متن سخنرانی و مقاله فاطمیهآثار نوشتاری و اجرایی فاطمیهبزرگسالفاطمیهمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوا

مستندات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها – سخنرانی فاطمیه

مستندات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها (سخنرانی در 3 بخش)

سخنرانی مستندات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها شامل سه مقاله با این عناوین می باشد: آتش زدن بیت ایشان توسط خلیفه دوم و غلامش، با سندهایی از منابع اهل سنت، و مقاله دوم به موضوع غاصبان حق خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله در مقاله آخر پرداخته و چندین روایت برای اثبات شهادت صدیقه طاهره سلام الله علیها از کتب مختلف بیان کرده است. برای مطالعه کامل مقالات به لینک های پایین مقاله مراجعه فرمایید.

بخش اول مستندات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها اسلم غلام عمر هیزم کش (آتش زدن خانه)

روایات فراوانی در منابع اهل تسنن وجود دارد که در آن تصریح به تهدید به آتش زدن خانه ی وحی توسط عمر بن خطاب شده است. یکی از این روایات همانی است که ابن ابی شیبه، شیخِ بخاری در کتابش به سند صحیح و به نقل از اسلم غلام عمر آورده است. جالب این که این روایت اسلم در مدارک اهل تسنن به شدت دچار تحریف و دستبرد شده است.

همین تحریفات نشان می دهد که این روایت دارای سند صحیح است، وگرنه نیازی به این تحریفات نداشت. با این وجود یکی از اشکالات مذبوحانه ی وهابیت برای ردّ این روایت، ادعای بیجای منقطع بودن سند آن است؛ به این ترتیب که اسلم در آن ماجرا حضور نداشته است. در این مقاله ما مدارک دیگری از منابع غیر شیعیان امامی را ذکر می کنیم که ادعای منقطع بودن سند روایت اسلمرا رد کرده و تهدید به احراق بیت وحی از سوی عمر بن خطاب را بیش از پیش اثبات می کند.

الف) متن روایات

در برخی کتاب های زیدیه روایاتی وجود دارد که تصریح بر حضور اسلم در ماجرای احراق بیت وحی دارد. “ابو العباس احمد بن ابراهیم حسنی “(متوفای 353هـ) در کتاب خویش چنین می نویسد:

زید بن اسلم از پدرش روایت می کند که گفت: من از کسانی بودم که هیزم به در خانه ی علی (علیه السلام) حمل می کرد. عمر در آنجا گفت: به خدا که ای علی اگر از خانه خارج نشوی، خانه را با هر که در آن است به آتش میکشم!

همچنین زید بن اسلم از پدرش روایت می کند که گفت: من شاهد بودم که عمر بن خطاب روزی که می خواست خانه ی فاطمه را بر او بسوزاند می گفت: اگر از این که خارج شده و با ابوبکر بیعت نمایند سر باز زدند، خانه را بر سرشان می سوزانم. من (=اسلم) به عمر گفتم: فاطمه در این خانه است، آیا [ باز هم] می خواهی آن را بسوزانی؟! گفت: پس من و فاطمه با هم روبرو خواهیم شد!!

أخبرنا محمد بن جعفر الحداد السروی بإسناده عن زید بن أسلم عن أبیه، قال: کنت فیمن حملالحطبإلى باب علی علیه السلام، فقال عمر: و اللّه لئن لم تخرج یا علی لأحرقن البیت بمن فیه. أخبرنا محمد بن جعفر الحداد بإسناده عن زید بن أسلم عن أبیه قال: شهدت عمر بن الخطاب یوم أراد أن یحرق على فاطمة بیتها، و قال: إن أبوا أن یخرجوا فیبایعوا أبا بکر أحرقت علیهم البیوت، فقلت لعمر: إن فی البیت فاطمة، أ فتحرقها؟ قال: سألتقی أنا و فاطمة. المصابیح، أبو العباس الحسنی، ص 259و 260(مؤسسة الإمام زید بن علی -صنعاء -1423هـ)

همین دو روایت با سند متصل در کتاب دیگری از زیدیه آمده است. “المنصور بالله عبد الله بن حمزة بن سلیمان” (متوفای 614هـ) این دو روایت را با سند خویش از ابو العباس حسنی نقل کرده است:

وبالإسناد المتقدم عن السید أبی العباس الحسنی، قال: أخبرنا محمد بن جعفر الحداد السروری، قال: حدثنا محمد بن الفضل بن حاتم النجار، قال: حدثنا إسحاق بن راهویه، قال: حدثنا محمد بن بشیر العبدی، عن عبد الله بن عمر العمری، عن زید بن أسلم، عن أبیه، قال: کنت فیمن حمل الحطب إلى باب علی عَلَیْه السَّلام قال عمر: والله لئن لم یخرج علی بن أبی طالب لأحرقن البیت بمن فیه. وبهذا الإسناد عن أبی العباس الحسنی قال: أخبرنا محمد بن جعفر الحداد قال: حدثنا علی بن أبی طالب السیاط الجرجانی قال: حدثنا أبو الأسود البصری عبد الجبار عن ابن لهیعة عن أبی الأسود محمد بن عبد الرحمن بن السائب عن زید عن أبیه، قال: شهدت عمر بن الخطاب یوم أراد أن یحرق على فاطمة بیتهافقال: إن أبوا أن یخرجوا فیبایعوا أحرقت علیهم البیت؛ فقلت لعمر: إن فی البیت فاطمة أفتحرقها؟ قال: سنلتقی أنا وفاطمة

ب) دلالت روایات

در این روایات اسلم تصریح می کند که: من شاهد بودم عمر بن خطاب روزی که می خواست خانه ی فاطمه را بر او بسوزاندو من از کسانی بودم که هیزم به در خانه ی علی (علیه السلام) حمل می کرد.

این روایات به خوبی نشان می دهند که ادعاهائی چون انقطاع سند روایت اسلم، غیر علمی و بی ارزش است؛ بلکه معلوم می کنند که اسلم نه تنها در آن ماجرا حضور داشته و شاهد بوده، بلکه خودش هم جزء مهاجمین به خانه ی وحی بوده است.

ج) سند روایات

نکته ی جالب توجه، سند روایت نخست است که با سند روایت ابن ابی شیبه تشابه تام دارد. بقیه ی سند هم زیدی است و زیدیان نزد اهل تسنن مقبول هستند. به عنوان مثال چند کتاب را در موضوعات مختلف نام می بریم که نزد اهل تسنن و وهابیت مقبول و مورد مراجعه است.

  1. کتاب “الأمالی الشجریة”در موضوع حدیث تالیف «المرشد بالله یحیى بن الحسین الحسنی الشجری الجرجانی (»متوفاى 499هـ)
  2. کتاب های “العواصم والقواصم فی الذب عن سنة أبی القاسم”و مختصرش “الروض الباسم فی الذب عن سنة أبی القاسم”در موضوع علم حدیث تالیف «ابن الوزیر عز الدین الیمنی (»متوفاى 840هـ)
  3. کتاب “توضیح الأفکار”در موضوع مصطلح الحدیث تالیف «الأمیر محمد بن إسماعیل الحسنی الصنعانی(»متوفاى 1099هـ)
  4. کتاب های “نیل الأوطار”در موضوع حدیث و “فتح القدیر”در موضوع تفسیر تالیف «محمد بن علی بن محمد الشوکانی الیمنی(»متوفاى 1173هـ)

این سه نفر آخر چنان در افکار و عقاید سلفی ذوب شده اند که بسیاری از اهل تسنن آن ها را جزء خودشان می شمارند، از این رو بین اهل تسنن سوال است که بالاخره اینان زیدی هستند یا سنی! برای نمونه به این سوال و جواب مراجعه نمائید: الإمام الشوکانی وکتاباه نیل الأوطار وفتح القدیر

توجه داشته باشید که زیدیه از شیعیان امامیه محسوب نشده، بلکه در بسیاری مسائل عقیدتی و فقه ی به شدت به اهل تسنن نزدیک هستند؛ تا جائی که بسیاری نویسندگان کتب فرَق اذعان کرده اند که زیدیه نزدیک ترین فرقه های تشیع به اهل تسنن است، بلکه زیدیه به اهل تسنن نزدیک ترند تا به شیعه ی امامیه.

خوب است در اینجا تصریح تعدادی از علمای اعلام اهل تسنن و وهابیت را بیاوریم.

و موالاتهما، و ینازعون أهل السنة فی فضلهما على علی، والنزاع الاول أعظم ، ولکن هم المرقاة التی تصعد منه الرافضة فهم لهم باب. الفتاوى الکبرى، ابن تیمیة، ج 5 ص 48( دار المعرفة – بیروت)

همان طور که بسیاری از نیکان شیعه ی زیدیه گفته اند: درست است که علی از ابو بکر و عمر و عثمان افضل است، ولی مصلحت دینی خالفت اینان را اقتضا می کرد، زیرا در دل های بسیاری از مسلمین به خاطر کشتن نزدیکان آن ها از علی نفرت و کینه وجود داشت. لذا اتفاق کلمه بر اطاعت از او بوجود نمی آمد. بنابراین ولایت مفضول جایز است.

این سخنی است که بسیاری از خوبان شیعه گفته اند و آن ها کسانی اند که گمان می کنند علی افضل است و در عین حال می دانند که خالفت ابو بکر و عمر حقی است که طعن در آن ممکن نیست. به این ترتیب میان این (=افضلیت علی) و آن (=صحّت خالفت خلفا) جمع کرده اند.

کما یقول کثیر من خیار الشیعة الزیدیة إن علیا کان أفضل من أبی بکر وعمر وعثمان ولکن کانت المصلحة الدینیة تقتضی خالفة هؤالء ألنه کان فی نفوس کثیر من المسلمین نفور عن على بسبب من قتله من أقاربهم فما کانت الکلمة تتفق على طاعته فجاز تولیه المفضول ألجل ذلک. فهذا القول یقوله کثیر من خیار الشیعة وهم الذین ظنوا أن علیا کان أفضل وعلموا أن خالفة أبی بکر وعمر حق  لا یمکن الطعن فیها فجمعوا بین هذا وهذا بهذا الوجه. منهاج السنة النبویة، ابن تیمیة، ج 6 ص 331( مؤسسة قرطبة – الطبعة األولى – 1406هـ ابن کثیر دمشقی سلفی (774هـ)

اکثر اهل مکه تا به امروز بر مذهب زیدیه هستند، و در مذهب شان حقی است و آن تعدیل شیخین است، و باطلی است و آن هم اعتقاد به تفضیل علی بر آن هاست.

و غالب اهل مکة إلى الیوم على مذهب الزیدیة وفی مذهبهم حق وهو تعدیل الشیخین وباطل وهو اعتقاد تقدیم على علیهما. البدایة والنهایة، ابن کثیر القرشی، ج 9 ص 330( مکتبة المعارف – بیروت)قلقشندی (821هـ): زیدیه کسانی اند که قائل به امامت زید بن علی بن حسین بن امیر المومنین علی بن ابی طالب هستند. در تعریف شان گفته شده: آن ها نزدیک ترین گروه شیعه به اهل سنت هستند.

از مذهب زید جواز امامت مفضول با وجود افضل است، و می گوید: علی افضل صحابه بود ولی امامت را به ابو بکر و عمر تفویض کردند به خاطر مصلحتی که دیدند و قاعده ی دینی ای که آن را رعایت کردند از نشاندن آتش فتنه و آرام کردن قلوب عامه، با این که علی نزد آن ها بر شیخین برتری داشت. اتباع زید معتقدند این سخن همان اعتقاد حق است و هرکس با آن مخالفت کند از راه حق خارج شده و گمراه شده است.

الزیدیة  وهم القائلون بإمامة زید بن علی بن الحسین السبط ابن أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب رضی اهلل عنه … . قال فی التعریف وهم أقرب القوم إلى القصد األمم. و کان من مذهب زید هذا جواز إمامة المفضول مع قیام ا  لافضل ویقول إن علیا رضی الله عنه کان أفضل الصحابة رضوان الله علیهم إلا أن الامامة فوضت إلى أبی بکر وعمر رضی الله عنهما لمصلحة رأوها وقاعدة دینیة راعوها من تسکین نائرة الفتنة وتطییب قلوب العامة مع تفضیل علی على الشیخین عندهم فی أوانهم وأتباعه یعتقدون أن هذا هو المعتقد الحق ومن خالفه خرج عن طریق الحق وضل عن سواء السبیل. صبح األعشى فی صناعة اإلنشا، ج 13 ص 230( وزارة الثقافة – دمشق – 1981م)

شمس الدین اسیوطی (880هـ): زیدیه نزدیک ترین گروه شیعه به اهل سنت هستند. سخن شان این است که ابو بکر و عمر امامان عادلی بودند و ولایت شان به اقتضای مصلحت درست است، با این که علی از آن دو افضل بود. زیدیه ولایت مفضول را بر فاضل در برخی اوقات که مصلحت اقتضا کند یا برای ترس از فتنه جایز می دانند.

و أما الزیدیة فهم أقرب القوم إلى القصد الامم وقولهم إن أبا بکر وعمر رضی الله عنهما أئمة عدل وأن ولایتهما کانت لما اقتضته المصلحة مع أن علیا رضی الله عنه أفضل منهما ویرون جواز والیة المفضول على الفاضل فی بعض األحیان لما تقتضیه المصلحة أو لخوف الفتنة. جواهر العقود، شمس الدین األسیوطی، ج 2 ص 276( دار الکتب العلمیة – بیروت)احمد امین مصری (1373هـ):

همانا مذهب زیدیه منصف ترین مذاهب شیعه و نزدیک ترین شان به اهل سنت است. إن مذهب الزیدیة أعدل مذاهب الشیعة و أقربها إلى أهل السنة .

فجر اإلسلام، أحمد أمین، ص 272( دار الکتاب العربی – بیروت – الطبعة العاشرة – 1969م)

چنان که گفتیم زیدیه نه تنها فقط در عقاید با اهل تسنن قرابت دارند، بلکه در مسائل فقهی هم به اهل تسنن بسیار نزدیک هستند. آیت الله سبحانی در این باره می نویسد: همانا زیدیه در حجیت قیاس و استحسان و اجماع بما هو هو بدون این که کاشف از قول معصوم باشد، و حجیت قول

صحابی و فعلش با اهل تسنن یکی هستند. به همین خاطر نزد اهل تسنن معتدل ترین گروه شیعی شناخته شده و آغوش بازتری برای آن ها دارند. اهل تسنن در فروع با زیدیه در قیاس و استحسان و اجماع بما هو هو و حجیت قول و فعل صحابی، یکی هستند. به همین دلیل زیدیه گروهی هستتد که بیشترین پذیرش را از اهل تسنن دارند.

إنّ الزیدیة التقت فی القول بحجّیة القیاس و الاستحسان و الاجماع بما هو هو، دون کونه کاشفاً عن قول المعصوم، و حجیة قول الصحابی و فعله، مع أهل السنّة و لذلک صاروا أکثر فرق الشیعة اعتدالًا- عند أهل السنّة- و میلًا إلى التفتح معهم. و أمّا الفروع فقد التفّت الزیدیة حول القیاس و الاستحسان و الاجماع، و جعلوا الثالث بما هو هو حجّة، کما قالوا بحجیة قول الصحابی و فعله، و بذلک صاروا أکثر فرق الشیعة تفتّحاً مع أهل السنّة. بحوث فی الملل و النحل، ج 7 ص 467 و ج 9 ص 243

نتیجه آنچه درباره ی زیدیه گفته شد، برای این بود که نشان داده شود مدارک ارائه شده در این مقاله ربطی به شیعیان امامی ندارد، بلکه این مدارک مربوط به مخالفین امامیه است.

شیعیان امامیه قائل به بطلان خالفت اولی و دومی بوده و آن دو را ظالم به حقّ امیرالمومنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما و علی آلهما و بلکه قاتل حضرت زهرا علیها السلام می دانند. در حالی که زیدیه قائل به صحّت خالفت آن دو و عدالت شان بوده و بلکه دوستی شان را واجب می دانند؛ بنابراین در نقطه ی مقابل شیعیان امامی هستند. لذا وقتی در کتاب های چنین گروهی مطلبی بر ضدّ اعتقادشان یافت شود، صحّت عقیده‌ی شیعه‌ ی امامیه را در موضوع احراق بیت وحی نشان می دهد که حتی مخالفینش هم به آن قائل هستند.

دیگر آن که به تصریح بزرگان اهل تسنن و وهابیت، زیدیه به اهل تسنن نزدیک ترند تا شیعیان امامی. لذا می توان مدارک ارائه شده در این مقاله را به عنوان احتجاج بر اهل تسنن مطرح کرد و ادعای گزاف آنان را مبنی بر انقطاع سند روایت اسلم مردود شمرد.

با دیدن این همه دلیل و مدرک، وهابیانی که نمی خواهند این عمل عمر بن خطاب یعنی تهدید به احراق بیت وحی را به عنوان واقعیتی تاریخی بپذیرند، خود را به کوری می زنند تا بتوانند از شرّ آن خالص شوند.

به عنوان مثال “عبد الرحمن محمد سعید دمشقیة” در قسمتی از رساله‌ی دکترای خود با عنوان “أحادیث یحتج بها الشیعة” که به زعم خویش به ردّ احادیث احتجاجی شیعه پرداخته، پس از ذکر روایت ابن ابی شیبه چنین می نگارد: می گویم: این روایت منقطع است زیرا زید بن اسلم احادیث را ارسال می کرده یعنی بدون سند حدیث نقل می کرده و احادیثش از عمر منقطع است همان طور که حافظ ابن حجر – در تقریب التهذیب – به آن تصریح کرده است.

همین طور شیخ آلبانی در ازالة الدهش.

على أن ابن أبی شیبة قد أورد روایة أخرى من طریق محمد بن بشر نا عبید الله بن عمر حدثنا زید بن أسلم عن أبیه أسلم أنه حین بویع ألبی بکر بعد رسول الله صلى الله علیه و سلم کان علی والزبیر یدخلان على فاطمة بنت رسول الله صلى الله علیه وسلم فیشاورونها ویرتجعون فی أمرهم فلما بلغ ذلک عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة فقال یا بنت رسول الله صلى الله علیه وسلم والله ما من أحد أحب إلینا من أبیک وما من أحد أحب إلینا بعد أبیک منک وأیم الله ما ذاک بمانعی ان اجتمع هؤالء النفر عندک إن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت قال فلما خرج عمر جاؤوها فقالت تعلمون أن عمر قد جاءنی وقد حلف بالله لئن عدتم لیحرقن علیکم البیت وأیم الله لیمضین لما حلف علیه فانصرفوا راشدین فروا رأیکم وال ترجعوا إلی فانصرفوا عنها فلم یرجعوا إلیها حتى بایعوا ألبی بکر « المصنف 7/432 ترجمة37045. قلت: وهذه روایة منقطعة ألن زید بن أسلم کان یرسل وأحادیثه عن عمر منقطعة کما صرح به الحافظ ابن حجر تقریب التهذیب رقم2117 کذلک الشیخ الالبانی إزالة الدهش37 وانظر کتاب معجم أسامی الرواة الذین ترجم لهم 73/2

در جواب می گوئیم: اولاً جناب دمشقیه دو موضوع را با هم آمیخته و در نشانی هائی که داده فریب کاری نموده است. زیرا ابن حجر فقط گفته: زید بن اسلم ارسال می کرده، و آلبانی فقط گفته: روایت زید بن اسلم از عمر منقطع است. نه این که هر دو نفر هر دو موضوع را بیان کرده باشند.

زید بن أسلم العدوی مولى عمر أبو عبد اهلل وأبو أسامة المدنی. ثقة عالم وکان یرسل. من الثالثة مات سنة ست وثالثین ع. تقریب التهذیب، ابن حجر العسقالنی، ص 222 رقم 2117( دار الرشید – سوریا)ج 1 ص 326 رقم 2123( دار المکتبة ) العلمیة – لبنان قال ناصر: قلت: هذا ضعیف النقطاعه بین عمر و زید بن أسلم. إزالة الدهش والوله، محمد بن ادریس القادری، هامش ص 37( المکتب اإلسالمی – الطبعة األولى – 1414هـ)

ثانیاً اساساً راوی اصلی این روایت زید بن اسلم نیست که بخواهیم بحث ارسال را پیش بکشیم. گویا چشمان جناب دمشقیه قدرت دید خود را چنان از دست داده که نتوانسته آنچه خودش از سند ابن ابی شیبه 4 خط بالاتر نوشته را ببیند: “زید بن أسلم عن أبیه أسلم”. یعنی زید بن اسلم از پدرش اسلم این ماجرا را تعریف کرده است.

آری برای قبول نکردن حق، و زدودن دامان خلیفه ی ثانی از این ننگ بزرگ، یعنی تهدید به آتش زدن خانه ی وحی، طرفدارانش باید هم این چنین به دست و پا زدن افتاده و اراجیف ببافند و در روز روشن دروغ بگویند! فللّه الحجة البالغة.


بخش دوم مستندات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها سخن رسول الله صلی الله علیه و آله درمورد غاصب حق صدیقه

رسول خدا صلی الله علیه و آله: کسی که فاطمه سلام الله علیها را بعد من میکشد ملعون است!

ابوالفتح کراجکی اعلی الله مقامه الشریف در کتاب «کنز الفوائد» چنین نقل می کند:

و مما حدثنا به الشیخ الفقیه أبو الحسن بن شاذان رحمه الله قال حدثنی أبی رضی الله عنه قال حدثنا ابن الولید محمد بن الحسن قال حدثنا الصفار محمد بن الحسین قال حدثنا محمد بن زیاد عن مفضل بن عمر عن یونس بن یعقوب رضی الله عنه قال سمعت الصادق جعفربن محمدعلیهماالسلام یقول… یا یونس قال جدی رسول الله صلى الله علیه وآله ملعون ملعون من یظلم بعدی فاطمة ابنتی ویغصبها حقها ویقتلهاثم قال یا فاطمة البشرى فلك عند الله مقام محمود تشفعین فیه لمحبیك و شیعتك فتشفعین یا فاطمة لو أن کل نبی بعثه الله وکل ملك قربه شفعوا فی کل مبغض لك غاصب لك ما أخرجه الله من النار ابدا. کتاب کنز الفوائد، ج 1ص 150، تألیف: ابی الفتح الشیخ محمد بن علی بن عثمان الکراجکی الطرابلسی (المتوفی : 449هجری)، حققه وعلق علیه: الشیخ عبد الله نعمه، الناشر: دار الاضواء -بیروت لبنان، الطبعة: الاولى 1985هجری

امام صادق علیه السلام می فرمایند: ای یونس! جد من رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ملعون است ملعون است هرکس که بعد از من به دخترم فاطمه سلام الله علیها ظلم نماید و حق او را غصب کرده و وی رابه قتل رساند.

سپس رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند: ای فاطمه !بشارت بر تو باد که برای تو در نزد خداوند متعال مقام محمود است (که در این مقام) برای محبین و شیعیانت شفاعت میکنی. ای فاطمه! اگر همه انبیایی که خداوند متعال مبعوث نمود و همه ملائکه مقرب الهی در مورد دشمن تو شفاعت کنند، خداوند متعال هرگز او را آتش جهنم بیرون نمی آورد.

بررسی سند

  1. ابوالحسن بن شاذان: محمد بن احمد بن علی بن الحسن القمی: ثقه
  2. شاذان: احمد بن علی بن الحسن القمی: ثقه

این راوی هر دو از مشایخ نجاشی هستند و مشایخ نجاشی همگی ثقه می باشند. مرحوم خوئی در «معجم رجال الحدیث » ج 16ص 17 در ترجمه ابوالحسن بن شاذان می گوید:

هو ثقة، لا لما ذکره، بل لأنه شیخ النجاشی، وقد عرفت أن مشایخه کلهم ثقات… وقال الشیخ الحرفی تذکرة المتبحرین: “الشیخ محمد بن أحمد بن علی بن الحسین بن شاذان الکوفی: فاضل. جلیل، له کتاب مناقب أمیر المؤمنین علیه السلام، مئة منقبة من طرق العامة، روى عنه الکراجکی، ویروی هو عن ابن بابویه، وکتابه المذکورعندنا “. أقول: الظاهر أن کلمة الحسین من غلط النساخ، والصحیح الحسن. «معجم رجال الحدیث » ج 16ص 17

وی ثقه است زیرا او از مشایخ نجاشی بوده و فهمیدی که همه مشایخ او نجاشی ثقه هستند… شیخ حر عاملی در تذکره المتبحرین می گوید: شیخ محمد بن احمد بن علی بن الحسین بن شاذان الکوفی: مردی فاضل و جلیل القدر است و صاحب کتاب مناقب امیرالمومنین علیه السلام که شامل 100 منقبت از طریق روایات عامه است، می باشد. کراجکی از وی روايت کرده و او محمد بن احمد نیز از ابن بابويه روايت کرده وکتاب او مناقب امیرالمومنین درنزد ما موجود می باشد.

می گويم (خوئی): ظاهراً کلمه «حسین» بعلت اشتباه نسّاخ می باشد و صحیح آن «حسن» است. همچنین آيت الله العظمی خوئی در «معجم رجال الحديث »ج 2ص 177 در ترجمه احمد بن علی بن الحسن می گويد: قال النجاشی: “أحمد بن علی بن الحسن بن شاذان، أبو العباس الفامی (القاضی) القمی: شیخنا الفقیه، حسن المعرفة، صنف کتابین لم يصنف غیرهما: کتاب زاد المسافر، وکتاب الأمالی. أخبرنا بهما: ابنه أبو الحسن رحمه ما الله تعالى

  1. 3.محمدبن الحسن بن احمدبن الولید: ثقه ثقه( معجم رجال الحديث ج 16ص 219-220)4
  2. 4.محمدبن الحسن بن فروخ الصفار: ثقه( معجم رجال الحديث ج 16ص 263)
  3. 5.محمد بن زياد مشهور به ابن ابي عمیر: من اوثق الناس( معجم رجال الحديث ج 15ص 291–2926
  4. 6.مفضل بن عمرجعفي: جلیل، ثقه ( معجم رجال الحديث ج 19ص 330)
  5. 7.يونس بن يعقوب بن قیس البجلي: ثقه( معجم رجال الحديث ج 21ص 238)

تذکر: در سند روايت فوق آمده است «حدثنا الصفار محمد بن الحسین قال حدثنا محمد بن زياد »در حالی که نام مرحوم صفار، محمد بن الحسن الصفار است! به نظر میرسد که در اينجا، لفظ «عن» يا «حدثنا» از میان سند افتاده است زيرا معمولا مرحوم صفار به يك واسطه و يا دو واسطه از مرحوم ابن ابی عمیر روايت نقل می کند.

ظاهراً سند به صورت «حدثنا الصفار عن محمد بن الحسین قال حدثنا محمد بن زياد »می باشد. محمد بن الحسین همان محمد بن الحسین بن ابی الخطاب است: ثقه، عین (معجم رجال الحديث ج 16ص 308)

خداوند ما را از عزاداران شهادت صديقه شهیده سلام الله علیها قرار دهد.

برای دانلود فایل powerpoint کلیک نمایید.


بخش سوم مستندات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها – بیش از 10 روایت در اثبات شهادت ایشان

بیش از ده روایت در اثبات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها یکی از شبهات احمقانه ی مخالفین شیعیان آل عبا و مبغضین بانوی دو سرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) یعنی وهابیت عنود، آن است که اسناد و مدارک شهادت آن حضرت ثابت نیست.

بلی شاید برای مخالف ما که خانه ای سست تر از خانه ی عنکبوت برای خویش ساخته و خود را محصور تارهائی از جهالت نموده و هر آنچه به مقام برزگانش لطمه بزند دروغ دانسته و مردود می شمارد، شهادت آن بانوی مظلومه و اسناد ومدارکش ثابت نباشد؛ ولی ما به عنوان شیعیان امامی، برای این اعتقاد خویش مدارک فراوانی داریم.

ما نه تنها در منابع معتبر خویش که در منابع مخالفین خود از فِرَق دیگر شیعه گرفته همچون زیدیه که قائل به صحّت خلافت اولی و دومی هستند، تا اهل تسنن و معتزله که شیخین را تا حد عصمت قبول دارند، مدارکی داریم که شهادت آن حضرت را ثابت می کند.و وقتی موضوعی این چنین را موالف و مخالف ما نقل کرده و بدان اذعان داشته باشد، پذیرش آن به حکم عقل بر هر عاقلی واجب است و آنان که نمی پذیرند خود باید در برابر پروردگارشان جواب بدهند.

در مقاله ی پیش رو تعدادی از روایاتی را از منابع شیعی می آوریم که ادعای فوق را ثابت نماید. آنچه آورده ایم تنها روایاتی است که در آن ها عباراتی وجود دارد که تصریح در کشته شدن و شهادت حضرت فاطمه صدیقه (سلام الله علیها) دارد. بنابر این ما از آوردن سایر روایاتی که شامل سایر حقایق تاریخی است دست کشیده ایم؛ حقایقی چون آتش زدن به بیت وحی، ورود به خانه بی اجازه ی صاحب خانه، کتک زدن بنت نبی و سقط فرزندش محسن. ( سخنرانی مستندات شهادت حضرت زهرا )

این روایات از قول خدای متعال (عزّوجلّ) و 6معصوم که عبارتند از پیامبر اکرم، امیر المومنین، امامان سجاد، باقر، صادق و کاظم (صلوات الله علیهم اجمعین) و نیز 3تن از صحابه ی عظام نبی شامل سلمان فارسی، عمار یاسر وعبد الله بن عیاس نقل شده است.

بر خواننده ی آگاه پوشیده نیست که وقتی مساله ای دارای این همه اسناد و مدارک باشد، بررسی سند تک تک مدارک آن کاری خلاف سیره ی عقل او مخالف شیوه ی علما و فقه است؛ مخصوصاً که برخی از این روایات را می توان در منابع غیر شیعه نیز مشاهده کرد. از این جهت تنبیه می دهیم که اگر کسی بخواهد سند تک تک این روایات را مورد بررسی قرار دهد و سپس نتیجه بگیرد که چنین مطلبی (شهادت حضرت) ثابت نیست، کاری بیهوده انجام داده و راهی کج رفته است.

البته سند برخی از روایات ذیل (همچون روایات 7و 8) بنا به اصطلاح علمای متاخر شیعه صحیح است. همچنین مولفان برخی از این مدارک (همچون روایات 1 ،3 ،4 ،5 ،8 ،10و 11) روایات کتاب خویش را معتبر دانسته اند. در پایان این مقاله تعدادی از زیارات حضرت زهرا (سلام الله علیها) را نقل کرده ایم که در آن ها کلمه ی “شهیده”خطاب به آن بانو آمده است.

علمای شیعه برخی از این زیارات را «مروی» خوانده اند و خواندن برخی دیگر رامستحب دانسته اند. بر خواننده پوشیده نماند که به کار بردن این اصطلاحات، نشان از صدور این زیارات از معصوم دارد و…..

لیست روایات موجود در این مقاله به شرح زیر است:

  1. روایت یکم- حدیث قدسی حضرت ربّ العزّه
  2. روایت دوم- حدیث پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله)
  3. روایت سوم- حدیث دیگری از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله)
  4. روایت چهارم- کتاب امیر المومنین (علیه السلام)
  5. روایت پنجم- حدیث اول امام صادق (علیه السلام)
  6. روایت ششم- حدیث دوم امام صادق (علیه السلام)
  7. روایت هفتم- حدیث سوم امام صادق (علیه السلام)
  8. روایت هشتم- حدیث امام کاظم (علیه السلام)
  9. روایت نهم- سخن عمار یاسر (رحمه الله) به نقل از امام باقر از امام سجاد (علیهما السلام)
  10. روایت دهم- سخن سلمان فارسی (رحمه الله) ( سخنرانی مستندات شهادت حضرت زهرا )

برای دانلود متن های سند شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها کلیک نمایید.


برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا