متن سخنرانی و مقاله فاطمیهآثار نوشتاری و اجرایی فاطمیهبزرگسالفاطمیهمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوا

حمله به خانه وحی – سخنرانی فاطمیه

حمله به خانه وحی (یکی از وقایع انکار ناپذیر تاریخی)

توجیهات درمورد حمله به خانه وحی این موضوع را بازتاب میدهد که، گاهی اوقات برای کمرنگ نمودن وقایعی که اتفاق افتاده میتوان توجیهاتی دست و پا کرد که در منظر اول، بسیار منطقی به نظر می رسند.

توجیهات بی معنا در دفاع از حمله به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها

گاهی اوقات برای کمرنگ نمودن وقایعی که اتفاق افتاده میتوان توجیهاتی دست و پا کرد که در منظر اول، بسیار منطقی به نظر می رسند. لذا افرادی که پیگیر آن ماجرا هستند به صورت ابتدایی، راضی شده به نحوی که دست از کنجکاوی می کشند.

معمولًا اینگونه توجیهات زمانی بیان می‌گردند که کار از کار گذشته و اتفاقی که نباید می افتاده، افتاده و نظرها را به خودش جلب کرده است. در این میان هم عاملان آن واقعه و یا پیروان و رضایت دهندگان به آن اتفاق نیز برای اینکه به قول معروف (زهر کلام گرفته شود) دست به توجیهاتی میزنند که در بعضی مواقع، آنقدر سخیف و بی پایه است که مشمول این ضرب المثل معروف میگردد: عذر بدتر از گناه !!

هجوم به خانه حضرت زهرا سالم الله علیها با کمال تاسف یکی از وقایع انکار ناپذیر تاریخی است که هیچ راهی برای فرار از آن وجود ندارد. وقوع این فاجعه گذشته از تواتر در منابع و مدارک شیعی (به نحوی که شیعه را با اعتقاد به چنین امری می شناسند)  در برخی از کتب اهل تسنن نیز ریشه ها و نشانه هایی دارد که این نوشتار مجال اشاره به آنها نیست.

از طرف دیگر هم مدافعان عقیده اهل تسنن در برخی اوقات برای دفاع از عقیده شان در مقابل سخنان شیعیان، بعضاً متعرض این فاجعه شده و عکس العمل های متفاوتی داشته اند.

برخی اساساً منکر این فاجعه میشوند و هرگونه اشاره و تعرض به آن را نشانی از نشانه های رفض و تشیّع میدانند همانند سخن قاضی فضل بن روزبهان در مورد محمد بن جریر طبری که او را رافضی می داند.

بعض دیگر نیز در ضمن پاسخگوئی به سخنان شیعیان و ادله ایشان، در مقام توجیه تهدید و هجوم به خانه حضرت زهرا سالم الله علیها برآمده و سخنان جالبی بیان می نمایند. در این نوشتار قصد داریم تا به چند نمونه از این توجیهات اشاره نماییم و هرگونه نتیجه گیری را به خواننده منصف واگذار نماییم.

حمله به خانه وحی – توجیهات اهل تسنن

1 -قاضی عبدالجبار بن احمد بن عبدالجبار معتزلی یکی از کسانی است که اقدام به توجیه کردن نموده است. این عالم شهیر اهل تسنن در کتاب معروفش (المغنی) اینگونه به شبهه مخالفانش پاسخ میگوید:

و أما ما ذکره من حدیث عمر فى باب الاحراق، فلو صح لم یکن طعنا على عمر، ألن له أن یهدد من امتنع من المبایعة، إرادة خلاف على المسلمین، لکن ذلك غیر ثابت … کتاب المغنی

و اما آنچه که در مورد جریان عمر در باب آتش کشیدن خانه بیان نموده، پس اگر صحیح باشد اصال طعنی بر عمر نیست زیرا بر او لازم بود تا هر آنکسی که از بیعت کردن، به نیت مخالفت با مسلمانان، ممانعت می ورزد را تهدید نماید ولی این امر ثابت نیست.!

قابل ذکر است که ابن ابی الحدید معتزلی همگام و هم کیش قاضی عبدالجبار تصریح دارد که روایت سوزاندن خانه حضرت زهرا سلام الله علیها را غیر شیعه نیز بیان کرده اند.

بعد از او ابو محمد یمنی که از علمای قرن ششم هجری می باشد وارد میدان شده و در کتاب عقائد الثلاثه و السبعین فرقة چنین دفاع می نماید:

و اما الذی نقموا به علی عمر بن الخطاب همه باحراق بیت فاطمه رضی الله عنها فانه قد کان ذلك منه علی غیر ما وهموا به، و انه لما تاخر علی و الزبیر و المقداد عن بیعه ابی بکر یوم بویع ، کانوا مجتمعین فی منزلها فسمع بذلك عمر فاتی الیهم الی منزلهم لیعزلهم عما کان منهم فلم یجدهم هناک، فقال لفاطمه رضی الله عنها: یا بنت رسول الله، و الله ما احب الینا من ابیك، و ال احد بعده احب الینا منك ، وایم الله ما ذاک بمانعی من انه اذا اجمتع عندک هوالء النفر ان احرق علیهم هذا البیت النهم ارادوا شق عصی المسلمین بتاخیرهم عن البیعه ثم خرج عنها ، فلم یلبث ان عادوا الیها فقالت لهم : تعلمون ان عمر جاءنی و حلف باهلل الن انتم عدتم الی هذا البیت لیحرقنه علیکم، وایم الله انه لیصدقن فیما حلف علیه، فانصرفوا عنی فال ترجعوا الی، ففعلوا ذلك، و لم یرجعوا الیها بعدما بایعوا، فهذا هو المعنی فای شیء علی عمر من منقود فی هذا النه هم و لم یفعل، ما اراد بذلك الا الاصالح. الا تری الی قوله تعالی فی قصه یوسف علیه السلام ” و لقد همت به و هم بها ” و لم ینقد علیه بذلك ناقد و هو نبی الله صلی الله علیه وسلم، فکیف مع انه لم یقصد بذلك فاطمه رضی الله عنها بل المتاخرین عن البیعه. کتاب عقائد الثلاثه و السبعین فرقة

و اما آنچه که بعنوان عیب بر عمر بن خطاب بیان می گردد مبنی بر اینکه او قصد آتش زدن خانه فاطمه سلام الله علیها را داشت، در حقیقت جریان به نحوی غیر از آن چیزی است که ایشان توهم کرده اند (و آن این است) وقتی که در روز بیعت، علی علیه السلام و زبیر و مقداد از بیعت با ابی بکر درنگ کردند، در منزل فاطمه سلام  الله علیها جمع شده بودند و خبر این امر به عمر رسید.

لذا عمر به نزد ایشان رفت تا آنها را از این امر منصرف سازد ولی آنها را پیدا نکرد و لذا به فاطمه سالم الله علیها گفت: ای دختر رسول الله ، به خدا هیچکس محبوب تر از پدرت در نزد ما نیست و بعد از او نیز محبوب تر از تو در نزد ما کسی نیست!

ولی و من به خدا سوگند می خورم که این محبّت مرا بازنمیدارد که اگر باز این جماعت، نزد تو گرد هم آیند؛ فرمان دهم که این خانه بر سرشان به آتش کشیده شود زیرا آنها می خواهند با تاخیرشان در بیعت با ابی بکر، میان مسلمین تفرقه بیاندازند و سپس از نزد فاطمه سلام الله علیها رفت.

مدتی نگذشت که آنها برگشتند و فاطمه سلام الله علیها به ایشان گفت: دیدید که عمر پیش من آمد و به خدا سوگند خورد که اگر نزد من بازگردید، خانه را بر سرتان به آتش مکشد. و قسم به خدا که او به نچه برایش سوگند خورده عمل می کند.

پس از این امر منصرف شوید و به نزد من هم برنگردید. آنها نیز چنین کردند و برنگشتند تا اینکه بیعت کردند. پس جریان این چنین است، و لذا چه ایرادی بر عمر است زیرا او تصمیم به آن امر (آتش زدن خانه) گرفت ولی آن را انجام نداد و هدف وی از این امر چیزی به جز اصلاح امت نبود.

آیا این آیه الهی را در مورد قصه حضرت یوسف علیه السلام را ندیده ای که می گوید: “و در حقیقت (آن زن) آهنگ وى کرد، و (یوسف نیز) اگر برهان پروردگارش را ندیده بود، آهنگ او مى کرد” و هیچ خرده گیری بر یوسف علیه السلام بخاطر این امر، نگرفت

زیرا او پیامبر خدا می باشد، پس چگونه است در مورد عمر، زیرا او هدفش فاطمه سلام الله علیها نبود بلکه هدفش متاخرین از بیعت بوده است.

به راستی باید از ابو محمد یمنی سوال نمود که آیا آتش زدن علی علیه السلام و خانه وی صحیح است؟ مگر خانه حضرت زهرا سلام الله علیها در آنزمان از خانه امیرالمومنین علی علیه السلام جدا بود ابن ابی الحدید نیز نتوانست در مقابل مدارک متعددی که در کتابش آورده سکوت نماید و لذا این چنین عقیده اش را بیان میدارد:

والصحیح عندی أنها ماتت وهی واجدة على أبى بکر وعمر ، وأنها أوصت ألا یصلیا علیها ، وذلك عند أصحابنا من الامور المغفورة لهما. وکان الالولى بهما إکرامها واحترام منزلها لکنهما خافا الفرقة ، وأشفقا من الفتنة ، ففعال ما هو الاصلح بحسب ظنهما ، وکانا من الدین وقوة الیقین بمکان مکین، ال شك فی ذلك، والامور الماضیة یتعذر الوقوف على عللها وأسبابها، وال یعلم حقائقها إلا من قد شاهدها ولابسها، بل لعل الحاضرین المشاهدین لها یعلمون باطن االمر، فال یجوز العدول عن حسن االعتقاد فیهما بما جرى، واهلل ولى المغفرة والعفو، فإن هذا لو ثبت أنه خطا لم یکن کبیرة، بل کان من باب الصغائر التی ال تقتضی التبری، وال توجب زوال التولی. ابن ابی الحدید

نظر صحیح در نزد من چنین است که او (فاطمه سلام الله علیها) از دنیا رفت در حالی که بر ابوبکر و عمر غضبناک بود و وصیت نمود که آن دو نفر بر پیکرش نماز نخوانند. در نزد اصحاب ما اهل تسنن این مطلب بر آن دو نفر بخشیده می شود.

در حالی که بهتر بود آن دو نفر، فاطمه زهرا سلام الله علیها را اکرام کرده و حرمت منزلش را نگه می داشتند ولی آنها از ترس فرقه فرقه شدن مردم و نگرانی از وقوع فتنه، به تشخیص شان آنچه که اجرایش اصلح بود را انجام دادند.

آن دو نفر در دین و یقین در مقام والایی بودند و شکی نیز در آن نیست. در مورد کارهای گذشته باید در مورد علل وقوع آنها ایستاد زیرا هیچکس غیر از کسانی که شاهد آن ماجراها بودند، حقایق امور را نمی داند. بلکه چه بسا حاضرین در آنجا باطن و حقیقت امور را می دانستند. از این رو نباید از حسن ظن داشتن به وقایع آنها عدول کرد.

پس اگر ثابت شود این کارها خطا بوده (قطعاً) گناه کبیره نبوده بلکه از زمره گناهان صغیره ای است که به مقتضای آن نمی توان (از مرتکبین آن) تبری جست و دست از محبت آنها شست.) بدین‌صورت بود که ابن ابی الحدید در عین قبول ضمنی آن وقایع، آن را صرفاً از گناهان صغیره میداند و نه از گناهان کبیره ای که متضمن تبری جستن از صاحب آن شویم!!

4 -ابن تیمیه حرّانی نیز که از مخالفان سرسخت اهل بیت علیهم السلام و شیعیان بود، از قافله این توجیهات عقب نماند و صراحتاً بیان کرد:

وغایة ما یقال إنه کبس البیت لینظر هل فیه شیء من مال اهلل الذی یقسمه وأن یعطیه لمستحقه ثم رأى أنه لو ترکه لهم لجاز فإنه یجوز أن یعطیهم من مال الفیء. ابن تیمیه حرّانی

نهایت سخنی که گفته می شود این است که او به زور وارد خانه شد تا ببیند آیا چیزی از اموال الله که باید تقسیم شود و به مستحقش برسد در آنجا هست یا نه! سپس دید که اگر آن اموال را برای آنها بگذارد مجاز است زیرا او می تواند از مال فیء به آنها بدهد.

در حقیقت ابن تیمیه در اقدامی جدید، بحث جلوگیری از تفرقه و نگرانی از فتنه را به کناری نهاد و سخن جدیدی مطرح کرد مبنی بر احتمال وجود بیت المال در خانه حضرت علی و حضرت زهرا سلام الله علیهما. به تعبیر واضح تر، ابن تیمیه محل فتنه بودن خانه حضرت زهرا سلام الله علیها را با الفاظی واضح تر برای دیگران توصیف می کند

تا جایی که شنونده و خواننده این چنین فکر کنند که خانه آن مخدّره ، نه تنها مامن فتنه جویان و متخلفین از بیعت بود بلکه محل جمع آوری و نگهداری بیت المالی بود که از دست مستحقین گرفته شده و در آن خانه، انبار شده است

این سخن ابن تیمیه مورد استقبال گروهی قرار گرفت که رگه های نصب و دشمنی با اهل بیت علیهم السلام در گفتار و نوشتار آنها مشهود است. لذا شمس الدین ذهبی نیز همین سخن را تکرار کرده و هم اکنون نیز عبدالله غنیمان وهابی نیز همین توجیهات را بیان می نماید.

(ناگفته نماند که این سخن ابن تیمیه آنچنان خبث باطنی وی را مشهود نموده که برخی از مترجمین امانتدار) در ضمن ترجمه مختصر کتاب ابن تیمیه، ترجیح دادند تا نه تنها آن جمله، بلکه یك قسمت از مجموعه سخنان ابن تیمیه حول آن موضوع را حذف کرده و در ترجمه شان نیاورند.

5 -بعد از شمس الدین ذهبی، ریشه های این توجیه به هندوستان رسید و محدث دیار هند، شاه ولی الله دهلوی این چنین گزارش می کند: در همین ایام مشکلی دیگر که فوق جمیع مشکلات توان شمرد پیش آمد و آن این بود که زبیر و جمعی از بنی هاشم در خانه ی حضرت فاطمه رضی الله تعالی عنها جمع شده در باب نقض خلافت مشورت ها بکار می بردند.

حضرت شیخین آن را به تدبیری که بایستی بر هم زدند و تدارک ملالی که بر مزاج حضرت مرتضی عارض شده بود به حسن ملاطفت فرمودند، روات این قصه هر یکی چیزی را حفظ کرد و چیزی ترک نمود در این جا چند روایت بنویسم تا قضیه منقح گردد، عن زید بن اسلم عن ابیه انه حین بویع لابی بکر بعد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ……

قابل ذکر است که تا کنون مشخص نشده است که آیا تهدید به آتش زدن خانه امیرالمومنین و حضرت زهرا سلام الله علیهما، مصداق حسن ملاطفت و تدارک رفع ملال امیرالمومنین است یا امری ورای آن!

6 -شاه عبدالعزیز دهلوی نیز به پیروی از پدرش (شاه ولی الله دهلوی) نام خویش را در لیست توجیه کنندگان قرار داده و اینچنین میگوید:

و اگر مراد از قصد، تخویف و تهدید زبانی است و گفتن اینکه: من خواهم سوخت، پس وجهش آن است که این تخویف و تهدید کسانی را بود که خانه حضرت زهرا سلام الله را ملجاء و پناه هر صاحب خیانت دانسته، حکم حرم مکه معظه داده، در آنجا جمع می شدند و فتنه و فساد منظور می داشتند.

و بر هم زدن خالفت خلیفه اول به کنکاش ها و مشورت های فساد انگیز قصد می‌کردند، و حضرت زهرا سلام الله هم از این نشست و برخاست آنها مکدر و ناخوش بود. لیکن به سبب کمال حسن خلق، به آنها پی برده نمی فرمود که: در خانه من نیامده باشید.

عمر بن الخطاب چون دید که حال بر این منوال است، آن جماعت را تهدید نمود که: خانه را بر شما خواهم سوخت ……. اگر عمر بن الخطاب هم به سبب بودن مفسدان در آن خانه کرامت آشیانه، و وقوع تدبیرات فتنه انگیز در آنجا، آن مردم را تهدید کند به احراق آن خانه، چه گناه بر وی لازم شود ؟

نهایت کار آنکه مراعات ادب مقتضی این تهدید نبود لیکن معلوم شد که رعایت ادب در این قسم امور عظیمه کسی نمی کند ….

سراج الهند (عزیزالله دهلوی) در حقیقت پایش را فراتر از سخنان پدرش نهاده و تصریح می کند که تهدید و ترساندن متخلفین از بیعت نه تنها امری لازم و واجب بوده بلکه اساساً اخلاقیات و رعایت ادب در اینگونه امور رنگ باخته و مورد نیاز نمی باشد.

زیرا که عمر بن خطاب در میان مردم معروف به شدت و سخت گیری بوده و صدور چنین کلمات و امثال آن از وی اصالاً بعید نیست بلکه حقیقت این است کارهایی که عمر در آن وخامت اوضاع اقدام به انجام آنها کرد شامل برخی از تجاوزات نیز میشده ولیکن نباید این امر از ما مخفی باشد.

که اگر حکمت عمر و سخت گیری او و یا حتی تجاوزات او برای آرام نمودن فتنه ها و فائق آمدن بر آشوب‌ها و بلواها نبود و توطئه های بنی هاشم همچنان ادامه می یافت، جماعت مسلمین متفرق شده و بین شان جنگهای داخلی اتفاق می افتاد آنچنان که بین علی سلام الله علیه و معاویه اتفاق افتاد.

و البته محققین میدانند که این روایات علی الخصوص روایت ابن ابی شیبه کامل صحیح بوده و مورد تصحیح بسیاری از علما نیز قرار گرفته است. مشابه همین اقوال را برخی دیگر از علمای عامه همچون عمر ابوالنصر و خانم دکتر عائشه بنت الشاطی و دیگران نیز آورده اند و تفاوت صرفاً در الفاظ است !

نتیجه کلام

ما حصل این نوشتار را می توان اینگونه خالصه نمود که در طول تاریخ 1400 ساله ای که از رخت بربستن رسول الله صلی الله علیه و آله از میان امت اسلامی میگذرد، واقعه حمله به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها و تهدید به آتش زدن آن در بین مدارک اهل تسنن، یا هرگز معرفی نشده و یا اگر معرفی شده و راهی برای کتمان آن یافت نشده.

لاجرم برخی از اعلام عامه سعی در توجیه آن نموده و انجام آن را برای حفظ جامعه و جلوگیری از تفرقه گرفتن الزامی بیعت و حتی رسیدگی به بیت المالی که بی اجازه حاکم شرع در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها شاید پیدا بشود بیان نموده اند.

با اینکه این گروه از توجیهات کاملاً بی سند و غیر علمی هستند ولی تلویحاً از قول قائلین آن مبنی بر قبول هجمه به خانه وحی، تصریح دارند.


دسترسی سریع و آسان به راهکار و محتوا برای مناسبت‌های نیمه شعبان، غدیر، محرم و فاطمیه
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.

فهرست مطالب محرم فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا