آثار نوشتاری و اجرایی نیمه شعبانبزرگسالمتن ادبی و دکلمه نیمه شعبانمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوانیمه شعبان

دکلمه نیمه شعبان – ظهورش آرزوی آخرین ما

دکلمه نیمه شعبان – تو را سوگند بر مردی كه می دانی ظهورش آرزوی آخرین ماست

متن زیر شامل یک دکلمه با عنوان ظهورش آرزوی آخرین ما است که فراق و دوری از امام عصر علیه السلام را بیام میکند. برای مطالعه بیشتر به متن زیر مراجعه نمایید.


بـسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

اَللّهُمَّ كُنْ لِولیكَ

الحُجَّةِ بـْنِ الحَسَن

صَلَواتُكَ عَلَیهِ وَ عَلی آبائِه فی هذِه السّاعَةِ وَ فی كُلِّ ساعَةٍ

وَلـیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دلیلاً وَ عَـیْناً

حَتّی تُسْكِنَهُ أرْضَكَ طَوْعاً

وَ تُمَتِّعَهُ فِیها طَویلاً

از آن هنگام كه آدم بر زمین آمد و سر بر خاك غم آورد،
و از درد فراق جنت و فردوس، بس نالید و اشك افشاند،
من هم ذره ای بودم كه از فرط فراقت ناله سر دادم؛
در آن وقتی كه قابیل ستمگر تیغ بر هابیل پاك افكند و او را كشت،
برای دیدن عدل تو ای عادل شمار لحظه ها آغاز كردم؛
چون به قَرص نخلها پرداخت نوح پاك‌ طینت، چشم من دنبال كشتی نجاتت در افقهای نه چندان دور، غرق جستجو گردید؛
در آن وقتی كه ابراهیم تبر را با تمام قدرتش بر هر نشان شرك می كوبید،
با هر ضربه‌اش ازیك قفس آزاد گشتم،
بال گستردم،
چشیدم طعم آزادی؛
همان جا از دل و جان آرزو كردم كه از زندان غیبت زود تر آزاد گردی؛
در همان وقتی كه عیسی، مرده ای را زندگی بخشید، دلم پرواز كرد و رفت تا آنجا كه دیدم تو چگونه مردگان را زنده می سازی؛
چون كه موسی در مصاف ساحران افكند چوب دستیش را،
در افق دیدم كه شمشیرت چسان برچید ملك ظالمین را؛
محمد – خاتم پیغمبران – وقتیكه قرآن را تلاوت كرد، «نُرِیدُ أَنْ َنَمُنَّ» را نوید دولتت دیدم؛ صدای نالة زهرای اطهر چون فضای مهبط وحی خدا پر كرد و دست حیدر كرّار برای حفظ دین تسلیم بند دشمنان گردید، به گوش دل شنیدم دست های انتقامت اذن پیدا كرد تا دادش از آن بیداد گر ها در ظهور خویش بستانی.
علی مرتضی«فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبِه» را چون گفت،
تیغ ذوالفقارش برق خود بلعید،
در نیام خویشتن خوابید،
تا چون قبضه اش گیری،
شرر بارد به جان دشمنان حق.
چون سبط اكبر – مجتبی – نوشید آب كوزة مسموم را،
از عمق آب كوزه‌ها من خود شنیدم این ندا: «مهدی بیا، مهدی بیا».
تیغی كه در دست ستم می ریخت ثار الله را، فریاد می‌كرد: «ای خدا كی منتقم خواهد رسید؟ كی ظلم گردد ناپدید؟ كشتند دیوان خسروان؛ ظلمت‌ سرا شد این جهان »
امان از آن كسانی كه گل نرگس نمی خواهند؛ گل نرگس، لطافت دارد و پاكی؛
ولی آنها به دست و پای او زنجیر می بندند،
و مدت های طولانی به زندانش می اندازند،
گهی بر خوشةانگور ، زهر مرگ می ریزند؛
نمی دانند كه آن انگور هم محو تماشای نگاه گرم نرگسهاست.
و اكنون هم برای من، برای ما، فقط یك شاخه‌ ی نرگس به جا مانده؛
و بویش از ورای سال‌ها و قرن‌های دور، مشام جانمان را محو خود كرده است و او مهدی است؛
نگاهم را به قلب آسمان زرد افكندم؛
دلم بی تاب و چشمان شبم بی خواب؛
گل نرگس نمی بینیم؛
و گلدان های خالی را درون خانه می چینم؛
ندارد بی گل نرگس صفا گلدان؛
ولی دارد نشان از دوری و حرمان ؛
دل ما از همان آغاز خلقت، منتظر بوده است؛
نمیدانیم آیا باغبان دل، دل ما را پرازآلاله خواهد كرد؟
نمی دانیم آیا تا زمان بازگشتش، شمع‌های جان ما پُرتاب خواهد سوخت ؟
ولی هر سال، قلب ما به وقت نیمة شعبان، تپشهای دگر دارد،
و با امید، نگاهش را به سمت درب خانه می نشاند
و درتك ضربه‌ هایش، نالة امید می جوشد؛
اگر چه سینه‌ ها لبریز فریاد است و روح و جان ما، آلوده از ظلم است و بیداد،
ولی دست دعامان رو به سوی آسمان رفته و روز جمعه دلهامان به سمت كعبه
می‌چرخد؛
به این امید كه قبل از رفتن خورشید از دروازه‌ های شب، طلوع دیگری جان جهان را آذرین می سازد؛
خداوندا!
ببین دستان ما خالیست؛
ببین دل‌های ما در انتظار عشق می‌سوزد؛
تو را سوگند، بر یكتا گل نرگس،
همین امسال را پایان وقت انتظار ما مقدركن؛
جهان را عطرآگین با دم خورشید خاور كن؛
خداوندا!
اگر خواهی كه روح ما ز این اجساد بستانی،
تو را سوگند بر مردی كه می دانی ظهورش آرزوی آخرین ماست،
به وقت مرگ او را بر سر بالین ما بفرست،
به نزد قلب‌های ساكت و غمگین ما بفرست،
اجازت ده كه ما دستش به جان گیریم،
و بر این سینه بیمار بگذاریم
و دست دیگرش را رو ی چشم خسته و تب‌دار بگذاریم؛
با او از تمام لحظه‌ های منتظر بودن، سخن گوییم،
ز رنج ظلم‌های رفته بر این جان و تن گوییم،
و گرد كفشهایش را به اشك چشم بر گیریم،
نگاه واپسین را بر رخ ماهش بیندازیم،
سپس عزم سفر گیریم؛
بیا مهدی!
بیا مهدی! كه درد انتظار تو، فروغ دیده‌ ها را كشت،
و آتش در درون سینه‌ ها افروخت،
از آن آتش، پر پروانه دل سوخت،
سپس در اشك شمع عمر، مدفون شد؛
بیا مهدی!
بیا مهدی! كه تا پروانه جان گیرد، دوباره پُر‌توان گیرد،
كند پرواز را آغاز، شود محو نیاز و راز؛
بیا مهدی! كه دلهامان دگر تاب و تحمل را زكف داده است
( بیا جان را فدا كردن، برای یك نگاه تو، برای شیعیان راستین منتظر، ساده است.)


برای مطالعه و مشاهده مقالاتی که مربوط به نیمه شعبان و امام عصر علیه السلام است می توانید به لینک فهرست مقالات مراجعه نمایید.
فهرست نیمه شعبان
image_pdfدانلود PDF این صفحه

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن