او یک خدمتگزار بود محرمبزرگسالمتنیمحرممخاطبیننوجواننوع محتواویژه محرم خدمتگزاران

روایت قیس بن مسهر صیداوی – او یک خدمتگزار بود شماره 17

او یک خدمتگزار بود شماره 17 درباره قیس بن مسهر صیداوی است.

این روایت درباره قیس بن مسهر صیداوی است. سه بار سفیر شدن، آن هم سفیر امام زمانت، افتخار کمی نیست. به دستور ابن زیاد او را شهید کردند.

روایت قيس بن مسهر صیداوی

سه بار سفیر شدن، آن هم سفیر امام زمانت، افتخار کمی نیست. قیس نامه ی امام به مردم کوفه را بوسید، برچشم ها نهاد و با حضرت وداع کرد. در قادسیه از هر سو در محاصره ی سواران قرار گرفت. نزدیک بود دستگیر شود. نامه ی مولا را چه کند؟! نامه را به سرعت در دهان گذاشت و جوید و به دشواری فرو بلعید.

عبیدالله خشمگین فریاد می کشید: نامه ی حسین علیه السلام را پاره کردی! یا به مسجد برو و به حسین و پدرش ناسزا بگو یا با شمشیر قطعه قطعه خواهی شد! فرصت مغتنم بود. قیس بر فراز منبر بود و مسجد کوفه از جمعیت موج می زد.

همه با شگفتی او را می نگریستند:《ای مردم من سفیر حسین بن علی علیه السلام هستم. حسین فرزند علی؛ پاره ی قلب پیامبر صلی الله و علیه و آله است و مادرش فاطمه سلام الله علیها، دختر پیامبر. عزیز و محبوب تر از او نیست. به پا خیزید و یاورش باشید. اما عبیدالله، پدرش ناپاک و خودش ناپاک زاده و زشت کار است..》

ابن زیاد چون گرگ زخم خورده فریاد می کشید. لحظاتی بعد، قیس دست بسته، بر فراز دارالاماره بود و شمشیر جلاد بر گلویش. خون، خطی سرخ بر کوچه کشید. سر قیس بن مسهر صیداوی در دستان عبدالملک بن عمیر بود.


برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا