معرفی کتاب فاطمیهآثار نوشتاری و اجرایی فاطمیهبزرگسالفاطمیهمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوا

كتاب اسرار فدك – معرفی کتاب فاطمیه

كتاب اسرار فدك خطابه ى حضرت زهرا سلام الله علیها

كتاب اسرار فدك ، بعنوان ادامه ى راه مدافعان هميشه بيدار فاطمه عليهاالسلام، و با استفاده از نتايج زحماتشان كه راهى به بلنداى چهارده قرن پيموده است، به درياى رحمت فاطمى تقديم مى گردد تا انجام وظيفه اى در پيشگاه آن اميد دلها باشد.

مشخصات کتاب

نام کتاب: کتاب اسرار فدك
نويسنده: محمد باقر انصارى، سيد حسين رجايى
موضوعات: فدك. فاطمه زهرا (سلام الله عليه)، خطبه ها
ناشر: موسسه تحقيقات و نشر معارف اهل البيت (علیهم السلام)

پیشگفتار كتاب اسرار فدك

بسم الله الرحمن الرحیم

از روزى كه سرزمین فدك با نام فاطمه علیهاالسلام ارتباط یافته ارزش اعتقادى بخود گرفته است. از آن روز دیگر فدك یك ماجراى تاریخى پایان یافته نیست. آنگاه كه فدك به امر خاص خداوند به فاطمه علیهاالسلام اعطا شد، دوست و دشمن فاطمه علیهاالسلام معرفى شدند. از آن پس فدك چراغى شد كه هرگز خاموش نشده و نخواهد شد، و غصب آن مسئله اى است عظیم كه تا ابد كسى نمى تواند آن را كوچك تلقى كند.

كتاب اسرار فدك – فدك سند دائمى شیعه

در طول تاریخ، فدك بعنوان شاهدى محكم در دست شیعیان حضرت زهرا علیهاالسلام بوده و هست، كه با پیمودن قرن ها خود را به مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله مى رسانند و نداى جانسوز و آهِ دلِ شكسته ى یادگار وحى را پاسخ مثبت مى دهند. فاطمه علیهاالسلام این مدرك قوى را به دست دوستان خود سپرده، تا در هر كجا و هر زمان نشان دهند كه نسبت به مقام عصمت كبرى بى تفاوت نیستند.

«فدك» مجموعه وقایعى را تداعى مى كند كه طى آن این سرزمین به فاطمه علیهاالسلام بخشیده شد، و سپس از آن حضرت به اجبار گرفته شد و در نتیجه حضرت براى دفاع از حق خود مراحلى را طى كردند.

نخستین سؤالى كه مسئله ى «فدك» در ذهن ها ایجاد مى كند آن است كه چرا «غصب فدك» در میان غصب هایى كه از حقوق اهل بیت علیهم السلام شده شاخص است و اهمیت آن در كدام نقطه نهفته است؟ چرا امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام این اندازه بر سر آن پافشارى كردند؟ چرا ائمه ى معصومین علیهم السلام در فرصت هاى مناسب آن را نزد مردم مطرح مى كردند و نام آن را زنده نگاه مى داشتند؟

براى بدست آوردن علت یا علل اصلى مسئله، مطالعه ى كامل و تحلیل همه جانبه ى تاریخ فدك از ابتداى فتح آن سرزمین تا پایان اقدامات غاصبین و نیز اقدامات امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام در مقابل آنان، بهترین راهگشا است و عمق فاجعه و ریشه هاى اصلى آن را روشن مى كند.

كتاب اسرار فدك – اهداف خطابه ى فدك

در سخنان صدیقه كبرى علیهاالسلام قبل از همه، شخص آن بزرگ بانوى جهان معرفى شده است، و در مرحله ى بعد دشمنان فاطمه علیهاالسلام شناسایى شده اند. این سند محكم بطور علنى بر همگان روشن ساخته كه صاحب مقام «رِضى فاطِمَةَ رِضَى اللَّهِ» و آنكه غضب او غضب پروردگار است، بر چه كسانى غضب كرد و آنان چگونه نارضایتى او را فراهم آوردند و عكس العمل حضرت در برابر آنان چه بود.

خطبه ى فدكیه پرده هاى نفاق را كنار زد و چهره ها را معرفى كرد تا نسل هاى آینده به اشتباه نیفتند، و چراغ همیشه روشنى در پیش رو داشته باشند كه راه سوء استفاده ى دزدان عقیده را مسدود نماید، و راه آل محمد علیهم السلام بخوبى شناخته شود.

كتاب اسرار فدك: مخاطبان حضرت زهرا سلام الله علیها

خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام در پى غصب فدك كه در مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله ایراد فرمودند، مخاطبان متفاوتى در طول زمان داشته و دارد. به وضوح مى توان دریافت كه اكثر حاضران در مسجد و پیروانشان كه در فكر و نقشه ى دیگرى بودند هرگز عمق سخنان آن حضرت را درنیافتند و نمى توانستند بیابند، چرا كه سخنانى سرچشمه گرفته از منبع وحى در حد فهم هر بى سر و پا نیست.

فاطمه علیهاالسلام سیده ى زنان جهان، در عمر خود یكبار خطابه ایراد نموده و مخاطب او تمامى نسل هاى آینده اند. در روزهایى كه چندین حق یكباره زیر پا مى رفت و مردم هم به راحتى مى پذیرفتند، عصمت پروردگار بپاخاست تا طنین سخنانش قرنها را فرا گیرد و انسان هاى طالب حقیقت را در هر كجاى جهان راهنما باشد و روشنگری هاى او هرگز فراموش نشود.

در تاریخ اسلام خطابه ى «غدیر» مهمترین فراز است، و این «غدیر دوم» و مفسر خطابه ى غدیر است. آنگاه كه دشمنان پیامبر صلى الله علیه و آله كاملاً خود را معرفى كرده بودند انطباق گفته هاى آنحضرت در غدیر بر آنان ضرورت داشت.

خطابه ى فدك محاكمه ى اجبارى غاصبین

از خصوصیات خطابه ى فدك این است كه بصورت یك خطابه ى متصل نیست، بلكه بصورت تخاطب در حضور مردم بعنوان دادگاهى كه قاضى آن خدا و مردم در زمان هاى طولانى هستند و خواهند بود ایراد شده است. این نوع خطابه همان بود كه غاصبان از آن گریز داشتند و هرگز براى چنین محاكمه اى حاضر نمى شدند.

فاطمه زهرا علیهاالسلام با برنامه ى خود آنان را در این دادگاه حاضر ساخت و وادارشان كرد كه سخن بگویند و ماهیت خود را افشا كنند، تا آن حضرت هم جواب هاى لازم را به آنان بگوید، و نتیجه ى نهایى آن عاید نسل هاى تاریخ شود. مسلمانان و غیر مسلمین فاطمه علیهاالسلام را بشناسند و دشمن او هم معرفى شده باشد. فرهنگ فاطمى از فرهنگ سقیفه اى بازشناخته شود، و معیارها براى آینده ى بلند مدت مسلمانان تبیین گردد، تا هر كسى با شناخت لازم داخل گروه مورد انتخاب خود شود.

گذشتن از فدك و بالاتر از فدك براى مثل على و فاطمه علیهماالسلام كار آسانى است چرا كه آنان به دنیا و ما فیها پشت پا زده بودند، اما ناآگاه گذاردن مسلمانان جهان محال است. نادیده گرفتن ظلمهایى كه بر فاطمه علیهاالسلام رفته بر آن دریاى رحمت الهى مشكل نیست، ولى به غاصب میدان دادن كه خود را بر حق هم جلوه دهد امكان ندارد.

صدیقه طاهره علیهاالسلام به هر قیمتى خود را به مسجد رسانید، و براى اولین و آخرین بار در برابر مسلمین دادخواهى نمود، چرا كه مى دانست اگر سكوت كند زمینه اى براى كارهاى بعدى خواهد بود و جرأت ظالم را بیشتر مى كند تا سینه سپر كند و هوس هاى بزرگ در سر بپروراند، و آنگاه هر كارى خواست انجام دهد.

كتاب اسرار فدك – فدك نداى هل من ناصر فاطمه سلام الله علیها

فدك در واقع میدان دفاع از حریم عصمت است و نداى بر حق فاطمه علیهاالسلام براى همیشه در گوش شیعه طنین انداز است. آنگاه كه فاطمه ى مستوره در حجاب، براى اولین و آخرین بار در عمر خود، با تنى مجروح و آهى جانسوز از آن درِ نیم سوخته به مسجد آمد، شیعه خود را موظف مى داند او را یارى كند تا بنشیند و خطبه بخواند، چرا كه این پهلوى شكسته و سینه ى مجروح و صورت كبود و بازوى وَرَم كرده طاقت ایستادن ندارد، و براى او پرده اى مى زنند تا در میان زنان با احتجاب سخن بگوید.

او آمده است تا براى ما خطابه ایراد كند و شیعیانش را در طول تاریخ سر بلند بدارد. شیعه بداند كه روزى زهرایى داشته كه با تن مجروح و قلب شكسته به مسجد آمده و در مقابل ظلم و نفاق افشاگرى كرده، تا چشم دشمنانش را تا ابد كور كند و سند زنده اى بدست حامیان خود دهد كه تا قیامت دشمنان را سرافكنده نمایند.

مقاومت مستمر شیعه در مسئله ى فدك

از آنجا كه در فدك سخن از عصمت زهرا علیهاالسلام و بى حرمتى نسبت به حق فاطمه علیهاالسلام و معرفى دشمنان و معاندین خاتون كبریاست، شیعه در طول تاریخ از كنار این مسئله به آسانى نگذشته است. مگر شیعه غیر از زهرا علیهاالسلام و خاندان او چه دارد؟ از این درى كه چندى پیش سوخته و امروز فدكش غصب شده كجا برود؟ آیا دین شیعه اجازه مى دهد زهراى آزرده خاطر و مجروح بدن را با محسن شهیدش تنها بگذارد؟ آیا ولایت شیعه اجازه مى دهد على علیه السلام را در این همه مصیبت به حال خود رها كند؟ آیا مسئله اى از این لازم تر هست كه سراغ آن برود؟

از اینجاست كه شیعه ى فاطمه علیهاالسلام براى همیشه ى تاریخ مسئله ى فدك را زنده نگه مى دارد و این را وظیفه ى خود مى داند. اگر مسئله ى فدك امروز در حضور شیعه اتفاق مى افتاد، آنان به استناد مقام عصمت كبرى، بطور قطع و بدون توجه به هر سخن و دلیلى، كلام آنحضرت را بر روى چشم مى گذاردند و بدان یقین داشتند، و در مقابل امضاى پروردگار هر سخنى را یاوه مى دانستند.

آنچه بعنوان مسئله ى فدك مطرح است نه بر سر بخشوده ى پیامبر صلى الله علیه و آله است و نه ارث. گفتگو بر سر آنست كه وقتى كلامى و عملى از معصوم صادر شود حجت تمام عیار است و كسى حق اعتراض بر او ندارد. اشكال بر سر بى توجهى و كوتاهى مردم در مقابل عصمت كبرى است و دفاع شیعه از حریم چنین مقام والایى است.

اینك ماییم كه بعنوان طرفداران فدك باید بدانیم فاطمه علیهاالسلام در خطابه اش چه فرموده، و در قبال غاصبین فدك چه عكس العمل هایى داشته، و نیز دشمنان او چه برخوردهایى داشته اند. اینجاست كه بخوبى صف فاطمه علیهاالسلام را خواهیم شناخت و با تمسّك به ذیل عنایت او در روز قیامت در پیشگاهش سرافكنده نخواهیم بود.

كتاب اسرار فدك – مدافعان همیشه بیدار فدك

در زمینه ى مسئله ى فدك نوشته هاى بسیارى تدوین شده تا این چراغِ راه همیشه روشن باشد و راهیان نور به راحتى طى طریق كنند. كتاب هایى كه در این زمینه نوشته شده اكثراً در یكى از دو جهت و یا هر دو جهت بصورت ممزوج تدوین شده است:

  1. تاریخچه ى فدك.
  2. خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام.

گذشته از كتبى كه قسمتى از آنها مربوط به مسئله ى فدك است، تعداد كتاب هاى مستقلى كه در این زمینه تألیف شده و اطلاعات آن به دست ما رسیده بیش از 230 كتاب است، و هنوز جاى گفتار بیشتر و تفسیر افزونتر درباره ى غصب فدك و خطابه ى حضرت وجود دارد.

مرحبا بر پروانگان بیت فاطمه علیهاالسلام كه استقامت و دفاعشان از حریم خانه ى وحى چشم دشمنان را كور كرده و مهر ندامت بر پیشانى آنان زده است.

ارزش والاى زحماتى كه علماى شیعه از سلمان و ابوذر و مقداد گرفته تا امروز در دفاع از فدك كشیده اند و مسئله را به بهترین صورت عرضه نموده اند در این كلام امام كاظم علیه السلام بیان شده كه مى فرماید:

كسى كه به دوست ما در مقابل دشمن ما كمك كند و او را تقویت نماید و تشجیع كند تا حق دلالت كننده بر فضیلت ما را به بهترین صورت، و باطلى كه دشمنان ما بقصد پایمال كردن حق ما در نظر گرفته اند به بدترین صورت جلوه دهد، و در نتیجه ناآگاهان متوجه شوند و متعلمان بصیرت یابند و عالمان بینش بیشترى پیدا كنند، چنین كسى را خداوند در روز قیامت در بالاترین درجات بهشت قرار مى دهد…». [بحار الانوار: ج 2 ص 10 ح 20.]

كتاب اسرار فدك:

كتاب حاضر بعنوان ادامه ى راه مدافعان همیشه بیدار فاطمه علیهاالسلام، و با استفاده از نتایج زحماتشان كه راهى به بلنداى چهارده قرن پیموده است، به دریاى رحمت فاطمى تقدیم مى گردد تا انجام وظیفه اى در پیشگاه آن امید دلها باشد.

هدف از این تألیف بیان ناگفته هایى از ماجراى فدك و عرضه ى كاملى از تاریخ آن غصب و محاكمه است كه در دو جهت ترسیم شده است:

اول: جمع بندى و تدوین یك صورت كامل از ماجراى فدك از ابتداى فتح آن سرزمین و بخشش آن از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله به حضرت زهرا علیهاالسلام تا غصب آن، و انگیزه هاى غاصبین و اقدامات متقابل امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه علیهماالسلام در مقابله با آنان، و نتیجه ى نهایى در ماجراى فدك.

براى این منظور جمع آورى كلیه متون مربوط به موضوع انجام شد و سپس با تطبیق و تلفیق و مقایسه و جمع بندى آنها، مجموعه اى كامل كه شامل همه ى مسایل مربوط به فدك است تنظیم گردید تا وقایع قبل و بعد و مقارن خطبه در جاى خود قرار گرفته و كیفیت خطابه بخوبى ترسیم گردد.

دوم: تقدیم متن مقابله و تحقیق شده ى كاملى از خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام كه تاكنون انجام نشده است، چرا كه اكثر كتب فقط به یك روایت از كتاب احتجاج اكتفا كرده اند و احیاناً شواهدى از كتب دیگر آورده اند و مقابله ى كامل با همه ى نسخ تاكنون انجام نشده است.

با فحص دقیقى كه انجام شد متن خطبه ى كامل حضرت در 17 مدرك مهم نقل شده است: (دلائل الإمامة، الاحتجاج، كشف الغمة، شرح الأخبار، الكتاب المبین، الشافى، شرح نهج البلاغة لابن میثم، الطرائف، الدر النظیم، أنوار الیقین، منال الطالب، بلاغات النساء، شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید، نثر الدر، التذكرة الحمدونیة، الفاضل فی صفة الأدب الكامل، نسخه ى علامه ى قزوینى.)

این منابع در دسترس است و اكثر آنها چاپ شده اند كه با معرفى كامل در بخش ششم خواهد آمد. متن خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام در این كتب كه در حكم 17 نسخه اند با یكدیگر مقابله شد و طى مراحلى كه در فصل ششم بیان مى شود تلفیق گردید، و متن كامل عیار و منقح آماده شد، و ترجمه ى كاملى نیز از روى آن انجام گرفت.

این جمع بندى نسخه ها سبب شد تا بسیارى از افتادگى ها و نارسایى هاى عبارات كه در اثر نسخه برداری هاى چهارده قرن بوقوع پیوسته برطرف شود و قطعه هاى بسیار مهمى كه از تسلسل ماجرا حذف شده بود به جاى خود باز گردد.

تقسیم كتاب اسرار فدك

با در نظر گرفتن دو هدف مذكور، كتاب حاضر در 9 بخش تنظیم شده است:

بخش اول آغاز مسئله ى فدك را مطرح كرده كه از فتح آن پس از خیبر تا بخشش آن از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله و به امر پروردگار به حضرت زهرا علیهاالسلام و تصرف آنحضرت و استفاده ى چهار ساله ى فقرا از جود و بخشش بیكران آنحضرت بیان شده، تا آنجا كه غاصبین اقدام به غصب نمودند.

بخش دوم بیانگر اقدامات امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهما السلام در مقابله با غاصبان است تا با روشن شدن ابعاد مختلف این ظلم معلوم شود كه به سادگى نمى توان از كنار آن گذشت، چرا كه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام مى توانستند بى تفاوت باشند ولى مقابله كردند و تا آخرین قدم ایستادند.

بخش سوم كتاب بیانگر اقدامات عجیبى است كه غاصبین پس از تثبیت غصب فدك دست به آن یازیدند، و به دست خود یكباره پرده از ابهامات برداشتند و مسئله براى همگان روشن شد.

در بخش چهارم زمینه ى مسئله و ریشه یابى در اعماق عقیدتى اجتماعى آن مطرح شده است، تا خواننده قبل از مطالعه ى اصل ماجرا بینش و زمینه ى فكرى لازم براى تحلیل مسئله را داشته باشد.

بخش پنجم ترسیم و تحلیلى از خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام در مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله بضمیمه ى خلاصه اى از آن است، كه آمادگى لازم را براى مطالعه ى متن عربى و ترجمه ى فارسى آن ایجاد مى كند.

بخش ششم مربوط به سند و متن خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام و بیان كار انجام شده در این كتاب است. كتابشناسى مفصلى نیز درباره ى فدك و خطابه ى حضرت تقدیم شده، تا راهگشاى محققان باشد.

بخش هفتم كتاب متن كامل و مقابله شده ى خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام است و در پاورقیها اختلاف نسخه ها و توضیحات لازم براى تبیین متن آمده است.

بخش هشتم ترجمه ى فارسى خطابه ى حضرت است و در پاورقیها برخى اختلافات نسخه ها ذكر شده است.

در آخرین قسمت كتاب بخشى بعنوان «پرونده ى باز فدك» مطرح شده و طى آن جوانب اجتماعى فدك براى شیعه و عاقبت غاصبین آن، و آنچه آینده هاى فدك را ترسیم كرده، تبیین شده است.

مراحل تكمیل چاپهاى كتاب اسرار فدك

چاپ اول كتاب حاضر در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام 1417 انجام شد، و پس از یك سال چاپ دوم آن انجام گرفت كه در آن متن خطبه با سه نسخه ى دیگر كه بعد از چاپ اول به آنها دست یافته بودیم مقابله شد.

چاپ سوم كتاب با گذشت یك سال از چاپ دوم انجام گرفت كه جوانب تازه اى از ماجراى فدك به آن اضافه شد و شامل نُه نسخه ى دیگر از خطابه ى حضرت بود كه مقابله شده و جزئیات آنها در محل خود از متن خطبه ثبت گردید. متن سخنان حضرت كه در عیادت زنان مهاجر و انصار بعد از خطبه در منزل فرموده اند از قطعه هاى مهمى بود كه در چاپ سوم در آخر خطبه آورده شد و در ترجمه ى فارسى نیز منعكس گردید.

اینك چاپ چهارم با اضافاتى دیگر درباره ى فدك و مقابله ى متن خطبه ى با یك نسخه ى دیگر كه در آستانه ى چاپ جدید به آن دست یافتیم تقدیم مى گردد، و بدین ترتیب خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام بصورت مقابله شده با 17 نسخه، براى اولین بار در فرهنگ شیعه ارائه مى شود.

امید است در كتاب حاضر بعنوان كوچكترین خدمتگزاران حضرت زهرا علیهاالسلام، وظیفه ى خود را در كنار درِ نیم سوخته ى آن بزرگ بانوى بهشت به انجام رسانده باشیم. (محمد باقر انصارى- سید حسین رجایى/قم، میلاد حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام 1422 /18 شهریور 1380)

كتاب اسرار فدك – فتح و اعطاى فدك به فاطمه سلام الله علیها

«فدك» سرزمینى آباد در سراشیبى خیبر با چشمه اى پر آب و منطقه ى وسیع كشاورزى و قلعه اى مهم بود و نخلستانهایش از خیبر بیشتر بود. ساكنان آن عده اى از یهود بودند كه با اهل خیبر در ارتباط بودند و رئیس آنان در روز فتح آنجا مردى بنام یوشع بن نون بود. نام این سرزمین هم به اسم «فدك بن هام» اول كسى است كه در آنجا سكونت یافته است. [معجم البلدان: ج 4 ص 238. ]

این باغها در شمال مدینه واقع شده بود و هم اكنون نیز باقى است و فاصله ى آن تا مدینه حدود 100 كیلومتر است.

فتح فدك بدست پیامبر و امیرالمؤمنین [بحار الانوار: ج 21 ص 22 ج 29 ص 110، 114، 348. تهذیب الاحكام: ج 1 ص 424. الخرائج: ج 1 ص 113. ] پس از فتح خیبر در سال هفتم هجرت و حدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله جبرئیل نازل شد و از جانب خداوند دستور فتح فدك را آورد. در این فرمان تصریح شده بود كه این اقدام مى بایست توسط شخص پیامبر صلى الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام انجام شود، و مسلمانان در آن شركت نكنند.

آن دو بزرگوار، اسلحه ى لازم را برداشتند و اسب هاى خود را آماده كردند و در تاریكى شب از لشكر جدا شدند و از خیبر حركت كردند تا به سرزمین فدك رسیدند و كنار قلعه ى آن آمدند.

فتح یك قلعه توسط دو نفر كارى بود استثنایى و مى بایست حساب شده انجام شود، و پشتیبانى خداوند كه همیشه بدرقه ى راه پیامبر صلى الله علیه و آله بود مسیر ماجرا را به سوى پیروزى پیش مى برد.

مردم فدك كه پیگیر اخبار فتح خیبر بودند و روز قبل خبر فتح آن قلعه ى عظیم را دریافته بودند، از وحشت به قلعه پناه برده و درهاى آن را محكم بسته بودند و شبى سراسر اضطراب را مى گذراندند.

در چنین شرایطى كه بر داخل قلعه حكم فرما بود، پیامبر صلى الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام به پاى قلعه رسیدند و بصورت عادى هیچ راهى براى نفوذ به قلعه وجود نداشت. از سوى دیگر نباید افراد داخل قلعه وجود كسى را بیرون قلعه احساس مى كردند. تصمیم بر آن شد كه مخفیانه از دیوار قلعه بالا روند و بر فراز آن با صداى بلند اذان بگویند.

در این صورت اهل قلعه خود را در محاصره دیده و قلعه را فتح شده خواهند پنداشت. آنگاه است كه تصمیم بر فرار مى گیرند و براحتى مى توان اقدامى بزرگ را به انجام رساند.

امیرالمؤمنین علیه السلام بر كتف پیامبر صلى الله علیه و آله قرار گرفت و سپس حضرت برخاست و او را با خود بلند كرد، و با معجزه ى الهى امیرالمؤمنین علیه السلام از دیوار قلعه ى فدك بالا رفت. آنگاه كه بر فراز دیوار قرار گرفت، رو به اهل قلعه اذان گفت و صداى تكبیر بلند نمود.

مردم قلعه ى فدك كه گمان مى كردند سربازان مسلمان بر فراز قلعه هستند، فرار كنان رو بسوى درب قلعه نهادند و آنرا باز كردند و از آن خارج شدند تا در زمینهاى بیرون قلعه پراكنده شوند.

امیرالمؤمنین علیه السلام از دیوار قلعه پایین آمد و با پیامبر صلى الله علیه و آله كه بیرون قلعه منتظر بود در مقابل آنان قرار گرفتند و با آنان درگیر شدند و هیجده نفر از بزرگان آنان بدست امیرالمؤمنین علیه السلام به قتل رسیدند و در نتیجه بقیه تسلیم شدند.

پیامبر صلى الله علیه و آله خود و فرزندان آنان را اسیر نمود و غنائم را همراه آنان به مدینه آورد.

فدك، ملك شخصى پیامبر صلی الله علیه و آله

یهودیان فدك از پیامبر صلى الله علیه و آله درخواست كردند خودشان را آزاد كند و اموال را به تناسب نصف با آنان مصالحه كند. حضرت این پیشنهاد را قبول كرد و امیرالمؤمنین علیه السلام را فرستاد و با ضمانت حفظ خونشان با آنان مصالحه كرد و قرار بر این شد كه «هر كس از اهل فدك مسلمان شود خمس اموال او را بگیرند و هر كس بر دین خود باقى بماند همه ى اموالش را بگیرند».

این قرارداد بین پیامبر صلى الله علیه و آله و یهود فدك به امضاء درآمد و به دست آنان داده شد تا بعنوان همیشه ى تاریخ بدان عمل شود.

این درباره ى جان و اموال شخصى آنان بود، و سرزمین فدك بعنوان ملك شخصى پیامبر صلى الله علیه و آله درآمد و قرار شد سالیانه یكصد و بیست هزار دینار (سكه ى) طلا بعنوان درآمد فدك ارسال نمایند.

ملك شخصى پیامبر صلى الله علیه و آله شدن فدك بر اساس حكم صریح قرآن است، زیرا این سرزمین بدون لشكركشى مسلمانان و بدون كوچكترین دخالت آنان فتح شد. خداوند در قرآن مى فرماید:

«ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ اَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبى… فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَیهِ مِنْ خَیلٍ وَ لا رِكابٍ، وَلكِنَّ اللَّهَ یسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ یشاءُ…» سوره ى حشر: آیات- 1

طبق این آیه ى صریح قرآن سرزمین هایى كه بدون لشكركشى مسلمانان فتح شود، حتى اگر اهل آنجا خودشان بعنوان تسلیم نزد پیامبر صلى الله علیه و آله بیایند، این مناطق و غنائم و اسراى آن ملك خاص حضرت است، و مسلمانان هیچ حقى در آن نخواهند داشت و حضرت بعنوان اموال شخصى خود هر تصمیمى بخواهد مى تواند درباره ى آنها بگیرد.

لذا سرزمین فدك بصورت یكپارچه از آن پیامبر صلى الله علیه و آله شد كه مى بایست مردم فدك در آن كار مى كردند و درآمد آن را به حضرت تسلیم مى نمودند و فقط اجرت دریافت مى كردند.

اعطاى فدك به فاطمه به دستور خداوند و بدست پیامبر [بحار الانوار: ج 21 ص 22، 25، ج 19 ص 105، 110 ، 115، 118، 121، 195. ]پس از فتح فدك، آیه ى «وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ» نازل شد، یعنى «حق خویشان را به آنان بده». پیامبر صلى الله علیه و آله از جبرئیل پرسید: منظور چه كسانى هستند و این حق كدام است؟ جبرئیل از طرف خداوند عرضه داشت: «فدك را به فاطمه عطا كن».

پیامبر صلى الله علیه و آله حضرت زهرا علیهاالسلام را فراخواند و فرمود: خداوند فدك را براى پدرت فتح كرد، و چون لشكر اسلام آنجا را فتح نكرده اند مخصوص من است و تعلقى به مسلمانان ندارد و هر تصمیمى بخواهم درباره ى آن مى گیرم. دستور خداوند نیز بر عطاى آن به تو نازل شده است. از سوى دیگر مهریه مادرت خدیجه بر عهده ى پدرت مانده است، و پدرت در قبال مهریه مادرت و به دستور خداوند فدك را به تو عطا مى كند. آنرا براى خود و فرزندانت بردار و مالك آن باش.

حضرت زهرا علیهاالسلام عرض كرد: تا شما زنده هستید من نمى خواهم تصرفى در آن داشته باشم. شما بر جان و مال من صاحب اختیار هستید. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: ترس آن دارم كه نااهلان، تصرف نكردن تو در زمان حیاتم را بهانه اى قرار دهند و بعد از من آنرا از تو منع كنند. عرض كرد: آنگونه كه صلاح مى دانید عمل كنید.

سند و شاهد بر ملكیت فدك

پیامبر صلى الله علیه و آله ورقه اى خواست و امیرالمؤمنین علیه السلام را فراخواند و فرمود: «سند فدك را بعنوان بخشوده و اعطایى پیامبر بنویس و ثبت كن». امیرالمؤمنین علیه السلام آنرا نوشت، و خود حضرت با ام ایمن بر آن شهادت دادند. پیامبر صلى الله علیه و آله در آنجا فرمود: «ام ایمن زنى از اهل بهشت است».

حضرت زهرا علیهاالسلام این نوشته را تحویل گرفت، و هنگام غصب فدك آنرا عیناً نزد ابوبكر آورد و بعنوان مدرك ارائه فرمود. [بحار الانوار: ج 21 ص 23.]سپس پیامبر صلى الله علیه و آله مردم را در منزل حضرت زهرا علیهاالسلام جمع نمودند و به آنان خبر دادند كه فدك از آن فاطمه علیهاالسلام است، و در همانجا از درآمد آن بعنوان اعطایى فاطمه علیهاالسلام بین مردم تقسیم كردند، و بدین صورت تصرف مالكانه ى فاطمه علیهاالسلام در فدك را به آنان نشان دادند.

فقرا مصرف كنندگان درآمد فدك

حضرت زهرا علیهاالسلام در سرزمین فدك نماینده اى قرار داد و كارمندانى را تحت فرمانش سپرد، كه پس از محاسبات لازم و پرداخت مخارج، خالص سود سالیانه را خدمت حضرت زهرا علیهاالسلام تقدیم مى نمود.

درآمد فدك را سالیانه از هفتاد هزار سكه ى طلا تا صد و بیست هزار سكه نوشته اند. [بحار الانوار: ج 29 ص 118. هر ساله حضرت به اندازه ى قوت خود برمى داشت و بقیه را بین فقرا تقسیم مى كرد و تا هنگام رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله این شیوه ادامه داشت [بحار الانوار: ج 29 ص 123 ح 25.، و چشمان بسیارى از نیازمندان منتظر سر رسیدن درآمد فدك بود تا از بخشش فاطمه علیهاالسلام زندگى خود را سامانى بخشند.

ده روز پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله [شرح نهج البلاغه (ابن ابى الحدید ): ج 16 ص 263. مأموران ابوبكر به دستور خاص او به فدك رفتند و نماینده ى حضرت زهرا علیهاالسلام را از آنجا اخراج كردند و ملك آن را غصب نمودند و درآمد آن را بطور كامل براى مخارج حكومت غاصبانه ى خود صرف كردند، و كوچكترین توجهى به سابقه ى مفصل امر الهى و عمل پیامبر صلى الله علیه و آله در مورد فدك و سندى كه تنظیم شده بود و شاهدانى كه گواهى دادند و آنچه پیامبر صلى الله علیه و آله در حضور مردم فرموده بود نكردند.

این تصویرى بود از مراحل فتح فدك و اخراج آن از دست یهودیان، و انتقال آن به پیامبر صلى الله علیه و آله و اعطاى فدك توسط آنحضرت به فاطمه علیهاالسلام و آنچه طى چهار سال مالكیت و تصرف حضرت زهرا علیهاالسلام بعنوان دوران شیرین فدك طى شد تا آنگاه كه دوران غصب آن فرا رسید و شیرینى گذشته را به كام فاطمه علیهاالسلام و شیعیانش تلخ كردند.

اقدامات امیرالمؤمنین و حضرت زهرا در مقابله با غصب فدك

دشمن فاطمه علیهاالسلام غصب فدك را بسیار سهل انگاشت و براحتى در مورد آن اقدام نمود و با اشاره اى نماینده ى حضرت زهرا علیهاالسلام را از آنجا اخراج كرد. پس از مسئله ى غصب خلافت، تصرف فدك كار كوچكى به نظر مى آمد و هرگز احتمال نمى رفت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام این چنین در مقابل آن بایستند و مقاومت نشان دهند.

كتاب اسرار فدك – نتایج غصب فدك

این طرز تفكر از سوى دشمن باعث شد تا در مقابل حوادث بعدى كه یكى پس از دیگرى در اثر غصب فدك پیش آمد كاملاً غافلگیر شوند و پس از هر اقدامى بارى از پشیمانى بدوش بكشند و آرزو كنند كه اى كاش هرگز به چنین كارى دست نمى زدند و اصلاً با فدك كارى نداشتند. اما كار از كار گذشته بود و ظالم كاملاً در پنجه مظلوم قرار گرفته بود، و اینجاست كه باید آگاهى نسلها را از این فرصت بدست آورد.

از غصب فدك تا ریشه هاى اعتقادى آن

غصب سرزمینى بنام فدك از یك مسئله ى حقوقى به یك مسئله ى اعتقادى تبدیل شد كه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام در آن به بیدار كردن مردم پرداختند و بسیارى از آنچه باید در روزهاى غصب خلافت مى فرمودند در سایه ى غصب فدك بیان كردند.

فرصت ها چنان یكى پس از دیگرى سر مى رسید كه دشمنِ غفلت زده كاملاً خود را گم كرده بود و دست به كارهاى ناشیانه اى مى زد و هر بار یك پرده از باطل خود را بروز مى داد.

ضربه هاى امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام هم كارى بود و هر بار كه بر سر آنان فرود مى آمد دیگر نمى توانستند از جاى خویش برخیزند.

فدك میدان جنگ تمام عیار

در یك كلمه مى توان گفت: میدان پیكارى تشكیل شده بود كه هر دو سوى جبهه هر سلاحى داشتند به میدان آورده بودند و یك جنگ تمام عیار در گرفته بود كه آتش آنرا خود غاصبین برافروختند. نتیجه ى این جنگ بیدارى نسلهاى حاضر و آینده و اتمام حجت كامل عیار درباره ى اهل بیت علیهم السلام بود.

آمارى از اقدامات امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلام الله علیها

در این بخش اقدامات امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام را به ترتیب وقوع آنها و بطور مفصل ذكر مى كنیم و در بخش سوم اقدامات غاصبین را مى آوریم:

  • 1. پاسخ امیرالمؤمنین علیه السلام به ابوبكر و عمر درباره ى فدك.
  • 2. ارائه ى سند پیامبر صلى الله علیه و آله در مورد فدك توسط حضرت زهرا علیهاالسلام.
  • 3. احتجاج مفصل حضرت زهرا علیهاالسلام در مجلس خاص ابوبكر و عمر.
  • 4. یارى طلبى فاطمه علیهاالسلام و اهل بیتش بر درِ خانه ى مهاجر و انصار.
  • 5. احتجاج خصوصى حضرت زهرا علیهاالسلام بر ابوبكر و نوشتن سند فدك و پاره كردن آن توسط عمر.
  • 6. احتجاج مفصل امیرالمؤمنین علیه السلام با ابوبكر و عمر در مسجد.
  • 7. خطابه مفصل حضرت زهرا علیهاالسلام در مسجد.
  • 8. نامه ى امیرالمؤمنین علیه السلام به ابوبكر درباره ى غصب فدك.
  • 9. آخرین سخنان حضرت زهرا علیهاالسلام در رابطه با غصب فدك.

پاسخ امیرالمؤمنین به ابوبكر و عمر در مورد فدك [مجمع الزوائد: ج 9 ص 39. ] پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله ابوبكر و عمر نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و گفتند: درباره ى آنچه از پیامبر باقى مانده چه مى گوئى؟ فرمود: ما از همه ى مردم به پیامبر صلى الله علیه و آله سزاوارتریم. عمر گفت: حتى نسبت به اموالى كه در خیبر است؟ فرمود: حتى اموالى كه در خیبر است. عمر پرسید: حتى نسبت به اموالى كه در فدك است؟ فرمود: حتى اموالى كه در فدك است.

عمر گفت: مگر به قیمت جدا كردن گردنهاى ما با ارّه باشد، كه هرگز چنین چیزى نخواهد شد!!!

ارائه ى سند فدك توسط حضرت زهرا [بحار الانوار: ج 21 ص 23. نوائب الدهور: ج 3 ص 148. عوالم العلوم: ج 11 ص 574. مجمع النورین: ص 137. ] از اولین برخورد غاصبین درباره ى فدك مشخص شد كه نقشه هاى شومى در سر دارند. به همین جهت، عمر به حضرت زهرا علیهاالسلام گفت: آن نوشته اى كه مى گفتى پدرت پیامبر درباره ى فدك برایت نوشته بیاور!

پس از غصب فدك، این اولین اقدامى بود كه حضرت زهرا علیهاالسلام انجام داد و سند فدك را آورد و به ابوبكر نشان داد و فرمود: این نوشته ى پیامبر صلى الله علیه و آله براى من و فرزندانم است.

این سند هنگام بخشیدن آن از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله به فاطمه علیهاالسلام به امر آنحضرت و به دستخط امیرالمؤمنین علیه السلام و به شهادت آنحضرت و ام ایمن تنظیم شده بود و متن آن بعنوان «اعطائى پیامبر صلى الله علیه و آله به دخترش فاطمه علیهاالسلام» بود.

كتاب اسرار فدك: حكومت زور و بى قانونى در مورد فدك

از آنجا كه سند و مدرك را در تمام جهان براى روز اختلاف مى نویسند، جا داشت ارائه ى این سند مسئله را فیصله دهد و معلوم كند كه اصلاً مسئله ى ارث در كار نیست تا نوبت به حدیث جعلى «النبى لایورِّث» برسد. این بخشوده ى پدرى به دخترش در زمان حیات اوست و چندین سال تصرفات مالكانه بر آن انجام گرفته است. ولى چون بنابر زور بود كوچكترین اعتنایى به سند تنظیم شده به امر پیامبر صلى الله علیه و آله نكردند.

ابوبكر و عمر كه بعنوان قدرت حاكم عمل مى كردند نه تنها اعتنایى به سند نكردند و سخن باطل خود مبنى بر ارث بودن فدك به ضمیمه ى «النبى لا یورث» را بار دیگر مطرح كردند، بلكه اهانتى عظیم به ساحت قدس پیامبر صلى الله علیه و آله روا داشتند. عمر نوشته ى پیامبر صلى الله علیه و آله را از حضرت زهرا علیهاالسلام گرفت و پیش چشم عموم مردم آب دهان بر آن انداخت و آنرا پاره پاره كرد، علناً مخالفت خود را با امر پیامبر صلى الله علیه و آله اعلام نمود.

اكنون كه معلوم شد بنابر پذیرفتن سخن حق نیست و آنچه انجام شده و مى شود پشتوانه اى جز قهر و غلبه و زورگوئى ندارد، نوبت آن بود كه حضرت زهرا علیهاالسلام مراحل احتجاج خود را طى كند تا قدرت حاكم كار خود را حق جلوه ندهد. چرا كه اگر چنین مى شد باید مى گفتیم: «فاطمه علیهاالسلام فدك را بنا حق در تصرف داشت» و این را دشمن غاصب خوب مى فهمید. لذا مبارزه ى اصلى بر سر عصمت و پاكى ساحت مقدس فاطمه علیهاالسلام و اثبات لكه ى غصب بر پیشانى به چنگ آورندگان فدك آغاز شد و نتایج پر ثمر خود را داد.

احتجاج مفصل حضرت زهرا در مجلس ابوبكر و عمر [بحار الانوار: ج 29 ص 134، 189، 194- 199. كتاب سلیم: ج 2 ص 868. ] مراحل احتجاج درباره ى فدك كه با هدف اثبات اصل حق انجام شد- اگر چه فدك را باز نگرداند- بصورت بسیار حساب شده اى صورت گرفت كه دشمن نتواند بى خبر از معركه بگریزد و نقاط ابهام باقى گذارد.

مجلس خاص ابوبكر و عمر

ابتدا حضرت زهرا علیهاالسلام به امر امیرالمؤمنین علیه السلام به مجلسى كه ابوبكر و عمر به همراه عده اى بطور خصوصى در آن بودند آمد و رسماً اعتراض خود را آغاز كرد، و در سخنان مفصلى كه صورت مخاصمه و محاكمه داشت دلائل خود را براى اثبات حقانیت خود در تصرف فدك و غاصب بودن خصم بیان فرمود، كه ذیلاً صورت آن مجلس عیناً ذكر مى شود.

فدك ارث نیست

حضرت خطاب به ابوبكر فرمود: چرا نماینده ى مرا از فدك اخراج نمودى در حالیكه پیامبر صلى الله علیه و آله به امر خداوند آنرا براى من قرار داد. آیا مى خواهى زمینى را از من بگیرى كه پیامبر صلى الله علیه و آله از بین غنائمى كه مسلمانان در راه آن جنگ نكرده اند به من بخشید؟ آیا پیامبر صلى الله علیه و آله نفرموده است: «فرزندان هركس باید بعد رحلت او مورد توجه باشند»؟ تو خوب مى دانى كه تنها یادگار پیامبر صلى الله علیه و آله براى فرزندانش همین است؟

شهادت ناحق عایشه

ابوبكر گفت: عایشه و عمر شهادت مى دهند كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرموده است: «النبى لایورث» یعنى «پیامبر ارث نمى گذارد».حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: این اولین شهادت ناحقى است كه به آن شهادت مى دهند. من درباره ى فدك در اسلام شاهدانى دارم. فدك را پیامبر صلى الله علیه و آله به من بخشیده است و من شاهد مى آورم. ابوبكر گفت: دلیل خود را بیاور.

شاهد در ملك مورد تصرف باطل است

حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: آیا در زمان حیات پیامبر صلى الله علیه و آله فدك تحت تصرف من نبود و من محصول آنرا مصرف نمى كردم؟ گفت: آرى. فرمود: پس چرا درباره ى چیزى كه در دست من است از من شاهد مى خواهى؟ ابوبكر گفت: چون غنیمت مسلمانان است، اگر دلیل نیاورى امضا نخواهم كرد!

حضرت در حالیكه مردم هم مى شنیدند فرمود: آیا مى خواهید دستور و كار پیامبر صلى الله علیه و آله را رد كنید و درباره ى ما حكمى كنید كه درباره ى سایر مسلمانان نمى كنید؟ اى حاضرین بشنوید كه مرتكب چه عملى مى شوند؟ اى ابوبكر و عمر، اگر من اموال مسلمانان را كه در دستشان و تحت تصرفشان است ادعا كنم از من دلیل مى خواهید یا از مسلمانان؟

عمر با حال غضب گفت: این غنیمت مسلمانان و زمین آنان است كه در دست فاطمه است و محصول آنرا مصرف مى كند. اگر بر ادعاى خود دلیل آورد كه پیامبر از بین مسلمانان فدك را فقط به او بخشیده است- در حالیكه غنیمت و حق مسلمانان بوده!!- در این باره نظر خواهیم داد.

عصمت فاطمه سلام الله علیها دلیل كامل

حضرت فرمود: همین مرا بس است! اى مردم شما را قسم مى دهم كه آیا از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیدید كه فرمود: «دخترم سیده ى زنان اهل بهشت است»؟ گفتند: آرى بخدا قسم، این را از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیدیم. فرمود: آیا سیده ى زنان اهل بهشت ادعاى باطل مى نماید و آنچه مالكش نیست تصرف مى كند؟ چه مى گوئید اگر چهار نفر بر علیه من به كار زشتى شهادت دهند یا دو نفر نسبت سرقت به من دهند؟ آیا سخن آنان را تصدیق مى كنید؟ ابوبكر در اینجا سكوت كرد ولى عمر گفت: آرى وحد بر تو جارى مى كنیم!

حضرت فرمود: دروغ گفتى و پستى خود را ثابت كردى مگر آنكه اقرار كنى بر دین محمد صلى الله علیه و آله نیستى. كسى كه بر علیه سیده ى زنان اهل بهشت شهادتى را بپذیرد یا حدى بر او جارى كند ملعون است و به آنچه خداوند بر محمد صلى الله علیه و آله نازل كرده كافر شده است، زیرا آنانكه «خداوند پلیدى ها را از آنان برده و آنان را پاكیزه گردانیده» شهادتى بر علیه شان جایز نیست، چرا كه معصومند و از هر زشتى و بدى پاكند.

اى عمر، درباره ى اهل این آیه (تطهیر) به من خبر بده كه اگر عده اى بر علیه آنان یا یكى از آنان به شرك یا كفر یا كار زشتى شهادت دهند آیا مسلمانان باید از آنان بیزارى بجویند و آنان را حد بزنند؟ عمر گفت: آرى، آنان با سایر مردم یكسانند!!

حضرت فرمود: دروغ گفتى و كافر شدى! آنان با سایر مردم مساوى نیستند چرا كه خداوند آنان را معصوم قرار داده و آیه اى درباره ى عصمت و طهارت آنان نازل كرده و پلیدى ها را از آنان دور نموده است. هركس بر علیه آنان سخنى را بپذیرد در واقع خدا و رسول را تكذیب كرده است.

ابوبكر گفت: اى عمر ترا قسم مى دهم كه ساكت باشى!

فدك بخشوده ى پیامبر به استناد قرآن

سپس ابوبكر گفت: (درباره ى فدك) دلیل بیاور. حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: اما فدك، خداوند عزوجل آیه اى از قرآن نازل كرد كه در آن به پیامبر صلى الله علیه و آله دستور داده بود حق من و فرزندانم را بدهد، آنجا كه مى فرماید: «فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ»، و من و فرزندانم نزدیكترین خلایق به پیامبر صلى الله علیه و آله بودیم و آنحضرت فدك را به من بخشید.

وقتى جبرئیل دنباله ى آیه را خواند: «وَ الْمِسْكینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ» [سوره روم: آیه 38.، پیامبر صلى الله علیه و آله سؤال كرد: حق مسكین و ابن سبیل چیست؟ خداوند این آیه را نازل كرد: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیئٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْیتامى وَ الْمَساكینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ»

[سوره ى انفال: آیه ى 41. و خمس را به پنج قسمت تقسیم كرد و فرمود: «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْیتامى وَ الْمَساكینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ كَىْ لا یكُونَ دُولَةً بَینَ الْأَغْنِیاءِ مِنْكُمْ» [سوره ى حشر: آیه ى 7.]

كتاب اسرار فدك: مصرف حق ذوى القربى

سپس حضرت زهرا علیهاالسلام فرمودند: آنچه براى خدا است براى پیامبر صلى الله علیه و آله مى شود و آنچه براى پیامبر صلى الله علیه و آله است براى ذوى القربى مى شود و ذوى القربى ما هستیم. خداوند مى فرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى» [سوره ى شورى: آیه ى 23.]

ابوبكر نگاهى به عمر كرد و گفت: تو چه مى گوئى؟! عمر گفت: پس یتیمان و مساكین و ابناء السبیل كیانند؟ حضرت فرمود: یتیمان باید از كسانى باشند كه به خدا و پیامبر و ذوى القربى ایمان داشته باشند. مساكین هم كسانى باشند كه در دنیا و آخرت با آنان باشند. ابن السبیل هم باید راه آنان را بپیماید.

عمر گفت: بنابراین خمس و غنیمت همگى براى شما و دوستان و شیعیان شما است؟ حضرت فرمود: فدك را خداوند براى من و فرزندانم قرار داده و براى دوستان و شیعیان ما قرار نداده است، ولى خمس را براى ما و دوستان و شیعیانمان قسمت نموده همانطور كه در كتاب خداوند آورده است.

عمر گفت: پس براى مهاجرین و انصار و تابعین چه مى ماند؟ فرمود: اگر آنان هم از دوستان و شیعیان ما بودند زكات و صدقاتى كه خداوند در قرآن واجب نموده و تقسیم آنرا بیان فرموده به آنان تعلق مى گیرد. خداوند عزوجل مى فرماید: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكینِ وَ الْعامِلینَ عَلَیها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِى الرِّقابِ…» [سوره توبه: آیه 60.]

خدا راضى است اگر چه مردم راضى نباشند

عمر گفت: فدك مخصوص تو باشد و غنیمت براى شما و دوستانتان؟ گمان نمى كنم اصحاب محمد به این راضى باشند!! حضرت فرمود: ولى خداوند عزوجل و پیامبرش بدان راضى هستند. این اموال را خدا به شرط دوستى و پیروى از او قرار داده نه به شرط دشمنى و مخالفت! و هركس با ما دشمنى كند با خدا دشمنى كرده، و هركس با ما مخالفت كند با خداوند مخالفت كرده است، و هركس با خدا مخالفت كند از جانب حق تعالى مستوجب عذاب الیم و عقاب شدید در دنیا و آخرت است.

كتاب اسرار فدك: چرا فقط از فاطمه دلیل مى خواهند؟

عمر گفت: اى دختر محمد! بر ادعاى خود دلیل بیاور! حضرت فرمود: چطور سخن جابر بن عبداللَّه و جریر بن عبداللَّه را بدون آنكه از آنان دلیل بخواهید قبول كردید [اشاره به ماجراى اموالى است كه از بحرین آمده بود و جابر بن عبدالله و جریر بن عبدالله درباره ى آنها ادعاى «صفوه» نمودند یعنى منتخبى از آن مال را به وصیت پیامبر صلى الله علیه و آله متعلق بخود دانستند.

ابوبكر و عمر هم بدون طلب شاهد سخن آنها را قبول كردند و اموال درخواستى را به آنان دادند. به كتاب التعجب كراجكى و بحار الانوار: ج 29 ص 194، عوالم العلوم: ج 11 ص 777 مراجعه شود.]در حالیكه دلیل من در كتاب خدا است؟

عمر گفت: جابر و جریر چیز كم ارزشى را مى خواستند ولى تو مسئله ى عظیمى را ادعا مى كنى كه مهاجر و انصار با آن مرتد مى شوند!!

حضرت فرمود: مهاجرین به كمك پیامبر صلى الله علیه و آله و اهل بیتش به دین خدا هجرت كردند و انصار هم با ایمان به خدا و رسول و ذوى القربى احسان كردند. بنابر این اگر هجرتى بوده بسوى ما بوده و اگر نصرتى بوده به ما یارى كرده اند و تابعین هم بوسیله ما تابع شده اند. هركس هم از دین مرتد مى شود به سوى جاهلیت بازگشته است.

عمر گفت: این سخنان باطل را كنار بگذار، شاهدانى را حاضر كن كه به این سخن تو (درباره ى فدك) شهادت دهند!

شاهدان فاطمه بر ملكیت فدك

حضرت زهرا علیهاالسلام در همان مجلس ماند و كسى را فرستاد تا امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام و ام ایمن و اسماء بنت عمیس (كه همسر ابوبكر بود) آمدند و به همه ى آنچه حضرت زهرا علیهاالسلام فرموده بود شهادت دادند.

از جمله ام ایمن چنین گفت: از پیامبر شنیدم كه مى فرمود: «فاطمه سیده ى زنان اهل بهشت است». آیا كسى كه سیده ى زنان بهشت است چیزى را كه مالك نباشد ادعا مى كند؟ من نیز زنى از اهل بهشتم و من هم به آنچه از پیامبر صلى الله علیه و آله نشنیده باشم شهادت نمى دهم.

گفت: اى ام ایمن، این قصه ها را كنار بگذار، به چه چیزى شهادت مى دهى؟ ام ایمن گفت: اى ابوبكر شهادت نخواهم داد تا درباره ى آنچه پیامبر صلى الله علیه و آله فرموده از تو اقرار بگیرم. تو را بخدا قسم مى دهم، آیا مى دانى كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرموده است: «ام ایمن

زنى از اهل بهشت است»؟ ابوبكر گفت: بلى. ام ایمن گفت: اكنون شهادت مى دهم كه جبرئیل نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و گفت: خداوند تعالى مى فرماید: «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ»، «به كسى كه با تو قرابت دارد حقش را عطا كن». پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: منظور از «ذو القربى» كیست؟

جبرئیل، از پروردگار سؤال كن كه اینان كیستند؟ عرض كرد: ذوى القربى فاطمه علیهاالسلام است. پیامبر صلى الله علیه و آله فدك را به امر پروردگار به فاطمه علیهاالسلام داد، و او آنرا تحویل گرفت و قبول كرد. سپس پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: اى ام ایمن و اى على، شاهد باشید.

سپس امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام و اسماء هم نظیر سخن ام ایمن درباره ى ملكیت فدك شهادت دادند.

جواب عمر درباره ى شاهدان

عمر گفت: «على همسر اوست، حسن و حسین هم پسران او هستند. ام ایمن هم خدمتكار اوست. اسماء بنت عمیس هم قبلاً همسر جعفر بن ابى طالب بوده و خدمتگزار فاطمه علیهاالسلام هم بوده و به نفع بنى هاشم شهادت خواهد داد. همه ى این شاهدان براى منفعت خود شهادت میدهند»!! و درباره ى ام ایمن اضافه كرد كه «او زنى غیر عرب است و با فصاحت نمى تواند شهادت بدهد»!!

دفاع امیرالمؤمنین علیه السلام از شاهدان

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: فاطمه علیهاالسلام پاره ى تن پیامبر صلى الله علیه و آله است و هركس او را اذیت كند پیامبر صلى الله علیه و آله را اذیت كرده و هركس او را تكذیب كند پیامبر را تكذیب كرده است. حسن و حسین هم دو پسران پیامبر صلى الله علیه و آله و دو آقاى جوانان اهل بهشتند و هركس آنان را تكذیب كند پیامبر را تكذیب كرده است، چرا كه اهل بهشت راست گویند.

و من آن كسى هستم كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «تو از منى و من از توام، و تو در دنیا و آخرت برادر منى. هر كه تو را رد كند مرا رد كرده، و هركس تو را اطاعت كند مرا اطاعت كرده، و هركس از تو سرپیچى كند از من سرپیچى كرده است». و ام ایمن كسى است كه پیامبر صلى الله علیه و آله براى او به بهشت شهادت داده است و براى اسماء بنت عمیس و نسل او دعا كرده است.

اقرار عمر و قبول نكردن شاهدان

عمر گفت: شما همانگونه هستید كه توصیف نمودید ولى شهادت كسى كه به نفع خود شهادت مى دهد قبول نمى شود.

جواب نهائى امیرالمؤمنین علیه السلام درباره ى شاهدان

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: اكنون كه ما آنطور هستیم كه خودتان مى شناسید و منكر نیستید و در عین حال شهادت ما بنفع خودمان پذیرفته نیست و شهادت پیامبر هم قبول نیست پس انا للَّه و انا الیه راجعون! ما وقتى براى خود ادعائى داریم از ما دلیل مى خواهید؟ آیا كسى نیست ما را یارى كند؟ شما بر حكومت خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله حمله آورده اید و بدون هیچ دلیلى و حجتى آنرا از خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله بخاندان دیگرى برده اید. بزودى ظالمان خواهند دانست كه به كجا باز مى گردند.

نتیجه ى محاكمه ى اول فدك

سپس امیرالمؤمنین علیه السلام به حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: بازگرد تا خداوند بین ما حكم كند و هم او بهترین حكم كنندگان است.حضرت زهرا علیهاالسلام به حال غضب برخاست و فرمود: خدایا! این دو به حق دختر پیامبرت ظلم كردند. خدایا به شدت اینان را مأخوذ فرما.سپس حضرت زهرا علیهاالسلام محزون و گریان از نزد آنان بیرون آمد.

نصرت طلبى حضرت زهرا و اهل بیت در سایه ى فدك [بحار الانوار: ج 29 ص 191. ]اقدامى كه هیچكس- نه غاصبین و نه مردم- انتظارش را نداشتند این بود كه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام دستجمعى حركت كنند و بر در خانه ى مهاجرین و انصار بیایند و از آنان درباره ى حقوق از دست رفته ى خود كمك بخواهند. این اقدام معرفى خوبى براى مردم بود كه هم خود را بشناسند و هم آیندگان آنان را بشناسند. مردمى كه درِ خانه ى خود را باز مى كردند و خود را با تنها یادگار پیامبرشان روبرو مى دیدند از هر جهت عاجز مى شدند و از نظر اعتقادى و اخلاقى و وجدانى خود را محكوم مى یافتند.

ضربه ى مؤثر نصرت طلبى خاندان وحى

و اقعاً كار بجائى رسیده باشد كه سیدة النساء علیهاالسلام به همراه جانشین حقیقى پیامبر صلى الله علیه و آله و دو آقاى اهل بهشت به نمایندگى از ذات اقدس الهى و پیامبر گرامى صلى الله علیه و آله، بر در خانه هاى یاران سابق پیامبر صلى الله علیه و آله بیایند و از آنان بخواهند كه دین خدا را یارى كنند؟ آیا چه جوابى براى این منظره آماده كرده بودند؟

این اقدام از سوى خاندان وحى هم عجیب بود، ولى مسئله بر سر منافع شخصى نبود، بلكه از این طریق مسئله ى اتمام حجت بر تمام خلق مطرح بود و باید هر نقطه ى مبهمى در این قضایا رفع مى شد. با این اقدام بر همگان روشن شد كه واقعاً مردم طرفدار غاصب بودند و گرایش اعتقادى اكثریت بدان سو بود. اینك كه باطنها آشكار شد حقیقت نیز روشن مى شود و آنچه ناگفتنى است عیان مى گردد.

چگونگى برنامه ى كمك خواهى

امیرالمؤمنین علیه السلام حضرت زهرا علیهاالسلام را به همراه امام حسن و امام حسین علیهماالسلام تا چهل روز، هر روز سوار بر مركبى مى نمود و به در خانه ى مهاجرین و انصار مى برد. حضرت زهرا علیهاالسلام به آنان مى فرمود: «اى مهاجرین و انصار، خدا را و دختر پیامبرتان را یارى كنید. شما روزى كه با پیامبر صلى الله علیه و آله بیعت كردید بر سر این بیعت كردید كه از او و فرزندانش حمایت كنید و از آنها منع كنید آنچه از خود و فرزندانتان منع مى كنید. بیایید و به بیعت خود نسبت به پیامبر وفا كنید». ولى احدى به حضرت جواب مثبت نداد.

برخورد خاص حضرت زهرا سلام الله علیها با معاذ بن جبل

حضرت به معاذ بن جبل یكى از بنیانگذاران سقیفه رسید و فرمود: اى معاذ بن جبل، من بعنوان كمك خواهى نزد تو آمده ام و تو با پیامبر صلى الله علیه و آله بیعت كردى كه او و فرزندانش را یارى كنى و آنچه از خود و فرزندانت دفع مى كنى از آنان نیز دفع كنى. اكنون ابوبكر فدك را غصب كرده و نماینده ى مرا از آن اخراج نموده است.

معاذ گفت: دیگرى هم با من هست؟ فرمود: نه، هیچكس به من پاسخ مثبت نداد. معاذ گفت: كمك من به كجا مى رسد؟! حضرت زهرا علیهاالسلام از نزد معاذ بیرون آمد و فرمود: «دیگر با تو سخن نمى گویم تا نزد پیامبر صلى الله علیه و آله بروم. بخدا قسم كلمه اى با تو حرف نمى زنم تا من و تو نزد پیامبر صلى الله علیه و آله جمع شویم».

احتجاج خصوصى فاطمه سلام الله علیها بر ابوبكر گرفتن سند و پاره كردن آن توسط عمر

از آنجا كه گرفتن سندى مبنى بر بازگرداندن فدك، دلیلى بزرگ بر حقانیت فاطمه علیهاالسلام به اقرار خصم بود و مُهر غاصبیت را بر پیشانى آنان مى زد، باید تلاشى در این باره صورت مى گرفت، اگر چه در مرحله ى بعد آن سند و مدرك پاره شود و مورد اهانت قرار گیرد، چرا كه هر رفتار نامطلوب با نوشته ى غاصب ضربه اى بر پیكر خود اوست.لذا براى بار سوم حضرت زهرا علیهاالسلام به دستور امیرالمؤمنین علیه السلام نزد ابوبكر رفت.

استدلال حضرت زهرا سلام الله علیها نزد ابوبكر

امیرالمؤمنین علیه السلام به حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: نزد ابوبكر برو در حالیكه تنها باشد، چرا كه از عمر زودتر منفعل مى شود. نزد او برو و چنین بگو: ادعاى مقام پدرم و خلافت او را كرده اى و جاى او نشسته اى؟ اگر فدك ملك تو هم بود و من از تو مى خواستم كه آنرا به من ببخشى بر تو واجب بود آنرا به من بدهى.حضرت زهرا علیهاالسلام نزد ابوبكر آمد و این مطالب را به او فرمود.

نوشتن سند براى ارجاع فدك

ابوبكر گفت: «راست مى گویى». سپس ورقه اى خواست و بر آن نوشته اى مبنى بر بازگرداندن فدك نوشت. حضرت زهرا علیهاالسلام نوشته را برداشت و از نزد ابوبكر بیرون آمد.

محو و پاره كردن سند توسط عمر

عمر به آنحضرت رسید و گفت: اى دختر محمد، این نوشته اى كه همراه توست چیست؟ فرمود: نوشته اى است كه ابوبكر براى برگرداندن فدك برایم نوشته است. گفت: آنرا به من بده. ولى حضرت ابا كرد و آن را نداد.

در اینجا عمر براى گرفتن كاغذ جسارتى عظیم به حضرت زهرا علیهاالسلام نمود كه قلم در اداى آن گریان و زبان از گفتن آن شرمنده است. [به بخش سوم كتاب حاضر مراجعه شود.]به قیمت اهانت به ساحت اقدس بانوى جهان، عمر نوشته را از آنحضرت گرفت و ابتدا با آب دهان نوشته ى آنرا محو كرد و سپس آنرا پاره نمود. [بحار الانوار: ج 29 ص 192.]

احتجاج مفصل امیرالمؤمنین علیه السلام با ابوبكر و عمر در مسجد

در قسمتهاى گذشته ى این بخش معلوم شد كه حضرت زهرا علیهاالسلام به دستور امیرالمؤمنین علیه السلام براى مطالبه ى فدك نزد ابوبكر رفتند [بحار الانوار: ج 29 ص 124 ح 26، ص 127 ح 27. تفسیر برهان: ج 2 ص 425. و در واقع همه ى این اقدامات از سوى امیرالمؤمنین علیه السلام بود.

گذشته از اقداماتى كه به دستور حضرت توسط فاطمه زهرا علیهاالسلام صورت مى گرفت، خود امیرالمؤمنین علیه السلام نیز شخصاً دو اقدام مهم انجام دادند: یكى اینكه شخصاً در حضور مردم ابوبكر را به محاكمه كشیدند، و دوم آنكه نامه اى در این باره به ابوبكر نوشتند.

محاكمه ى ابوبكر بدست امیرالمؤمنین [بحار الانوار: ج 29 ص 189، 195. ]امیرالمؤمنین علیه السلام به مسجد آمد و در حضور مهاجرین و انصار كه در اطراف ابوبكر نشسته بودند خطاب به ابوبكر فرمود: اى ابوبكر، چرا آنچه پیامبر صلى الله علیه و آله براى فاطمه قرار داده بود از او منع نمودى، در حالیكه نماینده ى او از چند سال قبل در آن است؟

ابوبكر گفت: این غنیمت مسلمین است. اگر شاهدان عادلى بیاورد به او مى دهیم و گرنه در آن حقى ندارد.

كتاب اسرار فدك: جهل به احكام قضاوت

حضرت فرمود: اى ابوبكر، درباره ى ما حكمى مى نمایى برخلاف آنچه درباره ى مسلمانان حكم مى نمایى؟ گفت: نه! فرمود: اگر در دست مسلمانان چیزى باشد و من درباره ى آن ادعایى نمایم از كدام شاهد مى طلبى؟ ابوبكر گفت: از تو شاهد مى خواهم. فرمود: اگر در دست من چیزى باشد و مسلمین درباره ى آن ادعایى كنند از من شاهد مى خواهى؟! چرا از فاطمه شاهد مى خواهى در حالیكه فدك در دست اوست و در زمان حیات پیامبر و بعد از آن مالك آن بوده است؟ چرا از مسلمین شاهد نمى خواهى؟!

ابوبكر ساكت شد، ولى عمر گفت: این غنیمت مسلمین است و ما با كلام تو نمى توانیم مقابله كنیم! اگر شاهدان عادلى آوردى و گرنه این غنیمت مسلمین است و تو و فاطمه در آن حقى ندارید!!

عصمت سند صدق فاطمه سلام الله علیها

امیرالمؤمنین علیه السلام به ابوبكر فرمود: اى ابوبكر، قرآن را قبول دارى؟ گفت: آرى. فرمود: درباره ى این آیه به من خبر ده كه مى فرماید: «اِنَّما یریدُاللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَكُمْ تَطْهیراً» [سوره ى احزاب: آیه ى 33.، آیا این آیه درباره ى ما نازل شده یا درباره ى غیر ما؟ گفت: درباره ى شما. فرمود: اگر دو نفر از مسلمانان بر علیه فاطمه علیهاالسلام به نسبت زشتى شهادت دهند چه مى كنى؟ ابوبكر گفت: بر او حد جارى مى كنم همانطور كه بر زنان مسلمین جارى مى كنم.

كفر منكر عصمت فاطمه سلام الله علیها

فرمود: در این صورت نزد خداوند از كافرین خواهى بود. گفت: چرا؟ فرمود: براى آنكه تو شهادت خداوند را بر طهارت او رد كرده اى و شهادت مردم را بر علیه او قبول كرده اى. خداوند عزوجل به پاكى فاطمه گواهى داده است. اگر تو شهادت خداوند را رد كنى و شهادت دیگرى را بپذیرى نزد خداوند از كافرین هستى.

همچنین حكم خدا و رسول را رد كرده اى كه فدك را براى فاطمه قرار دادند و او در زمان حیات پیامبر صلى الله علیه و آله آن را تصرف كرد. تو سخن خدا و رسول را رد كردى و گفته ى یك عرب بیابانى كه بر پاى خود بول مى كرد پذیرفتى و فدك را از او گرفتى و گمان كردى كه غنیمت مسلمین است. همانطور كه سخنِ دیگرِ پیامبر را رد كردى كه فرمود: «ادعا كننده باید شاهد بیاورد و براى مدعى علیه قسم كافى است». تو از مدعى علیه شاهد مى خواهى!

نتیجه ى احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام

در اینجا مردم به خشم آمدند و متوجه ظلم ابوبكر و عمر شدند و به یكدیگر نگاه كردند و گفتند: بخدا قسم على راست مى گوید. امیرالمؤمنین علیه السلام هم به خانه بازگشت.

خطابه ى مفصل حضرت زهرا در مسجد [اسناد و مدارك مربوط به خطبه در بخش ششم این كتاب مفصلا ذكر شده است. ]برنامه ى دقیق امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام مراحل خود را بخوبى طى مى كرد و نتایج لازم را مى داد. سه بار احتجاج حضرت زهرا علیهاالسلام و یكبار احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به ضمیمه ى یارى نكردن مردم، ابوبكر را بر تصمیم نهایى خود قاطع كرد، و چنین وانمود كرد كه مسئله ى فدك تمام شده است، و كارى كه تصمیم آنرا داشتیم به صورت رسمى انجام دادیم.

كتاب اسرار فدك: خطابه ى فاطمه ضربه ى سهمگین بر پیكر غصب

در اینجا ضربه اى سهمگین لازم بود تا هم بر پیكر غاصبین و هم مردمى كه مؤید آنان بودند وارد شود و در مجلس عمومى به محاكمه ى سیدةالنساء درآیند و هر سخنى هست علنى گفته شود، تا اگر فدك را هم باز پس ندهند حقایق روشن شود.این مرحله بصورتى اجرا شد كه نه مردم و نه غاصبین هرگز احتمال آنرا هم نمى دادند و در حقیقت در مقابل برنامه ى انجام شده قرار گرفتند.

ترسیمى از كیفیت ورود حضرت زهرا سلام الله علیها به مسجد

در شرایطى كه ابوبكر و عمر به همراه مهاجرین و انصار، مجلس مهمى در مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله تشكیل داده بودند و مشغول قدرت نمایى در مقابل خانه ى فاطمه علیهاالسلام بودند كه در فاصله ى چند قدمى بود، ناگهان درِ خانه ى فاطمه علیهاالسلام باز شد و بانوى با عظمت اسلام در حالى كه عده اى از زنان گرداگرد آنحضرت بودند وارد مسجد شده بسوى جمعیت پیش آمدند.منظره جداً عجیب بود و مردم همه اختیار از كف داده بودند و فقط این را فهمیدند كه راه باز كنند تا ببینند چه پیش مى آید.

دختر پیامبر سر مبارك را با پوشش كامل پوشانیده بود و لباس سراسرى از روى لباسها پوشیده بود. از شدت غم و ناراحتىِ جسمى، قامت حضرت راست نبود و لباس حضرت به زمین كشیده مى شد و گاهى لباس زیر پاى حضرت مى رفت. راه رفتن فاطمه علیهاالسلام همه را به یاد پیامبر صلى الله علیه و آله مى انداخت كه شباهتى تمام به حركت آنحضرت داشت.

اولین اقدامى كه شاید تا آن روز سابقه نداشت آن بود كه فوراً بین زنان و مردان پرده اى زده شد، و حضرت با زنان همراه در آنسوى پرده قرار گرفتند و روى زمین نشستند.

تأثیر عجیب آه فاطمه سلام الله علیها در مردم

مردم از دیدن این مناظر به شدت منقلب شدند و منتظر جرقه اى بودند كه این انقلاب درونى را ظهور دهد.ناگهان صداى فاطمه علیهاالسلام را شنیدند كه آهى جانسوز كشید كه با همان آه همه ى مردم به گریه درآمدند و مجلس برخود لرزید و همه منقلب شدند.

شدت گریه بقدرى بود كه حضرت مدتى طولانى صبر كرد تا مردم ساكت شدند و هیجانشان آرام گرفت. حضرت خواست سخنان خود را آغاز كند كه با شنیدن چند كلمه بار دیگر مردم به گریه درآمدند، و حضرت آنقدر صبر كرد تا مردم كاملاً آرام شدند و حضرت سخنان خود را آغاز كرد.

محاكمه ى ناخواسته ى غاصبین

مردم سرا پا گوش بودند و نفسها در سینه ها حبس شده بود. فاطمه زهرا علیهاالسلام یك تنه همه را به محاكمه مى كشید و همه خود را مجرم مى دانستند، و گریه ها براى شرمى بود كه از جرم و جنایت خود داشتند. دادگاه اجتماع كار خود را آغاز كرده بود و غاصب و همدستانش در فكر بودند كه براى بر هم ریختن آن یا تخریب نتیجه ى آن از كجا آغاز كنند و به كجا ختم كنند، ولى ترس از تصمیم گیریهاى شتابزده ى خود داشتند.

محكومیت غاصبین و مردم به حكم فاطمه سلام الله علیها

برنامه طورى تنظیم شده بود كه هیچكس را از آنچه قاضى مى خواست فرارى نبود. این مردم و آن غاصب كه هرگز با دعوت حضور نمى یافتند اكنون با پاى خود حضور یافته بودند. اگر مهر سكوت بر لب مى زدند خود را محكوم مى دیدند چرا كه فاطمه علیهاالسلام سخن خود را مى گفت، و اگر سخن مى گفتند حرفى براى گفتن نداشتند و بیش از پیش باطن بى محتواى عملشان معلوم مى شد و آنچه مردم خبر نداشتند برملا مى گشت.

مردم نیز كه خود را محكوم حكم فاطمه علیهاالسلام مى دیدند این ضرر و خسارت را به پاى ابوبكر و عمر مى گذاشتند و با نگاههاى پر معنى آنان را زیر نظر داشتند. سخنان فاطمه علیهاالسلام هم آنقدر بالا و متین بود كه مردم در مواردى حتى از فهم معانى آن عاجز بودند. سخنانى كه اینك پس از چهارده قرن شرحها و تفسیرهاى مفصل بر آن نوشته شده است.

برداشتى از خطابه ى حضرت زهرا سلام الله علیها

متن كامل خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام در بخش هفتم این كتاب و ترجمه ى فارسى آن در بخش هشتم خواهد آمد و در بخش پنجم خلاصه اى از آن تقدیم خواهد شد. در اینجا نیز برداشتى از آن تقدیم مى شود:

حضرت پس از حمد و ثناى الهى و اقرار به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله و بیان حكمتهایى از خلقت و تكلیف بشر و ارسال انبیا علیهم السلام و خصوص نبوت پیامبر صلى الله علیه و آله، متذكر سوابق مردم با قرآن و اهل بیت علیهم السلام شدند. از یك سو سابقه ى مردم در كمك به دین خدا و از سوى دیگر وظیفه ى خطیرى كه نسبت به آیندگان بر عهده دارند را متذكر شدند. همچنین عظمت قرآن و اهل بیت علیهم السلام و ارتباط آن دو با یكدیگر را بیان كردند و سپس شمه اى از حكمت شرایع الهى را ذكر نمودند.

كتاب اسرار فدك: معرفى خود براى آینده ى تاریخ

پس از آن خود را معرفى كردند تا اهل مجلس و آینده ى تاریخ بدانند چه مقام معظمى با مردم سخن گفته است. بعد از آن، سوابق و زحمات طاقت فرسا و فداكارانه ى پیامبر صلى الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام در پروردن نهال اسلام را ذكر كردند.

در اینجا سخن را به مطلب مورد نظر نزدیك كردند و ارتداد مردم پس از پیامبر صلى الله علیه و آله و نادیده گرفتن گذشته ها را یادآور شدند. سپس این نكته را مطرح كردند كه فقط به بى توجهى نسبت به دین اكتفا نمى كنند بلكه آتش فتنه ها را هم بر علیه دین خدا و اهل بیت پیامبر صلى الله علیه و آله شعله ور مى نمایند.

غصب فدك آتشى برانگیخته

سپس مسئله ى ارث را مطرح كردند و فرمودند: از نمونه آتشهاى برانگیخته ى شما مسئله ى فدك است. در این قسمت از سخن آیاتى از قرآن كه درباره ى ارث و بخصوص ارث انبیا علیهم السلام بود مطرح كردند، و مسائلى كه بطور خصوصى با ابوبكر و عمر مطرح كرده بودند این بار در حضور مردم و بطور مفصل تر و علنى بیان كردند.

سپس خطاب به قبر پیامبر صلى الله علیه و آله از غاصبین و مردمى كه مؤید آنان بودند شكایت بردند و این شِكوه را در قالب اشعارى بیان كردند.

تعجب از سستى مردم

سپس خطاب را متوجه انصار نمودند و با یادآورى گذشته ى آنان در اطاعت از اوامر پیامبر صلى الله علیه و آله و یارى دین خدا، تعجب خود را از بى توجهى آنان نسبت به احقاق حق دختر پیامبر صلى الله علیه و آله بیان كردند كه حتى پس از دادخواهى و فریاد كمك طلبى كسى اعتنا نمى كند!

ذكر حدیث جعلى توسط ابوبكر و جواب آن

ابوبكر از فرصت استفاده كرد و در سخنانى كوتاه حدیث جعلى خود را مبنى بر ارث نبردن از انبیا مطرح كرد و اشاره كرد كه من غصب فدك را با مشورت و توافق مسلمین انجام داده ام.

حضرت زهرا علیهاالسلام ضمن اینكه ساحت پیامبر صلى الله علیه و آله را از مخالفت قرآن منزه دانستند، آیات صریح ارث انبیا صلى الله علیه و آله را مطرح كردند و ثابت كردند كه هیچ استثنایى در مسئله ى ارث براى هیچ كس وجود ندارد.

تمسك به اجماع مسلمین و جواب آن

این بار ابوبكر اقرار كرد كه از جواب عاجزم و فقط مسلمین را بین خود و تو قرار مى دهم كه من در واقع دستور آنان را اجرا كرده ام.

حضرت زهرا علیهاالسلام خطاب را متوجه مسلمین نمودند و بشدت آنان را كه به سوى سخن باطل روى آورده اند مورد مؤاخذه قرار دادند و آنان را به عذاب بشارت دادند و اشاره كردند كه اگر مردم هم به آن راضى نباشند خدا راضى است. بعد تصریح كردند كه این تصمیم شما را خوب مى دانم، ولى خواستم اتمام حجت كنم و مردم واقعیت را بدانند و روز قیامت براى حساب آماده باشند.

غدیر حجت نهایى امیرالمؤمنین علیه السلام

در اینجا سخنان حضرت پایان یافت و در راه بازگشت به خانه رافع بن رفاعه بعنوان یك سخن به ظاهر زیبا كه در اذهان عمومى مؤثر بود تقصیر را بر عهده ى امیرالمؤمنین علیه السلام قرار داد كه چرا آنحضرت قبلاً ما را آگاه نكرد تا در خلافت با دیگرى بیعت نكنیم و كار به اینجا نرسد!!! حضرت با غضب به او فرمود: پس از واقعه ى غدیر براى احدى عذرى باقى نمانده است.

اعتراض ام سلمه

سپس ام سلمه سر از حجره اش بیرون كرد و خطاب به مردمى كه خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام را بدون نتیجه ى خاصى به پایان برده بودند مطالبى توبیخ آمیز گفت كه ملخص آن چنین است:

آیا با مثل فاطمه اینگونه برخورد مى شود؟ آیا شما آمده اید به فاطمه علیهاالسلام حكم دینش را یاد دهید؟ آیا مثل فاطمه علیهاالسلام آنچه حقش نباشد طلب مى كند؟ عنایت خاص پیامبر صلى الله علیه و آله نسبت به او را فراموش كرده اید؟

نتایج فكرى خطابه ى فاطمه سلام الله علیها

بدین صورت مجلس بدون خواست غاصبین فدك تشكیل شد و كاملاً غافلگیر شدند و آنچه حاضر به گفتنش نبودند بر زبان خود جارى كردند و همه ى مردم حقایق را فهمیدند و همانگونه ثبت شد تا آیندگان هم بدانند و حق زهرا علیهاالسلام و حق كشى دشمنش بر جهانیان معلوم باشد.

سخنان حضرت زهرا سلام الله علیها براى زنان عیادت كننده

[بحار الانوار: ج 29 ص 140 ح 30. ]اولین اثر خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام آن بود كه زنان مهاجر و انصار از این مدتى كه هیچ یادى از یادگار پیامبر صلى الله علیه و آله نكرده بودند به عیادت حضرت آمدند و گفتند: اى دختر پیامبر، حالتان چگونه است؟ حضرت فرمود: از دنیایى كه با شما باشم متنفرم و آن را رها كرده ام، و نسبت به مردان شما غضبناكم.

ننگ بر كُند شدن شمشیر و تزلزل فكر!! و اى بر آنان! خلافت را از كوههاى بلند رسالت به كجا كشاندند؟ از ابوالحسن (على علیه السلام) چه چیزى را نمى پسندیدند؟ جز صلابت شمشیرش و بى پروائى او از مرگ و شدت حمله ها و برخوردهاى عبرت آموز او در جنگ، و از تبحر او در كتاب خداوند و غضب او در امر الهى.

به خدا سوگند، اگر مهارى را كه پیامبر صلى الله علیه و آله آن را به او (على علیه السلام) سپرده بود در دست او باقى مى گذاردند به بهترین وجهى آنرا اداره مى كرد و اگر خلافت را به او مى سپردند بركات آسمان و زمین بر آنان گشوده مى شد.

به كدام سو روى آوردند؟! و بر ضد كدامین ذریه اى اقدام كردند و بر آنان چیره شدند؟! بینى شان بر خاك مالیده باد و پشیمان شوند قومى كه گمان مى كنند كار درستى انجام مى دهند. قسم به لا یزالى خداوند، هم اكنون فتنه بار دار شده است، و پس زمان كوتاهى ثمره اش ظاهر مى گردد و از آن كاسه اى لبریز از خون تازه و سم تلخ كشنده مى دوشید. آنگاه است كه آیندگان از نتیجه ى آنچه پیشینیان پایه گذارده اند آگاه مى شوند.

سوید بن غفله مى گوید: زنان عیادت كننده فرمایشات حضرت زهرا علیهاالسلام را براى مردان خود بازگو كردند. پیرو آن عده اى از بزرگان مهاجرین و انصار بعنوان عذرخواهى نزد حضرت آمده گفتند: اى سیدةالنساء، اگر ابوالحسن (على علیه السلام) این مسئله را قبل از آنكه پیمانى ببندیم بما یادآور مى شد سراغ دیگرى نمى رفتیم.

حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: از من دور شوید (بس كنید)، كه با بهانه هاى بیهوده تان عذر شما پذیرفته نیست و با كوتاهى هاى شما جاى هیچ سخنى باقى نمانده است!

نامه ى امیرالمؤمنین به ابوبكر درباره ى غصب فدك [بحار الانوار: ج 29 ص 140 ح 30. ]اسناد تاریخى به گونه هاى مختلف باقى مى مانند و پرده از جوانب مبهم ماجراها برمى دارند. یكى از این جلوه ها نامه هاى بزرگان ملل است كه در هر قومى از احترام خاصى برخوردار است.

در اوج ماجراى فدك، و در حالیكه غاصبین مشغول قدرت نمایى بودند، امیرالمؤمنین علیه السلام نامه اى با مضامین عالى براى ابوبكر نوشت كه شاید او از درك بعضى جملات آن عاجز بود.

این نامه را حضرت هنگامى نوشت كه ابوبكر پس از تثبیت غصب فدك برفراز منبر رفت و با اظهار قدرت سخنان ناروایى نسبت به مقام شامخ ولایت بر زبان راند. [این سخنان ابوبكر در بخش سوم این كتاب آمده است.]حضرت مطالبى در نامه نوشته بودند كه ابوبكر از كیفیت خطاب حضرت در تعجب فروماند، و در برخورد خود تجدید نظر كرد.

عین نامه ى حضرت چنین است:

كتاب اسرار فدك: بى انصافى مردم با اهل بیت علیهم السلام

امواج متلاطم فتنه ها را با كشتى هاى نجات پیمودند. ولى تاج افتخار صاحبان عظمت را با اجتماع اهل مكر و غدر پائین آوردند، و از نور مركز انوار استفاده بردند ولى میراث پاكان ابرار را براى خود قسمت كردند و با غصب بخشوده ى پیامبر صلى الله علیه و آله (یعنى فدك) سنگینىِ وزر و وبال آن را بر خود خریدند.

اگر اجازه داده شود سرهاى شما را

شما را مى بینم كه با كور دلى در حركتید همانطور كه شتر (با چشم بسته) دور آسیاب مى گردد. بخدا قسم، اگر به من اجازه داده شود درباره ى آنچه بدان علم ندارید، سرهاى شما را با شمشیرهاى برنده ى آهنین مانند دانه ى چیده از تنتان دور مى كنم و جمجمه هاى شجاعانتان را آنطور از جا مى كنم كه گوشه ى چشمانتان را (از شدت گریه) مجروح كنم و شما را به وحشت بیندازم.

تا آنجا كه مرا مى شناسید هلاك كننده ى لشگرها و نابود كننده ى جنگجویان و از بین برنده ى بزرگانتان و خاموش كننده ى غائله هاتان و قاتل شجاعانتان بوده ام، در زمانهایى كه شما در خانه هایتان نشسته بودید.

من همان رفیق دیروز شما هستم. قسم به جان پدرم، نخواستید خلافت و نبوت در ما باشد چرا كه كینه هاى بدر و خونهاى اُحد را به یاد مى آورید!

سكوت و سخن على علیه السلام

اگر بگویم كه خداوند درباره ى شما چه مقدر كرده استخوان سینه هایتان همچون دندانه هاى چرخ آسیاب به تنتان فرو مى ورد. اگر سخن بگویم مى گوئید: «حسد مى ورزد»، و اگر ساكت بمانم مى گوئید: «فرزند ابى طالب از مرگ مى هراسد». هیهات، هیهات كه چنین

باشم. اكنون به من چنین گفته مى شود، در حالیكه من مرگ میراننده هستم.

منم كه در شب آرام كه مردم در خواب بودند در دریاى مرگ شناور بودم. منم حامل شمشیر سنگین و دو نیزه ى بلند، و شكننده ى پرچمها در جوش و خروش جنگها. منم آنكه زنگار ناراحتى ها را از روى بهترین خلایق (یعنى پیامبر صلى الله علیه وآله) مى زدود. مادر به عزایتان بنشیند! بدانید كه پسر ابوطالب نسبت به مرگ از فرزند به سینه ى مادرش مأنوس تر است.

كتاب اسرار فدك: اگر حقیقت و باطن مردم بیان شود

اگر آنچه خداوند در كتابش درباره ى شما نازل كرده ظاهر كنم همچون طنابى كه در چاهى عمیق لرزان باشد مضطرب مى شوید و از خانه هایتان پا به فرار مى گذارید و سرگردان مى شوید! ولى من آنچه در سینه دارم تحمل مى كنم تا خداوند را با دستى بریده از لذات شما و خالى از ساخته و پرداخته هاى شما ملاقات كنم.

مثل دنیاى شما نزد من همچون ابرى است كه بالا و بالاتر مى رود و غلیظ مى شود و استقرار مى یابد، ولى دوباره از هم مى پاشد و آسمان صاف پیدا مى شود.

آرام باشید، بزودى گرد و غبار مى نشیند و ثمره ى كار خود را تلخ مى یابید و یا ثمره ى كاشته ى دست خود را میوه اى كشنده و سمى قاتل خواهید یافت.

خداوند براى قضاوت ما و پیامبر بعنوان خصم شما و قیامت براى محل مخاصمه كافى است. خداوند هم در قیامت غیر شما را از رحمتش دور نمى كند و جز شما را هلاك نمى نماید. والسلام على من اتبع الهدى.

عكس العمل ابوبكر در مقابل نامه ى امیرالمؤمنین علیه السلام

و قتى ابوبكر نامه را خواند وحشت و رعب شدیدى او را گرفت و گفت: عجیب است! چه جرأتى نسبت به من دارد كه دیگرى ندارد؟!

آخرین سخنان حضرت زهرا در رابطه با فدك [بحار الانوار: ج 29 ص 182 ح 38. ]اینك فاطمه علیهاالسلام فدك را رها كرده و دیگر سخنى از آن نمى گوید. یكى از زنان بعنوان عیادت نزد حضرت آمد، ولى از نظر گرایش به سمت دشمن متمایل بود. حضرت بعنوان آخرین سخنى كه درباره ى فدك بر زبان آورده به او چنین فرمود:

آنگاه كه پیامبر صلى الله علیه و آله از دنیا رفت ابوبكر و عمر با جرأت تمام فدك را گرفتند. آه كه چه ملك (با بركتى) بود! فدك اعطایى پروردگار بلند مرتبه به پیامبر مناجات كننده ى با خدا و وفادار بود كه آنرا براى قوت فرزندان از نسل او و خودم به من بخشیده بود.

این مطلب را خدا مى دانست و امین او شاهد بود. اكنون اگر قوت زندگى را از من به زور گرفتند و لقمه ى مختصر را هم از من مانع شدند، من صبر بر این ظلم را باعث تقرب به درگاه الهى در روز قیامت مى دانم، و خورندگان آن به ظلم، آن را شعله ور كننده ى حمیم در شعله هاى جهنم خواهند یافت.

این مجموعه، اقدامات دقیقى بود كه پس از غصب فدك انجام گرفت. برنامه ى آن از مقام عصمت داده شد و مجرى آن هم خود امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام بودند.

این خط سیرى كه به ثمر رسید نتیجه اش براى آینده هاى بلند مدت تشیع باقى ماند كه تا همیشه كلامش سكه ى تمام عیار است چرا كه كلام على و فاطمه علیهماالسلام است، و به همین جهت دشمن عاجزتر از آن است كه با تلاشهاى مذبوحانه ى خود بخواهد از غاصب فدك دفاع كند و یا باطلى كه خود از به میان آوردنش پشیمان شده دوباره احیا كند. كلام فاطمه و على علیهماالسلام نور است و سخن دشمن ظلمت و تاریكى، و پیداست كه ظلمت در مقابل نور محو شدنى است.

اقدامات غاصبین پس از تثبیت غصب فدك

مسئله ى غصب فدك بسیار حساب شده و با برنامه ریزى از سوى غاصبین انجام شد. اگر چه این اقدام براى آنان به قیمت گرانى تمام شد واز چند سو به آبرو و حیثیت ساختگى خود لطمه زدند، ولى این كارى بود كه تصمیم داشتند آنرا به هر قیمتى انجام دهند. لذا هیچ سخن حقى را نمى پذیرفتند، و به عواطف و قضاوت مردم هیچ ارجى نهاده نمى شد. البته آن روزها با هر مسئله اى كه به اهل بیت علیهم السلام ارتباط داشت چنین برخوردى مى شد.

جالب تر اینكه در مقابل احتجاجات قاطع حضرت زهرا علیهاالسلام هر بار مطلبى جعل مى كردند كه فقط خودشان شنیده بودند و یك نفر از اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله- حتى طرفداران خودشان- حاضر نمى شدند به دروغ هم كه شده بنفع آنان شهادت دهند، و لذا دست به دامان یك عرب بیابانى همچون مالك بن اوس بن حدثان شدند.

آمارى از اقدامات برنامه ریزى شده ى غاصبین

با توجه به این نكته، غاصبین مراحل زیر را براى غصب فدك طى كردند تا این حكم باطل خود را تثبیت كنند:

  • 1. براى بدست آوردن زمینه ى كار نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و درباره ى آن از حضرت سؤال كردند.
  • 2. حدیثى جعل كردند تا دستاویزى براى كار خود داشته باشند.
  • 3. عایشه و حفصه دو دختر خود را بعنوان شاهد آماده كردند.
  • 4. در چند مرحله ى ساختگى نشان دادند كه متمایل به بازپس دادن فدك هستند ولى باز عقب نشینى كردند، و رسماً سند دست نوشته ى خود را پاره كردند.
  • 5. پس از نامه ى تهدیدآمیز امیرالمؤمنین علیه السلام به مشورت نشستند و تصمیمات جدیدى گرفتند و مردم را تهدید كردند.
  • 6. پس از احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام در مسجد تصمیم بر قتل آنحضرت گرفتند و تا مرحله ى اجراى آن هم پیش رفتند.
  • 7. پس از خنثى شدن توطئه ى قتل، ابوبكر سخنان تهدیدآمیزى نسبت به مردم، و گفته هاى اهانت آمیزى نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام بر زبان راند، و در خاتمه با دادن سهمیه از بیت المال مردم را به سوى خود جلب كرد.
  • 8. نیرنگ دیگر آن بود كه بعنوان رضایت طلبى نزد حضرت زهرا علیهاالسلام آمدند ولى پشیمان بازگشتند.
  • 9. آخرین نقشه ى آنان شركت در تشییع جنازه ى فاطمه علیهاالسلام و خواندن نماز بر بدن آنحضرت بود، كه با پیش بینى حضرت زهرا علیهاالسلام در اخفاء دفن و قبرش نقشه بكلى خنثى شد.
  • این مراحل نُه گانه نشانگر اسرار دیگرى از غصب فدك و گوشه هایى از این مقاصد شوم است. در این بخش به بیان مفصل آنها مى پردازیم.

سؤال غاصبین از امیرالمؤمنین قبل از غصب فدك

[مجمع الزوائد: ج 9 ص 39. ]ابوبكر و عمر قبل از اقدام به غصب فدك، براى آنكه كیفیت برخورد خود را تنظیم كنند، ضمن سنجش زمینه ى اجتماعى آن نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و گفتند: درباره ى آنچه از پیامبر باقى مانده چه مى گویى؟ فرمود: ما به پیامبر سزاوارتریم. گفتند: حتى آنچه در خیبر است؟ فرمود: بلى، حتى آنچه در خیبر است. گفتند: حتى آنچه در فدك است؟ فرمود: آرى، حتى آنچه در فدك است.

با شنیدن این سخنان برآشفتند و گفتند: بخدا قسم چنین كارى نخواهد شد مگر آنكه گردنهاى ما با ارّه قطع شود!! و با این گفته تصمیم جدى خود بر غصب فدك را صراحتاً اعلام داشتند.

كتاب اسرار فدك: جعل حدیث براى غصب فدك

یكى از پیش بینى هاى ابوبكر و عمر درباره ى فدك، آماده ساختن مدركى جعلى براى هدف شومشان بود. براى این منظور از مطرح كردن جنبه هاى معنوى استفاده كردند كه انبیا علیهم السلام درهم و دینارى باقى نمى گذارند و فقط علم و حكمت از خود به یادگار مى گذارند، و نتیجه گرفتند كه هر چیزى از اموال دنیا از پیامبر باقى بماند قابل تملك نیست و صدقه است. این حدیث جعلى بصورت جمله ى «نحن معاشر الانبیاء لانورث…» مطرح شد و ظاهر فریبنده اى داشت.

ظاهر فریبنده ى حدیث جعلى

این مفاهیم كه براى پردازش آن وقت زیادى صرف كرده بودند و فكرهاى متعددى براى ساختن آن كمك كرده بودند ظاهر فریبنده اى داشت، چرا كه بوى قداست و پرهیزكارى از آن استشمام مى شد.

البته چون دروغگو حافظه ندارد و حدیث جعلى یك حقیقت نیست كه بدان پایبند باشند، در موارد مختلفى كه این مطلب ساختگى را مطرح كردند براحتى كلماتى كه براى اجراى اهدافشان مؤثر بود بدان اضافه مى كردند یا صورت آنرا تغییر مى دادند.

عایشه و حفصه شاهدان حدیث جعلى[كتاب سلیم : ج 2 ص 694. بحار الانوار: ج 29 ص 134، 156، 190. ]غاصبین محكم كارى لازم براى راهى كه در نظر داشتند پیش بینى كرده بودند. پیداست كه جعل حدیث به فاصله ى چند روز از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله جرم نابخشودنى است و تثبیت آن نیز كار آسانى نیست.

در جایى كه اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله حضور داشتند و زمان زیادى هم نگذشته بود كه فراموش كرده باشند نسبت دادن چنین دروغ بزرگى به ساحت قدس نبوى احتیاج به زمینه سازى داشت.

شاهد بر حدیث جعلى از خانواده ى غاصبین

بهمین جهت كسى جز مجموعه ى داخلى خود پیدا نكردند و شاهد ماجرا را عایشه و حفصه بعنوان دو همسر پیامبر صلى الله علیه و آله در نظر گرفتند كه اگر كسى منكر شد ادعا كنند بخاطر ارتباط بیشتر با آنحضرت، مطلب را در جایى شنیده اند كه دیگران نبوده اند!

نكته ى جالبى كه جلب توجه مى كند آنست كه در اینجا كسى نگفت: شهادت این دو زن جلب نفع براى خانواده خودشان است در حالیكه این مطلب را در شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام براى فدك حضرت زهرا علیهاالسلام صریحاً گفتند.

یك عرب بیابانى بعنوان شاهد

مشكلى كه هنوز باقى بود شهادت دادن دو زن بود كه بجاى یك مرد حساب مى شد و ارزش آن هنگامى بود كه یك مرد دیگر نیز به آن شهادت دهد. هیچكس حاضر به چنین شهادتى و نسبت دروغى به پیامبر صلى الله علیه و آله نشد.

لذا یك عرب بیابانى از قبیله ى بنى نصر را پیدا كردند كه از نظر اجتماعى چنان بى ارزش بود كه معروف بود هر گاه بول بر او عارض مى شد بدون در نظر گرفتن جایى مناسب به همان حال بر پاى خود بول مى كرد و جالب تر اینكه گاهى با بول خود تطهیر مى كرد!! از طرف دیگر سابقه ى این شخص كه نامش مالك بن اوس بن حدثان بود با پیامبر صلى الله علیه و آله مشخص نبود تا بتواند مطلبى را به پیامبر صلى الله علیه و آله نسبت دهد.

به این عرب بیابانى هم- با مشكلات زیاد- این حدیث جعلى را یاد دادند و برایش تكرار كردند تا بتواند نزد مردم شهادت دهد و تعداد شاهدان را تكمیل كند. بسیار جالب است كه در كتب تاریخ تصریح شده كه با حضور آن همه اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله احدى جز آن اعرابى و این دو زن پیدا نشد به مطلب مورد نظرشان شهادت دهد.

نوشتن و پاره كردن سند براى فدك [بحار الانوار: ج 29 ص 157، 192، ج 48 ص 157. نوائب الدهور: ج 3 ص 148. ]محكومیت اجتماعى ماجراى غصب فدك به ضمیمه ى اقداماتى كه توسط امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام انجام گرفت بصورتى بود كه غاصبین را وادار كرد تا حدى گفته هاى خود را پس بگیرند. تا آنجا كه چند بار تا مرز نوشتن سندى بعنوان باز پس دادن فدك به حضرت فاطمه علیهاالسلام پیش رفتند.

اگر چه در برخورد اول، عمر سند فدك را كه توسط پیامبر صلى الله علیه و آله نوشته شده بود پاره كرد و علامت سؤال بزرگى در آغاز ماجراى غصب فدك بر جاى گذاشت.

نقشه ى جدید براى سند فدك

از آنجا كه آنان هرگز حاضر به بازگرداندن فدك نبودند و نمى خواستند به محكومیت خود در پیشگاه مردم اقرار كنند، و از جهتى استدلالهاى دندان شكن حضرت زهرا علیهاالسلام كار را به مراحل حساسى منتهى كرده بود، لذا نقشه ى جدیدى براى حل این مشكل طرح كردند.

توطئه چنین بود كه ابوبكر مدركى بنویسد و به حضرت زهرا علیهاالسلام تحویل دهد تا نشان دهند كه خواسته ى آنحضرت را به انجام رساندند، ولى عمر در راه سند را از حضرت بگیرد و پاره كند تا عملاً نتیجه خنثى شود. این صورت توطئه بود كه در قالب یك فاجعه به اجرا درآمد كه در اینجا بطور بسیار مختصر آن را ذكر مى كنیم:

آنگاه كه حضرت زهرا علیهاالسلام از راههاى مختلف ابوبكر را محكوم كرد، او نوشته اى بعنوان بازگرداندن فدك براى حضرت نوشت و بدست آنحضرت داد تا عملاً اجرا شود. فاطمه زهرا علیهاالسلام آنرا برداشت و از نزد ابوبكر بیرون آمد.

از بین بردن سند در سایه ى جنایت

عمر در راه حضرت را دید و گفت: اى دختر محمد! این نوشته ى همراه تو چیست؟! فرمود: نوشته اى است كه ابوبكر بعنوان باز پس دادن فدك نوشته است. گفت: آنرا به من بده! حضرت ابا كرد و آنرا نداد.

در اینجا عمر كه دید از راه عادى نمى تواند آنرا از حضرت بگیرد جسارتى كرد كه صفحه ى تاریخ را سیاه كرد و سوز جانكاه آن براى همیشه دل محبان فاطمه علیهاالسلام را سوزانده مى سوزاند. او با قساوت تمام در میان كوچه و رهگذر مردم به دختر پیامبر صلى الله علیه و آله اهانتى عظیم كرد و با پا به فاطمه علیهاالسلام زد و با این كار خود صفحه ى سیاهى در دفتر تاریخ اسلام رقم زد، و به این اكتفا نكرد و سیلى به صورت مبارك آنحضرت زد بطورى كه در اثر آن گوشواره ى حضرت شكست. او با این اقدام ددمنشانه ى خود ننگى بر جاى گذاشت كه براى همیشه باعث سرافكندگى در برابر سایر ملل شد.

سپس عمر نوشته را به زور از دست حضرت گرفت و آب دهان بر آن انداخت و نوشته هاى آن را پاك كرد و آنرا پاره نمود و گفت: «این سرزمینى است كه پدر تو هم با اسب و لشكر آنجا را فتح نكرده است! بیا كوهها را بر گردن ما بگذار»!

منظره اى كه در میان كوچه ایجاد شده بود و فاطمه اى كه با چادر خاك آلود از زمین برمى خاست و حالى كه به آنحضرت عارض شده بود بخوبى قابل تصور است و از همه بیشتر بر شخص امیرالمؤمنین علیه السلام تأثیر داشته است.

كتاب اسرار فدك: سوز در مصائب

امیرالمؤمنین علیه السلام در خانه منتظر بودند. وقتى حضرت زهرا علیهاالسلام پشت در آمد حضرت به استقبال او رفت و فرمود: اى دختر پیامبر، چرا اینگونه غضبناك هستى؟ حضرت زهرا علیهاالسلام جسارت عمر را بازگو كرد.

امیرالمؤمنین علیه السلام بعنوان شریك غم و تسلاى حضرت فرمود: «آنچه نسبت به من و پدرت مرتكب شده اند از این بالاتر است».

این فاجعه دلهایى را لرزانده و مى لرزاند كه در محبت فاطمه بال و پر مى زنند و قلب خود را در طبق اخلاص به زهرا علیهاالسلام سپرده اند. آیا واقعاً فدك به این حد براى غاصبین ارزش داشت یا قساوت و شقاوت باطنى آنان بود كه اینگونه ظهور یافت؟ آیا حفظ حرمت ناموس پیامبر صلى الله علیه و آله اینگونه است؟! باشد تا مهدى زهرا علیه السلام بیاید و عمق جنایت را آنگونه كه بوده بیان فرماید.

مشورت و اقدام غاصبین پس از نامه ى امیرالمؤمنین [بحار الانوار: ج 29 ص 140. ]جزر و مد برخوردهاى مردم با امواج حوادث متغیر بود. لذا در شرایطى كه اوضاع تغییر مى كرد، غاصبین براى ترمیم گذشته ها مردم را جمع مى كردند و سخنانى برایشان مطرح مى كردند كه گاهى تیر تهدید را در هدف داشت و گاهى تقدیم لقمه ى لذیذى بود.

سخنرانى ابوبكر درباره ى توافق مردم بر غصب فدك

پس از نامه ى امیرالمؤمنین علیه السلام به ابوبكر درباره ى فدك [به قسمت 8 از بخش 2 كتاب حاضر مراجعه شود.، دستور داده شد تا مردم جمع شوند و ابوبكر برایشان سخنرانى كرد و ضمن آن اقدامات خود را به اتفاق و توافق مردم نسبت داد و چنین گفت:

اى مهاجرین و انصار، مى دانید كه من درباره ى باغهاى فدك بعد از پیامبر صلى الله علیه و آله با شما مشورت كردم و شما گفتید: «پیامبران ارث نمى گذارند، و این اموال (فدك) باید به غنیمت ها اضافه شود و درآمد آن در اسب و اسلحه و جهاد و مرز دارى مصرف شود». ما هم این نظر شما را به اجرا گذاشتیم، ولى مدعى آن این مطلب را نمى پذیرد.

ترس از مالك فدك

این مدعى فدك است كه مى ترساند و تهدید مى كند و به جان پیامبرش قسم یاد مى كند كه آنرا با خون كشنده بیالاید.

بخدا قسم من خلافت را باز پس دادم ولى مورد قبول واقع نشد، و خود را از آن عزل نمودم ولى استعفاى من پذیرفته نشد!! همه ى اینها براى احتراز از كراهت فرزند ابوطالب و فرار از درگیرى با او بود. مرا با فرزند ابوطالب چه كار است؟ آیا كسى با او به منازعه پرداخته كه بر او غالب شود؟!

دلگرمى غاصب فدك

عمر كه احساس ضعف در سخنان ابوبكر را بخوبى متوجه شده بود در مجلس مشورت به او گفت: تو فقط اینگونه سخن مى گویى. تو فرزند كسى هستى كه در جنگها پیشتاز نبوده، و در خشكسالى با سخاوت نبوده است. سبحان اللَّه! چه قلب وحشت زده اى پیدا كرده اى و نفست بى تحمل شده است؟

من براى تو ظرف آبى گوارا آماده ساختم تا بنوشى، ولى تو اصرار دارى كه بر همان تشنگى بمانى. من گردنهاى عرب را براى تو خم كردم، و حكومت شورى را برایت تثبیت نمودم. اگر چنین نبود پسر ابوطالب استخوانهایت را آرد مى كرد! خدا را سپاس كن بر اینكه من در كنار تو هستم، چرا كه هركس بر منبر پیامبر بالا رود سزاوار است بار دیگر خدا را شكر كند!!

تعریض به امیرالمؤمنین علیه السلام مدافع فدك

سپس عمر گفت: این على بن ابى طالب همچون صخره اى است كه آب از آن بیرون نمى آید مگر پس از شكستن آن، و همچون مار خوش خط و خالى است كه جز از طریق غیر عادى پاسخ نمى دهد! و درخت تلخى است كه اگر همه ى آنرا با عسل بیالایند جز ثمره ى تلخ نخواهد داد!!! او بزرگان قریش را كشته و نابودشان كرده و بر همه ى آنان ننگ و عار باقى گذاشته و آنان را مفتضح كرده است.

آرام باش و صاعقه هاى او تو را گول نزند و رعدهاى او تو را نترساند. من درِ خانه ى او را مى بندم قبل از آنكه درِ خانه ى تو را ببندد!

علت سكوت امیرالمؤمنین علیه السلام از زبان غاصب

ابوبكر گفت: اى عمر، تو را بخدا سوگند مى دهم كه مرا از مغلطه ها و مانع سازیهاى خود رها كن. بخدا قسم اگر او بخواهد من و تو را بكشد با دست چپش مى كشد و احتیاج به دست راست ندارد! و ما را از دست او جز سه چیز خلاص نكرده است:

  1. او تنها است و یاورى ندارد.
  2. او وصیت و سفارش پیامبر را مراعات مى كند.
  3. هر یك از این قبایل را در نظر بگیرى على متعرض آنها شده همچون شترى كه با دندانهایش به هر یك از گیاهان بهارى متعرض مى شود.

تو هم خوب مى دانى كه اگر اینها نبود خلافت به او برمى گشت اگر چه ما خوش نداشتیم. بدانكه این دنیا براى او بى ارزش تر از ملاقات هر یك از ما با مرگ است.

كتاب اسرار فدك: سابقه هاى غاصبین با مدافع فدك

سپس ابوبكر گفت: روز اُحُد را فراموش كرده اى كه همگى فرار كرده بالاى كوه رفته بودیم، و این در حالى بود كه بزرگان كفار اطراف او را گرفته بودند و یقین به مرگ او داشتند و او هیچ راهى براى خروج از وسط آنان نداشت. وقتى كفار نیزه ها را به سوى او نشانه رفتند، تن خود را تا پائین تر از مركبش خم كرد بطورى كه از زیر نیزه هاى آنان عبور كرد. سپس در ركابش ایستاد در حالیكه سرش را از زین اسبش پائین آورد و مى گفت: «یااللَّه یااللَّه! یا جبرئیل یا جبرئیل! یا محمد یا محمد! النجاة النجاة!».

سپس سراغ رئیس آنان رفت و ضربتى بر سر او زد كه فك و زبانش باقى ماند! سپس به سوى صاحب پرچم بزرگ رفت و ضربتى بر جمجمه ى او زد و آنرا دو نیم كرد و شمشیر همچنان پائین آمد تا او و مركبش را دو نیم كرد! وقتى كفار این مناظر را دیدند یكباره از مقابل او پراكنده شدند.

على هر یك را نصیبى از شمشیر مى داد بطورى كه آنان را بصورت جرثومه هاى مرده بر بلندى رها كرد كه در حسرت مردن به خود مى پیچیدند و جرعه هاى مرگ را سر مى كشیدند. روح آنان با شمشیر على گرفته شده بود و ما آماده ى بیش از آن هم بودیم.

ما نیز در آن روز از ترس على كنترل خود را از دست داده بودیم، تا آنكه تو (اى عمر) زودتر از دیگران نزد او رفتى، و با تو برخوردى نمود كه خود خوب بیاد دارى. در آنجا اگر خداوند آن آیه از كتاب خدا را بر پیامبر صلى الله علیه و آله نازل نكرده بود ما هم هلاك مى شدیم كه فرمود: «لَقَدْ عَفا عَنْكُمْ [سوره ى آل عمران: آیه 152.» یعنى: «شما را مورد عفو قرار داد».

پیشنهاد غاصب فدك از ترس امیرالمؤمنین علیه السلام

(اى عمر)، تا مادامى كه این مرد تو را رها كرده تو هم او را ترك كن، و سخن خالد را كه مى گوید «على را خواهد كشت» تو را گول نزند.

او جرأت چنین كارى را ندارد، و اگر در پى چنین تصمیمى برود اولین مقتول بدست على خواهد بود، چرا كه او از فرزندان عبد مناف است كه هرگاه آماده ى جنگ شوند هیبتشان در طرف مقابل اثر مى كند، و آنگاه كه غضب كنند طرف مقابل را خوار مى كنند، بخصوص على بن ابى طالب كه باب اكبر و بلنداى استوار و رئیس بزرگ آنان است.

نقشه ى قتل امیرالمؤمنین علیه السلام

[كتاب سلیم: ج 2 ص 679، 871. علل الشرایع: ص 190. الخرائج: ج 2 ص 757. احتجاج طبرسى: ج 1 ص 89. به بحار الانوار: ج 29 ص 125، 132، 136، 159 مراجعه شود.]برخوردهاى شدید امیرالمؤمنین علیه السلام اغتشاش عجیبى در افكار ابوبكر و عمر و مشاورینشان پیش آورده بود بطورى كه آنان را وادار به تصمیم گیریهاى شتابزده اى نمود. با آنكه غاصبین به شدت از امیرالمؤمنین علیه السلام وحشت داشتند ولى بالأخرة تصمیم بر قتل آنحضرت گرفتند.

آنان جلسه اى تشكیل دادند و در بین خود گفتند: «دیدید على با ما چگونه برخورد كرد و چه مطالبى به ما گفت؟ بخدا قسم اگر یك مجلس دیگر چنین تكرار شود كار خلافت ما را به فساد مى كشاند. گویا تا او زنده است چیزى بر ما گوارا نخواهد بود. ما در امان نیستیم كه پنهانى مردم را دعوت كند و عده اى دعوت او را بپذیرند و به جنگ ما برخیزد، چرا كه او شجاعترین عرب است. شما خوب مى دانید كه ما نسبت به او مرتكب چه جرائمى شده ایم و در حكومت پسر عمویش بر او غالب شدیم در حالى كه حقى در آن نداشتیم و فدك را از همسر او گرفتیم».

اجراى توطئه ى قتل بدست خالد

عمر گفت: نظر درست آن است كه دستور قتل او را صادر كنیم. ابوبكر پرسید: چه كسى این كار را بر عهده مى گیرد؟ عمر گفت: «خالد بن ولید»، و این بدان دلیل بود كه خود خالد بارها این پیشنهاد را داده بود.

آنان سراغ خالد فرستادند و او آمد. به او گفتند: مى خواهیم تو را براى كارى عظیم بفرستیم. خالد گفت: هر دستورى دارید بگویید، اگر چه قتل على بن ابى طالب

باشد! گفتند: منظور ما همین است.

خالد گفت: چه زمانى او را بكشیم؟! ابوبكر گفت: «هنگام نماز صبح در مسجد حاضر شو و آنگاه كه براى نماز ایستادیم تو در كنار على بایست در حالى كه شمشیر همراهت باشد، و وقتى سلام نماز را دادم گردن او را بزن»! انتخاب صبح بخاطر تاریكى هوا در آن موقع بود كه ترور آسان تر صورت مى گرفت. خالد قبول كرد و با این قرار از یكدیگر جدا شدند.

اطلاع امیرالمؤمنین علیه السلام از توطئه ى قتل

اسماء بنت عمیس كه همسر ابوبكر و بانوى صالحه اى بود از این توطئه كه در خانه ى ابوبكر صورت گرفت آگاه شد. لذا خدمتكار خود را فرستاد و گفت: نزد فاطمه برو و به او سلام برسان و آنگاه كه از در وارد مى شوى این آیه را (به كنایه) بخوان: «إِنَّ الْمَلَأَ یأْتَمِرونَ بِكَ لِیقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنّى لَكَ مِنَ النَّاصِحینَ [سوره ى قصص: آیه ى 20.» یعنى: «این گروه توطئه مى كنند كه تو را بكشند. خارج شو كه من خیرخواه تو هستم». همچنین اسماء به خادمه اش گفت: اگر با خواندن آیه منظور تو را متوجه نشدند آن را تكرار كن.

خادمه آمد و وارد شد و گفت: خانم من مى گوید: «اى دختر پیامبر حالت چگونه است؟ إنّ الملأ یأتمرون بك لیقتلوك…»! وقتى خادمه خواست بیرون برود بار دیگر آیه را خواند. امیرالمؤمنین علیه السلام به او فرمود: به اسماء سلام برسان و بگو: «خداوند عزوجل بین آنان و تصمیمى كه دارند مانع خواهد شد انشاء اللَّه»!

پشیمانى ابوبكر از دستور قتل

از سوى دیگر ابوبكر با خود اندیشید و در مورد دستورى كه راجع به قتل امیرالمؤمنین علیه السلام داده بود به فكر فرو رفت و یقین كرد كه اگر چنین اقدامى صورت گیرد جنگى شدید و بلایى طولانى بوقوع خواهد پیوست. لذا از دستورى كه داده بود پشیمان شد و آن شب را تا صبح نخوابید.

صبح هنگام كه وارد مسجد شد صفها آماده ى نماز بودند. ابوبكر پیش رفت و نماز را شروع كرد در حالى كه فكر مى كرد و متوجه نبود چه مى گوید. خالد بن ولید هم با شمشیر آمد و كنار حضرت ایستاد در حالى كه آنحضرت متوجه ماجرا بود.

شكست توطئه ى قتل بدست غاصب

ابوبكر در نماز به عواقب امر مى اندیشید و جان خود را هم در امان نمى دید، و شجاعت امیرالمؤمنین علیه السلام نیز او را به وحشت انداخته بود. او نماز را آنقدر طول داد كه نزدیك بود آفتاب طلوع كند و مردم گمان كردند در نماز به اشتباه افتاده است. تا آنكه به تشهد رسید و جرأت سلام دادن نداشت!

بالأخره قبل از سلام نماز سه مرتبه گفت: «اى خالد، آنچه به تو دستور داده ام انجام مده و اگر انجام دهى تو را مى كشم»! و سپس سلام نماز را داد.

عكس العمل امیرالمؤمنین علیه السلام در مقابل قاتل

امیرالمؤمنین علیه السلام رو به خالد كرد و فرمود: اى خالد، ابوبكر چه دستورى به تو داده بود؟ گفت: دستور داده بود گردن تو را بزنم! فرمود: چنین كارى را مى كردى؟ خالد گفت: آرى بخدا قسم، اگر قبل از سلام نماز نگفته بود «مكن» تو را مى كشتم.

حضرت فرمود: اى بى مادر، دروغ مى گویى! آنكه چنین كارى مى كند باید از تو شجاع تر باشد.

سپس حضرت از جا برخاست و فقط با دو انگشت سبابه و وسط گلوى خالد را گرفت و چنان فشار داد كه فریاد وحشتناكى كشید و نزدیك بود چشمانش بیرون آید، و مردم به وحشت افتادند بطورى كه هركس در فكر خود بود. خالد هم دست و پا مى زد و قدرت حرف زدن نداشت.

سپس حضرت لباس خالد را گرفت و او را به دیوار كوبید و خطاب به عمر

فرمود: اى پسر صهاك، بخدا قسم اگر عهد و پیمانى از جانب پیامبر نبود و اگر نوشته ى ثبت شده اى از جانب پروردگار نبود مى دانستى كه كدامیك از ما لشكر ضعیفتر و تعداد كمترى داریم.

سپس حضرت خالد را گرفت و بر زمین زد و بر روى سینه اش نشست و شمشیرش را برداشت تا او را بكشد. تمام اهل مسجد جمع شدند تا خالد را از دست آنحضرت رهایى دهند ولى نتوانستند. عمر گفت: «بخداى كعبه قسم او را مى كشد»! لذا سراغ عباس فرستادند. عباس آمد و او را به حق قبر پیامبر صلى الله علیه و آله قسم داد كه او را رها كند، و حضرت او آزاد كرد.

عكس العمل در مقابل عامل قتل

سپس حضرت سراغ عمر آمد و یقه ى او را گرفت و فرمود: اى پسر صهاك، بخدا قسم اگر نبود عهدى از جانب پیامبر و دستورى از جانب خداوند مى دانستى كه كدامیك از ما كم یاورتر و نفراتمان كمتر است.

كتاب اسرار فدك: مدافعان حریم علوى

سپس حضرت به خانه رفتند. در اینجا سلمان و ابوذر و مقداد و بنى هاشم آمدند و شمشیرها را كشیدند و خطاب به مردم گفتند: «بخدا قسم، دست برنمى دارید تا آنكه سخن بگوید و اقدام كند». مردم نیز مضطرب شدند و فتنه اى بپا شد.

از سوى دیگر زنان بنى هاشم بیرون آمدند و فریاد برآوردند و گفتند: اى دشمنان خدا، چه زود دشمنى خود را با پیامبر و اهل بیتش آشكار كردید، و بارها همین نیت را نسبت به پیامبر داشتید ولى نتوانستید. دیروز نسبت به دخترش تصمیم قتل گرفتید و امروز مى خواهید برادر و پسر عمو و جانشین و پدر فرزندانش را بكشید. بخداى كعبه قسم، دروغ مى گویید. هرگز به قتل او دست نخواهید یافت.

بعد از این جریانات كه مردم ترسیدند فتنه ى عظیمى بپا شود ابوبكر به عمر گفت: این مشورت وارونه ى تو بود. گویا من این مناظر را پیش چشمانم مى دیدم، ولى خدا را بر سلامتمان شكر كن!

بدین صورت توطئه ى قتل حضرت خنثى شد ولى این بار آبروى ظاهرى غاصبین بكلى از بین رفت واتمام حجتى قوى بر همگان شد كه غاصبین تا كجا را تصمیم گرفته اند.

سخنان ابوبكر در تهدید و تطمیع مهاجرین و انصار [دلائل الامامه: ص 119. بحار الانوار: ج 29 ص 326. ]با تخریب زمینه هاى اجتماعى بدست غاصبین آنها احساس خطر جدى كردند و چاره ى نهایى را در تهدید و ارعاب دیدند كه در ضمن آن تطمیعهایى هم به چشم مى خورد. ابوبكر به منبر رفت و مردم را مخاطب قرار داد و گفت:

اى مردم، این چه گوش فرادادن به هر سخنى است؟ این آرزوها در زمان پیامبر كجا بود؟! هركس مطلبى شنیده بگوید و هركس شهادت مى دهد برخیزد. او همچون روباهى است كه شاهدش دم اوست [اشاره به یك ضرب المثل عربى است. یعنى شاهد او جزئى ازخود اوست. ملازم هر فتنه اى است. اوست همان كه مى گوید: «فتنه را بعد از آنكه كهنه شده باز گردانید».

از ضعیفان كمك مى گیرید و زنان را به یارى مى طلبید، مانند ام طحال كه محبوبترین اهلش نزد او گمراه است [اشاره به یك ضرب المثل عربى است. بدانید كه من اگر بخواهم بگویم مى گویم و اگر بگویم افشا مى كنم، ولى اگر رهایم كنید ساكت مى مانم.

خطاب تهدیدآمیز به انصار

سپس رو به انصار كرد و گفت: اى انصار، سخن سفیهان شما به من رسیده است و این در حالى است كه شما سزاوارترین مردم به حفظ عهد پیامبرید. پیامبر نزد شما آمد و شما او را پناه دادید و یارى كردید. بدانید كه من نسبت به كسى كه نزد ما مستحق مجازات نباشد دست و زبان باز نخواهم كرد.

كتاب اسرار فدك: تطمیع مردم

ابوبكر در پایان تهدیداتش وارد جنبه تطمیع مردم شد و براى خریدارى فكر مردم گفت: «بعد از همه ى اینها، فردا صبح همه براى گرفتن سهمیه هاى خود از بیت المال بیایید»، و این آخرین راه مؤثر بود كه براى روز مبادا ذخیره كرده بودند.

رضایت طلبى ابوبكر و عمر [كتاب سلیم: ج 2 ص 869. مصباح الانوار: ص 246. بحار الانوار: ج 29 ص 157. بحار الانوار: ج 43 ص 170، 203. الامامه والسیاسه (ابن قتیبه): ص 14. ]آخرین اقدامى كه در حیات صدیقه ى طاهره علیهاالسلام از طرف غاصبین انجام گرفت و نقشه ى ظریفى بود كه توسط بانوى دو جهان خنثى شد، رضایت طلبى از آنحضرت بود.

این برنامه را براى روزى ذخیره كرده بودند كه آبها از آسیاب بیفتد و آتشهاى فتنه زیر خاكستر قرار بگیرد، و فاطمه علیهاالسلام هم یاراى مقابله نداشته باشد، و آن زمان ایام آخر زندگى زهرا علیهاالسلام بود. را ستى كسى نیست بپرسد: چرا بجاى رضایت طلبى، خود فدك را باز نگرداندند؟!!

آیا این مسخره نیست كه ظالم در حالیكه به ظلم خود ادامه مى دهد طلب

عفو كند و در همان حال ظلم را تكرار كند؟! آیا در مقابل چنین عذر خواهانى، چه راهى زیباتر از آنچه صدیقه ى طاهره انجام داد مى توان یافت؟

اجازه ى عیادت فاطمه

آنها هر روز حال فاطمه علیهاالسلام را جویا مى شدند تا آنگاه كه خبر یافتند مریضى حضرت شدت یافته است. زمان مناسب فرا رسیده بود. لذا دو نفرى براى عیادت آنحضرت آمدند ولى حضرت اجازه نداد. فرداى آن روز دوباره آمدند ولى حضرت اجازه نداد. و قتى از اجازه ى مستقیم ناامید شدند به امیرالمؤمنین علیه السلام عرض كردند: «بین ما و فاطمه آنچه كه خود بهتر مى دانى اتفاق افتاده، و ما قبلاً چندین بار براى عذرخواهى آمده ایم ولى به ما اجازه نداده است.

اگر مى توانى براى ما اجازه بگیر تا از گناهمان عذرخواهى كنیم». امیرالمؤمنین علیه السلام چند بار به آنها جواب منفى داد ولى آنها اصرار كردند. این بار پشت در نشستند و از حضرت خواستند داخل خانه برود تا شاید بتواند فاطمه علیهاالسلام را راضى كند.

امیرالمؤمنین علیه السلام وارد خانه شد و نزد حضرت زهرا علیهاالسلام آمد و فرمود: ابوبكر و عمر بارها اجازه خواسته اند و من آنها را رد كرده ام و تو نیز اجازه نداده اى. اكنون بار دیگر از من خواسته اند تا از تو اجازه بگیرم. عرض كرد: بخدا قسم به آنان اجازه نمى دهم و كلمه اى با آنان سخن نمى گویم تا پدرم را ملاقات كنم و از آنچه انجام داده اند و ظلمى كه نسبت به من روا داشته اند به پدرم شكایت كنم.

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: اى خانم آزاد [یعنى اختیار تو بدست خودت است.، این دو نفر پشت در نشسته اند و اصرار

دارند بر تو سلام كنند. عرض كرد: خانه خانه ى تو و زن آزاده همسر توست، و زنان تابع مردانند. هرگونه مى خواهى عمل كن. فرمود: پوشش سرت را محكم كن.

عیادت غاصبین و قهر فاطمه سلام الله علیها

حضرت زهرا علیهاالسلام سر مبارك را پوشانید و روى به دیوار گردانید بطورى كه مقابل آنها نباشد، و این در حالى بود كه چند زن دیگر نیز حضور داشتند.

ابوبكر و عمر وارد شدند و تا چشمشان به حضرت زهرا علیهاالسلام افتاد سلام كردند ولى حضرت جواب آنها را نداد! و این در حالى بود كه حضرت روى خود را به طرف دیوار گردانده بود. آنها به طرف مقابل حضرت آمدند ولى حضرت روى برگردانید، و چند بار این كار تكرار شد. تا آنكه حضرت به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «پارچه اى روى صورتم بینداز»، و به زنها فرمود: «شما مرا برگردانید»، و گویا حضرت از شدت جراحات نمى توانستند بدن مبارك را حركت دهند.

بالأخره ابوبكر شروع به عذرخواهى كرد و گفت: اى دختر پیامبر، ما براى جلب رضایت تو آمده ایم و از تو مى خواهیم آنچه از ما نسبت به تو روا شده عفو كنى. حضرت فرمود: حتى یك كلمه با شما سخن نمى گویم تا پدرم را ملاقات كنم و شكایت شما را نزد او ببرم، و از كارهاى شما و ظلمى كه به من روا داشته اید شكایت كنم.

محاكمه ى غاصبین در عیادت

گفتند: ما براى عذرخواهى آمده ایم. ما را به رفتارمان مؤاخذه مكن.

حضرت رو به امیرالمؤمنین علیه السلام كرد و فرمود: من با اینان كلمه اى سخن نخواهم گفت تا مطلبى را از ایشان سؤال كنم كه از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیده اند. سپس فرمود: شما را بخدا قسم مى دهم، آیا از پیامبر شنیدید كه مى فرمود: «فاطمه پاره ى تن من است. هركس او را اذیت كند مرا اذیت كرده است، و هر كس مرا اذیت كند خدا را اذیت كرده است»؟ گفتند: آرى. فرمود: الحمد للَّه.

حكم نهایى فاطمه سلام الله علیها در مورد غاصبین

سپس حضرت دستان مبارك را به آسمان بلند كرد و عرضه داشت: «خدایا، من تو را شاهد مى گیرم، اى حاضرین شما هم شاهد باشید، كه این دو نفر در حیاتم و هنگام مرگم مرا اذیت كردند. من شكایت این دو را به تو و پیامبرت مى نمایم. نه بخدا قسم، هرگز از شما دو نفر راضى نمى شوم و با شما سخن نمى گویم تا پدرم پیامبر را ملاقات كنم و آنچه كرده اید به او خبر دهم و او درباره ى شما حكم نماید. بخدا قسم، در هر نمازى كه بخوانم بر شما نفرین مى كنم».

تعجب فاطمه سلام الله علیها از عیادت آتش زنندگان خانه اش

سپس فرمود: اى ابوبكر، عجیب است كه امروز با حال امن وارد خانه ى ما مى شوى [یعنى فراموش نكرده اى كه روزى با آتش و هجوم دستجمعى به خانه ى من حمله كردید! و این زمانى است كه مردم را بر ما مسلط كرده اى؟ بیرون رو كه بخدا قسم كلمه اى با تو سخن نخواهم گفت تا خدا و رسولش را ملاقات كنم و به آنان شكایت نمایم.

در اینجا بود كه ابوبكر صداى واى و ویل بلند كرد و اظهار ناراحتى شدید نمود. عمر گفت: «اى خلیفه ى پیامبر، بخاطر گفته ى یك زن اینگونه منقلب مى شوى و جزع و فزع مى نمایى»؟! و آنگاه برخاستند و بدون نتیجه بیرون آمدند و آرزو كردند كه اى كاش نیامده بودند تا فاطمه علیهاالسلام این چنین صریح و قاطع نارضایتى و غضب خود را نسبت به آنان اعلام نمى كرد.

شركت در تشییع جنازه ى حضرت زهرا سلام الله علیها

آخرین مهلت غاصبین براى نقشه كشیدن، قبل از تدفین حضرت زهرا علیهاالسلام بود. آنها تصمیم گرفتند براى سرپوش گذاشتن بر جنایات خود به هر قیمت شده در تشییع جنازه ى حضرت زهرا علیهاالسلام شركت كنند و لابد اظهار عزادارى كنند تا سرپوشى بر جنایاتشان باشد. برنامه از دو طرف به این صورت شروع شد:

وصیت حضرت زهرا به تدفین شبانه [بحار الانوار: ج 29 ص 193، ج 43 ص 171، 190، 199، 205، 209، 215. ]حضرت زهرا علیهاالسلام به امیرالمؤمنین علیه السلام عرض كرد: آیا مى توانى وصیت مرا عمل كنى؟ حضرت فرمود: آرى انجام مى دهم.

فرمود: وقتى من از دنیا رفتم مرا شب دفن كن و به ابوبكر و عمر خبر مده، كه نباید احدى از آنان كه بر من ظلم كردند و حق مرا گرفتند بر جنازه ام حاضر شوند، و اجازه مده بر جنازه ى من نماز بخوانند چرا كه اینان دشمنان من و پیامبرند، و اجازه مده احدى از اینان و اتباعشان بر جنازه ى من نماز بخوانند. شب كه جاسوسان سراغ كار خود رفتند و چشمها بخواب رفت مرا دفن كن.

اجتماع مردم كنار جنازه ى حضرت زهرا سلام الله علیها و اعلام تأخیر تشییع

هنگامى كه حضرت از دنیا رفت زن و مرد ضجه كنان بر در خانه ى حضرت جمع شدند و منتظر بیرون آوردن جنازه براى مراسم تشییع بودند تا بر بدن آنحضرت نماز بخوانند!!

ابوبكر و عمر هم بعنوان تسلیت گفتن به امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و گفتند: اى اباالحسن، مبادا از ما پیش تر بر جنازه ى دختر پیامبر نماز بخوانى!!

ابوذر از داخل خانه بیرون آمد و گفت: برگردید كه تشییع جنازه ى فاطمه امشب به تأخیر افتاد. مردم هم برخاستند و متفرق شدند.

كتاب اسرار فدك: تدفین مخفیانه ى حضرت

مقدارى از شب كه گذشت و از جاسوسان مطمئن شدند، امیرالمؤمنین علیه السلام آنحضرت را غسل داد و فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام بهمراه سلمان و ابوذر و مقداد و نیز فضه و اسماء و چند نفر دیگر در نماز بر جنازه ى حضرت زهرا علیهاالسلام حضور یافتند و پس از نماز، جنازه را مخفیانه دفن كردند و امیرالمؤمنین علیه السلام محل قبر را با زمین اطراف یكسان نمود بطورى كه محل آن شناخته نشود.

اجتماع دوباره ى مردم براى تشییع

فردا صبح ابوبكر و عمر بهمراه مردم به قصد تشییع و نماز بر جنازه ى حضرت زهرا علیهاالسلام حركت كردند و بر در خانه ى حضرت جمع شدند. ولى ناگهان شنیدند كه مقداد خطاب به مردم گفت: «دیشب فاطمه را دفن كردیم». از سوى دیگر مردم با چهل صورت قبر جدید در بقیع روبرو شدند كه به هم شباهت داشتند و قابل تشخیص نبودند.

فریاد مردم بلند شد و یكدیگر را سرزنش كردند و گفتند: پیامبرتان تنها یك دختر از خود به یادگار گذاشت. اكنون كه از دنیا رفت چرا باید دفن شود در حالى كه در تشییع و نماز او شركت نكرده اید و جاى قبر او را هم نمى دانید؟!

عمر نگاهى به ابوبكر كرد و گفت: من به تو نگفتم برنامه دفن فاطمه را انجام

مى دهند؟! سپس آنها نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمدند و گفتند: بخدا قسم، هر چه كه براى ما آشوب بپا مى كند و ما را ناراحت مى كند انجام مى دهى. این هم یكى از دشمنى هایى است كه نسبت به ما دارى.

حضرت فرمود: اگر براى شما قسم یاد كنم باور مى كنید؟ گفتند: آرى. فرمود: فاطمه علیهاالسلام همان بانویى است كه من براى شما اجازه ى عیادت از او گرفتم و دیدید كه به شما چه گفت. بخدا قسم به من وصیت كرده بود كه شما دو نفر بر سر جنازه ى او و نماز بر او حاضر نشوید. من هم كسى نیستم كه امر او و وصیتش را مخالفت كنم.

تصمیم نبش قبر

عمر گفت: این سر و صداها را رها كن. هم اكنون كنار قبرها مى روم و آنها را نبش مى كنم تا جنازه ى فاطمه را پیدا كنم و بر بدن او نماز بخوانم!

حضرت فرمود: بخدا قسم اگر كوچكترین اقدامى در این باره كنى- در حالى كه مى دانى هرگز بر جنازه ى فاطمه علیهاالسلام دست نخواهى یافت مگر آنكه سرت كه چشمانت در آن است از تنت جدا شود- آنگاه من جز با شمشیر با تو روبرو نخواهم شد قبل از آنكه بتوانى كارى انجام دهى.

عمر فریاد زد: عده اى از زنان مسلمین بیایند تا این قبرها را بشكافیم و جنازه ى فاطمه را پیدا كنیم تا بر بدن او نماز بگذاریم و قبر او را زیارت كنیم!!

عكس العمل امیرالمؤمنین در مقابل تصمیم نبش قبر فاطمه سلام الله علیها

این خبر به امیرالمؤمنین علیه السلام رسید. حضرت قباى زرد رنگى را كه در جنگهاى شدید مى پوشید به تن كرد و بحال غضبناك كه چشمانش سرخ شده و رگهایش بالا آمده بود با تكیه بر شمشیر ذوالفقار آمد تا وارد بقیع شد.

یك نفر جلوتر سراغ مردم رفت و خبر داد كه على بن ابى طالب مى آید و به خدا قسم یاد مى كند كه اگر سنگى از این قبرها حركت داده شود شمشیر خواهد كشید تا همه را بكشد.

عمر و اصحابش مقابل حضرت درآمدند و عمر گفت: چه خبر است اى اباالحسن! بخدا قسم قبر او را مى شكافیم و حتماً بر او نماز مى خوانیم!

امیرالمؤمنین علیه السلام لباس عمر را گرفت و او را تكانى داد و بر زمین زد و فرمود: اى عمر، حق خود را رها كردم تا مردم از دین برنگردند، و اما قبر فاطمه، قسم به آنكه جان على بدست اوست، اگر تو و اصحابت در این باره كوچكترین اقدامى كنید زمین را از خون شما سیراب مى كنم. اكنون اگر مى خواهى اقدام كن.

من اگر شمشیر بكشم آنرا غلاف نمى كنم مگر با گرفتن جان تو! تو همان كسى نیستى كه پیامبر صلى الله علیه و آله قصد كشتن تو را داشت و سراغ من فرستاد، من هم با شمشیر آمدم و بسوى تو هجوم آوردم تا تو را بكشم ولى این آیه نازل شد كه بر اینان عجله نكنید كه جزاى عملشان را آماده مى كنیم.

ابوبكر فوراً جلو آمد و گفت: اى اباالحسن، بحق پیامبر و بحق آنكه بالاى عرش است، عمر را رها كن. بدان كه آنچه تو كراهت دارى انجام نخواهیم داد.

امیرالمؤمنین علیه السلام عمر را رها كرد و مردم متفرق شدند و از آن روز فكر پیدا كردن قبر فاطمه علیهاالسلام را از یاد بردند.

اكنون براى غاصبین بخوبى معلوم شد كه چرا حضرت مخفیانه دفن شد. از امیرالمؤمنین علیه السلام پرسیدند: چرا فاطمه علیهاالسلام شبانه دفن شد؟ فرمود: آنحضرت از عده اى

ناراضى بود و نمى خواست آنان در تشییع جنازه اش حاضر باشند. [بحار الانوار: ج 43 ص 209 ح 37. تا اینجا مجموعه اقداماتى كه غاصبین براى تثبیت اقدامات خود انجام دادند بیان شد و روشن گردید كه هر اقدامى از سوى آنان صورت مى گرفت بر ضرر خودشان تمام مى شد و اتمام حجتى بر دلیلهاى قبل افزوده مى گشت.

كتاب اسرار فدك: و دفاع از آن

در جستجوى اسرار فدك

نخستین سؤالى كه مسئله ى «فدك» در ذهنها ایجاد مى كند آن است كه چرا «غصب فدك» در میان غصبهایى كه از حقوق اهل بیت علیهم السلام شده شاخص است و اهمیت آن در كدام نقطه نهفته است؟ چرا امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام این اندازه بر سر آن پافشارى كردند؟ چرا ائمه ى معصومین علیهم السلام در فرصتهاى مناسب آنرا نزد مردم مطرح مى كردند و نام آنرا زنده نگاه مى داشتند؟

شخص امیرالمؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام بارها مسئله ى فدك را مطرح فرموده، و امام باقر و امام صادق و امام كاظم و امام رضا علیهم السلام در چندین مجلس آنرا مطرح كردند. زینب كبرى علیهاالسلام در سن كودكى خطبه ى مادر را حفظ كرد و آنرا به نسلهاى بعد از خود منتقل ساخت.

همچنین برخى اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله و نیز علماى شیعه در 14 قرن چراغ آن را روشن نگاه داشتند. چرا دشمنان نیز در طول تاریخ در صدد خاموش كردن این منار هدایت بوده اند و به صور مختلف به مقابله با آن برخاسته اند؟ این سؤال انگیزه اى است كه این بخش كتاب را به خود اختصاص داده است.

فدك مسئله ى مالى نیست

هر انسان نكته سنجى مى داند كه در فدك مسئله ى غصب و اجحاف مالى اگر چه در حد بسیار بالائى بود ولى بعنوان یك ضربه ى اقتصادى براى حضرت زهرا علیهاالسلام مطرح نبود، چه آنكه حضرت درآمد فدك را صرف فقرا مى نمود، و در همان ایام كه مالك فدك بود و طى چهار سال كه درآمد كلان آن را در اختیار داشت، در خانه غذاى روزانه هم یافت نمى شد و گاهى سه روز همه ى اهل خانه روزه بودند و با آب افطار مى كردند و در همان ایام چادر فاطمه علیهاالسلام از چند جا وصله داشت.

امیرالمؤمنین علیه السلام در این باره مى فرماید: «بدانید كه امام شما از دنیایش به دو لباس كهنه و از غذایش به دو قرص نان اكتفا كرده است… بخدا قسم از دنیاى شما طلایى جمع نكرده ام، و از غنایم آن چیزى ذخیره نكرده ام، و براى این لباس كهنه ام حتى لباس كهنه ى دیگرى ذخیره نكرده ام و از زمین آن چیزى تصرف نكرده ام و از این دنیا جز به اندازه ى قوت كمى [در عبارت «اتان دبره» بود كه بصورت فوق ترجمه شد. نگرفته ام و دنیا در نظر من بى ارزش تر و پست تر از آب بینى بز است.

بلى، از آنچه زیر آسمان است فدك در دست ما بود، كه نسبت به آن هم عده اى بخلشان برانگیخته شد و عده اى به آن اعتنا نداشتند. خداوند خوب حاكمى است! من فدك و غیر فدك را مى خواهم چكنم»؟ [نهج البلاغه: نامه ى 45.]

تحقیق براى یافتن ریشه هاى غصب فدك

مقام شامخ اهل بیت علیهم السلام و زهدى كه در زندگانى داشتند بر همگان معلوم است، و دلیل روشنى است بر اینكه یك مسئله ى شخصى مالى آن هم در كنار غصب خلافت این اندازه برایشان مهم نبوده است. اگر چه براى غاصبین مسئله ى اقتصادى فدك بسیار مهم

بود و از درآمد آن استفاده هاى وافرى بردند، ولى بهر حال از نظر امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام جهت مالى آن نمى تواند باعث بر اقداماتى باشد كه انجام دادند.

با اذعان به این مطلب، ذهنها معطوف به جنبه هاى مهمترى مى شود و جستجو و تدبر براى یافتن علل و اسرار پیگیرى اهل بیت علیهم السلام نسبت به مسئله ضرورى تر مى شود.

اكنون این سؤال مطرح مى شود كه آیا جنبه ى ظلم و غصب و برخورد ناجوانمردانه كه در مسئله ى فدك پیش آمد باعث مقابله و مقاومت حضرت در مسئله شد؟ و اساساً آیا مسئله ى مقابله با ظلم و عكس العمل در مقابل زیر پاگذاردن ارزشهاى اخلاقى باعث اقدامات اهل بیت علیهم السلام شد؟

اگر نیك بنگریم خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله بر ظلمهاى بسیارى صبر كرده اند و از همه نزدیك تر به فدك غصب خلافت بود كه چند روز بیش از آن صورت گرفته بود. البته بعنوان یكى از علل اقداماتشان قابل توجه است ولى علت اصلى بالاتر از این است، و همچنان باید در جستجوى آن بود. براى بدست آوردن علت یا علل اصلى مسئله مطالعه كامل و تحلیل همه جانبه ى تاریخ فدك از ابتداى فتح آن سرزمین تا پایان اقدامات غاصبین و خطابه ى امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام، بهترین راهگشا است و عمق فاجعه و ریشه هاى اصلى آن را روشن مى كند، كه در بخشهاى آینده ى این كتاب به این مهم خواهیم پرداخت.

راه كشف حقیقت در ماجراى فدك

اینك تجزیه و تحلیلى در ماجراى فدك بعنوان مقدمه و آمادگى ذهنى تقدیم مى شود تا پاسخ كاملى به سؤال اول بحث داده باشیم. براى كشف اسرار حقیقى مسئله ى فدك این بخش در سه قسمت تقدیم شده است.

  • بخش 1: اسرار غصب فدك
  • بخش 2: اسرار مقابله ى امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام
  • بخش 3: جمع بندى استدلالهاى حضرت زهرا علیهاالسلام در مقابل غاصبین

آنچه در این بخش مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته در بخشهاى دیگر با مدارك مفصل ذكر شده است، و لذا در اینجا از ذكر منابع خوددارى مى شود.

اسرار غصب فدك

در مبانى «اصحاب صحیفه» كه در حجة الوداع نوشته و امضا شد و از آن «اصحاب سقیفه» تشكیل شد دو جهت شاخص دیده مى شود كه بدان تصریح كرده اند:

  1. پیشگیرى از خلافت خاندان وحى و حكومتى كه اهل بیت علیهم السلام رهبر آن باشند، و این راهى است كه خدا و رسول براى سعادت و تكامل بشر تعیین كردند.
  2. استحكام حكومتى كه ارتباطى با خدا ندارد و نامى از خاندان وحى در آن نیست، و این ضد راهى است كه خدا و رسول تعیین كردند و جز از جاهلیت از جاى دیگرى سر بر نمى آورد.

این دو مبناى كلى براحتى مى تواند اعمال و رفتار غاصبین خلافت و غاصبین فدك و صدها حق دیگر را تحلیل كند. بسیارى از اعمال غاصبین داراى هر دو هدف بوده و تعدادى از آنها هم یكى از دو هدف را دنبال كرده است. آنچه بعنوان اهداف فرعى جلوه كرده همگى در اصل به یكى از این دو جهت برمى گردد.

با توجه به مطالب فوق، غصب فدك براى غاصبین اهداف مهمى را برآورده مى كرد كه با آن پایه هاى اصلى راه خود را استحكام مى بخشیدند، كه ذیلاً به بیان این مهم مى پردازیم.

در ماجراى غصب فدك آنچه به ضدیت با اهل بیت علیهم السلام منتهى مى شد جهات زیر است:

  1. مقابله با مقام عصمت ،
  2. مقابله با احترام و محبت خاص به اهل بیت علیهم السلام ،
  3. زیر پا گذاردن مبانى دینى كه توسط پیامبر صلى الله علیه و آله تبیین شده بود ،
  4. پیش گیرى از قوانین بعدى اسلام كه باید توسط اهل بیت علیهم السلام بیان مى شد ،
  5. گرفتن منبع مالى از اهل بیت علیهم السلام. و آنچه به استحكام حكومت ساخته ى بشر برمى گردد كه نامى از وحى و اهل بیت علیهم السلام در آن نیست، از این قرار است.
  6. نشان دادن قدرت بر بدعت گزارى ،
  7. نشان دادن قدرت اجرایى ،
  8. طرفدار نمودن مردم نسبت به خود ،
  9. بدست آوردن منبع مالى براى اقدامات خود.

كتاب اسرار فدك: مقابله با مقام عصمت

پایه ى دین بر عصمت انبیاء و اوصیاء علیهم السلام است، چرا كه این پیام آوران الهى اگر خطاى عمدى یا سهوى داشته باشند اطمینان بكلى سلب مى شود و مردم به آنچه بعنوان دین پذیرفته اند اطمینان نمى یابند. حكومتى كه غاصبانه تشكیل شده بود قبل از همه باید این شرط را حذف مى كرد تا براحتى هوسرانى هایش را مطرح كند. این بود كه از چند راه به مقابله آن آمد:

  • 1. با هتك حریم عصمت، و اهانت و جسارت نسبت به مقام با عظمتى كه هیچ خطایى به او نمى توان نسبت داد، در صدد شكستن آن برآمد. این كه فدك را از فاطمه علیهاالسلام مى گیرند بدان معنى است كه تصرف او بجا نیست. اینكه در میان مردم با او به احتجاج برمى خیزند براى شكستن عظمت او است. اینكه در میان كوچه با جسارتهاى جانسوز سند فدك را از دست او مى گیرند و پاره مى كنند هدفى جز اهانت به عصمت ندارد.
  • 2. با رد سخن مقامى كه آیه ى تطهیر و عصمت درباره اش نازل شده رسماً اعلام كرد كه مصداق آیه ى تطهیر با دیگران یكى است و خصوصیتى در قبول كلامش نیست و لذا از او شاهد مى خواهد.
  • 3. در مقام مخاصمه تا آنجا تجاوز مى كند كه اگر كسى بر علیه مقام عصمت شهادت دهد قبول مى كند و قائل مى شود كه باید بر او حد جارى كرد!!؟
  • 4. با رد شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام بار دیگر كلام معصوم را رد مى كند.

دشمن با این طریق خود را معرفى كرد و گرنه مقام عصمت در عظمت خود باقى بوده و هست و تا روز قیامت سفیران پروردگار فقط معصومین علیهم السلام هستند و بس، و غاصبین براى وارد كردن خود به صحنه، سعى در بیرون كردن مقام عصمت داشتند. البته راه همچنان باز است و آنان كه امام معصوم نمى خواهند و به امام خطاكار قانع اند دنباله رو همانانند، ولى آنان كه در پى بدست آوردن اوامر خدا و در نتیجه تحصیل رضاى الهى هستند نمى توانند سخن غیر معصوم را بپذیرند مگر آن كه از سخن معصوم گرفته شده باشد.

كتاب اسرار فدك: مقابله با احترام و محبت خاص به اهل بیت علیهم السلام

با توجه به سفارشات اكید قرآن و پیامبر صلى الله علیه و آله بر مراعات احترام اهل بیت علیهم السلام و نیز لزوم محبت داشتن نسبت به آنان، كه كشش باطنى به سوى آنان در پاكان عالم است، دشمنان اهل بیت علیهم السلام از این مسئله رنج مى بردند و در كم رنگ كردن آن نهایت تلاش خود را مى نمودند كه در ماجراى غصب فدك به چند صورت جلوه كرد:

  1. از اینكه به احترام اهل بیت علیهم السلام خداوند حق خاصى را به آنان داده باشد ابا داشتند. آنها با بخشوده ى پیامبر صلى الله علیه و آله به دلیل اینكه بعنوان ذوى القربى به حضرت زهرا علیهاالسلام داده شده بود مخالفت داشتند، و به هیچ عنوان نمى خواستند مسئله به صورت عظمت اهل بیت علیهم السلام مطرح شود و منظور پاك كردن گوشه اى از این عظمت بود كه در اختصاص فدك به پیامبر صلى الله علیه و آله و سپس به دختر او جلوه مى كرد.
  2. مسئله ى رضا و غضب اهل بیت علیهم السلام و مساوى بودن آن با رضاى پروردگار از اصولى بود كه بطور جدى به مبارزه با آن برخاسته بودند. همچنین اذیت فاطمه علیهاالسلام كه بعنوان اذیت خدا و رسول مطرح بود در لیست برنامه هاى آنان بود.

اقدام به غصب فدك از یك سو، ایجاد نارضایتى و غضب فاطمه علیهاالسلام بود و از سوى دیگر آزار دادن آن بانوى بزرگ، و این هدفى بود كه غاصبین با یك برنامه به هر دوى آنها دست مى یافتند. عمر در سخنانش بارها این مطلب را مطرح كرده كه ناراحت شدن یك زن مسئله ى مهمى نیست تا روى آن حساب شود! آنان مى خواستند نشان دهند كه عمداً اقدام به اذیت فاطمه علیهاالسلام نمودند و او را به غضب درآوردند. ولى ثمره ى كارشان با برنامه هاى امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام خنثى شد و طورى شد كه علناً به معذرت خواهى آمدند.

  1. مودت و محبت نسبت به آل پیامبر صلى الله علیه و آله در دین اسلام موضوعیت تمام دارد بطورى كه هیچ عملى بدون آن مورد قبول نیست. اصحاب صحیفه و سقیفه در صدد الغاى این شرط از اسلام و رواج اسلام بى ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام بودند. یكى از مواردى كه این هدف به ظهور رسید مسئله ى فدك بود. پیداست كه اگر مردمى محبت اهل بیت پیامبر خود را داشته باشند نه تنها اموال او را نمى گیرند بلكه اموال خود را هم در اختیار او قرار مى دهند.

بقول امیرالمؤمنین علیه السلام، در زیر آسمان فقط یك سرمایه از آنِ زهرا علیهاالسلام بود و آن هم فدك. تمام چشمها به همین ملك فاطمه علیهاالسلام دوخته شد. گویا به یادشان نمى آمد كه جا دارد از اموال خود تقدیم آنحضرت نمایند و محبت خود را اظهار كنند. اولین معناى غصب فدك بى محبتى نسبت به خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله بود، و این همان بود كه غاصبین دقیقاً در پى آن بودند.

كتاب اسرار فدك: زیر پاگذاردن مبانى دینى

نادیده گرفتن فرامین الهى اولین پایه براى بدعت گزار است، چون كسى كه مى خواهد طبق هوى و هوس خود عمل كند ابتدا باید از قید اطاعت خداوند بیرون آید تا بتواند آنگونه كه دلش مى خواهد عمل نماید.

غاصبین فدك چند فرمان الهى را با این كار خود زیر پا گذاشتند و این اوامر الهى در آیات قرآن و اعمال و گفتار پیامبر صلى الله علیه و آله جلوه گر بود.

آنان با غصب فدك آیه ى «آتِ ذا القربى حقه»، و آیه ى «انما یرید اللَّه لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیراً»، و آیه ى «یوصیكم اللَّه فى اولادكم للذكر مثل حظ الانثیین»، و آیه ى «وورث سلیمان داود» و چند آیه ى دیگر مربوط به ارث را زیر پا گذاشتند.

فدك به دستور خاص الهى به فاطمه علیهاالسلام داده شده بود و آنان با گرفتن آن در واقع دستور الهى را نقض كردند. آیه ى تطهیر شهادت الهى بود كه فاطمه علیهاالسلام هر سخنى بگوید را ست مى گوید، ولى آنان با شاهد خواستن از فاطمه علیهاالسلام رسماً گواهى خداوند را نادیده گرفتند.

خداوند آیات ارث را براى همه ى مردم نازل كرده است و اینان فاطمه علیهاالسلام را بدون هیچ مدركى از آن مستثنى دانستند و در واقع تصرف و تحریف در كلام خدا نمودند. خداوند تصریح مى كرد كه انبیاء ارث مى برند و اینان در مقابل خداوند مى گفتند انبیاء ارث نمى برند.

از سوى دیگر عمل و گفتار پیامبر صلى الله علیه و آله بعنوان مقام عظماى عصمت حاكى از فرمان خداوند است.

اگر هیچ آیه اى هم درباره ى فدك نبود، همین عمل پیامبر صلى الله علیه و آله كه رسماً فدك را به فاطمه علیهاالسلام بخشید و در حضور مردم این كار را انجام داد كه همه دانستند و سند آن را هم تنظیم كرد و نوشت و شاهد هم بر آن گرفت، براى حرمت مخالفت با آن كافى بود.

گویى اعطاى فدك را یك انسان عادى انجام داده است كه به همین آسانى آن را غصب كردند و به ارائه ى سند و شاهد هم اعتنایى نكردند!

در كنار همه ى اینها دستورات دیگر پیامبر صلى الله علیه و آله از قبیل آنكه «البینة على المدعى والیمین على من انكر» زیر پا مى رفت. اینان قانون معروف اسلام را مى دانستند و رسماً با آن مخالفت مى كردند و بجاى آنكه از مدعى شاهد بخواهند از مدعى علیه شاهد مى خواستند.

آرى هدف، نشان دادن بى اعتنایى به عمل پیامبرى بود كه كار او مظهر اراده ى پروردگار است، «ولاینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى»، و در واقع مى خواستند نشان دهند كه به مقام وحى اعتنایى ندارند. البته عظمت قرآن و مقام وحى جایى نرفت ولى غاصبین خوب معرفى شدند و اهداف آنان خوب تبیین گردید.

پیش گیرى از قوانین بعدى اسلام

نكته ى بسیار حساسى كه غاصبین اظهار نمى كردند ولى بعنوان یك مسئله ى مهم در دل داشتند این بود كه هنوز بسیارى از قوانین اسلام تبیین نشده بود و مقامى متصل به وحى لازم بود تا آنها را بیان كند.

پیدا بود كه امثال ابوبكر و عمر نه قادر بر چنین كارى هستند و نه مردم آنان را بدین عنوان مى پذیرند. چشمها همه به اهل بیت علیهم السلام دوخته شده بود كه بقیه ى احكام الهى را چگونه بیان مى كنند، و غاصبین در صدد انحلال این مسئله بودند.

آنها خوب مى دانستند كه اگر امروز بیانات امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام را درباره ى فدك بپذیرند فردا هم باید منتظر بیان احكام دیگرى از اسلام باشند. این هم باعث توجه مردم به خانه ى وحى بود و هم مانع بدعتها.

لذا با كمال صراحت، پس از شنیدن آن همه استدلالهاى قرآنى و استناد به قوانین وضع شده از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله كه هم امیرالمؤمنین علیه السلام و هم فاطمه علیهاالسلام بیان كردند، رسماً آن را زیر پا گذاردند تا نوبت فرداهایى نرسد كه باید به سخنان ایشان گوش فرا دهند!

كتاب اسرار فدك: گرفتن منبع مالى از اهل بیت

حضرت خدیجه علیهاالسلام درس خوبى از خود به یادگار گذاشته بود كه درخت نو پاى اسلام را با ثروت انبوه خود پرورید و از ضربه هاى بى امان دشمن نجات داد تا جایى كه خود پیامبر صلى الله علیه و آله به این مطلب تصریح فرمود: «اسلام به شمشیر على علیه السلام و اموال خدیجه پا گرفت».

اكنون نوبت فاطمه علیهاالسلام بود كه با ثروتى كه در اختیار داشت درخت نوپاى ولایت را از ضربه هاى سهمگین دشمن نجات دهد. با توجه به فقر شدید مردم در اول اسلام و اینكه فدك ثروتى نسبتاً مهم بحساب مى آمد، غاصبین وحشت شدیدى از این اموال داشتند كه هم تقسیم آن بین فقرا توسط فاطمه علیهاالسلام اثرات نامطلوبى بر كار آنان مى گذاشت و هم مى ترسیدند امیرالمؤمنین علیه السلام آنرا در راه هدف خود صرف كند و بر علیه آنان اقداماتى نماید.

لذا خود ابوبكر به این مطلب تصریح كرده كه ما با گرفتن بنیه ى مالى از خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله از این جهات خیال خود را آسوده مى كنیم. [به بخش سوم این كتاب در ص 58 مراجعه شود.]

كتاب اسرار فدك: نشان دادن قدرت بدعت گذارى

یكى از اهداف غاصبین آن بود كه در اعلا درجه ى جهل به احكام الهى و قوانین اجتماعى مى خواستند خود را بعنوان قانون گذارانى كه در قبض و بسط امور ید دارند جلوه دهند. آنها هم براى بدعتهاى آینده ى خود نیاز به چنین خودنمایى داشتند و هم براى مسائلى كه هر ساعت براى اسلام پیش مى آمد و بالاخره باید جوابى براى آن آماده مى كردند. و پیداست كه قانون از قداست خاصى برخوردار است و باید نمود كار را طورى پیش بیاورند كه ظاهر دینى آن حفظ شود.

غصب فدك را با همین نقشه آغاز كردند، و پس از جعل حدیث «ان اللَّه ابى ان یجمع النبوة و الخلافة فى اهل بیت واحد» كه ایامى پیش دست به جعل آن زده بودند، اكنون اقدام به دومین جعل در اسلام نمودند و حدیثى تحت عنوان «النبى لایورّث» آماده كردند كه این اقدام ضد دینى خود را دینى جلوه دهند، و از قداست نام پیامبر صلى الله علیه و آله استفاده كنند. با عنوان حدیث آنحضرت به جنگ دین بیایند و عملاً ثابت كنند كه قادر به چنین كارى هستند.

از سوى دیگر بعنوان اینكه مى خواهیم درآمد فدك را در راه جهاد با مرتدین به مصرف برسانیم و با آن اسلحه بخریم و لشكر مسلمین را نظام بدهیم ظاهر جالبى به كار خود دادند. لابد تاریخ فراموش كرده است كه با همین اموال خالد بن ولید را سراغ قبیله اى فرستادند كه بخاطر استقامت بر خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام و نپذیرفتن حكومت غاصبین مورد

حمله قرار گرفتند و مالك بن نویره بدست آنان كشته شد و خالد در همان شب با همسر او زنا كرد!!

همچنین با شاهد خواستن از فاطمه علیهاالسلام چنین وانمود كردند كه در مسئله اى كه اموال مسلمین مطرح است حتى از فاطمه علیهاالسلام شاهد مى خواهند و گویى این اندازه پایبند به احكام دین هستند!

از جهتى دیگر اجماع مسلمین را مطرح كردند و اینكه غصب فدك هر اندازه خلاف و ضد دین باشد مردم طرفدار آن هستند و ما بخاطر مردم این كار را مى كنیم و الا خود چنان تمایلى به آن نداریم. با این كار رنگ تقدس دیگرى به كار خود دادند و بعنوان یكى از پایه هاى قانونگذارى خود آنرا مستحكم نمودند.

اینها همه بعنوان قدرت نمایى بود تا نشان دهند با سابقه ى جهل مطلقى كه دارند اخیراً قادر به بدعتگزارى هستند و گویا چیزهایى از دین فهمیده اند و كم كم مشغول تكمیل مراحل آن هستند.

البته اسلام یك روز و دو روز نبود كه این جهل ظاهر نشود و این مقدس نمایى بر هم نریزد. در طول خلافت غاصبانه هر روز سؤالهاى دینى تازه اى پیش مى آمد و مسائل تازه اى مطرح مى شد كه ناآگاهى غاصبین نسبت به احكام دین روز بروز روشن تر مى گشت و آنچه درصددش بودند به طور معكوس ظهور مى كرد.

كتاب اسرار فدك: طرفدار نمودن مردم نسبت به خود

غاصبین با توجه به خونهاى ریخته شده در بدر و اُحد كه امیرالمؤمنین علیه السلام شجاع آن میدانها بود و همین مردم پدران و فامیل خود را به شمشیر على علیه السلام از دست داده بودند، توانستند نظر مردم را بر ضد آنحضرت تحریك كنند، و آنان را نسبت به هر چه به نفع آنحضرت تمام مى شود مخالف نمایند.

از سوى دیگر اخلاق جاهلى كه هنوز آثار آن در مردم باقى بود و گاهى سر از تعصبات بیجا و گاهى از فرهنگ پایین مردم درمى آورد، وسیله ى خوبى براى تحریك عواطف و ضمایر مردم بود. اینكه حقى به خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله اختصاص داشته باشد مسئله اى بود كه خیلى راحت مى شد مردم را بر ضد آن تحریك كرد.

اینكه ثروت بزرگى در اختیار فاطمه علیهاالسلام باشد مطلبى بود كه خوب مى شد از آن استفاده ى منفى برد. اینكه فدك مایه ى عظمت على و فاطمه علیهماالسلام باشد نقطه اى بود كه براحتى مى شد آنرا به رخ مردم كشید.

این مجموعه را غاصبین بخوبى درك مى كردند و از آن براى جمع مردم بر ضد خاندان رسالت استفاده مى كردند و انصافاً نتایج خوبى هم مى گرفتند. آنگاه كه ابوبكر از استدلال در مقابل مقام ولایت كبرى عاجز مى شد فوراً مسائل را بر عهده ى مردم مى گذاشت و مى گفت: این كار را مردم بر عهده ى من قرار دادند، و من خواسته ى آنان را اجرا كردم، و اكنون هم حاضرم مردم بین من و تو قضاوت كنند.

حضرت زهرا علیهاالسلام هم دقیقاً همین جهت را هدف سخنان خود قرار داد و فرمود: در جایى كه خدا حكم مخالف داشته باشد و مقام عصمت سخن بگوید، رضایت و اتفاق مردم ارزشى ندارد.

بدست آوردن منبع مالى براى اقدامات خود

از آنجا كه منبع مالى حكومت غاصب قوى نبود و از سوى دیگر جنگهایى تحت عنوان مرتدین مطرح شده بود، نیاز به یك درآمد كلان بخوبى احساس مى شد و فدك در این جهت یك منبع استثنایى بود. آنان بخوبى مى دانستند كه به چنگ آوردن این منبع مشكلات بزرگى را حل مى كند، و به همان اندازه كه گرفتن آن از اهل بیت علیهم السلام مهم است، بدست آوردن آن براى حكومت خود از آن مهمتر است. تا اینجا اجمالى از اهداف غاصبین در غصب فدك بیان شد و اینك ببینیم چرا اهل بیت علیهم السلام اینگونه مسئله را پى گیرى كردند.

اسرار پیگیرى اهل بیت در مسئله ى فدك

در مقابل نیتهایى كه غاصبین براى غصب فدك داشتند، امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام اهدافى متقابل به اضافه ى مقاصد مقدس دیگرى در نظر داشتند كه آنگونه برخورد كردند و استقامت نمودند.

در بین این اهداف فقط یكى به خود اهل بیت علیهم السلام مربوط مى شد و بقیه مقابله با دشمنان دین به صور مختلف بود تا از اجراى اهداف خود عاجز شوند.

كتاب اسرار فدك: دفاع از عصمت اهل بیت

آنچه به اهل بیت علیهم السلام مربوط مى شد ایستادگى در مقابل خدشه دار شدن عظمت مقام عصمت بود. در واقع غاصبین كه بدون محاكمه فدك را غصب كردند در درجه ى اول خواستند فاطمه علیهاالسلام را در تصرف فدك ناحق جلوه دهند و در مرحله دوم كار خود را حق به جانب نشان دهند و در مرحله ى سوم طلبكار هم باشند كه اصلاً از روز اول چرا فاطمه علیهاالسلام خودش فدك را تقدیم نكرده است!!!

آنچه بعنوان استدلالها و اتمام حجتها در مقابل غاصبین انجام گرفت كه مجموعه اى از آیات قرآن و كلمات پیامبر صلى الله علیه و آله و عرفیات مسلم اجتماعى و اخلاقى است، براى آن بود كه اگر سكوت مى كردند آینده ى تاریخ چنین قضاوت مى كرد كه نكند فاطمه علیهاالسلام هم به ناحق آنرا در تصرف داشته كه وقتى از او گرفتند هیچ نگفت؟!

بخصوص آنكه دشمن در پى سوژه اى بود كه این جهت را براى اهل بیت علیهم السلام ثابت كند.

لذا قبل از هر دلیلى، واضح ترین جهت در اقدام و استقامت آن دو معصوم در مسئله، اثبات حقانیت خود و پیشگیرى از اهداف خبیث غاصب بود تا قداست مقام عصمت به هیچ عنوان تحت سؤال نرود و براى همیشه تاریخ بدانند كه اموال دنیا- به هر بزرگى كه باشند- كوچكتر از آنند كه مقام شامخ معصوم را پایین بیاورند.

درجه ى رفیع عصمت كه به عرش مى ساید و از جانب خداوند است بمعناى صاحب اختیار كل جهان است و تصرف در تكوین و تشریع مطرح است. این مقام را كجا كه سبك مغزانى در صدد نسبتهاى پیش پا افتاده اى باشند كه از دهان و شكم تجاوز نمى كند؟!

با در نظر گرفتن این جهت اصلى كه به خود اهل بیت علیهم السلام مربوط مى شد مى پردازیم به جهاتى كه مربوط به دشمن بود و باید انجام مى شد.

معرفى مبغضین و اذیت كنندگان فاطمه سلام الله علیها

غاصبین و مردم واقعاً در پى قطعه زمینى بنام فدك نبودند، چرا كه زمین براى غصب كردن بسیار بود و لزومى نداشت از میان آن همه باغهاى حجاز كه در چهار سوى مدینه بود فقط سراغ فدك بیایند.

این اقدام ناجوانمردانه، فقط عیار حب و بغض را روشن كرد. وقتى گرفتن ملك فاطمه علیهاالسلام مطرح شد بسیارى از دلها از خوشحالى تپیدن گرفتند و قرار از كف دادند. آنگاه كه فهمیدند حضرت زهرا علیهاالسلام از این اقدام بشدت منزجر شده است بیشتر شتاب گرفتند و بغض خود را ظاهر كردند. آنگاه كه اذیت دختر پیامبر صلى الله علیه و آله به میان آمد جمعیت بیشترى جمع شدند، و آنگاه كه جسارتى عظیم به فاطمه علیهاالسلام صورت گرفت كسى لب باز نكرد.

این زمینه محك خوبى براى باز كردن سفره ى دلها بود تا معلوم شود مسئله بر سر قطعه زمینى نیست، بلكه این بغضهاى نهفته با خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله است كه چنین بروز كرده است. امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام هم با مقاومتشان خواستند هرچه بیشتر این باطن نهفته ى غاصبین و طرفدارانشان را روشن كنند. هرچه استقامت بیشتر مى شد بغض و اذیت اوج مى گرفت و نشان مى داد كه چند نفر در محبت فاطمه علیهاالسلام باقى مانده اند، چند نفر با دشمن او دشمن اند، و چند نفر دشمن او و طرفدار دشمن اویند و آماده اند تا كینه هاى كهنه را خالى كنند.

این بهترین نتیجه اى بود كه مى توانست براى نسلهاى آینده روزنه اى براى تحلیل صحیح وقایع باشد و چنین هم شد. امروز همه مى دانند كه دوست فاطمه علیهاالسلام فدك او را غصب نمى كند و قلب او را نمى آزارد و گریه ى او را بلند نمى كند و در كوچه او را مورد جسارت قرار نمى دهد، و براى قطعه زمینى این همه دختر پیامبر صلى الله علیه و آله را به مسجد و محاكمه نمى كشاند.

اكنون كه دشمن زهرا علیهاالسلام شناخته شد عضویت در هر دو جبهه اختیارى است. اینكه فاطمه علیهاالسلام به دشمنان خود اعلام كرد: «حتى یك كلمه با شما سخن نخواهم گفت تا نزد پیامبر صلى الله علیه و آله بروم و شكایت شما را نزد او ببرم» تا آخر روزگار خط فاطمه علیهاالسلام را براى شیعیان و طرفدارانش روشن كرد.

اعتراض و معرفى بدعت گزاران جاهل

از اهدافى كه بر عهده ى رهبران دین است معرفى بدعت گزاران و تبیین روش آنان است تا مردم گمراه نشوند. این بیان باید طورى صاحبان بدعت را معرفى كند كه هم ترفندهاى آنان شناخته شود و هم براى آیندگان راه روشنى ارائه شده باشد.

امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام در چندین مرحله اتمام حجت- كه شرح آن خواهد آمد- بخوبى مشت بدعت گزار را باز كردند كه هم با قرآن ضدیت مى نماید و هم گفته هاى پیامبر صلى الله علیه و آله را زیر پا مى گذارد و هم به آسانى به پیامبر صلى الله علیه و آله دروغ و افت را مى بندد و هم به ساده ترین مبانى قضاوت جاهل است و نمى داند از كه شاهد بخواهد و از چه كسى قَسَم طلب كند، و هم جهل مطلقى نسبت به همه ى جوانب دیگر بر مغز او حاكم است كه حتى قادر نیست باطل خود را نیك جلوه دهد!

پس از احتجاجات امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام، ابوبكر و عمر بطورى خلع سلاح شده بودند كه رسماً گفتند: «ما قادر به مخاصمه با شما نیستیم و جواب شما را نمى توانیم بدهیم، ولى باید (به زور!) آنچه ما مى گوئیم انجام شود». وقتى این اقرار را نمودند حقیقت تمام عیار جلوه كرد و بدعت گزار بخوبى معرفى شد و هدف حاصل گردید.

كتاب اسرار فدك: اثبات ضدیت غاصبین با دین خدا

فدك سبب خوبى شد براى معرفى باطن و خمیره ى اصلى غاصبین تا پایه ى كار بر همه روشن باشد.

هدف اصلى غاصب، محو اثر دین و طبعاً محو حافظین دین از صفحه ى اجتماع، و محو آثار و یادگارهاى یادآور دین و پیامبر صلى الله علیه و آله بود تا راه براى بازگشت سریع به جاهلیت باز باشد. وقتى مدافع دین نبود و آنگاه كه دین در اجتماع كم رنگ شد و آنچه یادآور و احیا كننده ى دین در اذهان است از انظار مردم پاك شد، براحتى مى توان مردم را به جاهلیت سوق داد و بدعتها را به جاى خالى دین جایگزین كرد. بدعتها چیزى جز همان مبانى جاهلى و اخلاق جاهلیت نیستند.

در مسئله ى فدك كه در ظاهر بعنوان غصب یك ملك شخصى بروز كرده بود، امیرالمؤمنین و حضرت زهراعلیهما السلام سعى وافرى نمودند تا این حقیقت را به مردم برسانند كه در سایه ى این مسئله ضربه هاى سهمگینى بر پیكر دین وارد مى شود و این مقدمه اى براى گامهاى بعدى خواهد بود.

مقابله با استناد كارها به اجتماع و اتفاق مردم

در دین خدا حكم و امر از آن خدا و نمایندگان اوست. مردم بعنوان مجموعه ى محترمى بنام اجتماع و جامعه مطرح هستند، ولى قدرت تشخیص حقایق و حكمتها در حد عقل ضعیف بشر نیست، و در این مورد انسانها بارها و بارها امتحان داده اند و خود نتیجه ى خسران آن را گرفته اند.

ابوبكر و عمر در چنین اقدام جسورانه، مستمسكى بعنوان اتفاق مردم را به میان آورده بودند، كه حضرت در چند جبهه با آن مقابله كرد و در پایان خودِ اجماع كنندگان را مورد خطاب قرارداد كه بر فرض قبول اتفاق، چه حق دارید كه بر سر باطل اتفاق كنید و چه كسى این اجازه را به شما داده است؟ اگر همه ى مردم روى زمین هم بر باطل اتفاق كنند به خدا ضررى نمى رسانند و حقیقت تغییر نخواهد كرد.

اضافه بر آنكه سوء استفاده ى غاصبین از حال روانى مردم و در نظر گرفتن سوابق آنان و استفاده از ترفندهاى اخلاقى و ارائه ى مظاهر تقوا و حاكم كردن زور در اجتماع براى حصول اجماع، همه باعث بوجود آمدن این حالت خاص شده بود، و با این اقدام حضرت همه ى این ترفندها بر ملا شد.

كتاب اسرار فدك: شكستن قدرت ظالم و مقابله با زور

نكته ى جالبى كه فطرتاً براى هر بشرى قابل درك است مقابله با ستم و اعلام نفرت از آن است. اگر فدك را ضمن یك خواهش و تقاضا از حضرت مطالبه مى كردند شاید شكل مسئله فرق مى كرد. اگر لااقل مجلس محاكمه اى تشكیل مى دادند باز صورت كار تغییر مى كرد.

اینكه براى تصرف ملكى كه تحت تصرف كسى است بدون طى مراحل قانونى و محاكمه و شنیدن دلیل مدعى و مدعى علیه، با استفاده از زور مأمورانى بروند و نماینده ى حضرت زهرا علیهاالسلام را از فدك بیرون كنند، حاكى از حكومت قلدرى و آغاز هرج و مرج در اجتماع است.

براى آنكه مردم بدانند اگر ابوبكر به خیال خود سخن حقى هم دارد باید به شكل قانونى مطرح كند و پس از استماع سخن طرفین وقتى حكم صادر شد عمل نماید، این اقدامات حضرت زهرا علیهاالسلام از نظر قوانین قضاوت بین المللى نیز آنان را محكوم كرد و هر بشرى با هر آئین و مذهبى مى تواند درباره ى مسئله ى فدك قضاوت كند و ببیند كه ساده ترین مسئله ى قضائى درباره ى آن رعایت نشده است!

ندادن شرایط مالى به غاصبین

مسئولیت كمك به ظالم از مسایلى است كه خداوند بر سر آن مردم را مؤاخذه مى نماید، چرا كه كوچكترین یارى و اعانت به ظالم شركت در ظلم اوست.

سكوت در مقابل غصب فدك یك وجهه اش كمك كلان مالى به غاصبین بود كه از طریقى بنام اسلام با مسلمانان مى جنگیدند و از سوى دیگر پایه هاى حكومت خود را محكم مى كردند و از سویى بازكردن راه براى ادامه بدعت گزاریها بود.

لذا مقابله ى حضرت، براى بیرون آوردن این اعانه ى مالى از دست حاكم غاصب بود تا سالهاى سال انحرافاتى كه پیش خواهد آمد از این تقویت روزهاى اول سرچشمه نگرفته باشد. اگر چه این مقابله ى حضرت در ظاهر اثرى نبخشید ولى صاحب اموال آخرین تلاش خود را براى بیرون آوردن آن از چنگ غاصب نمود و در پیشگاه الهى معذوریت خود را ثابت كرد.

در دست داشتن شرایط مالى مناسب

و قتى كسى مالى را غصب مى كند اكثراً مردم مالك را فراموش مى كنند و فقط در صدد آنند كه آیا متصرف جدید كار درستى كرد یا نه؟ در حالیكه هركس براى احیاى حقوق خویش قیام كند به طبیعى ترین حق خود اقدام كرده و هیچ خجالت و ملامتى هم ندارد.

اگر ما بگوئیم كسى اموال حضرت زهرا علیهاالسلام را به سرقت برده بود و حضرت براى بازگرداندن آن اقدام فرمودند این به معناى دنیا طلبى است؟! آیا اشخاصى كه به دنیا اعتنا ندارند باید گرسنه بمانند و دنیا پرستان هرگونه كه مایلند به چپاول بپردازند؟

حضرت زهرا علیهاالسلام مى فرماید: «این ملكى بود كه برایم عزیز بود چرا كه از جانب خداوند و بدست پیامبرش عطا شده بود، و این را براى فرزندانم نگاه داشته بودم كه آنان به مردم محتاج نباشند». آیا دفاع از چنین جنبه ى اقتصادى زندگى آن هم در مقابل كسى كه آنرا به زور گرفته، مشكلى دارد؟ و اصلاً جاى سؤال و اشكال است؟ گذشته از اینكه تا آن روز این اموال به مصرف فقرا مى رسید و دلهایى شاد مى شد كه اكنون باید با دست خالى از درِ خانه ى فاطمه علیهاالسلام باز گردند!

حضرت زهرا علیهاالسلام این اموال را در مصارفى خاص مصرف مى كرد و اینك باید ببیند در ضد آنچه خود مایل به صرف آن است خرج مى شود و او همچنان قادر بر دفاع از اموال خود نیست. آیا دفاع براى چنین ثروت حلالى از ساده ترین اقدامات هر بشر و هر مسلمان نیست؟

از همه جالب تر اینكه مسئله بر سر مبلغى اندك نبوده كه هركس از فاصله دور با خطاب و عتاب بگوید این ارزشى ندارد، گذشت كنید! چطور مصرف آن براى غاصبین شیرین است، و فقط باید به كام فاطمه علیهاالسلام تلخ شود؟ تا اینجا سعى شد اسرارى كه عیناً از كلام شخص امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام استفاده شده ارائه گردد و مسلماً جهاتى هست كه زمینه ى اجتماعى براى بیان آنها آماده نبوده است. به امید آن روز كه با ظهور حضرت بقیة اللَّه الاعظم عجل اللَّه تعالى فرجه و محاكمه ى غاصبین بدست یداللهى آن امام حاضر، حقایق و نهفته هاى دیگرى از فدك بر ما فاش شود.

تحلیل و خلاصه اى از خطابه ى حضرت زهرا سلام الله علیها

خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام كه براى نخستین بار در روزهاى آخر عمر آنحضرت ایراد شد، با توجه به بى سابقه بودن آن و حال بیمارى فاطمه علیهاالسلام پس از شهادت حضرت محسن علیه السلام و مجروح بودن حضرتش از ناحیه ى صورت و سینه و بازو، و بار غصه اى كه از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله و غصب حق امیرالمؤمنین علیه السلام و شهادت پسرش داشت، و غصب فدك كه اخیراً بر مصائب افزوده شده بود، و در كنار همه ى اینها بى توجهى مطلق مردم به تنها یادگار پیامبرشان و خاندانى كه باقیماندگان از نسل آنحضرت بودند.

تا حد تصمیم بر قتل آنان و به آتش كشیدن خانه ى ایشان، همه ى اینها فكر را متوجه اهمیت مطلب مى كند كه با آن شرایط جسمى و روحى و با در نظر گرفتن مردمى كه آنچنان جبهه گرفته بودند، چرا فاطمه زهرا علیهاالسلام این اقدام بى سابقه را انجام دادند و به مسجد آمدند و براى مردم سخن گفتند.

این سؤالى است كه در بخش چهارم كتاب تحت عنوان «اسرار غصب فدك» قسمتى از آن پاسخ داده شد، و در این بخش نیز جنبه هاى دیگرى از آن تبیین مى گردد.

تحلیلى از خطابه ى حضرت زهرا سلام الله علیها

دادگاه محاكمه ى غاصبین فدك، نه سخنرانى

مجلسى كه در مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله با حضور حضرت زهرا علیهاالسلام به همراه عده اى از زنان از یك سو، و در جمع مهاجرین و انصار و ابوبكر از سوى دیگر منعقد شده بود، نمى تواند بصورت یك خطابه و سخنرانى تلقى شود، بلكه دادگاه محاكمه ى غاصبان بود كه ناخواسته در آن حاضر شده بودند، و نتیجه ى فكرى آن تماماً به نفع صاحب فدك و بر ضرر غاصب آن تمام شد. آن مجلس بعنوان یك واقعه ى غیر عادى در اذهان و در صفحات كتب ثبت شد و براى قضاوت آینده ى تاریخ به ثبت رسید. مظلوم و ظالم سخن خود را گفتند و ضبط شد تا قاضیان تاریخ براحتى حكم كنند.

اگر فقط به صورت سخنرانى حضرت زهرا علیهاالسلام بود و ادعاهاى پوچ غاصبین معلوم نمى شد، قضاوت كنندگان گوشه هایى از ماجرا را نمى دانستند و ممكن بود به خود اجازه ى قضاوت ندهند. نگرش حضرت به آینده ى آن ماجرا در سرتاسر خطابه كاملاً مشهود است، و این از بركات مقام عصمت كبرى است.

سند قرآنى فدك در مقابل سند جعلى غاصبین

استناد حضرت زهرا علیهاالسلام به آیات شریفه ى قرآن و كلمات پیامبر صلى الله علیه و آله نیز از جنبه هاى شاخص خطبه است. در مقابل این آیات محكم و براهین مستدل، غاصبین تنها یك حدیث جعلى مطرح نمودند كه كسى جز خودشان و دو دخترشان مدعى و شاهد آن نبود، و این خود شدیدترین ضربه ى كارى بر پیكر گفتار و رفتار دشمن بود.

جالب تر از این، بیان و استدلالهاى دندان شكن حضرت بود كه مطلب را طورى واضح مى كرد كه باطل بودن سخن خصم براى همه روشن مى شد. چنین قدرت كلام چیزى بود كه دشمن از آن عاجز بود، و عملاً نشان مى داد كه مقاومت خود را از دست داده است. لذا در هر مرحله ادعایى را رها مى كرد و به شاخه ى دیگرى مى رفت و ادعاى جدیدى مطرح مى ساخت.

تقسیم حساب شده ى خطابه ى فدك

آنچه در خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام مشهود است حساب شده بودن كلمات و جملات و خطابها و مطالب است كه جز از مقام عصمت كبرى ساخته نیست. در ابتداى سخن بدون در نظر گرفتن مخاطب خاصى، حمد و ثناى الهى و ذكر پیامبر صلى الله علیه و آله را آغاز كردند، و یك دوره تاریخچه ى گذشته ى اسلام را بیان كردند.

مسلمانان را چند بار مورد خطاب قرار دادند و هر بار مطلب تازه اى از نقاط ضعفشان مطرح كردند. گاهى خطاب را متوجه انصار مى نمودند بدان دلیل كه غاصبین اصلى همگى از مهاجرین بودند، و گاهى همه را مورد خطاب قرار مى دادند، ولى مى بینیم مهاجرین غاصب را بخصوص مورد خطاب قرار ندادند.

خطاب حضرت در چند مورد با شخص ابوبكر است كه در واقع او را به محاكمه مى كشد و وادارش مى كند تا سخن بگوید و به ضعف خود و بى ارزشى دلیلش اقرار كند.

در موردى حضرت قبر پیامبر صلى الله علیه و آله را مورد خطاب قرار مى دهد و در حضور مسلمانان شكایت خود را از بى اعتنایى آنان به پیشگاه پدر عرضه مى دارد.

مطلب دقیق دیگر بیان سابقه ى حال مسلمینى است كه براى خود ادعایى داشتند و در فكرهاى تازه اى بودند. حضرت با تشریح سابقه ى نكبت بار فرهنگى و فقر و گرسنگى گذشته ى آنان، بخوبى متوجه شان كردند كه هر نعمتى دارند همه به بركت پیامبر صلى الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام است، و اگر آن دو بزرگوار و فداكارى هایشان نبود اكنون سفره ى آماده اى براى مردم گسترده نبود تا اینچنین افكارى در سر بپرورانند.

كتاب اسرار فدك: ابهّت فاطمى در مقابل ذلت نفاق

سیطره ى ابهّت فاطمه علیهاالسلام در آن مجلس، بعنوان مقام عصمت و دختر وحى، و سخنان بلندى كه از لسان آنحضرت ادا مى شد، دهان یاوه گویان را به كلى قفل كرده بود. از سوى دیگر منظره اى كه از آن عزیز پیامبر صلى الله علیه و آله در ذهنها مجسم شد و دیدند كه یاراى راه رفتن ندارد و آه از دل پر درد برمى آورد، چنان مردم را منقلب كرده بود كه همه اشك مى ریختند و مجال سخن براى آنحضرت نبود. یك آه فاطمه علیهاالسلام كافى بود تا مجلس دگرگون شود، و این برندگى آه، دل دشمن غاصب را مى لرزانید.

توبیخ و عتاب مردم از سوى حضرت زهرا علیهاالسلام نیز حالت عجیبى را حاكم كرده بود. در حالیكه ابوبكر در غصب فدك اجماع مردم را سند خود قرار مى داد، حضرت خطاب به مسلمانان و در حضورشان، آنان را روى آورندگان به باطل معرفى مى كرد و مى فرمود: «چرا به جنگ این امامان كفر برنمى خیزید»؟

نهیب فاطمه سلام الله علیها

اگر چه نهیب فاطمه علیهاالسلام در آن مردم اثر نكرد و نخواستند بفهمند كه سپاس آنهمه فداكارى، سوزاندن خانه و كاشانه ى پیامبر صلى الله علیه و آله پس از رحلت او نبود و دخترش را آزردن و مجروح كردن قدردانى از زحمات آنحضرت نبود، ولى… و لى نسلهاى روشنى بودند و هستند كه با قلبى حقیقت جو مى آیند و با شنیدن سخنان فاطمه علیهاالسلام لعنت و نفرت خود را از چنین بى انصافى مردم ابراز مى كنند و با ترسیمى از محاكمه ى دشمن بدست فاطمه علیهاالسلام اهمیت آنرا درك مى كنند و انزجار خود را از غاصب حق گُلِ وجود اعلام مى نمایند.

كتاب اسرار فدك: خلاصه اى از خطابه ى حضرت زهرا سلام الله علیها

ترسیم خلاصه اى از خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام و آنچه همراه و بعد از آن اتفاق افتاده بعنوان یك مجموعه ى واحد مى تواند آمادگى قبلى براى مطالعه ى دقیق متن آن را فراهم آورد و بخاطر سپردن اجمالى از واقعه تأثیر بسزایى از تحلیل و فهم آن خواهد داشت. در این بخش ضمن تلخیص مطالب، یك دوره كامل از خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام و ماجراهاى مقارن آن در 27 قسمت تقدیم شده است.

  1. حمد و ثنا و توحید: ابتدا حمد و ثنایى بلند نسبت به ساحت قدس پروردگار بر زبان جارى فرمودند كه در حال مصیبت حضرت حاكى از رضا به مقدرات پروردگار بود. سپس صفات حى متعال و اسرارى از خلقت ما سوى اللَّه و علت تكلیف انسانها را بیان كردند.
  2. ترسیمى از رسالت محمدى: در مرحله ى بعد رسالت پیامبر صلى الله علیه و آله را مطرح نمودند و ضمن بیان حال جهل و بت پرستى مردم هنگام بعثت حضرت، و حكمت بزرگى كه در رسالت آنحضرت بود، و اقدام مهمى كه بدست آنحضرت صورت گرفت، ترسیم كاملى از شخصیت آنحضرت نشان دادند، تا آنجا كه مطلب را به رحلت حضرتش رساندند.
  3. وظیفه ى مهم مسلمانان: بعنوان مقدمه اى بر مطلب اصلى، ابتدا خطاب به مسلمانان یادآور شدند كه بعنوان اولین مسلمانان حاملان پیام نبوت در سایه ى امامت به امتها و نسلهاى آینده اند.
  4. قرآن و عترت: یادآور شدند كه ما اهل بیت یادگارى از پیامبریم كه در میان شما به ودیعه گذارده شده ایم. همچنین مطالب مفصلى در توصیف قرآن و معارف آن ذكر نمودند و براى شناخت كامل قرآن اشاره كردند كه كتاب خداوند نزد ما و با ما است.
  5. اسرار احكام الهى و معرفى وسیله در بارگاه خداوند: بعد از آن بعنوان مقام عصمت كبرى، اسرارى از احكام فردى و اجتماعى اسلام را مطرح كردند و سفارش به تقوى نمودند. با بیان این مطالب گویا مى خواستند بگویند اگر دستورات الهى آن اثرات و نتایج را نداشته باشد نتیجه ى حقیقى از آن گرفته نشده است.

در نهایت این قسمت از سخن تصریح كردند كه اهل آسمان و زمین وسیله و واسطه اى براى اتصال با درگاه خداوندى مى جویند، و آن وسیله ما اهل بیت هستیم. ما خالصان بارگاه الهى و محل قدس او و وارثان انبیاء علیهم السلام هستیم.

  1. معرفى خود: براى ورود به مطلب اصلى ابتدا خود را معرفى نموده فرمودند:

«اى مردم بدانید من فاطمه ام و پدرم محمد است و افتخار پدرى پیامبر را احدى جز من ندارد و با توجه به این معرفى، گوش خود را باز كنید و ببینید چه مى گویم». با در نظر گرفتن اینكه همه ى مخاطبان، حضرت را مى شناختند این كلام بدان معنى بود كه اى مردم طورى رفتار مى كنید كه گویا مرا نمى شناسید. از خواب غفلت بیدار شوید كه من همان فاطمه ام كه پیامبر صلى الله علیه و آله درباره ى من آن سفارشات را مى فرمود.

سپس زحمات پیامبر صلى الله علیه و آله را یادآور شدند كه چگونه پرده هاى ظلمت و جهل را یكى پس از دیگرى كنار زد و صبح روشن اسلام را جلوه گر ساخت، و سابقه ى مردم را قبل از اسلام متذكر شدند و اینكه از چه شرایط جهل و فقرى به چه حالى رسیده اند.

  1. زحمات امیرالمؤمنین علیه السلام در تبلیغ اسلام: مسیر طبیعى سخن در اینجا منعطف به زحمات طاقت فرساى امیرالمؤمنین علیه السلام در ابلاغ و حفظ رسالت محمدى شد و دلسوزى حقیقى آنحضرت و فداكارى تمام عیار او براى دین خدا در زمانى كه مردم در چنان افكارى نبودند مطرح شد و حضرت به ذكر اصول مطالب اكتفا كردند.
  2. عقبگرد مردم به كمك منافقین و شیطان: براى آنكه حضرت مطلب اصلى را شروع كنند عقبگرد سریع مردم در فاصله ى چند روز از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله را مطرح كردند، و با بیان فصیح و بكار بردن كنایات ابلغ از تصریح، ضمایر و ظواهر مردم را به احسن وجه بیان كردند. ابتدا ریشه ى اصلى را كه نفاق و دوروئى و اسلام لسانى در اكثر مردم بود مطرح كردند، و سپس كمك آنرا كه شیطان و فرصت طلبى او از آمادگى روحى مردم است بیان كردند.
  3. سقوط در فتنه به بهانه هاى واهى: سپس حضرت زهرا علیهاالسلام تعجب خود را از چنین سرعتى در ارتداد و پشت پا زدن به دین كه هنوز پیامبرشان دفن نشده بود، و نیز از آوردن بهانه هاى بیجا براى عمل خود كه جلوگیرى از فتنه بود اعلام كردند و فرمودند: «شما به بهانه ى فرار از فتنه این اقدامات را انجام دادید در حالیكه خود این كارها ایجاد فتنه بود.

عجیب تر از آن را چنین بیان كردند كه نه تنها دین خدا را كنار گذاردید و قرآن و دستورات پیامبر صلى الله علیه و آله را نادیده گرفتید، بلكه بدست خود عمداً آتش بپا كردید و سعى در خاموش كردن نور خدا نمودید و ما را وادار به صبر كردید، همچون كسى كه بر بریدن چاقو و فرو رفتن نیزه در بدنش صبر كند»!

  1. توبیخ غاصبین فدك: اكنون وقت آن بود كه مسئله ى فدك مطرح شود. از آنجا كه خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام در حالى ایراد مى شد كه حضرت هر گونه اقدام ممكن را در باز پس گرفتن فدك به انجام رسانیده بودند و غاصبین هیچگونه عكس العمل مثبتى نشان نداده بودند و تمام سخن بر سر ارث بودن فدك و عدم ارث انبیا متمركز شده بود، لذا حضرت بدون مطرح كردن اعطایى بودن فدك و سایر مراحل ملكیت خود نسبت به آن از قبیل شهود و عصمت خود و غیره، فقط مسئله ى ارث را مطرح كردند و چند ضربه ى اعتقادى قوى به سكوت مردم و عمل غاصبین وارد كردند و چنین فرمودند:

«آیا با این كار در پى احكام زمان جاهلیت و كنار گذاردن رسمى اسلام هستید؟! اى مسلمانان، آیا باید ارث پدرم از من گرفته شود؟ اى پسر ابوقحافه آیا در قرآن است كه تو از پدرت ارث ببرى و من نبرم؟ این افترا است و جرأت بر پروردگار و عهدشكنى با پیامبر و كنار گذاردن قرآن است».

  1. استدلالهاى قرآنى درباره ى فدك: حضرت استدلال بر مسئله ى ارث را بصورت تمام عیار با استناد به قرآن و خواندن آیات ارث در حضور مهاجر وانصار چنین بیان فرمودند: «خداوند درباره ى انبیاء در قرآن ارث را مطرح كرده است و آیات ارث درباره ى عموم مردم نیز در قرآن صریح است. به چه دلیل من كه فاطمه دختر پیامبرتان هستم باید از این اصول كلى قرآن درباره ى ارث مستثنى باشم؟ آیا نسبت من و پدرم را انكار مى كنید؟! یا آیات قرآن مخصوص شماست و درباره ى پیامبر جارى نیست؟! یا من و پدرم دو مذهب جداگانه داشته ایم و لذا نمى توانیم از یكدیگر ارث ببریم؟! یا شما عموم و خصوص قرآن را بهتر از پدر من و پسر عمویم (على علیه السلام) مى دانید؟! اكنون كه حق را نادیده مى گیرید، سخن ما بماند تا روز قیامت خداوند بین ما حكم كند و پیامبر صلى الله علیه و آله به مخاصمه ى شما برخیزد».
  2. شكایت به پیامبر صلى الله علیه و آله: در اینجا حضرت خطاب خود را متوجه قبر مطهر پیامبر صلى الله علیه و آله نمودند، و اشعارى خواندند كه متضمن شكایت و تعجب از اقدامات مردمى بود كه چشم پیامبرشان را دور دیده اند و آنچه در حضور او نمى كردند بدون پروایى انجام مى دهند. حضرت در این كلمات از حضور در چنان وضعى آرزوى مرگ كردند.
  3. نصرت طلبى از انصار: سپس خطاب خود را متوجه انصار نمودند و با ذكر سوابق یارى آنان نسبت به پیامبر صلى الله علیه و آله تعجب شدید خود را از بى تفاوتى آنان درباره ى دختر پیامبرشان با آن سفارشات حضرت اظهار كردند و فرمودند: «چه زود این بى توجهى ظاهر شد و این در حالى است كه به راحتى مى توانید از من دفاع كنید و قدرت آن را هم دارید. آیا رحلت پیامبر را مهم تلقى نمى كنید؟ مصیبت بزرگ آن است كه با رفتن او حرمتش شكسته شود».
  4. خطاب به انصار و توبیخ آنان: سپس مسئله ى ارث را بار دیگر با انصار مطرح كردند و با كلمه ى تشجیع فرمودند:

«ایهاً بنى قیله، آیا شما ببینید و بشنوید و ارث مرا ببرند؟ حتى نزد شما آمدم و یارى خواستم باز هم جواب ندادید؟ شما سوابق عالى در دفاع از ما داشتید و دستورات ما را به خوبى عمل مى كردید. چطور شده كه یكباره روى ترس نشان داده اید»؟ در اینجا حضرت ضمن توبیخ آنان بخاطر سكوت در مقابل غاصبین فرمودند: «با سردمداران كفر به جنگ برخیزید كه اینان ایمان ندارند، شاید از این طریق از كار خود دست بردارند. چرا با كسانى كه پیمان خود را شكسته اند جنگ نمى كنید»؟

  1. كوتاهى عمدى مردم: حضرت براى آنكه اتمام حجت كامل باشد دو جهت را اشاره فرمودند:

یكى اینكه: «پیداست شما دین را كنار گذاشته اید و آن كسى كه مقدم بود دور كرده اید. بدانید كه اگر شما و همه ى مردم عالم كافر شوند به خداوند ضررى نمى رسانند و خدا از همه مستغنى است، و در این باره مى توانید حال امتهاى گذشته را ببینید».

دوم اینكه: «با علم به خوار كردن و مكر و حیله شما این سخنان را گفتم با این هدف كه از یك سو سخن دل را براى آنان كه واقعیت را نمى دانند گفته باشم و از سوى دیگر اتمام حجت كرده باشم. اكنون كه عار دنیا و غضب پروردگار و آتش دائمى را برخود خریده اید، هر چه مى خواهید انجام دهید. ولى بدانید كه خداوند شاهد است و عاقبت ظالمین معلوم است. من هم دختر همان پیامبرى هستم كه شما را از آتش جهنم مى ترسانید و بدانید كه نتیجه ى هر ذره اى از اعمالتان را خواهید دید».

  1. سوء استفاده ى ابوبكر از سكوت مردم: وقتى كلام حضرت به اینجا رسید و تأثیر شدیدى بر مردم گذارد، ابوبكر با مطرح كردن مطالبى كه بیشتر براى آرام كردن عواطف مردم بود در صدد جواب برآمد و با تصدیق حضرت در مطالب ذكر شده این مسئله را مطرح كرد:

«پدرت نسبت به مؤمنین مهربان بود، و او مقام پدرى تو را داشت و برادر پسر عمویت (على علیه السلام) بود و شما راهنماى ما به بهشت هستید و در كمال و صداقت تو نیز سخنى نیست. ولى من به خاطر گفته ى پیامبر كه «پیامبران ارث نمى گذارند» فدك را گرفته و در راه اسلحه و سپاه مسلمین مصرف مى كنم تا با كفار جنگ كنند، و این كار را با اتفاق نظر مسلمین انجام داده ام. اموال شخصى من در اختیار توست و ما هم در اموال تو دخالتى نداریم».

  1. جوابهاى دندان شكن درباره ى حدیث جعلى: حضرت زهرا علیهاالسلام با توجه به نیرنگهاى بكار رفته در سخن ابوبكر به مقابله آمده فرمودند:

«پدرم پیامبر، هیچگاه با قرآن مخالفت نمى كند. همگى بر مكر و حیله اجتماع كرده اید كه در زمان حیات آنحضرت هم نظایرش را داشتید». در اینجا بار دیگر موارد ارث انبیا علیهم السلام و نیز آیات ارث را از قرآن تلاوت كردند و صراحت آن آیات را بیان كردند و تصریح كردند كه این سخنان همه حیله گرى هاى بیجا براى زیر پا گذاردن حق است.

چرا كه اگر منظور این است كه خود نبوت قابل ارث بردن نیست، اینكه از واضحات است و غیر از نبوت همه چیز از انبیا قابل ارث است. و اگر در مقابل آیات صریح ارث، خداوند در جائى «فاطمه دختر محمد» را استثنا كرده مرا هم بدان راهنمایى كنید تا قانع شوم!

  1. عقب نشینى ابوبكر از حدیث جعلى: ابوبكر كه با سخنان حضرت زهرا علیهاالسلام از مطرح كردن حدیث جعلى خود پشیمان شده بود و ارزشى براى آن نمى دید، آخرین راه را آن دانست كه مسئله را بر عهده ى مسلمین بگذارد و ادعا كرد كه اصلاً دستور این اقدام از سوى مسلمین به من ابلاغ شد و من با توافق و اتفاق آنان دست به چنین كارى زدم و همه ى مسلمین هم بر این مطلب شاهدند.
  2. توبیخ به ظاهر مسلمانان: حضرت زهرا علیهاالسلام كه منتظر همین اقرار از ابوبكر و سكوت مردم بعنوان تصدیق سخن او بود، خطاب را متوجه مسلمین نمود و آنان را شدیداً مورد عتاب قرار داد كه چگونه به سرعت بسوى باطل مى روند و كار قبیح را نادیده مى گیرند. از آینده ى وحشتناك آن به مردم خبر دادند و اینكه خداوند نتیجه این اعمال را در همین دنیا بصورتى كه مردم انتظار نداشته باشند خواهد داد. و با این سخن كلام حضرت در مسجد پایان یافت.
  3. گریه ى مردم: تأثیر خطبه ى حضرت چنان عجیب بود كه زن و مرد به گریه در آمدند و مدینه به لرزه در آمد و صداها بلند شد و این تأثیر ابوبكر و عمر را به جستجو براى راههاى مقابله با مردم وادار كرد.
  4. نقشه هاى جدید غاصبین: ابوبكر و عمر در جلسه اى كه تشكیل دادند یكدیگر را در اشتباه نقشه هاى خود ملامت كردند. سپس به این نتیجه رسیدند كه گذشته ها را باید فراموش كرد و فكر امروز و فردا را نمود كه چگونه به راه خود ادامه دهیم.
  5. تهدید مردم از سوى ابوبكر: بار دیگر مردم براى اجتماع در مسجد دعوت شدند و ابوبكر ضمن سخنانى مردم را تهدید كرد كه چرا در پى هر سخنى و صاحب سخنى مى روید و بدان توجه مى كنید.

بعد متعرض امیرالمؤمنین علیه السلام شد و سخنان ناروایى درباره ى آنحضرت بر زبان راند و صریحاً گفت: «چرا زنان را براى احقاق حق مى فرستید»؟! در نهایت بار دیگر تهدید كرد كه اگر كسى متعرض این مسائل شود مورد عقاب قرار خواهد گرفت و هر كه سكوت كند در امان است.

  1. توبیخ مردم از سوى ام سلمه: ام سلمه كه از حجره ى خود شاهد سخنان ابوبكر بود، چند سخن مؤثر بر زبان آورد كه حقاً در خور تحسین بود. او با تعجب از اینكه به مثل فاطمه چنین سخنانى گفته مى شود در حالى كه در دامان انبیا بزرگ شده، گفت: «چگونه مى شود كه پیامبر صلى الله علیه و آله ارث را بر فاطمه حرام كرده ولى به او نگفته است؟ یا پیامبر صلى الله علیه و آله به او آموخته ولى او عمداً مخالفت كرده ارث را طلب مى كند؟! پیامبر صلى الله علیه و آله این برخورد شما را مى بیند و بزودى خواهید دانست».

نتیجه ى سخنان ام سلمه آن شد كه در آن سال سهم ام سلمه را از بیت المال قطع كردند.

  1. غدیر خم آخرین اتمام حجت: حضرت زهرا علیهاالسلام برخاستند و بسوى خانه كه در فاصله ى چند قدمى بود حركت كردند. شخصى به نام رافع در بین راه به حضرت عرض كرد: «اگر على بن ابى طالب قبل از بیعت ابوبكر مردم را متوجه مى كرد ما جز او را قبول نمى كردیم»!! پیدا بود كه این سخن ساختگى و بعنوان سوژه دادن بدست مردم بود. لذا حضرت با غضب به او فرمود: «دور شو كه خداوند بعد از غدیر خم براى احدى عذرى و دلیلى باقى نگذاشته است»!
  2. خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام: سپس حضرت به منزل بازگشتند در حالیكه امیرالمؤمنین علیه السلام منتظر آنحضرت بودند. وقتى وارد خانه شدند رو به امیرالمؤمنین علیه السلام مطالبى فرمودند كه نوعى درد دل و اظهار غصه براى آرامش بود، چه آنكه صاحب این مصیبت هر دو بودند. لذا ضمن چند جمله این مطلب را رساند كه چطور چنین دست خود را بسته اى و این پسر ابوقحافه حق مرا غصب مى كند؟ مى بینى كه چگونه به مخاصمه با من برخاسته و با من به تندى سخن مى گوید؟ مهاجرین و انصار هم بى تفاوتى نشان مى دهند و همگى حق فاطمه را نادیده گرفته اند.

چرا باید دختر پیامبر با سینه اى پر از غضب براى مردم سخن بگوید و باز بدون نتیجه به خانه باز گردد؟ تو نیز در شرائطى هستى كه نمى توانى از من دفاع كنى و بالاخره از هیچ راهى نمى توانم به حق خود دست یابم. اى كاش قبل از چنین روزى مرده بودم. من وظیفه ى خود در حمایت از تو را انجام دادم. پیداست كه این سخنان در واقع درد دل امیرالمؤمنین علیه السلام بود كه در كلام فاطمه علیهاالسلام بروز مى كرد. و هر دو براى یكدیگر سخن از غصه ها مى گفتند.

  1. كلام تسلّى بخش امیرالمؤمنین علیه السلام: امیرالمؤمنین علیه السلام براى آرامش فاطمه علیهاالسلام كه در واقع روح على علیه السلام بود به آنحضرت تسلّى داد و آه دل خود را بیان كرد كه من نیز آنچه قدرت دارم كوتاهى نمى كنم و بعد از انجام وظیفه آنچه پیش آید باید صبر كرد و به حساب خداوند قرار داد. حضرت زهرا علیهاالسلام هم فرمود: به حساب خداوند مى گذارم و آرام گرفت.
  2. خطاب به زنان عیادت كننده: پس از بازگشت حضرت زهرا علیهاالسلام عده اى از زنان بعنوان عیادت نزد حضرت آمدند و گفتند: اى دختر پیامبر، حالتان چگونه است؟ حضرت تنفر خود را از چنین مسلمانانى اعلام داشتند و صراحتاً فرمودند كه اكنون چه وقت عیادت است كه دیگر از مردان شما و با شما بودن متنفرم و راه بازگشت نیست؟

امتحان عجیبى دادید و چه زود باطنِ دلِ بر باطل دوخته ى خود را معرفى كردید. سپس نفرین بر آنان فرستادند و نشان ننگ و بى آبروئى را بر پیشانى آنان زدند، و آینده اى ظلمانى كه خود و نسلهاى آینده شان خون تازه و سم كشنده از آن در روح و جانشان بریزند و غلبه ى متجاوزین و هرج و مرج دائمى را به آنان بشارت دادند و بر حال نسلهاى مسلمین افسوس خوردند.

در اینجا خلاصه اى از خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام به پایان رسید، و متن كامل و ترجمه ى فارسى آن در بخشهاى هفتم و هشتم این كتاب خواهد آمد. بخاطر سپردن این مجموعه ى مختصر مى تواند بنوعى حضور در آن مجلس تلقى گردد، و تجدید عهدى با روزهاى پر تلاطم مظلومیت امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماالسلام باشد.

جمع بندى و تلخیص دلیلهاى حضرت زهرا در مقابل غاصب فدك

در مسئله ى فدك كه یك محاكمه ى تمام عیار مطرح شده بود استدلالهاى مفصل و همه جانبه اى از سوى حضرت زهرا علیهاالسلام مطرح شد و بقدرى دقیق عمل شد كه تا آخر روزگار، هر كس آنها را بشنود و در صدد قضاوت باشد بتواند حقیقت را دریابد.

كتاب اسرار فدك: قضاوت جهانى

نكته ى بسیار ظریف در این دلیلها و اتمام حجتها این بود كه با توجه به قاضیان مختلفى كه در طول تاریخ در مورد این ماجرا نظر خواهند داد هم جنبه ى دینى و هم جهت قانونى و هم جنبه ى اخلاقى و وجدانى را مطرح كردند و هر یك را جداگانه در معرض قضاوت جهانیان قرار دادند.

به این معنى كه اگر مخاطبان و حاضران این دادگاه، مسلمانان معتقد به گفتار پیامبرشان هستند و مبانى اعتقادى صحیح دارند استدلالهاى خاص مبتنى بر اعتقادات را مورد توجه قرار دهند و محكومیت خصم را ببینند، و اگر اصول قضاوت اسلامى را كه تقریباً بین اقوام و ملل جهان مشابه است قبول دارند باز محكومیت خصم را ببینند اگر چه در اعتقاد شیعه نباشند و یا حتى مسلمان نباشند.

در درجه ى نهایى اگر فقط پایبند به مبانى اخلاقى هستند و لا اقل وجدان بیدارى در وجودشان نهفته است باز محكومیت خصم را ببینند و حكم كنند كه آنچه درباره ى فدك انجام شد از نظر مراعات انصاف و مروّت و عواطف اجتماعى كه در تمام ملل مورد قبول است خلاف مبانى انسانیت است و در حدى است كه هر بشرى براحتى مى تواند آن را محكوم كند.

تنظیم و دسته بندى احتجاجات

با توجه به اینكه در حین صحبت، تقدیم و تأخیر مطالب به اقتضاى مجلس و حالت روحى حاكم بر آن تنظیم مى شود، جنبه هاى اعتقادى، قانونى و اخلاقى در كلام حضرت بطور جداگانه ذكر نشده است، بلكه به مناسبتى كه ذكر هر مطلبى لزوم داشته آنرا مطرح مى فرموده اند.

از سوى دیگر همه ى این مطالب در یك مجلس ذكر نشده است، چرا كه حضرت چندین مرحله براى فدك به مخاصمه رفتند و هر یك از نظر شرایط حالت خاصى داشت. یك مورد مجلس عمومى و در حضور مردم است، و موردى دیگر فقط با حضور ابوبكر و عمر و اصحاب خاصشان است، و گاهى دیگر ابوبكر یا عمر هر یك به تنهایى هستند، و زمانى دیگر فقط مردم هستند. آنچه در این قسمت انجام شده، تفكیك و دسته بندى مطالب است تا توانسته باشیم دوره ى كاملى از استدلالهاى حضرت زهرا علیهاالسلام در مسئله ى فدك را تقدیم نماییم و شیعه ى آنحضرت بتواند یكدوره ى جمع بندى شده از آن را بخاطر بسپارد و هر كس مى خواهد درباره ى فدك قضاوت كند همه ى مطالب را در نظر داشته باشد.

كتاب اسرار فدك: استدلالهاى اعتقادى

آن روز كه پیامبر خدا صلى الله علیه و آله از دنیا رفت اعتقادى براى مردم به یادگار گذاشت كه همه باید به آن معتقد مى شدند و اسلام یك معنى بیشتر نداشت و آن هم دینى بود كه ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام جزء لاینفك آن تلقى شود. هیچ اختلافى بین مسلمین نبود و در خانه ى اهل بیت هنوز سوزانده نشده بود. با حمله به خانه ى وحى پس از رحلت

آنحضرت، مردم دو دسته شدند. عده اى بیرون درِ خانه جزء حمله كنندگان بودند و عده اى داخل خانه مدافع على بن ابى طالب علیه السلام ماندند، و این نمود عملى لازمه ى یك اعتقاد باطنى نسبت به اهل بیت علیهم السلام بود.

حضرت زهرا علیهاالسلام با توجه به این شكاف اعتقادى مردم را در خطاب خود، دو دسته كردند. یكى آنانكه بر اعتقادات تبیین شده از سوى پیامبر صلى الله علیه و آله پا بر جا هستند و دیگر كسانى كه از آنها دست كشیده و مرتد شده اند و دین جدیدى كه مقام عصمت هیچ نقشى در آن ندارد اختیار كرده اند. آنچه در این قسمت ذكر مى شود محكوم كردن مردم از جهات اعتقادى و اقرار گرفتن از آنان در دست برداشتن از مبانى اصیل اعتقادى است.

آنچه در مواضع مختلف كلام حضرت در این باره آمده چنین است:

فاطمة سیدة نساء اهل الجنّة

حضرت ابتدا بالاترین فضیلت خود را مطرح كردند كه پیامبر صلى الله علیه و آله فرموده است: «فاطمه سیده ى زنان اهل بهشت است». این مطلب به معناى آن است كه حضرت زهرا علیهاالسلام جزء چند نفرى است كه در اولین مرتبه ى خلقت قرار دارند و در بهشت كه نتیجه ى خوبیها در دنیاست فاطمه علیهاالسلام سیده ى زنان است.

پس از مطرح كردن این مطلب فرمودند: وقتى سیده ى بانوان بهشت مى گوید «فدك از آن من است» احتمال این وجود دارد كه راست نگوید؟! اگر سخن كسى را كه در مرتبه ى اول عالم وجود است نپذیریم و از او شاهد بخواهیم در واقع او را بعنوان سیده ى زنان بهشت قبول نداریم. و كسى اگر واقعاً از این اعتقاد خود دست برداشته خود را معرفى مى كند. و اگر بنا باشد ما از چنین شخصیتى شاهد بخواهیم، پس چگونه در بالاتر از اینها كه معارف دینى مان است بر او اعتماد كنیم؟

انما یرید اللَّه لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیراً

حضرت با مطرح كردن آیه ى تطهیر مقام دیگرى كه خداوند مخصوص ایشان قرار داده بیان كردند كه آیا آیه ى تطهیر دلالت بر عصمت مطلق نمى كند؟ آیا این آیه ى صریح قرآن نیست؟ آیا این آیه درباره ى ما نازل نشده است؟ اگر این سه سؤال را پاسخ مثبت مى دهید و با اقرار به عصمت ما باز هم سخن ما را قبول نمى كنید، پس چه ارزشى براى این آیه مى ماند.

كتاب اسرار فدك: رد سخن معصوم كفر است

در مرحله ى بعد حضرت با استفاده از آیه ى تطهیر فرمودند: اگر شما سخن ما را قبول نكنید و از ما شاهد بخواهید در واقع شهادت خدا را رد كرده اید و در پى شهادت مردم هستید و شكى نیست كه رد سخن خدا مساوى با كفر است.

اگر بنا باشد كه ارزش «عصمت» به اندازه ى قبول سخنى درباره ى قطعه زمینى هم مؤثر نباشد، پس تكلیف معارف دین كه با ضمانت عصمت از سوى پروردگار به ما مى رسد چه مى شود؟ پیداست كه اعتقاد به آیه تطهیر محل اشكال واقع شده و گرنه مجرد اعتقاد به عصمت نیاز به هیچ دلیل دیگرى ندارد. هر سخنى از لسان معصوم در هر موضوعى صادر شود حجت تمام عیار است و هیچكس حق ندارد در آن كوچكترین شكى پیدا كند. بنابر این در مقابل سخن فاطمه علیهاالسلام قرار گرفتن مساوى با كفر و ارتداد است و این صریح كلام خود آنحضرت است.

پذیرفتن سخن بر علیه معصوم كفر است

حضرت زهرا علیهاالسلام براى آنكه آخرین مرحله ى سخن را بیان كنند از آنان چنین اقرار گرفتند كه اگر كسى بر علیه من شهادتى ناروا دهد آیا بر من حد جارى مى كنید؟ دشمن ناشیانه جواب مثبت داد، و حضرت فوراً فرمود: بنابر این كافر مى شوى، زیرا شهادت

خداوند به طهارت و عصمت اهل بیت علیهم السلام را رد كرده اى و شهادت مخلوق را پذیرفته اى. اكنون هم كه شهادت عایشه و حفصه و مالك بن اوس بن حدثان را بر علیه من قبول مى كنى و گفته مرا رد مى كنى كافر شده اى و سخن خدا را نپذیرفته اى.

كتاب اسرار فدك: مخالفت صریح و عمدى با قرآن

یكى از اوّلین اعتقادات هر مسلمان احترام لسانى و عملى نسبت به قرآن و قبول سندیت آن بعنوان كلام خداوند و قانون نامه ى دائمى اسلام است. حضرت زهرا علیهاالسلام از زبان خود غاصبین اقرار گرفتند كه عمداً با صریح چند آیه ى قرآن مخالفت كرده اند كه عبارتند از: آیه ى ذاالقربى، آیه تطهیر، آیات ارث و آیات ارث انبیا علیهم السلام. و این ضدّیت با قرآن و نادیده گرفتن معتبرترین یادگار پیامبر صلى الله علیه و آله است كه چیزى جز كفر و ارتداد نمى تواند تلقّى شود.

مخالفت صریح و عمدى با پیامبر

از نظر همه ى مسلمین ارزش والاى پیامبر صلى الله علیه و آله بعنوان اوّل شخص عالم وجود، جزء معتقدات قطعى است. گفتار و رفتار پیامبر صلى الله علیه و آله هم مستند به وحى است و مقام «و لاینطق عن الهوى، ان هو الّا وحى یوحى» را دارد. در مسئله ى فدك در چند نقطه ى واضح سخن پیامبر صلى الله علیه و آله مورد مخالفت صریح قرار گرفت:

یكى غصب اعطایى پیامبر صلى الله علیه و آله به فاطمه علیهاالسلام بود كه طى ماجراى مفصلى انجام شد و همه ى مردم متوجه آن شدند و كسى بى اطلاع نماند. غصب فدك در واقع زیر پا گذاشتن عمل پیامبر صلى الله علیه و آله بصورت وقیحانه اى بود كه با اعتقاد مسلمانى ناسازگار است. همچنین بى اعتنایى به سخن آنحضرت كه فرموده بود: «فاطمة سیدة نساء اهل الجنة» و نیز «ام ایمن امرأة من اهل الجنة» از نمونه هاى زیر پا گذاشتن اعتقادات اصیل یك مسلمان نسبت به پیامبرش است.

شما عام و خاص قرآن را بهتر از پیامبر و على مى دانید؟

از آنجا كه در تشخیص معارف دین مقام اوّل را پیامبر صلى الله علیه و آله و باب مدینه ى علم او یعنى امیرالمؤمنین علیه السلام داشتند، فرضاً اگر مردم واقعاً درباره ى مسئله ى فدك شكى دارند و ابهامى برایشان پیش آمده گفتار و عمل پیامبر صلى الله علیه و آله و حضور امیرالمؤمنین علیه السلام در ماجراى اعطاى فدك و نیز غصب آن بهترین وسیله براى رفع هر ابهامى است. آیا در جایى كه عالِم امّت حضور دارد جایى براى عرض اندام جاهلین مى ماند؟

آیا عام و خاص قرآن را كسى از پیامبر صلى الله علیه و آله بهتر تشخیص مى دهد؟ آیا ابوبكر و عمر مطالبى از قرآن را فهمیده اند كه دو مقام اول علم در دین ما نفهمیدند؟ آیا سابقه ى ابوبكر و عمر كوچكترین نشانى از علم دارد؟ آیا به اقرار خود او زنان پشت پرده از او عالمتر نیستند؟

كتاب اسرار فدك: اجماع امت ارزش دینى ندارد

از آنجا كه غاصبین مجبور بودند رسماً ارتباط خود را با قرآن و حدیث قطع كنند جاى خالى آن را با اجماع پر كردند تا هرگاه احتیاج به بدعت یا حق كشى داشتند با به میان آوردن اتفاق مردم مسئله را تمام كنند، و این مطلبى بود كه ابوبكر رسماً در غصب فدك آن را مطرح كرد و گفت كه آنچه درباره ى فدك انجام داده ام با توافق و اتفاق مسلمین بوده و در واقع خواسته ى آنان را اجرا كرده ام.

حضرت زهرا علیهاالسلام رسماً اعلام كردند كه خداوند نمایندگان خود را فرستاده تا مردم از پیش خود كارى نكنند و اجماع هیچ ارزشى ندارد. جایى كه خدا به كارى راضى نیست اگر همه مردم عالم هم راضى باشند ارزشى ندارد، و جایى كه خداوند به كارى راضى باشد مخالفت همه ى مردم عالم هیچ ارزشى ندارد. تا اینجا مبانى اعتقادى مردم بود كه حضرت زهرا علیهاالسلام آنها را مورد سؤال قرار داد و اقرار گرفت كه به مخالفت صریح با گذشته ى عقیدتى خود پرداخته اند و در عبارتى مختصر از دین خود برگشته اند.

استدلالهاى قانونى

اكنون نوبت اتمام حجت از جهات حقوقى ماجراست كه هم در اسلام قوانین خاصى براى آن وضع شده و هم از نظر عموم ملل معیارهاى مشابهى دارد. در این جهت حضرت بقدرى ظریف عمل كردند كه یك قاضى بلند مرتبه باید درسهاى قضاوت را از این گفتار و عمل حضرت استخراج كند، و ثابت شود كه غاصبین فدك حتى آگاهى از قواعد یك قضاوت ساده را نداشتند. جهات خلاف قانون كه در مسئله ى غصب فدك اعمال شده از قرار زیر است كه همه از صریح كلام آنحضرت استخراج شده است:

تصرف فعلى دلیل ملك

یكى از قواعد حقوقى بین المللى این است كه هر چه در دست كسى و تحت تصرف او باشد ملك او تلقى مى شود و براى اثبات مالكیت خود بر آن احتیاج به هیچ شاهد و دلیلى ندارد.

حضرت با اشاره به اینكه فدك در مرآى و منظر همه طى چهار سال تحت تصرف من بود و درآمد آن را به مصارف لازم مى رساندم، فرمودند: آیا این تصرف مالكانه احتیاج به شاهد دارد؟ آیا همین براى اثبات ملكیت من كافى نیست؟

كتاب اسرار فدك: غصب قبل از محاكمه

و قتى درباره ى ملكى یا هر چیزى اختلاف در ملكیت باشد و توافقى در بین صورت نگیرد تنها راه حل قانونى، مطرح كردن دادگاهى آن است تا پس از ارائه ى دلیلهاى طرفین، قاضى حكم كند و طبق حكم او شیئ مورد اختلاف به یكى از طرفین

داده شود. خود اینكه بدون محاكمه كسى خود را حق بداند و با اتكا به زور آنرا به تصرف خویش درآورد از نظر اسلام و همه ى ملل باطل است.

بر فرض اینكه فدك یك مورد اختلاف بین دو نفر است، باید دادگاهى مطرح شود و طرفین دلیل خود را بگویند و حكم صادر شود و طبق ضمانت قانون از تصرف كسى خارج و تحت تصرف دیگرى قرار گیرد، نه اینكه بدون اعلان قبلى و با استفاده از زور مأمورانى اعزام شوند و در یك چشم بر هم زدن نماینده ى حضرت زهرا علیهاالسلام را از آنجا بیرون كنند و امور را تحت تصرف خود درآورند. این از محكوم ترین نوع برخورد در یك مسئله ى قضایى است.

مدعى شاهد بیاورد

نقطه ى ضرورى از قضاوت اسلام این است كه «مدّعى باید شاهد بیاورد نه مدّعى علیه». حضرت زهرا علیهاالسلام فدك را متصرف بودند، و این غاصبین یا همه ى مردم بودند كه بر علیه آنحضرت ادعا داشتند. ابوبكر و عمر از حضرت شاهد بر ملكیت فدك مى خواستند در حالیكه باید شاهد را از مدّعیان بخواهند نه كسى كه بر علیه او ادعا مى شود.

مدّعى علیه قسم مى خورد

نقطه ى دیگر در قضاوت اسلام این است كه در مورد دعوى اگر مدعى از آوردن شاهد عاجز بود كافى است طرف مقابل نسبت به انكار ادعاى مدعى قسم یاد كند. ابوبكر و عمر بر فرض اینكه خود و همدستانشان قادر به آوردن شاهد بر علیه آنحضرت نبودند، اكنون نوبت آن بود كه حضرت قسم یاد كنند تا هر گونه اختلافى رفع شود ولى آنان هرگز به این مطلب حاضر نشدند.

اتهام صاحب ید جرم است

این كه هر كس از جا برخیزد و نسبت به ملك دیگرى ادعایى مطرح نماید بدون آنكه مدرك معتبرى در دست داشته باشد خود جرم است، چرا كه شخصیت مدعى علیه را در نظر مردم زیر سؤال مى برد.

یكى از مطالبى كه صریحاً در مورد فدك مطرح شد این بود كه ابوبكر و عمر حق نداشتند در موردى كه حضرت ملكى را در تصرف داشتند او را متهم كنند كه گویا تصرف تو جایز نیست و كار خلاف انجام مى دهى! همین اتهام و مطرح كردن مسئله از نظر قانونى جرم است و به این جرم حضرت تصریح كردند.

فدك اعطایى است و اِرث نیست

غاصبین براى آنكه ملكیت را زیر سؤال ببرند مطرح كردند كه فدك ارث پیامبر صلى الله علیه و آله است كه به حضرت رسیده است. حضرت فرمود: اصلاً فدك اعطایى پیامبر صلى الله علیه و آله به من است كه چهار سال قبل به من بخشیده و من آنرا تصرف كرده ام و ربطى به ارث ندارد تا مراحل قانونى ارث را طى كند.

كتاب اسرار فدك: سند اعطایى بودن فدك

ارائه ى سندى كه به امر پیامبر صلى الله علیه و آله و بدست امیرالمؤمنین علیه السلام درباره ى اینكه فدك را پیامبر صلى الله علیه و آله به فاطمه علیهاالسلام بخشیده است، مى توانست محل فیصله ى دعوى باشد، چرا كه سند را براى چنین روزى تنظیم مى كنند. ولى غاصبین به این جنبه ى حقوقى كه در تمام ملل جهان معتبر است كوچكترین اعتنایى نكردند، و خدا را شكر كه آنرا هم پاره كردند!

شاهد بر اعطایى بودن فدك

چون سخن خود حضرت و نیز سند ارائه شده مورد قبول واقع نشد، براى آنكه خصم از هر جهت محكوم باشد، حضرت شاهد درخواست شده از سوى غاصبین را هم حاضر كردند. امیرالمؤمنین علیه السلام و ام ایمن بعنوان شاهد، آیه ذا القربى بعنوان مدرك و سابقه ى مطلب و حضور مردم طى چهار سال تصرف حضرت، ادله ى كافى براى مطلب بودند كه پذیرفته نشدند.

همه از پدرانشان ارث مى برند

با فرض اینكه غاصبین نخواستند اعطایى بودن فدك را بپذیرند و آنرا ارث حساب كردند، حضرت فرمود: طبق قانون صریح اسلام و قواعد تعیین شده براى ارث، همه ى فرزندان از پدرانشان ارث مى بردند و من هم یكى از مردم هستم. چرا درباره ى ارث من مانع مى شوید؟

آیا در نسبت من با پدرم تردید دارید؟!

سؤال اول این بود كه مانع از ارث بودن من از پدرم چه مى تواند باشد؟ آیا در نسبت دخترى و پدرى بین من و پدرم شك دارید كه چنین مسئله اى را مطرح مى كنید؟!

آیا دین من و پدرم از هم جداست؟!

دلیل دیگرى كه مى تواند مانع ارث شود آنست كه فرزند مسلمان نباشد. حضرت براى آنكه بى شرمى مردم را نشان دهد فرمود: آیا من بر دین پدرم نیستم كه در ارث بردن من از او شك مى كنید؟!

آیا در جایى پیامبر یا فاطمه استثنا شده است؟

حضرت در آخرین مرحله پرسیدند كه از این آیات ارث كه در قرآن مطرح است آیا در جایى من یا پدرم مورد استثنا قرار گرفته ایم؟ اگر چنین است ما را هم راهنمایى كنید تا بدانیم!

النبى لایورث حدیث جعلى است

با مطرح شدن حدیث ساختگى «پیامبر ارث نمى گذارد»، حضرت در پاسخ فرمود: این دروغى است كه در اسلام آورده اید. مطلب به این بزرگى را احدى از اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله از آنحضرت نشنیده و فقط این عایشه و حفصه و یك عرب بیابانى شنیده اند؟!

النبى لا یورث مخالف قرآن است!

از سوى دیگر پیامبر صلى الله علیه و آله مخالف قرآن سخن نمى گوید. خداوند در قرآن صریحاً ارث بردن و ارث گذاشتن انبیاء علیهم السلام را مطرح كرده است. چطور مى شود كه پیامبر صلى الله علیه و آله مطلبى بر خلاف قرآن بفرماید.

بدین صورت حضرت از تمام جوانب قانونى راه را بر مجرم بستند و جهات حقوقى كاملى در این دادگاه در پرونده ى فدك گذاشتند كه تا روز قیامت هر كس با هر دین و مذهبى و از هر قوم و ملتى آنرا باز كند بتواند به راحتى درباره ى آن قضاوت كند.

كتاب اسرار فدك: استدلالهاى اخلاقى- وجدانى

با توجه به اینكه غاصبین و طرفدارانشان از قبل تصمیم خود را گرفته بودند و بنا نبود سخن حقى كه به استناد اعتقاد یا قانون مطرح مى شود پذیرفته شود، لذا حضرت در كنار دو جنبه ى عقیدتى و حقوقى كه درباره ى فدك مطرح مى كردند، با استفاده از ضربه هاى اخلاقى و وجدانى كه بنام انسانیت هر بشرى خود را بدان مقید مى داند، به مردم نهیب مى زدند. شاید از این طریق فطرتهاى نهفته اى بروز كند و حقّ پایمال شده را احیا كند، و شاید وجدانى بیدار گردد و متوجه حقیقت شود.

جهاتى كه در این باره حضرت مطرح كردند در سه جنبه خلاصه مى شود: مراعات مالى محترمانه. دفاع از عزیزان هر قوم. ترس از عاقبت ظلم.

مراعات مالى محترمانه

در این مورد حضرت مى خواستند مردم را متوجه كنند كه هر قومى نسبت به بزرگان خود در مسایل مالى دریغ نمى كنند و در حد امكان آنچه دارند در طَبَق اخلاص تقدیم او مى كنند. آیا دختر پیامبرتان بعنوان یادگار پیامبر صلى الله علیه و آله چیزى از شما خواسته است؟ آیا شما به دست خود چیزى به او تقدیم كرده اید؟

اگر چنین نیست، آیا قباحت ندارد كه اهل ملل و مذاهب مختلف بشنوند كه مسلمانان به مجرد رحلت پیامبرشان حمله كردند و مختصر اموالى كه ملك شخصى دختر پیامبرشان بود از او گرفتند؟ آیا از گرسنگى مى مردند كه مجبور به گرفتن این ملك شوند؟ آیا جاى آن نبود كه به احترام عزیز پیامبر صلى الله علیه و آله مجّانى در فدك كار كنند و باغهاى آنرا آبادتر كنند و از این طریق افتخارى براى خود كسب كنند؟

مطالبى كه حضرت در این باره مطرح فرمودند چنین است:

المرء یحفظ فى ولده بعده

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «فرزندان هر كس بعد از رحلت او باید مورد ملاحظه و توجه مردم باشند و احترام آنان حفظ شود». حضرت با اشاره به این مطلب فرمودند: شما مى دانید جز این یادگار پیامبر صلى الله علیه و آله چیزى در دست ما نیست. آیا واقعاً مراعات فرزندان هر كس بعد از رحلت او چنین است؟!

فدك براى نسل زهرا سلام الله علیها

پیامبر صلى الله علیه وآله هنگام تحویل فدك به حضرت زهرا علیهاالسلام تصریح كردند كه این را براى

فرزندان و نسل تو مى دهم كه به مردم احتیاج نداشته باشند بخصوص به مردمى كه اینچنین نسبت به اهل بیت پیامبرشان اظهار محبت كردند!! وقتى فدك غصب شد حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: شما خوب مى دانید كه این فدك را پدرم براى فرزندانم به من بخشیده بود، و گویا تحمل دیدن آسایش خود و فرزندانم را ندارید؟

اگر فدك ملك تو بود…!

حضرت در خطابى به ابوبكر فرمودند: اگر این فدك ملك تو بود و من آنرا از تو طلب مى كردم بر تو لازم بود كه آنرا به من بدهى! اكنون كه ملك من است مى خواهى از من بگیرى؟!

كتاب اسرار فدك: فقط فدك را داشتیم!

در مواردى امیرالمؤمنین علیه السلام به این مطلب اشاره كرده اند كه مگر ما چند مورد ملك و مال دنیا داشتیم كه شما این یكى را غصب كردید تا بقیه براى ما بماند؟! آیا این زشت نیست كه در زیر آسمان فقط یك فدك از آن ما بود، و گویا چشمان بخیل شما همگى به آن دوخته بود كه آنرا هم از ما بگیرید و خیالتان راحت شود؟!

دفاع از عزیزان هر قوم

بین هر قوم و ملتى احترام به عزیزانشان كه مورد توجه عمومى هستند الزامى است و اگر كسى كوچكترین اهانتى به آن مقام نماید همه خود را موظف به دفاع مى دانند. تعجب حضرت زهرا علیهاالسلام از این همه قدردانى و احترام نسبت به تنها یادگار پیامبر و عزیزترین مردم نزد آنحضرت بود كه واقعاً چه محبتى مى كردند و چگونه دریاهاى عطوفت خود را نسبت به او نشان مى دادند!!! مطالبى كه در این باره حضرت فرموده اند چنین است:

بى اعتنایى فوق العاده

در حالیكه حوادث خونبار یكى پس از دیگرى براى خاندان رسالت پیش مى آمد و هر روز مصیبت تازه اى بدست غاصبان براى عزیز رسالت بپا مى شد، مردم به گونه اى مهر سكوت بر لب زده بودند و بى اعتنایى مى نمودند كه گویى كار مهمى واقع نمى شود و مسئله ى مهمى رخ نداده است. حضرت به شدت این حالت مردم را مورد حمله قرار دادند كه: «ما هذِهِ الْغَمیزَةُ فی حَقّی وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتی»؟!

عجله ى مردم

اى كاش مردم به سكوت اكتفا مى كردند. آنكه تیغ بر دل مى كشید عجله و سرعت مردم در كمك به غاصبین بود. گویا هر روز صبح منتظر عهد شكنى جدیدى بودند و درصدد تغییر تازه اى در آنچه تا آن روز قبول داشتند. لذا حضرت فرمودند: «سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ وَ عَجْلانَ ذا اِهالَة».

گویا چشم پیامبر را دور دیده اند!

براى آنكه مردم شرم كنند و در حركت خود تجدید نظر اساسى نمایند، حضرت با غضب به مردم فرمود: «اَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّد»؟! معناى این سخن این بود كه آیا واقعاً تا پیامبر صلى الله علیه و آله از دنیا رفت همه چیز را تمام شده مى انگارید؟!

نكند منتظر رحلت و از دنیا رفتن آنحضرت بودید؟ پیداست كه در حضور پیامبر صلى الله علیه و آله جرأت چنین رفتارى را نداشتید و اكنون كه چشم او را دور دیده اید اینچنین جرأت پیدا كرده اید! این شرم آور نیست؟!

اجتماع بر غدر و مكر و حیله

نكته اى كه بسیار چشمگیر بود اتفاق مردم بر باطل بود. منظره ى كار چنین بود كه عهدشكنى و بدعتگزارى و باطل مطرح مى شد و فوراً مردم بر آن متفق مى شدند و آن را اجرا هم مى كردند و این مطلب هر روز تكرار مى شد. آیا بر سر حق هم مردم چنین اتفاقى مى كنند؟ آیا جاى تعجّب ندارد كه بر سر باطل مردم اینچنین یكدل و یكجا عمل كنند؟!

كتاب اسرار فدك: سكوت در حال قدرت

حضرت با اشاره به اینكه سكوت مردم در حال اعلا درجه ى قدرت بود و هر اقدامى را براحتى مى توانستند انجام دهند و دفاع از حضرت زهرا علیهاالسلام كار بسیار آسانى براى آنان بود، به شدت آنان را مورد انتقاد قرار دادند و فرمودند: «وَ لَكُمْ طاقَةٌ بِما اُحاوِلُ وَ قُوَّةٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ»!

ترس از عاقبت ظلم

یكى از نكات مسلَّم در فدك آهِ مظلومى بود كه جز خداوند پناه نداشت، و این همان است كه باید ترسید و انتقام پروردگار را منتظر بود. حضرت زهرا علیهاالسلام به چندین تعبیر این مطلب را به مردم گوشزد كردند:

خدا شاهد و ناظر است

آنگاه كه بشر سركش مى شود و عنان كار را به دست هوى و هوس مى سپرد، فقط شاهد بودن پروردگار مى تواند نهیبى بر پیكر فكرش باشد. حضرت زهرا علیهاالسلام با كلمه ى «فَبِعَینِ اللَّه…» مردم را متوجه كردند كه آنچه انجام مى دهید خدا شاهد است و مى بیند.

من دختر ترساننده از عذابم

حضرت زهرا علیهاالسلام بعنوان ترساندن مردم از عذاب الهى و اینكه اگر پیامبر صلى الله علیه و آله بود شما را از عذاب مى ترسانید و من دختر همان پیامبرم تعبیرى تكان دهنده بكار بردند و فرمودند: «اَنَا ابْنَةُ نَذیرٍ لَكُمْ بَینَ یدَىْ عَذابٍ شَدیدٍ».

شكایت به خدا و رسول مى برم

آنگاه حضرت سخن حقى از نظر عقیدتى و حقوقى فرمود، و اتمام حجت نهایى را به میان آورد به این معنى كه: اكنون كه مى خواهید زور بگوئید و هیچ سخن حقى را نمى پذیرید، یك راه بیشتر نمانده و آن اینكه شكایت شما را به پیشگاه خدا و رسول ببرم.

وعده به قیامت

سخن آخر حضرت علیهاالسلام این بود كه وعده ى ما به قیامت باشد كه قاضى آن خداوند و مدافع من پیامبر صلى الله علیه و آله است و خداوند حكم مظلومیت مرا براى همه بیان خواهد كرد.

این بود جمع بندى و خلاصه اى از مراحل اتمام حجت حضرت زهرا علیهاالسلام در مسئله ى فدك كه به صور مختلف بیان كردند تا راه هرگونه تشكیك بسته باشد.

درباره ى سند و متن و كتابشناسى فدك

مجموعه وقایعى كه از آنها بعنوان ماجراى فدك یاد مى شود در یك پرونده ى بزرگ علمى در طول تاریخ حفظ شده و اینك پس از هزار و چهارصد سال پیش روى ماست. تاریخچه ى فرهنگى فدك حامل اسناد مكتوب ماجراست كه در سه جنبه قابل باز بینى است: كتابشناسى، اسناد و منابع، متون ناقل خطبه.

كتاب اسرار فدك: كتابشناسى فدك

مسئله ى فدك در سه جنبه تألیفات دارد: اسناد، متون، مسائل كلامى. كتابهایى كه مربوط به اسناد و مدارك فدك و خطبه ى آن هستند شامل اسناد خطبه ى كامل و یا بخشى از آن و منابع فرازهاى مختلف تاریخ فدك و نیز بحثهاى رجالى در اسناد هستند. كتابهایى كه مربوط به متن خطبه هستند گاهى متن كامل خطبه را نقل كرده اند و گاهى قسمتى از آن را آورده اند. همچنین شرح و تفسیر خطبه از مواردى است كه كتب متعددى درباره ى آن تألیف شده است.

قسمت اعظم كتبى كه درباره ى فدك تألیف شده درباره ى مسائل كلامى و بحثهاى استدلالى آن است كه اضافه بر آنچه خود حضرت فرموده، در طول تاریخ نیز این

بحث از دو طرف ادامه یافته و دشمنان فاطمه علیهاالسلام بعنوان دفاع از غاصبین اول مطالب دیگرى ذكر كرده اند، و طبعاً علماى شیعه بعنوان دفاع از حریم عصمت به مقابله با آنان پرداخته اند.

كتاب اسرار فدك: موضوع كتابهاى تألیف شده

مسئله ى فدك از دیدگاه تاریخى در منابع شیعه و اهل سنت بصورت مفصلى ارائه شده، و از همین جا به بحثهاى رجالى و سندى نیز كشیده شده است. حفظ و مقابله و تنظیم متن كامل خطابه ى حضرت نیز از قرن اول تا كنون مورد وجه بوده و به دقت پیگیرى شده است.

در دیدگاه اعتقادى، از آنجا كه در فدك بحث بر سر اثبات نتایج ماجراست كه به غضب حضرت زهرا علیهاالسلام و اذیت آنحضرت منتهى مى شود و نتیجه ى آن رویارویى با ذات الهى و كفر است، لذا بحثهاى كلامى شدیدى در زمینه ى فدك در گرفته است.

با اینكه طرفداران دشمن فاطمه علیهاالسلام جعلیات بسیارى بر آنچه خود آنها گفتند اضافه كرده اند و بگونه اى از غاصبین دفاع كرده اند كه حتى خود آنها بدان راضى نمى شوند، ولى با این همه نتوانسته اند ذره اى از شدت جنایت بكاهند، چرا كه فاطمه علیهاالسلام خود در اول این مسیر كار دشمن را یكسره كرده، و اینان تلاش مذبوحانه اى در راه احیاى سخنان مُرده ى دشمن مى كنند.

كتاب اسرار فدك: معرفى كتابهاى تألیف شده درباره ى فدك

بحث فدك در ضمن كتب مفصل كلامى و حدیثى و تاریخى در موارد بسیارى آمده است. از سوى دیگر كتابهاى مستقل تألیف شده در موضوع فدك بیش از 230 كتاب است كه در دو جنبه ى جدا از هم عرضه شده است:

  • 1. مسئله ى غصب فدك و استدلالهاى مربوط به آن: 130 كتاب.
  • 2. خطابه ى حضرت زهرا علیهاالسلام و شرح و تفسیر آن: 100 كتاب.

این كتابها به زبانهاى فارسى، عربى، اردو، تركى، انگلیسى و فرانسوى است. همچنین تعدادى از این كتابها چاپى و تعدادى خطى است كه جداگانه ذكر خواهد شد. آنچه در اینجا آمده در كتاب «فاطمه علیهاالسلام در آئینه ى كتاب» بطور مفصل معرفى شده، و براى شناخت بیشتر كتابها باید به آن كتاب مراجعه شود.

لازم به تذكر است كه خلاصه اى از كتاب اسرار فدك با عنوان «خطابه ى فدك» تنظیم و چاپ شده است.

همچنین كتاب كتاب اسرار فدك با عنوان «فدك كى راز» توسط مرحوم حجة الاسلام احمد امامى به زبان اردو ترجمه شده است.


برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران