آثار نوشتاری و اجرایی دیگر مناسبت هاآثار نوشتاری و اجرایی نیمه شعبانبزرگسالدیگر مناسبت هامتن سخنرانی و مقاله نیمه شعبانمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوانیمه شعبانویژه نیمه شعبان خدمتگزارانیاقوت نیمه شعبان

یاقوت129 تذكر دهنده ی خدمتگزاران به امام عصر (علیه السلام)

یاقوت129 تذكر دهنده ی خدمتگزاران به امام عصر (علیه السلام)

📌 یاقوت129
دعای مهربانترین پدر…
پدرجان دعایمان کن…

شخصى از اهالى رى نقل مى کند:
یحیى بن خالد کسى را والى (استاندار) ما کرد. مقدارى مالیات بدهکار بودم. از من مى خواستند و من از پرداخت آن معذور بودم، زیرا اگر از من مى گرفتند فقیر و بینوا مى شدم.

به من گفتند والى از پیروان مذهب شیعه است، در عین حال ترسیدم که پیش او بروم، زیرا نگران بودم که این خبر درست نباشد و مرا بگیرند و به پرداخت بدهى مجبور ساخته و آسایشم را به هم بزنند. عاقبت تصمیم گرفتم براى حل این قضیه به خدا پناه برم، لذا به زیارت خانه خدا رفتم و خدمت مولایم امام موسى بن جعفر علیه السلام رسیدم و از حال خود شکایت کردم.

آن حضرت پس از شنیدن عرایض من نامه اى این چنین به والى نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم اِعْلَمْ اَنَّ لِلَّهِ تَحْتَ عَرْشِهِ ظِلّاً لا یَسْکُنُهُ اِلاَّ مَنْ اَسْدى‏ اِلى‏ اَخیهِ مَعْروفاً اَوْ نَفَّسَ عنْهُ کُرْبَةً اَوْ اَدْخَلَ عَلى‏ قَلْبِهِ سُرُوراً وَ هذا اَخُوکَ.

بدان که خداوند را در زیر عرش سایه اى است که کسى در زیر آن ساکن نمى شود مگر آنکه فایده اى به برادرش رساند و یا مشکل او را بر طرف سازد و یا دل او را شاد کند و این برادر توست. والسلام .

پس از انجام حج به شهر خود بازگشتم و شبانه به نزد آن مرد رفتم و از او اجازه ملاقات خواستم و گفتم:
من پیک موسى بن جعفر علیه السلام هستم.

استاندار خود پابرهنه آمد و در را گشود و مرا بوسید و در آغوش گرفت و پیشانى ام را بوسه زد. هر بار که از من درباره دیدن امام علیه السلام مى پرسید، همین کار را تکرار مى کرد و چون او را از سلامتى حال آن حضرت مطلع مى ساختم، شاد مى گشت و خدا را شکر مى کرد.

سپس مرا در خانه اش قسمت بالاى اتاق نشانید و خود رو به رویم نشست. نامه اى را که امام خطاب به او نوشته و به من داده بود به وى تسلیم کردم. او ایستاد و نامه را بوسید و خواند. سپس پول و لباس خواست پول ها را دینار دینار و درهم درهم و جامه ها را یک به یک با من تقسیم کرد، و حتى قیمت اموالى را که تقسیم آنها ممکن نبود به من مى پرداخت.

وى هر چه به من مى داد مى پرسید:
برادر! آیا تو را شاد کردم؟

و من پاسخ مى دادم:
آرى! به خدا تو بر شادى من افزودى!

سپس دفتر مالیات را طلبید و هر چه به نام من نوشته بودند حذف کرد و نوشته به من داد مبنى بر این که من از بدهى مالیات معافم و من خداحافظى کردم و بازگشتم.

با خود گفتم: من که از جبران خدمت این مرد ناتوانم، جز آن که در سال آینده، هنگامى که به حج مشرف شدم برایش دعا کنم و وقتى محضر امام موسى بن جعفر علیه السلام رسیدم از آنچه او براى من انجام داد آگاهش سازم.

به مکه رفتم پس از انجام اعمال حج خدمت امام موسى بن جعفر علیه السلام رسیدم و از آنچه میان من و آن مرد گذشته بود، سخن گفتم. سیماى آن حضرت از شادى برافروخته گشت.

عرض کردم:
– سرورم! آیا این خبر موجب خوشحالى شما شد؟

حضرت فرمود:
– آرى! به خدا این خبر مرا و امیرالمؤمنین علیه السلام و جدم رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم و خداى متعال را مسرور کرد…

بحار الأنوار، ج ۴۸، ص ۱۷۴، باب ۷، ح ۱۶
منتهى الآمال فى تاریخ النبى و الآل، ج ۲، ص‏۱۸۸٫

مهم این نیست که شغلت چیست و کجا هستی. استاندار حکومت ظلم هم که باشی می توانی دل مولایت را شاد کنی…
مشکلات وقتی از حد توان آدم خارج می شود فقط باید دست به دامن امام زمان علیه السلام شد.
کوتاه گفت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام که «هذا اخوک» و استاندار خوب فهمید منظور امامش را…
منتظر مولایت که باشی، هرکه دم از او می زند را پابرهنه و سراسیمه ملاقات می کنی…

شادی خدا و پیامبر و امیرالمومنین علیهم السلام امروز در شادی امام زمان علیه السلام است و آن حضرت وقتی گره ای از مشکل یکی از دوستانشان باز می شود، خوشحال می گردند.

فهرست مقالات یاقوت

برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا