آثار نوشتاری و اجرایی غدیربزرگسالجشن میز غدیرغدیرمتن تاک شو غدیرمتنیمخاطبیننوع محتوا

متن میز راز خوشبختی – میز گفتگو

متن میز راز خوشبختی – میز گفتگو شرح مختصری از ماجرای مباهله

متن میز راز خوشبختی گفتگویی کوتاه در مورد خوشبختی افراد در حالتهای محتلف زندگی است. که هر فرد خوشبختی را در یک مقوله ای می داند. در مورد اعتقادات یک انسان هم همینطور است.

آن افرادی که حواسشان به داشته های اعتقادیشان هست با خرسندی و خوشبختی بر اعتقاداتشان هستند و یکی از بزرگترین داشته های مسلمانان واقعه ی مباهله است. در متن میز راز خوشبختی به شرح مختصری از ماجرای مباهله پرداخته است.

معرفی کوتاه برنامه متن میز راز خوشبختی

ابتدا سلام و عرض خوش آمدگویی و تشکر از حضور مهمان ها و …

(گفت و گوی کوتاه همراه با پذیرایی مختصر ( 15 الی 20 دقیقه) سپس نظرسنجی و در صورت نیاز پرسش و پاسخ.)

به نظر شما راز خوشبختی چی هست؟ افراد خوشبخت چه ویژگی دارند که به اینجا رسیده اند؟

(مخاطب وارد بحث شود و مجری با تردید جواب ها را گوش کند و اگر بحث آغاز نشد مجری ادامه می دهد).

همه ما می دانیم که خوشبختی یک مرحله ی رسیدنی در زندگی نیست، مثلا چی؟ مثلا کنکور قبول بشی که خوشبخت بشی یا پایان خدمت بگیری که خوشبخت بشی یا ازدواج یا کار یا خرید منزل و … این خوشبختی نیست که من مثلا 15سال تلاش کنم تا به یک مرحله ای برسم، نه!

خوشبختی یک احساس درونی است که افرادی که این حس درونی را دارند، در هر مقطع از زندگی حس آرامش و لذت دارند، یعنی اگر دارد برای کنکور هم درس می خواند از همان دوران درس خواندن لذت می برد، اگر سرباز هست از همان دوران سربازی لذت می برد، اگر سخت کار می کند و صبح تا شب سرکار هست از شدت کار کردنش کیف می کند!

به نظر شما این گونه افراد که همواره احساس خوشبختی دارند چه ویژگی دارند؟

(مخاطب وارد بحث شود و مجری باز هم با تفکر و تردید پاسخ ها را گوش کند)

بله خیلی از نظرات شما صحیح است و اصولا آدم هایی که همواره احساس خوشبختی می کنند حتما ویژگی های مختلف اخلاقی دارند، اما به نظر من یک ویژگی مشترک و شاخص بین همه ی انسان های خوشبخت هست و آن این که: داشته های خود را می بینند، داشته های خود را کوچک نمی پندارند و حواسشان به همه ی دارایی هایشان هست.

یک دانش آموزی که برای کنکور به شدّت درس میخونه، اگر حواسش باشه که خداوند به من لطف کرده و من سلامت جسمانی دارم و از آن مهم تر سلامت روانی دارم و بستری را خانواده برای من مهیا کرده که درس بخوانم و هزاران لطف دیگر الهی در زندگی دارم که خیلی ها آرزوی داشتنش را دارند، پس چرا شاد نباشم و با اشتیاق درس نخوانم ؟! …

کسی که سخت کار می کند همینطور، چقدر باید خوشحال باشد که توان کارکردن دارد و کاری پیدا کرده و شرایط کار زیاد برایش مهیا شده، چقدر افراد هستند که در پی کار هستند و در تعدیل نیروی کاری اخراج شده اند و … پس هر روز صبح باید با شادی و خرسندی سر کارم حاضر شوم … اگر داشته های خود را ببینید، شاد و دلخوش زندگی می کنید.

سلامتی، بزرگترها، اعضای خانواده و … همه نعمت ها و لطف های الهی هست که تا زمانی که داریم کمتر حواسمان به بودنشان هست و وقتی از دستشان دادیم تازه متوجه اهمیت آنها می شویم، هیچ وقت فکر کردیم دردهان ما، چه سرمایه ی بزرگی هست؟! (دندان)

اما وقتی دندان درد می گیریم و ناله می کنیم، تازه متوجه اهمیت و حفظ آن سرمایه گران بها می شویم! چقدر شادیم که خود ما و همسرمان و فرزندمان و اعضای خانواده مان، پدر و مادرمان و … سلامت هستند و دچار بیماری نیستند! دیدن داشته ها کمک می کند که با آرامش زندگی کنید و در مورد اعتقادات یک انسان هم همینطور هست!

آن افرادی که حواسشان به داشته های اعتقادیشان هست، با خرسندی و خوشبختی بر اعتقاد راستین خود پایبند هستند و با یک پیامک، پیام، مقاله و این صحبت ها دست از دین داریشان نمی کشند، ما به عنوان مسلمان باید از داشته های اعتقادی خودمان آگاه باشیم.

نمی گویم که همه ی ما باید برویم و به طور تخصصی دین را بیاموزیم نه ! امّا باید بهره ای از شاخص ترین داشته های دینی خود ببریم تا در بالا و پایین روزگار دچار ش کّ و تردید نشویم.

شرح واقعه مباهله

یکی از بزرگترین داشته های مسلمانان واقعه ی مباهله هست که در قرآن کریم (سوره آل عمران، آیه 61 ) بیان شده است، اجازه دهید شرح مختصری از واقعه ی مباهله خدمت شما عرض کنم …

نصارای (مسیحیان) نجران به حضور پیامبر آمدند و در همان هنگام موقع نماز آنها شد، ناقوس زدند و در مسجد پیامبر نماز خواندند، پس اصحاب پیامبر عرض کردند : اینجا مسجد شماست، حضرت فرمودند: مانع نشوید! چون از نماز فارغ شدند خدمت حضرت آمدند. عرض کردند: به چه چیز دعوت می کنید؟

فرمودند: به شهادت بر توحید خداو نبوت خودم و آن که عیسی علیه السلام مخلوق بود و می خورد و می آشامید و صحبت می کرد. گفتند: پدرش که بود؟! پس به پیغمبر وحی نازل شد که به آنها بگو

إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَیَكُونُ سوره آل عمران/ آیه 59

در واقع مثل عیسى نزد خدا همچون مثل (خلقت) آدم است که او را از خاک آفرید سپس بدو گفت باش پس وجود یافت. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: شما درباره حضرت آدم چه می گویید؟ آیا بنده و مخلوق بود و می خورد و می آشامید و صحبت می کرد؟ گفتند: بلی پیامبر فرمودند: پدر او را که بوده؟ آنها مبهوت شدند!

بزرگان نصارای نجران پس از آن که حقانیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) را درک کردند، گفتند: ما تمام اوصاف و علائم این این پیغمبر را در کتاب انجیل دیده ایم. به آن ها گفته شد: پس چرا ایمان نمی آورید؟ گفتند: آیا نمی بینید نصاری چگونه ما را تعظیم و تکریم می نمایند؟!

برای ما کلیسا بنا نموده و با صدای بلند نام ما را به زبان می آورند. چطور ممکن است از این ریاست و مقام دل برکنیم و از بزرگی و تنعم بگذریم و داخل در دین اسلام شویم، که بزرگ و کوچک و شریف و پست همه یکسان باشند؟

وقتی پیامبر دیدند این افراد به حقیقت رسیدند و اما تصدیق نمی کنند ، فرمودند: بیایید مباهله کنیم، اگر من راستگو باشم لعنت خدا را شامل حال شما می کنم و اگر شما راستگو باشید لعنت خدا شامل من شود. آنها گفتند: انصاف دادی و برای مباهله وعده دادند.

(مباهله روشی در گذشته بوده است که وقتی دو گروه ادلّه ی حقانیتشان را بر هم عرضه می کردند و هیچکدام بر پذیرش حقانیت دیگری تمکین نمی کرد انجام می شد و به این صورت که طرفین طی شرایط خاصی که خارج از محیط شهری بوده از خداوند می خواستند که آنکه دروغ می گوید را نابود سازد.) پس به منازل خودشان رفتند.

سه نفر از بزرگان نصاری با خود قرار گذاشتند که اگر محمد با اقوام خود آمد نباید با او مباهله کرد زیرا که، کسی اهل بیت خود را در معرض مخاطره نمی آورد مگر آنکه مطمئن باشد که راستگو است.

پس چون صبح شد نزد پیامبر آمدند، دیدند که ایشان به همراه امیرالمومنین علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها و حسنین علیهما السلام هستند. پس نصاری پرسیدند: اینان که هستند؟! گفتند: پسرانش و وصی و داماد او علی بن ابی طالب و دخترش فاطمه (سلام الله علیها) می باشند.

پس ترسیدند و به حضرت عرض کردند ما شما را راضی می کنیم و شما هم ما را از مباهله معاف کنید، پس پیغمبر با آنها به دادن جزیه مصالحه نمود و آنها رفتند.

چون نصارای نجران در حکومت اسلامی زندگی می کردند و دعوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به اسلام را نپذیرفتند خودشان پیشنهاد دادند تا در قبال خدماتی که از حکومت اسلامی وقت نظیر دفاع از آنها در مقابل تهاجم نیرو های خارجی و … جزیه (مالیات) پرداخت کنند و به پیشنهاد خود سالی هزار شمشیر و هزار زره و هزار دینار پرداخت کردند.

در این واقعه پیامبر به بیان آیه ی قرآن نفس خود و زنان و فرزندان شان را همراه برده بودند. تاریخ گواهی می دهد که هیچ نقلی غیر از حضور حضرت امیر (علیه السلام) به عنوان نفس پیامبر (خود) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) به عنوان زنان و حسنین علیهما سلام به عنوان فرزندان گزارش نشده است.

و مباهله چراغی روشن در مسیر مسلمانان شد تا بدانند که اهل بیت پیامبر چه کسانی هستند تا جایی که حضرت علی (علیه السلام) به عنوان خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آیه معرفی شدند!

مصداق ابنای پیامبر صلی الله علیه و آله در آیه ی مباهله – امام زمان علیه السلام

و کدام عقل سلیمی هست بپذیرد که با وجود حضرت امیر (علیه السلام) بعد از پیامبر باید به شخص دیگری مراجعه کرد! سخن هرچه گویم ناتمام است سخن در حد او سودای خام است علی را قدر پیغمبر شناسد که هرکس خویش را بهتر شناسد و امروز مصداق ابنای پیامبر در آیه ی مباهله امام زمان (علیه السلام) هستند. حضور ایشان لطفی است که خداوند متعال به تک تک ما انسان ها داشته است.

همه ی ما مسلمانان حتی همه دینداران، منتظر ظهور مهدی موعود علیه السلام هستند که در ادیان دیگر با نام های دیگر خوانده شده است، تا جامعه به سویی حرکت کند که همگان احساس خوشبختی کنند و بشر در راه انبیا محکم و استوار حرکت کند و همه با هم از خدا می خواهیم تا آن روز با شکوه را هرچه زودتر برساند.

امّا شیعه ی دوازده امامی اعتقاد دارد که منجی ای که همگان در انتظارش هستند امروز زنده و حاضر است، اگرچه در انتظار اذن الهی برای ظهور جهانی است اما امروز هم می شود از او راه درست زندگی را خواست و او بطور حتم مسیر درست را نشانمان می دهد و امروز هم خوشبختی در گرو با او بودن است.

این توجه را می توان در راه کار های ساده ی روزانه در زندگی مستمر کرد و خوشبخت ی با او بودن را چشید. شاید اولین راه ایجاد ارتباط با او سلام دادن روزانه به ایشان باشد، سلامی بدون تکلف، راحت و ساده. او پدر مهربان ماست و ایجاد ارتباط با او نیازی به هیچ مقدمه ای ندارد و بیایید از این لحظه آغاز کنیم.

“سلام امام زمان، سلام پدر مهربانم” از خدا می خواهیم به حرمت این روزهای عزیز، همواره به یادتان باشیم … متشکرم که به عرایض بنده توجه کردید.


برای مطالعه و مشاهده مطالب بیشتر در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام و غدیر می توانید به فهرست مطالب غدیر در لینک زیر مراجعه نمایید.
فهرست غدیر

وعه سخنرانی مباهله

برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا