا این درسته که کسی تصور کنه. بنده‌ ای تصور کنه که خداست بنده ‌اش رو پُرو کرده خداست که به بنده‌اش رو داده بازای بازای بازای هر آنچه هستی بازای خداست که می‌گوید اگر هزار بار توبه شکستی باز هم باز آی خداست که می گوید هزار بار که هیچی میلیاردها بار هم اگر تخطی کردی دچار یأس و ناامیدی از رحمت نشو برگرد.

و به این درگاه بیا و یا نه یه توهم باطله! اگر قراره موازین بندگی و موازین فرمانبری و موازین رابطه‌ی بنده و خداوندگار رو من و شما ترسیم کنیم خوب من و شما ترسیم کنیم. اما اگر قرار است حجت‌الله گزارش بدهد که این رابطه چگونه رابطه‌ای است بپذیریم که خداوند می‌ گوید اساساً خط قرمز برای ناامید شدن بنده از عفو و رحمت و بخشش او وجود نداره

و به بنده اجازه می‌دهد که در شب ماه مبارک رمضان این گونه بگه و بگوید خدایا اصلا همین بخشش تو من رو پر‌رو کرد البته وقتی به این بخشش و به این رحمت و به این گذشت خداوند کسی نذر میکنه شرمنده می‌شود و این خودش مقام بنده خداست اما واقعیت داره

خداست که در واقع به بنده‌اش می‌گوید هر چه کرده‌ای باز هم با این درگاه خداحافظی نکن لذا چی شد درخواست کردم چیزی رو که من مستوجبش نیستم سزاوارش نیستم. الَّذِى رَزَقْتَنِى مِنْ رَحْمَتِكَ، وَأَرَیتَنِى مِنْ قُدْرَتِكَ، وَعَرَّفْتَنِى مِنْ إِجابَتِكَ حال این که نشد من چه کردم فَصِرْتُ أَدْعُوكَ آمِناً با ایمان تو را دارم می خوانم.

وَأَسْأَلُكَ مُسْتَأْنِساً من انس گرفتم پناه آورده است مثل یک جوجه که زیر پر و بال مادرش میره و اونجا به آرامش میرسه من همین که سر سفره‌ ی مناجات تو نشسته ‌ام و از طریق ولی تو رابطه ‌ام را با تو برقرار کرده ‌ام به اونس رسیدم در حالت مستأنسین آمده ‌ام و از تو درخواست می کنم.

لَاخائِفاً نه آنچنان ترسیدام که به ناامیدی بیانجامد وَلَا وَجِلاً و نه آنچنان آمده‌ام به شوق آمده ‌ام که دیگه متجلی بشم و غرور من رو بگیره. خدایا مُدِلّاً عَلَیكَ فِیما قَصَدْتُ فِیهِ إِلَیكَ

یه جورایی اساساً تربیت تو نسبت به من رفتار بنده پروری تو نسبت به من باعث شد که من دارم  به یه گونه‌ای ناز می‌کنم در خانه‌ی تو فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّى همان چیزی که از دو روز دیر به من می ‌دادی عَتَبْتُ بِجَهْلِى عَلَیكَ به خاطر نادانی‌ام اصلاً با تو جروبحثم شد چرا ندادی درحالی که وَلَعَلَّ الَّذِى أَبْطَأَ عَنِّى هُوَ خَیرٌ لِى لِعِلْمِكَ بِعاقِبَةِ الْأُمُورِ.

 چه بسا چیزهایی که به من دیر دادی یا به من ندادی اصلا خیر من در همین بود چرا چون خیلی چیزها را خواستم و پافشاری کردم و به من دادی و بعد معلوم شد که خیر من نبود خودم رو گم کردم طغیان کردم. از اون نعمت در راستای  غیر بندگی تو استفاده کردم.

که چه بسا بهتر بود که اون را به من ندهی ولی تو بنده نوازی کردی فَلَمْ أَرَ مَوْلىً به اینجا که میرسه حال امام علیه السلام در مقام مناجات تغییر میکنه فَلَمْ أَرَ مَوْلىً كَرِیماً أَصْبَرَ عَلَى عَبْدٍ لَئِیمٍ مِنْكَ عَلَىَّ، یا رَبِّ مولای کریمی را ندیدم که صبورتر از تو باشه بر بنده‌ی پستی مثل من ای پروردگار بگویم لئامت من چیست.

خدایا إِنَّكَ تَدْعُونِى تو من را میخوانی من باید بیام گدایی تو نازه من رو می‌کشی  إِنَّكَ تَدْعُونِى فَأُوَلِّى عَنْكَ، من رو برمی‌گردونم. وَتَتَحَبَّبُ إِلَىَّ  تو تحبب و می‌کنی تو قربون صدقه من میری تو محبتت رو به من ابراز می‌کنی من چه می‌کنم در برابر این منم آغوش باز می‌کنم به خدای خودم پناه میارم نه.

فَأَتَبَغَّضُ إِلَیكَ، روی درهم می‌کشم با بغض رفتار می‌کنم وَتَتَوَدَّدُ إِلَىَّ تود می‌کنی مودت می‌ورزی محبتت را به من نشان می‌دهی فَلَا أَقْبَلُ نمی‌پذیرم رو نمی‌کنم به تو به سوی تو بر نمی‌گردم چرا؟ چه مه؟ كَأَنَّ لِىَ التَّطَوُّلَ عَلَیكَ انگار که اصلا برعکس رابطه من و تو.

فَلَمْ یمْنَعْكَ ذٰلِكَ مِنَ الرَّحْمَةِ لِى وَالْإِحْسانِ إِلَىَّ، وَالتَّفَضُّلِ عَلَىَّ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ اما همه این‌ها مانع نمیشه که تو رحمتت, احسان و تفضلت را از من دریغ کنی. خودم را گزارش کردم گفتم که من در واقع مبتلا به چه حال زاری هستم حالا که اینجور شد.

خدایا فَارْحَمْ عَبْدَكَ الْجاهِلَ حال من حال یک بنده نادانه من جاهلم بنده یه نادان‌ات را رحم کن. وَجُدْ عَلَیهِ بِفَضْلِ إِحْسانِكَ به فضل و احسانت، ببخش بر این بنده‌ی جاهل إِنَّكَ جَوادٌ كَرِیمٌ تو هم بخشنده و هم کرامت داری.

یکی از این مکاتبِ مدعی یکی از این ادیان مدعی بیاید و بگوید ما آموزه‌ هایی داریم در مقام بیان ِزبانِ حال بنده با پروردگارش اگر توانستند برابری کنند. با عباراتی که از زبان ائمه علیه السلام در مقام مناجات جاری شده به آنها توجه می‌کنیم و نخواهیم یافت و یافته نمی ‌شود.

 و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت پنجم


متن قسمت پنجم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب پنجم ماه مبارک رمضان است شب سوم این تذکر و عرض کردم و این شب هم تکرار می کنم بزرگواران چشم به هم بزنیم شب عید فطر است دور هم جمع شده ایم قدر لحظاتمان را بدانیم. میهمانی، میهمانی ویژه‌ی خداست. ما در تمام سال سر سفره خداوند میهمانیم.

 پس چه میهمان نوازی می‌خواهد بکند که از این سی شب و از این سی روز و از این ایام به عنوان مهمانی یاد کرده سر سفره دعای شریف افتتاح هستیم رسیدیم به این عبارت امام علیه السلام عرضه می دارد الْحَمْدُ لِلّٰهِ مالِكِ الْمُلْكِ، مُجْرِى الْفُلْكِ، مُسَخِّرِ الرِّیاحِ، فالِقِ الْإِصْباحِ، دَیانِ الدِّینِ، رَبِّ الْعالَمِینَ

تعابیری که در این چند فراز پیشِ ‌رو سر سفره‌ ی آن‌ها میهمان هستیم تعابیری هستند در مقام حمد و ثنای الهی سپاس خدایی را که مالک و صاحب همه‌ی این خلقت است یک تذکر برای خودم چه وقتی من از کسی درخواست می کنم چه وقت در خانه‌ی کسی پافشاری می کنم برای گرفتن یک چیزی، وقتی اولاََ و قبل از هر چیز بدانم او دارد.

و بنای دادن و عطا دارد هر کدام از این دو فرض اگر نباشه و هر کدام از این دو شرط اگر برقرار نباشه دلیلی نداره که من از اون شخص از اون مقام از اون جایگاه درخواستی بکنم وقتی کسی چیزی در حیطه‌ی اختیاراتش نیست چه معنایی داره که آدم عاقل از او چیزی بخواهد.

وقتی کسی اختیاری ندارد و توانی ندارد و دارایی ندارد آیا عاقلانه است از او درخواست بکنیم. سپاس خدا را، کدام خدا، مالک الملک همه سرزمین ها و خلقت و همه دارایی ها متعلق به اوست. مُجْرِى الْفُلْكِ اوست که همه ملک رو ستارگان رو افلاک را جاری کرده مُسَخِّرِ الرِّیاح تمامی بادهای وزنده‌ی عالم و طوفان‌ها و نسیم ها در تسخیر او هستند.

فالِقِ الْإِصْباح شکافنده سپیده سحر است. دَیانِ الدِّین دین را او دین کرده قانون ‌گذار دین اوست. و اوست که دین را به اجرا در می ‌آورد اوست که دادستان قوانین دین است و اوست که قاضی قوانین دین است و اوست که مجری احکام دین است.

دَیانِ الدِّینِ، رَبِّ الْعالَمِینَ پروردگار عالمیان است الْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلىٰ حِلْمِهِ بَعْدَ عِلْمِهِ، تمامی این عباراتی که اینجا شما می خوانید و می شنویم عباراتی است. که تذکرهای بسیار بسیار مهمی در دلشون هست. سپاس خدایی را که شکیباست بعد از اینکه می ‌داند گاهی من نمی‌دونم طرف مقابلم چه خطایی کرده میگم عیبی نداره من از تو گذشتم.

چه بسا اگر بدانم نتوانم از او در بگذرم نخواهم از او در بگذرم یا نتوانم جلوی غضبم را  بگیرم. من انسانم ضعیفم ناتوانم و محدودم خداوند عالم از همه‌ی این نواقص بری‌ست او شکیبا ست و حلیم است ِ بَعْدَ عِلْمِهِ، همه چی بر او آشکار است با این حال شکیبایی می کند.

وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلَىٰ عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ من نمیتونم حقم را از کسی بگیرم که او حقم را خورده می گویم گذشتم خدا می‌تواند عفو نکند و همه را مجازات کند. اما در حین قدرت کامل و نامحدود می ‌باشد که می ‌گذرد و عفو می‌ کند.

وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلَىٰ طُولِ أَناتِهِ فِى غَضَبِهِ وَهُوَ قادِرٌ عَلَىٰ مَا یرِیدُ این وَهُوَ قادِرٌ  واو، واو حالیه است و سپاس خدایی را که بردباری ‌اش در هنگام غضبش بسیار طولانی و مفصل است در حالیکه او هرچه اراده کند. نسبت بهش قدرت داره.

از روی ضعفش نمی‌بخشه از فرط قدرتش می بخشد از فرط بزرگی و بزرگواری است الْحَمْدُ لِلّٰهِ خالِقِ الْخَلْقِ، باسِطِ الرِّزْقِ، فالِقِ الْإِصْباحِ، ذِى الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ وَالْفَضْلِ وَالْإِنْعامِ مجدد باز عبارات ستایشی است سپاس خداوندی که خالق و آفریننده همه خلق است. روزی به دست اوست.

برای دوتا سه تا پنج تا ده تا نعمت دنیایی در خانه‌ ی کی رو می کوبم به به منت کشی و چاپلوسی کی رو می‌کنم به منت کشی باسط رزق اوست. فالق اصباح اوست. ذِى الْجَلالِ وَالْإِكْرامِِ صاحب جلال و کرامت است. وَالْفَضْلِ وَالْإِنْعامِ ادامه می‌ دهد .

امام علیه السلام الَّذِى بَعُدَ فَلا یرىٰ بعید است دور است دیده نمی شود آیا دور است یعنی نزدیک نیست. نه از اذهان و اوهام, تصور و تخیل ما دور است. دیده نمی شود اما در همان حال وَقَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوىٰ، در منطقه‌ای نزدیک است تا جایی که شاهد نجواها و پچ پچ کردن های ماست.

تَبارَكَ وَ تَعالىٰ تبارک است و متعالی الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَیسَ لَهُ مُنازِعٌ یعادِلُهُ، وَلَا شَبِیهٌ یشاكِلُهُ، وَلَا ظَهِیرٌ یعاضِدُهُ، سپاس خدایی را که هیچ منازعی عدل و همتای او نیست. هیچ موجودی هیچ حقیقتی شباهتی با او ندارد و هیچ موجودی نیست که ظهیر او باشد که او به او تکیه کند. خداوند تکیه‌گاه عالم است به تکیه گاه نیاز ندارد.

قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الْأَعِزَّاءَ، تمامی عزیزان را با عزتش مقهور ساخته وَ تَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَماءُ، بزرگان عالم نه بزرگان اعتباری که ما اون‌ها رو بزرگ تصور کردیم و بزرگ می نامیم در حالی که انسان هایی حقیر و موجودات ضعیفی مثل من و شما هستند. عظمای عالم آنهایی که در عالم بزرگ‌ اند.

وَ تَواضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَماءُ، آنها در برابر عظمت او متواضع ‌اند فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ مَا یشاءُ؛ با قدرت‌اش به هر چه و هر جا که بخواهد می رسد. الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى یجِیبُنِى حِینَ أُنادِیهِ چنین خدایی هر وقت من او را ندا می‌دهم. من را اجابت می‌ کند.

وَ یسْتُرُ عَلَىَّ كُلَّ عَوْرَةٍ وَأَنَا أَعْصِیهِ، باز اینجا واو, واو حالیه است. در حالی که من نافرمانی او را کردم  هر زشتی را بر من می پوشاند مگه امیرالمومنین علیه السلام نفرمودند: اگر باطن همدیگر را ببینید مرده های همدیگر را دفن نمی کنید غیر از اینه، اگر هر آنچه از من سر زده شما بدانید جواب سلام من را می‌دهید نگاه به صورت من می‌اندازید.

اگر چهره‌ی برزخی ما برای هم دیگر آشکار بشه با همدیگر رفاقت می کنیم. وَیسْتُرُ عَلَىَّ كُلَّ عَوْرَةٍ وَأَنَا أَعْصِیهِ در حالی که من نافرمانی او را کرده‌ام باز او زشتی‌های من را می پوشاند وَیعَظِّمُ النِّعْمَةَ عَلَىَّ فَلَا أُجازِیهِ، نعمت هایی را که بر من عطا کرده است.

بر من زیاد می کند و بزرگ می کند. اما من جزای این نعمت را به جا نمی آورم جزای اون یعنی چی یعنی عملی که متناسب با عمل انجام شده پیشنه فَكَمْ مِنْ مَوْهِبَةٍ اینجا باز امام علیه السلام یک جورهایی دارند گزارش می کنند آنچه خدا با بنده کرده و بنده دربرابرش با خدا کرده.

فَكَمْ مِنْ مَوْهِبَةٍ هَنِیئَةٍ قَدْ أَعْطانِى، وَعَظِیمَةٍ مَخُوفَةٍ قَدْ كَفانِى، وَبَهْجَةٍ مُونِقَةٍ قَدْ أَرانِى، فَأُثْنِى عَلَیهِ حامِداً چه بسیار است محبت های شیرینی که به من عطا کرد. چه بسیار است از اون بلاها‌ی ترسناک و بزرگی که من رو از اون‌ها کفایت کرد شادمانی‌ ها و خرمی های دلنشینی که به من نشون داد. اما من در برابرش چه کردم؟ فَأُثْنِى عَلَیهِ حامِداً وَأَذْكُرُهُ مُسَبِّحاً

یعنی نکردم نه او را تسبیح کردم و سپاس را به جا آوردم الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَایهْتَكُ حِجابُهُ، سپاس خدایی را که واسطه و حجابی او دریده نمی ‌شود. وَ لَا یغْلَقُ بابُهُ، در خانه او بسته نمی شود. وَلَا یرَدُّ سائِلُهُ، گدا و درخواست ‌کننده خانه اش را رد نمی‌کند.

وَلَا یخَیبُ آمِلُهُ کسی که امیدوار به او باشد امید او را ناامید نمی‌ کند به این عبارت رسیدیم این فراز به پایان ‌رسید. شب پنجم ماه مبارک رمضان است. نه بنای تذکر و روضه خوانی و مرثیه خوانی دارم. فقط به مناسبت این عبارت یاد یک روایت افتادم در واقع یاد دو روایت امام علیه السلام اینجا این گونه بیان می کند.

یک معرفت توحیدی است که الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَایهْتَكُ حِجابُهُ، سپاس خدایی را که حجاب او دریده نمی‌شه.  یاد او وجود مقدس خاتم النبین افتادم که در ارتباط با صدیقه طاهره سلام الله علیها و آله اینگونه می‌فرمایند: کَأَنِّی بِهَا مثل اینکه دارد دخترم را نگاه می کنم.

 وَ قَدْ دَخَلَ الذُّلُّ فی بَیْتَهَا  که خاری و خفت را وارد خانه او کردند. بماند این روایتف روایت امام صادق علیه السلام را نگاه کنیم امام صادق صلوات الله و سلام فرمودند: فَاطِمَةَ بَابُهَا حِجَابُ اللَّهِ در خانه‌ی فاطمه حجاب خداست. بعد امام علیه السلام مکث فرمودند و سه مرتبه با بغض فرمودند هُتِکَ وَ اللَّهِ حِجَابُ اللَّهِ  هُتِکَ وَ اللَّهِ حِجَابُ اللَّهِ هُتِکَ وَ اللَّهِ حِجَابُ اللَّهِ

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله طاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت ششم


متن قسمت ششم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب ششم ماه مبارک رمضان است و چند شب گذشته هر شب بخشی از دعای شریف افتتاح را با هم خواندیم در حد خیلی ساده و کوتاه به ترجمه و بازگویی معانی الفاظ ظاهری عبارات اش پرداختیم میرسیم به این بخش از دعا الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى یؤْمِنُ الْخائِفِینَ، وَینَجِّى الصَّالِحِینَ ، وَیرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِینَ، وَیضَعُ الْمُسْتَكْبِرِینَ، وَیهْلِكُ مُلُوكاً وَیسْتَخْلِفُ آخَرِینَ،

سپاس خدایی را که کسانی را که در حال خوف و ترس هستند به امان می رساند و مأمن آن‌هاست انسان های نیکوکار صالح و درست کردار را نجات می دهد. کسانی که به استضعاف کشیده شده اند و ضعیف شمرده شده اند و ناچیز انگاشته شده اند رفعت می بخشد.

گردنکشان خود بزرگ بین خود برتربین را  خوار و خفیف می کند و پادشاهانی را به هلاکت می رساند و دیگران را به آن سمت می رساند. خیلی گفتگوها به بهانه‌ی این عبارت از دعای شریف افتتاح می شود مطرح کرد من اگر اجازه بدهید به یک تذکر بسنده کنم به این دلیل که بخش پایانی این دعا صراحتاََ در رابطه‌ی حجت بن حسن علیه السلام تنظیم شده است.

از سوی معصوم علیه صلوات و سلام لذا سخن در مورد امام عصر علیه السلام را به همان بخش موکول کنیم بسیاری از فسادها نادرستی ها ناروایی ها و نا به جایی هایی که در این عالم اتفاق می‌ افتد همه اش بر سر یک واقعیت چوبین و یا فلزین است. یک میز یک عنوان یک حکومت یک سلطنت یک حاکمیت و یک ریاست سخن خیلی سهل است.

بسیار ممتنع همه می دانیم ولی بسیار عجیب است که کسی باور نمی‌ کند که این سمتی که من امروز عهده‌ دارش شده‌ ام اگر این این سمت برای کسی که آن سمت را حائز می‌ شود ماندگار بود از اساس به من نمی‌ رسید. پشت صندلی ریاست مسئولیت وزارت یا هر عنوان دیگه ای نشسته روزی که در ابتدایی ترین دقایق تصدی‌ اش پشت اون میز قرار می‌ گیرد.

اگر بدانم که پشت این میز قبل از من شخص و یا اشخاص دیگری نشسته بودند و امروز به امانت در نزد من هست شاید از این فرصت طلایی بهره بگیرم و عمل کنند به این عبارت إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ؛  گرفتاری ها و خواسته ها و حاجت ها مردم به سوی شما از نعمت های الهی بر شما است. از نعمت ملول نشوید.

اگر کسی واقعاََ مسئولیت را در هر نقطه و جایگاهی که هست. از رئیس یک دایره شعبه بخش خصوصی شرکت شما بگیرید تا عالی‌ ترین رتبه‌ ی سیاسی و اجتماعی در یک کشوری اگر این را فرصتی برای خدمت گذاری دقت بفرمایید بزرگواران عرض کردم این سخن هم سهل است و هم ممتنع بسیار در موردش سخن گفته می‌ شود.

ولی رفتار آن مدیر رفتار آن مسئول رفتار آن امیر رفتار آن حاکم متاسفانه نشان دهنده اعتقاد او نیست اگر بدانم که این رو از من می‌ گیرند نه فساد می‌کنند احتمال می دهد رو بشود نه کم کاری می‌کنند چون می‌ دانند بقای او منوت به این است که خوش بدرخشد.

و بلکه از این استفاده می‌ کند برای آن شبی که وقتی آخرین قطعه لحد را بر روی قبر او می گذارند هیچ کس دیگر از از او سوال نمی‌کند سوابق کاریت رزومه‌ات سی‌دی که ارائه می‌ دادی به شرکت ها برای استخدامت کجاها بودی تا کجا درس خوندی با چه کسانی  معاشرت داشتی شاگرد کی بودی معلم کی بودی.

هیچکدام از اینها سوال نمی شود نگاه می کنند به کیسه عملکرد و رفتارها و اعمال قلبی و جوانحی و جوارحی اون شخص و اوست و تنهایی قبرش و پاسخ دادن به تمامی آنچه که کرده و آنچه که تصور کرده و آنچه که در قلب او گذشته بله حواسم هست در این مجال و مقام که مثلاً تصور گناه را خداوند گناه نمی‌انگارد.

منظور من در این بخش گناهان جوانحی بود یعنی آنجایی که طرف با قلبش گناه می کند بخل می‌ورزد حسد دارد غضب دارد در همین شب های ماه مبارک رمضان روایات بخش آمرزش را یک تبرع کنید در اکثر مناسبت های ماه مبارک تعابیری شبیه ادعیه و روایات مربوط به آن شبها است که مثلاً شب جمعه ماه مبارک شب قدر و یا شبهای دیگر و مناسبت های دیگر خداوند دنبال بهانه است که بیامرزد.

اما یک عده مستثنی شده اند یکی از عناوینی که در تمامی این آیات و روایات تکرار شده مشاهاََ کینه توز اگر کسی بتواند قلبش را پاک کند و اگر  بتواند رفتار پسندیده‌ ای داشته باشد در قبر پاسخگویی دارد وگرنه شب شب گرفتاریست لذا اگر ما بدانیم که سپاسگزاری باید کرد خداوند را برای این نعمت و این را نعمت بدانیم.

به‌ عنوان مجرایی برای خدمتگزاری عرض کردم شاید در مورد خیلی از ماها و کسانی که مخاطب این عرایض هستند. مصداق نداشته باشد و بگوید من مسئولیتی ندارم من یک کاسبم در مغازه خودم کار می کنم و یا کارمندی جزء یک مجموعه هستنم اما اگر کسی از بین ما باشد که اختیاراتی داشته باشد نسبت به برداشتن یک جعبه از یک جا و گذاشتنش در یک جای دیگر از این اختیارات چگونه استفاده می کند.

یک عرض مناسبتی بکنم روزگاریست که همه‌ ی خانواده‌ های طبقات پایین اجتماعی درگیری معاش شان را دارند بسیاری از مشاغل تعطیل شدن بسیاری از مشاغل معطل شده اند آیا کسانی که دستشان به دهنشان می‌ رسد آیا اینها این مقدار همت و این مقدار کرم و این مقدار جود و بخشش دارند که بیایند.

از آنچه که خودشان بهره‌مند هستند دیگران را هم بهره‌مند کنند باید سپاسگزاری کنیم نسبت به اینکه خداوند این نعمت را به ما داده و این نعمت را به شراکت بگذاریم اگر در این فراز امام علیه صلوات و سلام سلاح را موجب نجات می دانند و خداوند را مأمن خائفین رافع مستضعفین واضع مستکبرین و مهلک ملوک مستخلف آخرین می دانند.

باید بدانیم که خدایی که بِیدِهِ كُلِّ شَىْءٍ همه چیز به دست اوست. این خدا توان اینکه همه‌ ی این امکاناتی را که به من داده است در کسری از ثانیه از من باز ستاند در کمتر از کسری از ثانیه همه امکانات من از من گرفته می شود آن روز اگر من اعتقاد داشته‌ ام که الدنیا مزرعة الاخرة

چه کاشته‌ ام در اینجا که آن‌طرف درو کنم اگر این نیز وبال شد برای من که هیچ وگرنه در این شرایط خاص و بحرانی که الان جهان به آن مبتلا است کسی مسئولیتی دارد این را عرض می کنم مسئولیتی دارد که به واسطه‌ ی این مسئولیت می تواند کاری کند.

که یکی از اقلام مشیعتی مردم ولو یک ریال ارزان‌ تر سهل‌ تر و در دسترس تر به آنها برسه چنین کسی اگر نکند در یوم الحسره حسرت خواهد خورد در قیامت پشیمان و نادم خواهد شد. اگر دستمان می‌رسد کاری بکنیم همه‌ ی این موقعیت ها این امکانات و تمامی این اختیارات معطی‌ اش خداوند است و همان کسی که معطی است.

می‌ تواند مانع هم باشد و این امکان را از ما باز ستاند در این شب ها فرصتی است که هم این نعمت ها را بشناسیم و هم بدانیم که چگونه باید از نعمت در مسیر اصلاح امور خودمان و عاقبت به خیری خودمان و خدمت به خلقی که همهی خلق  مثل خانواده خود ما هستند.

هرکس بیشتر نفع برساند به دیگران خدا او را بیشتر مورد محبت خودش قرار می دهد از خدا بخواهیم عاقبت همه‌ی ما را ختم به خیر بفرماید و صاحب همه‌ی این نعمات و ولی نعمت ما را امر فرجش را اصلاح بفرماید با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد

  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


شرح دعای افتتاح قسمت هفتم


متن قسمت هفتم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب هفتم ماه مبارک رمضان است رسیدیم به این عبارت از دعای شریف افتتاح

الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى یؤْمِنُ الْخائِفِینَ، وَینَجِّى الصَّالِحِینَ ، وَیرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِینَ، وَیضَعُ الْمُسْتَكْبِرِینَ، وَیهْلِكُ مُلُوكاً وَیسْتَخْلِفُ آخَرِینَ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ قاصِمِ الْجَبَّارِینَ، مُبِیرِ الظَّالِمِینَ، مُدْرِكِ الْهارِبِینَ، نَكالِ الظَّالِمِینَ، صَرِیخِ الْمُسْتَصْرِخِینَ، مَوْضِعِ حاجاتِ الطَّالِبِینَ، مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنِینَ

 باز هم بخشی از این دعا است که در واقع  بخش نخستین این دعا که درحمد و ثنای الهی است. قرار گرفته سپاس خدایی را که در هم شکننده جبروت سرکشان است  ظالمین را نابود میکند کسانی را که فراری هستند آنها را در واقع به چنگ می آورد ظالمین را از بین میبرد.

همین خدا صَرِیخِ الْمُسْتَصْرِخِین است فریادرس هر دردمندی است که ناله سر داده است و حاجات همه کسانی که درخواستی از او دارند در نزد او برآورده می شود. خداوند عادل است ظرف تحقق عدالت خداوند در دنیاست؟ اگر خداوند را عادل به معنای آنکه هر چیزی را در جای خودش قرار می‌ دهد منظور این معنای عمومی از عدل نیست.

الان عرض ما از اینکه می گوییم خداوند عادل است یعنی اینکه خداوند دادرسی می کند یعنی چی یعنی اگر کسی ظلمی کرد اگر کسی ناروای مرتکب شد چه کسی این ناروا را رسیدگی می‌ کند چه کسی از حقوق یک مستمندی دفاع می کند. خداوند متعال ظرف تحقق چنین عدالتی چنین دادرسی و چنین دادسرایی کجاست آیا در دنیا!؟

شاید زیاد شنیدیم خیلی ها می گویند بهشت و جهنم همین دنیا است در واقع از هر دستی بدهی از همان دست پس خواهی گرفت می‌خوام یک عرضی بکنم. صد در صد این موارد این صحبت صادق نیست. یعنی چی یعنی اگر کسی بدی کرد اگر کسی ظلم و ستمی روا داشت اگر کسی نا به جایی و ناروایی روا داشت.

آیا الزاماً در نشئه‌ی دنیا و در ظرف زمانی دنیا در همین بخشی از حیات که ما درش هستیم آیا به سزای اعمالش می رسد در واقع سوال از جای دیگری برخاسته اگر کسی در کمال آرامش و عزت ظاهری از این دنیا رفت آیا واقعا عدل محض از او سر زده و ظلمی از او مرتکب نشده.

و کسانی که مورد ستم او قرار گرفتن حق شان تضیع شده و دیگر راه به جایی ندارند چون پاسخ این سوال برای همه روشن است که این گونه نیست و به این سوال دوم پاسخ منفی می‌دهند. لاجرم باید بپذیریم که آن بخش اول و اون حکایات و مثل هایی که بر زبان افراد جاری ست متاسفانه عاری از واقعیت است.

ممکنه که در این دنیا گونه‌ ی بشود که هرچه کنی به خود کنی یعنی تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز ممکن است اصلاً در بحث خیرات غرض نیست اینجا الان عمدتاََ داریم در بخشی صحبت می کنیم که کسی بدی کرده ستم کرده شرک ورزیده یا به خداوند یا به حجت خداوند برای او شریک قائل شده.

کسی که ستمی کرده یک جمعیتی را اغوا کرده یک جماعتی را منحرف کرده انحراف ایجاد کرده بدعت ایجاد کرده و بعد در کمال عزت ظاهری از این دنیا رفته آیا دادرسی نمی شود آیا این به همه آنچه که می بایست می‌‌ دید رسیده و اگر نرسیده یعنی حق بوده نه این عبارات دعای افتتاح این آرامش را به هر کسی که مورد ستم واقع شده می‌دهد.

که اگر در این نشئه اگر در این بازه اگر در این بخش از زندگی دینوی یک ظالمی سزای ظلمش  را ندید ناراحت نباشید خداوند قاصم الجبارین است کجا در روز قیامت در واقع آنچه خداوند از بهشت و جهنم برپا کرده است ظرف تحقق کامل و واقعی عدالت اوست در دنیا بخشی نشان داده می شود.

مگر همه‌ ی قاتلین ائمه علیه السلام قصاص شدن از مثال‌های بارز می خوام استفاده کنم که همه در موردش اطلاع داشته باشید. مگر همه‌ی کسانی که ادیان ساختگی درست کرده‌اند فرقه های ضاله درست‌کردن بهائیت راه انداختن وهابیت راه انداخته است مشرب ها و مسیرهای غیر حقی که خارج از صراط مستقیم خداوند بود.

اینها علم کردن عده‌ ای را به او دعوت کردند. اگر این ها در آرامش و عزت بمیرند. و بدنشان هم به دست مریدانشان کیلومترها تا آن طرف تر تشیح بشود آیا خداوند هم از کردار این‌ها راضی است و آیا این نشانه این است. که این شخص هرچه کرده درست بوده. خیر نقطه‌ ی که هر چیزی دادرسی می شود کسی که به شما ستمی کرد.

دستت به هیچ جا نرسید برای داد خواهی نتوانستی بروی احاده‌ ی حقت را بکنی و نتوانستی به حقوقت برسی آیا این گذشت و همه جا محو شد و آیا حق شما ضایع شد. و باید از شکایتت دست برداری و در کمال ناامیدی بمانی نه خداوند می فرماید من هستم کسی که مَوْضِعِ حاجاتِ الطَّالِبِینَ، مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنِینَ به من اعتماد کنند.

یه عبارتی هست ارتباطه به بیان معصوم علیه السلام در این فراز از دعای افتتاح نداره اما برای بیدار کردن منه خفته‌ ی غافل عبارت بسیار تکان دهنده است راوی زین العابدین علیه السلام گوینده سیدالشهدا دو معصوم صحنه‌ ی گفتار کربلا، کجای کربلا آخرین وداع تکرار می‌ کنم سیدالشهدا علیه السلام زین العابدین علیه السلام.

واقعه‌ی کربلا بدن بیمار زین العابدین حالت غم‌ بار سیدالشهدا علیه السلام امام چهارم می‌ فرمایند پدرم در وداع آخر این عبارت را به من فرمودند من مضمون عبارت را عرض می‌کنم که تقریباً نزدیک به نثر است. فرمودند: یا بُنَیَّ إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ

 پسرم علی جان خطاب در ظاهر به زین العابدین علیه السلام است اما مخاطب انحصاراً زین العابدین علیه السلام است نه مخاطب همه‌ی خلقت است مبادا بترس پرهیز هشدار از اینکه ستم کنی به کسی که هیچ یاری گری غیر از خدا نداره. دستش به هیچ جا نمیرسه دم هیچ قاضی رو نمیتونه ببینه هیچ آشنایی رو نمی‌تونه پیدا کنه.

در دستگاه قضایی که کارشو ببرن جلو، سیدالشهدا می فرمایند از ظلم به این آدم خیلی به ترس چرا چون آه سحر به عرش الهی اثر کند امروز گر نکرد دو روز دگر کند دیدی که خون ناحق پروانه شمع را چندان امان نداد که شب را سحر کند.

مومن مظلوم اگر از هر کجا در این عالم نا امید شدی و همه حقوق تو را مورد تضعی قرار دادند دل  محکم‌ دار ایمانت به خدای خودت باقی بدار چون خداوند از قاصم الجبارین است. قاصِمِ الْجَبَّارِینَ، مُبِیرِ الظَّالِمِینَ، مُدْرِكِ الْهارِبِینَ، نَكالِ الظَّالِمِینَ، صَرِیخِ الْمُسْتَصْرِخِینَ، مَوْضِعِ حاجاتِ

حق تو را آن روزی که دست ظالم تهی‌ ست از او می‌ گیرد و تو را راضی می‌ کند اعتماد کن افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد اینقدر این عبارت آرامش بخش کار را بسپار به دست اون قاضی که خودش مجری حکم است.

عادل است جور نمی کند و حق مظلوم را از حلقوم ظالم باز می ستاند در آن روزی که ظالم دستش به هیچ کجا بند نیست خدا را قسم بدهیم به ساحت مقدس امام عصر علیه السلام در این شب های ماه مبارک رمضان ما را از خواب غفلت بیدار کند.

ما را به خودمان بیاورد دست برداریم از فریب دادن دیگران از ستم کردن به دیگران از تضییع حقوق دیگران از اذیت و آزار کردن دیگران از شکستن دل دیگران زبان های تیزمان را غلاف کنیم تمامی آنچه که هیچکس حساب کتابش دستش نیست.

اما خداوند می‌بیند مراقبت کنیم از ما سر نزند بگوییم خدایا انک امرت بالعف  ما را ببخش و بیامرز به ما دستور بخشش داده‌ای خودت ما را نیز ببخش و بیامرز.

  و صلی الله علی سیدنا محمد و آله طاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت هشتم


متن قسمت هشتم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب هشتم ماه مبارک رمضان است بیش از یک چهارم این ماه مبارک سپری شده است بزرگواران چشم به هم بزنیم شب های احیاء و و بعد هم شب عید فطر و پرونده ماه مبارک رمضان امسال هم بسته می‌شود.

می‌رسیم به این فراز از دعای شریف افتتاح الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى مِنْ خَشْیتِهِ تَرْعَدُ السَّماءُ وَسُكَّانُها، وَتَرْجُفُ الْأَرْضُ وَعُمَّارُها، وَتَمُوجُ الْبِحارُ وَمَنْ یسْبَحُ فِى غَمَراتِها.

یکی از ویژگی‌ های انسان غفلت عجیب و غریبی است که داره مخصوصا وقتی انسان  شرایط پیش از یک حدی به جهت زمانی عادی سپری می شود اساساً باورش نمیاد که می‌ تواند شرایط دگرگون شود. مثال از آنچه که دهریون و متریالیسم‌ها ازش خشم طبیعت تعبیر می کنند.

نمی دانم کدام یک از شما بزرگواران تصاویر مربوط به یک آتش نشان را دیده‌ اید تصاویر مربوط به یک سونامی را دیده‌ اید تصاویر مربوط به یک زلزله شدید را دیده‌ اید تصاویر مربوط به گردبادها و طوفان‌ها را دیده اید.

الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى مِنْ خَشْیتِهِ تَرْعَدُ السَّماءُ وَسُكَّانُها، وَتَرْجُفُ الْأَرْضُ وَعُمَّارُها. واقعا اگر این گونه است که تمامی نوامیس طبیعی به ید قدرت الهی است و در این فراز امام علیه صلوات و سلام خداوند را سپاس می گویند و یادآوری می کنند که تمامی این نوامیس و قوای طبیعی همگی در ید قدرت خداوند است.

توجه به این ها و اینکه بدانیم خداوند چنین قدرتی است در عالم بعضی از دانش‌های علوم بشری و شاخه‌ های دانش بشری تذکر فراوان به ما می‌ دهند در این رابطه تا ما بدانیم عظمت خلقت نه خالق هستی عظمت خلقت هستی چقدر است مثلاً کره زمین را در برابر منظومه شمسی به نمایش در می آورد.

اون رو در داخل کهکشان راه شیری و اون بخش از فضا که توانسته است رصد شود با ابزار های بشری. چنین تماشایی و چنین دیدنی کمترین تاثیرش این است ما که در کره زمین دیده نمی شویم در این عظمت ۶۴۰۰ کیلومتری که مثلاً قطر کره زمین می‌ باشد.

ما اصلا دیده نمی‌شویم و اصلا به حساب نمی آییم در منظومه شمسی حکم ما چیست در کهکشان راه شیری حکم ما چیست و در آنچه که در آسمانها به رصد انسان در می آید. آن بخشی که در نمی‌آید را صحبت نکردیم ما کجای این عالم هستیم و تمامی اینها به ید قدرت خداست.

عظمت خالق، مخلوق را از اون گردنکشی از اون تکبر از اون عناد و از اون خود بزرگ بینی و خود ابر قدرت بینی پیمنه‌ی او را می‌ شکند. توجه به این مسئله به ویژه در این شب‌های ماه مبارک رمضان و یکبار دیگر نوسازی نگاهم نسبت به عالم هستی خیلی در بنده کردن ما تاثیر دارد.

عبارت بعدی عبارتی‌ ست که فکر نمی‌ کنم روزی باشد که شایسته نباشد ما این عبارت را با توجه نخوانیم.  الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى هَدانا لِهٰذا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَا أَنْ هَدَانا اللّٰهُ در خطبه‌ ی غدیر عین  این تعبیر آمده در بسیاری از ادعیه‌ ی ما و خطب ائمه معصومین صلوات الله و سلام  عین این تعبیر تکرار شده است.

سپاس خدایی که او ما را به این مسیر هدایت کرد. وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَا أَنْ هَدَانا اللّٰهُ ما خودمان توان نداشتیم راهمان را پیدا کنیم. بزرگواران شب های ماه مبارک مناجات ابوحمزه را می‌ خوانید در همان فرازهای نخستین عبارتی دارد زین العابدین علیه صلوات و سلام که واقعاً بیدار کننده است از خواب غفلت امام علیه السلام خطاب به خداوند اینگونه عرضه می دارد.

بِكَ عَرَفْتُكَ وَاَنْتَ دَلَلْتَنی عَلَیكَ وَدَعَوْتَنی اِلَیكَ، وَلَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ، خدایا من تو رو به واسطه خودت شناختم تو دلالت کردی من را به خودت تو مرا خواندی به معرفت خودت و نبودی من نمی‌دانستم که تو چه هستی بحث توحید را بگذاریم کنار.

در معرفت ولی الله انصاف قصه کدام یک از ما توان شناختن مسیر ولایت اهل بیت علیه صلوات و سلام به غیر از عنایت رو بی داشتیم. فرض کنید در یک سرزمینی به دنیا می آمدیم که نامی از اهل بیت نبود نشانی از اهل بیت نبود در یک سرزمینی که اساساً دین اسلام اونجا دین شناخته شده و رایج نبود آیا ما می‌ توانستیم همتی داشتیم.

اساساً کنجکاوی و کندوکاوی داشتیم که بچرخیم و بگردیم و مسیر حق را پیدا بکنیم هر وقت کسی خودش را در یک نعمتی غرق دید هر وقت کسی وارد حرم علی بن موسی الرضا علیه السلام شد هر وقت کسی نشسته سر سجاده نمازش و و یادش که افتاد و متذکر به این معنا شد نه متذکر به این معنا که فکر کند.

من کسی هستم، که از بین مخلوقات تو که خدایا من نماز می‌ خوانم نه وقتی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد. بگه خدا نگاه کن این همه آدم تو مشهد از بین اینها از ساکنان و مجاور من مشرف شده‌ ام به حرم نه از این جهت که این‌رو فعلی از خود ببیند و بخواهد به او بنازد و به او ببالد نه بلافاصله متذکر شود.

که ﴿الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى هَدانا لِهٰذا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَا أَنْ هَدَانا اللّٰهُ﴾ خدا من را آورد سر سفره‌ ی روضه اباعبدالله خدا من را آورد سر سفره‌ ی زیارت علی بن موسی الرضا, خدا من رو آورد سر سفره فهم ولایت اهل بیت علیه صلوات و سلام.

(وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَا أَنْ هَدَانا اللّٰهُ﴾ همین که نشستم در شب ماه مبارک رمضان پای سفره‌ی دعای افتتاح همین که نشستم پای سفره ابوحمزه این هدایت از کجا بود. خودم کاری کردم که مستحق این شدم استحقاق نه امروز نه دیروز در ما نیست باور کنید لطف و عنایتی است از جانب خداوند.

که اگر سپاس این نعمت را به جا بیاوریم وعده الهی است که این نعمت را بر ما پایدار و افزون کند و اگر زبانم لال کفران این نعمت را کنیم چه بسا اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیرُ النِّعَمَ

 چه بسا نعمتی را خداوند تغییر بدهد چگونه تغییر بدهد متولی ولا هستی ولایتمداری ولی به جای ولایت امام زمان علیه السلام ولایت ائمه جور ولایت ائمه کفر خدایی نکرده همان ارادتی را که به سیدالشهدا داری مانند شریح قاضی نسبت به یزید پیدا می کنی همون ارادته همون ولایت است.

اما ولایت و ارادت به امام جور و کفر است تعبیر بعدی در این دعای شریف این عبارت است الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى یخْلُقُ وَلَمْ یخْلَقْ،سپاس خدایی را که خالق است و خلق نشده وَیرْزُقُ وَلَا یرْزَقُ روزی می دهد و خودش روزی خور نیست.

وَیطْعِمُ وَلَا یطْعَمُ، او اطعام می‌کند اطعام نمی‌ شود. مستغنی از طعام است بی نیاز از طعام است مبرای از طعام و نیاز بشری است وَ یمِیتُ الْأَحْیاءَ، زنده ها را می‌ میراند. عصای حضرت سلیمان تکیه داده بود تواریخ اینگونه می نویسند ایستاده بود در یک تراضی از آن مجموعه کاخی که داشت.

و داشت یک عملیات ساختمانی را نظارت می کرد که داشتن در آنجا بنای عظیمی را بنا می کردند. به عصا تکیه داده بود همونجا جان او گرفته شد به او مهلت داده نشد پیامبر الهی بود در نهایت ایمان و در نهایت صلح به خداوند عمرش به پایان رسید و روح او به خداوند ملحق شد اما به او مهلت داده نشد که از حالت ایستادگی بنشیند.

وَیمِیتُ الْأَحْیاءَ، وَیحْیى الْمَوْتى مرده را زنده می کند حتی اگر ما با هم این تعابیر ظاهری این عبارات طرف باشیم باید بدانیم همان گونه ای که جناب ابراهیم علیه السلام گفتش آیات مبارک قرآن خطاب آمد که ایمان نداری بله دارم الا تطمئن قلبی برای اطمینان قلبم درخواست می کنم.

طبق آنچه که در قرآن خداوند فرموده خداوند دستورالعملی را به او داد و  او احیای اموات را به چشم سر دید اگر این را به معانی باطنی هم بخواهیم تعبیر کنیم که دیگه واویلا بدانیم که اگر قلبم را با گناه کردن میراندم توان احیای این به دست خداست و بس و به دست حجت خدا است به عنایت خدا.

 وَهُوَ حَی لَایمُوتُ، خداوند عالم حی است که موت در او راه ندارد. بِیدِهِ الْخَیرُ، من تاکید را در هنگام قرائت این عبارت روی ید می‌گذارم. بِیدِهِ الْخَیرُ،  خیر دست او است. ای که گرفتاری  در خانه من را نزن در خانه اون صاحب خیری  را بزن که وقتی عطا می‌کند عطای او مهنا است وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ.

 و او بر هر چیز توانا است فراز های مربوط به حمد الهی در اینجا به پایان می رسد و ان شاءالله از شب آینده که فرداشب به حول قوه الهی شب نهم ماه مبارک رمضان می باشد وارد بخش های مربوط به سلام و صلوات بر حجج الهی خواهیم شد

 و صلی الله علیه و آله الطاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت نهم


متن قسمت نهم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب نهم ماه مبارک رمضان است خدا را سپاس می گوییم که تا همین شب توفیق بهره مندی از سفره پرفیض دعای افتتاح را داشته ‌ایم بخش نخست این دعا که به جهت حجمی مساوی با این دو بخش دیگر نیست بیشتر بخش در واقع نیمی از دعا به پایان رسید. بخش بعدی دعا با صلوات بر خاتم النبیین و حجج الهی آغاز می ‌شود.

اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولِكَ وَأَمِینِكَ وَصَفِیكَ وَحَبِیبِكَ وَخِیرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَحافِظِ سِرِّكَ، وَمُبَلِّغِ رِسالاتِكَ أَفْضَلَ  وَأَجْمَلَ وَأَكْمَلَ وَأَزْكىٰ وَأَنْمىٰ وَأَطْیبَ وَأَطْهَرَ وَأَسْنىٰ وَأَكْثَرَ مَا صَلَّیتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ وَتَحَنَّنْتَ وَسَلَّمْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ عِبادِكَ وَأَ نْبِیائِكَ وَرُسُلِكَ وَصِفْوَتِكَ وَأَهْلِ الْكَرامَةِ عَلَیكَ مِنْ خَلْقِكَ

 این بیان صلواتی است که در دعای شریفه افتتاح برای وجود مقدس پیامبر اعظم صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله ‌ و‌سلم درج شده کسی که در مقام خواندن دعا است صلوات را بر خاتم النبیین با این تعابیر می فرستد بنده تو است. بالاترین مقام خاتم النبیین است. که بالاترین بنده خداست.

بزرگوارانی که سر سفره منابر و معالم دین بزرگ شده ‌اند دستی بر روایات مشتمل بر فضایل و مناقب اهل بیت دارند می ‌دانند آنجایی که قرار می شود از مقامات خاص اولیا الله به معنای انبیا و ائمه علیه السلام بگوییم و بشنویم روایاتی هست که هوش از سر می برد روایاتی که حتی نقل بعضی از آنها ممکن است.

مصداق اذاعه اسرار آل محمد علیه صلوات و سلام باشه. اما یک واقعیت است آن هم اینکه بالاترین مقامی که برای خاتم النبیین می شود فرض کرد نه فقط که می شود فرض کرد بلکه گفتند و بیان کرده‌اند و در تشهد هر روز در هر نماز واجب و مستحب می خواند اللهم صل علی محمد و آل محمد خداوند در واقع بالاترین جایگاهی را که برای خاتم نبیین قرار داده است.

اَشهَدُ اَنْ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَریکَ لَهُ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِِ مُحَمَّدٍ

وَ أَحْسَنَ من الله بالاترین مقام خاتم النبیین مقام بندگی اوست. اگر کسی سال ها عبادت کرد عبادت کردن او حسی به او داد که در خلقت یک جایگاهی دارد. کراماتی پیدا کرد. مثلا توانست با نگاهی اشیاء را جابجا کند. توانست فکر کسی را بخواند توانست اخباری بدهد از مسائلی که دیگران نمی فهمند به حواس عادی به قول معروف و به زبان رایج به خودش گرفت.

این مسیر مسیر مرضی خداست این مسیر دور است از مسیر بندگی خاتم النبیینی که افضل من الله َ و اشرف من خلق الله و اول من خلق الله است. بین بالاترین مقامش بندگی است بعد از بندگی فرستاده خداست.

امین اوست برگزیده اوست  انتخاب اوست از تمام خلایق یک جمله عرض کنم یکی از نکاتی که اهل سنت بسیار سرش وقت گذاشته اند و مناقشات بسیاری کرده‌ اند و استاد اونها هم در مناقشات خلفای اول و دوم بودن به ویژه مسئله‌ا‌ی است که وقتی خاتم النبیین چیزی را می فرموند و انشاء می‌ کرد می آمدن و از او سوال می‌کردند.

امن الله و عند رسوله، این دستور خدا است یا دستور رسولش است می‌ آمدن بین خاتم النبین و خداوند به جهت منشأ و منبع صدور حکم فاصله قائل می‌شدن یعنی می گفتند اگر خدا بگوید سمعاََ و طاعاََ اگر رسول خدا بگوید ای حالا سعی می‌کنیم گوش بدیم که انَّ او را واجب و این را مستحب پاسخ خاتم النبی به آنها چه بود.

«إِنَّمَا وَلِیكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» آیه ولایت که شان نزولش تصدق امیرالمومنین اسدالله علی بن ابی‌ طالب در رکوع است و شیعه و سنی این را نوشته اند با یک واو عطف این سه ولایت را در واقع با یک منشأ می دانند.

بله ولایت الله با ولایت رسول دو ولایت ولی هر دو لازم اتباع و هر دو دقیقاََ مطلقه است هیچکدام به قیدی مقید نشده اطیعوالله و اطیعوالرسول اوالامرمنکم با واو عطف عین اطاعتی که برای خداوند قائل هستید برای رسول خدا قائل‌ اید و برای الامر بعد از او که ائمه معصومین صلوات و سلام که دوازده امام معصوم علیه السلام ‌باشد.

در این عبارت نگاه می‌ کنیم صلوات بر خاتم النبین با مقام عبودیت و بندگی او شروع می شود به رسالت تو می رسد کسی که شأن خاتم النبیین را به یک بلندگو تحلیل میده میگه او فقط ابلاغ کننده آن چیزی است که از خدا آمد بله پله بعدی هم می‌گوید حسبنا کتاب الله.

چون او آمده که فقط همین ما بین الدفعتین را به قول علما و اصولین در اختیار ما قرار بده کلام خدا رو به معنای قرآن را خوب داد تمام شد دستت درد نکند خسته نباشید بفرمایید بیرون  بیان کسی را که می گوید حسبنا کتاب الله از کجا ریشه گرفته از آنجا که تصورش این است که رسالت خاتم النبی فقط ابلاغ آن چیزی است که اسمش را گذاشته اند قرآن.

اما دیگر نمی داند که پیامبر خاتم النبیین کسی است که در مورد او این آیات مبارکات به صراحت دلالت می کند که تفاوتی در گوش کردن در کلام او و تبعیت از او و فرمانبرداری از او با فرمانبرداری از ساحت مقدس ربوبی  نیست خدایا چگونه صلواتی را بفرست افضل صلواتت را بفرست وَأَجْمَلَ وَأَكْمَلَ وَأَزْكىٰ وَأَنْمىٰ وَأَطْیبَ وَأَطْهَرَ وَأَسْنىٰ

معانی اینها اکثرا روشنه، برترین و نیکوترین و زیباترین کامل ترین و پاکیزه ترین و با نمودترین و طیب ترین و طاهر ترین و … یک عرضی داریم روایتی هست به بهانه‌ی بعضی از این فراز ها به برخی از بعضی روایاتی که خیلی به ظاهر این عبارات مرتبط نیستند اشاره کنیم.

روایتی داریم از روایت معروف اهل سنت هم به نوعی اون رو نقل کردند راوی سوال می کند. عملی هست که ملائک کاتب نتوانند ثواب او را درج کنند. یعنی چی یعنی مثلاً فرض بفرمایید کسی کاری خیری از او سر می زند یک مقداری یک میزانی و مقیاسی حالا با هر میزان و پیمانی که خداوند می داند برای او ثواب و پاداش نوشته می شود راوی سوال می کند عملی هست که ورای این باشه می فرمایند بله صلوات بر محمد و آل محمد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم چنین صلواتی که چنین عبادتی است و اینگونه فیضی دارد خوش به حال کسانی که در ماه شعبان لحظات شان را غنیمت شمردن و تمام ساعات شان را معطّر کردند به ذکر زیبای صلوات بر محمد و آل محمد

 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم  در این عبارت زیباترین و برترین و بهترین صلوات را بر خاتم النبیین هدیه می‌دهد بعد چی بالاترین صلواتی که خداوندا تو فرستاده‌ ای و مبارک فرموده‌ ای و ترحم و تحنن تسنیم کرده‌ ای به احدی از بندگانت همان بالاترین مقام خاتم النبیین که مقام بندگی است.

در همین بندگی بالاترین بندگی چگونه بوده به او چگونه درود فرستاده‌ای بر خاتم النبیین بالاتر از او بفرست و انبیات و رسولت و برگزیدگانت وَأَهْلِ الْكَرامَةِ عَلَیكَ مِنْ خَلْقِكَ عبارتی است تعبیری است از یکی از شعرا که ظاهراََ از جغتایی باشه نقل شده که محمد عربی افتخار هر دو سراست.

کلام به ظاهر شاید سبک به نظر میرسه ولی سرشار از معرفت و سرشار از ایمان و ارادت به خاتم النبیین است کلام امشب با این تک بیت از مرحوم جغتایی به پایان ببریم محمد عربی افتخار هر دوسراست.

هر آنکه خاک درش نیست خاک بر سر او

 و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت دهم


متن قسمت دهم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب دهم ماه مبارک رمضان است و شب وفات بانوی مکرمه ام المومنین حضرت خدیجه سلام الله علیها بسیار تلاش شده از سوی مورخین عامه که حضرت خدیجه سلام الله علیها را بانوی ۴۰ ساله و با یک سابقه ازدواج های متعدد پیش از خاتم النبیین عرضه کنند و این گونه معرفی کنند اما آنچنان که شیخ مفید و دیگر مورخین ثبت و ضبط کردند و در کتب تاریخی معتبر شیعه درج شده آن بانو ۲۸ سال داشتند.

در هنگام ازدواج با وجود مقدس خاتم النبین آنچه که به عنوان ازدواج برای ایشان ذکر شده به فرزندی خواندگی گرفتن و یا به تعبیر امروزی به سرپرستی گرفتن ایشان بوده است دختران بی سرپرستی را به جهت تمکن مالی خوبی که ایشان داشته اند است و از خانواده بسیار بسیار محترمی از عشایر قبیله ‌ی قریش بوده البته بحث این نیست که آن بانو پیش از پیامبر ازدواج کرده باشند یا نه چیزی از مقامات ایشان بکاهد.

اما در هر حال تحریفی است در تاریخ که به این گونه به دست ما رسیده و متاسفانه در کتب تاریخی که دم دست قشر جوان ما هست متاسفانه به این شکل درج کرده‌ اند. نکته‌ ای که در روایات متعددی در مورد حضرت ام المومنین خدیجه بنت خویلد سلام الله علیها می بینیم این است که هر جا ائمه صلوات الله و سلام به شکل نمونه اگر بخواهم یک نمونه خاص را ذکر کنم سیدالشهدا علیه السلام در کربلا و آنجا که خودش را معرفی می‌ کند.

یا یا زین العابدین علیه السلام آنجا که خودش را در شام معرفی می‌ کند نام می‌ برند از حضرت خدیجه به عنوان جده مطهره ایشان و این نام بردم با افتخار همراه است حضرت خدیجه سلام الله علیها جایگاه ویژه‌ ای هم در نزد عرب داشته است  به عنوان یک جماعتی که فارغ از اندیشه شان باورشان می‌ شود از آنها یاد کرد.

و جایگاه ویژه‌تری در نزد خاتم النبین و عترت مطهر ایشون سلام الله علیهم اجمعین در برخی از ذکر هایی که درمورد آن بانوی مکرمه آمده این است. که بخشی از پیشرفت اسلام به معنای برد تبلیغی و تربیتی این آیین متاثر از بذل ثروت آن بانوی مکرمه بوده است که خالصانه هر آنچه که داشت در طبق اخلاص برای ترویج کلمه اسلام و آیین شریف اسلام بذل کرد.

از این مناسبت که بگذریم به ادامه‌ی فرازهای دعای شریف افتتاح می رسیم شب گذشته در مورد ذکر سلام و صلوات بر وجود مقدس خاتم النبیین عباراتی را خدمت شما بزرگواران قرائت کردیم می‌رسیم به این عبارت اللّٰهُمَّ وَصَلِّ عَلَىٰ عَلِی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، وَوَصِی رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ، عَبْدِكَ وَوَ لِیكَ وَأَخِی رَسُولِكَ وَحُجَّتِكَ عَلَىٰ خَلْقِكَ، وَآیتِكَ الْكُبْرىٰ، وَالنَّبَاَ الْعَظِیمِ،

خداوندا صلوات بفرست بر علی امیر مومنان باز در مورد تعابیری که در مورد امیرالمومنین صلوات الله و سلام به کار رفته چند نکته برجسته است اولاََ لقب ویژه‌ ی امیرالمومنین همین  لقب امیرالمومنین بودن که در بین معصومین صلوات الله و سلام خاص آن بزرگوار است و بس مراجعه به روایات نشان می دهد.

که نه فقط این عنوان را برای غیر علی بن ابیطالب استفاده اش را جایز ندانسته اند بلکه از تعابیری بسیار تندی استفاده شده در بیان معصومین صلوات الله و سلام برای کسی که به ناحق این عنوان را بر خودش اطلاق کند. نخستین کسی که به شکل رسمی از این عنوان استفاده کرده است.

 طبیعتاً بزرگان رژیم کودتا بودند و کسانی که پس از جریان سقیفه متصدی امور شدند و مقام وصایت بلافصل امیرالمومنین در عرصه اجتماعی به به معنای احراض حاکمیت اجتماعی را در واقع غصب کردند همین اشخاص کسانی بودند که این لقب را غصب کردند و برای خودشون به ناحق اطلاق کردند.

در یکی از مناشدات  این گونه آمده که جناب سلمان رضوان الله علیه به عمر بن خطاب, خطاب می کند می فرماید آیا به خاطر داری آن روز را که خاتم النبین به من و تو و صاحب تو همنشین تو رفیق تو که احتمالا منظور ابی‌بکر است فرمود خاتم النبیین فرمودند بروید و سلمو الا علی امراة مومنین

بزرگواران عنایت بفرمایید که در دوران حیات خاتم النبیین، خاتم النبیین دستور می دهد. که بروید به علی‌ بن ابی‌ طالب سلام کنید با این عنوان بگویید السلام علیک یا امیرالمومنین این عنوان از زمان حیات خاتم النبیین بر وجود مقدس علی ابن ابیطالب صادق بوده است.

دیگر عنوانی که در این فراز به آن اشاره شده عنوان وصایت است. حدیث منزلت که حتماً به گوش شما خورده است که خاتم النبیین فرمودند یا علی انت منی به منزلت هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی

این روایت از روایات متواتره است. یعنی فریقین شیعه و سنی همه فارغ از دلالت این روایت به صدور این روایات متفق هستند روح مرحوم میر حامد حسین هندی شاد که در عبقات بخشی مفصلی را به اثبات روایات متواتره در شأن امیرالمومنین صلوات الله و سلام به ‌عنوان امامی از جانب خدا و ‌وصی بلافصل خاتم النبین پرداخته است.

که من‌ جمله همین حدیث شریف منزلت می باشد. وصایت خاتم النبیین فقط بحث این نیست که بر حضرتش نماز بخواند وصیت او را به معنای خاص ادا کند. اگر دینی دارد ادا کند عنوان فقهی خاص وصایت خیر به حکم حدیث منزلت علی بن ابیطالب علیه السلام وصی به معنای جانشین خاتم النبیین است و تمامی شئون آن بزرگوار به غیر از شان نبوت برای امیرالمومنین صلوات الله و سلام ثابت است.

باز دقت بفرمایید در اینجا هم می‌فرمایند. عَبْدِكَ وَوَ لِیكَ  پیش از اینکه ولیی تو باشد خدایا عبد توست بنده توست و ویژگی افتخارافرین دیگر برای امیرالمومنین علیه صلوات و سلام

وَأَخِی رَسُولِكَ  برادر خاتم النبیین. باز به روایات عجیب و غریبی که در جریانات مربوط به غضب خلافت و بعد از شهادت خاتم النبیین به دست ما رسیده به ویژه دو سه روایت از روایات کتاب جناب سلیمان بن قیس مثل روایت چهارم و پنجم این کتاب اشاره واضح و صریح دارد که همین عنوان رو هم  رژیم کودتا و غاصبان حق مسلم امیرالمومنین می خواستند، انکار کنند.

عنوان اخوت را و وَحُجَّتِكَ عَلَىٰ خَلْقِكَ حجت تو خدایا بر خلقت حجت به معنای آن دلیل قاطعی است که خداوند به او همه چیز را می سنجد به نوعی وقتی حجت الله بودن امیرالمومنین راه ما فهمیدیم روشن می‌شود که چگونه است علیُ میزان الاعمال

همه‌ی خلقت نشانه‌ های خدا هستند. تمامی اجزاء خلقت هر مخلوقی به ما هو مخلوق آیةالله است نشانه خداست اما آیة الله کبری  آیة الله عظمی نشانه‌ ی بزرگ الهی که به واسطه او معرفت به آیاتی که برای عارف شناسنده خدا برای بنده مومن حاصل می شود بالاترین درجه معرفت ولایت است.

که امیرالمومنین آیات الله الکبری‌ست. وَالنَّبَاَ الْعَظِیمِ، ذیل سوره‌ی مبارکه عَمَّ یتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ به تفاسیر مثل کنز الدقایق تفسیر مرحوم سید هاشم بحرانی ملاحظه بفرمایید و مراجعه بفرمایید می بینید که چگونه از آن نَّبَاَ الْعَظِیمِ به امیرالمومنین تفسیر شده و توضیح داده شده که چگونه این تفسیر انجام شده.

مقام امیرالمومنین علیه صلوات و سلام به عنوان اولین از امامان پدر امامان به عنوان دوم شخص عالم خلقت مقامی است که از هیچ کس پوشیده نیست شاید تعداد روایاتی که در کتب روایی اهل سنت خصوصاً کتب روایی قدیمی‌ ترین آن‌ها در مورد فضایل و مناقب امیرالمومنین است همان تعداد روایت کفایت کند.

و ما را بی نیاز کند از مراجعه به کتب روایی شیعه برای اینکه به ما به نمایاند این بزرگوار و این دردانه خلقت چه جایگاهی دارد و خداوند چگونه به آن بزرگوار نازیده و افتخار کرده است هر کس به کسی نازد ما هم به علی نازیم.

 وصلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت یازدهم


متن قسمت یازدهم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

در دعای شریف افتتاح عبارتی که مربوط به امیرالمومنین صلوات الله و سلام بود خواندیم می‌رسیم به این عبارت وَصَلِّ عَلَى الصِّدِّیقَةِ الطَّاهِرَةِ فاطِمَةَ سَیدَةِ نِساءِ الْعالَمِینَ، مقام صدیقه طاهره سلام الله علیها مقامی‌ ست که بر احدی از مسلمانان از هر گروه فرقه و دسته‌ای که باشد پنهان نیست.

اگر آن روایت بسیار زیبایی را که وجود خاتم‌ النبیین فرموده اند و مرحوم محدث قمی آن را در بیت الاحزان و دیگر کتب‌ اش آورده است ملاحظه کنیم گوشه‌ی کوچکی از جایگاه آن بی بی محترمه مشخص می‌ شود.

آنگونه که خاتم النبیین می‌فرماید میوه‌ای بهشتی ست دخترم زهرا,  انسیه حورا است حوریه ای در قالب بشر است. روایت دیگری هست از وجود مقدس امام هادی که مضمون عبارت را عرض می کنم.

نَحْنُ حُجَجُ اللّهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ أُمُّنَا [جَدَّتُنَا] فَاطِمَةُ حُجَّةُ اللّهِ عَلَیْنَا».اگر کسی حجت را در حد بسیط و ساده مثلاً دیشب خدمت شما بزرگواران عرض کردیم معنایش را مد نظر بگیرد روشن می‌شود که چگونه خداوند احتجاجش با ائمه علیه صلوات و سلام به وجود مقدس صدیقه طاهره سلام الله است.

 وَصَلِّ عَلَى الصِّدِّیقَةِ الطَّاهِرَةِ فاطِمَةَ سَیدَةِ نِساءِ الْعالَمِینَ، وَصَلِّ عَلَىٰ سِبْطَىِ الرَّحْمَةِ، وَ إِمامَىِ الْهُدىٰ الْحَسَنِ وَالْحُسَینِ سَیدَی شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، بار خدایا درود بفرست بر دو سبط رحمت بر دو امام هدایت حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشت خمسه طیبه با وجود مقدس پیامبر اکرم آغاز می شود و با وجود منوره این دو بزرگوار و این دو نازدانه و آقا زاده جمع می شود.

در حدیث شریف کساء که شان نزول آیه مبارکه تطهیر است. اِنّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً این دو بزرگوار را مکمل و جمع کننده تعداد ۵ نفره خمسه طیبه سلام الله علیهم اجمعین آورده است در برابر این روایت متواتری که از وجود مقدس خاتم النبیین به دست ما رسیده که فرمودند.

حسن و حسین سید شباب اهل جنت هستند. دو آقای اهل بهشت هستند روایت مجعولی را عامه ساخت اند برای شیخین که این دو نفر سیدی کهول اهل جنت که بعد در مقام نقد که سوال شده که آیا این روایت رسیده است یا نه فرمودند که اصلاً بهشت پیرمردی ندارد که کسی بخواهد آقای آنها باشد همه در بهشت در هیبت شاب و جوان هستند و آقای همه بهشتیان این دو برادر هستند. که دو سبط خاتم النبین می باشند.

وَصَلِّ عَلَىٰ أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ؛ خدایا درود بفرست بر امامان مسلمان عَلِی بْنِ الْحُسَینِ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ، وَعَلِی بْنِ مُوسىٰ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِی، وَعَلِی بْنِ مُحَمَّدٍ، وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِی، وَالْخَلَفِ الْهادِی الْمَهْدِی،

دقت بفرمایید در تمامی ائمه واحد بعد واحد به این شکل در این دعای شریف با نام پشت سر هم ذکر می شوند. بعد از وجود مقدس سیدالشهدا امامت از آن سید الساجدین علی بن الحسین است که بعد از شهادت پدر بزرگوارشان در عاشورای سال ۶۱ هجری به امامت رسیدند و سی و چند سال در منصب امامت بودند تا توسط بنی عبدالملک و فرزندان مروان مسموم شدند.

 و به شهادت رسیدند پس از وجود مقدس امام سجاد علیه السلام امامت از آن فرزند ایشان حضرت ابا جعفر محمد بن علی باقر است که آخرین یادگار معصوم واقعه‌ی کربلاست. که در جریان شهادت حضرت سیدالشهدا حدود ۵ سال سن مبارک امام باقر علیه السلام بوده است آن بزرگوار هم در دوران انحطاط اجتماعی سیاسی بنی مروان و بنی امیه دوران امامتشان بود.

 که نهایتاً به دست بنی عبدالملک بن مروان به شهادت رسیدند پس از وجود مقدس امام باقر امامت به حضرت ابا عبدالله جعفر بن محمد صادق صلوات الله علیه رسید بخشی از دوران امامت امام باقر علیه‌السلام و عمده‌ ی حیات امام صادق علیه السلام در دوران انتقال قدرت از بنی امیه به بنی عباس بود.

و فرصت و مجال ای بود برای این امام بزرگوار که فارغ از هیاهوهای سیاسی و اجتماعی بتوانند به معالم دین و آن‌ چه که از علوم مکاتب تشیع آمده است و باید به مردم برسد بیان کنند طوری که در آن مدت کوتاهی که امام صادق در کوفه تشریف داشتن که حدود یک سال و یک سال و خرده‌ ای بوده است از محدثین عامه این گونه نوشته‌ اند.

یحیی بن معین گفت شنیدم در مسجد کوفه ۹۰۰ نفر را که حدیث می‌گفتند و همگی می گفتند هدفنا جعفر بن محمد کذا و کذا. یحیی بن معین علامه مجلسی نیست. از محدثین عامه است او اینگونه می گوید یعنی هرگز کسی وجود مقدس امام صادق صلوات الله و سلامه را به زیاده گویی و خود گویی متهم نکرده همه می دانستند که آن بزرگوار بیان می‌کند معارف قرآن را و علومی که از جد مطهرش به او سینه به سینه رسیده است.

حالا به تعبیر اهل سنت عرض می‌کنم و از علم لدنی برخوردار است و آموزه‌های دینی را انشاء می‌ کند در حوزه‌ های مختلف اعتقادی اخلاقی اجتماعی تربیتی معیشتی و آن عرصه‌ ای که به طور خاص ما بهش زمینه‌ های فقهی می گوییم پس از وجود مقدس امام صادق نوبت امامت به حضرت ابا ابراهیم یا ابا الحسن موسی بن جعفر بن کاظم رسید.

بنی عباس وقتی که به دولت رسیدن و بعد از بنی امیه عهده‌ دار امور اجتماعی و سیاسی شدن روی بنی امیه را به نوعی سفید کردن درست است که آنها ادعای ارادت به ساحت مقدس اهل بیت علیهم صلوات و سلام می‌ کردند لذا می بینیم در کتب تاریخی که تعبیری که مثلا فلان خلیفه عباسی نسبت به یکی از ائمه ما صلوات الله علیهم اجمعین استفاده می کند.

پسر عمو جان یابن عم اینگونه احترام گذاشتند و اکرام کردند اما همه اینها برگه ظاهری این بخش از تاریخ است و در باطن خودشان از دشمنان ائمه علیهم السلام بودند و جز کسانی بودند که نقشه می کشیدند.

تا این بزرگواران را اصطلاحاً حذف فیزیکی کنند و به شهادت برسانند در دوران امام موسی بن جعفر سلام الله علیه این مسئله به اوج خودش رسید یعنی هارون رشید. به تهمت‌های واهی به موسی بن جعفر صلوات الله علیه. بله شما داری یک حزب و گروه سیاسی را مدیریت می‌ کنی که برانداز حاکمیت من هستند و دنبال اقدام مسلحانه‌ اند و  این قبیل اتهامات.

و وجود مقدس امام کاظم صلوات الله در دوران طولانی که جمع اینها بالغ آنا ۱۴ سال بوده است زندانی کردن و نهایتاً با طرز دردناک به شهادت رساند وجود مقدس علی بن موسی رضا ابوالحسن امام هشتم ما باز در همین دوره به امامت می‌ رسد و فرزند هارون الرشید به نام مأمون در واقع می‌ شود طاغوت ارشد دوران عصر امامت آقا و مولای ما آقا علی بن موسی الرضا المرتضی علیه السلام همان سبک را ادامه می دهد.

ترفند جدیدی می آورد پیشنهاد ولایتعهدی می‌ دهد نیتی دارد و اقدامات عجیب و غریبی این شخصی دارد که مأمون در احوالاتش ببین کسی است که مجلس مناظره می گذارد در دفاع از ولایت امیرالمومنین تمام قامت در قد و قامت و قد و قواره‌ی یک عالم به تعبیر امروزی ما ولایی ظاهر می شود اما همین شخص امام کش است.

همین شخص دشمن بزرگ علی بن موسی الرضا است که با حیله و ترفند سیاسی آن بزرگوار را به ولایتعهدی می‌ رساند. البته علی بن موسی الرضا با چه شروطی می‌ پذیرند که در هیچ  عزل و نصبی  دخالت نکنند و شروط دیگری که همه شنیده اید و بعد هم امام صلوات الله السلام را غریبانه در خراسان به شهادت میرساند امام بعدی ما حضرت ابا جعفر محمد بن علی جواد صلوات الله و سلام علیه است.

که در دوران کودکی به امامت می رسند. و سن مبارک آن حضرت در هنگام شهادت ۲۵ سال بیشتر نبوده این امام بزرگوار در تمام دوران امامت اش با توطئه‌ های همین بن العباس درگیر است و در نهایت توسط همسرش که او هم از بستگان همین خانواده است و دختر خلیفه پیشین است مسموم می‌ شود و به شهادت می‌ رسد.

دوران امامت وجود مقدس حضرت ابوالحسن علی بن محمد هادی النقی این دوران دورانی است که حضرت را حضورش را بر نمی‌تابند در اجتماع ولو به شکل محدود لذا به یک تبعید ناخواسته فراخوانده می شود آن بزرگوار گوارا را به جبر به  سمراء یا سامرا کنونی می آورند و حضرت را در یک حصر خانگی و در یک محله نظامی محکوم به قطع ارتباط با جامعه می کنند.

ارتباط امام هادی و فرزند بزرگشان امام حسن عسگری صلوات الله و سلامه با مردم به شدت محدود می شود ارتباطات کلامی کم کم رنگ ارتباطات کتبی به خود می‌ گیرد و نظام وکلا به نوعی شکل می‌ گیرد و از سوی ائمه صلوات الله و سلام تایید می‌ شود. به چه شکل مورد تایید قرار می گیرد.

به این شکل کسانی را به این عنوان که اگر کسی می‌ خواهد سوالی از حجت الله بکند از این طریق سوال کند اگر امدادی می خواهد  به این طریق مراجعه کند اگر می‌ خواهند وجوه‌ هات و حقوق شرعی مالش را بپردازد به این بزرگواران ادا کند دوران حصر خانگی امام هادی و امام عسگری صلوات الله و سلام به آنجا می رسد.

که ولادت وجود مقدس امام دوازدهم تشبیه می‌ شود در روایات به ولادت حضرت موسی بن عمران یعنی حضرت نرجس سلام الله علیها حالت حمل درش نیست و در یک شب حالت حمل بر او مستولی می شود و سحر گاه جمعه پانزدهم شعبان معظم ۲۵۵ هجری مطابق با کلمه‌ ی نحر  پا به  این جهان می گذارند و متولد می شود.

حجت ابن الحسن صلوات الله و سلام علیه و در سن ۵ سالگی در حالی که در تمام این پنج سال جز از چشمان محارم خاص پدر بزرگوارش پنهان هست و به کسی نشان داده نمی شود این بزرگوار به امامت می رسد در سال ۲۶۰ هجری قمری ان‌ شاءالله در شبهای بعد به بحثی که ارتباط نزدیک تری با وجود مقدس امام عصر صلوات الله و سلام دارند وارد خواهیم شد عرض ادبی داشته باشیم به ساحت مقدس حضرتش با ذکر یک صلوات بر محمد و آل محمد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


 

شرح دعای افتتاح قسمت دوازدهم


متن قسمت دوازدهم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

بخشی از دعای شریف افتتاح را که مربوط به نام بردن ائمه اثنا عشر علیهم السلام بود را خواندیم. که پس از پایان نام وجود مقدس حجت بن الحسن به عنوان خلف الهادی المهدی اینگونه آمد.

 حُجَجِكَ عَلَىٰ عِبادِكَ، وَأُمَنائِكَ فِى بِلادِكَ صَلاةً كَثِیرَةً دائِمَةً بار خدایا بر حجتهای تو بر بندگانت و امنای تو در سرزمین‌هایت درود و سلامی بسیار فراوان و دائمی عبارت بعدی باز صلواتی است که به شکل ویژه از بین ائمه اثنی و عشر روی امام دوازدهم متمرکز شده است.

اللّٰهُمَّ وَصَلِّ عَلَىٰ وَلی أَمْرِكَ خدایا درود بفرست بر ولی امرت بر کسی که متولی امر ولایت تو است با چه صفتی الْقائِمِ الْمُؤَمَّلِ، وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ، وَحُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِینَ، وَأَیدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ یا رَبَّ الْعالَمِینَ

این ولی امر تو قیام کننده ای است که آرزوی او را داشته‌اند امید و آرزوی او در دلهای مومنین بوده است قیام کننده ای است که مؤمل است وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ، و گاهی از شدت تجلی یک صفت در یک موصوف خود اون کلمه به عنوان یک مفهوم مصدری برای موصوف به کار می‌رود.

نمی‌گویند بر پا دارنده عدل می‌گویند والعدل المنتظر خود عدالتی که انتظار آن کشیده شده است. خدایا چنین شخصی را وَحُفَّهُ بِمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِینَ،با ملائکه مقربت با فرشتگانی که دارای مقام قرب به ساحت ربوبی هستند او را بپوشان و حمایت کن و تأیید کن او را به روح القدوس.

عرض کرده بودیم در شب دوم این ماه که اگر درست در ذهنم مونده باشه که در فراز پایانی دعای افتتاح که به جهت حجمی حدود یک سوم بیشتر این دعا باشد تماماََ مربوط می‌شود به آخرین امام از ائمه دوازده‌گانه فضا فضای دعاست سر سفره‌ی دعای افتتاح نشسته است کسی که دارد دعا می خواند و ایام هم ایام ماه مبارک رمضان است .

در شب ماه مبارک اگر مطلبی را که در سند دعا که در شب اول ذکر کردیم از مرحوم مجلسی و دیگران بیان کردیم در نظر داشته باشید شخصی که در مقام خواندن و قرائت با توجه در ماه مبارک نشسته است به مناجات اینگونه می گوید.

اللّٰهُمَّ اجْعَلْهُ خدایا قرار بده حجتت ولی امرت, حجت بن الحسن را الدَّاعِىَ إِلىٰ كِتابِكَ آیا امام عصر صلوات الله و سلام داعی به غیر از کتاب الله است نه شاید بشود یک برداشت این گونه ای از این فرازهای  پایانی دعای افتتاح کرد که همه دعوت‌های پیش از وجود مقدس حجت ابن الحسن انجام شده به نوعی انحرافی از کتاب الله در آن بوده.

آیا هیچ کسی در دوران غیبت حرف حساب نزده دعوت به کتاب الله نکرده نه بحث این نیست بحث این است که تنها کسی که دعوت او و قیام او  و مرام او تماماََ منطبق بر آموزه‌های کتاب است شخص حجت بن الحسن سلام الله علیه است. خدایا آن بزرگوار را دعوت کننده به کتاب به ثقل اکبر به قرآن عظیم به آن حقیقت ملکوتی که بشر از درک حتی ظاهر آن عاجز است دعوت کننده به قرآن او را قرار بده.

وَالْقائِمَ بِدِینِكَ قیام کننده بی دین خودت به دینی که خاتم النبین این‌گونه پیش‌ بینی فرموده‌ اند هر چه در دوران بنی اسرائیل با دعوت جناب موسی و آل نبی علیه السلام شد در دین اسلام هم خواهد شد همه انحراف هایی که پیش آمد اینجا هم پیش خواهد آمد جت و طاغوتی هستند که این دین را بخواهند به نابودی بکشاند.

وقتی شما ملاحظه می‌کنید که لحظه که خاتم النبین چشم از این دنیا فرو می بندد و به شهادت می رسد آغاز می‌شود جریان بزرگ انحرافی بسیار بدیهی است که این جریان انحرافی که در سال ۱۱ هجری آغاز شده بعد از ۱۴۳۰ سال چه اختلاف عجیب و غریبی و چه حوادث عجیب و غریبی و چه مغایرت عجیب و غریبی با آنچه که دین خداوند بوده است.

در اصل پیش آمده لذا صحیح و شایسته است که دعا کننده می گویند وَالْقائِمَ بِدِینِكَ، اسْتَخْلِفْهُ فِى الْأَرْض كَمَا اسْتَخْلَفْتَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِ، تفاوتی دارد با وجود مقدس حجت بن الحسن با سایر ائمه امامی است که حاکم می‌شود امامی است که غیر از شأن امامت در واقع به نوعی این گونه در ذهن‌ها متوادر شده که اون مرجعیت معنوی و هدایت باطنی و ظاهری ست.

برای همه مأمومینش به غیر از شأن دیگری از شئون امام را هم اقامه می‌کند از آن شأن چیست شأن که حاکمیت یعنی شانی که همانطور که در حدیث منزلت وجود خاتم النبیین برای امیرالمومنین و اولاد معصوم آن بزرگوار قائل شده‌اند که همان شأنی که من دارم نسبت به جامعه مسلمین تو هم داری علی جان و برای فرزندان امیرالمومنین هم ثابت است این شأن که شان حاکمیت و خلافت ظاهری باشد.

درست است که محقق نشده برای ائمه بعد از امام مجتبی سلام الله علیهم اجمعین و برای امیرالمومنین و امام مجتبی هم و دوره‌ی کوتاهی از امامت‌شان اما این لباس را خداوند به شکلی دوخته است که بر قامت حجت بن الحسن قرار است ظهور و بروز کند. یعنی قرار است به غیر از شان هدایت باطنی و به  شأن ولایت تکوینی اشاره می‌کند.

جایگاه ولایت تکوینی وجود مقدس حجت بن الحسن راه و آنجایی که در واقع زمام هدایت تشریح به دست آن بزرگوار است. این دو بخش را بگذارید کنار نخیر در بر جنبه ظاهری هم آن بزرگوار حاکم و مستخلف می‌شود.

مَكِّنْ لَهُ دِینَهُ الَّذِى ارْتَضَیتَهُ لَهُ، او را متمکن کن در آیینی که برای او رضایت داشته‌ای و برای او پسندیده ای امیرالمومنین علیه صلوات و سلام به خلافت می‌رسد چگونه به خلافت می‌رسد عثمان بن عفان آنچنان می‌کند که همان پیروانش هم در جمع کثیری که عده‌ای از آ‌نها زاویه اجتماعی و سیاسی با او دارند عده‌ای زاویه عقیدتی دارند.

اینها به هر حال شورشی شکل می گیرد و عثمان بن عفان به هلاکت می رسد. امیرالمومنین علیه السلام دنبال چیزی نیامده جماعت به خانه او مراجعه کرده‌ اند یک نفر دو نفر اعیان از مسلمین به تعبیر اهل سنت اهل حل و عقد نه خیر اقبال عمومی است.

در سه دسته مردمی که امیرالمومنین را ۲۵ سال تنها گذاشتن امروز حداقلش این است که برای اینکه از عدالت اجتماعی او بهره‌مند شوند می‌آیند در خانه امیرالمومنین و می خواهند که امیرالمومنین علیه صلوات و سلام مقام خلافت را احراز کند.

حضرت شروطی را گذاشت و نهایتاً می پذیرد عرض من را به این نکته دقت بفرمایید امیرالمومنینی که به اصرار مردم به خلافت رسیده و در مقام خلیفه رسول الله در آن سمت نشسته است الان می‌خواهند برخی از تغییرات را اعمال کند.

داریم به بهانه‌ی این عبارت صحبت می‌کنیم مَكِّنْ لَهُ دِینَهُ الَّذِى ارْتَضَیتَهُ لَهُ آیا برای امیرالمومنین این محقق شد. می‌ بینیم که خیر می خواهد مقام ابراهیم را به آن جایی که در زمان خاتم النبین بوده است برگرداند راهپیمایی می‌شود می‌خواهد نماز  تراویح را که بدعت خلیفه دوم بوده است را باطل کند و بگوید انجام نشود راهپیمایی راه می‌افتد.

می‌خواهد شریح قاضی را عزل کند از مقام قاضی و قاضی القضاتی آن منطقه راهپیمایی می شود. یعنی امیرالمومنین هم متمکن نبود متاسفانه در مقام ریاست جامعه اسلامی دوران حکومت خودش اما داریم دعا می‌کنیم در سر سفره دعای افتتاح که برای حجت بن الحسن این اتفاق بیفتد.

و برای او خداوند وعده داده است. أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْناً، بزرگواری را که در روایات متعددی اشاره شده است که یکی از دلایل غیبتش خوف از قتل بود یعنی بلایی را که بر سر پدر بزرگوارش و اجداد طاهرینش آوردند منتظر بودند به سر او بیاورند عموی پدرش جعفر او را لو می‌دهد. به این عنوان که بنی عباس بیایند و او را به شهادت برساند.

چنین شخصی أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْناً،خدایا بعد از آن خوف از قتل خوف او را به آرامش و امنیت مبدل بفرما که چه بشود یعْبُدُكَ لَایشْرِكُ بِكَ شَیئاً عبادت غیر از شرک آمیز عبادت منزه از شرک تازه به پا داشته شود و آن عبادت را مردم بفهمند نه آن عبادتی که جدش خاتم النبی این‌گونه پیش‌ بینی کرده است.

لَا یبْقَمِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ عباداتی نباشد که مساجد از صدای تنین انداز قرائت قرآن در ظاهر آباد باشد ولی به مفاهیم ‏همین قرآن و به آموزه‌های این قرآن کسی توجه و عمل نکند. نه یعْبُدُكَ لَایشْرِكُ بِكَ شَیئاً عبارت بعدی این است که اللّٰهُمَّ أَعِزَّهُ وَأَعْزِزْ بِهِ،خدای او را عزیز کن و به واسطه‌ی او عزت ببخش.

وَانْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ، او را یاری کن و به واسطه‌ی او دیگران را یاری کن. وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزِیزاً، وَافْتَحْ لَهُ فَتْحاً یسِیراً، وَاجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِیراً

آیا اینها فقط مال ابتدای دوران ظهور و خروج آن بزرگوار است. یا نه در تمام طول دوران تصدی و حاکمیتش بعد ظهورش در مورد حضرتش چنین دعایی داریم می‌کنیم میشود این برداشت را کرد که فقط مال ابتدایی ظهور و خروج آن بزرگوار نیست نبردهایی دارد درگیری‌هایی دارد با کیا با کسانیکه مخالف حذف ناروایی و نابجایی اند.

یعنی اقامه‌ ی عدل به معنای و مفهوم واقعی‌ اش یا کسانی هستند که به تعبیر امام صادق علیه صلوات و سلام بر علیه آن بزرگوار همه قرآن را تفسیر می کند یعنی هر کی یک جلد قرآن زیر بغل‌هاشون زدند. به محضی که حجت بن الحسن بیان می‌کند.

آموزه‌های سنت و احکام را، می آیند می گویند به این دلیل آنچه که می گویی مخالف و مغایر آموزه‌ های دینی جدت خاتم النبیین است. پناه ببریم به خدا که زبانم لال زبانم لال ولو به اندازه‌ی سر سوزنی  بخواهد این گونه رفتارها از شیعیان و ارادتمندان آن بزرگوار سر بزند.

تعبیر بعدی این است که اللّٰهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِینَكَ وَسُنَّةَ نَبِیكَ خداوند به واسطه‌ی او دینت و سنت پیامبرت را آشکار بفرما. که ان شاءالله در شب آینده به این تعبیر اشاره خواهیم کرد.

 و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت سیزدهم


متن قسمت سیزدهم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب سیزدهم ماه مبارک رمضان است بزرگان خاطرتان هست که شب اول عرض کردم چشم بهم بزنیم این ماه به نیمه می‌ رسد و به لحظات پایانی‌ اش می‌رسد. دو نکته را عرض کنم و وارد ادامه گفتگویمان به شویم یک نکته این است دعایی دارد زین العابدین علیه صلوات والسلام دعای استقبال ماه مبارک یعنی دعایی که کسی وارد ماه مبارک می شود.

این دعا را می‌خواند و دعایی دارد در صحیفه سجادیه در وداع با ماه مبارک اگر فرصت کردید همین شبهای میانی ماه مبارک این دعای وداع را یک نگاهی بکنید و دعای استقبال را یک نگاهی بکنید تا ببینیم در چه بازه ای از زمان قرار گرفته ایم و چه برکاتی بر ما جاری و ساری است.

و بعد اگر خدای نکرده استفاده نکنیم چه فیضی را از دست خواهیم داد. و نکته‌ی دوم امشب شب سیزدهم است شب سیزدهم شب چهاردهم و پانزدهم هر ماه را که ایام البیض نامیده‌ اند در ماه مبارک رمضان یک دعای برای این سه شب یعنی این سه شبانه روز نقل شده است که در مفاتیح مرحوم شیخ عباس قمی به نام دعای مجیر آمده است.

دعای بسیار ساده ایست و خواندنش ۲۰ تا ۲۵ دقیقه طول می کشد ساده به این جهت عرض می‌ کنم که الفاظ این دعا مشکل نیست. یک حالت مسجع و آهنگینی دارد با یک ریتم ثابتی که در واقع یک تسبیحی گفته می‌ شود و بعد کسی که در مقام خواندن این دعا نشسته است. در سر سفره دعای مجیر در پایان هر فراز که فراز های یک جمله ای هستند عرضه می دارد که اجرنا من النار یا مجیر

 چرا این یادآوری را عرض کردم به این دلیل در روایتی که دعای مجیر را برای ما نقل کرده‌ اند و مرحوم محدث قمی ترجمه فارسی آن روایت را قبل از نقل دعای مجیر در مفاتیح آورده است تعابیری بسیار بسیار ارزنده آمده که اگر کسی دعای مجیر را در ایام البیض ماه مبارکه رمضان بخواند خواص و آثار عجیبی دارد.

شفای بیماران رفع فقر و تنگدستی و اموری از این دست که معمولاً برای همه ما بسیار مهم است و مبتلابیه همه‌ی شیعیان هست که بخواهند اینها را اما در بحث آمورزش و مغفرت تعابیری در این روایت آمده که این ها بسیار حائز اهمیت هستند یکی از این تعابیر این است.

که خداوند گناهان او را حتی اگر به اندازه‌ی برگ درختان قطرات باران و سنگ ریزه های بیابان باشد مورد مغفرت قرار می دهد خداوند در ماه مبارک رمضان منتظر بهانه است برای بخشش تنها چیزی که شاید مقدمه‌ی رسیدن به این بخشش می‌شود که تازه بخشش باز هم به همون هم متوقف نیست.

این است که طرف دستش را ببرد بالا و بگوید اللهم غفرلی و به در خانه خداوند توبه کند بازگردد و طلب مغفرت کند شب سیزدهم ماه مبارک رمضان است رسیدیم به این تعبیر در مورد وجود مقدس حجت بن الحسن در دعای شریف افتتاح که کسی که در مقام قرائت این دعاست اینگونه خطاب می کند.

اللّٰهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ خدایا ظاهر کن و آشکار کن به واسطه حجت بن الحسن بِهِ دِینَكَ دینت را آشکار و ظاهر کن. از این عبارت بر می آید آنچه که ما در دست داریم و یا اگر بخواهم عرض کنم آنچه که ما داریم عمل می‌کنیم یک تصویری است مبهم از آنچه که دین حقیقی است.

لااقلش اینگونه می شود برداشت کرد که رفتار ما یک رفتار خالص دینی نیست یا ظواهر پر رنگ شده یا ابعاد مختلف امور دینی نسبت هایش شکسته کاریکاتوری شده یک بخشش برد شده یک بخشش مغفول واقع شده این نکته را به تمام دوستان جوان ترم صمیمانه و خاضعانه عرض می کنم دینداری مان را از حالت کاریکاتوری دربیاوریم.

کاریکاتور چیه تصویری است که شما می‌بینید میشناسی تصویر کیه به نوعی معرف صاحبش هست ولی نسبت زوایای مختلفش تناسب ندارد گوش هایش را بزرگ کرده اند بینی‌اش رو بزرگ کردن. چشم رو کوچک کردن گردنش رو دراز کردند دست هایش را کوچک کردن تغییری در زوایای آن دادن به شکلی که شما وقتی می‌بینید میتوانید که این تصویر مربوط به کیست.

اما نسبت و تناسب بین اجزا با هم همخوانی نداره مثلا نماز جماعت اول وقت در مسجد درست است ولی امانت داریش خرابه مثلاً نگاه به نامحرم رو مواظبت می‌کند اما زبانش به غیبت بازه مثلاً نماز اول وقت را نوافل و غفیله و قرائت قرآن روزانه‌اش را دارد ولی مثل خوردن لیوان آب آبروی مومن را میبرد مثلاً فرض بفرمایید در کسب و کارش رعایت حلال و حرام را می کند.

اما خودش را از دیگران برتر می بیند اینگونه دینداری را بهش می‌ گویند دینداری کاریکاتوری دینداری که یک جنبه از دین را طرف به آن چسبیده و جنبه‌های دیگر را رها کرده اگر ما سه ساحت مختلف را برای دینداری در نظر بگیریم.

یک ارتباط متدین با خداوند دو ارتباط متدین با خودش سه مخلوقات خداوند این مخلوقات خداوند بخش اعظم اش بخش اعمش می‌ شود معصومین صلوات الله و سلام اما در رتبه پایین‌ تر از معصومین تمام خلق الله و خلق الناس در همین بازه جا می‌شوند مگر می شود کسی رابطه‌ی خودش با خدا به تعبیر خودش درست باشد.

ولی به مردم ستم کند مگر می شود کسی به راحتی دروغ بگوید اما از این طرف بگوید من حق الناس را رعایت می کنم. مگر می‌ شود کسی فرض بفرمایید در ساحت عبادات شخصی‌ اش کنترل شهواتش و کنترل نفس خودش اون بخشی که مربوط به عبودیت شخصی خودش بسیار بسیار موفق باشد ولی در ارتباطش با مردم خطاهای بزرگی از او سر بزند.

نسبت به کارمندش کارفرمایش همکارش همسرش فرزندش والدینش دوستش برادرش یا دیگران از اعضای جامعه بی تفاوت باشد یا بد رفتار باشد پس وقتی ما اینگونه خطاب می کنیم. اللّٰهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِینَكَ دینت را به وسیله حجت بن الحسن ظاهر کن دنبال این هستیم که یک دینداری واقعی که نسبت متعادلی بین همه‌ ی اجزایش باشد.

این دینداری دیده شود یعنی همه در جامعه ببیند که همه شئون دینداری فرد با هم تناسب دارد وَسُنَّةَ نَبِیكَ سنت پیامبر را اظهار کن نه سنت ها و روش هایی که هر کدام از ما در طول این تاریخ ۱۴۳۰ ساله بعد از شهادت خاتم النبین هی به مرور ساخته و پرداخته ایم هی به مرور از خودمان جنبه های عبادی خلق کرده‌ ایم.

هی به مرور برای خودمان چیزهایی ساختیم که به مرور برایمان مقدس شده اند و بعد در تمام زندگیمان داریم اون مقدسات خود ساخته را تعظیم می کنیم. حَتَّىٰ لَایسْتَخْفِىَ بِشَىْءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ اتفاقی که ۱۴۰۰ سال است جاری ست یعنی ما داریم دعا می‌کنیم که خدایا با ظهور و با حاکمیت حجتت، حجت بن الحسن طوری بشود.

که کسی چیزی ذره‌ ای از خوف احدی از خلق را نداشته باشد. تقیه به اون مفهومی که در آموزه های مکتب شیعه هست تقیه از میان برود حجت‌ الله بتواند ما اراد الله را شفاف بگوید و مردم هم بتوانند به ما اراد الله عمل کنند.

 تعبیر بعدی این است که شخصی که سر سفره دعای افتتاح نشسته دعا می‌کند اللّٰهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیكَ فِى دَوْلَةٍ كَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَأَهْلَهُ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فِیها مِنَ الدُّعاةِ إِلَىٰ طاعَتِكَ، وَالْقادَةِ إِلىٰ سَبِیلِكَ، وَتَرْزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ

خداوندا ما راغب هستیم به سوی تو خدایا در دولت کریمه ما دوست داریم در آن دولت باشیم گاهی اوقات دعا کردن ما برای بودن در دولت کریمه یک چیزی پشتش هست که به زبان جاری نمی‌کنیم ولی در دل ما مخفی‌ ست چیه اون نگاه می کنیم می بینیم شخص منتظره تا ندا بلند شود و بگوید یا اهل عالم  انا بقیه الله.

با کاغذش برود اونجا و بگوید حکم بنده را به عنوان مسئول فلان جا و حاکم فلان جا و یا نماینده شما در فلان جا به من بدهید و این هم اعضای تیمم هستند گاهی اوقات این هم هست. یعنی رغبت ما به دولت کریمه با یک تصور خود ساخته خود بافته‌ی همراه است که می گوییم بگذار حجت بن الحسن ظهور کند تا ما حاکمیت پیدا کنیم. برای خودش شأنی در آن دولت قائل است.

تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَأَهْلَهُ اسلام و اهلش‌ اند که عزیز می‌ شوند در آن دوره نه بنده نه منه مدعی نه منی که چهل سال ۵۰ سال خودم را عرضه کردم به این عنوان که بنده نوکر و مبلغ و مورد شریعت مهدوی هستم اما یک معامله با طرف انجام می دهیم می‌ بینیم فرسنگ ها فاصله دارد با آموزه‌های اولیه اخلاقی یک امانت به دستش می سپاریم می بینی چگونه اند در یک موقعیتی قرار می‌گیره.

می‌بینی آشنا بسیار عالی بلد بود اما آبی نبود که شناگریش را دیگران ببینند وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ این تعبیر نفاق و اهل نفاق ذلیل بشوند وَتَجْعَلُنا فِیها مِنَ الدُّعاةِ إِلَىٰ طاعَتِكَ خدایا ما را در آن دوران از کسانی که به طاعت تو دعوت می کنند.

 وَالْقادَةِ إِلىٰ سَبِیلِكَ و کسانی که مردم را سوق میدهند به سمت راه تو و بعد هم وَتَرْزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ یک نکته می خواهم عرض کنم وَتَجْعَلُنا فِیها مِنَ الدُّعاةِ إِلَىٰ طاعَتِكَ چقدر از آنچه که دعوت کرده‌ ام یا دعوت کرده‌ ایم در طول دوران عمرمان در آن دورانی که اسمش را گذاشته‌ ایم خدمتگزاری به ساحت مقدس ائمه علیه صلوات و سلام من نوکر اباعبدالله‌ ام من نوکر امام زمانم من ارادتمند به امیرالمومنین‌ام چقدر از عمر تبلیغ و دعوت.

من الدُّعاةِ إِلَىٰ طاعَتِكَ الله بوده و چقدر به خودم دعوت کرده ام تفاوت قائل شویم بین اینکه جذب من شوند تا جذب  حجت بن الحسن اگر کسی راست می گوید نباید برایش فرقی داشته باشد که هیئت بغلی شلوغ تر از هیئت خودش باشد مجلس بغلی به شرط این فرض که در تمامی اینها مطلب مطلب حق باشد یعنی خودش دیگر موضوعیت ندارد.

تمام هم و غمش دعوت به طاعت حجت بن الحسن است طاعت به معنای فرمانبرداری و بندگی خدا دیگر تفاوتی ندارد که خودش هم در این زنجیره باشد یا یا نه خودش جایگاهی داشته باشد یا نه و از همه بدتر آلوده تر پیلدتر این است که در لوای دعوت به حجت بن الحسن و خدا طرف به خودش دعوت کند.

ماه مبارک رمضان رفقا بزرگواران و هرکسی که این کلام را می شنود شاید بهترین مجال است که به این چیزها فکر کنیم ببینیم با خودمون چند چندیم ببینیم واقعاً در تمام طول دینداری و تبلیغ دینمون  چقدرش را به خودم خواستم چقدر را به در خانه خدا خواستم خدا همه ما را به راه راستش هدایت بفرماید.

عقل‌های ما را کامل کند و توفیق دعوت به دین و دعوت حقیقی به دین و عمل به آموزه های دینی را به همه ما کرامت بفرماید

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله طاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت چهاردهم


متن قسمت چهاردهم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب چهاردهم ماه مبارک رمضان است یادآوری را که دیشب خدمت شما بزرگواران عرض کردم امشب تکرار می کنم که در این سه شبانه روز یعنی شب روز سیزدهم شب روز چهاردهم و شب و روز پانزدهم ماه مبارک رمضان اگر کسی بتواند سه نوبت دعای شریف مجیر را قرائت کند علاوه بر اینکه از آثار معرفتی خواندن اسماء الله و خواندن خدا به اسماء لفظی‌ اش بهره‌مند می‌شود.

توجه‌هات و حالاتی را که خداوند شامل حال خواننده این دعا می کند انشاالله او استفاده خواهد کرد که در روایت شریفی که مرحوم محدث قومی ذیل این دعا در مفاتیح الجنان آورده آن ثواب ها و خواص ذکر شده است که به آنها مراجعه می فرمایید و اما برگردیم به ادامه فرازهای نورانی دعای شریف افتتاح می رسیم به این عبارت که در مقام خواندن دعا عرضه می دارد

اللّٰهُمَّ مَا عَرَّفْتَنا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ، وَمَا قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ که اگر بخواهم همین‌ گونه تحت لفظی آن را به فارسی برگردان کنم آنچنانکه در حد سواد خودم خداوندا آنچه از جنس حق خودت به ما شناسانده‌ ای فَحَمِّلْناهُ ما را متحمل آن قرار بده! حالا در این مورد صحبت می کنیم

وَمَا قَصُرْنا عَنْه فاعل آن شناسایی کی بود خداوند و اما اینجا آنچه ما خودمان به اختیار خودمان و در اثر کوتاهی و قصور خودمان قصور کردیم از حق از حق شناسی و رفتن برای حق و جستجو برای حق برآمدن کوتاهی‌ های‌ کردیم منجر به این شد که حق را آنچنان که باید و شاید نشناخته‌ایم فَبَلِّغْناهُ

در چنین مواردی حق را به ما برسان و ما را شناسایی آن قرار بده. چند نکته ذیل این عبارت می‌ خواهم برای شما بزرگواران عرض کنم اولین نکته که ظاهر این عبارت نشان می دهد که حق شناسی با حق مداری دو مقوله جدا از هم هستند ولی حق شناسی مقدمه‌ ی حق مداری است یعنی نمی شود کسی حق را نشناسد ولی به آن عمل کنند و در مسیر آن قدم بردارد.

و عامل به حق و در مدار حق حرکت کننده باشد مقدمه و پیش فرض این است که حق را بشناسد اما نکته‌ ای که خیلی مهمه بزرگوارا این است شناسایی حق و فهم صحیح حق مساوی با این نیست که شما حق مدار باشی حق مداری یک فعل اختیاری دیگری است که کسی وقتی که حق را شناخت به آن عامل و به آن ملحق باشد یعنی دائماً در مسیر حق قدم بردارد.

من یک روایتی را می خواهم یاد آوری کنم که این روایت ارتباط مستقیم با این عبارت نداره ولی یک توضیحی از یک بزرگواری که شاید حدود ۳۰ سال پیش برای بنده این توضیح را داد و از آن روز تا امروز در جان من نشسته است. شاید بیان آن روایت و بیان آن توضیح یه قدری ما رو با این دعای شریف در دعای شریف افتتاح روشن تر و این عبارت را برای ما فهمم اش را ساده تر کند روایتی داریم در ارتباط با سختی دینداری در دوران غیبت کبری

روایاتی داریم که در واقع یکی از آنها را من می خواهم  متذکر شوم در آن روایت فرموده است معصوم علیه السلام المتمسک بالدین فی غیبة در دوران غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه شریف کسی که متمسک به دینش هست مثال این آدم مثل کسی است که خارط، کسی که خراطی می کند خراطی چوب را می تراشند.

و قتات یک گیاه پر تیغ است مثل گون گیاهانی که در بیابان می روید تیغه های بسیار تیز و بلند و محکمی دارد امام علیه السلام می فرمایند تمسک به دین و دینداری در دوران غیبت امام بزرگوار مانند این است که کسی با دست خراطی کند تیغ قتات را یعنی چوب این گیاه قتات را که مثلاً ۵۰ تا ۱۰ تا ۲۰تیغ داره از بالا با دست عریان بگیره بکش تا پایین این تیغ ها رو بشکنه و از چوب جدا کند.

خراطی معناش همینه دیگه این خیلی روشن است که چنین چیزی اگر نگوییم غیر ممکنه باید بگویم بسیار رنج آور و دردناک است علیم ست دردناک است این کار حدود ۲۸ تا ۳۰ سال پیش یک معلم بزرگواری داشتیم که خدا به حق امیرالمومنین سایه‌ ی همه افراد با بصیرت عامل را بر سر ما و مخصوصاً جوان‌ترها محفوظ بدارد.

روی  ناشی گری و نافهمی خودم دارم این رو عرض می‌ کنم و من یه روز از ایشان پرسیدم این روایت هست من همچین احساس ندارم در دین داری که اینقدر به من سخت بگذرد دستم به خونم بیفته و اینقدر زجر بکشم در راه دینداری ایشون یک مکث کوتاه کردند و به من گفتند که کی گفته شما که شما دین داری متمسک به دینت مگر هستی گفت مثل مثل شما مثل هر کسی من این رو دارم به عنوان حدیث نفس عرض می کنم.

مثال اینکه این گیاه قتات را گرفته دستش دست عریانش رو هم از بالای این ساقه تیغ دار خاردار گرفته میاره پایین به تیغ که میرسه دستش را باز میکند. میاره زیر تیغ دوباره می گیرد دوباره می رسد به تیغ دستش را باز می‌کند تیغ را که رد می‌کند دستش را می بندد در واقع این متمسک به دین نیست.

متمسک یعنی به دین چسبیده از بالا تا پایین می خواهد با دست عریان این تیغه ها را بکند. حق مداری اینه و و فرقش با حق شناسی شبیه این است کسی چهار چوب دین را خداوند به او فهمانده باشد و دین را حالا در حد خودش را بشناسد ولی عمل کردن به احکام دین و عمل کردن به الزامات دینداری بسیار مشکل تر از این است که بفهمد که راه درست و راه اشتباه چیست.

بزرگواران این را هر کسی یک دقیقه دو دقیقه بعد از اینکه جلسه به پایان رسید خودش فکر کند ببیند ما در شناختن حق مشکل داریم یا در عمل کردن به آنچه که می شناسیم بنده میدانم که ربا حرام است هر مدلی هم که شما بالا و پایین کنی ربا حرام است اما خوب ۱۰ میلیون تومان ۲۰ میلیون تومن ۳۰ میلیون تومن الان تمکن دارم می خوام به یه دوستی بدم مشکلش را حل کند.

او هم قرار ماهی یک تومن مثلاً این پول را به من برگرداند با این نرخ تورم جاری هرجوری حساب می کنم میبینم فایده‌ ای نداره ارزش پول من تا این پول رو برگردونه یک دوم یک سوم شده متاسفانه میدانم حکم ربا رو ولی عمل کردن به این مشکل است لذا یا از قید ثواب قرض الحسنه رد میشم یا به هر حال پایم می لرزد و طرف کارش را ربوی می کند عمل کردن به حق با شناختن حق دو چیز است.

در این عبارت نورانی امام علیه السلام به ساحت مقدس ربوبی عرضه می کند خدایا آنچه از حق که خودت به ما عرضه کرده‌ ای اولاً یک جور زانو زدن و تواضع است در پیشگاه ربوبی که تعریف و شناسایی حق فاعلش خداوند است.

او تعریف کرده مَا عَرَّفْتَنا تو به ما شناسانده‌ ای اما این تعمیر باب تفعیل به عربی عصری یعنی عربی معاصر معنایش را مراجعه کنید بر من ببخشید می خواهم از یک کلمه غیر فارسی استفاده کنم در ترجمه این عبارت تحمیل یعنی آپلود این که خدایا آنچه را که از جنس حق به ما شناسانده ای بارگذاری کن در ما.

یعنی چی یعنی ما به آن عمل کنیم عامل به آن بشویم بله می‌ دانم روزه را نماز را جهاد را می دانم نهی از منکر را می دانم حسد را بخل را کبر را اما دانستن من محاسن بخشی اش را معایب بخشی اش را مرا عامل به آن می کند این عبارت را برویم بزرگوار در ذکر قنوت‌مان قرار بدهیم در تمام نماز های واجب ما این یک جمله را بگوییم فعل خودم اختیار خودمه.

به توفیق خودت ولی خدایا تحمیل کن به ما بارگذاری کن در سیستم عامل ما که ما جز به حق عمل نکنیم حق شناسی ما را که در اثر لطف و عنایتت به ما کرامت فرمودی خدایا حق مداری و رعایت به حق و عمل به حق مبدل و کامل بفرما و عبارت بعدی وَمَا قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ.

دقت بفرمایید درخواست علم افزون تر علم بیشتر فره به عمل به علم کمتر است هی بار نکنین تلیری تلیری روی خودت به اون پنج تا پله‌ ای که یاد گرفتی عمل بکن بزار کسب علم جدید وظیفه‌ ی علم به علم قدیم باشه وگرنه تبدیل می شویم به یک انبانی از دانسته ها و دیتاها بدون فایل مادامی که عمل نکنیم. العلم کل حجت..

نثر روایت بزرگواران به معنای لغوی دانش ترجمه کنیم چه علم را به معنای نور به هر مدلی که علم را ترجمه و بازگردانی کنید. اون بخشی اش و بالت نیست که عمل کرده ایم شنبه بعد از ظهر جلسه یکشنبه جلسه دوشنبه جلسه سه شنبه جلسه چهارشنبه جلسه پنجشنبه جلسه صبح جمعه جلسه بسیار عالی انشالله شما یکی از ۳۱۳ نفر هستید.

اما به چند تا از اینها من عمل می کنم چقدر در زندگی عملکرد رفتار و اخلاق گفتار من را تغییر داده چقدر نگاه من را نسبت به دیگران تغییر داده چقدر من را عذر خواهی می کنم تعبیر کلمه سنگین است چقدر من را آدم کرده اگر آدم نکرده… یه بار دیگه عبارت را بخوانیم خدایا اللّٰهُمَّ مَا عَرَّفْتَنا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْناهُ، وَمَا قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ

به برکت لحظات و ساعات ماه رمضان و به ویژه ایام البیض ماه مبارک رمضان که نزدیک می شویم به ولادت امام مجتبی علیه السلام برکات این ماه را به همه ما کرامت بفرمایند و ما را به نور این ماه حق مدار و عامل به دانسته های مان قرار بدهد

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله  الطاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت پانزدهم


متن قسمت پانزدهم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

یا اَبا مُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْنَ عَلِی اَیهَا الْمُجْتَبى یا بْنَ رَسُولِ اللّهِ یا حُجَّةَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ یا سَیدَنا وَ مَوْلینا اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِكَ اِلَى اللّهِ وَ قَدَّمْناكَ بَینَ یدَىْ حاجاتِنا یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ

شب پانزدهم ماه مبارک رمضان است شب نیمه این ماه و شب ولادت مسعود حضرت مجتبی صلوات الله و سلام الله علیه سبط اکبر خاتم النبیین روایتی هست از وجود مقدس خاتم النبیین که می فرماید همانا حسن هدیه‌ی از پروردگار عالمیان است برای من.

نخستین کسی که در اسلام به این نام نهاده شده وجود مقدس امام مجتبی صلوات الله علیه و السلام بوده که حسن نامیده شده. خلق‌ اش حسن خواش حسن تمام حیات ۴۷ ساله‌ی این امام بزرگوار سرشار است از کرامت و چه شایسته است که آن بزرگوار را کریم اهل بیت علیهم السلام می‌نامیم.

برگردیم به ادامه‌ی گفتگوی که پیرامون فرازهای دعای شریف افتتاح داشتیم مجدداً در فراز بعدی عبارت با اللهم شروع می شود. درخواست است از جانب کسی که مشغول به خواندن دعا است. دعاهای کوتاه و مسجع

اللّٰهُمَّ الْمُمْ بِه شَعَثَنا ، وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا ، وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنا، وَكَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنا، وَأَعْزِزْ بِهِ ذِلَّتَنا، وَأَغْنِ بِهِ عائِلَنا، وَاقْضِ بِهِ عَنْ مَُغْرَمِنا، وَاجْبُرْ بِهِ فَقْرَنا، وَسُدَّ بِهِ خَلَّتَنا، وَیسِّرْ بِهِ عُسْرَنا، وَبَیضْ بِهِ وُجُوهَنا، وَفُكَّ بِهِ أَسْرَنا، وَأَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنا، وَأَنْجِزْ بِهِ مَواعِیدَنا، وَاسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنا، وَأَعْطِنا بِهِ سُؤْلَنا، وَبَلِّغْنا بِهِ مِنَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ آمالَنا، وَأَعْطِنا بِهِ فَوْقَ رَغْبَتِنا

 فراز درخواست‌ها که عرض کردن با حالتی مسجع و آهنگین پی در پی و پشت هم مطرح می شود اینجا به پایان می‌ رسد و عبارت بعدی‌ اش این است که یا خَیرَ الْمَسْؤُولِینَ البته بازهم درخواست هست با همین سیاه اما بخش اول درخواست ها اینجا به پایان می رسد.

اولاََ نکته‌ ی نخستی که اینجا جا دارد عرض کنیم اینکه خواننده این دعا به نوعی گره‌ گشایی در همه‌ ی امور را رتق همه‌ی فتق‌ها را کثرت پیدا کردن همه کاستی ها عزت همه ذلت ها شعب همه‌ی صعدها و برآوردن همه حاجات و گرفتاری ها و… تمام مواردی را که اجازه بدهید نایستیم برای بازگردانی و ترجمه به فارسی تمام اینها را بِهِ یک درخواست می کند.

یعنی به نوعی می‌ گوید خدایا به واسطه‌ ی امام زمان صلوات الله علیه و سلام این امور را اصلاح کن من از ۲ و۳ عبارت ابتدایی استفاده دیگری را هم بکنم اللّٰهُمَّ الْمُمْ بِه شَعَثَنا ، وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنا آن توقعی که از ناحیه مقدسه مهدویه خطاب به شیخ مفید رضوان الله علیه آمده که حتی تاریخ وصول‌ اش در کتب شیعه درج شده در صدر اون توقع یک عبارتی هست که من می خواهم از آن عبارت و جمع‌ اش  با این دو سه فراز ابتدایی این دعاهای یک استفاده بکنم.

وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ اگر این گونه عرض کنم امام علیه السلام اینگونه می نویسند این گونه منصوب شده به وجود مقدس حجت بن حسن که اگر شیعیان ما که خدا آنها را به طاعت خودش  آنها را موفق گرداند. همدل باشند بخشی از این شعبه شعبه شدن ها که ما برای رفع اش داریم از ناحیه مقدس ربوبی گدایی و درخواست می کنیم.

بخشی از این اختلاف ها که دعا می‌ کنیم این اختلاف ها را خداوند برطرف کند. و ریشه‌ کن نماید. فعل خود ماست مثل ویروسی نیست که فرض بفرمایید حالا در اثر یک جهش ژنتیکی امروز آمده و یک جماعت کثیری را مبتلا کرده در همه اتباع عالم فعل خود ماست چه تعداد در کره زمین شیعه زندگی می کنند شاید حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون من عدد دقیقا نمی‌دانم.

این تعداد شیعه را شما یک حساب کنید می‌ بینید ۵۰ تا ۱۰۰ تا گروه بین اینها قابل شمارش است نیاید روزی که واقعا خود شیعه بشود مصداق آن روایت که این امر محقق نخواهد شد حَتَّى یَبْرَأَ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ وَ یَتْفُلُ بَعْضُکُمْ فِی وُجُوهِ بَعْضٍ اجازه بدهید من ترجمه نکنم این عبارت را،

نمی آید امر ما حَتَّى یَتْفُلُ بَعْضُکُمْ فِی وُجُوهِ بَعْضٍ یعنی اگر قرار باشد کار به اینجا برسد که شیعیان اینگونه از همه بیزاری به جویند همین شیعیان نتوانند با همدیگر اتفاق داشته باشند در مورد شیعه صحبت می کنم بحث وحدت بین شیعه و سنی نیست بحث وحدت بین معتقدین به ادیان الهی نیست بحث های بشر دوستانه نیست نه خیر  شیعه‌ی مرتضی علی به شکل خاص شیعیان اثنا عشری امامیه شیعیان ۱۲ امامی چگونه می شود.

این ها را سر یک میز با هم جمع کرد طوری که اینها استغفار می کنم ولی تا سرحد تکفیر ممکنه کسی سوال کنه اگر گروهی از شیعه یک خطای اعتقادی داشت یک خطا در رفتار داشت یک خطا در سیره داشت دیگران باید لب ببندند نهی از منکر نکنند بحث این نیست بحث این است یک سوال ساده آیا میشود زیر چتر ولایت امیرالمومنین و اولاد معصومش با کسی متحد شد یا نه ؟

چطور است که ما زیر چتر کعبه و قرآن و نوبت خاتم النبیین سالیان سال است داریم حرص میخوریم هزینه می‌ کنیم وحدت کنیم بین خودمون چهار تا و نصفی شیعه نمی تونیم وحدت کنید خیلی از این فرقه فرقه شدن ها گروه گروه شدن ها به خاطر این است که ما تحمل ما نسبت به کسی که کوچکترین اختلاف نظری با ما دارد به شدت پایین است.

طاقت نداریم تحمل کنیم کسی اندکی اختلاف دیدگاه داشته باشد با ما کاش فقط  در این حد باشه که او را برانیم به تکفیر می انجامد عرض کردم عبارت روایت را ببین حَتَّى یَتْفُل در این حد نسبت به همدیگر یعنی نه فقط حق انسانیت را بزرگ نشمارد حق اسلام و مسلمانی را بزرگ نشمارد حق اعتقاد به ولایت اهل بیت را هم در این حد بزرگ شمرده نمی شود.

آیا منظور آن روایت که امر ما نمی رسد مگر اینکه کار شما به اینجا کشیده شده باشد. بعد می خواهد بیان کند که جمع کثیری از شما اعتقاداتشان دچار انحراف است. بله این یکی از برداشته های روایت است و صحیح است اما یک تعریض دیگر هم در دل این روایت نهفته است که تحمل کنید یکدیگر را اینقدر فکر نکنید که واقعا فقط همونی که من می گویم درست است در چارچوب همین میز است .

نود سانت در نود سانت یک سانت آن طرف ترش ته جهنم نشسته سریع خیلی راحت هم یکدیگر را تکذیب می‌ کنند هرکس به این استکان باور نداشته باشد کافر است هرکس که به این کاغذ ایمان نداشته باشد جایش ته جهنم است.

در گذشته بین متکلمین شیعه یک بحثی بود می‌ گفتند ببینیم ضروریات دین چیست ضروریات مذهب چیست حکم منکر ضروری دین چیست حکم منکر ضروری مذهب چیست الان معذرت می خوام هیئت کوچه بالایی با هیئت کوچه پایینی در این حد با هم هستند.

الان شاگردان فلان با شاگردان فلان عالم دیگر با هم اینگونه برخورد می کنند. کافیست نظر طرف در مقوله وجود که آیا به تشکیک است یا به تشکیک نیست با همدیگر نخواند طوری همدیگر را طرد و تکذیب می‌کنند که بیا و ببین عرض کردم به بهانه فرازهای نخستین این بخش از دعا میخواستم بگم یک بخشی از افتراقی که بین ما شیعیان خودمان هست در اثر کردار ناشایست خودمان است و تصور نکنید.

بزرگواران که این مخصوص دوران غیبت است آمد یونس بن عبدالرحمن خدمت امام رضا علیه السلام گفت آقا من برای علوم دینی این برداشت ها از من است من مضمون روایت را عرض می کنم جای صحبت می‌کنم و من را تکفیر می‌کنند از من برائت می‌جویند هم من شیعه‌ ی شما هستم و هم آنان که می شنوند حضرت در دو نقل مطالبی را به او فرمودند: اگر کف دست این باشه کسی دیگه بگویید این نیست. آن فرقی می‌کند.

گفت نه پس نگرانی چه هستی. یه قدری دهان بینی و زود رنجی را بگذار کنار اینجا پیام این بخش از این نقل است اما جای دیگر حضرت به او یک آرامشی می دهند و می گویند حال تو چگونه است که امام‌ ات ازت راضی است چرا قضاوت دیگران برایت مهم است خوب می خواهم این را عرض کنم گاهی بین صحابه ائمه صلوات الله علیه اختلافی در این امور پیش می آمده امام علیه السلام می خواهند بگویند آقا همدیگر را تحمل کنید.

 تقریباً نمیگم ابتدا اما قرون ابتدایی دوران غیبت است فدای تو بشم من یابن العسکری الان ببین چه خبره که می‌ بینیم چه خبره یه قدری تحمل مان را نسبت به کسی که اپسیلون فاصله دارد باورش با من نسبت به هر چیزی که خیلی از این ها سوء تعبیر است گاهی اوقات دعواهای ما دعواهایی سر الفاظی که خودمان هم عمق و معنایش را نمی دانیم.

اگر کسی مثلاً فرض بفرمایید حکمش در مورد روزه مسافر با دیگری مختلف بود مقلدین این آقا باید مقلد اون آقا را تکذیب کنند تا کی ما این بچه بازی های خودمان را در این نعمتی که هست می‌خواهیم به اسم دین داری قالب کنیم. پناه ببریم به خدا برگردم به همان نکته‌ ی نخستی که در عبارات می‌خواستیم پر رنگ کنیم کسی که در مقام دعا نشسته است.

به پیشگاه الهی همه اینها را انجاز مواعید‌اش را استجابت دعای‌اش را اعطای مسئلت‌اش را و حتی رسیدنش به آمال دینوی و اخروی‌اش و عطای خداوند فوق رحمتش را و بگوید همه‌ی اینهایی را که خواستم بیشترش را به من بده.

همه اینها را بِهِ می‌خواهد صدقه‌ ی سر امام زمان می‌ خواهد تمام اینها را به عنایت وجود مقدس حجت بن الحسن می خواهد خدا به آبروی اهل بیت علیهم السلام و به برکت این شب عزیز که شب نیمه‌ ی این ماه است و نیمی از ماه بر ما گذشت درک کنیم نیمه دیگر را به برکت امام مجتبی علیه السلام فهم و عمل به فهم، درک و عمل به درک، را روزی همه ما بفرمایند عیدی امشب عالم را و عیدی امشب به وجود مقدس حجت بن الحسن را در شب ولادت امام مجتبی علیه السلام سبط اکبر خاتم النبیین اصلاح امر فرجش قرار بدهد.

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله  الطاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت شانزدهم


متن قسمت شانزدهم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب شانزدهم ماه مبارک رمضان است دیگر امشب می توانیم بگوییم که بیشتر این ماه گذشته است و نیمه‌ی کمترش باقی مانده است همانطور که از شب اول این نکته را برای خودم اولاً و بعد هم برای شما بزرگواران یادآوری کردیم نشود.

موقعی که اذان مغرب شب عید فطر را می شنویم از ماه مبارک به طور کامل خارج بشویم و احساس کنیم که قدمی از نقطه قبلی به جلو بر نداشته ایم در ادامه دعای شریف افتتاح می رسیم به این که در مقام مناجات امام علیه السلام اینگونه عرضه می دارند.

یا خَیرَ الْمَسْؤُولِینَ، وَأَوْسَعَ الْمُعْطِینَ، اشْفِ بِهِ صُدُورَنا مجدداً درخواست به واسطه امام عصر علیه صلوات و سلام است. به واسطه او سینه‌ی ما را شفا کرامت کن. وَأَذْهِبْ بِهِ غَیظَ قُلُوبِنا، وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ، إِنَّكَ تَهْدِى مَنْ تَشاءُ إِلىٰ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ،

 بهترین کسانی که مورد درخواست واقع می شوند تفاوت اعطای خدا با اعطای مخلوقات اینه البته وقتی می گویم مخلوقات ائمه‌ای که مظهر یاخیرالمسئولین خداوند هستند حسابشان جدا است. عمده‌ی مخلوقات را این گونه بگویم شاید دقیق تر باشد عمده مخلوقات در هنگام اعطای یک منتی در اعطای‌شان هست یا یک درخواست متقابلی در اعطای‌شان هست.

یا یک توقع‌‌ای پس از اعطا هست یا خَیرَ الْمَسْؤُولِین خطاب کردن خداوند به این عنوان یکی از دلایلش این است که خداوند عالم بدون منت عطا می کند درخواست را بدون منت پاسخ می‌گوید. هرکس عطا می‌کند عطای محدودی دارد عطای خداوند هست که أَوْسَع است.

أَوْسَعَ را نباید یعنی همه کلماتی که بر وزن افضل و تفضیل هستن نباید تفضیلی معنی کرد گاهی اوقات أَوْسَعَ به معنای وسیع ترین است اصلا تنها کسی که اعطای او وسعت دارد خداوند است

اشْفِ بِهِ صُدُورَنا سینه خسته ما را به واسطه‌ی حجت بن الحسن به دست حجت بن الحسن و به آبروی حجت بن الحسن شفا کرامت بفرما. من سه جور معنا کرده ام ‏ وَأَذْهِبْ بِهِ غَیظَ قُلُوبِنا،

جا دارد وسط این دعای زیبا یاد کنیم از همه کسانی که در این دو سه ماه اخیر لحظات سخت و تلخ را سپری کرده اند تا کسانی که گرد بیماری به اندامشان نشسته و مبتلا به این بیماری عجیب و غریب و بلایی که همه‌ی عالم را درگیر کرده برای رفع هم و غم بیماران زحمت کشیده‌ اند و بی خوابی را تحمل کرده اند.

از همه کسانی که به نوعی در پروسه درمان و روند بهبودی بیماران این بیماری جدید ویروسی که واقعاً شبانه روز سر از پا نشناخته‌اند و زحمت کشیده‌ اند تقدیر کنیم از آنها و از ساحت مقدس حجت بن الحسن و از درگاه ربوبی برای آنها بهترین ها را بخواهیم چه خودشون آنان مطلع و ملتفت دعای ما برای آنان باشند و چه نه.

غیظی که در قلوب ما هست به واسطه‌ی امام زمان علیه السلام دفع کن. وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ روی این عبارت یک گفتگوی دارم اول بازگردان کنیم این عبارت را هدایت کن ما را به واسطه او به دست او عرض کردم حالا با سه شیوه و نگاه به ترجمه و بازگردانی بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ

به آنچه که مورد اختلاف واقع شده در امر حق به اجازه و عنایت در واقع رخصت خودت یکی از بزرگترین معضلاتی که در غیبت کبرا شیعیان با آن مواجه هستند چرا می‌گویم شیعیان چون ما به شکل خاص داریم مخاطب امام حجت ابن الحسن مأمومین امام مهدی را عرض می‌کنیم.

یکی از بزرگ ترین معضلات ای که با آن مواجه اند اختلاف در حق است اثر ابتلا همینه امتحان می دهند شیعیان به چی به اینکه حق روشن نیست یک جاهایی مشتبه شده آن بیان امیرالمومنین را به خاطر بیاورید می فرمایند اگر حق محض باشد کسی رهایش نمی کند و باطل اگر محض باشد کسی دنبالش نمی رود.

بعد حضرت لعنت می‌کند آن فرقه ضاله ای که بخشی از حق را با بخشی از باطل در هم آمیختن و امر مشتبه شد از وادی اعتقادات و شاخه علوم کلامی شما بگیرید تا برسیم به اخلاقیات و احکام شریعت تا برسیم به اجتماعیات و برداشت‌ها و اختلاف ها و تفاوت رویکردها اینجا کسی که در مقام دعا قرار گرفته می گوید اهدنا ما را هدایت کن به واسطه‌ ی امام عصر وَاهْدِنا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ

چرا چون إِنَّكَ تَهْدِى مَنْ تَشاءُ إِلىٰ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ هدف این است که ما به صراط مستقیم برسیم اون کسی که هدایت را انجام می دهد به صراط مستقیم خداوندگارا تو هستی و من تشا را به صراط مستقیم هدایت می کنی مَنْ تَشاءُ را در واقع بیان امام علیه السلام در مقام مناجات در مقام گفتگو با ساحت مقدس ربوبی در این دعای شریف یک تاکیدی رویش بگذارید.

در نهایت هم باید همین هدایت را هم گدایی کرد خاطرتان هست روایت ملک داعی را در ماه رجب اون بیانیه‌ ای که از ناحیه مقدس ربوبی می آمد و این ملک هرشب کل لیلته الی صبا هر شب ماه رجب تا صبح این بیانیه را میخواند.

که چی خاطرتان هست در این روایت در بیانیه‌ ای که ملک می خواند یک عبارتی بود وَ مَنِ اسْتَهْدَانِی هَدَیتُهُ معنی هر کسی از من هدایت بخواهد من او را هدایت می کنم پس شرط این مشیت را خداوند در جای دیگر بیان کرده.

إِنَّكَ تَهْدِى مَنْ تَشاءُ إِلىٰ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ فارسی عرض کنم خدا یا همانا تو کسی را که بخواهی به صراط مستقیم هدایت می کنیم چه شرایطی باید کسی داشته باشد تا خداوند بخواهد او را هدایت کند.

مَنِ اسْتَهْدَانِی کسی که بخواهد از خداوند هدایت بشود کسی که برایش اصلاً مهم نیست که در چه مسیری حرکت می کند چگونه می‌تواند بگوید خداوند من را به راه راست هدایت کن باید حق مداری برایش مهم باشد از این عبارت عبور کنیم.

وَانْصُرْنا بِهِ عَلَىٰ عَدُوِّكَ وَعَدُوِّنا إِلٰهَ الْحَقِّ آمِینَ؛ خدایا ما را یاری کن به واسطه حجت ابن الحسن بر دشمنت و دشمنان خودمان ای خداوند عالم آمین این فراز دعایی هم اینجا به پایان می رسد بله عَدُوِّكَ وَعَدُوِّنا امام علیه السلام تفکیک کرده‌اند.

فرض تفکیکش می‌ رود بیان شده گاهی دشمن من دشمن خدا نیست دشمن منه اینجا شما یک تعریض به این است که فکر نکنم هر کس عدو من است  عدوالله است شاید یک تعریضی است در آنجا که جدا کرده اند حساب دشمن خدا را با دشمنان خودمان اینه که ما خود خدا پنداری به ما دست ندهد.

که سریع هر کس با من مخالفت دارد بگویم مخالف من مخالف خداست هرکس من را قبول ندارد یعنی خدا را قبول نداره اما از این تذکر که عبور کنیم برگردیم به درخواست نصرت و یاری از ناحیه مقدسه مهدویه بر دشمن خدا امام عصر علیه صلوات و سلام در دوران غیبت چگونه یاری می‌کنند.

آیا یاری کردن امام زمان علیه السلام همیشه از این جنس است که مثلاً فرض بفرمایید حضرت عنایتی می‌کنند و امور مشکل راهش برای شما باز می شود برای ما باز می شود گرفتاری هایی که پیش روی مان قرار گرفته برطرف می شود کسی با ما دشمنی کرد به دعای امام زمان یا به عنایت و توجه اراده امام زمان دشمنی او از ما منصرف می‌شود.

بله این یک شاخه‌ای از مدل نصرت حضرت است ولی گاهی هم نصرت یه قدری هم  شفاف‌تر است بزرگواران باید رفت در خانه‌ ی امام زمان چند مرتبه ما گدایی کرده‌ ایم که جواب این استنصار و گدایی ما داده نشده یک جریانی را خیلی سریع عرض کنم تشرفی است که جز تشرفاتی است که به هر حال به جهت قطعیت صدور رویش مانورهایی داده می شود.

و جز تشرفات خوش سند ما است عالمی از علمای شیعه به اسم جناب شیخ عیسی بحرینی حکایتی پیش می‌ آید یک قصه‌ ی یک اناری بود امری مشتبه می شود. و یک فتنه می شود که یک حاکم می گوید آقا بروید راز این را بیاورید وگرنه باید به این قصه ایمان بیاورید اساساً یک فتنه‌ ای بوده که به باور جماعت شیعه که در آن منطقه ساکن بوده‌ اند که ظاهرا منطقه‌ ی بحرین بوده این قصه برای آنها اتفاق می‌افتد.

خوب ما به جریان آن انار نمی خواهیم الان اشاره کنیم خلاصه‌اش این است که این آقایان این علمای شیعه می‌ گویند که سه روز به ما مهلت بدهید. سه تا از زبده ترین علما هر کدام با هم قرار می گذارند بین خودشان که هر شب یکی از آنها بروند در بیابان و یا بن الحسن بگوید و استغاثه بجوید به حضرت مهدی علیه السلام و به سر و سینه بزند بلکه دستشان به دامان حجت بن الحسن برسد.

شب اول بدون نتیجه ظاهری شب دوم بدون نتیجه ظاهری شب سوم جناب علی بن عیسی بحرینی مشرف می شود به ساحت مقدس حجت بن الحسن و قصه حل می‌شود و راهنمایی می‌ کنند من تا اینجایش کار ندارم همه‌ ی عرض من از این جا به بعد قصه است.

این شخص در مقام شکوا با امام زمانش می گوید آقا جان، جانمان به لبمان رسید سه شب داریم ناله می‌ زنیم این مطلب در این تشرف نقل شده است که امام عصر علیه السلام می فرمایند که مگر من گفتم سه روز وقت بگیرید شما همان جا در مجلس حاکم توسل می کردید همونجا جواب تان را می‌گرفتید.

ما خودمان اجازه داده‌ ایم این غیبت به درازا کشیده شود خودمان خواستیم که این نصرت دیر فرا برسد متذکر شدم همین الان شب شانزدهم ماه مبارک رمضان دستانمان را بیاوریم بالا با التماس تصور کنیم صبحگاه شانزدهم ماه مبارک رمضان دیگر فرصت تمامه همان وعده‌ ای که اون حاکم داده بود که گردنتان را می‌ زنیم خالصانه یک بار بگوییم.

 اللهم عجل لولیک الفرج


شرح دعای افتتاح قسمت هفدهم


متن قسمت هفدهم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب هفدهم ماه مبارک رمضان است و نزدیک می‌ شویم به شب‌هایی که احیا برپا می شود و مراسمی برای انجام اعمال و عباداتی که برای این چند شب به شکل خاص از ناحیه مقدسه معصومین علیه صلوات و سلام به دست ما رسیده مجلس تشکیل می شود امسال به دلیل مشکل این بیماری اکثر مجالس به صورت اینترنتی برگزار می شود.

لذا بعضی فیوضات کمتر شده بحث کنار هم نشستن مومنین و مومنات به این عنوان که اجتماع در دعا اتفاق بیفتد کمرنگ‌ شده اما حسنی هم اتفاق افتاده این که خیلی از کسانی که شاید امر برایشان مترتب بوده که در مجلس شرکت کنند یا خدایی نکرده محروم باشند می‌توانند از منزل محل کار یا هر جای دیگری کل یک مجلس را با یک کیفیت بالاتری شاهد باشند و در آن مشارکت کنند.

ان شاءالله این بلا و بیماری سریعتر ریشه کن شود و همه چیز به حالت عادی خودش برگردد جا دارد قبل از ورود به بحث مان در رابطه با دعای شریف افتتاح همین جا و از همین محل و جایگاه دعا کنیم برای همه کسانی که در این بیمار دچار صدمه شده اند که خدا برای آنها به بهترین شکل جبران کند.

و بیمارانشان را شفای عاجل و کسانی را که متضرر شده اند به جهت اقتصادی یا مالی یا اجتماعی ضرر آنها را به بهترین شکل به حرمت این ایام عزیز برای آنها جبران بفرماید رسیدیم در ادامه دعای شریفه افتتاح این بخش از دعا که در واقع فرازهای پایانی این دعا است.

وَانْصُرْنا بِهِ عَلَىٰ عَدُوِّكَ وَعَدُوِّنا إِلٰهَ الْحَقِّ آمِینَ؛ دعا می کنیم که خدایا ما را به واسطه وجود مقدس امام عصر یاری کن ‏ما را علیه دشمنت و دشمنان خودمان واقعیت قصه نیاز نیست که ما خیلی ادای این را در بیاوریم ما دشمنی نداریم مگه که او دشمن خدا باشد یعنی ما فقط با دشمن اهل بیت دشمنی داریم بله این به جهت اعتقادی کلام صحیحی است.

اما به هر حال عداوت‌ های در سطوح مختلف با ارادتمندان اهل بیت صلوات الله و سلام در موضوعاتی که حتی ارتباطی به اهل بیت هم ندارد اتفاق می‌افتد. مرافعات کاری مرافعات مالی اختلافات کسبی که عرض کردم نمونه بسیار با ارزش را  لذا به همین دلیل مثال و با همین اشاره کوتاه می خواهم عرض کنم.

خیلی خودمان را لوس نکنیم که بگوییم هر کس دشمن ماست حتما دشمن اهل بیت است. ابدا این طور نیست اما دشمن اهل بیت را باید ما دشمن بدانیم به خاطر اینکه وقتی سوال کردن که آیا حب و بغض جایگاهی در دین دارد عرض کردن که مگر دین چیزی جز از حب و بغض است.

و هر کجا که به ولایت به معنای دوستی و وحدت قرب اشاره شده بلافاصله تولی با تبری همراه شده یعنی متولی ولایت شدن با متبری از دشمنان بودن در واقع یک امر جدا نشدنی است هر دوی اینها باید به یک میزان در قلب مومن باشد اما در این بخش کسی که در سفره دعای افتتاح نشسته است دارد دعا می کند.

خدایا به واسطه ی امام زمان علیه السلام ما را بر دشمنت یاری کن من فقط می خواهم یک نکته را عرض کنم در مقام تذکر برای خودم آیا امام عصر صلوات الله علیه را ناصر می‌ دانیم یا فقط یک اسم است به روی کاغذ و یا شنیده‌ اید که گرفتار شده برو سر به بیابان بزار و حضرت را صدا کن در جریان آن رویایی که طرف خدمت خاتم‌ النبیین مشرف شد و مرحوم مجلسی طوری اعتماد کرده بر سند نقل شده این حکایت در بحار آورده است.

طرف وقتی سوال میکنه برای فلان موضوع یا رسول الله مثلاً به امیرالمومنین متوسل شده‌ ام حضرت می فرمایند دونه دونه معصومین را اشاره می کنند و می فرمایند در این امور تان به این معصوم مراجعه کنید طبیعتاََ معنای این فرمایش خاتم النبیین به فرض صحت سند این نیست که برای همان مسئله به معصوم دیگری نمی شود مراجعه کرد.

نکته اینجاست که مثلاً به نوعی ارتباط گرفتن با آن معصوم خاص که انا قدری تحصیل شده برای برامده شدن بخشی از امور و شاخه‌ ای از امور این را بگذریم در همان حکایت انتهای حکایت این است خاتم النبیین وقتی می رسند به نام مبارک امام عصر علیه صلوات الله علیه حضرت مهدی امام دوازدهم ما شیعیان می فرمایند.

بلغ سیف المضبح  فقل یا صاحب الزمان ادرکنی یا صاحب الزمان اغثنی ،سیف به معنای شمشیر خنجر به تعبیر ما کارت به استخوانت رسید می‌ فرمایند شمشیری که به مذبح‌ ات رسید یعنی به زیر گلویت رسید یعنی دیگه همه راه ها بر تو بسته شد اونجا بگو یا صاحب الزمان من را دریاب یا صاحب الزمان من را کمک کن.

واقعیت قصه این است من آن اشاره ای که می خواستم به این حکایت کنم در کنار این فراز از دعای افتتاح اینه چقد شأن نصرت ورزی و یاری‌گری امام زمان علیه صلوات الله علیه برای ما عینیت دارد چقدر در مشکلاتمان واقعاً به حضرت متوسل می‌ شویم یک مثال دیگر عرض می کنم فرض بفرمایید کارمان در یک نهاد اداری در یک سازمانی به گیر خورده به محض اینکه متوجه می شوید که این جا گیر کرده یعنی اینجوری نیست که مثلاً یک روز بگذره دو روز بگذره به شکل عادی رفع بشه گیر کرده.

سوال من اینه که آیا همان لحظه طلب نصرت از وجود مقدس صاحب الزمان داریم یا نه گوشی موبایل‌مان را در می آوریم می گردیم چه کسی را می توانیم واسطه کنیم که او با تلفنش توصیه‌ اش اقدامش کار را ببرد جلو این عرض من ممکنه این شبهه را پیش بیاورد اگر ما به وسایط غیر از امام عصر علیه السلام متمسک بشویم این نشانه‌ ی بی‌ ایمانی ماست نسبت به امام زمان نه آیا نشانه شرک ماست در ولایت نه.

نکته چیه نکته اینه که میزان اسباب و عللی که در انجام امور به شکل سنت های الهی قرار گرفته اند. بخشی‌ اش اینه که مجرای انجام شدن امور مختلف و کما اینکه روایات زیادی داریم که به ما توصیه کرده‌اند وقتی کسی به عنوان خواسته و حاجت به شما مراجعه کرد کار او راه بیندازید.

پس وقتی این طرفش مورد توصیه قرار گرفته البته در چارچوب حق و حقیقت طبیعتا آن طرفین مراجعه کردن به کسی برای استمداد و استنصار اشکالی ندارد نه در مقام اعتقاد نه مقام عمل نکته کجاست نکته این جاست ما امام عصر علیه السلام را یاری گر می دانیم یا نه!!!

وقتی کسی دیگه را پیدا نمی‌ کنیم وزیری وکیلی معاونی مدیر کلی رئیسی مسئولی وقتی هیچ کس را پیدا نمی‌ کنیم می‌ رویم در خانه‌ ی امام زمان و یا نه واقعاً یاری طلبی ما از اون بزرگوار است حالا وسایطی هم که هستند به یوم بِهِ دارند عمل می کنند این بیشتر بر می‌ گرده به نوع نگرش ما این بیشتر بر میگرده به زاویه نگاه ما و اعتقادات ما.

وَانْصُرْنا بِهِ من نصرتت را به واسطه‌ ی او بر دشمنت خدایا و دشمنان خودم می خواهم. إِلٰهَ الْحَقِّ آمِینَ؛ پس از این عبارت فراز پایانی دعای افتتاح است که شکوایه است.

اللّٰهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَیكَ فَقْدَ نَبِینا شکایت کردن به درگاه الهی از کجا بر می خیزد آیا نشانه استعجال است یعنی همان چیزی که در روایات نفی شده یعنی به ما گفتند انتظار بکشید اما مستعجل نباشید منتظر امر خداوند باشید هر وقت که فرا رسید تسلیم آن امر باشید.

شتاب زدگی از خودتان نشان ندهید نشانه شتاب زدگی را هم از ائمه مختلف روایات نهی از استعجال که به دست ما رسیده توضیح داده اند که چگونه‌ میشود که رفتار ما نشانه منتظر بودن ماست و چگونه می‌شود که رفتار ما برخاسته از استعجال و شتاب زدگی ماست.

به عنوان یکی از نشانه ها بیان فرمودند که مستعجل با منتظر فرقش این است منتظر تسلیم است مستعجل ۲۴ ساعت غر میزند چرا امر خدا فرا نرسید حالا سوال اینه اللّٰهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَیكَ با این در تناقض نیست در تضاد نیست آیا در دعاهای دیگر هم شکایتی از ساحت مقدس ربوبی و یا در واقع شکایت بردن نمی‌گوید منک می‌گوید الیک

اللّٰهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَیكَ ما شکایتمان را به سوی تو می آوریم از تو شکایت نداریم به تو شکایت داریم اینجا یک نکته ظریفی وجود دارد که فرق منتظر و مستعجل در همین منک و الیک نهفته است خداوندا ما به سوی تو شکایتمان را آوردیم در جاهای دیگری در روایات و ادعیه دیگری هم نقل شده این دعا هم هست از چه داریم شکایت می کنیم.

من مقدمه‌ ای را فقط اشاره می کنم ان‌شاءالله شب آینده این بحث را قدری ادامه می دهیم اولین شکایت ما فَقْدَ نَبِینا صلی الله علیه و آله همین را امشب می خواهم عرض کنم ما اولین شکایتمان را که به سوی تو به عنوان قاضی و دادستان و مجری احکام هم شان خودت است.

خدایا اولین شکایت ما این است که خداوندا پیامبر ما در نزد ما نیست اشاره کوتاه روایات و تاریخ مربوط به دوران ۷۵ روز و یا ۹۵ روز که به نقل تاریخی آمده برای مدت مکث است یعنی آن دورانی که بعد از شهادت خاتم النبیین تا شهادت صدیقه طاهره سلام الله علیها در آن دوران روایاتی که ناظر بر این هستند.

و ناله‌ ها و شکایت ها صدیقه طاهره را نقل کرده اند فصل مشترک تمامی این گریه ها ناله ها و به درگاه خداوند صدا زدن ها این است که مصیبت فقد خاتم النبیین در زیارت روز شنبه که روز زیارتی وجود مقدس خاتم النبین است این مصیبتی است بر ما نامه که وحی بر ما دیگر قطع شده است البته من اگر این مصیبت را نمی فهمم مشکل از من است.

اولین چیزی که ما خدایا به در خانه تو ازش شکایت داریم فَقْدَ نَبِینا قبل از عناوین بعدی که شنیده اید و خوانده اید که ان‌شاءالله فردا شب به عنوان شب پایانی این دعا به آن اشاره خواهیم کرد فَقْدَ نَبِینا اولین مصیبت ماست.

که ما از آن به تو شکایت می بریم پیامبری که آنقدر مهر می ورزد که در بین همه انبیا الهی به این عنوان برجسته شده است رحمت العالمین است خدا به آبروی خاتم النبیین به آبروی رحمت العالمین همه ما را همین امشب از مصادیق این رحمت و مهربانی خاص حضرتش بهره‌مند بفرمایید و امر فرج فرزندش حجت بن الحسن را از ساعه مقدر بفرمایید.

 و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین


شرح دعای افتتاح قسمت هجدهم


متن قسمت هجدهم شرح دعای افتتاح

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ «رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِی الْأَعْظَمُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

شب هجدهم ماه مبارک رمضان است و به آخرین عبارات دعای شریف افتتاح رسیده‌ ایم جایی که امام علیه صلوات و سلام در مقام شکایت به سوی درگاه ربوبی این عبارات را بیان می کنند

اللّٰهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَیكَ فَقْدَ نَبِینا خدایا شکایت به سوی تو می بریم از اینکه خاتم النبیین در بین ما نیست که در این رابطه شب گذشته اندکی صحبت شد تعبیر بعدی وَغَیبَةَ وَ لِینا و عدم حضور ولی‌مان دو تلقی در مورد غیبت امام زمان صلوات الله علیه هست.

که این دو تلقی شاید از همان ابتدای دوران غیبت و ابتدای وقوع غیبت بین متکلمین شیعه مطرح بوده و هر کدام از این دو تلقی هم طرفدار ها و مدافعینی داشته و در موردش گفت‌ و گو‌ها و ادله‌ی هم حتماً ارائه داده اند.

 تلقی اول اینکه غیبت به این دلیل اتفاق می‌ افتد که شکوفایی اندیشه و رشد عقلانی مأمومین به آنجا می رسد که عملاً نیازی به حضور حجت الله به عنوان امام حی و حاضر در سطح جامعه دیگه نیست مردم خودشان می توانند امورشان را تمشیت کنند مثالی که زده می‌ شود می گویند وقتی که نیازی به معلم به عنوان حضور فیزیکی معلم در کلاس نیست و می‌ شود از کتب و آثار معلم به عنوان خودآموز استفاده کرد.

 این یک تلقی است تلقی دیگر نقطه‌ ی مقابل این تلقی است تقلی دوم یک نوع تلقی تنبیهی است یعنی وقتی جامعه به آن حد از انحطاط می رسد وقتی که مکر و نیرنگ و سیاست ورزی مغرضانه با ساحت مقدس اهل بیت در دوران ابن عباس به اوج خورش می رسد.

و واحداً بعد واحد امامان ما را به شهادت می رساند. خداوند غضب می‌ کند و حجتش را از بین این مردم ناسپاس برمی‌ دارد این سوال پیش می آید آیا  همه‌ ناسپاس بوده‌اند؟ نه

سوال پیش می‌ آید آیا مردم سال ۲۶۰ هجری به دنبال یاری امام زمان شان نبوده‌ اند؟ این فاصله هزار و دویست ساله آیا همه‌ی مردم دست از  نصرت خلیفه الله برداشتن اجازه بدهید پاسخ این سوال را به وقتی دیگر موکول کنیم.

ولی  قبل از اینکه آن وقت دیگر فرا برسد و در موردش صحبت کنیم بنده و شما امشب هر کدام مان با وجدان ما خلوت کنیم. سوال را از اینجا شروع کنیم آیا اساساً غیبت ولی الله من را اذیت می‌ کند؟ چیزی کم و کسری دارم مسائل دینی را می‌خواهم که علما هستند و کتب هستند و مراجعه می کنم بله هر وقت گرفتار می‌شویم جایی نیست برویم و به شکل مستقیم در بزند.

و به شکل مواجهه به تعبیر امروزی ها روبرو فیس تو فیس بنشینیم بگیم پول می‌خوام ورشکست  شده‌ام گرفتاری دارم پول بگیرین بریم یا مریض را با برانکارد برداریم ببریم منزل امام زمان. بگیم دست به سرش بکش شفا پیدا کن از پول هزینه‌ ی طبیب و پول دارو هزینه درمان ما را خلاص کن!

به این ترتیب یه سوال برای ما باقی می ماند آیا نیاز ما حجت الله همین است که بنده ورشکسته به قصور یا تقصیر که شده یا فقیر بود چه عمداً به شکل غیر عمدی و به شکل تقدیر برم اونجا برای رفع این مسئله در خانه‌ی او حوائج‌ام را برم بخواهم گرفتاری هایم بیماری هایم.

آیا قرار بود حجت‌الله شأنش در بین جامعه‌ ی مأمومینش فقط این باشد که هر کی گرفتار شد بلند شه بیاید تق تق تق تق سلام علیکم پول بده برم مریضم ‌رو شفا بده آیا این بوده فقط یا نه اولاً ولی الله قرار بوده از هادی امت باشد یعنی سکان هدایت را به دست بگیرد و هرگونه که او ترسیم می کند.

مسیر را امت به آن سمت بروند و در آن بستر و با آن وسیله و با سرعت تعیین شده توسط او و با شتاب تعیین شده توسط او و با چارچوب تعیین شده توسط او تا جامعه در ظاهر و باطن به رستگاری برسد ملاحظه بفرمایید انصاف قصه این است که امام زمان علیه السلام همین الانم همانگونه ای می‌خواهیم که در زمان هلاکت عثمان مردم مدینه امیرالمومنین را می خواستند.

برای چی می خواستند امیرالمومنین را تازه یادشون افتاده بود بعد از ۲۵ سال که ۲۵ سال هفتاد روز قبل در غدیر خم پیامبر فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولا آیا یادشون افتاد که پیامبر همه جا فرموده است. علیٌ امیرالمومنین علیٌ خیرالبشر یادشون رفته بود.

این ۲۵ سال نه احساس نیاز نمی کردند. کی احساس نیاز کردند وقتی که فساد مالی و اجتماعی واقتصادی آنقدر در دستگاه بنی امیه زیاد شد و مروان بن حکم به عنوان داماد خلیفه تمامی امتیازات را خورد و برد و همه قرار دادها شد برای یک عده خاص جان به لبشان رسید چک‌ها وصول نشد و برگشت خورد از فرط گرفتاری شخصی آمدن در خانه امیرالمومنین یعنی چی رو از امیرالمومنین میخواستن صرفاً عدالت امیرالمومنین را در این که بساط فساد را به هم بریزد.

اما بعد از این که امیرالمومنین صلوات الله و سلام علیه به جایگاه خلافت ظاهری نشست و شروع کرد به ارشاداتی که مردم اگر بر آن مبنا حرکت می‌ کردند به رستگاری می‌ رسیدند. یک دو سه چهار امیرالمومنین را رها کردن کار به جایی رسید که در اواخر عمر شریفش امیرالمومنین به این ها اینگونه بگویدو

یا اشباح الرجال سوال می کنم و پاسخش نزد وجدان من و شما آیا جا دارد حجت بن الحسن امروز به ما بگوید یا اشباح الرجال یعنی بگوید هنوز داری به این طرف و آن طرف در میزنی کجا میروی؟ در خانه اینجاست! خودمان و وجدانمان.

تعبیر بعدی وَكَثْرَةَ عَدُوِّنا شکایت ما از نبودن ولی توست و زیاد بودن دشمنان ما وَقِلَّةَ عَدَدِنا و کمی ما به دوستی تو هست عالمی با من هزار دشمن و یک دوست مشکل افتاده واقعیت قصه جهان امروز را حدود ۸ میلیارد انسان در کره زمین زندگی می‌کند.

چند نفر از اینها حق شناس و حق مدار هستند اگر واقعیت قصه ظالمین و منحرفین را کسر کنید عده قلیلی باقی می مانند که تازه اگر با دقت نگاه کنیم و لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً با اوضاعی که در جهان جاری می‌بینیم واقعاً همان ۳۱۳ نفر هم موجود نیستند و امتحان ها و فتنه ها و جریانات فکری که می تواند ما را به چپ و راست ببرد و به انحراف بکشانند.

این ها شدت گرفته تعبیری هست در روایات و خصوصاً از امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام در این مورد روایات متعددی آمده که گریزی نیز از اینکه فتنه‌ ای فرا می رسد در دوران غیبت فرزند ما مهدی پسر امام عسکری فتنه و فتنه های فرا می‌ رسد ادامه می دهند تا میرسند به این عبارت همه‌ی اون اصحاب سر همه ارادتمندان ویژه همه آن سینه‌ چاک‌ها و همه آن مریدان ویژه همه آنها به زمین می‌ خورند.

امر خطیر و نگران کننده است بعد از حضرت می فرمایند تا جایی که اینقدر این فتنه‌ ها شدت می گیرد تا کسی که ‌از فرط دقت نظر می‌ تواند یک مو را به دو نیم تقسیم کند این هم ساقط می شود چه جوری ساقط می شود یک امتحان پیش می آید یک بست به او پیشنهاد داده می شود.

یک امکانی برای او مهیا می شود که با یک امضاء سرنوشت عده‌ ای را رقم میزند می بازد یک امکانی برای او پیش می آید که وقتی وارد یک جمعی شد جماعت زیادی به احترام او برخیزد تمامی اینها امتحاناتی است که ما خدایی ناکرده امکان سقوط در آن‌ها را داریم.

دیگر بگذریم از جریانات انحرافی از فرقه های ضاله از گمراهان از مدعیان مهدویت از همان سال ۲۶۰ هجری بگیرید تا کسانی که الی یوم هذا ادعاهای عجیب و غریبی دارند وجود این‌ها و حرکت این‌ها و حرف زدن این‌ها مصداق فتنه است.

وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَینا، روزگار پشتش را کرده به ما َتَظاهُرَ پشت کرده به ما من امروز شاید سال گذشته ماه مبارک با این تلخی نمی‌شد صحبت کند امروز می شود چه به سر مجالس من آمد چه به سر روزگار ما آمد. بلایی بود که بر ما نازل شد. روزگار پشت کرده به ما این بیماری امان را از همه‌ ی عالم بریده جوامع مدرن امروزی که ادعایشان گوش فلک را کر می‌کرد.

از فرط استکبار نمرود صفت و فرعون صفت هیچ خدایی را بنده نبودن تمام به خضوع و خشوع افتاده‌اند همه بیچاره و مضطر شده اند در زمان مواجه با موجودی که با میکروسکوپ های قوی هم دیده نمی شود در برابر یک موجودی که در ابعاد بسیار بسیار ریز است و باید دستگاه های بسیار ویژه ای باشد تا بتوان او را رویت کرد همه عاجز شده‌ اند.

روزگار پشت کرده به ما حال که اینگونه شده دعای پایان این دعا را با هم می خوانیم فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ خدایا درود فرست بر خاتم النبیین و دودمان پاک او وَأَعِنَّا عَلىٰ ذٰلِكَ به همه آنچه گفتیم در فراز قبلی بِفَتْحٍ مِنْكَ تُعَجِّلُهُ، با فتح و گشایشی که از سوی تو باشد و او را هر چه سریع‌ تر به تعبیر نامه‌ های اداری در نزدیک ترین زمان ممکن فرا برسانی ما رو یاری کن.

وَبِضُرٍّ تَكْشِفُهُ، آن ضرر و خسران و نگرانی که تو آن را برطرف کنی وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ، و پیروزی که عزت تو در آن باشد و تو عزیز کنی ما را به آن پیروزی وَسُلْطانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ، و حاکمیت حقی که تو آن را ظاهر کنی از همه فرقه‌ ها به سلطنت رسیدن از همه گروه‌ ها به حاکمیت رسیدن.

امام باقر علیه السلام فرمودند: دولت ما اهل بیت آخرین دولت هاست همه‌ ی مدعیان می‌ آیند. عاجز می‌ شوند. می روند در خانه‌ ی خدا تا سلطان حقی که خدا اظهار کند او را فرا برسد.

وَرَحْمَةٍ مِنْكَ تُجَلِّلُناها مهربانی و رحمتی که از جانب تو باشد و ما را به آن جلا بدهی وَعافِیةٍ مِنْكَ تُلْبِسُناها، لباس عافیتی که تو به ما بپوشانی و از سوی تو باشد. بِرَحْمَتِكَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

 دعا به پایان میرسد من یک عرض خودمانی بسیار کوتاه در حد چند جمله با دوستانی که این چند شب مهمان آنها بودم و با عرایضم  تسهیل کردم و ذهن آنها را درگیر کردم بزرگواران فرموده‌اند: أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ دعا کردن یک موضوع است اکثار در دعا و زیاد دعا کردن موضوعی دیگر است.

«أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏» همین اکثار فرج شماست. و همین فرج؛ فرج‌ شماست. به هر نوع که برداشت می‌ کنید.  بعضی‌ ها  تصور کرده‌ اند که توصیه به زیاد دعا کردن بکنیم یعنی هیچ امری در جهت اصلاح از ما سر نزند فقط بنشینیم گوشه‌ی صندوق خونه و بگوییم خدایا فرج امام زمان ما را برسان.

ای کجای دنیا عاقلی بوده که اینگونه سخن گفته اگر گفته عاقل نبوده در حوزه‌ ای که شما هستید و این حوزه تاثیر گذاری در آن دارید یا حوزه خانواده‌ تان حوزه محل کارتان حوزه محل کسب تان حوزه محل تحصیل‌ تان حوزه محل تدریس‌ تان هر کدام از ما یک حوزه‌ ی تاثیر گزاری داریم از دیروز باید شروع کنیم.

نمی‌گویم از امروز از دیروز شروع کنیم در این حوزه باید عملکرد مثبت خودمان را در جهت اصلاح امور به شکل موثر هر قدر که می‌توانیم به تعبیر اهل علم به هر مقدار که ممکن است و بعد بدانیم که فرج کلی و فرج عمومی به دست خداوند است که حجت بن الحسن را ظاهر بفرمایید تا جهان را از عدل و داد پر کند.

عدل در سطح عمومی و آن عدلی که با ظهور امام زمان محقق می شود به معنای رفع ظلم است ظلم به چه معناست؟ ناروایی و نابجایی هرکس به هر چیز در جایگاه خودش قرار بگیرد که هر امری به مجرای طبیعی خودش برگردد در آن دوره نه دیگه از نابود کردن محیط زیست خبری هست نه از آلوده کردن منابع آب و هوا نه از اتلاف منابع طبیعی.

از مثال های خیلی دلم دستی شروع کردیم و نه از اینکه شخص ناشایستی در مسندی قرار بگیرد که با تصمیمات اشتباه جمع زیادی را دچار ضرر و زیان کند معنای گسترش عدل در دوران زعامت وجود مقدس حجت الله این است که حق را حاکم می کند.

و هر چیزی را در جای خودش قرار می دهد همان تعبیری که در خطبه سوم نهج البلاغه امیرالمومنین در مقام درد دل با جماعتی که سکوت کرده بودند در برابر رژیم کودتا فرمودند: بنای خلافت را از ریشه درآوردن از فنداسیون برداشتند و بردند جای دیگری گذاشتند.

اگر اینکار از ابتدا به شکل درستی انجام شده بود روزگار به اینجا نمی رسید آخرین کلام ما صدیقه طاهره در خطبه‌ ی که در بستر برای بانوانی که به عیادت ایشان آمده بودند فرمودند و انشاء کردن اشاره فرمودند که از این شتری که به خلافت نشانده‌ اید به جای شیر باید خون بدوشید.

روزگار ما به این گونه رسیده که در اثر رفتارهای خودمان یا تداوم اشتباهاتی که از گذشته دور آغاز شده می‌ توان این آب را به مسیرش برگرداند چگونه با حاکمیت حجت الله و با گسترش پرچم باشکوه مهدوی

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج اَللّهُمَّ عَجِّل الفَرَج و سَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَ أَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُکْ بِی مَحَجَّتَهُ

 و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین

 

دسترسی سریع و آسان به راهکار و محتوا برای مناسبت‌های نیمه شعبان، غدیر، محرم و فاطمیه
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.

فهرست مطالب محرم فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر کتابخانه خدمتگزاران