متن تاک شو غدیرآثار نوشتاری و اجرایی غدیربزرگسالغدیرمتنیمخاطبیننوع محتوا

تاکشو راه سعادت – تاکشو غدیر

تاکشو راه سعادت و خوشبختی

تاکشو راه سعادت بیان می کند که، ایمان به خدا فقط این نیست که فقط بدونیم خدایی هم هست بلکه ایمان به خدا اینه که بدونیم خدایی داریم که باید توقع خدایی کردن از او داشته باشیم و….

تاکشو راه سعادت

خوشامد گویی و معرفی مجریان

  • مقدمه
    • همکاری.
    • آمادگی برای تغییر مثبت در زندگی.
    • همراهی و جبهه ی منفی نگرفتن.
  • ما همین ابتدای برنامه ، با یک پرسش از خودمون شروع می کنیم.
    • در چندراهی های زندگیمون ، روش انتخابمون چگونه است ؟ (در چه کنم های زندگی چگونه تصمیم می گیرم؟ )
  • مشی عقلا اینگونه است که می بینند دیگران چه کردند و از تجربیات افراد دیگر استفاده می کنیم.
  • وقتی برخورد می کنیم با بعضی افراد که محل رجوعند و می دانند که چگونه مشکل من را حل کنند ، معمولاً اینگونه افراد رو سعی می کین ارتباط قویتر و نزدیکتری با آنها داشته باشیم.
  • نگاه که می کنیم می بینیم این اصل رو که  مورد تایید همه ی ما هست رو در طول تاریخ همه ی افراد سعی می کردند رعایت کنند
    • رجوع به افرادی که مورد تائیدند و راه حل مشکل ما رو می دونند.
  • در زمان قدیم هم افراد مشورت می کردند.
    • یا با نوابغ دوران خودشون.
    • یا با افرادی که می فهمیدند اینها افرادی هستند که از طرف خداوند آمده اند برای راه گشایی.
    • روش تشخیص این افراد هم متفاوت بوده.
  • این روال روال چندین هزار ساله است . آدمها می رفتند می گشتند که ببینند چه کشانی می تونند مشکلاتشون رو حل کنند ، چه این افراد از نوابغ زمانشون باشه و چه از طرف خداوند آمده باشه با توان و قدرت و علم الهی.
  • ما می خواهیم کمی این مسیر رو واکاوی کنیم و ببینیم برخورد با این افراد چگونه بوده.
  • اگر بخواهیم در تاریخ به دنبال شاخص ترین این افراد بگردیم ، بر می خوریم به یک فرد استثنایی که می شه گفت تمام افرادی که در گذشته ادعا می کردند که از طرف خدا آمده اند و با ابزاری که خدا در اختیار آنها می گذاشت اثبات می کردند این ادعای خودشون رو ، در جای جای زندگیشون و در میان گفته هاشون فرد و یا افراد ویژه و استثنائی رو مورد خطاب قرار می دادند که می خواهیم در ادامه کمی بیشتر در مورد این فرستادگان استثنایی خدا صحبت کنیم.
  • ما مفتخریم که شاخص ترین و بزرگترین و ارزشمندترین این افراد پیامبر ما حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم است و ما منتسبیم به عزیز ترین فرد این عالم.
  • به جرأت می توان گفت عظمت پیامبر آنقدر والا و وسیع بوده که بهره از نور وجودی ایشان نه تنها در زمان حیات مبارکشان بلکه حتی قبل از آن هم موجب برکات و رحمت های بی اندازه بوده.
    • نوح (علیه السلام) در آن تلاطم وحشتناک دریا ، برای نجاتش خدا را به پیامبر و اولاد پیامبر قسم می ده.
    • حضرت یوسف در قعر چاه متوسل به پیامبر و خاندانش می شه.
    • توبه آدم به واسطه ی سلام و صلوات بر محمد آل محمد پذیرفته می شه.
    • حتی شیطان با تولد پیامبر از رفت و آمد در 7 طبقه ی آسمان منع می شه.
    • و یکی از افتخارات ادیان گذشته ، بشارت به آمدن پیامبر اسلام بوده است.
      • پس نگاه که می کنیم ، شگفت زده می شیم از عظمت کسی که حتی راهنمایان و فرستدگان دیگر خدا هم برای نجات و رستگاری دست به دامان او می شدند.
    • پس خداوندا هزاران هزار بار تو را شکر ، که تاج عظیم مسلمانی را به واسطه ی وجود مقدس پیامبر بر ما ارزانی داشتی
    • خوب ؛ پیامبر در عربستان از طرف خدا برای هدایت همه ی مردمان مبعوث می شود.
      • این بعثت در دورانی است که به گواه تاریخ گمراه ترین و جاهل ترین افراد در زمان پیامبر می زیسته اند.
    • پیامبر آمده بودند که چشمهای آنها را باز کنند ، قلب های یخ زده ی آنها رو دو باره در راه حق به تپش وا دارند . و نکته اینجاست هر کس به هر چقدر به پیامبر نزدیک تر می شد ، بیشتر می تونست از گرمای وجودی پیامبر بهره ببره.
      • افرادی که به پیامبر نزدیک بودند ، با ایشان زندگی می کردند و با پیامبر رفت و آمد داشتند ، در کنار او بودن رو بزرگترین سعادت برای خودشون می دونستند.
    • تصور کنید ، پیامبر در همسایگی شما زندگی کند ! تصور کنید هر روز تو کوچه که قدم می زنید ، با پیامبر روبرو بشید !
      • تصور چنین زندگی ای چگونه است؟
    • زندگی در کنار پیامبر برای اطرافیانشان نعمتی بوده که در جای جای تاریخ حیات پیامبر به چشم می خوره.
    • مثلاً ، افرادی بودند در زمان پیامبر که به علت فقر زیادی که داشتند ، در سکوهای کنار مسجد پیامبر زندگی می کردند
      • به آنها اصحاب صفحه گفته می شد.
      • اینها به دلیل همسایگی با پیامبر ، بسیار به ایشان نزدیک بودند و اغلب در نمازهای پیامبر شرکت می کردند و با ایشان نشست و برخاست داشتند.
      • روزی یکی از آنها نزد پیامبر می ره و از فقز زیاد خودش شکایت می کنه و از پیامبر طلب کمک.
      • پیامبر نیز 2 سکه به او می دهد.
      • آن فرد با آن دو سکه ی پربرکتی که از دستان مبارک پیامبر می گیره ، گوسفندی می خره و به برکت مالی که پیامبر به او داده بودند یک گوسفندش به دو و دوتا به 4 و همینطور زیاد و زیادتر می شه و اوضاع مالی این فرددر مدت کوتاهی دگر گون می شه .
      • طبیعتا خانه ای تهیه می کنه و کسب و کاری رو شروع می کنه و دیگه کمتر فرصت می کنه حتی در نمازهای پیامبر شرکت کنه.
      • پیامبر چند مدتی که از او خبری نمی شه ، سراغ او رو می گیرند و اطرافیان به ایشان می گویند که فلانی انقدر اوضاعش خوب شده که دیگر فرصت به مسجد آمدن را هم نداره.
      • پیامبر به سراغ آن فرد می روند ؛ آن فرد پیامبر را که می بیند بسیار احترام می کند.
      • پیامبر می فرمایند خدا را شکر که کسب و کارت خوب است و اوضاع مالیت به سامان شده ، ما قرضی به تو داده این و آمده ایم که طلب خود را وصول کنیم.
      • آن فرد هم با عزت و احترام زیاد آن دو سکه ای رو که پیامبر به او داده بود را پس می دهد.
      • پس دادن آن 2 سکه همان و در مدت کوتاهی ورشکستگی آن مرد هم همان . در مدت کوتاهی تمام گوسفندان آن مرد بر اثر بیماری از بین می روند و بر اثر ورشکستگی او دوباره به همان آدم فقیر کنار سکوهای مسجد پیامبر تبدیل می شود.
      • بعد از آن پیامبر نزد او می رند و به او می گویند ، صلاح و خیر تو در اینست که در کنار ما و نزدیک به ما زندگی کنی . و آنجا بود که آن مرد تازه پی برد که زندگی در کنار پیامبر ، خود خوشبختیه.
    • در طول 23 سال رسالت پیامبر ، افراد آرام آرام پی بردند که با پیامبر بودن و در کنار او زیستن ، بزرگترین لطفیه که خدا در حق اونها کرده و حاضر نبودند این نعمت رو با هیچ چیز عوض کنن.
    • ولی کم کم فهمیدن که دوران در کنار او بودن داره به پایان می رسه.
      • فهمیدن که پیامبر دارن از میان آنها می رن و رخت سفر بسته اند.
    • همه این ترس رو دارن که اگر پیامبر رفت ، ما دستمون به کجا بنده ؟ ماهایی که تازه فهمیدیم خدایی زندگی کردن یعنی چی ! ماهایی که پیامبر تازه چشمانمون رو باز کرده ، تازه از گرمای وجودش یخهای قلبمون باز شده ، بعد از پیامبر چه کنیم ؟
    • در مسیر تاریخ به این دوران که میرسیم ، به نقطه ی عطفی بر می خوریم که خداوند در این زمان اتفاقی رو رقم می زنه که مسیر حرکت بشریت از بعد از اون به کل عوض می شه.
      • خداوند در این نقطه ی حساس تاریخی هدیه ای به بشر می ده که تا اون زمان و حتی بعد از اون بی نظیر بوده و هست.
    • اجازه بدید در بخش بعدی بیشتر از این نقطه ی عطف تاریخی صحبت کنیم.

بخش دوم تاکشو راه سعادت – مسابقه

  • تراول
    • نتیجه گیری : خدا گفته از من بخواه تا بهت بدم .
    • برای مشکلات و سوالایی که تو زندگیت داری بیا سراغ من .
    • نمی خواد به من راه نشون بدی ، نمی خواد بگی خدایا از فلان طریق گره از کار من باز کن.
    • خدا می گه اگر تو تیم من بودی ، اگر اون کارایی رو که گفتم انجام بده انجام دادی ، دیگه بقیه اش رو بزار به عهده ی من.
    • ایمان به خدا فقط این نیست که فقط بدونیم خدایی هم هست بلکه ایمان به خدا اینه که بدونیم خدایی داریم که باید توقع خدایی کردن از او داشته باشیم.
  • رسیدیم به یک نقطه ی تاریخی استثنایی که یکی از بزرگترین نماد های خدایی کردن خدا رو در اون می تونیم به وضوح ببینیم
  • صحبت رسید به زمانی که نگرانی از پیامبر جدا شدن در میان همه موج می زد.
  • می خواییم کمی دقیق تر از اون دوران صحبت کنیم ، از سال 10 هجری و آخرین سال حیات پر برکت پیامبر.
  • در آن سال پیامبر فراخوان عمومی ای می دهند و از تمامی مسلمانان در همه ی شهر ها دعوت می کنند که به همراه ایشان در مراسم حج شرکت کنند.
    • یکی از دلایل این فراخوان عمومی هم این بود که مسلمانان برای اولین بار به همراه پیامبر اعمال و مناسک حج را بیاموزند و بجا آوردند.
  • قریب به اتفاق مسلمانان دعوت پیامبر رو اجابت می کنند و از تمامی شهرها حرکت می کنند به سوی مکه مکرمه.
    • جمعیتی بی سابقه در حدود 120000 نفر در مکه حاضر می شوند ، جمعیتی که نوع مسلمانان در آن حضور داشتند.
  • اعمال حج بجا آورده می شود و برای اولین بار همه ی مسلمانان احکام حج را اجرا می کنند.
  • بعد از مراسم بدلیل اینکه سالها بود که پیامبر به شهر زادگاهشان – مکه – نیامده بودند ، همه توقع داشتند که پیامبر چند روزی را بیشتر در مکه حاضر باشند تا افراد خدمت پیامبر برسند و دید و بازدید ها تازه شود ؛ ولیکن بلافاصله بعد از اعمال حج ، پیامبر دستور می دهند که همه ی مسلمانان از مکه خارج شده و به سمت مکانی به نام غدیر خم حرکت کنند .
  • آن جمعیت کثیر 120 هزار نفری همگی به سمت آن مکان حرکت می کنند تا تاریخ به نقطه ی عطف خود نزدیکتر شود.
  • اجازه بدید اینجا کمی از آن فضای تاریخی فاصله بگیریم.
  • ممکنه که خیلی از ماها وقایع سال 10 هجری را شنیده باشیم ولی بدلیل یکسری موضوعات نتونسته باشیم خیلی مستند به آن وقایع نگاه کنیم.
  • ما اگر نتوانیم ذهنیت دقیقی از جزئیات یک واقعه در ذهنمان ترسیم کنیم ، شاید نتوانیم به خوبی اصل موضوع را نیز درک کنیم.
  • پس خوب است که ابتدا جزئیات این اتفاق عظیم رو بررسی کنیم.
  • اجازه بدید با یک سوال ساده شروع کنم :
    • نقل تاریخی به ما می گه جمعیت همراه پیامبر که ایشان برایشان سخنرانی کرده اند ، چیزی حدود 120 هزار نفر بوده است.
    • سوال اینجاست ، تصور کنید شما آخرین نفر از آن 120 هزار نفرید که پیامبر می خواهد برای شما صحبت کند ، اگر اینگونه باشد ، فکر می کنید فاصله ی شما تا پیامبر چقدر است ؟
      • جواب : اگر فرض کنیم که افراد به صورت نیم دایره مقابل پیامبر نشته اند و هر 2 نفر 1 متر مربع را اشغال کرده ، از طریق یک محاسبه ی ریاضی ساده معلوم می شود که فاصله ی نفر آخر تا پیامبر حدود 200 متر می شود.
    • سوال بعدی : چگونه صدای پیامبر در این فاصله به شما می رسد ؟
      • جواب در بیابانی که هیچ گونه عاملی برای شکست صدا نیست ، در فاصله ی 200 متری صدای محوی از سخنران به گوش می رسد ولیکن برای آنکه همه ی افراد کلام پیامبر به گوششان برسد افرادی در میان جمع بوده اند که با صدای رسای خود کلام پیامبر را تکرار می کردند.
      • لذا سخنرانی ای که شاید به طور معمول 1:30 به طول انجامد ، 3 ساعت زمان برده است.
    • حال که با توجه به این موارد جزئی ولی مهم پی می بریم که امکان جمع شدن چنین جمعیتی و انتقال پیام برای آنها به روش های ذکر شده امکان پذیر است ، راحت تر می توانیم کلیت آن فضا را در ذهنمان ترسیم کنیم و پیام آن اتفاق مهم را دریافت کنیم.
    • غدیر خم در منطقه ای به نام جحفه در 64 کیلومتری مکه قرار دارد که از آنجا کاروانهای شهرهای مختلف مسیرهایشان از هم جدا می شده و برکه و درختانی هم در آنجا وجود داشته.
    • کاروان مسلمانان که به منطقه ی غدیر خم نزدیک می شود پیامبر به برخی از یاران خود مانند جناب مقداد و ابوذر دستور می دهند که در کنار آن درختان خار و خاشاک را کنار بزنند و از جهاز شتران منبری را بسازند که بر جمعیت مسلمانان احاطه داشته باشد.
    • در آنجا پیامبر رو به مردم که و فرمودند ، ای مردم دعوت کننده ی خدا را اجابت کنید که من پیام آور اویم !
    • همگتن متوجه می شوند که اتفاقی مهم و پیامی از طرف خداوند در راه است.
    • نماز ظهر و عصر را به جماعت می خوانند.
    • هر کسی رو به سوی آن منبر آماده شده در کناری می نشیند و پیامبر دست در دستان علی بن ابی طالب آرام آرام به سمت آن منبر حرکت می کنند.
    • از منبر بالا رفته و در سمت راست خود کمی پایین تر علی (علیه السلام) را جای می دهند.
    • همه ی چشمها دوخته به لبان مبارک پیامبر (صلی الله علیه و آله).
    • پیامبر آغاز می کنند :
    • الحمد الله الذی علی فی توحده : حمد و سپاس خداوندی را که در یگانگی بی همتاست ، سلطنتش پر جلالست و بر همه چیز احاطه دارد.
  • ای مردم ، مطلب مهمی درباره علی باید به شما بگویم ، که اگر این پیام را نرسانم ترس از عذاب الهی دارم .
  • بدانید جبرئیل 3 بار بر من نازل گشت و از طرف پروردگارم – خدای عزوجل – دستور داد که در مکان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که این علی ، برادر من ، وصی من ، و جانشین بعد از من در میان امت است ؛ اوست صاحب اختیار ، بعد از خدا و رسول.
  • بدانید این آخرین بار است که در این اجتماع به پا ایستاده ام ، پس بشنوید فرمان حق را و گردن نهید : پس از من علی امام شما و امامت در نسل من از فرزندان علی تا روز قیامت پا برجاست.
  • : هان مردمان ! کیست از شما به شما سزاوارتر؟ گفتند خدا و رسول خدا .
  • پس دست مبارک امیرالمومنین علی (علیه السلام) را ا بالا بردند و فرمودند :
    • الا من کنت مولاه فهذا علی مولاه
  • آن پیام مهم ابلاغ شد … دین خدا کامل گشت و اسلام برای همیشه پابرجا ماند …
  • (کلیپ لا اله الا الله )
  • و اینگونه بود که دین خدا کامل گشت و اسلام برای همیشه پابرجا ماند.
  • پیامبر بعد از این لحظه ی مهم تاریخی دعا کردند و از خداوند خواستند که دوستداران علی را دوست بدارد و دشمنانش را دشمن.
  • در ادامه برنامه با نگاهی دقیق تر به پیامهای این اتفاق مهم نگاه می کنیم.

تاکشو راه سعادت بخش سوم

  • خب ما صحبت از یک اتفاق تاریخی کردیم.
  • رویکرد ما به این روز و این اتفاق می تونه دو حالت باشه.
    • یا این روز فقط یک روز تعطیل تقویم 365 روزه ی سال ماست یا طبق گزارش خداوند مهمترین روز و نطقه ی عطف تاریخ بشریته !
    • گفتیم که به کلام خدا باید اعتماد کنیم.
    • پس بیاییم این روز رو با این نگاه که پیامها و اتفاقاتش روی مسیر زندگی ما هم می تونه تاثیر گذار باشه نگاه کنیم.
  • ما در این سخنرانی مهم تاریخی به چند گزارش بی سابقه بر می خوریم ، گزارشهایی که پیامبر از طرف خداوند برای اولین بار بیان می کنند
  • یک کلام کم سابقه از خداوند : امروز راضی شدم !
    • کی داره می گه راضی شدم ؟ با چی راضی شد؟
    • منو شما نیستیم که بایک اتفاق کوچیک راضی بشیم ، نه ! خداوند داره می گه راضی شدم !
    • مگر چه اتفاقی افتاده؟
  • خداوند می فرماید : الیوم اکملت لکم دینکم …
    • امروز دین شما را کامل کردم .
    • خوب باید به این نکته توجه کرد : 124 هزار پیغمر آمدند و رفتند ، تمامی انبیاء و رسل آمدند و رفتند ولی در این روز خاص خداوند فرمود دین کامل شد . وقتی به لغتی که خداوند بکار برده دقت می کنیم ، دلمون قرص می شه ! خداوند از لغت اکمل استفاده می کند ! اکمل در لغت عرب یعنی کامل ترین ، یعنی نه قبل از آن و نه بعد از آن دینی نخواهد آمد که به کمال این دین باشد .
    • یعنی اگر امروز فردی به من برخورد کرد و گفت فلانی بیا که دین جدید امروزی باحالی برات آوردم ، می گم دستت درد نکنه ، چون من به خدایی اعتقاد دارم که خلف وعده نمی کنه ، حرفش رو عوض نمی کنه ، به پیامبری اعتقاد دارم که صادقه و اینها به من دینی رو عرضه کردند که کاملترینه ! تو خیر منو نمی خوای من دینی رو دارم که تا روز قیامت تضمین کننده ی خوشبختیه منه
  • پیام بعدی : خداوند در ادامه می فرماید : بعد از اینکه کاملترین دین رو بهتون عرضه کردم ، هدیه ای دادم بی سابقه !
    • و اتممت علیکم نعمتی : نعمتم رو بر شما تمام کردم
    • هدیه ای دادم که تا به امروز به هیچ کس نداده بودم ! تمام نعمتم رو به شما می دم
    • آدمای زرنگ و باهوش که لحظه ای از رسیدن به سعادت و خوشبختی واقعی خودشون غافل نمی شن ، به این جمله که می رسیم ، خوب توجه می کنن !
    • خداوند می فرماید آهای مردم ! امروز نعمتی به شما دادم ، هدیه ای به شما دادم که در بردارنده ی تمام خوبی ها و نعمتهای منه ! امروز خدایی کردم ببراتون ، امروز تما نعمتم رو به شما دادم ، هدیه ای که نه در گذشته مثلش رو پیدا می کنید و نه در آینده بالاتر از اون رو خواهید یافت .
    • وقتی خدا می گه تمام نعمتم رو دادم ، یعنی چی؟
    • یعنی خدا می گه هر اون چیزی رو که تا بحال بهتون دادم و هر چیزی که در آینده از من می خواهید در برابر این نعمت من کوچکه !
    • یعی منو شمایی که این همه نعمت داریم ، نعمت سلامتی ، آرامش ، خانواده و … وبرای تمام درخواست هامون می ریم سراغ خدا ! خدایا کمکمون کن ، خدایا خوشبختمون کن ، خدایا روزی بده ، پول بده ، سلامتی بده ، فرزند سالم بده ، سایه ی خانواده رو از سرمون کم نکن و خیلی چیزهای دیگه … تمام این نعمتها تو دل این هدیه ی ویژه ی خداوند قرار گرفته .
    • خداوند تمام خوبیهاش رو یکجا برای اولین بار به بشر عرضه می کنه .
  • این تمام نعمت خداوند چیه ؟!
    • اونهایی که در زمان پیامبر و در کنار ایشان زندگی می کردند ، خوب جواب این سوال رو می دونند . اونها با تمام وجودشون یافتند که نعمت حضور پیامبر در کنارشون با هیچ کدوم از نعمتهایی که خدا ببهشون داده برابری نمی کنه ، فهمیدن که پیامبر یعنی تمام خوبیها و تمام مهربونی های خدا .
    • اتفاقی که تو روز غدیر افتاد این بود که پیامبر گفتند من دارم می رم ! ولی خداوند امروز برای اولین بار مسیر حرکت بشیرت رو عوض می کنه چرا که اگر من رفتم ، علی هست ! علی (علیه السلام) رفت ، نگران نشین هدیه ی خدا تموم شدننی نیست ، حسن (علیه السلام) هست ، امام حسن (علیه السلام) رفت حسین بن علی هست (علیه السلام) وهمینطور بعدی و بعدی و بعدی..
  • عزیزان ! من شما چی؟
    • آیا این هدیه ی الهی تاریخ مصرف داره ؟ آیا ماهم می تونیم از این تمام نعمت خدا بهره مند بشیم ؟
  • اینجاست که به اون فرمان الهی ای می رسیم که پیامبر برای تک تک افرادی که این پیام رو شنیدند ، می دهند :
    • ای مردم ، حاضران به غائبان ، وظیفه دارند که این پیام من رو برسونند .
    • پدرانی به فرزندان این پیام من رو باید برسونند .
    • چرا؟! چون قرار نیست این هدیه تموم بشه ، چون مسیر جدید الهی اینگونست که تا روز قیامت منو شما بتونیم از تمام نعمت خدا بهره ببریم ، چون اگر من راه سعادتی رو که خداوند داره بهم نشون می ده رو پیدا کردم ، نسل بعد از من هم بتونه یعادتمند زندگی کنه
    • و چون پیامبر منو و شما ی امروز رو هم مخاطب کلام خودشون دونستند !
  • چون پیامبر در 1400 سال پیش دغدغه ی خوشبختی منو شمای امروز سال 1392 رو هم داشتند ، و هدیه ی ویژه ی خداوند برای امروز ما رو هم معرفی کردند
  • مائی که همه کار تو زندگیمون می کنیم که آسایش و خوشبختی رو برای خودمون و خانوادمون و اطرافیانون فراهم کنیم ، مخاطب کلام پیامبریم
  • این داستان و این اتفاقها همه ، قصه ی خوشبختیه ، چون خداوند هم می خواهد که ما رو سعادتمند و خوشبخت ببینه.
  • برای همین 1400 سال پیش پیامبر گفتند آهای اونایی که دنبال خوشبختی می گردید ، بعد از من علی روشن کننده و راهنمای این راهه ! و آهای اونایی که امروز یعنی سال 1392 دنبال سعادتید ، روشن کننده و راهنمای این راه برای شما فرزند علی است.
    • هم اوست که میراث دار دانش انبیاست.
    • هم اوست که برگزیده ی خداست.
    • هم اوست که روشنایی جز با نیست.
    • و هم او که حجت خدا روی زمین و امام عصر و زمان ما مهدی صاحب زمان است.
  • هدیه ی استثنایی خدا ، تمام نعمت خدا ، راه و راهنمای سعادت برای ما امام زمان ماست که پیامبر در روز غدیر با زیبا ترین واژه ها معرفیش می کنند .
  • آهای اونایی که دنبال خوشبختی می گردید ، آهای اونایی که از خدا طلب سعادت می کنید ، آهای اونایی که بهترین رو از خدا درخواست می کنید … خدایی کردن خدا رو خوب نگاه کنید .
  • هدیه ی الهی در کنار ماست ، تمام نعمت خدا در زمان ماست ، حجت خدا در میان ماست . راه نجات خدا امام زمانمون نگهبان و پشتوانه ی ماست .
  • خداوند در زمان ماهم خورشید عالم تابی رو قرار داده که فقط کافیه خودمون رو در معرض آفتاب گرما بخشش قرار بدیم.
  • خورشیدی که بی منت می تابه ، بر همه می تابه ، راه بر همه روشن می کنه فقط کافیه چشم هامون رو باز کنیم تا دریای لطف و کرامتش رو ببینیم.
  • خدا برای ما که داریم تو این دنیا زندگی می کنیم ، با تمام خطرها و با تمام مشکلاتش ، پشتوانه قرار داده.
  • امام زمان ما نگاهبان این دنیاست که من و شما بتونیم به پشتوانه و دلگرمی او حرکت کنیم.
  • مثل بچه ی نو پایی که چون می دونه باباش حواسش بهش هست ، دلش گرم رراحت می دوئه و بازی می کنه ، چون می دونه که پدرش لحظه ای ازش چشم بر نمی داره.
  • پس اگر می گن امام زمان ما مثل یک پدر مهربان در کنار شماست ، بخاطر اینه که خدا نمی خواسته ما تو این سخت و پر خطر دنیا بی پناه باشیم.
  • امام رضا (ع) می دونید چه گفتند ؟ گفتند شما ها بی خبرید غافلید . نوزادی رو تصور کنید که پدر و مادرش لحظه ای از اون غفلت نمی کنند ، با کوچکترین گریه ی این بچه سراسیمه بالای سرش میان ، با کوچگترین درد این نوزاد درد می کشن ، پدر وقتی خارج از خونه است لحظه شماری می کنه که زودتر بره خونه پیش بچش و … ولی آیا این نوزاد چیزی از این حس و محبت عمیق پدر و مادر حس می کنه ؟
    • امام رضا (ع) می فرمایند شماها مثل همین نوزادی می مونید که هیچ خبر از محبت امام نسبت به خودتون ندارید.
  • امامی که کریمه و کریم  بهترین لحظه اش لحظه ایه که منو شما ازش درخواستی داشته باشیم.
  • وقتی رفتی سراغ کریم ، وقتی از او طلب کمک و راهنمایی کردی ، اونوقته که عظمت لطف و مهربونی خداوند رو می چشی.
  • برای همینه که خدا تو قرآن می فرماید ، ای پیامبر آنهایی که سراغ می من آن و طلب بخشش و کمک می نند ، اگر سراغ تو آمده بودند من خدا رو بخشنده تر می یافتند .
  • سبب لطف الهی ، باب رحمت خداوندی ، گیت مهربونی خدا تو این دنیا وجود مقدس امام هر زمان و برای ما وجود مقدس امام زمان (ع) است .
  • بزرگ مردی که اگر کسی دست کمک به سویش دراز کنه ، او دست رو رها نمی کنه ، او لطف و احسان رو قطع نمی کنه مگر اینکه ما دستمون رو بکشیم ، مگر اینکه ما رد احسان کنیم . او کریمه ، و از کریم جز کرامت نباید توقع داشت.
  • یک داستان می گم فقط برای اینکه کمی ذهن هامون نزدیک بشه به عظمت این خاندان کرامت.
  • داستان عبدالرحمان اصفهانی و امام هادی (علیه السلام).
  • پس فقط کافیه قدمی به سمت این بزرگواران برداریم تا زندگیمون رو پر از گرمای آفتاب وجودشون ببینیم.
  • کی ها باید برم سراغ امام ؟
    • اگر از اونها بپرسی ، می گن گو کی ، همیشه بیا ما همیشه پذیرای توایم . تو هر حالی هستی بیا ، مقدمه و شرط برای اومدن نزار ، اگر نیای ضرر کردی.
    • برای همینه که زمان امام صادق (علیه السلام) اون فردی که گناهی مرتکب شده بود و روش نمی شه که با امام برخورد کنه وقتی می بینه امام از انتهای کوچه می آن می ره خودش رو یک جا قایم می کنه و روش رو بر می گردونه .
    • امام می گن داری چی کار می کنی با خودت ، گناه کردی ، خودت و ما رو به مشکل انداختی دیگه روت از ما بر نگردون که دستت به هیج جا دیگه بند نیست .
  • عزیزان ، اگر می بینیم یکسال گذشت و دوباره به روز غدیر نزدیک شدیم ، اینبار دیگه حواسمون هست چه اتفاق ویژه ای تو زندگیمون افتاده .
    • دیگه می دونیم صاحب غدیر ما امسال کیه ؟ هدیه ی استثایی خدا رو تو زندگیون می بینم.
  • روز غدیر روز قول دادن ها و قول گرفتن هاست .
  • کاری نداریم تو غدیر 1400 سال پیش کیا به قولشون و عهدشون وفا کردند و کیا نکردند .
  • ما دلمون نمی خواد ناجوانمرد باشیم . ما دلمون نمی خواد مهر بی وفایی به پیشونیمو بزنن.
  • ما می خواییم برادریمون رو به پیامبر ثابت کنیم. چرا؟
  • چون روزی پیامبر در میان اصحابشان بودند و بعد از لحظه ای سکوت رو کردند به آسمان و گفتد چقدر مشتاق دیدار برادرانم هستم .
    • اصحاب گفتند مگر ما برادران شما نیستیم ؟ گفتند نه شما اصحاب من هستید . برادران من آنهایی هستند که در آخرالزمان بدون اینکه من رو دیده باشند و از روی سیاهی های روی کاغذ به من ایمان آورده اند و دینشان رو مثل آتش روی دست نگه داشته اند .
  • یا رسول الله ، اینکه شما ا رو برادران خودتون لغب دادید ارزشیه که ما حاضر نیستیم با هیچ چیز عوض کنیم.
  • ما جوانمردی خودمون رو همین امروز به شما ثابت می کنیم .
  • مائی که پیام شما به گوشمون رسید ، در همین ایام غدیر عهد و پیمانمون رو با یادگارتون تجدید می کنیم و با این بزرگوار عهد می بندیم که زندگیمون رو رنگ امام زمانی بهش بدیم.
  • می خواییم با امام زمانمون عهد ببندیم . می خواییم بهش بگیم کرامتتون رو تو زندگیمون داریم می بینیم . بزرگیتون رو داریم می بینیم ، محبتتون رو حس می کنیم و ما آدمای بی وفایی نیستیم … امروز بیاییم با این محبوب دوباره عهد و پیمان محبت ببندیم .
  • همه قول و قرارهاون رو تو دلمون با امام زمانمون ببندیم .
  • بیاییم ماهم همون کاری رو کنیم که در روز غدیر اون جمعیت 120 هزار نفری با هم انجام دادند .
  • همه از خداوند رو شکر می کنیم بخاطر وجود این پناهگاه عظیم در زندگیمون :
  • الحمدللله الذی جعلنا …
  • حالا بیاییم این عهد و پیمانمون رو محکم کنیم با یک کار ویژه.
    • با کاری که دست جمعی می خواییم انجا بدیم و با اون وجود مقدس امام زمانمون رو خوششحال کنیم.
    • همه با هم دعای فرج و سلامتی امام زمان رو زمزمه کنیم.

 


برای مطالعه و مشاهده مطالب بیشتر در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام و غدیر می توانید به فهرست مطالب غدیر در لینک زیر مراجعه نمایید.
فهرست غدیر

برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا