آثار نوشتاری و اجرایی نیمه شعبانبزرگسالمتنیمخاطبینمعرفی کتاب نیمه شعباننوجواننوع محتوانیمه شعبان

کتاب داستان هایی از امام زمان علیه السلام – معرفی کتاب نیمه شعبان

کتاب داستان هایی از امام زمان علیه السلام (بيش از 130 داستان بحارالانوار)

مؤلف محترم کتاب داستان هایی از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، با هدف ترویج فرهنگ مهدویت و نشر معارف امام زمان علیه السلام اقدام به جمع آوری و ترجمه یکصد و سی و نه داستان از کتاب گران سنگ بحار الانوار جلدهای 51 و 52 و 53 آن کتاب – که به آن حضرت اختصاص دارد – نموده است.

مشخصات کتاب

نام کتاب: کتاب داستان هایی از امام زمان علیه السلام (بيش از 130 داستان بحارالانوار)
پدیدآورنده: حسن ارشاد
ناشر: مسجد مقدس جمکران



بخشی از کتاب داستان هایی از امام زمان علیه السلام

 حکیمه خاتون، دختر امام محمّد تقی علیه السلام و عمّه امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید: ابا محمّد، حسن بن علی علیهما السلام شخصی را نزد من فرستاد و پیغام داد:

«عمّه جان! امشب برای افطار نزد ما بیا که شب نیمه شعبان است، خداوند تبارک و تعالی امشب حجّت خود را که حجّت او در روی زمین است، آشکار می سازد.» من خدمت آن حضرت شرفیاب شدم، عرض کردم: مادر او کیست؟فرمود: نرجس. عرض کردم: فدایت گردم؛ قسم به خدا! من اثری از حاملگی در او نمی بینم. فرمود: بدان! حقیقت همین است که من به تو می گویم.

پس از این گفت و گو وارد اندرون خانه حضرت شده سلام کردم و نشستم. نرجس خاتون کفش مرا درآورده و فرمود: بانوی من! حالتان چطور است؟ عرض کردم: بانوی من و خاندان من، تو هستی.

فرمود: این چه حرفی است که می زنید[من کجا و این مقام بزرگ؟] عرض کردم: دخترم! خداوند  تبارک و تعالی امشب پسری به تو عطا خواهد نمود که سروَر دنیا و آخرت است. آنگاه او در حالی که آثار حجب و حیا در او نمایان بود، آرام نشست. پس از آن که نماز عشا را خواندم و افطار کردم، به بستر رفته و خوابیدم.

نیمه شب برای ادای نماز شب برخاستم. وقتی نمازم به پایان رسید، نرجس خاتون خوابیده بود و هیچ اثری از زایمان در او دیده نمی شد. مشغول تعقیبات نماز شدم. دوباره خوابیدم؛ ناگهان با هراس از خواب پریدم، دیدم نرجس خاتون آرمیده و خواب است.

در این هنگام، به وعده امام شک کردم. ناگاه امام علیه السلام از اتاق خویش با صدای بلند فرمود: «عمّه جان! عجله نکن نزدیک است.» شروع به قرائت سوره «الم سجده» و «یس» نمودم. هنگام قرائت من، نرجس خاتون با هراس از خواب پرید. به طرف او رفتم و گفتم: اسم اللّه علیکِ، آیا چیزی احساس می کنی؟ فرمود: «آری، عمّه جان!». عرض کردم: برخود مسلّط باش و دل قوی دار، این همان است که به تو گفتم.

برای دانلود کتاب داستان هایی از امام زمان علیه السلام به PDF مراجعه کنید. 

دانلود کتاب داستان هایی از امام زمان علیه السلام


دسترسی سریع و آسان به راهکار و محتوا برای مناسبت‌های نیمه شعبان، غدیر، محرم و فاطمیه
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.

فهرست مطالب محرم فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا