آثار نوشتاری و اجرایی نیمه شعبانبزرگسالمتنیمخاطبینمعرفی کتاب نیمه شعباننوجواننوع محتوانیمه شعبان

منابع شناخت مهدی موعود

منابع شناخت مهدی موعود

در منابع شناخت مهدی موعود چندین کتاب در مورد امام عصر علیه السلام معرفی شده است که می توانید از آنها برای شناخت بیشتر حضرت استفاده نمایید.

منابع شناخت مهدی موعود – مشخصات كتاب غیبت نعمانی

نام کتاب: كتاب غیبت نعمانی
نویسنده: ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم‏(تاریخ وفات مؤلف: 360 ق)
محقق / مصحح: غفارى، على اكبر
ناشر: نشر صدوق‏
موضوع: كلام‏
زبان: عربى‏
تعداد جلد: 1
مكان چاپ: تهران‏
سال چاپ: 1397 ق‏ نوبت چاپ: اول‏

کتاب ‌شناسی الغیبة للنعمانى‏ – معرفى اجمالى‏

«الغیبة للنعمانى»، از ابو عبد الله، محمد بن ابراهیم بن جعفر كاتب نعمانى، مشهور به ابن زینب، از راویان بزرگ شیعه در اوایل قرن چهارم هجرى است.

این كتاب، به زبان عربى و حاوى روایاتى از ائمه معصومین (علیهم السلام)، در باره غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و خصوصیات آن حضرت و عصر ظهور و ویژگى ‏هاى آن دوران مى ‏باشد.

مؤلف، در باره انگیزه نگارش این كتاب، مى‏ گوید:«من، در جامعه مى‏ دیدم شیعیان و علاقه‏ مندان به محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به گروه ‏هاى مختلفى تقسیم شده ‏اند و نسبت به امام زمان و ولى امر و حجت پروردگار خود سرگردان گشته ‏اند.

پس از بررسى، دلیل آن را غیبت آن حضرت یافتم، چنان‏كه رسول خدا و حضرت على و ائمه معصومین (علیهم السلام) نیز به آن اشاره نموده ‏اند، لذا به یارى خداوند بر آن شدم تا روایاتى كه مشایخ بزرگ روایى، از امیر المؤمنین و ائمه معصومین (علیهم السلام)، در باره غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روایت كرده ‏اند، جمع آورى نمایم.

بسیارى از روایاتى را كه اكنون در اختیار من است، علماى اهل تسنن نیز روایت كرده ‏اند، البته روایات آنان در این باره، بسیار گسترده ‏تر از روایاتى است كه اكنون در اختیار من مى ‏باشد.» این كتاب، در سال 342 ق، در اوایل غیبت كبرى، در شهر حلب، به نگارش درآمده است.

این كتاب، توسط ابو الحسین، محمد بن على شجاعى كاتب، از آغاز تا پایان بر مؤلف آن، محمد بن ابراهیم قرائت شده و مؤلف نیز اجازه روایت آن را به وى داده است.

دیگر روات نیز در نزد شجاعى قرائت مى‏كردند، سپس فرزند او، حسین بن محمد شجاعى، نسخه قرائت شده در نزد مؤلف و دیگر كتاب‏هاى پدرش را در اختیار نجاشى كه از مشایخ بزرگ شیعه است، قرار داده و از این طریق، كتاب، به دست ما رسیده است.

ساختار

كتاب، داراى 26 باب و شامل 478 روایت مى‏ باشد.

گزارش محتوا

پاره‏اى از موضوعات كتاب، عبارتند از: وجوب حفظ اسرار آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، الهى بودن مسئله امامت، تعداد ائمه (علیهم السلام)، كسى كه به دروغ ادعاى امامت كند، روایات در باره غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، در باره صبر و انتظار فرج، درباره امتحان، صفات امام منتظر، صفات لشكر آن حضرت و…

نسخه ‏شناسى‏

نسخه ‏اى در كتاب‏خانه ملك تهران كه تاریخ نگارش آن، 1077 ق، است. نسخه‏ اى در كتاب‏خانه آستان قدس رضوى در مشهد مقدس كه تاریخ نگارش آن، 720 ق و به خط حسین بن على بن یحیى مى ‏باشد. این نسخه، توسط حضرت آیة الله شبیرى زنجانى مقابله شده و خط ایشان و هم‏چنین خط محدث نورى، در آخر آن وجود دارد.

درباره مولف

محمد بن ابراهیم نعمانى‏

ولادت‏

ابو عبد الله، محمد بن ابراهیم بن جعفر كاتب نعمانى مشهور به ابن زینب از راویان بزرگ شیعه در اوایل قرن چهارم هجرى به شمار مى‏آید.

مقام علمى‏

وى علاوه بر این كه نویسنده‏اى خوش نظر و داراى قدرت استنباط بوده، از اطلاعات وسیعى درباره رجال و احادیث برخوردار بوده است. او از شاگردان بزرگ ثقة الاسلام كلینى به شمار مى ‏آید و بیشتر معلومات خود را از ایشان فرا گرفته است. همچنین كاتب و نویسنده او نیز به شمار مى ‏آمد و به همین خاطر از شهرت، احترام و اعتبار خاصى در نزد علماء و فقهاى شیعه بهره‏ مند شده است.

سفر به شیراز

نعمانى كه براى شنیدن احادیث از یك راوى معتبر به شهرهاى مختلفى سفر مى‏ كرد در سال 313 هجرى به شیراز رفت تا از عالم بزرگوار، ابو القاسم موسى بن محمد اشعرى نوه سعد بن عبد الله قمى بدون واسطه روایت بشنود و راوى روایات او باشد.

سفر به بغداد

در سال 327 هجرى به بغداد سفر كرد تا از ستارگان درخشان روات شیعه در آن شهر نیز بهره ‏مند گردد. در بغداد از بزرگانى مانند: احمد بن محمد بن سعید بن عقده كوفى و محمد بن همام بن سهیل روایت شنید.

سفر به شام‏

وى در سال 333 به اردن سفر كرد تا از محمد بن عبد الله بن معمر طبرانى و ابو الحارث عبد الله بن عبد الملك بن سهل طبرانى روایت بشنود. پس از آن به سوى شهر دمشق رفت و در آنجا از محمد بن عثمان بن علاّن دهنى بغدادى روایت شنید.

در حلب‏

وى بعد از آن، به سوى شهر حلب رفت. مردم و علماى شهر بسیار از او استقبال كردند و از او خواستند در آن شهر بماند تا از نور وجودش، كه مملو از روایات اهل بیت عصمت و طهارت بود، بهره ببرند. او نیز پذیرفت و تا آخر عمر در آن شهر ماند و همانند شمعى درخشید و به دیگران روشنى بخشید. و در سال 360 ق از دنیا رفتند.

كتاب غیبت از دستاوردهاى اقامت نعمانى در شهر حلب است. او با نگارش این كتاب قدم بزرگى در آشنایى مردم آن سامان با امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف برداشت، خصوصا در آن زمان كه اوایل عصر غیبت كبرى بود.

سخن نجاشى‏

نجاشى، یكى از مشایخ بزرگ شیعه درباره نعمانى مى‏ گوید: «نعمانى، معروف به ابن زینب، از مشایخ بزرگ شیعه مى‏باشد، وى از مقام و منزلتى بزرگ برخوردار است و داراى شخصیتى شریف و عقیده‏اى صحیح و روایاتى فراوان است.»

اساتید

نعمانى از محضر شخصیت ‏هاى بزرگى از راویان حدیث بهره ‏مند شد مانند: 1- محمد بن یعقوب كلینى 2- محمد بن عبد الله بن جعفر حمیرى 3- ابو على، محمد بن همام بن سهیل بن بیزان، كاتب اسكافى 4- ابو القاسم موسى بن محمد قمى 5- محمد بن عثمان بن علان دهنى بغدادى 6- احمد بن محمد بن سعید كوفى، معروف به ابن عقده‏

تألیفات‏

وى علاوه بر كتاب غیبت، تألیفات دیگرى نیز دارد مانند: كتاب الفرائض، كتاب الرد على الإسماعیلیة، كتاب التفسیر، كتاب التسلی. متأسفانه بجز كتاب غیبت، دیگر تألیفات ایشان به دست ما نرسیده و فقط شیخ حر عاملى مى ‏فرماید: من بخشى از تفسیر ایشان كه روایات نعمانى از امام جعفر صادق علیه السلام مى باشد را دیده ‏ام. ظاهرا مقصود شیخ حر همان كتاب «محكم و متشابه»، منسوب به سید مرتضى مى‏ باشد كه علامه مجلسى نیز آن را جزء مصادر بحار الأنوار قرار داده است.

منابع شناخت مهدی موعود  – مشخصات كتاب غیبت شیخ طوسی

نام کتاب: الغیبة (للطوسی) / كتاب الغیبة للحجة
نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن‏ (تاریخ وفات مؤلف: 460 ق‏)
محقق / مصحح: تهرانى، عباد الله و ناصح، على احمد
ناشر: دار المعارف الإسلامیة
موضوع: كلام‏
زبان: عربى‏
تعداد جلد: 1
مكان چاپ: ایران؛ قم‏
سال چاپ: 1411 ق‏ نوبت چاپ: اول‏

کتاب ‌شناسی كتاب الغیبة – معرفى اجمالى‏

«كتاب الغیبة» كه نام دیگر آن، «إثبات الغیبة» است، اثر شیخ الطائفة، شیخ طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن طوسى از برجسته ‏ترین چهره‏هاى علمى جهان تشیع و شخصیت مورد اعتماد شیعه در قرن پنجم هجرى است( 385- 460 ق).

این كتاب، به زبان عربى و در باره غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مسائل مربوط به آن است. این كتاب، از بهترین كتاب‏هایى است كه توسط علماى شیعه، در باره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، نگاشته شده و شامل بهترین دلایل عقلى و شرعى بر وجود امام زمان و غیبت و ظهور آن حضرت در آخر الزمان است.

این كتاب، از زمان نگارش تا به حال در طول هزار سال، پیوسته مورد توجه علما و فقهاى شیعه بوده و بزرگان، در تألیفات خود بسیار به آن استناد كرده و از آن نقل نموده ‏اند.

علامه، شیخ آقا بزرگ تهرانى، در باره این كتاب، مى ‏فرماید: «و كتاب الغیبة للشیخ الطوسى- هذا- هو من الكتب القدیمة الذى یمتاز على غیره، فانه قد تضمن اقوى الحجج و البراهین العقلیة و النقلیة على وجود الامام الثانی عشر محمد بن الحسن صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و على غیبته فى هذا العصر ثم ظهوره فى آخر الزمان فیملأ الأرض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا».

شیخ طوسى، در مقدمه كتاب، انگیزه خود را از نگارش این كتاب، این‏گونه بیان می فرماید:«من، این كتاب را به درخواست شیخى بزرگوار كه خداوند عمر ایشان را طولانى گرداند نگاشتم؛ ایشان، درخواست فرموده بودند تا كتابى در باره غیبت صاحب الزمان املا نمایم و در آن، سبب غیبت آن حضرت و علت طول كشیدن آن و… را بیان كنم و اینكه چرا آن حضرت ظهور نمى‏ كند؟

آیا مانعى در كار است؟ آن مانع چیست؟ و… من هم درخواست این شیخ بزرگوار را اجابت نموده و امر ایشان را اطاعت كردم. تاریخ نگارش این كتاب، حدودا 444 تا 447 ق، بوده است؛ یعنى 13 سال قبل از وفات شیخ و در دورانى كه ایشان در بغداد زندگى مى‏ كردند. ساختار كتاب، داراى هشت فصل است.

گزارش محتوا

كتاب الغیبة، از بهترین و مهم‏ترین و كامل‏ترین منابع شیعه در مورد مسئله غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. در این كتاب، به علت و انگیزه غیبت امام زمان و حكمت الهى كه موجب آن گردیده اشاره شده است.

شیخ طوسى، در نگارش این اثر ارزش‏مند و گران‏بها شیوه ‏هایى نو و ابتكارى به كار گرفته و به تمام جوانب غیبت امام زمان اشاره نموده و با استدلال به قرآن و روایات پیامبر و ائمه معصومین (علیهم السلام) و حكم عقل، به پاسخ‏گویى شبهات و اشكالات مخالفین پرداخته است.

این كتاب، شامل بسیارى از فضایل امام زمان است و سیره و روش آن حضرت را در زمان غیبت و هنگام ظهور بیان كرده و بسیارى از علائم ظهور وى را ذكر نموده است.

شیخ، خود، در این باره مى‏ فرماید:«من، اگر چه وقتم كم و فكرم مشغول و مشكلات و موانع زندگى نیز فراوان است و حوادث ناگوار در این دوران، یكى پس از دیگرى اتفاق مى ‏افتد… به نكاتى اشاره خواهم داشت كه هیچ جاى شك و تردیدى باقى نگذارد و سخنم را نیز طولانى نمى ‏كنم، چرا كه اصحاب و اساتید و مشایخ ما در این باره كتاب‏ هاى فراوانى نگاشته ‏اند و در آن، به شرح و بسط كامل مسئله امامت پرداخته ‏اند.

من، در این كتاب، در صدد پاسخ‏گویى به سؤالات گوناگون در این باره هستم و براى تأیید سخنان خود، به برخى از روایات نیز استناد خواهم كرد تا موجب تأكید و پذیرش آن از جانب علاقه‏ مندان به روایات گردد و از خداوند متعال در انجام این مهم یارى مى ‏جویم».

نگارش این كتاب، قبل از آتش ‏سوزى كتاب‏خانه شیخ طوسى بوده و شیخ، در هنگام نگارش آن، به خیلى از منابع مهم و اصول قدما و كتاب‏ هاى معتبر خطى و نسخه ‏هاى اولیه آنها دست‏رسى داشته و این خود بر ارزش و اعتبار كتاب مى ‏افزاید و آن را از میان سایر كتب مشابه، ممتاز مى‏ گرداند.

(كتاب‏خانه شیخ طوسى، از بزرگ‏ترین كتاب‏خانه ‏هاى مهم آن دوران و از غنى ‏ترین آنها به شمار مى ‏رفته كه شامل بسیارى از نسخه‏ هاى منحصر به فرد و اصول چهارصدگانه شیعه بوده و بسیارى از آنها به دست یاران ائمه (علیهم السلام) نگاشته شده بود و سوختن آن كتاب‏خانه یكى از غم‏ انگیزترین حوادث ناگوار جهان اسلام به شمار مى ‏آید.

نكته مهم دیگر، آنكه اكثر كتاب‏هاى شیخ طوسى و مهم‏ترین آنها با استفاده از كتاب‏هاى این كتاب‏خانه نگاشته شده و این هم موجب حفظ و بقاى مطالب ارزش‏مند آن كتاب‏ها گردیده و هم موجب ارزش و اعتبار فراوان كتاب‏هاى شیخ طوسى گشته است).

نسخه‏ شناسى‏

  1. نسخه ‏اى در كتاب‏خانه آستان قدس رضوى در مشهد مقدس كه به خط محمد معروف، است. این نسخه، با خط نستعلیق زیبا و در تاریخ 26 ربیع الثانى سال 1074 ق، در مشهد مقدس، نوشته شده است و از اول تا آخر، تصحیح و مقابله شده است.
  2. نسخه ‏اى دیگر در كتاب‏خانه آستان قدس رضوى كه تاریخ نگارش آن، 1089 ق، است.
  3. نسخه ‏اى در كتاب‏خانه مدرسه فیضیه در شهر مقدس قم كه تاریخ نگارش آن، 1085 ق و به خط خلف بن یوسف بن نجم نجفى است.
  4. نسخه ‏اى در خزانه نسخه‏ هاى خطى در كتاب‏خانه حضرت آیه الله نجفى مرعشى در شهر مقدس قم كه توسط ملا عباس‏قلى شمس العلما نگاشته شده است.

درباره مولف

شیخ طوسى‏

شرح حال اول‏

ولادت‏: ابو جعفر محمد بن حسن طوسى، معروف به« شیخ الطائفه»، در خراسان، در سال 385 هجرى متولد شد. او از ستارگان بسیار درخشان جهان اسلام است و در فقه و اصول، حدیث، تفسیر، كلام و رجال تالیفات فراوان دارد.

خاندان‏

خاندان شیخ طوسى تا چند نسل همه از علما و فقها بوده ‏اند. پسرش شیخ ابو على ملقب به «مفید ثانى» فقیه جلیل القدرى است و بنا بر نقل مستدرك (ج 3، ص 498) كتابى به نام «أمالی» دارد و كتاب «النهایة» تالیف پدرش را نیز شرح كرده است.

مطابق نقل كتاب «لؤلؤة البحرین» دختران شیخ طوسى نیز فقیهه و فاضله بوده ‏اند. شیخ ابو على فرزندى به نام« شیخ ابو الحسن» داشت كه بعد از پدرش مرجعیت و ریاست حوزه علمیه به او منتقل گردید. عماد طبرى گفته است: اگر صلوات بر غیر انبیا روا بود، من بر این مرد صلوات مى‏فرستادم. او( پسر شیخ) در سال 540 هجرى درگذشت.

تحصیلات‏

شیخ در سال 408 هجرى یعنى در 23 سالگى به بغداد مهاجرت كرد و تا پایان عمر در عراق ماند و پس از استادش سید مرتضى علم الهدى، ریاست علمى و فتوایى شیعه به او منتقل شد.

شیخ طوسى مدت پنج سال نزد شیخ مفید درس خوانده است. سالیان دراز از خدمت شاگرد مبرز شیخ مفید، سید مرتضى بهره‏ مند شده است. استادش سید مرتضى در سال 436 هجرى درگذشت و او دوازده سال بعد از سید در بغداد ماند، ولى بعد به علت یك سلسله آشوب‏ها كه در نتیجه خانه و كاشانه ‏اش به تاراج رفت، به نجف مهاجرت كرد و حوزه علمیه نجف را در آنجا تاسیس كرد و در سال 460 هجرى در همان جا درگذشت. مقبره ایشان در نجف معروف است.

شخصیت علمى‏

شیخ طوسى كتابى در فقه دارد به نام «النهایة» كه در قدیم الایام كتاب درسى طلاب بوده است. كتاب دیگر او به نام «المبسوط» كه فقه را وارد مرحله جدیدى كرده است و در زمان خود مشروح ‏ترین كتاب فقهى بوده است.

در كتاب دیگر خود به نام «الخلاف» آراى فقهاى اهل سنت و شیعه را بیان كرده است. شیخ طوسى كتاب‏هاى دیگرى نیز در فقه دارد. قدما تا حدود یك سده پیش، اگر در فقه «شیخ» را به طور مطلق مى‏ گفتند، منظور شیخ طوسى بوده و اگر شیخان مى ‏گفتند مقصود شیخ مفید و شیخ طوسى بوده است. شیخ طوسى یكى از چند چهره معروفى است كه در سراسر فقه نام او مى‏ درخشد.

رهبرى شیعه‏

بعد از رحلت سید مرتضى علم الهدى رهبرى و پرچمدارى شیعه به شیخ طوسى رسید. در این هنگام منزل شیخ در محله كرخ بغداد، پناهگاه و مقصد و مقصود مسلمانان بود. جهت درك محضر او علما و دانشمندان بسیارى از سراسر سرزمین اسلامى، قصد بغداد را مى‏نمودند تا افتخار مجالست و شاگردى او را دریابند و از چشمه خروشان علم الهى كه بر زبان او جارى مى‏شد، استفاده برند.

شاگردان‏

تعداد شاگردان وى از فقها و مجتهدان و علماى شیعه، به بیش از سیصد تن رسید و در همان وقت چند صد نفر از علماى اهل سنت نیز از محضر او استفاده مى‏ كردند.

مناصب عالى‏

آوازه علم و دانش و ورع و زهد و تقواى شیخ طوسى، همچنان كه از مرزهاى عراق گذشته و به اقصى نقاط دنیا رسیده بود، از دیواره هزار كنگره قصر با عظمت خلیفه عباسى نیز گذشت، به طورى كه «القائم بامر الله» خلیفه عباسى، با همكارى آل بویه، كرسى تدریس كلام را در مركز خلافت به او داد.

در آن روزگار براى این كرسى، عظمت و رتبه والایى قائل بودند، به طورى كه آن را به بزرگترین دانشمند كشور واگذار مى‏كردند و این نشانه آن است كه در آن زمان بالاتر و والاتر از شیخ طوسى در تمام بغداد و سرزمین‏هاى اسلامى كس دیگرى نبود كه شایستگى تدریس را داشته باشد.

واقعه ‏اى اسفبار

تركان سلجوقى در سال 447 هجرى با استفاده از ضعف آل بویه به بغداد حمله كردند و با اشغال آن حكومت آل بویه را برانداختند.

در این زمان عبد الملك وزیر متعصب طغرل بیك، به محله‏ هاى شیعه ‏نشین حمله كرده، به قتل و غارت آنان پرداختند و به خانه شیخ حمله كردند تا وى را به قتل برسانند، ولى چون او را نیافتند، وسایل منزل و كتاب ‏هاى او را آتش زدند و نابود ساختند. بعد از این حادثه اسفبار كه ضایعات جبران‏ ناپذیرى به جهان علم وارد ساخت، شیخ از بغداد خارج شد و به نجف اشرف رفت.

نجف اشرف‏

نجف در آن هنگام ده كوچكى بود كه تعداد كمى از شیعیان مشتاق، در جوار بارگاه مولاى متقیان امیر المؤمنین على علیه السلام زندگى مى‏ كردند. بعد از فروكش كردن خشم و طغیان جاهلان، شیخ در نجف اشرف حوزه علمیه ‏اى تاسیس نمود كه بزرگترین حوزه علمیه در میان شیعیان گردید.

تالیفات‏

شیخ طوسى مؤلف دو كتاب از كتب اساسى و مرجع چهارگانه شیعه است، به نامهاى «تهذیب الأحكام» و«الاستبصار» كه هر دو در زمینه روایات و احادیثى است كه جنبه فقهى و حكمى دارند. از دیگر تألیفات اوست: 1-النهایة 2-المبسوط 3-الخلاف 4-عدة الأصول 5-الرجال 6-الفهرست 7-تمهید الأصول 8-التبیان‏

وفات‏

شیخ بزرگوار طوسى در شب دوشنبه 22 محرم سال 460 هجرى به رحمت ایزدى پیوست و در نجف اشرف در خانه خویش به خاك سپرده شد. بدین ترتیب جهان اسلام یكى از بزرگترین و نامورترین فقیهان خود را از دست داد. شخصیتى كه تاریخ كمتر به نظیر او در جامعیت برخورد كرده است و هنوز فقهاى ما از پرتو وجود او برخوردار هستند. هم اكنون نیز خانه او مسجد شده است.

شیخ طوسى‏ شرح حال دوم‏ – زندگینامه‏

ابو جعفر، محمّد بن حسن بن على الطوسى، مشهور به« شیخ»- على الاطلاق- و« شیخ الطائفه»، وى در رمضان المبارك سال 385 هجرى قمرى ( 995 میلادى). در طوس دیده به جهان گشود و پس از 75 سال عمر در 22 محرّم الحرام- به نقل مشهور- در 460( ه. ق) ( 1068 م) در شهر مقدس نجف اشرف دیده از دار فانى فرو بست و نداى (ارجعى الى ربك) را لبیك گفت.

شیخ به مدت 23 سال(385- 408) در زادگاه خود اقامت نمود و آنگاه براى كسب علم و دانش به بغداد مهاجرت كرد و به مدت 5 سال (408- 413) از محضر پر فیض شیخ مفید، بهره گرفت.

در این هنگام كه از چشمه جوشان وجود سید مرتضى علم الهدى نیز استفاده مى‏ نمود؛ پس از مرگ شیخ، حضور خویش را به مدت 26 سال (413- 436) نزد سید به خوبى حفظ كرد و خود نیز به تحقیق و تألیف و تدریس اشتغال داشت. پس از مرگ سید مرتضى، 12 سال در بغداد تنها مرجع و زعیم مذهبى شیعیان بود تا اینكه در سال 448 به نجف اشرف هجرت نمود.

طوس‏

طوس یكى از چهار شهر معروف خراسان بود. اسناد تاریخى و نویسندگان ترجمه حال، درباره احوال این دیار چندان مطلبى بیان نداشته‏ اند، شیخ طوسى در كتاب الفهرست، خود را طوسى نامیده است. شهر طوس در زمان اقامت شیخ، زیر سلطه و فشار سیاسى تركان نومسلمان غزنوى قرار داشت كه بالتبع شیعیان آسایشى نداشتند.

شاید علت اینكه برخى از مورخین و تراجم نگاران، مانند سبكى‏و به تبع او سیوطى، شیخ را شافعى مذهب دانسته‏اند؛ نفوذ و گسترش سیاسى شافعیه در خراسان باشد. سبكى مى‏گوید: سلطان محمود غزنوى نخست حنفى مذهب و سپس به شافعیه گرایش پیدا كرد.

اما از لحاظ فرهنگى، شهر طوس یكى از پر آوازه ‏ترین شهرهاست، زیرا از آنجا شاعرى همتاى فردوسى و نابغه‏اى در فقه و كلام و حدیث و تفسیر نظیر شیخ طوسى، رضوان اللّه علیهما و محققى مانند خواجه نصیر- علیه الرحمه- و متكلمى همسنگ غزالى و ادیبى چون نظام الملك برخاسته است.

بغداد

در این زمان (دهه اول و دوم اقامت شیخ) زمام امور بغداد به دست بویهیان شیعه مذهب است و شیعیان از اقتدار و نفوذ شایانى برخوردارند، مراكز علمى و فرهنگى نیز توسعه چشمگیرى یافته است. شیخ طوسى پس از اقامت در بغداد، در زمان شیخ مفید به شرح كتاب«المقنعة» وى پرداخت و نام آن را«تهذیب الاحكام» گذارد. شیخ طوسى پس از بر شمارى آثار شیخ مفید در كتاب الفهرست خود مى‏گوید:

«تمام این كتابها را نزد او خوانده‏ایم، برخى یك بار و بعضى دیگر چند بار بر او قرائت شده و او شنیده است. شیخ مفید از بزرگان علم كلام بود و منصب زعامت امامیه نیز به او منتهى گردید. از وى حدود 200 كتاب و رساله بزرگ و كوچك بجاى مانده است.» در فضل و كمال و تقواى وى همین بس كه حضرت صاحب الزمان ارواح العالمین فداه طى چند نام ه‏اى، شیخ را برادر خود خوانده است.

سید مرتضى علم الهدى و برادرش سید رضى از شاگردان و پرورش یافتگان مدرسه اویند. سید مرتضى نیز از جایگاه علمى و سیاسى ویژه‏اى برخوردار بود. شیخ طوسى از حوزه درسى سید علیه الرحمه در علم كلام و فقه و اصول استفاده كرد و اكثر آثار سید را بر وى قرائت نمود.

شیخ، كتاب الشافى سید را تلخیص و بخش اصول كتاب جمل العلم و العمل وى را شرح كرد. شیخ الطائفه از سبك سید در فقه و اصول و كلام پیروى نمود و دو كتاب خلاف و مبسوط را به روش سید نگاشت.

شیخ درباره وى مى ‏فرماید: «پیشتاز در علومى چون كلام، فقه، اصول، ادبیات و غیره بود بر فضل و دانش او اجماع است.» نجاشى (450) نیز وصف مشابهى دارد: «خازن العلوم، لم یدانه فیه احد فى زمانه…» و ابو القاسم تنّوخى (447 ه) كه از اساتید شیخ است مى ‏گوید: «كتابهاى وى را تا 80 هزار شماره كردیم!» پس از وفات سید، مقام والاى مرجعیت به شیخ منتقل گردید. برجستگى علمى و نفوذ مذهبى و اجتماعى شیخ موجب گشت كه خلیفه عباسى« القائم» كرسى علم كلام را به وى عطا كند.

طبیعى است كه شیخ به عنوان مرجع كل و رهبر شیعیان در قرن پنجم، ابتدا در بغداد و سپس در نجف، محل رجوع مردم باشد؛ بطورى كه گروه هاى مختلف مردم جهت پرداخت وجوه و پرسیدن مسائل شرعى خود، آهنگ وى مى‏نمودند. لیكن دیرى نپایید كه با ورود طغرل بیك به بغداد در سال 448، مخالفین به منزل وى یورش برده و كتابخانه و كرسى علم كلام و دیگر وسائل منزل وى را به آتش كشیدند و شیخ ناچار به نجف اشرف هجرت كرد.

شیخ بزرگ در جوار بارگاه امیر مؤمنان (علیه السلام) به بحث و تحقیق و تألیف خود ادامه داد و خدمت شایانى به اسلام نمود و گام بلندى در احیاى فرهنگ غنى تشیع برداشت و آن، تأسیس نخستین دانشگاه اسلامى در نجف است.

فرزند فرزانه و دانشمند شیخ «ابو على» ملقّب به مفید ثانى، پس از پدر حوزه علمیه نجف را توسعه داد. سمعانى وى را ستوده و مى‏ گوید: «اگر بر غیر انبیاء صلوات جایز بود؛ همانا بر وى درود و تحیات مى‏ فرستادم.» سرانجام شیخ الطائفه در سال (460 ه.) به رضوان ایزدى و لقاء حق پیوست.

شیخ طوسى در آیینه گفته‏ ها

نجاشى كه از اساتید شیخ بوده در كتاب رجالش درباره شیخ الطائفه مى‏ گوید: «از علماى امامیه و مورد اعتماد و از چهره‏ هاى سرشناس زمان ما است. او از شاگردان استاد ما ابوعبد اللّه بوده و آثارى چند تألیف كرده است.» علاّمه حلّى رحمة اللّه تعالى علیه نیز در خلاصه خود مى‏ گوید: «رئیس و شیخ گرانقدر مذهب امامیه، مورد وثوق، معروف، صدوق، آگاه و عالم به اخبار و رجال و فقه و اصول و فروع و جامع كمالات نفسانى در علم و عمل بوده است.»

تاریخ نگاران سنّى مذهب، از كنار نام این رادمرد تاریخ ساز، به آسانى گذشته و تنها به ذكر سال وفات یا فقیه بودن شیخ بسنده نموده ‏اند كه این بى انصافى هرگز با روحیه یك نگارنده تاریخ، سازگار نیست.

بگذریم و در گذریم كه به قول شیخ عبد الجلیل قزوینى: «فضل و زهد او اظهر من الشمس است» ما را چه حاجت به تمجید ایشان، و به قول شاعر: لولا خشیت لقلت: لیس كمثله فى قوة الابداع و الایجاد كلاّ و من تلقى عیون الدهر ما لم تلق فى الازال و الآباد گفته ‏ها درباره شیخ بسیار است و مشت نمونه خروار، لذا به همین مقدار اكتفا نموده و طالب تفصیل را به منابع مذكور ارجاع مى‏ دهیم.

ابعاد علمى‏

از گزیده گفتار بزرگان و فرزانگان علم و دانش مى‏توان اجمالا به جنبه‏ هاى علمى چشمه جوشان و مالامال فضل و دانش وجود او پى برد. خورشید تابناك او بیش از هزار سال است كه بر جاى‏جاى حوزه‏ هاى تشیع پرتو افكنده و دانش پژوهان و اندیشمندان بیشمارى را از نور آثار پر مغز و گران سنگ خود بهره ‏مند ساخته است.

وى در تمام علوم اسلامى و قرآنى، در فقه و اصول و كلام و رجال و حدیث و تفسیر و ادبیات، متبحّر و صاحب نظر بود. بحث درباره شخصیت شیخ الطائفه و ابعاد علمى وى، از توان این رساله كوتاه بیرون و نیازمند كتابى كلان و محققى پر توان است؛ از اینرو تنها به اشاراتى گذرا بسنده مى‏ كنیم.

بعد فقهى‏

فقه شیعه در طول تاریخ، خیزش هاى تكاملى و پویایى دو چندانى را پشت سر نهاده است. جرقه این جهش در عصر شیخ مفید و سید مرتضى و به ویژه شیخ طوسى آغاز شد. وى با تألیف كتاب هایى چون تهذیب و استبصار، مبسوط، نهایه و خلاف، صفحه زرّینى در تاریخ فقه جعفرى گشود.

با تألیف كتاب خلاف، فقه تطبیقى و مقایسه ‏اى را نوآورى كرد. تأثیر و نفوذ نظرات دقیق فقهى شیخ بدان حد رسید كه تا صد سال پس از او هر فقیه و مجتهدى عملا مقلّد او بود. اولین كسى كه به خود جرأت ایستادگى در برابر وى داد و به نقد و ایراد نظرات شیخ پرداخت؛ نوه دخترى او ابن ادریس حلّى (598 ه.) بود.

حاجى نورى درباره این بعد علمى شیخ مى ‏گوید: «او نابغه و احیاگر علم فقه بود به طورى كه تمام دانشمندان و فقیهان امامیه پس از او در دامن آثار و كتب او به اجتهاد و فقاهت نائل آمدند و بیشترین استفاده را در احراز این مقام بلند علمى از تألیفات گران سنگ او بردند.» با دقت در این عبارات مى‏ توان به عظمت فقاهت شیخ پى برد و بیان جان كلام، هرگز از عهده این قلم ناتوان و بنان ناتوان این بنده نادان برنیاید كه تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.

بعد اصولى‏

رواج اندیشه اخباریگرى و نقل گرایى تا عصر شیخ حركت پویایى اصول و فقه را كند و به ایستایى كشانده بود. شیخ با درك موقعیت خطیر، به مبارزه با این خط كهنه انحرافى پرداخت و كتاب عدّة الاصول را تألیف نمود. وى در مقدمه كتاب مبسوط، انگیزه تألیف را تضعیف این خط بر مى خواند و مى‏ گوید: «من هنوز گفته‏ هاى فقهاى مخالفین را كه فقه ما را تحقیر مى ‏كنند، مى‏ شنوم و مدتهاست كه در فكر تألیف كتابى در فروع فقه هستم.

آنچه بیشتر عزم مرا سست مى‏ كرد؛ این بود كه اصحاب ما كمتر به این كار رغبت نشان مى دادند، زیرا با متون اخبار و صریح الفاظ روایات، خو گرفته‏ اند…» و حتى شیخ در تفسیر خود، با استناد به آیات، اندیشه اخباری گرى را مى ‏كوبد و ذیل آیه«أفلا یتدبّرون القرآن…»مى‏ گوید: «و نیز این آیه بر نادرستى گفتار ناآگاهان اصحاب حدیث گویایى دارد.»

همچنین در مقدمه عدة الاصول، به انگیزه تألیف این كتاب اشاره و بر این خط انحرافى مى ‏تازد. از ای نرو، شیخ طوسى قدّس اللّه نفسه الزكیه پاى به میدان اجتهاد نهاد و در مقدمه كتاب مذكور، خود را پیشگام نگارش چنین كتابى بر شمرد:

«و آنان كه در این زمینه دست به تألیف زده ‏اند، هر یك بر اساس اصول و مبانى كلامى خود، قلم زده و تاكنون كسى از مذهب امامیه نیز در این باب كتابى ننوشته است.» از جمله نظرات اصولى وى، عدم حجیت اخبار واحد از غیر عدل امامى است و نیز در باب اجماع، حجیت آن را بر اساس قاعده لطف معتقد است. كتاب عدة الاصول از كهن ‏ترین و معتبر ترین منابع اصولى است كه تاكنون مورد استفاده و استناد پژوهشگران و اصولیین بوده است.

بعد حدیثى‏

 این جنبه شخصیت والاى شیخ را با آشنایى دو اثر جاودانى تهذیب و استبصار مى‏توان معرفى نمود. نزدیكى شیخ به زمان ائمه علیهم السّلام و نوّاب خاصّه و متون حقیقى حدیث، از امتیازات این دو كتاب است. شیخ طوسى در زمان شیخ مفید مأمور به شرح و بسط كتاب المقنعه شد و نام آن را«تهذیب الاحكام» گذارد.

تهذیب بر حسب شمارش حاجى نورى، متضمن 1359 حدیث است كه در 393 باب و 21 كتاب تدوین شده است. 34 اثر گران سنگ استبصار نیز مشتمل بر 5511 حدیث مى ‏باشد كه در 925 باب نظم یافته است. این دو كتاب ارزشمند و گرانبار، از كتب معتبر روایى، همتاى كافى و من لا یحضر شناخته شد. شیخ با تألیف این دو، صحاح احادیث شیعه را در حصار كشید و آن دو را تكمیل نمود.

بعد كلامى‏

 قرن چهارم و پنجم، آبستن مناظرات و گردهمایی ها، تألیف و نشر كتب كلامى و تفاسیر كلامى بوده است. مناظرات شیخ مفید با سران اشاعره و اعتزال و نگارش بیش از 50 اثر كلامى، همچنین تألیف كتاب شافى توسط سید مرتضى در ردّ كتاب المغنى عبد الجبّار، از جمله شواهد مدّعاى فوق است.

 شیخ طوسى نیز به خاطر مقام والاى علمى كه احراز نموده بود؛ از سوى خلیفه، عهده‏ دار كرسى كلام شد. وى بیش از 15 اثر كلامى از خود به جاى گذارد كه از همه مهمتر كتاب تلخیص الشافى اوست. تفسیر شریف تبیان كه نظیر دو كتاب تهذیب و استبصار وى از آثار بسیار مهم اوست؛ داراى پرتوهاى كلامى دقیقى است كه مفسّر در آن با استناد به آیات، به اثبات حقّانیت شیعه و ردّ و ابطال مخالفین، بویژه آراء اهل سنّت و اشاعره پرداخته است.

همچنین سه كتاب«شرح الجمل» و«المفصّح» در امامت و«الاقتصاد الهادى الى الطریق الرشاد» از دیگر آثار كلامى ارزشمند شیخ است كه بعضا به زیور طبع آراسته شده است.

بعد رجالى‏

 اعتماد و وثوق به احادیث و روایات، در صورتى محقق است كه سلسله اسناد، درست و راویان آنها موثوق و مورد اطمینان باشند؛ یعنى احتمال جعل و كذب درباره آنها نرود. در سه قرن نخست اسلام، چندان نیازى به گردآورى كتب رجال و تراجم احساس نمى ‏شد.

لیكن در آغاز سده چهارم با گذشت زمان، خصوصیات رجال حدیث رو به تیرگى نهاد. دانشمندان امامیه. از جمله ابو عمرو عبد العزیز كشّى (369 ه) به تألیف كتاب رجال دست زدند و شیخ طوسى كه اهمیت امر را درك مى‏ كرد، كتاب كشّى را تنقیح و تكمیل نمود.

 وى كتاب دیگرى به نام«الابواب» یا رجال طوسى، گرد آورد. مرحوم آقا بزرگ تهرانى درباره این كتاب مى ‏گوید: «این كتاب اكنون یكى از منابع بزرگ رجالى مورد اعتماد دانشمندان ماست.» سومین اثر رجالى وى، كتاب«الفهرست» اوست كه در آن به شناسایى اصحاب كتب مى ‏پردازد. در این كتاب نام بیش از 400 مصنّف شیعه ذكر شده است. مرحوم آقا بزرگ تهرانى، ذیل نام این كتاب مى ‏نویسد.

«این كتاب از آثار گرانقدر و جاودانى است كه علماء امامیه از آن زمان تاكنون مورد استفاده و استناد خود قرار داده ‏اند.» ابو زهره عالم سنّى معاصر، به عظمت شخصیت رجالى شیخ، اعتراف نموده و اثر وى را خدمتى بزرگ به جهان اسلام مى‏ خواند. بنابر این، شیخ علاوه بر پیشتازى و پیشوایى در فقه و اصول و حدیث، در رجال نیز گام مؤثّرى در پویایى تشیع برداشته است.

بعد ادبى‏

 درباره این جنبه از شخصیت ذو وجوه شیخ، تاكنون ادیبى به تحقیق گسترده دست نزده است، ما اینك به جلوه‏ هایى از سیماى ادبى این فرزانه بزرگ اشاره مى‏ كنیم. مى‏ دانیم كه شیخ الطائفه از طوس برخاست، جایى كه بیشتر مردمانش به زبان پارسى درى سخن مى‏ گفتند و بعید است كه شیخ در اواخر اقامتش در طوس، با پدر شعر و ادب فردوسى نامور در تماس نبوده و از محضر ادیبانه وى بهره نگرفته باشد.

 به هر حال عشق و شوق مالامال شیخ به تحصیل علوم و معارف به هجرت وى انجامید. او در مدرس دانشمندان عرب تبارى چون شیخ مفید و سید مرتضى و ابوالقاسم تنّوخى، شاگردى نمود. با اینكه شیخ عرب نبود؛ لیكن با استعداد سرشار و ذوق و قریحه مالامال خود، جایگاه با شكوهى در ادبیات تشیع احراز نمود كه جلوه نمایان آن را مى‏توان در اثر گرانمایه تفسیر شریف تبیان باز یافت.

شیخ در مقدمه تبیان به اسلوب ایجاز و گزیده گویى اشاره مى‏ كند. همچنین به طور گسترده، متعرض مباحث لغت و اشتقاق مى ‏شود و در بخش اعراب نیز، نقش یك نحوى ماهر را ایفا مى ‏كند. بى تكلّفى، زیبایى، شیوایى عبارات و رسایى و گیرایى الفاظ، نمونه دیگرى است كه گویاى نگارنده خوش قریحه و ادیب آن است.

اشعار عرب كه هماره استوانه ادبیات عرب بوده است به گونه چشمگیرى در جاى جاى تبیان بكار رفته و مفسّر در استناد و استشهاد بدانها تأكید مى ‏ورزد. در این راستا، مفسر از امثال عربى و گزیده گفته ‏هاى اعراب به خوبى استفاده نموده و این نیز نمایانگر عمق آشنایى وى با فرهنگ و ادبیات عرب است.

اساتید

 علاّمه حاجى نورى نام 37 تن از اساتید شیخ را ذكر نموده‏و ما پیشتر، نام برخى از مشاهیر استادان شیخ را بیان داشتیم. همچنین شیخ، بیش از 300 شاگرد داشته است، در این باره حاج شیخ عباس قمى رضوان اللّه علیه مى ‏گوید:

«شاگردان خبره او كه جملگى مجتهد بودند افزون بر 300 تن و از اهل سنت بى‏شمار و نامحدود بودند.» از جمله مشاهیر تلامیذ شیخ، مى‏توان از ابو على طوسى فرزند وى، ملقّب به مفید ثانى( 515 ه.)، شهر آشوب سروى جد صاحب معالم العلماء و ابو الفتح كراجكى یاد كرد.

آثار

 آثار و مؤلفات شیخ، اكنون به صورت دائرة المعارفى در دسترس قرار دارد. آنچه مسلّم است آنكه، مفسر بزرگ از كتابخانه ‏هاى بزرگى چون دار الكتب شاپور پسر اردشیر در بغداد كه آن را در سال 383 وقف نمود و كتابخانه سید رضى و سید مرتضى رحمة اللّه علیهما كه مشتمل بر هشتاد هزار كتاب بوده، به خوبى از آنها بهره برده است.

شیخ در زمینه ‏هاى گوناگون علوم اسلامى كه پیشتر اشاره كردیم دست به تألیف و نگارش كتب زده است. وى حدود 50 اثر از خود به جاى نهاد. كه در الفهرست خود، كتاب را ذكر نموده ‏و صاحب معالم العلماء، بیش از 47 اثر از وى برشمرده است. برخى از آثار وى به صورت جوابیه و نامه، نگاشته شده است و پاره‏اى دیگر، به صورت املا و قرائت، تدریس، و سپس توسط خود شیخ یا در مواردى توسط شاگردانش، زیر نظر وى نگاشته شده است.

این نكته قابل توجه است كه تا قرن چهارم، كتاب هاى مستقلى در علم كلام نوشته شد؛ لیكن براى قرآن، تفسیر مفصّل كلامى نوشته نشده بودتا اینكه در این عصر، با گسترش دامنه مباحث كلامى در قرن چهارم به بعد، رفته رفته روش كلامى در تفسیر رواج یافت. ابو القاسم بلخى كعبى معتزلى (309 ه.)، 12 جلد تفسیر فقهى، كلامى تألیف نمود.

 ابو مسلم، تفسیرى به نام«جامع التأویل لمحكم التنزیل» در 13 جلد گرد آورد. محور تفاسیر عموما در اطراف تفسیر متشابهات دور مى ‏زد. چه اینكه، اشاعره و دیگر فرق ضالّه در توجیه متشابهات القرآن به گمراهى رفتند و لذا شریف رضى (406 ه.) كتاب حقائق التأویل فى متشابه التنزیل را جمع آورى و تلخیص البیان را املاء نمود.

 سید مرتضى نیز در بخشى ازكتاب امالى خود متعرض تفسیر پاره‏اى از آیات مى ‏شود؛ بالأخره شیخ الطائفه، پیشواى مفسرین، كتاب عظیم و گران سنگ تبیان را در تفسیر، تألیف مى‏ كند.

منابع شناخت مهدی موعود  – مشخصات كتاب اصول کافی

نام کتاب: الكافی( ط- الإسلامیة)
نویسنده: كلینى، محمد بن یعقوب‏ (329 ق‏)
محقق / مصحح:غفارى على اكبر و آخوندى، محمد
ناشر: دار الكتب الإسلامیة
موضوع: كتب اربعه‏‏
زبان: عربى‏
تعداد جلد: 8
مكان چاپ: تهران‏
سال چاپ: 1407 ق‏ نوبت چاپ: چهارم‏

کتاب ‌شناسی الكافی (ط- الإسلامیة) – معرفى اجمالى‏

 كتاب «الكافى»، اثرى است گران‏قدر از ابو جعفر، محمد بن یعقوب كلینى رازى، از برجسته ‏ترین علماى شیعه، در آغاز قرن چهارم هجرى( متوفاى 329 ق). كتاب كافى، به زبان عربى و شامل مجموعه روایات اصول و فروع دین است كه از ائمه (علیهم السلام) رسیده است.

 شیخ كلینى، با سفر به شهرها و روستاهاى سرزمین‏ هاى اسلامى و ارتباط با روات احادیث و دست‏یابى به اصول چهارصدگانه شیعه كه توسط یاران ائمه (علیهم السلام)، نگاشته شده ‏اند و با ارتباط با نواب خاص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، مجموعه ‏اى ارزش‏مند و اثرى گران‏بها و كتابى معتبر و جامع به نگارش درآورده است.

 كتاب كافى، از قدیمى‏ ترین و معتبرترین كتاب‏ هاى روایى شیعه مى‏ باشد كه در عصر غیبت صغرى نگاشته شده است. این كتاب، توسط یكى از برجسته‏ ترین روات و فقهاى شیعه نگاشته شده است كه تا كنون مانند آن نگاشته نشده و در طول بیش از هزار سال، پیوسته مورد توجه و عنایت خاص علما و فقهاى شیعه قرار داشته و بزرگان شیعه در منابع مهم روایى و تألیفات ارزش‏مند خود به آن استناد نموده‏ اند.

 این كتاب، شامل روایات پیامبر و اهل بیت آن حضرت (علیهم السلام) است كه در آن، به علوم و معارف اسلامى به بهترین شكل اشاره شده و با ترتیبى زیبا ارائه شده است و فاصله زمانى كمى با اصول معتبر و اولیه شیعه دارد و علاوه بر آن، از دقت و گزیده‏ گویى بالایى نیز برخوردار است.

شیخ مفید، درباره آن مى‏ فرماید:«الكافی هو من أجلّ كتب الشیعة و أكثرها فائدة».

شهید اول، محمد بن مكى مى‏ فرماید:« كتاب الكافی فی الحدیث الذی لم یعمل الأصحاب مثله».

فیض كاشانى، مى‏ فرماید:«الكافی أشرفها و أوثقها و أتمها و أجمعها لاشتماله على الأصول من بینها و خلوه من الفضول و شینها».

شهید ثانى، مى ‏فرماید:«الكتاب الكافی و المنهل العذب الصافی و لعمری لم ینسج على منواله و منه یعلم قدر منزلته و جلالة حاله».

علامه مجلسى، مى‏ فرماید:«أضبط الأصول و أجمعها و أحسن مؤلفات الفرقة الناجیة و أعظمها».

شیخ كلینى، این كتاب را به درخواست یكى از دوستان خود به نگارش درآورده است. وى، در مقدمه كتاب، مى‏ فرماید:

« و ذكرتَ أن أمورا قد أشكلت علیك لا تعرف حقائقها لاختلاف الروایة فیها و أنك تعلم أن اختلاف الروایة فیها لاختلاف عللها و أسبابها و أنك لا تجد بحضرتك مَن تذاكره و تفاوضه ممن تثق بعلمه فیها و قلت إنك تحب أن یكون عندك كتاب كاف یجمع فیه من جمیع فنون علم الدین ما یكتفى به المتعلم و یرجع إلیه المسترشد و یأخذ منه من یرید علم الدین و العمل به بالآثار الصحیحة عن الصادقین علیهم السلام و السنن القائمة التی علیها العمل و بها یؤدی فرض الله عز و جلّ و سنة نبیه صلى الله علیه و آله و سلم

و قلت لو كان ذلك رجوت أن یكون ذلك سببا بتدارك الله بمعونته و توفیقه إخواننا و أهل ملتنا و یقبل بهم إلى مراشدهم… و قد یسَّر الله و له الحمد تألیف ما سألت و أرجو أن یكون بحیث توخیت فمهما كان فیه من تقصیر فلم تقصر نیتنا فی إهداء النصیحة إذ كانت واجبة لإخواننا و أهل ملتنا مع ما رجونا أن نكون مشاركین لكل من اقتبس منه و عمل بما فیه فی دهرنا هذا و فی غابره إلى انقضاء الدنیا».

« برادرم! امورى را فرموده بودید كه بر شما مشكل گشته و حقایق آنها را نمى ‏دانید، چرا كه روایات مختلفى درباره آنها وارد شده و اختلاف روایات نیز به دلیل اختلاف علل و اسباب آن است و كسى كه بتوانى با او مذاكره و مباحثه نمایى نیز در اختیار ندارى و گفته بودى دوست دارى كتابى داشته باشى كه شامل تمام علوم و معارف دین باشد و دانشجو و دانشمند نیز بتوانند به آن مراجعه نمایند و از آن، علم دین را فراگرفته و به آن عمل نمایند.

و آن گرفته شده از روایات صحیح از ائمه (علیهم السلام) و سنت‏ هاى پابرجایى باشد كه به آنها عمل مى‏شود و واجبات الهى و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به وسیله آنها عمل مى ‏شود و گفته بودى كه امیدوارى به یارى و توفیق خداوند این كتاب وسیله ‏اى گردد براى مراجعه دیگر برادران و پیروان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و موجب راهنمایى آنها گردد…

 و خدا را شكر كه نگارش كتابى را كه درخواست نموده بودید آسان ساخت و امیدوارم كه همان‏گونه باشد كه انتظار داشتید و اگر كوتاهى در آن باشد، در خیرخواهى خود هیچ كوتاهى نكرده ‏ام، چرا كه نیت خیر براى برادران دینى و اهل مذهب حق واجب است. به امید آنكه ما نیز در ثواب كسانى كه آن را فراگرفته و به آن عمل مى ‏كنند، در این زمان تا پایان دنیا شریك باشیم.»

ساختار

 كتاب كافى شامل بیش از 16 هزار روایت است كه این تعداد روایت از تمام روایات صحاح سته نیز بیشتر است. روایات كافى را مى ‏توان به‏طور كلى در سه بخش اعتقادات، احكام و اخلاق جاى داد.

گزارش محتوا

 فهرست كلى مطالبى كه در كتاب كافى مطرح شده است عبارت است از: كتاب العقل و الجهل، كتاب فضل العلم، كتاب التوحید، كتاب الحجة، كتاب الایمان و الكفر، كتاب الدعاء، كتاب فضل القرآن، كتاب العشرة، كتاب الطهارة، كتاب الحیض، كتاب الجنائز، كتاب الصلاة، كتاب الزكاة، كتاب الصیام، كتاب الحج، كتاب الجهاد، كتاب المعیشة، كتاب النكاح، كتاب العقیقة، كتاب الطلاق، كتاب العتق و التدبیر و الكتابة، كتاب الصید، كتاب الذبائح، كتاب الاطعمة، كتاب الاشربة، باب الغناء، باب النرد و الشطرنج،

كتاب الزى و التجمل و المروءة، كتاب الدواجن، كتاب الوصایا، كتاب المواریث، كتاب الحدود، كتاب الدیات، كتاب الشهادات، كتاب القضاء و الاحكام، كتاب الایمان و النذور و الكفارات، كتاب الروضة مشتمل بر صحیفة على بن الحسین (علیهم السلام) و كلامه فى الزهد، خطبة لامیر المؤمنین(علیه السلام) و هى خطبة الوسیلة، خطبة الطالوتیة، حدیث ابى عبد الله (علیه السلام) مع المنصور فى موكبه و…

ویژگى ‏هاى كتاب كافى

از ویژگى‏ هاى مهم این كتاب، هم‏ عصر بودن مؤلف آن با سفراى امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دست‏رسى داشتن وى به آنها است. خصوصا كه سفراى آن حضرت، در شهر بغداد بودند و كلینى نیز در آن شهر بوده و سال وفات وى مصادف با سال وفات آخرین سفیر امام عصر ارواحنا له الفداء، على بن محمد سمرى بوده است.

مؤلف، در این كتاب، مقید به ذكر كل سند تا امام معصوم (علیه السلام) است و این خود ارزش و اعتبار خاصى را به روایات كتاب مى ‏دهد. در این كتاب، روایات، به ترتیب اعتبار آورده شده ‏اند و روایات اول هر باب، از جهت سند و اعتبار از درجه بالاترى برخوردارند. این كتاب، شامل تمام علوم و معارف اسلامى است كه از اهل بیت (علیهم السلام) روایت شده و به دست مؤلف آن رسیده و شامل اكثر مباحث عقیدتى و فقهى است.

شرح ‏هاى كتاب

جامع الأحادیث و الأقوال، نوشته شیخ قاسم بن محمد بن جواد بن الوندى، متوفى بعد از سال 1100 ق.
الدر المنظوم من كلام المعصوم، نوشته شیخ على بن محمد بن حسن بن زین الدین، شهید ثانى، درگذشته به سال 1104 ق.
شرح ملا صدراى شیرازى، درگذشته به سال 1050 ق.
مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، نوشته علامه مجلسى، درگذشته به سال 1110 ق.
الوافی، نوشته فیض كاشانى، متوفاى 1091 ق.

حواشى كتاب

حاشیه علامه مجلسى.
حاشیه ابو الحسن شریف فتونى عاملى متوفاى 1138 ق.
حاشیه سید میر ابو طالب بن میرزا بیك فندرسكى از افاضل اوایل قرن دوازدهم هجرى.
حاشیه شیخ زین الدین، ابو الحسن على بن شیخ حسن، صاحب معالم.
حاشیه شیخ محمد بن حسن بن زین الدین، شهید ثانى، معروف به شیخ محمد سبط عاملى، درگذشته به سال 1030 ق.

ترجمه فارسى

تحفة الاولیاء، نوشته محمد على بن حاج محمد حسن اردكانى.
الصافی، شرح اصول كافى و شرح فروع كافى، نوشته شیخ خلیل بن غازى قزوینى.

خلاصه

 محمد جعفر بن محمد صفى ناعسى فارسى، این كتاب را خلاصه كرده است.

تحقیق

 بر این كتاب، تحقیقات فراوانى نگاشته شده است مانند:

رموز التفاسیر الواقعة فی الكافی و الروضة، نوشته مولى خلیل بن غازى قزوینى.
جامع الرواة، نوشته حاج محمد اردبیلى از شاگردان علامه مجلسى.
الفوائد الكاشفة، نوشته محمد حسین طباطبایى تبریزى.
البیان البدیع، نوشته سید حسن صدر.
رجال الكافى، حاج سید حسین طباطبایى بروجردى.

نسخه‏ هاى خطى

نسخه ‏اى در خزانه نسخه‏ هاى خطى كتاب‏خانه حضرت آیة الله نجفى مرعشى، در شهر مقدس قم. تاریخ نگارش این نسخه 1071 هجرى است و در محضر علامه مجلسى نیز قرائت شده است.

نسخه ‏اى دیگر در خزانه نسخه‏ هاى خطى كتابخانه حضرت آیة الله نجفى مرعشى در شهر مقدس قم. تاریخ نگارش این نسخه، 1092 هجرى است و تعلیقه ‏هاى فراوانى به خط شیخ حر عاملى بر آن است.

نسخه دیگرى در خزانه نسخه‏ هاى خطى كتاب‏خانه حضرت آیة الله نجفى مرعشى، در شهر مقدس قم. این نسخه، تصحیح و مقابله شده و تعلیقه ‏هاى فراوانى از شرح مولى صالح مازندرانى بر آن است.

درباره مولف – ولادت‏ ثقة الإسلام كلینى

‏ثقة الإسلام، شیخ المشایخ، محمد بن یعقوب بن اسحاق كلینى رازى، از بزرگان شیعه در زمان غیبت صغرا است كه در نیمه دوم قرن سوم و نیمه اول قرن چهارم هجرى از بزرگترین محدثین شیعه به شمار مى رفت. او در عهد امامت امام یازدهم، در دهى به نام‏كلین در 38 كیلومترى شهر رى و در خانه ‏اى مملو از عشق و محبت به اهل بیت علیهم السلام چشم به جهان گشود.

خاندان‏

 پدرش‏ یعقوب بن اسحاق كه مردى با فضیلت و پاك سرشت بود از همان دوران كودكى تربیت فرزندش را بر عهده گرفت و با زبانِ عمل، اخلاق، رفتار و آداب اسلامى را به او آموخت. آرامگاه این مرد متقى در روستاى كلین نزدیك حسن آباد شهر رى قرن‏هاست كه زیارتگاه شیعیان است.

 دایى كلینى كه خود محدثى بزرگ بود و از شیفتگان مكتب اهل بیت به شمار مى‏ رفت، در تعلیم و تربیت وى نقش بسزایى داشت. این مرد دانشمند كه «علاّن» نامیده مى ‏شد، در سفر حج و در راه زیارت خانه خدا به شهادت رسید.

 كلینى توانست در دوران كودكى از محضر این عالم شهید و پدر بزرگوارش كسب فیض نموده و با منابع علم حدیث و رجال آشنا گردد. بعد از طى تحصیلات ابتدایى براى پیمودن مدارج كمال انسانى به شهر رى كه در آن عصر از مرتبه علمى خاصى برخوردار بود مسافرت كرد.

شهر رى‏

 شهر رى كه در آن روزگار قلب ایران محسوب مى‏ شد، به نقطه برخورد آراء و نظرات فرقه ‏هایى چون اسماعیلیه و مذاهبى چون شافعى، حنفى و شیعى مبدل شده بود.

 كلینى در این زمان در ضمن تحصیلات خود نه تنها با عقاید و نظرات مذاهب و گرایش‏ هاى مختلف آشنا شد؛ بلكه به ماهیت برخى از حركت هایى كه مى‏ رفت تشیع را از مسیر خود منحرف كند پى برد. كلینى درد را شناخت و آگاهانه به درمان آن پرداخت. او معتقد بود علاج این همه نابسامانى، بازگشت به كلام و پیام اهل بیت علیهم السلام است.

 كلینى در این برهه از زمان به دور از هر هیاهو مسیر خود را مشخص كرده و تصمیم گرفت به ضبط و فراگیرى احادیث بپردازد. از اینرو در محضر اساتید بزرگى چون ‏ابو الحسن محمد بن اسدى كوفى زانوى ادب زده و در نوشتن احادیث و بحث و گفتگو پیرامون آنها از خود لیاقت بسزایى نشان داد.

هجرت به قم‏

 عصر كلینى را باید«عصر حدیث» نامید. در این زمان نهضتى كه براى یافتن، شنیدن و نوشتن احادیث و روایات آغاز شده بود، سراسر ممالك اسلامى را فراگرفته بود و در این میان كلینى را مى ‏توان یكى از تشنگان پاك باخته علم حدیث به شمار آورد.

 كلینى با شناخت عصر خود و موقعیت زمانى و پى بردن به این مسأله كه این عصر گذرگاه تشیع است و اگر احادیث و روایات از این بحران بگذرند براى همیشه تشیع مى ‏تواند سالم و به دور از التقاط و انحراف مسیر خود را ادامه دهد؛ شهر رى را كه تازه دوست داران مكتب علوى در آن به قدرت رسیده بودند، با همه زیبائی ها و جاذبه‏ هایش رها كرده و به سوى قم، شهر محدثان و راویان، هجرت نمود.

در محضر بزرگان‏

 ورود كلینى به قم مقارن با حاكمیت سیاسى و دینى مردان با فضیلت و با تقوایى بود كه از حدیث گویان مشهور زمان خود به شمار مى ‏رفتند. در قله این هرم، احمد بن محمد بن عیسى اشعرى قرار داشت كه تقوا، فضل و عشق او به اهل بیت علیهم السلام بر كسى پوشیده نیست.

 كلینى با استفاده از محضر این مرد بزرگ، در كلاس درس استاد دیگرى زانوى ادب زد كه به «معلم» شهرت داشت. معلم كسى است كه شیخ طوسى در كتاب رجال خود او را از یاران امام حسن عسکرى علیه السلام مى‏ شمارد و او را در زمره كسانى مى‏ خواند كه به خدمت امام یازدهم شرفیاب شده ‏اند و او كسى جز احمد بن ادریس قمى نبود.

 نجاشى مى‏ گوید: چون این شخصیت برجسته در پیشگاه امام حسن عسكرى تلمذ نموده و استاد شیخ كلینى است به «معلم» شهرت یافته است. كلینى در ادامه تحصیل عالم وارسته دیگرى را درك كرد كه خود مردى كم نظیر بود. او به محضر «عبد الله بن جعفر حمیرى»، مردى كه همه مورخان و علماى رجال و شیفتگان حدیث در مقابل عظمت او سر فرود مى‏ آورند.

 او نیز در زمره اصحاب امام حسن عسكرى علیه السلام قرار دارد و داراى تألیفات فراوان است. متأسفانه جز كتاب «قرب الإسناد» از این فرزانه روزگار، چیز دیگرى به دست ما نرسیده است. «قرب الإسناد» مجموعه اخبارى است كه سند آن به امام معصوم مى‏ رسد. علاوه بر دانشمندان نامدار مذكور، كلینى از محضر اساتید دیگرى نیز بهره جسته كه گذرى بر اسامى آنان خواهیم داشت.

هجرتى دیگر

 گر چه قم مركز تشیع به شمار مى ‏رفت و جویندگان كلام اهل بیت علهیم السلام را سیراب مى‏ كرد؛ اما عطش سیرى ناپذیر كلینى به زمزم زلال نور این خاندان، او را بر آن داشت تا آن دیار مقدس و حرم منور را به امید یافتن روایات و احادیث ناشنیده ترك كند.

 از این رو او هجرت را آغاز نمود و قم را با تمام ارزش هایش به قصد شهرها و روستاهاى دیگر ترك كرد. كلینى روستاها و شهرهاى بیشمارى را پشت سر نهاد و هر جا محدث یا راوى حدیثى مى ‏یافت كه حدیثى از اهل بیت را نزد خویش داشت در مقابلش زانوى ادب مى‏ زد و پس از مدتى باز كوله بار عشق و صفایش را بر دوش مى‏ گرفت و راهى دیارى دیگر مى ‏شد.

كوفه یكى از شهرهایى بود كه كلینى به آن قدم نهاد. در آن زمان كوفه یكى از مراكز بزرگ علمى به شمار مى‏ رفت. كوفه شهرى بود كه‏ ابن عقده در آن حضور داشت. او در حفظ احادیث شهره آفاق بود و بسیارى از شیفتگان علم حدیث را به این شهر بزرگ مى‏ كشاند.

 وى‏ یكصد هزار حدیث را با سند در خاطر داشت و كتاب هاى بسیارى را به رشته تحریر در آورده و یكى از ارزنده ترین آثارش «رجال ابن عقده» است. در این كتاب، ابن عقده شاگردان امام صادق علیه السلام را كه حدود 4000 نفر بوده‏ اند نام برده و روایات بسیارى را نیز از حضرت امام صادق علیه السلام نقل كرده است.

 این كتاب تا زمان شیخ طوسى وجود داشته و متأسفانه پس از آن به سرنوشت برخى دیگر از میراث‏ هاى فرهنگى اهل بیت علیهم السلام گرفتار شده و مفقود گشته است.

ثقة الإسلام‏

 كلینى پس از كسب فیض از دهها استاد و محدث در شهرها و مناطق مختلف سرانجام به بغداد رسید. مدت مسافرت كلینى به درستى معلوم نیست؛ اما در این شكى نیست كه در طول مسافرت ها چنان علم و فضل خود را به نمایش گذاشت و تصویرى از یك عالم شیعه حقیقى در اذهان مردم هر دیار مجسم ساخت كه وقتى به بغداد پاى نهاد فردى گمنام نبود.

 شیعیان به او افتخار مى‏كردند و اهل سنت به دیده تحسین به او مى ‏نگریستند. تقوا و علم و فضیلت او در اندك مدتى شهره آفاق گشت، تا جایى كه عامه بزرگان و اندیشمندان معاصر ایشان در مشكلات دینى به او مراجعه نموده و پیروان فرق اسلامى در فتوا به او روى مى ‏آوردند. به همین مناسبت به «ثقة الإسلام» شهرت یافت و او نخستین كسى است كه در دوره اسلامى به این لقب مفتخر گردید.

مقام علمى‏

 عظمت و بزرگى كلینى در میان اهل تسنن به قدرى است كه ابن اثیر روایتى از پیامبر نقل مى‏كند كه فرمود:«خداوند در آغاز هر قرن شخصى را برمى‏ انگیزد كه دین او را زنده و نامدار نگه‏ دارد.» آنگاه به گفتگو پیرامون این حدیث پرداخته و مى ‏گوید: احیا كننده مذهب شیعه در آغاز قرن اول هجرى محمد بن على امام باقر علیه السلام، در ابتداى قرن دوم على بن موسى امام رضا علیه السلام و در ابتداى قرن سوم ابو جعفر محمد بن یعقوب كلینى رازى بوده است.

 به جرأت مى ‏توان گفت كلینى نام آورترین و بلند آوازه ترین اندیشمند عصر خود بود. عصرى كه اوج تلاش محدّثین و علماى بزرگ و حتى نواب خاص امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف مى ‏باشد. ثقة الاسلام شیخ محمد كلینى با چهار سفیر و نماینده خاص حضرت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف كه در طول غیبت صغرى ‏69 سال رابط بین آن حضرت و شیعیان بودند، هم عصر بود.

 با اینكه آن چهار تن از فقها و محدثین بزرگ شیعه بودند و شیعیان آنها را به جلالت قدر مى‏ شناختند، اما كلینى مشهورترین شخصیت عالى مقامى بود كه در آن زمان میان شیعه و سنى با احترام مى‏ زیست و به طور آشكار به ترویج مذهب حق و نشر فضایل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام همت مى ‏گماشت.

عموم طبقات او را به راستى و درستى گفتار و كردار و احاطه كامل بر احادیث و اخبار مى‏ ستودند طورى كه نوشته ‏اند شیعه و سنى در اخذ فتوا به او مراجعه مى‏ كردند و در این باره مورد وثوق و اعتماد هر دو فرقه بود. وى در امانت، عدالت، تقوا و فضیلت و حفظ و ضبط احادیث، كه همه از شرایط یك فرد محدث موثق جامع الشرایط است، سر آمد روزگار بود.

در نظر اندیشمندان‏

نجاشى مى ‏گوید: او در زمان خود، شیخ و پیشواى شیعه در شهر رى بود و حدیث را از همه بیشتر ضبط كرده و بیشتر از همه مورد اعتماد است.
ابن طاووس گوید: توثیق و امانت شیخ كلینى مورد اتفاق همگان است.
ابن اثیر گوید: او به فرقه امامیه در قرن سوم زندگى تازه‏اى بخشید و عالم بزرگ و فاضل مشهور در آن مذهب است.
ابن حجر عسقلانى گوید: كلینى از رؤسا و فضلاى شیعه در ایام مقتدر عباسى است.
محمد تقى مجلسى گوید: حق این است كه در میان علماى شیعه مانند كلینى نیامده است و هر كس در اخبار و ترتیب كتاب او دقت كند، درمى ‏یابد كه از جانب خداوند مورد تأیید بوده است.

اساتید

 ثقة الإسلام كلینى از محضر بزرگ مردانى بهره برده كه هر یك در عصر خود از نوابغ روزگار به شمار مى ‏رفتند. برخى از آنها عبارتند از:

ابو الحسن محمد بن اسدى كوفى
احمد بن محمد بن عیسى اشعرى
احمد بن ادریس قمى
عبد الله بن جعفر حِمیرى
احمد بن محمد بن عاصم كوفى
حسن بن فضل بن زید یمانى
محمد بن حسن صفار
سهل بن زیاد آدمى رازى
محمد بن اسماعیل نیشابورى
احمد بن مهران و…

شاگردان‏

 عده ‏اى از فقها و محدثینِ بنام شیعه، كه مشاهیر علماى ما در قرن چهارم هجرى در ایران و عراق بوده ‏اند از جمله شاگردان كلینى به شمار مى‏ روند. بزرگانى چون:

ابن ابى رافع
احمد بن احمد كاتب كوفى
احمد بن على بن سعید كوفى
ابو غالب احمد بن محمد زرارى
جعفر بن محمد بن قولویه قمى
على بن محمد بن موسى دقاق
محمد بن ابراهیم نعمانى معروف به ابن زینب (ابن ابى زینب) كه از شاگردان مخصوص و نزدیكان او بوده و كتاب كافى را او نسخه بردارى كرده است.
محمد بن احمد سنانى زاهرى مقیم رى.
محمد بن على ماجیلویه
محمد بن محمد بن عصام كلینى
هارون بن موسى‏

آثار و تألیفات‏

 از تألیفات گرانمایه ثقة الإسلام كلینى است:

كتاب‏ كافى، معروف‏ترین تألیف كلینى كتاب با عظمت و گرانقدر و نفیس «كافى» است كه نه تنها بزرگترین كار اوست؛ بلكه در جامعه اسلامى كتاب معتبرى در حدیث چون كافى تألیف نشده است. جمله ‏اى است منسوب به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف كه فرمود «الكافی كافٍ لشیعتنا»، كافى شیعیان ما را كفایت مى‏ كند. كافى نخستین كتاب از كتب اربعه است.

كتاب رجال
كتاب‏ردّ بر قرامطه
كتاب ‏رسائل ائمه علیهم السلام
كتاب‏تعبیر الرؤیا
مجموعه شعر، مشتمل بر قصایدى كه شعرا در مناقب و فضایل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام سروده ‏اند.

شیخ كلینى سرچشمه زلال‏

 گذشته از ذوق، خلاقیت و تلاش بى وقفه شیخ كلینى در نگارش و پالایش احادیث عصر شیعه، او ثمره رنجها و مشقت ‏هاى علماى عصر خود است. وى پلى محكم و امانتدارى راستین بود كه احادیث و روایات علما و استادان عصر خود را به نسل‏ هاى آینده منتقل ساخت، و در حقیقت كلینى عصاره عصر خویش است.

 وقتى سخن از كلینى است سخن از تمام زیبائی ها، لطافت ها و فضیلت هاى زمان اوست. سخن از عزم و اراده تشیع در كسب معارف و علوم است سخن از كافى است. همانگونه كه وقتى سخن از كافى است سخن از عطر كلام اهل بیت علیهم السلام، سخن از امانت فراموش شده پیامبر است كه فرمود:

«إنی تاركٌ فیكمُ الثقلینِ كتابَ اللَّهِ و عِترَتی…» شیخ كلینى یعنى كافى، یعنى آبشخور پاك اهل بیت علیهم السلام، یعنى كوثر شیرین حدیث در كویر فرهنگى تاریخ، یعنى سرچشمه زلال دوستداران آل محمد صلى الله علیهم اجمعین.

سال تناثر نجوم‏

 سالى كه ستارگان فرو ریخت. سیماى مردان خدا كه پس از تحمل رنجها و مشقت ‏ها امانتى را كه از جانب خداوند به آنان سپرده شده، سالم به منزل مى ‏رسانند دیدنى است. خدا در دیدگان چنین انسان هایى موج مى‏زند و سبكبالى وصف ناپذیرى به آنها روى مى‏ دهد. آنان در آن حالات روحانى در شوق دیدار دوست لحظه شمارى مى‏ كنند.

 كلینى در حالى كه بیش از 70 سال از عمرش مى‏ گذشت و پس از 20 سال تلاش در تدوین كتاب كافى و تحمل رنجها، غربت ها و مشقت ‏ها، اینك در آستانه ملاقات با معبود و معشوق است. او در خود آرامشى احساس مى‏ نمود، آرامشى كه نشان از ایثار و از خود گذشتگى و اداى تكلیف او داشت.

 او اگر چه در قفس دنیا مى ‏زیست؛ اما در فضاى بهشت تنفس مى‏ كرد، چرا كه تمام لحظه ‏هاى عمرش را با كلام اهل بیت علیهم السلام سپرى كرده بود و در راه اداى فریضه، هر رنجى را به جان پذیرفته بود.

 براى ما خاكیان رهیدن از خاك تازگى دارد؛ ولى براى فرزانه ‏اى چون كلینى كه هیچگاه وابسته به خاك نشد، مرزى به نام خاك وجود نداشت. او در انتظار رفتن و رؤیت محبوب، روزها را سپرى مى‏ كرد.

 سال‏329 هجرى قمرى سالى است كه سال «تناثر نجوم» نام گرفته است، سال فرو ریختن ستاره ‏ها و سالى كه آسمان علمِ این دنیاى خاكى بى ‏ستاره ماند.

 آرى در این سال راد مرد بزرگ عالم تشیع در ماه شعبان جهان فانى را وداع كرد. دانشمند نامى بغداد «ابو قیراط» بر پیكر پاكش نماز خواند. شیعیان با دلى پراندوه و با احترام آن مرد خدا را در «باب كوفه» بغداد به خاك سپردند.

 در همین سال با رحلت آخرین نایب امام زمان ،«على بن محمد سمرى» غیبت كبراى آن حضرت نیز آغاز گردید. سلام بر او روزى كه تولد یافت و روزى كه در آسمان دنیاى اسلام چون آفتاب درخشید و روزى كه در پیشگاه ذات اقدس الهى بر انگیخته خواهد شد.

منابع شناخت مهدی موعود  – مشخصات كتاب بحار الانوار

نام کتاب: بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار(علیهم السلام) ( ط- بیروت)
نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى ‏(1110 ق‏)
محقق / مصحح: جمعى از محققان‏
ناشر: دار إحیاء التراث العربی‏
موضوع: جوامع روایى
زبان: عربى‏
تعداد جلد: 8
مكان چاپ: بیروت‏
سال چاپ: 1403 ق‏ نوبت چاپ: دوم‏

کتاب ‌شناسی بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار(علیهم السلام)- معرفى اجمالى‏

كتاب« بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (علیهم السلام)»، تألیف مرحوم علامه مجلسى، مولى محمد باقر بن محمد تقى (1037- 1110)، است. این كتاب كه به زبان عربى است، دائرة المعارف بزرگ حدیث و از عمده ‏ترین و گسترده ‏ترین جوامع حدیثى شیعه است كه روایات كتب حدیث را با تبویب و نظم نسبتا كاملى جمع نموده است و شامل كلیه مباحث اسلامى از تفسیر قرآن و تاریخ گرفته تا فقه و كلام و… مى‏ باشد.

 ابتداى نوشتن بحار در سال 1070 بود و تا سال 1103 ادامه یافت. البته مجلدات بحار، به ترتیب، تألیف نگشت، بلكه كاملا متفرق آماده شدند؛ مثلا در سال 1077، جلد دوم بحار تمام شد و پس از آن، جلد پنجم و سپس، جلد یازدهم آماده گشت.

 جلد دهم، در سال 1079، به اتمام رسید و پس از آن، جلد نهم كامل شده و جلد سوم نیز در سال 1080، به اتمام رسید. آخرین مجلد بحار نیز جلد چهاردهم آن بود كه در سال 1103، كامل گشت.

 مرحوم مجلسى، پس از آموختن كتب روایى مشهور، به دنبال كتب و مراجع دور افتاده رفت. این اصول، به خاطر بى ‏اعتنایى به آنها و توجه زیاد بزرگان به كتب مشهور از قبیل كتب اربعه و… مهجور مانده بودند و سال‏ها كسى سراغ آنها را نمى‏ گرفت.

 علامه كه اوضاع را چنین دید، عده ‏اى را براى یافتن این كتب به شهرها و كشورهاى مختلف اسلامى گسیل داشت و با همت و پشت‏كار او تعداد زیادى از این كتب پیدا شد. علامه مجلسى، پس از مطالعه این منابع مهم و پى بردن به ارزش آنها، نهایت سعى خویش را براى نسخه ‏بردارى و تكثیر این كتب نمود؛ به همین جهت است كه هم‏اكنون نسخه ‏هاى خطى فراوانى از كتب مختلف اسلامى از قرن 11 و 12 در دست است.

 علامه، شاگردان خود را نیز به این كار تشویق مى‏ كرد، به‏طورى كه مثلا از سید نعمت اللّه جزایرى كه از شاگردان مبرّز علامه مجلسى است، ده‏ها كتاب موجود است كه به خط خویش آنها را استنساخ نموده است.

 علامه، مشكل مهمى در این كتب یافت و آن تنوع فراوان عناوین كتاب‏ها و تنوع موضوعات بود، به ‏طورى كه گاهى یافتن مطلب و موضوع دل‏خواه در آنها كارى بسیار مشكل و خسته كننده مى‏ شد.

 از سویى بیم آن مى ‏رفت كه پس از چند سال یا چند دهه، دوباره گرد غربت بر این كتب بنشیند و زحمات علامه و معاصرانش عقیم بماند و احتمالا تمام نسخه‏ هاى این كتب نابود گردد. به خاطر این مسائل بود كه علامه مجلسى كمر همت بست تا «بحار الأنوار» را تألیف نماید و این میراث و گنجینه عظیم را براى همیشه جاودان سازد.

 از طرفى، علامه، همه چیز را در روایات و سنت نبوى و علوى مى ‏دید، لذا با آنكه در علوم مختلف قدم برداشت و راه‏ هاى گوناگون علمى را سپرى نمود، دوباره به سراغ اهل بیت (علیهم السلام) و سخنان آنان آمد. او خود، در مقدمه بحار چنین مى‏ گوید:

«من، در آغاز جوانى بر دانش‏ آموزى در انواع علوم حریص بودم و مدتى از عمر خویش را در استفاده از این دانش‏ ها سپرى كردم، ولى پس از اندیشه در ثمرات این علوم و تأمل در علم سودمند براى آخرت، دریافتم كه زلال علم تنها از سرچشمه وحى و روایات اهل بیت (علیهم السلام) به دست مى ‏آید…»

 بدین سان علامه كه علوم عقلى و نقلى گوناگون عصر خویش را خوانده و در هر یك از آنها استادى توان‏مند بود، وجهه نظر خویش را معطوف به كلمات گهربار معصومین (علیهم السلام) نمود و تمام تلاش خود را در حفظ و تعلیم و تعلم آنها صرف كرد و با این اقدام بى ‏نظیر، ده‏ها هزار روایت ارزش‏مند را از خطر نابودى نجات داد.

ساختار

 كتاب بحار الأنوار، به كتاب‏ هاى متعدد تقسیم شده؛ به این صورت كه هر موضوع كلى، یك كتاب را تشكیل مى‏ دهد و هر كتاب نیز داراى ابواب كلى است و زیر مجموعه هر باب كلى، باب‏ هاى جزیى قرار دارد و برخى ابواب جزیى نیز داراى فصل‏ هایى است كه زیر مجموعه آنها هستند.

 در هر موضوع نیز، ابتدا، آیات قرآنى مرتبط با آن موضوع آمده است و در صورت لزوم، توضیح و تفسیرى هم براى آیات بیان شده كه بیشتر استفاده علامه در این باره، از تفسیر «مجمع البیان» طبرسى و« مفاتیح الغیب» فخر رازى است.

 پس از آن، روایات هر باب به تفصیل با ذكر سند كامل و مأخذ نقل، ذكر شده است. روایات تكرارى از یك یا چند منبع آدرس داده شده و اختلافات در سندها یا متن روایات مشابه، در كتب گوناگون، تذكر داده شده است.

 در بسیارى از موارد، علامه مجلسى، با عنوانى مانند «بیان»، توضیحات و شرح‏ هایى براى روایات ذكر كرده است كه بسیار از حیث مطالب و موضوعات، متنوع است؛ به‏ طورى كه جمع ‏آورى این شرح‏ ها و بیان ‏ها، خود، چند جلد كتاب ارزش‏مند مى‏ شود.

 بحار الأنوار، توسط مؤلف، در 25 جلد تنظیم شد، البته به جهت طولانى شدن جلد 15، این جلد، به 2 مجلد تقسیم شد و رقم مجلدات بحار به 26 رسید. دار الكتب الاسلامیة، همین 26 جلد را در 110 جلد، چاپ نموده كه جلد 54- 56 آن، فهرست ‏ها و آدرس ‏هاى كتاب مى ‏باشد.

 متأسفانه، علامه مجلسى، فرصت پاك‏نویس قسمت دوم جلد 15 تا پایان كتاب را نیافته است. (به جز جلد 18 و 22). این مجلدات، توسط میرزا عبد الله افندى، صاحب ریاض العلماء كه از شاگردان علامه بوده، پاك‏نویس شده است؛ به همین خاطر، شیوه نگارش این مجلدات با بقیه كتاب، بسیار متفاوت است و برخى عناوین باب‏ها خالى است و روایتى در آنها دیده نمى‏ شود. هم‏چنین توضیحات و بیان‏ هاى علامه نیز در این قسمت از كتاب، كاهش چشم‏گیرى دارد.

 شیوه چینش مطالب در بحار، بسیار متأثر از كتاب كافى است، البته تفاوت‏ هایى هم در این بین دیده مى‏ شود، از جمله، علامه، برخى ابواب و كتب را براى اولین بار مطرح كرده، مانند «كتاب السماء و العالم» و تاریخ انبیاء و ائمه (علیهم السلام).

گزارش محتوا

 مرحوم علامه، در مقدمه بحار، در ضمن پنج فصل، پیرامون اصول و كتبى كه از آنها نقل حدیث نموده و اعتبار و ارزش آنها و نیز از رموزى كه براى آن كتب، وضع نموده و اصطلاحاتى كه براى اختصار در اسناد به كار گرفته و پاره‏اى از مطالب لازمى كه صاحبان كتب منبع در آغاز كتب خود آورده ‏اند، سخن گفته است.

 ایشان، در فصل اول از مقدمه، نام 375 كتاب را به عنوان مصادر بحار آورده و به آثارى دیگر با كلماتى چون« و غیره» و« و سایر آثاره»، اشاره نموده است. این منابع، از حیث تنوع موضوعات، بسیار گسترده‏اند و شامل كتب حدیث، فقه، اصول، تفسیر، رجال، انساب، تاریخ، كلام، فلسفه و لغت مى‏ شوند.

 به خاطر اشتهار كتب اربعه، علامه، از آنها مطالب فراوانى نقل نكرده است (به جز «كافى» كه بیش از 3500 مورد به آن استناد شده و الا مثلا از «من لا یحضره الفقیه» كمتر از یك‏صد مورد، نقل دارد).

 در بین منابع، به جز كتاب« شهاب الأخبار»، بقیه كتب كاملا شیعى است (علامه، قاضى نعمان بن محمد، صاحب دعائم الإسلام را هم شیعه مى ‏داند). بیشترین ذكر علامه مجلسى از كتب اهل سنت، به جهت تأیید یا توضیح روایات است یا براى رد روایات عامه.

 میزان استفاده علامه مجلسى از منابع مختلف، یك‏سان نیست. ایشان، براى حدود 80 منبع از مصادر بحار، اسم رمز مشخص كرده كه این كتب، در حقیقت منابع اصلى بحار هستند.

 بعضى كتب، مانند طب الرض ا(علیه السلام)، توحید مفضل، مسائل على بن جعفر (علیه السلام)، فهرست شیخ منتجب الدین و كتاب أهلیلجه به‏ طور كامل در متن بحار آمده‏ اند. علامه، جز این منابع، از دیگر كتب، بسیار كم استفاده كرده و در بیشتر موارد، آن كتب را در توضیح و شرح روایات استفاده نموده است.

 علامه، از برخى منابع ذكر شده در ابتداى كتاب، اصلا استفاده نكرده، مانند كتاب‏ هاى «جمل العلم و العمل» و« المقنع» سید مرتضى و «منتقى الجمان» و بسیارى از آثار ابن طاووس (شاید علامه، قصد استفاده از آنها را داشته، اما به جهت مشكلات و موانع اتمام بحار و اتمام شرح بر مجلدات آن، موفق به این كار نشده است).

 علامه مجلسى، با دقت و وسواس بسیار به اعتبار و عدم اعتبار منابع خویش مى‏ نگریست. او، در فصل دوم از مقدمه بحار، بحثى مفصل در اعتبار منابع و نسخه‏ هاى كتب آورده است. بسیارى از این كتب، انتسابشان به مؤلفین، بسیار مشهور است؛ به‏ طورى كه علامه نیازى به بحث پیرامون اعتبار آنها ندیده است و برخى از آنها چون احتجاج و غرر الحكم كه اسناد روایات را حذف كرده ‏اند، چون روایاتشان مطابق دیگر كتب بوده، معتبر دانسته شده‏ اند.

 از كتبى مانند عوالی اللآلی و تنبیه الخواطر كه روایات شیعه و سنى را مخلوط كرده‏اند، بسیار كم استفاده شده است. روایات برخى كتب، همچون كتاب قاضى نور الله شوشترى، چون در منابع مشهورتر عینا آمده، از آن منابع نقل شده است.

 از كتاب‏ هاى مصباح الشریعة و دیوان امام على (علیه السلام) بسیار كم نقل شده، چرا كه سند ندارند و شباهت آنها به كلام معصوم (علیهم السلام) كم است.

 علامه، صحیح ‏ترین و معتبرترین نسخه ‏ها را در حد امكان به دست آورده، بنابر این، شهادت به صحت و اعتبار مصادر مورد استفاده‏ اش در بحار، داده است كه البته این، به معنى قبول تمام روایات آن كتب نیست، چنان‏كه علامه نیز گاهى در بیان‏ هاى خویش، به ضعف برخى روایات اشاره دارد.

 علامه مجلسى، در تفسیر و شرح روایات، از منابع مختلف لغت، فقه، تفسیر، كلام تاریخ، اخلاق و… استفاده كرده است. علامه، براى جمع ‏آورى مطالب این كتاب، به جهت امكانات فراوانى كه در اختیار داشته، بهترین و معتبرترین نسخه ‏هاى موجود از هر كتاب را به دست آورده است.

 مجلسى، در نقل مطالب، بسیار دقیق عمل كرده و تقطیع در این كتاب، جایگاهى ندارد. هم‏چنین امانت در نقل و شیوه نقل مطالب، دقیقا رعایت شده است. در مجموع، بحار الأنوار، كتاب‏خانه‏اى جامع از كتب و تألیفات معتبر شیعى است كه مطالب آن با نظم منطقى در كنار هم چیده شده است.

 در این كتاب، مكررات نیز حذف شده و تنها آدرس موارد مشابه ذكر گردیده است. چنان‏كه از سخنان علامه روشن مى‏شود، ایشان در ضمن تألیف بحار، تصمیم به نوشتن شرحى بدیع و جامع بر بحار داشته است. هم‏چنین قسمت« بیان» علامه در 13 مجلد از بحار، بسیار كم است و روشن است كه علامه، فرصت نوشتن آنها را پیدا نكرده است.

 مجلسى، روایاتى را نیز در دست داشته كه در بحار نیاورده و بنا داشته آنها را همراه با روایات جدیدى كه به دست مى‏آورد، در كتابى مستقل با عنوان« مستدرك البحار»، جمع نماید كه متأسفانه اجل به او مهلت نداد.

 فهرست مباحثى كه در دوره بیست و پنج جلدى بحار، مطرح شده است، از این قرار مى‏ باشد:

كتاب العقل و العلم و الجهل، كتاب التوحید، كتاب العدل و المعاد، كتاب الاحتجاجات و المناظرات و جوامع العلوم، كتاب قصص الانبیاء(علیهم السلام)، كتاب تاریخ نبینا و احواله (صلی الله علیه و آله و سلم)، كتاب الامامة و فیه جوامع احوالهم (علیهم السلام)، كتاب الفتن و فیه ما جرى بعد النبى (صلی الله علیه و آله و سلم) من غصب الخلافة و غزوات امیر المؤمنین (علیه السلام)، كتاب تاریخ امیر المؤمنین صلوات الله علیه و فضائله و احواله.

كتاب تاریخ فاطمة و الحسن و الحسین صلوات الله علیهم و فضائلهم و معجزاتهم، كتاب تاریخ على بن الحسین و محمد بن على الباقر و جعفر بن محمد الصادق و موسى بن جعفر الكاظم صلوات الله علیهم و فضائلهم و معجزاتهم، كتاب تاریخ على بن موسى الرضا و محمد بن على الجواد و على بن محمد الهادى و الحسن بن على العسكرى و احوالهم و معجزاتهم صلوات الله علیهم،

كتاب الغیبة و احوال الحجة القائم صلوات الله علیه، كتاب السماء و العالم و هو یشتمل على احوال العرش و الكرسى و الافلاك و العناصر و الموالید و الملائكة و الجن و الانس و الوحوش و الطیور و سائر الحیوانات و فیه ابواب الصید و الذباحة و ابواب الطب.

كتاب الایمان و الكفر و مكارم الاخلاق، كتاب الآداب و السنن و الاوامر و النواهى و الكبائر و المعاصى و فیه ابواب الحدود، كتاب الروضة و فیه المواعظ و الحكم و الخطب، كتاب الطهارة و الصلاة، كتاب القرآن و الدعاء، كتاب الزكاة و الصوم و فیه اعمال السنة، كتاب الحج، كتاب المزار، كتاب العقود و الایقاعات، كتاب الاحكام، كتاب الاجازات و هو آخر الكتاب و یشتمل على اسانیدنا و طرقنا الى جمیع الكتب و اجازات العلماء الاعلام رضوان الله علیه اجمعین.

وضعیت كتاب‏

 در آخر هر جلد، فهرست مطالب و هم‏چنین رموز كتب مورد استفاده، ذكر شده است. ترجمه‏ هاى زیادى از بحار موجود است، از جمله:

ترجمه ‏اى توسط یكى از علماى هندوستان براى شاه‏زاده سلطان محمد بلند اختر.
ترجمه ‏اى با نام« عین الیقین»، از حاج شیخ محمد تقى آقا نجفى اصفهانى، متوفاى 1332 ق.
« كشف الأسرار»، از سید اسماعیل موسوى زنجانى.
« بنادر البحار» كه ترجمه و تلخیص بحار است، از سید على نقى فیض الاسلام، متوفاى 1406 ق.
ترجمه برخى قسمت‏هاى بحار، مانند توحید مفضل توسط خود علامه.
تذكر: برخى از این ترجمه‏ها، از یك یا چند مجلد بحار، به صورت پراكنده، صورت گرفته است.

 مهم‏ترین و معروف ‏ترین اثرى كه پیرامون بحار الأنوار، تا كنون، تألیف شده، كتاب ارزش‏مند «سفینة البحار» است كه توسط محدث كبیر، حاج شیخ عباس قمى (متوفاى 1359 ق)، تدوین شده است.

 پیرامون این اثر ارزش‏مند، اقدامات فراوان دیگرى صورت گرفته كه شامل ترجمه ‏هاى فراوان، تلخیص ‏هاى متنوع، معجم ‏هاى گوناگون و مستدركات مختلف است كه به جهت اختصار از ذكر نام آنها خوددارى مى ‏كنیم.

نسخه‏ شناسى‏

كتاب بحار الأنوار، اولین بار، در 25 جلد رحلى منتشر شد. این چاپ سنگى، معروف به كمپانى است.

چاپ دیگر این كتاب، توسط دار الكتب الإسلامیة، در 110 جلد تهیه شده است. از این چاپ، به دفعات مكرر افست شده و چاپ موجود در بازار، همین نسخه است.

 در یك چاپ از مؤسسه آل البیت (علیهم السلام) كه افست همان چاپ اسلامیة است و در بیروت لبنان تكثیر شده، فهرست‏ هاى بحار كه جلد 54 55 56 بوده، به آخر كتاب منتقل شده است، بنا بر این، شماره مجلدات از 54 به بعد، با چاپ اسلامیة متفاوت شده است.

منابع شناخت مهدی موعود  – مشخصات كتاب وسائل الشیعة

نام کتاب: تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة
نویسنده: شیخ حر عاملى، محمد بن حسن(1104 ق‏)
محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏
ناشر: دار إحیاء التراث العربی‏
موضوع: جوامع روایى
زبان: عربى‏
تعداد جلد: 30
مكان چاپ: قم‏
سال چاپ: 1409 ق‏ نوبت چاپ: اول‏

کتاب ‌شناسی وسائل الشیعة – معرفى اجمالى‏

كتاب شریف «تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة»، معروف به «وسائل الشیعة»، از تألیفات ارزش‏مند محدث بزرگ و علامه محقق، شیخ محمد بن حسن حُر عاملى از علماى بزرگ و از فقهاى برجسته شیعه در قرن یازدهم هجرى (1033- 1104 ق) است. وى، این كتاب را در مدت بیست سال از عمر شریف خود نگاشته است. این كتاب، به زبان عربى و مشتمل بر روایات اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) در زمینه احكام شرعى است.

مؤلف، در مقدمه، انگیزه خود را از نگارش كتاب، این گونه بیان مى‏ نماید: «مدّت‏ها بود كه از فكر و قلم خود درخواست مى‏كردم و عزم و همت خود را بر آن مى‏ داشتم تا كتابى را به نگارش درآورم كه آرزو را برآورده سازد و در علم و عمل سرآمد و شامل احادیث مسائل شرعى و نصوص احكام فرعى باشد؛ احادیثى كه در كتاب ‏هاى معتبر و صحیح روایى هست و علماى بزرگ ما تصریح به صحت و اعتبار آنها كرده ‏اند.

تا پناه‏ گاهى براى خودم در مسائل شرعى باشد و مرجعى براى هدایت شیعه شود و من هم در ثواب هر كس كه از نور آن بهره گیرد و با نشان مناره ‏هاى آن هدایت گردد و از تابش خورشید و ماه آن بهره ‏مند شود، شریك باشم و چه گنجینه ‏اى بزرگ‏تر از ثوابى كه تا روز قیامت ادامه یابد! ان شاء الله».

 این كتاب، از زمان نگارش، پیوسته مورد توجه علما و فقهاى شیعه قرار گرفته است و در این زمان از اركان اصلى استنباط احكام شرعى و اجتهاد در حوزه‏ هاى علمیه شیعه به شمار مى‏ آید و در تمام درسهاى خارج فقه، روایات آن نقل شده و به آنها استناد مى ‏شود. سید حسن صدر درباره این كتاب مى‏ فرماید:«كتاب وسائل الشیعة در باره احكام شرعى نگاشته شده است.

این كتاب به گونه‏ اى نوشته شده كه به راحتى مى ‏توان از آن استفاده نمود و به مطالب آن دست‏رسى پیدا كرد. در این كتاب میان استدلال و فقه و كلمات فقها به بهترین شكل و صحیح ‏ترین راه و معتبرترین مأخذ جمع شده است. هر گاه فقیه و مجتهد متبحرى در این كتاب نظر كند، آنچه را مى‏ خواهد همانند مرواریدهایى كه به نظم چیده شده‏اند، مى‏ یابد. هیچ مطلب مشكل و معضلى نیست كه به آن نپرداخته باشد…»

 علامه امینى در كتاب ارزش‏مند «الغدیر» درباره این كتاب مى‏ فرماید: «در هیچ كتاب رجال و تراجمى نامى از شیخ حر عاملى برده نشده مگر آنكه جملات فراوانى در مدح و ستایش كتاب گران‏بهایش؛ یعنى وسائل الشیعة بیان شده است.»

ساختار

 كتاب «وسائل الشیعة» از بهترین جوامع روایى شیعه و حاوى روایاتى ارزش‏مند از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین (علیهم السلام) درباره احكام شرعى در زمینه ‏هاى گوناگون فقهى است.

 این كتاب، مشتمل بر روایاتى پیرامون مقدمة العبادات و 51 كتاب از طهارت تا دیات، روى هم رفته داراى 7058 باب و حدود 36 هزار روایت برگرفته از مجموعه‏ هاى روایى معتبر شیعه و اصول اولیه قدماى اصحاب رضوان الله علیهم است كه به ترتیب مسائل شرعى مطرح شده در كتاب‏ هاى فقهى، به صورت باب‏هاى جداگانه آورده شده است و این خود موجب گشته تا دست‏رسى به روایات كتاب بسیار آسان گردد و مراجعه كننده به راحتى بتواند روایات مورد نظر را پیدا نماید.

علاوه بر آن مسائل جدیدى را نیز با توجه به مضمون روایات با ترتیبى آشنا و چینشى مطلوب و نظمى زیبا مطرح نموده است. در آغاز سند هر روایت، نام كسانى كه آن روایت را از كتاب آنها آورده، ذكر مى ‏كند و سند خود به آن كتاب و مطالب مربوط به آن را در آخر كتاب مى ‏آورد. وى سعى و تلاش فراوانى در ضبط دقیق روایات داشته و به اختلاف نسخه‏ هاى گوناگون توجه نموده و در حاشیه كتاب به آنچه در نسخه ‏هاى دیگر آمده، اشاره كرده است.

 هم‏چنین روایات مربوط به یك مسئله را آن هم از منابع متنوع و یا مواضع متعدد، با هم آورده تا مراجعه كننده به راحتى و صرفه‏ جویى فراوان در وقت بتواند به تمام روایات متحد در دلالت یا متن و یا سند دست یابد و میان روایات یك باب از جهت سند یا متن یا دلالت و مفهوم، مقایسه و مقابله انجام دهد و زیادى و نقصان میان روایات را با یك نگاه و بدون مراجعه به مصادر گوناگون دریابد.

 با همه اینها وى عناوین باب‏ها را مطابق برداشت خود از احادیث ذكر كرده نه مطابق آنچه فقها بر آن توافق دارند و نیز در موارد بسیارى روایات را قطعه قطعه نموده و هر قطعه ‏اى را در بابى ذكر فرموده، هم‏چنین همه احادیث دلالت كننده بر یك مطلب را در باب مربوطه، به صورت صریح ذكر نكرده بلكه پاره‏اى از آنها را با عباراتى همچون «تقدم»، «یأتى ما یدل علیه»، «رواه… مثله» و… مورد اشاره قرار داده است و اینها خود باعث بروز اعتراض‏ ها و ایرادهایى به‏ جا و نابه ‏جا به كتاب وى شده است.

گزارش محتوا

 مطالب مطرح شده در كتاب شریف «وسائل الشیعة» اجمالا عبارتند از: 1- در ذیل عنوان كلى «ابواب مقدمة العبادات»، 31 باب با عناوین ویژه و در ذیل هر عنوان روایاتى كه به نظر مؤلف بر آن عنوان دلالت دارند، ذكر شده است (در همه ابواب دیگر تا آخر كتاب، مطلب، همین گونه مى‏ باشد).

2- در «كتاب الطهارة»، در ذیل عنوان كلى «ابواب الماء المطلق»، 24 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الماء المضاف و المستعمل»، 14 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الأسآر»، 11 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب نواقض الوضوء»، 19 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب احكام الخلوة»، 40 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الوضوء»، 57 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب السواك»،

13 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب آداب الحمام و التنظیف و الزینة و هى مقدمة الاغسال»، 115 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الجنابة»، 47 باب و در ذیل عنوان كلى« ابواب الحیض»، 52 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الاستحاضة».

3 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب النفاس»، 7 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الاحتضار و ما یناسبه»، 49 باب و در ذیل عنوان كلى« ابواب غسل المیت»، 34 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب التكفین»، 36 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب صلاة الجنازة»، 40 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الدفن و ما یناسبه»، 91 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب غسل المس»، 7 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الاغسال المسنونة»،

31 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب التیمم»، 30 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب النجاسات و الاوانى و الجلود»، 83 باب ذكر شده است. 3- در«كتاب الصلاة» در ذیل عنوان كلى «ابواب اعداد الفرائض و نوافل ها و ما یناسبها»، 33 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب المواقیت»، 63 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب القبلة»، 19 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب لباس المصلى»، 64 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب احكام الملابس و لو فى غیر الصلاة»،

73 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب مكان المصلى»، 44 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب احكام المساجد»، 70 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب احكام المساكن»، 29 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب ما یسجد علیه»، 17 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الاذان و الاقامة»، 47 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب افعال الصلاة»، 4 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب القیام»، 17 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب النیة»،

3 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب تكبیرة الاحرام و الافتتاح»، 13 باب و در ذیل عنوان كلى« ابواب القراءة فى الصلاة»، 74 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب قراءة القرآن و لو فى غیر الصلاة»، 51 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب القنوت»، 23 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الركوع»، 28 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب السجود»، 28 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب التشهد»، 14 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب التسلیم»،

4 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب التعقیب و ما یناسبه»، 40 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب سجدتى الشكر»، 7 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الدعاء»، 68 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الذكر»، 50 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب قواطع الصلاة و ما یجوز فیها»، 37 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب صلاة الجمعة و آدابها»، 60 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب صلاة العید»، 39 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب صلاة الكسوف و الآیات»،

16 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب صلاة الاستسقاء»، 10 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب نافلة شهر رمضان»، 10 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب صلاة جعفر بن ابى طالب (علیه السلام)»، 9 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب صلاة الاستخارة و ما یناسبها»، 11 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب بقیة الصلوات المندوبة»، 53 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الخلل الواقع فى الصلاة»، 33 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب قضاء الصلوات»،

13 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب صلاة الجماعة»، 75 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب صلاة الخوف و المطاردة»، 7 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب صلاة المسافر»، 29 باب ذكر شده است. 4- در «كتاب الزكاة»، در ذیل عنوان كلى «ابواب ما تجب فیه الزكاة و ما تستحب فیه»، 17 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب من تجب علیه الزكاة و من لا تجب علیه»، 10 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب زكاة الانعام»، 14 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب زكاة الذهب و الفضة»،

18 باب و در ذیل عنوان كلى« ابواب زكاة الغلات»، 20 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب المستحقین للزكاة و وقت التسلیم و النیة»، 58 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب زكاة الفطرة»، 19 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الصدقة»، 52 باب ذكر شده است. 5- در «كتاب الخمس»، در ذیل عنوان كلى «ابواب ما یجب فیه الخمس»، 12 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب قسمة الخمس»، 3 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الانفال و ما یختص بالامام»، 4 باب ذكر شده است.

6- در« كتاب الصیام»، در ذیل عنوان كلى «ابواب وجوب الصوم و نیته»، 6 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب ما یمسك عنه الصائم و وقت الامساك»، 58 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب آداب الصائم»، 14 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب من یصح منه الصوم»، 30 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب احكام شهر رمضان»، 37 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب بقیة الصوم الواجب»،

17 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الصوم المندوب»، 30 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الصوم المحرم و المكروه»، 10 باب ذكر شده است. 7- در «كتاب الاعتكاف»، 12 باب ذكر شده است. 8- در «كتاب الحج»، در ذیل عنوان كلى «ابواب وجوب الحج و شرائطه»، 63 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب النیابة فى الحج»، 36 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب اقسام الحج»،

22 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب المواقیت»، 22 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب آداب السفر الى الحج و غیره»، 68 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب احكام الدواب فى السفر و غیره»، 53 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب احكام العشرة فى السفر و الحضر»، 166 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الاحرام»، 55 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب تروك الاحرام»،

96 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب كفارات الصید و توابع ها»، 57 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب كفارات الاستمتاع فى الاحرام»، 22 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب بقیة كفارات الاحرام»، 19 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الاحصار و الصد»، 10 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب مقدمات الطواف و ما یتبعها»، 47 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الطواف»، 93 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب السعى»،

22 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب التقصیر»، 11 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب احرام الحج و الوقوف بعرفة»، 27 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الوقوف بالمشعر»، 27 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب رمى جمرة العقبة»، 17 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الذبح»، 64 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الحلق و التقصیر»،

19 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب زیارة البیت»، 4 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب العود الى منى و رمى الجمار و المبیت و النفر»، 20 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب العمرة»، 10 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب المزار و ما یناسبه»، 106 باب ذكر شده است.

9- در «كتاب الجهاد»، در ذیل عنوان كلى «ابواب جهاد العدو و ما یناسبه»، 72 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب جهاد النفس و ما یناسبه»، 101 باب ذكر شده است. 10- در «كتاب الامر بالمعروف و النهى عن المنكر و ما…»، در ذیل عنوان كلى «ابواب الامر و النهى و ما یناسبهما»، 41 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب فعل المعروف»، 39 باب ذكر شده است.

11- در« كتاب التجارة»، در ذیل عنوان كلى «ابواب مقدماتها»، 31 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب ما یكتسب به»، 105 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب عقد البیع و شروطه»، 28 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب آداب التجارة»، 60 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الخیار»، 19 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب احكام العقود»، 37 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب احكام العیوب»،

10 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الربا»، 20 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الصرف»، 21 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب بیع الثمار»، 15 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب بیع الحیوان»، 26 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب السلف»، 13 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الدین و القرض»، 32 باب ذكر شده است.

12- در «كتاب الرهن»، 21 باب ذكر شده است. 13- در «كتاب الحجر»، 7 باب ذكر شده است. 14- در «كتاب الضمان»، 16 باب ذكر شده است. 15- در «كتاب الصلح»، 15 باب ذكر شده است. 16- در «كتاب الشركة»، 7 باب ذكر شده است. 17- در «كتاب المضاربة»، 14 باب ذكر شده است. 18- در «كتاب المزارعة و المساقاة»، 21 باب ذكر شده است.

19- در« كتاب الودیعة»، 10 باب ذكر شده است. 20- در «كتاب العاریة»، 5 باب ذكر شده است. 21- در «كتاب الاجارة»، 35 باب ذكر شده است. 22- در «كتاب الوكالة»، 8 باب ذكر شده است. 23- در «كتاب الوقوف و الصدقات»، 17 باب ذكر شده است. 24- در «كتاب السكنى و الحبیس»، 8 باب ذكر شده است. 25- در« كتاب الهبات»، 12 باب ذكر شده است. 26- در «كتاب السبق و الرمایة»، 4 باب ذكر شده است.

27- در« كتاب الوصایا»، 100 باب ذكر شده است. 28- در «كتاب النكاح»، در ذیل عنوان كلى «ابواب مقدمات النكاح و آدابه»، 157 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب عقد النكاح و اولیاء العقد»، 28 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب النكاح المحرم و ما یناسبه»، 31 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب ما یحرم بالنسب»، 6 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب ما یحرم بالرضاع»،

19 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب ما یحرم بالمصاهرة و نحوها»، 52 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب ما یحرم باستیفاء العدد»، 12 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب ما یحرم بالكفر و نحوه»، 15 باب و در ذیل عنوان كلى  «ابواب المتعة»، 46 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب نكاح العبید و الاماء»، 88 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب العیوب و التدلیس»، 17 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب المهور»،

60 باب و در ذیل عنوان كلى« ابواب القسم و النشوز و الشقاق»، 13 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب احكام الاولاد»، 109 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب النفقات»، 31 باب ذكر شده است. 29- در «كتاب الطلاق»، در ذیل عنوان كلى «ابواب مقدماته و شرائطه»، 45 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب اقسام الطلاق و احكامه»، 35 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب العدد»، 55 باب ذكر شده است.

30- در «كتاب الخلع و المباراة»، 14 باب ذكر شده است. 31- در «كتاب الظهار»، 21 باب ذكر شده است. 32- در «كتاب الایلاء و الكفارات»، در ذیل عنوان كلى «ابواب الایلاء»، 13 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الكفارات»، 37 باب ذكر شده است. 33- در «كتاب اللعان»، 19 باب ذكر شده است.

34- در «كتاب العتق»، 75 باب ذكر شده است. 35- در «كتاب التدبیر و المكاتبة و الاستیلاد»، در ذیل عنوان كلى «ابواب التدبیر»، 13 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب المكاتبة»، 22 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الاستیلاد»، 8 باب ذكر شده است. 37- در «كتاب الاقرار»، 6 باب ذكر شده است. 38- در «كتاب الجعالة»، 6 باب ذكر شده است.

39- در «كتاب الایمان»، 52 باب ذكر شده است. 40- در« كتاب النذر و العهد»، 25 باب ذكر شده است. 41- در« كتاب الصید و الذبائح»، در ذیل عنوان كلى« ابواب الصید»، 45 باب و در ذیل عنوان كلى« ابواب الذبائح»، 42 باب ذكر شده است. 42- در« كتاب الاطعمة و الاشربة»، در ذیل عنوان كلى« ابواب الاطعمة المحرمة»، 66 باب و در ذیل عنوان كلى« ابواب آداب المائدة»، 112 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الاطعمة المباحة»،

139 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الاشربة المباحة»، 35 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب الاشربة المحرمة»، 41 باب ذكر شده است. 43- در «كتاب الغصب»، 9 باب ذكر شده است. 44- در «كتاب الشفعة»، 12 باب ذكر شده است. 45- در «كتاب احیاء الموات»، 20 باب ذكر شده است. 46- در «كتاب اللقطة»، 23 باب ذكر شده است.

47- در «كتاب الفرائض و المواریث»، در ذیل عنوان كلى «ابواب موانع الارث من الكفر و القتل و الرق»، 24 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب موجبات الارث»، 8 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب میراث الابوین و الاولاد»، 20 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب میراث الاخوة و الاجداد»، 13 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب میراث الاعمام و الاخوال»، 5 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب میراث الازواج»،

18 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب میراث ولاء العتق»، 4 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب ولاء ضمان الجریرة و الامامة»، 7 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب میراث ولد الملاعنة و ما اشبهه»، 12 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب میراث الخنثى و ما اشبهه»، 7 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب میراث الغرقى و المهدوم علیهم»، 6 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب میراث المجوس»، 3 باب ذكر شده است.

48- در «كتاب القضاء»، در ذیل عنوان كلى «ابواب صفات القاضى و ما یجوز ان یقضى به»، 14 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب آداب القاضى»، 12 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب كیفیة الحكم و احكام الدعوى»، 36 باب ذكر شده است. 49- در «كتاب الشهادات»، 56 باب ذكر شده است.

50- در «كتاب الحدود و التعزیرات»، در ذیل عنوان كلى «ابواب مقدمات الحدود و احكامها العامة»، 34 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب حد الزنا»، 50 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب حد اللواط»، 6 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب حد السحق و القیادة»، 5 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب حد القذف»، 28 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب حد المسكر»،

14 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب حد السرقة»، 35 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب حد المحارب»، 7 باب و در ذیل عنوان كلى« ابواب حد المرتد»، 10 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب نكاح البهائم و وطء الاموات و الاستمناء»، 3 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب بقیة الحدود و التعزیرات»، 15 باب و در ذیل عنوان كلى« ابواب الدفاع»، 7 باب ذكر شده است.

51- در «كتاب القصاص»، در ذیل عنوان كلى «ابواب القصاص فى النفس»، 70 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب دعوى القتل و ما یثبت به»، 13 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب قصاص الطرف»، 25 باب ذكر شده است.

52- در «كتاب الدیات»، در ذیل عنوان كلى «ابواب دیات النفس»، 24 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب موجبات الضمان»، 44 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب دیات الاعضاء»، 48 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب دیات المنافع»، 14 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب دیات الشجاج و الجراح»، 9 باب و در ذیل عنوان كلى «ابواب العاقلة»، 15 باب ذكر شده است.

 مرحوم شیخ حر عاملى در جلد پایانى وسائل، بحثى را تحت عنوان «خاتمة الكتاب»، مشتمل بر 12 فایده مهم با عناوین زیر مطرح فرموده ‏اند: «الفائدة الاولى فى ذكر طرق الشیخ الصدوق فى الفقیه»،«الفائدة الثانیة فى ذكر طرق الشیخ الطوسى فى التهذیب و الاستبصار»،«الفائدة الثالثة فى تفسیر عدة الكلینى و سائر مبهماته»،«الفائدة الرابعة فى ذكر الكتب المعتمدة فى تألیف هذا الكتاب»،«الفائدة الخامسة فى طرق المؤلف الى روایة الكتب المذكورة»،

«الفائدة السادسة فى صحة الكتب المعتمدة فى تألیف هذا الكتاب و تواترها و صحة نسبتها و ثبوت احادیثها عن الائمة»، «الفائدة السابعة فى ذكر اصحاب الاجماع و امثالهم كاصحاب الاصول و نحوهم»،«الفائدة الثامنة فى تفصیل بعض القرائن التى تقترن بالخبر»،« الفائدة التاسعة فى ذكر الاستدلال على صحة احادیث الكتب التى نقلنا منها»،

«الفائدة العاشرة فى جواب ما عساه یرد على ما ذكرناه من الاعتراض»،«الفائدة الحادیة عشر فى الاحادیث المضمرة»،«الفائدة الثانیة عشر فى ذكر جملة من القرائن المستفادة من احوال الرجال تفصیلا».

 توجه: ویژگى ‏هایى كه كتاب وسائل الشیعة را از مجموعه‏ هاى روایى دیگر ممتاز نموده ‏اند، عبارتند از: 1- اكتفا به روایات كتب اربعه نكرده بلكه از دیگر كتب معتبر روایى نیز روایت نقل كرده است. 2- اختصاص به احادیث الاحكام دارد. 3- ترتیب آن از نظر كتب و ابواب و فصول و فروع و مسائل به گونه ترتیب كتب فقهى همچون شرایع مرحوم محقق حلى است. 4- با نپرداختن به بحث‏هاى فقهى و رجالى و مشغول نشدن به تصحیح متون و اسانید، تا آن‏جا كه ممكن بوده حجم كتاب را كوچك نموده است.

وضعیت كتاب‏

 مرحوم شیخ حر عاملى، روى هم رفته سه بار كتاب وسائل الشیعة را نوشته است؛ این نكته حاكى از اهمیت دادن وى به صحت و اعتبار این كتاب مى‏ باشد. كتاب وسائل الشیعة، از همان زمان نگارش بسیار مورد استقبال علماى بزرگ شیعه قرار گرفت و از این جهت شرح ‏ها و تعلیقه ‏هاى فراوانى بر آن نگاشته شد؛ برخى از آنها عبارتند از:

تحریر وسائل الشیعة و تحبیر مسائل الشریعة نوشته شیخ حر عاملى.
تعلیقه‏اى بر وسائل الشیعة نوشته شیخ حر عاملى.
شرح وسائل الشیعة نوشته شیخ محمد بن شیخ على بن شیخ عبد النبى بن محمد بن سلیمان بن مقابى معاصر با شیخ یوسف بحرانى.
شرح وسائل الشیعة نوشته حاج مولى محمد رضى قزوینى، شهید در فتنه افاغنه.
مجمع الأحكام، نوشته شیخ محمد بن سلیمان مقابى بحرانى معاصر با شیخ عبد الله سماهیجى.
شرح وسائل الشیعة، نوشته سید ابو محمد حسن بن علامه هادى آل صدر الدین موسى طاب ثراه.
الإشارات و الدلائل إلى ما تقدم أو تأخر فی الوسائل، نوشته حفید علامه صاحب جواهر شیخ عبد الصاحب.
شرح وسائل الشیعة نوشته آیت الله سید ابو القاسم خوئى؛ این كتاب به بیان ما تقدم و ما تأخر و بیان مطالبى كه از روایات باب استفاده مى ‏شود، بیش از آنچه شیخ حُر عاملى استفاده كرده، پرداخته و روایات دیگرى را كه شیخ حُر به آنها اشاره نكرده، ذكر نموده است.

مستدرك الوسائل، نوشته علامه بزرگ محدث نورى، وى در این كتاب روایات فراوانى را كه شیخ حُر عاملى به آنها اشاره نكرده به همان ترتیب كتاب وسائل الشیعة آورده است؛ این كتاب به قدرى ارزش‏مند است كه مرحوم آخوند خراسانى درباره آن فرموده است: بعد از مراجعه به كتاب وسائل الشیعة، با مراجعه به كتاب مستدرك الوسائل، مجتهد یقین به فحص كامل پیدا مى‏كند و مطمئن مى‏ شود كه روایت دیگرى در این باب نیست و گر نه در این دو كتاب مى ‏آمد.

در كتاب وسائل، اسناد روایات بدین گونه آمده است:

در حد زیادى مختصر شده ‏اند بدون آنكه در معناى آنها خللى ایجاد گردد؛ مثلا تنها به نام یا لقب معروف راوى اكتفا شده؛ مانند حمیرى به جاى عبد الله بن جعفر حمیرى.

جمع میان سندها در جایى كه یك روایت از منابع گوناگون و با سندهاى متعدد روایت شده باشد.

در جایى كه متن روایت در منابع گوناگون با هم فرق داشته باشد، كامل‏ترین آنها را آورده و سپس با ظرافت به نكات اضافى یا اختلافى آنها اشاره كرده است.

كتاب رجال‏

 در پایان كتاب وسائل، شیخ حر عاملى یك كتاب رجالى مفید و مختصرى را ارائه داده است؛ وى در این كتاب بسیارى از روات را توثیق نموده و مستند خود را دیگر كتاب‏هاى رجالى معتبر قرار داده است.

منابع‏

 كتاب وسائل الشیعة گرفته شده از معتبرترین منابع روایى شیعه است، مانند: كتاب كافى نوشته شیخ جلیل، ثقة الاسلام محمد بن یعقوب كلینى، كتاب من لا یحضره الفقیه، نوشته شیخ صدوق، كتاب تهذیب و استبصار، نوشته شیخ الطائفه، محمد بن حسن طوسى و بیش از 78 كتاب دیگر كه در اختیار ایشان بوده و مستقیما از آنها روایت نقل كرده و 96 كتاب معتبر روایى شیعه كه نوشته قدماى اصحاب بوده و با واسطه از آنها روایت نقل كرده است.

سند كتاب‏

 شیخ حر عاملى در پایان كتاب سند خود را به تمام كتاب‏ هایى كه از آنها روایت نقل كرده آورده تا روایات كتاب از حالت ارسال و مرسله بودن خارج شده و همگى مستند و مسند شوند و این خود دلیل بر اعتبار و صحت منابع كتاب نزد وى بوده است.

فهرست‏

 شیخ حر، فهرستى براى كتاب وسائل نگاشته است به نام «من لا یحضره الإمام»؛ این فهرست شامل عنوان‏ هاى تمام ابواب كتاب وسائل است و با توجه به اینكه كتاب وسائل تمام مسائل فقه را در ابواب جداگانه آورده، این فهرست دائرة المعارفى غنى و جامع از مباحث فقهى و خلاصه ‏اى از كتاب وسائل شده است و بنا به فرموده مؤلف، این فهرست، خود یك كتاب فقهى است و شامل تمام فتاواى منصوص، مى ‏باشد.

خلاصه‏

 شیخ حر عاملى، كتاب وسائل را خلاصه كرده و نام آن را «هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة» نهاده است و كتاب هدایة الأمة را نیز با نام «بدایة الهدایة» خلاصه كرده است؛ وى در كتاب بدایه واجبات اسلام را 1535 و محرمات را 1448 مورد دانسته است.

نسخه‏ هاى خطى‏

نسخه ‏اى در كتاب‏خانه آستان قدس رضوى در مشهد مقدس: این نسخه به خط مؤلف كتاب است و تاریخ نگارش آن ربیع الاول سال 1072 ق، است؛ این نسخه، اولین نسخه وسائل است.

نسخه ‏اى در كتاب‏خانه حضرت آیة الله نجفى مرعشى در شهر مقدس قم: این نسخه نیز به خط مؤلف بوده و تاریخ نگارش آن 1082 ق، است؛ این نسخه دومین نسخه وسائل است.

نسخه‏ اى دیگر در كتاب‏خانه آستان قدس رضوى در مشهد مقدس كه تاریخ نگارش آن 1114 ق است: این نسخه از روى نسخه سوم مصنف نگاشته شده است و تصحیح و ملحقات آن نیز به خط مصنف بر آن موجود مى ‏باشد.

درباره مولف شیخ حر عاملى‏ – معرفى اجمالى‏

 محدث بزرگ و فقیه دانشمند، صاحب تألیفات ارزش‏مند و گران‏بها، شیخ الاسلام و زعیم شیعه، محمد بن حسن بن على بن محمد بن حسین، معروف به شیخ حر عاملى، در شب جمعه 8 رجب سال 1033 ق در روستاى مشغره در منطقه جبل عامل لبنان، در خانواده‏اى مذهبى، اهل علم و علاقه ‏مند به خاندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به دنیا آمد.

نسب‏ و خاندان‏

وى از نوادگان حر بن یزید ریاحى است؛ همان كه با حسین بودن را بر دنیا و ما فیها ترجیح داد و حریت را با كردار خویش معنا كرد. خاندان شیخ، به خاندان آل حر معروفند كه خاندانى بزرگ و اصیل و ریشه‏ دار بوده‏ اند و فقها و دانشمندان بزرگى را پرورش داده ‏اند.

پدر شیخ حر عاملى، شخصیتى فاضل، دانشمند، صالح، ادیب، فقیه، ثقه، حافظ و آگاه به فنون عربى و مورد مراجعه عموم مردم بوده است. عموى وى شیخ محمد بن على بن محمد حر عاملى، صاحب كتاب الرحلة، حواشى و تعلیقات و فوائد و دیوان شعر بزرگى است.

 پسر عمویش حسن بن محمد بن على، دانشمندى فاضل و ادیب بود و جدّش شیخ على بن محمد حر عاملى، عالمى جلیل القدر و عابدى خوش اخلاق و اهل فضل و شعر و ادب بوده است. جد پدرش شیخ محمد بن حسین حُر عاملى نیز اهل علم و دانش و افضل عصر خود در شرعیات بود كما اینكه فرزندش شیخ محمد بن محمد، افضل عصر خود در عقلیات بود.

شخصیت علمى‏

 شیخ حُر عاملى از برجسته ‏ترین علماى شیعه در قرن یازدهم هجرى به شمار مى‏ آید. او داراى تألیفاتى ارزنده و شخصیتى مورد احترام نزد علماى شیعه است.

 او یكى از چهره‏ هاى بزرگى است كه مذهب شیعه را با روایات اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) بیش از پیش غنى ساخت و آثارى را بعد از خود بر جاى نهاد كه سزاوار ستایش و تقدیر است. وى یكى از حلقه ‏هاى محكم و ارزش‏مند شیعه براى اتصال به روایات امامان معصوم و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

شخصیت ادبى‏

وى شاعر و ادیبى توانا بوده است، شاهد صادق این مدعا یكى دیوان شعر وى است كه مشتمل بر حدود بیست هزار بیت مى‏ باشد و دیگرى منظومه‏ هاى متعددى است كه در مورد مسائل گوناگون فقهى، تاریخى و… سروده است. اشعار او بیشتر در مدح و ستایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) است.

 از ویژگى‏ هاى شعر او طولانى بودن است. او قصیده ‏اى در مدح پیامبر و اهل بیت آن حضرت دارد كه بیش از صد بیت است و قصیده ‏اى در معجزات و فضایل پیامبر و اهل بیت آن حضرت سروده كه شامل چهار صد بیت مى باشد. او در شیوه ‏هاى شعرى از مهارت خاصى برخوردار بوده است؛ مثلا 29 قصیده در مدح اهل بیت دارد كه مجموعه ابیات هر قصیده را با یكى از حروف الفبا قافیه بسته است.

 در قصیده ‏اى دیگر چهار طرف هر بیت را با یك كلمه آورده است و در قصیده ‏اى تمام ابیات را بدون الف آورده است. از جمله اشعار اوست:

          لئن طاب لی ذكر الحبائب إننی            أرى مدح أهل البیت أحلى و أطیبا

یعنى «اگر یاد دوستان لذت‏ب خش است، براى من مدح اهل بیت شیرین ‏تر و لذت‏ بخش‏ تر است.»

بى‏ پروایى و حاضر جوابى‏

گویند در زمان اقامتش در اصفهان، روزى وارد مجلس شاه سلیمان صفوى شد و بى‏ آنكه درخواست اذن نماید بر كناره تختى كه شاه بر آن نشسته بود، نشست، در حالى كه بین شاه و او تنها یك بالش فاصله بود. شاه از اهل مجلس در باره وى پرسش نمود، گفتند:

او دانشمندى بزرگ از دانشمندان تازى است كه وى را محمد بن الحسن الحر العاملى مى‏ خوانند. شاه كه هرگز كسى را این‏گونه بى ‏پروا در برابر خویش ندیده بود، به او رو كرد و گفت: تفاوت میان حر و خر چقدر است؟ وى فورا پاسخ داد یك متكا (بالش). شاه از بى ‏پروایى و حاضر جوابى او شگفت ‏زده شد.

فرزند زمانه خویش‏

 ایشان، رساله ‏اى در باره كشیدن توتون نوشته كه حاكى از توجه وى به مسائل زمانه خویش است.

سخنان علما

 سید على خان مدنى، شارح صحیفه سجادیه درباره ایشان مى‏ فرماید: «شیخ محمد بن حسن بن على بن محمد حر شامى عاملى، شخصیتى برجسته و داراى مقام و منزلتى علمى است كه سخن، در معرفى او ناتوان است. فواید ارزش‏مند نوشته ‏هایش تمام جهان را فرا گرفته و همچون ابر بارانى تمام سرزمین‏ها را از قطرات حیات‏ بخش بارانش سیراب ساخته است.

تألیفات او بر پیشانى روزگار همچون مروارید مى‏ درخشد و كلماتش در میان سطرها همچون گوهرهایى گران‏بها و كنار هم چیده شده است». صاحب مقابس الأنوار در باره ایشان مى‏ فرماید: «عالم فاضل، ادیب، فقیه، محدث كامل، جمع آورنده روایات و احادیث، و مرتب كننده آن اسرار نورانى، شیخ محمد بن حسن حر عاملى مشغرى طوسى كه خداوند با فضل قدوسى خود با ایشان رفتار نماید…».

 علامه امینى در كتاب ارزش‏مند «الغدیر» در باره ایشان مى‏ فرماید:«او مرواریدى بر تاج زمان و نقطه ‏اى درخشان بر پیشانى فضیلت است. هر گاه در پى شناخت ایشان برآیى، ایشان را آگاه به هر فنى خواهى یافت. جملات مدح و ستایش در معرفى او ناتوانند.

گویا او تندیس علم و دانش و ادب و تجسم فضل و كمال است. از آثار او، نگارش احادیث ائمه اهل بیت (علیهم السلام) در اثبات امامت و نشر فضایل و جمع ‏آورى احكام و حكمت‏ها و مدح و ستایش آنان است و تألیفات ارزش‏مندش یاد او را جاودان ساخته است».

محدث قمى درباره او مى ‏نویسد: «محمد بن حسن بن على مشغرى، شیخ محدثان و بافضیلت ‏ترین متبحران، عالم، فقیه هوشیار، محدث پارسا، ثقه جلیل القدر و سرچشمه بزرگوارى ‏ها و فضیلت‏ها و داراى تألیفات سودمندى است.»

سفرها

 وى تا سن چهل سالگى در جبل عامل زندگى مى‏ كرد و در طول این مدت دو بار به سفر حج مشرف شد. در سال 1073 ق، براى زیارت ائمه معصومین( علیهم السلام) به عراق رفت و از آن‏جا براى زیارت امام رضا (علیه السلام) عازم مشهد مقدس گشت و در آن‏جا ساكن شد.

در سال 1087 و 1088 نیز دو بار به زیارت حج و ائمه معصومین (علیهم السلام) در عراق مشرف شد و بعد از آن به اصفهان رفت و به دیدار علماى بزرگ اصفهان مانند علامه مجلسى نایل آمد و در همان سفر وى و مجلسى به یك‏دیگر اجازه روایت دادند. بعد از آن به مشهد مقدس بازگشت و تا آخر عمر در آن‏جا ماند.

حادثه مكه‏

در سال 1088 ق، ترك‏ هاى تحت امر حكومت عثمانى عده ‏اى ایرانى را به اتهام واهى آلوده كردن خانه خدا به كثافت، قتل عام كردند در حالى كه شیخ حُر عاملى دو روز قبل از این واقعه به شیعیان گوش‏زد كرده بود كه اینها در پى بهانه ‏اى براى كشتار شما هستند و شما از خانه‏ هایتان خارج نشوید. در این واقعه وى، توسط سید موسى بن سلیمان، یكى از اشراف مكه و از سادات حسنى، نجات یافت و از طریق یمن به عراق رفت.

بازگشت به مشهد

 هنگامى كه وى به مشهد بازگشت، از طرف شاه ایران منصوب به مقام «قاضى القضاتى» گردید و بعد از مدت كوتاهى از علماى بزرگ آن سامان گشت. او در مشهد مقدس جلسه درس و بحث تشكیل داده و شاگردان و علماى فراوانى را تربیت نمود. مجلس درس او مملو از طلاب مخلص و كوشا در طلب علوم آل البیت (علیهم السلام) بود. وى در آن شهر مقدس تألیفات ارزش‏مندى را نیز به نگارش درآورده است.

اساتید

 شیخ حُر عاملى در وطن خود جبل عامل در روستاى مشغره نزد اساتید بزرگى به فراگیرى علوم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پرداخت و از آنان بهره‏ هاى فراوانى برد كه اثر مهمى در رشد و نمو او داشت و او را آماده ساخت تا عالمى بزرگ و مجتهدى نام آور گردد. از جمله اساتید وى در روستاى مشغره عبارت بودند از:

پدرش حسن بن على ( درگذشت 1062 ق).
عمویش شیخ محمد بن على حُر عاملى( درگذشت 1081 ق).
جد مادریش شیخ عبد السلام بن محمد.
دایى پدرش شیخ على بن محمود عاملى.

در روستاى جبع نیز در نزد علماى دیگرى به درس مشغول گشت مانند:

شیخ زین الدین بن محمد حسن حفید مرحوم صاحب معالم.
شیخ حسین ظهیرى.

 از محضر علماى فراوان دیگرى نیز بهره برد مانند:

علامه سید حسن حسینى عاملى.
شیخ عبد الله حرفوشى.
مولى محمد طاهر بن محمد حسین شیرازى نجفى قمى.
سید میرزا جزایرى نجفى.
شیخ على نوه شهید ثانى.
استاد محقق آقا حسین خوانسارى.
سید هاشم بحرانى.
مولى محمد كاشى.

شاگردان‏

 برخى از شاگردان یا افرادى كه از وى اجازه روایى گرفته ‏اند، عبارتند از:

شیخ مصطفى بن عبد الواحد بن سیار.
شیخ محمد رضا فرزند شیخ مصطفى.
شیخ حسن فرزند دیگر شیخ مصطفى.
سید محمد بن محمد باقر حسینى اعرجى مختارى نایینى.
سید محمد بن محمد بدیع رضوى مشهدى.
مولى محمد فاضل بن محمد مهدى مشهدى.
سید محمد بن على بن محى الدین موسوى عاملى.
مولى محمد صالح بن محمد باقر قزوینى مشهور به روغنى.
مولى محمد تقى بن عبد الوهاب استرآبادى مشهدى.
مولى محمد تقى دهخوارقانى قزوینى.
سید محمد بن احمد حسینى گیلانى.
سید نور الدین بن سید نعمت الله جزایرى.

تألیفات‏

 شیخ حُر عاملى داراى تألیفات ارزش‏مند و گران‏بهایى است. وى عمر شریف خود را وقف خدمت به شریعت مقدس اسلام و مذهب حق اهل بیت عصمت و طهارت نمود و با وجود مشاغل فراوان مانند شیخ الاسلامى و اشتغال به درس و تربیت علما، تألیفات فراوانى نیز از خود به یادگار نهاده كه یكى از مهم‏ترین و معروف‏ترین آنها كتاب ارزش‏مند «وسائل الشیعة» است كه از زمان نگارش تا این زمان پیوسته مورد توجه و عنایت فقهاى اهل بیت و مجتهدین شیعه قرار گرفته است.

نام كامل این كتاب، تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة است و شامل تمام احادیث احكام شرعى موجود در كتب اربعه و سایر كتب معتبر است و منابع آن به 180 كتاب مى‏ رسد. برخى دیگر از تألیفات وى عبارتند از:

الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیه، این كتاب اولین كتابى است كه به رشته تحریر در آورده است و قبل از ایشان نیز كسى چنین كتابى ننوشته است.

الصحیفة الثانیة من أدعیة علی بن الحسین(علیه السلام)، این كتاب شامل مجموعه دعاهایى است كه در صحیفه سجادیه مشهور نیامده است.

هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة(علیهم السلام)، در سه جلد كوچك كه منتخبى از كتاب وسائل الشیعة با حذف سند و مكررات است.

من لا یحضره الإمام یا فهرست وسائل الشیعة كه مشتمل بر عناوین باب‏ها و تعداد أحادیث هر باب و مضمون احادیث آن است در یك جلد.

الفوائد الطوسیة، در یك جلد و شامل صد فایده در مباحث گوناگون.

إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات در دو جلد، شامل بیش از بیست هزار حدیث و هفتاد هزار سند به نقل از 439 كتاب از شیعه و سنى با ترتیبى زیبا و تهذیب و پرهیز از تكرار در باره معجزات پیامبر و ائمه معصومین(علیهم السلام).

أمل الآمل كه در آن نام علماى جبل عامل و علماى متأخرین از سایر بلاد آمده است.

الإیقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة، رساله‏اى است پیرامون رجعت كه شامل 600 حدیث و 64 آیه قرآن و ادله فراوان و كلماتى از قدما و متأخرین است و به طرح شبهات و جواب آنها در باره رجعت پرداخته است.

رسالة فی الرد على الصوفیة، كه شامل هزار حدیث در ردّ آنان است.
تواتر القرآن.
بدایة الهدایة، در واجبات و محرمات منصوصه از اول تا آخر فقه. شیخ حر در این كتاب واجبات را 1535 و محرمات را 1448 مورد دانسته است.
الفصول المهمة فی أصول الأئمة(علیهم السلام) كه شامل قواعد كلى اصول دین، اصول فقه، فروع فقه و اصول علم طب مى‏باشد.
العربیة العلویة و اللغة المرویة.
دیوان شعر كه شامل بیست هزار بیت شعر است.
منظومة فى المواریث‏
منظومة فى الزكاة
منظومة فى الهندسة
منظومة فى تاریخ النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) و الائمة(علیهم السلام)
رسالة فى الغناء.
تنزیه المعصوم عن السهو و النسیان. و…

وفات‏

 برادر شیخ حر عاملى در كتاب «الدر المسلوك» در باره وفات ایشان مى‏ فرماید: «در روز 21 رمضان سال 1104 ق، غروب خورشید فضیلت و علم و دانش و ماه درخشان علم و عمل و عبادت، شیخ الاسلام و المسلمین، جانشین فقها و روات شیعه، سخن‏گوى هدایت امت و حیات شریعت، راست‏گو در روایات و نقل معجزات وسائل الشیعة، امام خطیب و شاعر ادیب، بنده حقیقى پروردگار بزرگ و بلند مرتبه، شیخ ابو جعفر محمد بن حسن حر عاملى واقع شد.

 او سفر كرده به سوى رحمت خدایش در جوار هشتمین امام شیعیان على بن موسى الرضا (علیه السلام) است. او برادر بزرگ من بود و من در مسجد زیر گنبد در كنار منبر بر او نماز خواندم و او را در ایوان حجره‏اى در صحن روضه در كنار مدرسه میرزا جعفر دفن نمودیم. او 72 سال سن داشت.»

منابع شناخت مهدی موعود  – مشخصات كتاب عیون اخبار الرضا (علیه السلام)

نام کتاب: عیون أخبار الرضا علیه السلام‏
نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على ‏(381 ق‏)
محقق / مصحح: لاجوردى، مهدى
ناشر: نشر جهان
موضوع: گوناگون‏
زبان: عربى‏
تعداد جلد: 2
مكان چاپ: تهران‏‏
سال چاپ: 1378 ق‏ نوبت چاپ: اول‏

کتاب ‌شناسی عیون أخبار الرضا (علیه السلام) – معرفى اجمالى‏

«عیون أخبار الرضا (علیه السلام)»، نوشته شیخ صدوق، ابو جعفر، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى( 305- 381 ق)، از علماى برجسته و چهره ‏هاى سرشناس و از راویان شیعه در قرن چهارم هجرى است.

 این كتاب، به زبان عربى است و روایت‏ هاى پیرامون امام رضا(علیه السلام) و مجموعه روایاتى كه از آن حضرت روایت شده، در آن جمع ‏آورى شده است.

 شیخ صدوق، این كتاب را براى هدیه به كتاب‏خانه صاحب بن عباد دیلمى، وزیر وقت و حاكم شیعى آن دوران نگاشته است. صاحب بن عباد در مدح و ستایش امام رضا (علیه السلام) اشعارى را مى ‏سراید و آن را به شیخ صدوق هدیه مى‏ دهد و شیخ نیز این كتاب را در پاسخ به هدیه ایشان، به نگارش درمى‏ آورند.

 كتاب عیون اخبار الرضا، از معتبرترین منابع روایى شیعه است كه مانند دیگر كتاب‏ هاى شیخ صدوق، از ارزش و اعتبار خاصى برخوردار است. این كتاب، در شرح و توضیح بسیارى از عقاید شیعه كتابى ارزش‏مند و مفید مى ‏باشد. شیخ صدوق، با جمع ‏آورى سخنان و بحث‏ هاى امام رضا (علیه السلام) با دیگر دانشمندان آن دوران، بسیارى از مباحث مهم اسلامى را مطرح كرده است.

مرحوم میر داماد، در مدح این كتاب، اشعارى به زبان عربى با این مضامین سروده است: «كتاب عیون اخبار الرضا، كتابى شفاف است كه قلب انسان را شفا مى‏ دهد. در تمام روزگار و در نگاه هیچ بیننده ‏اى كتابى مانند این كتاب نگاشته نشده است. این كتاب، با شیوه‏اى شگفت‏ انگیز، مانند خورشید از نور هدایت مى‏ درخشد و آرزوى قلب را برآورده مى‏ سازد».

ساختار – گزارش محتوا

 كتاب، مجموعا داراى یك مقدمه و 69 باب است. پاره‏اى از ابواب كتاب، به این شرح است:

  1. باب العلة التى من اجلها سمى على بن موسى (علیه السلام) الرضا.
  2. باب فى ذكر ما جاء فى ام الرضا (علیه السلام) و اسمها.
  3. باب فى ذكر مولد الرضا (علیه السلام).
  4. باب فى نص ابى الحسن موسى بن جعفر (علیه السلام) على ابنه على بن موسى (علیه السلام) بالامامة و الوصیة و یذكر فیها ثمانیة و عشرون نصا.
  5. باب فى ذكر نسخة وصیة موسى بن جعفر (علیه السلام).
  6. باب النصوص على الرضا (علیه السلام) بالامامة فى جملة الائمة الاثنى عشر (علیهم السلام).
  7. باب جمل من اخبار موسى بن جعفر (علیه السلام) مع هارون الرشید و مع موسى بن المهدى.
  8. باب الاخبار التى رویت فى صحة وفاة ابى ابراهیم موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب (علیه السلام).
  9. باب من قتله الرشید من اولاد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فى لیلة واحدة بعد قتله لموسى بن جعفر (علیه السلام) سوى من قتل منهم فى سائر الایام و اللیالى.
  10. باب السبب الذى من اجله قیل بالوقف على موسى بن جعفر (علیه السلام).
  11. باب ما جاء عن الرضا (علیه السلام) من الاخبار فى التوحید و خطبة الرضا (علیه السلام) فى التوحید.
  12. باب ذكر مجلس الرضا (علیه السلام) مع اهل الادیان و اصحاب المقالات فى التوحید عند المأمون.
  13. باب فى ذكر مجلس الرضا (علیه السلام) مع سلیمان المروزى متكلم خراسان عند المأمون فى التوحید.
  14. باب ذكر مجلس آخر للرضا (علیه السلام) عند المأمون مع اهل الملل و المقالات و ما اجاب به على بن محمد بن الجهم فى عصمة الانبیاء (علیهم السلام).
  15. باب ذكر مجلس آخر للرضا (علیه السلام) عند المأمون فى عصمة الانبیاء (علیهم السلام).
  16. باب ما جاء عن الرضا (علیه السلام) فى حدیث اصحاب الرس.
  17. باب ما جاء عن الرضا (علیه السلام) فى قول الله عز و جل:«و فدیناه بذبح عظیم».
  18. باب ما جاء عن الرضا (علیه السلام) فى قول النبى (صلی الله علیه و آله و سلم):« انا ابن الذبیحین».
  19. باب ما جاء عن الرضا(علیه السلام) فى علامات الامام.
  20. باب ما جاء عن الرضا(علیه السلام) فى وصف الامامة و الامام و ذكر فضل الامام و رتبته.
  21. باب ما جاء عن الرضا(علیه السلام) فى تزویج فاطمة(علیها السلام).
  22. باب ما جاء عن الرضا(علیه السلام) فى الایمان و انه معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل.
  23. باب فى ذكر مجلس الرضا(علیه السلام) مع المأمون فى الفرق بین العترة و الامة.
  24. باب ما جاء عن الرضا(علیه السلام) من خبر الشامى و ما سأل عنه امیر المؤمنین(علیه السلام).
  25. باب ما جاء عن الرضا(علیه السلام) فى زید بن على(علیه السلام).
  26. باب ما جاء عن الرضا(علیه السلام) من الاخبار النادرة فى فنون شتى.
  27. باب ما جاء عن الرضا(علیه السلام) فى هاروت و ماروت.
  28. باب فى ما جاء عن الرضا(علیه السلام) من الاخبار المتفرقة.
  29. باب ما جاء عن الرضا(علیه السلام) فى صفة النبى(صلی الله علیه و آله و سلم) من الاخبار المنثورة عن الرضا(علیه السلام).
  30. باب فى ما جاء عن الرضا(علیه السلام) من الاخبار المجموعة.
  31. باب ما جاء عن الرضا(علیه السلام) من العلل.
  32. باب ذكر ما كتب به الرضا(علیه السلام) الى محمد بن سنان فى جواب مسائله فى العلل.

وضعیت كتاب‏

 این كتاب، بسیار مورد توجه علما و اندیشمندان اسلامى قرار گرفته است و ترجمه ‏ها و شروح فراوانى بر آن نگاشته شده، مانند:

  1. ترجمه ‏اى از محمد صالح بن محمد باقر قزوینى.
  2. ترجمه عیون از سید جلیل میرزا ذبیح الله بن میرزا هدایة الله.
  3. ترجمه ‏اى از مولى على بن طیفور بسطامى.
  4. ترجمه اى از سید على بن محمد بن اسد الله امامى.
  5. ترجمه ‏اى توسط حاج شیخ محمد تقى بن محمد باقر اصفهانى.
  6. ترجمه‏ اى به نام كاشف النقاب.
  7. ترجمه ‏اى به نام بركات المشهد المقدس.
  8. ترجمه عیون، نوشته یكى از افاضل مشهد رضوى، در سال 1245 ق كه به امر سید محمد بن سید دلدار على نقوى نصیرآبادى نوشته شده است.
  9. ترجمه علامه مجلسى از بخش‏هایى از كتاب، مانند ترجمه خطبه امام در توحید و…
  10. شرح عیون أخبار الرضا، نوشته على اصغر بن سید حسین، حكیم بن سید على شوشترى.
  11. شرح كتاب، توسط محمد على حزین بن شیخ ابو طالب زاهدى گیلانى.
  12. شرح عیون أخبار الرضا، نوشته سید نعمت الله جزایرى.
  13. شرح عیون أخبار الرضا، نوشته مولى هادى بنابى.
  14. شرح خطبة الرضا، نوشته حسن بن على گوهر قراچه‏ داغى كه شرح خطبه توحید این كتاب است.

درباره مولف – شیخ صدوق‏ ولادت‏

محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى، مشهور به «شیخ صدوق»، در سال 305 هجرى قمرى، در خاندان علم و تقوى، در شهر قم دیده به جهان گشود.

(سالهاى 306 و 307 نیز براى ولادت شیخ ذكر شده است)

ولادت صدوق از زبان شیخ طوسى: شیخ طوسى جریان ولادت وى را چنین نقل نموده: على بن بابویه با دختر عموى خود ازدواج كرده بود؛ ولى از او فرزندى به دنیا نیامد. او در نام ه‏اى از حضور شیخ ‏ابو القاسم، حسین بن روح تقاضا كرد تا از محضر حضرت ‏بقیة الله عجل الله تعالى فرجه بخواهد براى او دعا كند تا خداوند اولاد صالح و فقیه به او عطا نماید.

پس از گذشت مدتى از ناحیه آن حضرت این گونه جواب رسید: «تو از این همسرت صاحب فرزند نخواهى شد؛ ولى به زودى كنیزى دیلمیه نصیب تو مى ‏شود كه از او داراى دو پسر فقیه خواهى گشت.» شیخ صدوق نیز، جریان ولادت خود را كه با تقاضاى كتبى پدرش از محضر امام زمان عجل الله تعالى فرجه و دعاى آن حضرت بوده، در كتاب‏ كمال الدین به صورت حدیث آورده و مى ‏افزاید:

 هرگاه ابو جعفر محمد بن على الاسود مرا مى ‏دید كه براى فرا گرفتن علم و دانش به محضر استاد مى‏ روم به من مى‏ فرمود: «این میل و اشتیاق به علم و دانش كه در تو وجود دارد مایه شگفتى نیست؛ زیرا تو به دعاى امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف متولد شده ‏اى.

خاندان‏

 پدر بزرگوارش، على بن حسین بن بابویه قمى، از برجسته ‏ترین علما و فقهاى بزرگ زمان خود بود. در آن روزگار، با آنكه عالمان و محدثان بسیارى در قم مى ‏زیستند، پرچم هدایت و مرجعیت فتوا بر دوش این عالم عابد و محدث زاهد و صاحب كرامات، یعنى على بن بابویه (پدر شیخ صدوق) بوده است.

 او دكه ‏اى كوچك در بازار قم داشت كه از راه كسب و تجارت و در نهایت زهد و عفاف، امرار معاش مى‏كرد و ساعاتى از روز را نیز در منزل خود به تدریس و تبلیغ احكام و نقل روایات مى ‏پرداخت.

شخصیت علمى‏

شیخ صدوق از بزرگترین شخصیت‏ هاى جهان اسلام و از برجسته ‏ترین چهره ‏هاى درخشان علم و فضیلت است. او كه نزدیك به عصرائمه علیهم السلام مى‏ زیست، با جمع ‏آورى روایات‏ اهل بیت علیهم السلام و تالیف كتاب‏ هاى نفیس و با ارزش، خدمات ارزنده و كم‏ نظیرى به اسلام و تشیع كرد.

شیخ صدوق بیش از بیست سال از دوران پر بركت حیات پدر را درك كرد و در این مدت از محضر پدر و سایر علماى قم كسب علم و حكمت كرد. او در سن 22 یا 23 سالگى بود كه پدر بزرگوارش دار فانى را وداع كرد. از آن پس وظیفه سنگین نشر احادیث ‏آل محمد صلى الله علیهم اجمعین و هدایت امت به عهده وى قرار گرفت و دوران جدیدى از زندگى او آغاز گردید.

سخن بزرگان‏

شیخ طوسى در معرفى شیخ صدوق مى‏ گوید: «او دانشمندى جلیل القدر و حافظ احادیث بود. از احوال رجال، كاملا آگاه و در سلسله احادیث، نقادى عالى مقام به شمار مى ‏آمد. بین بزرگان قم، از نظر حفظ احادیث و كثرت معلومات مانند نداشت و در حدود سیصد اثر تالیفى از خود به یادگار گذاشته است.»

رجالى كبیر، نجاشى، چنین مى‏ نویسد:«ابو جعفر (شیخ صدوق) ساكن رى، فقیه و چهره برجسته شیعه در خراسان است، او به بغداد نیز وارد شد و با این كه در سن جوانى بود همه بزرگان شیعه از او استماع حدیث مى‏ كردند.»

علامه بحرانى مى‏ گوید: «جمعى از اصحاب ما، از جمله علامه در «مختلف»، شهید در «شرح ارشاد» و سید محقق داماد، روایات مرسله صدوق را صحیح مى‏ دانند و به آنها عمل مى كنند؛ زیرا همان گونه كه روایات مرسله ابن ابى عمیر پذیرفته شده، روایات مرسله صدوق هم مورد قبول واقع شده است.»

اساتید

پدر بزرگوارش على بن حسین بن موسى بن بابویه قمى
محمد بن حسن بن احمد بن ولید
حمزة بن محمد بن احمد بن جعفر بن محمد بن زید بن‏على علیه السلام
ابو الحسن، محمد بن قاسم
ابو محمد، قاسم بن محمد استرآبادى
ابو محمد، عبدوس بن على بن عباس گرگانى
محمد بن على استرآبادى‏

شاگردان‏

برادرش حسین بن على بن موسى بن بابویه قمى
شیخ مفید
شیخ ثقة الدین حسن بن حسین بن على بن موسى بن بابویه، برادرزاده صدوق
على بن احمد بن عباس، پدر شیخ نجاشى
ابو القاسم، على بن محمد بن على خزاز
ابن غضائرى، ابو عبدالله، حسین بن عبید الله بن ابراهیم
شیخ جلیل، ابو الحسن، جعفر بن حسین حسكه قمى، استاد شیخ طوسى
شیخ ابو جعفر، محمد بن احمد بن عباس بن فاخر دوریستى، معاصر شیخ طوسى
ابو زكریا، محمد بن سلیمان حمرانى
شیخ ابو البركات، على بن حسن خوزى‏

تالیفات‏

 تالیفات فراوان و گوناگون وى در علوم و فنون مختلف اسلامى، هر كدام گوهرى تابناك و گنجینه‏ اى پایان ناپذیر است كه هم اكنون نیز با گذشت بیش از یك هزار سال از تاریخ تالیف آنها، به جاى فرسودگى و بى‏ رونقى، روز به روز بر ارزش و اعتبار آن افزوده شده و جایگاهى بس رفیع و والا یافته ‏اند و در صدر قفسه كتابخانه‏ ها و در سینه فقها و دانشمندان جاى دارند.

 از جمله تألیفات ایشان است:

من لا یحضره الفقیه
مدینة العلم
كمال الدین و تمام النعمة
التوحید
الخصال
معانی الأخبار
عیون أخبار الرضا علیه السلام
الأمالی
المقنع فی الفقه
الهدایة بالخیر

وفات‏

این عالم بزرگ و آخرین بازمانده خاندان صدوق، پس از عمرى طولانى و پر بركت در سال 381 هجرى دیده از جهان فانى فرو بست و به سراى باقى شتافت.


دسترسی سریع و آسان به راهکار و محتوا برای مناسبت‌های نیمه شعبان، غدیر، محرم و فاطمیه
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.

فهرست مطالب محرم فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا