آثار صوتی فاطمیهادعیه و زیارات فاطمیهبزرگسالفاطمیهفایل صوتیمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوا

حدیث کساء

حدیث کساء (حدیثی در فضیلت پیامبر صلی الله عیه وآله و خاندان مطهرش)

آیة الله مکارم شیرازی در توضیحى درباره حدیث کساء در مفاتیح نوین می نویسد: اصل حدیث کساء میان شیعه و اهل سنّت بسیار مشهور و معروف است و جاى هیچ گونه تردیدى نیست.

که رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در منزل حضرت زهرا (علیها السلام)، و یا در خانه خودش زیر پارچه اى شبیه عبا قرار گرفت و حضرت على و حضرت فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) را زیر آن جاى داد و از آنان به عظمت و بزرگى یاد نمود.

و آن جمع را مصداق آیه: «اِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً؛ همانا خداوند مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد» معرّفى کرد.

آنچه در اینجا به عنوان حدیث کساء نقل مى شود، حدیث مشروح و مفصلى است که برابر روایتى، خواندن آن به این نحو، داراى پاداش و آثار و برکات فراوانى است.

و در ذیل آن آمده است: «در هر محفلى که شیعیان و علاقه مندان ما این حدیث را بخوانند، رحمت الهى بر آنان نازل مى شود، فرشتگان براى آن ها استغفار مى کنند، اندوهِ غم زدگان برطرف مى شود و حاجات روا خواهد شد».


فایل صوتی حدیث کساء با صدای آقای فرهمند


فایل صوتی حدیث کساء با صدای آقای صادقی


متن حدیث کساء

 

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراَّءِ عَلَیهَا السَّلامُ

از فاطمه زهرا سلام اللّه

 

بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ

علیها دختر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله

 

 قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ

 جابر گوید شنیدم از فاطمه زهرا که فرمود:

 

دَخَلَ عَلَی اَبی رَسُولُ اللَّهِ فی بَعْضِ الاْیامِ

وارد شد بر من پدرم رسول خدا در بعضی از روزها

 

 فَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا فاطِمَةُ

 و فرمود: سلام بر تو ای فاطمه

 

فَقُلْتُ عَلَیک السَّلامُ قالَ

در پاسخش گفتم: بر تو باد سلام فرمود:

 

اِنّی اَجِدُ فی بَدَنی ضُعْفاً

من در بدنم سستی و ضعفی درک می کنم،

 

فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُک بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ

 گفتم: پناه می دهم تو را به خدا ای پدرجان از سستی و ضعف

 

فَقَالَ یا فاطِمَةُ  ایتینی بِالْکساَّءِ الْیمانی

فرمود: ای فاطمه بیاور برایم کساء یمانی را

 

فَغَطّینی بِهِ فَاَتَیتُهُ بِالْکساَّءِ الْیمانی

و مرا بدان بپوشان من کساء یمانی را برایش آوردم

 

 فَغَطَّیتُهُ بِهِ وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیهِ

و او را بدان پوشاندم و هم چنان بدو می نگریستم

 

وَاِذا وَجْهُهُ یتَلاَلَؤُ کاَنَّهُ الْبَدْرُ فی لَیلَةِ تَمامِهِ  وَکمالِهِ

و در آن حال چهره اش می درخشید همانند ماه شب چهارده

 

 فَما کانَتْ اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِی الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ

 پس ساعتی نگذشت که دیدم فرزندم حسن وارد شد

 

 وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا اُمّاهُ

و گفت سلام بر تو ای مادر

 

فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا قُرَّةَ عَینی

 گفتم: بر تو باد سلام ای نور دیده ام

 

وَثَمَرَةَ فُؤ ادی فَقالَ یا اُمّاهُ اِنّی اَشَمُّ

و میوه دلم گفت: مادرجان من استشمام می کنم

 

عِنْدَک راَّئِحَةً طَیبَةً کاَنَّها راَّئِحَةُ

در نزد تو بوی خوشی، گویا بوی

 

جَدّی رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّک

جدم رسول خدا است گفتم: آری همانا جد تو

 

تَحْتَ الْکساَّءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ نَحْوَ الْکساَّءِ

در زیر کساء است پس حسن بطرف کساء رفت

 

 وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا جَدّاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ

 و گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار

 

 اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَدْخُلَ مَعَک تَحْتَ الْکساَّءِ

 ای رسول خدا آیا به من اذن می دهی که وارد شوم با تو در زیر کساء؟

 

فَقالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا صاحِبَ حَوْضی

فرمود: بر تو باد سلام ای فرزندم و ای صاحب حوض من

 

 قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْکساَّءِ

 اذنت دادم پس حسن با آن جناب بزیر کساء رفت

 

  فَما کانَتْ اِلاّ ساعَةً وَاِذا بِوَلَدِی الْحُسَینِ قَدْ اَقْبَلَ

ساعتی نگذشت که فرزندم حسین وارد شد

 

وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا اُمّاهُ

 و گفت: سلام بر تو ای مادر

 

فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی

گفتم: بر تو باد سلام ای فرزند من

 

وَیا قُرَّةَ عَینی وَثَمَرَةَ فُؤ ادی فَقالَ لی

و ای نور دیده ام و میوه دلم فرمود:

 

 یا اُمّاهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک راَّئِحَةً طَیبَةً

مادر جان من در نزد تو بوی خوشی استشمام می کنم

 

کاَنَّها راَّئِحَةُ جَدّی رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ

 گویا بوی جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است

 

 فَقُلْتُ نَعَمْ  اِنَّ جَدَّک وَاَخاک تَحْتَ الْکساَّءِ

گفتم آری همانا جد تو و برادرت در زیر کساء هستند

 

فَدَنَی الْحُسَینُ نَحْوَ الْکساَّءِ

حسین نزدیک کساء رفته

 

وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا جَدّاهُ اَلسَّلامُ عَلَیک

گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار، سلام بر تو ای

 

 یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَکونَ مَعَکما تَحْتَ الْکساَّءِ

کسی که خدا او را برگزید آیا به من اذن می دهی که داخل شوم با شما در زیر کساء

 

فَقالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا وَلَدی

فرمود: و بر تو باد سلام ای فرزندم

 

وَیا شافِعَ اُمَّتی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ

 و ای شفاعت کننده امتم به تو اذن دادم پس او نیز با

 

مَعَهُما تَحْتَ الْکساَّءِ فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِک

آن دو در زیر کساء وارد شد در این هنگام

 

اَبُوالْحَسَنِ عَلِی بْنُ اَبی طالِبٍ

 ابوالحسن علی بن ابیطالب وارد شد

 

وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ

و فرمود سلام بر تو ای دختر رسول خدا

 

فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ

 گفتم: و بر تو باد سلام ای ابا

 

یا اَبَاالْحَسَنِ وَ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ

سلام ای اباالحسن و ای امیر مؤمنان

 

فَقالَ  یا فاطِمَةُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک رائِحَةً

 فرمود: ای فاطمه من بوی خوشی نزد تو استشمام می کنم

 

طَیبَةً کاَنَّها راَّئِحَةُ اَخی وَابْنِ عَمّی رَسُولِ اللَّهِ

گویا بوی برادرم و پسر عمویم رسول خدا است؟

 

فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ وَلَدَیک تَحْتَ الْکساَّءِ

گفتم: آری این او است که با دو فرزندت در زیر کساء هستند

 

فَاَقْبَلَ عَلِی نَحْوَ الْکساَّءِ

 پس علی نیز بطرف کساء رفت

 

وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا رَسُولَ اللَّهِ اَتَاْذَنُ

و گفت سلام بر تو ای رسول خدا آیا اذن می دهی

 

لی اَنْ اَکونَ مَعَکمْ تَحْتَ الْکساَّءِ

که من نیز با شما در زیر کساء باشم

 

قالَ لَهُ وَعَلَیک السَّلامُ یا اَخی یا وَصِیی

رسول خدا به او فرمود: و بر تو باد سلام ای برادر من و ای وصی

 

وَخَلیفَتی وَصاحِبَ لِواَّئی قَدْ اَذِنْتُ لَک

و خلیفه و پرچمدار من به تو اذن دادم

 

فَدَخَلَ عَلِی تَحْتَ الْکساَّءِ

پس علی نیز وارد در زیر کساء شد،

 

 

ثُمَّ اَتَیتُ نَحْوَ الْکساَّءِ 

در این هنگام من نیز بطرف کساء رفتم

 

وَقُلْتُ اَلسَّلامُ عَلَیک یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللَّهِ

و عرض کردم سلام بر تو ای پدرجان ای رسول خدا

 

اَتَاْذَنُ لی اَن اَکونَ مَعَکمْ تَحْتَ الْکساَّءِ

آیا به من هم اذن می دهی که با شما در زیر کساء باشم؟

 

قالَ وَعَلَیک السَّلامُ یا بِنْتی

فرمود: و بر تو باد سلام ای دخترم

 

وَیا بَضْعَتی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلْتُ

و ای پاره تنم به تو هم اذن دادم، پس من نیز

 

تَحْتَ الْکساَّءِ فَلَمَّا اکتَمَلْنا جَمیعاً 

به زیر کساء رفتم، و چون همگی جمع شدیم

 

تَحْتَ الْکساَّءِ اَخَذَ اَبی رَسُولُ اللَّهِ

در زیر کساء پدرم رسول خدا

 

بِطَرَفَی الْکساَّءِ وَاَوْمَئَ بِیدِهِ الْیمْنی اِلَی السَّماَّءِ

دو طرف کساء را گرفت و با دست راست  بسوی آسمان اشاره کرد

 

وَقالَ اَللّهُمَّ اِنَّ هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَیتی وَخاَّصَّتی وَحاَّمَّتی

 و فرمود: خدایا اینانند خاندان من و خواص ونزدیکانم

 

لَحْمُهُمْ لَحْمی وَدَمُهُمْ دَمی

 گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است

 

یؤْلِمُنی ما یؤْلِمُهُمْ وَیحْزُنُنی ما یحْزُنُهُمْ

می آزارد مرا هرچه ایشان را بیازارد وبه اندوه می اندازد مراهرچه ایشان را به اندوه در آورد

 

اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ

من در جنگم با هر که با ایشان بجنگد و در صلحم با هر که با ایشان درصلح است

 

وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ  وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ

 ودشمنم باهرکس که با ایشان دشمنی کند و دوستم با هر کس که ایشان را دوست دارد

 

اِنَّهُمْ مِنّی وَاَ نَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِک

اینان از منند و من از ایشانم پس بفرست درودهای خود

 

 وَبَرَکاتِک وَرَحْمَتَک وَغُفْرانَک وَرِضْوانَک عَلَی

 و برکتهایت و مهرت و آمرزشت و خوشنودیت را بر من

 

وَعَلَیهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهیراً

 و بر ایشان و دور کن از ایشان پلیدی را و پاکیزه شان کن بخوبی

 

فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا مَلاَّئِکتی 

پس خدای عزوجل فرمود: ای فرشتگان من

 

وَیا سُکانَ سَمواتی اِنّی ما خَلَقْتُ

و ای ساکنان آسمانهایم براستی که من نیافریدم

 

سَماَّءً مَبْنِیةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیةً

آسمان بنا شده و نه زمین گسترده

وَلا قَمَراً مُنیراً  وَلا شَمْساً مُضِیئَةً وَلا

و نه ماه تابان و نه مهر درخشان و نه

 

فَلَکاً یدُورُ وَلا بَحْراً یجْری

فلک چرخان و نه دریای روان

 

وَلا فُلْکاً یسْری اِلاّ فی مَحَبَّةِ هؤُلاَّءِ

و نه کشتی در جریان را مگر بخاطر دوستی این

 

الْخَمْسَةِ الَّذینَ هُمْ تَحْتَ الْکساَّءِ

پنج تن اینان که در زیر کسایند

 

فَقالَ الامینُ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ وَمَنْ

 پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا کیانند

 

تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ عَزَّوَجَلَّ

در زیر کساء؟ خدای عزوجل فرمود:

 

هُمْ اَهْلُ بَیتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ

آنان خاندان نبوت و کان رسالتند:

 

هُمْ فاطِمَةُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها

آنان فاطمه است و پدرش و شوهر و دو فرزندش

 

فَقالَ جِبْراَّئیلُ یا رَبِّ اَتَاْذَنُ لی اَنْ

 جبرئیل عرض کرد: پروردگارا آیا به من هم اذن می دهی

 

اَهْبِطَ اِلَی الارْضِ لاِکونَ مَعَهُمْ سادِساً

که به زمین فرود آیم تا ششمین آنها باشم

 

فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَک

 خدا فرمود: آری به تو اذن دادم

 

فَهَبَطَ الامینُ جِبْراَّئیلُ وَقالَ

پس جبرئیل امین به زمین آمد و گفت:

 

السَّلامُ عَلَیک یا رَسُولَ اللَّهِ

سلام بر تو ای رسول خدا،

 

الْعَلِی الاعْلی یقْرِئُک السَّلامَ

(پروردگار) علی اعلی سلامت می رساند

 

وَیخُصُّک بِالتَّحِیةِ وَالاکرامِ وَیقُولُ لَک

 و تو را به تحیت و اکرام مخصوص داشته و می فرماید:

 

وَعِزَّتی وَجَلالی اِنّی ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیةً

به عزت و جلالم سوگند که من نیافریدم آسمان بنا شده

 

وَلا اَرْضاً مَدْحِیةً وَلا قَمَراً مُنیراً

و نه زمین گسترده و نه ماه تابان

 

 وَلا شَمْساً مُضَّیئَةً وَلا فَلَکاً یدُورُ

و نه مهر درخشان و نه فلک چرخان

 

 وَلا بَحْراً یجْری وَلا فُلْکاً یسْری

 و نه دریای روان و نه کشتی در جریان را مگر

 

 اِلاّ لاَجْلِکمْ وَمَحَبَّتِکمْ

 برای خاطر شما و محبت و دوستی شما

 

وَقَدْ اَذِنَ لی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکمْ

و به من نیز اذن داده است که با شما

 

فَهَلْ تَاْذَنُ لی یا رَسُولَ اللَّهِ

در زیر کساء باشم پس آیا تو هم ای رسول خدا اذنم می دهی؟

 

فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَعَلَیک السَّلامُ

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود و بر تو باد سلام ای

 

یا اَمینَ وَحْی اللَّهِ اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَک

امین وحی خدا آری به تو هم اذن دادم

 

فَدَخَلَ جِبْراَّئیلُ مَعَنا تَحْتَ الْکساَّءِ فَقالَ لاَبی

پس جبرئیل با ما وارد در زیر کساء شد و به پدرم گفت:

 

فَقالَ لاَبی اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحی اِلَیکمْ یقُولُ

 همانا خداوند بسوی شما وحی کرده و می فرماید:

 

اِنَّما یریدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیتِ

(حقیقت این است که خدا می خواهد پلیدی (و ناپاکی) را از شما خاندان ببرد

 

وَیطَهِّرَکمْ تَطْهیراً

و پاکیزه کند شما را پاکیزگی کامل ))

 

فَقالَ عَلِی لآَبی یا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنی  

علی علیه السلام به پدرم گفت: ای رسول خدا به من بگو

 

ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْکساَّءِ

این جلوس (و نشستن ) ما در زیر کساء

 

مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَ اللَّهِ

چه فضیلتی (و چه شرافتی ) نزد خدا دارد؟

 

 فَقالَ النَّبِی وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیاً

پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: سوگند بدان خدائی که مرا به حق به پیامبری

 

وَاصْطَفانی بِالرِّسالَةِ نَجِیاً

 برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق)

 

ما ذُکرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ

برگزید که ذکر نشود این خبر ما در انجمن و محفلی از محافل

 

اَهْلِ الآَرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شَیعَتِنا وَمُحِبّینا

مردم زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند

 

اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَیهِمُ الرَّحْمَةُ وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلاَّئِکةُ

جز آنکه نازل شود بر ایشان رحمت (حق) و فرا گیرند ایشان را فرشتگان

 

وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلی اَنْ یتَفَرَّقُوا

و برای آنها آمرزش خواهند تا آنگاه که از دور هم پراکنده شوند،

 

فَقالَ عَلِی اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَ فازَ شیعَتُنا وَرَبِّ الْکعْبَةِ

علی (علیه السلام) فرمود: با این ترتیب به خدا سوگند ما رستگار شدیم و سوگند به پروردگار کعبه که شیعیان ما نیز رستگار شدند

 

 فَقالَ النَّبِی ثانِیاً یا عَلِی وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیاً

دوباره پیغمبر فرمود: ای علی سوگند بدان که مرا بحق به نبوت

 

وَاصْطَفانی بِالرِّسالَةِ نَجِیاً ما ذُکرَ

برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق ) برگزید ذکر نشود

 

خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ

 این خبر ما درانجمن ومحفلی از محافل

 

اَهْلِ الاَرْضِ وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَمُحِبّینا

مردم زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند

 

وَفیهِمْ مَهْمُومٌ اِلاّ وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ

  و در میان آنها اندوهناکی باشد جز آنکه خدا اندوهش را برطرف کند

 

وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَکشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ

و نه غمناکی جز آنکه خدا غمش را بگشاید

 

وَلا طالِبُ حاجَةٍ اِلاّ وَقَضَی اللّهُ حاجَتَهُ

و نه حاجتخواهی باشد جز آنکه خدا حاجتش را برآورد،

 

فَقالَ عَلِی اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا وَکذلِک شیعَتُنا

 علی گفت: بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم و هم چنین

 

 فازُوا وَسُعِدُوا فِی الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَرَبِّ الْکعْبَة

  سوگند به خدای کعبه که شیعیان ما نیز در دنیا و آخرت رستگار و سعادتمند شدند.

 


برای مشاهده و مطالعه مطالبی که در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها و فاطمیه است می توانید به لینک مطالب فهرست فاطمیه مراجعه نمایید.
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا