نمایشگاه غدیرآثار نوشتاری و اجرایی غدیربزرگسالغدیرمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوا

نمایشگاه عظمت غدیر – نمایشگاه غرفه ای غدیر

نمایشگاه عظمت غدیر – نمایشگاه غرفه ای غدیر

عظمت غدیر ، عنوان نمایشگاه غرفه ای غدیر که شامل چهار غرفه با این عناوین: اهمیت غدیر، ماجرای غدیر، پیام غدیر، ما و غدیر می باشد. غدیر مشعلى همیشه ‏فروزان است كه به اراده‏ ى الهى و به دست آخرینِ پیامبر خدا برافروخته شد تا بشریّت همه ‏روزه از نورش بهره گیرد و ره‏ توشه ‏اى از آن براى سعادت و خوش‏بختى جاودانه‏ ى خویش بردارد. برای آشنایی بیشتر با عظمت غدیر متن زیر را مطالعه نمایید.

غرفه‏ ى 1 نمایشگاه عظمت غدیر – اهمیت غدیر

 شهنشاه اقلیم ایمان على است
ولىّ خداوند سبحان على است

وصىّ بلافصل ختم رُسل
مروّج به احكام قرآن على است

در طلیعه ‏ى سال‏گشت غدیر، عید بزرگ خدا، گِرد هم آمده‏ایم تا به یاد این روز مبارك و فرخنده، جشنِ ولایت و انتصاب مولایمان حضرت مولى ‏الموحّدین امیرالمؤمنین علی علیه السلام را گرامى داریم و در این محفل نورانى و بى‏ ریا، به پیشگاه وارث زنده ‏ى غدیر، امام عصر أرواحنافداه، عرض ادب كنیم و تبریك گوییم. قدوم شما عزیزان را به دیده‏ ى منّت مى ‏نهیم و به شما خوش ‏آمد مى‏ گوییم.

 اجازه دهید سخن از غدیر را از گذشته ‏اى دورتر آغاز كنیم تا اهمّیّت و عظمت غدیر را بیش‏تر بشناسیم. غدیر مشعلى همیشه ‏فروزان است كه به اراده‏ ى الهى و به دست آخرینِ پیامبر خدا برافروخته شد تا بشریّت همه ‏روزه از نورش بهره گیرد و ره‏ توشه‏ اى از آن براى سعادت و خوش‏بختى جاودانه‏ ى خویش بردارد.

 غدیر پیامى الهى و كتابى همیشه‏ گشوده است تا ما پیوسته در آن نظر كنیم و راه و روش زندگى از آن بیاموزیم و به نشانه‏ ى ایمان و وفادارى، مسؤولیّت ابلاغ آن را به دیگران در این عصر و در زمان‏هاى آینده بر عهده گیریم. بیایید با غدیر بیش‏تر آشنا شویم و صاحب آن را بشناسیم و به دیگران بشناسانیم.

 سخن از امیر غدیر است و خانه ‏زاد كعبه؛ همان كه به هنگامه‏ ى میلاد، با شكافته ‏شدن ركن مستجار، سه روز میهمان خدا شد و فرشتگان خدمت‏گزاران آن ضیافت الهى بودند. با شكافته ‏شدن دوباره ‏ى كعبه، آن نادره ‏ى دوران به همراه فاطمه بنت‏ اسد، چشم در چشم رسول خدا، حضرت محمّد مصطفى صلى الله علیه و آله و سلم گشود و این‏چنین نجوا كرد:

 بِسم اللَّه الرَّحمان الرَّحیم
قَدْ أفْلَحَ الْمُؤْمِنونَ…
سوره مومنون

و حبیب خدا مولود نازنین را در آغوش گرفت و پاسخ داد:  قَدْ أفْلَحوا بِكَ  یا عَلیُّ  آرى، على جان! به یقین مؤمنان به تو رستگار و سعادتمند شدند.

چنین شد تا نورى دیگر از تبار ابراهیم در آغوش امین مكّه جاى گرفت. قضا را چند سالى بیش‏تر از دوران كودكى وى سپرى نشده بود كه او را به امین مكّه سپردند. بدین‏ سان، هم‏دَم و هم ‏سخن و هم‏ نفس او شد و در دامان او پرورش یافت. با تربیت او قد برافراشت و همراه  او به حرا رفت و به عبادت و بندگى خداى مهربان پرداخت.

 از عام الفیل چهل سال گذشته بود. بیست و هفتم ماه رجب، خدا بر بندگانش منّت نهاد و امین مكّه را به پیامبرى مبعوث فرمود و فصل تبلیغ دین خدا آغاز شد. زاده‏ ى ابوطالب علیه السلام در دوران نوجوانى، نخستین ایمان ‏آورنده به خدا و پیامبر و اوّلین مسلمان گردید و همراه و هم‏پاى او گام برداشت.

 در نخستین دعوت آشكار پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم، تنها اجابت‏ كننده‏ ى رسول خدا او بود كه برخاست و لب به سخن گشود و رسالت پیامبر خاتم را لبّیك گفت و در همان مجلس از سوى مقام رسالت به وصایت و جانشینى منصوب شد.

 در یكى از سخت ‏ترین دوران اسلام شبى كه سران قبایل كفر با نقشه‏ ى شیطانى، شمشیرها به روى دعوتگر دل‏سوز خویش آخته بودند در پاسخ به درخواست خفتن در جایگاه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم تنها یك سؤال از رسول خدا كرد: :«آیا شما به سلامت مى‏ مانید؟» و از سلامت‏ ماندن خود نپرسید و چون پاسخ شنید: «آرى»، گویى آسوده شد و در بستر رسول آرام گرفت.

بى آن‏كه زره بپوشد و شمشیرى  به‏ دست گیرد و هر دَم در انتظار تكّه‏ تكّه‏ شدن پیكر، در بستر پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم خوابید تا حبیب زنده بماند، تا بشریّت از این رحمت بزرگ الهى در مسیر سعادت و خوش‏بختى برخوردار گردد، تا ظلم و جور از این جهان رخت بربندد. آرى، او همه چیز خود را در راه دین خدا فدا کرد و خشنودى خالق را به دست آورد؛ آن‏هم در زمانى ‏كه هنوز حكمى براى جهاد و فداكارى نیامده بود و از این‏ رو سرمشق فداكاران شد.

 سیزده سال از بعثت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم گذشته بود كه به مدینة النّبى (یثرب آن‏روز) هجرت فرمود و در پیكارهاى بدر و اُحد و خندق و خیبر و بسیارى دیگر از جنگ‏ها در كنار نبىّ اكرم صلى الله علیه و آله و سلم شركت جست و از فداكارى براى حفظ جان آن فرستاده ‏ى رحمت دریغ نورزید.

 روزى نیز بر بلنداى شانه ‏هاى پیامبر، فراز آمد و بت‏ها را در فتح مكّه فرو شكست و خانه‏ ى توحید را تطهیر كرد.

 كارنامه‏ ى 63 سال زندگانى او كه با پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و قرآن و اسلام شكل گرفته بود مملو از تلاش و فداكارى در تمامى آن لحظه هاست. در سراسر این دوران، ارزش‏ هاى والاى وجودى و دریاى موّاج فضایل بى ‏انتهاى آن سَرور راستان صحنه‏ هایى آفرید كه او را به اوج منزلت‏ ها بُرد و به این افتخارات نایل گردید:

  •  – هم‏گام و همراه پیامبر
  •  – امیر اهل ایمان و برترین انسان پس از رسول خدا
  •  – برادر و جانشین و دروازه‏ ى علم پیامبر
  •  – پیشواى هدایتگر، حق‏گرا و باطل‏ ستیز
  •  – دعوت‏ كننده به قرآن و مفسّر شایسته‏ ى آن
  •  – پرچم هدایت و سفینه‏ ى نجات
  •  – آری علی(علیه السلام) با حقّ است و حق با اوست.
  •  – علی(علیه السلام) با قرآن است و قرآن با اوست.
  •  – دوست او دوست خدا و پیامبر و دشمن او دشمن خدا و پیامبر است.
  •  – علی صراط مستقیم الهى و معیار ایمان و نفاق است.
  •  – نخستین نفر از عترت پیامبر است كه امانت گران‏ سنگ و عامل هدایت و جلوگیر از ضلالت پس از رسول خداست.
  •  – از پلیدى‏ ها و لغزش‏ها به ‏دور و از اصحاب كِساء است.

 آرى،… او فضایل بى‏شمارى را به خود اختصاص داده که در این مجموعه یارای پرداختن به آنها نیست اما در اهمّیّت و عظمت غدیر همین بس كه وجود چنین شخصیّتى، محور غدیر است.

  غدیر اگر در اجتماع بى‏ همانند آن روز از سراسر سرزمین های اسلامى و از قبایل مختلف تشكیل مى‏ شود و راویان فراوانش نقل آن را به تواتر مى ‏رسانند،

 غدیر داراى محتوایى است كه ریشه در قرآن دارد و براساس فرمان و اراده‏ ى الهى و به ‏طور رسمى به‏ صورت وحى، از آسمان بر پیامبر فرو فرستاده مى‏شود و جدّیّت خطاب و ابلاغ به حدّى است كه با صورت ‏نگرفتنِ آن، زحمات 23 ساله‏ ى برترین شخص عالَم به سرانجام نمى ‏رسد و به مصداق «فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه» تمامى آن تلاش‏ها زیر سؤال مى ‏رود،

  •  غدیر  پیام‏ رساننده ‏اى چون آخرین پیام‏ آور الهى دارد كه جز وحى نمى ‏گوید و قول و فعلش حجّت است،
  •  غدیر  یادآور شایستگى‏ ها و فضایل امیر ابرار و اعلام رسمى و آشكار و فراگیر رهبرى و ولایت و امامت امیرالمؤمنین و فرزندانش تا آخرین روز دنیاست،
  •  غدیر مایه ی تكمیل دین و اتمام نعمت و رضایت خداست.
  •  غدیر برترین عید نزد پیامبر و پیشوایان راستین اسلام است.

آری غدیر با تمام غرض‏ ورزى‏ ها و تحریف‏ ها و دشمنى‏ ها و به دلیل روشنى و وضوح و دلالت و تواتر و اسنادش، سند همیشه‏ زنده‏ ى تاریخ و حماسه‏اى جاودانه است كه اینك بعد از چهارده قرن به دست ما رسیده که حتّى عالمان مكتب خلافت را نیز به نقل و روایت واداشته است.

آری، غدیر بنا به تمام این دلایل كه گفتیم اهمّیّتش را به هر انسان طالب سعادت مى‏ رساند و مى ‏فهماند؛ امّا بالاترین عظمت و اهمّیّت غدیر مدیون شخصیّت والاى امیر اهل ایمان حضرت مولى‏ الموحّدین امام علىّ‏ بن ابى‏طالب علیه السلام است كه به گوشه‏ اى از صفات و ویژگى‏ هایش اشاره كردیم.

 زمان غدیر، مكان غدیر، اصحاب غدیر، بیعت غدیر، الهى‏ بودن غدیر… همه و همه این رخ‏داد بزرگ را در جایگاهى مهمّ و حسّاس از تاریخ قرار مى‏ دهد و على علیه السلام، كه سبب ماندگارى و جاودانگى غدیر است را در یکی عظیم ترین و حساس ترین فرازهای تاریخ.

 اگر على علیه السلام در میانه‏ ى صحنه‏ ى غدیر نبود، پیامبر دست چه كسى را بالا مى‏ برد كه مورد تأیید خدا باشد و راهش را به ‏گونه‏ اى ادامه دهد تا زحمات 23 ساله‏ ى ایشان هَدَر نرود؟!  اگر على علیه السلام در كنار آن بركه حاضر نمى‏ بود، دست مردم در دست چه كسى گذارده مى‏ شد تا آنان را به اوج سعادت و عظمت و ایمان و به سراى بهشت رهنمون گردد؟!

مگر نه تنها اوست كه مى‏ تواند در جانشینى پیامبر خداوند، پاسدار دین و شرف و برترى و افتخار و نگهبان همه‏ چیز باشد؟ كدام انسان دیگرى پس از پیامبر، فضایلى چون على دارد؟  آرى، همه ‏چیز «غدیر» كه نه، همه ‏چیز «اسلام» پس از پیامبر، به على علیه السلام برمى ‏گردد و در یك كلام، او روح اسلام است.

اینك كه اهمّیّت غدیر را شناختیم و راز عظمت غدیر برایمان آشكار شد، همراهمان باشید تا در بخشى دیگر سفری به آن و نظاره‏ گر منبرى باشیم كه دست رسول خدا دست یداللَّهى علىّ مرتضى را بر فراز آورده و آخرین پیام الهى را مى‏ رساند؛ پیامى كه اگر به گوش جان كسى برسد و محتواى آن را نپذیرد، این عمل او برابر با خروج از وادى ایمان و بندگى خداست.

 كتاب‏هایى كه به نمایش گذارده شده است، هر كدام به نحوى شما را با موضوعات عرضه ‏شده بیش‏تر آشنا مى ‏كند. در آخرین بخش مى‏ توانید آثار موجود را براى مطالعه تهیّه كنید و پاسخ پرسش‏هاى خویش را دریافت دارید.

 از خداى مهربان مسألت داریم ما را از متمسّكین به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و فرزندان پاکش قرار دهد و توفیق پیروى و تبعیّت از آخرین بازمانده‏ى عترت، حضرت مهدى عجَّل‏ اللَّه‏ تعالى‏ فرجه را به ما عنایت فرماید.

ترسیمى از مراسم سه روزه در غدیر خم – آغاز سفر از مدینه تا غدیر

در سال دهم هجرت، از طرف خداوند به پیامبر اكرم صلى ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله دستور داده شد تا دو مسئله اساسى اسلام را به طور مفصل و رسمى به مردم ابلاغ نماید: حج، ولایت و خلافت دوازده امام علیهم‏ السلام.

در پى این فرمان، اعلان عمومى براى سفر حج داده شد، و جمعیتى بیش از صد و بیست هزار نفر از هر سو عازم مكه شدند. پیامبر صلى الله علیه وآله و جمعیت همراه با احرام از میقات به سوى مكه حركت كردند؛ و پس از ده روز در پنجم ذى الحجة وارد این شهر شدند.

امیرالمؤمنین علیه‏السلام ـ كه از طرف پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله به یمن و نجران رفته بودند ـ به همراه دوازده هزار نفر از اهل یمن با احرام وارد مكه شدند.

برنامه حج

با رسیدن ایام حج، پیامبر صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏ آله به عرفات و مشعر و منى رفتند، و اعمال حج را با تمام واجبات و مستحبات آن به مردم آموختند.در منى پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله دو بار سخنرانى كردند، و زمینه را براى اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه ‏السلام آماده فرمودند. همچنین آن‏ حضرت به امرخداوند، ودایع انبیاء علیهم‏السلام را به امیرالمؤمنین علیه‏ السلام تحویل دادند.

لقب امیرالمؤمنین علیه‏ السلام

پس از بازگشت به مكه، جبرئیل از طرف خداوند لَقَب «امیرالمؤمنین» را به عنوان اختصاص آن به على بن ابى‏ طالب علیه‏ السلام آورد؛ و به دستور پیامبر صلى الله علیه و آله بزرگان اصحاب خدمت امیرالمؤمنین علیه‏ السلام حاضر شدند و با خطاب «السلام علیك یا امیرالمؤمنین» به آن حضرت سلام كردند؛ اگرچه اعطاى این لقب و نظیر این برنامه قبلاً نیز انجام شده بود.

اعلان عمومى براى حضور در غدیر

بلا فاصله پس از اتمام حج، «بلال» منادىِ پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله از طرف آن حضرت اعلام كرد: «فردا كسى جز معلولان نباید باقى بماند، و همه باید حركت كنند تا در وقت معین در غدیر خم حاضر شوند.» «غدیر خم» كه داراى آب و چند درخت كهنسال بود و قبل از جحفه در تقاطع مسیرها قرار داشت، به امر خاص الهى انتخاب گردید.

پس از این اعلان، مردم با تعجب از حركت فورى پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏ آله، خود را براى خروج از مكه آماده كردند. حتى عده ‏اى از اهل یمن كه مسیرشان به سمت شمال نبود و نیز عده ‏اى از اهل مكه آماده شدند تا همراه حضرت تا غدیر بیایند.

برنامه‏ هاى قبل از خطابه

صبح آن روز كه پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله از مكه حركت كردند، جمعیتى بیش از صد و بیست هزار نفر همراه حضرت به سوى غدیر خم آمدند. با رسیدن به منطقه غدیر، حضرت مسیر حركت را به سمت راست جاده تغییر دادند و دستور دادند منادى ندا كند: «همه مردم متوقف شوند و آنان كه پیش رفته‏ اند بازگردند و آنان كه پشت سر هستند توقف كنند، تا همه در محل از پیش تعیین شده جمع شوند». همچنین دستور دادند: «كسى زیر درختان كهنسالى كه در آنجا بود نرود و آن مكان خالى بماند.»

با این دستور همه مركب‏ها از حركت ایستادند و مردم در منطقه غدیر پیاده شدند، و هر یك براى خود جایى پیدا كردند و خیمه‏ ها را بر پا كردند و مستقر شدند. شدت گرما در اثر حرارت آفتاب و داغى زمین به حدى بود كه مردم ـ و حتى خود حضرت گوشه‏اى از لباسشان را بر سر انداخته و گوشه ‏اى از آن را زیر پاى خود قرار داده بودند، و عده ‏اى از شدت گرما عبا را به پاهایشان پیچیده بودند.

پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله به سلمان و ابوذر و مقداد و عمار دستور آماده سازى زیر درختان كهنسال را دادند. آنان پس از كندن خارهاى زیر درختان و جمع آورى سنگ‏ هاى ناهموار، زیر درختان را جارو زده و آب پاشى كردند. در فاصله بین دو درخت روى شاخه‏ ها پارچه‏ هایى انداختند تا سایبانى از آفتاب باشد، و آن محل براى برنامه سه روزه‏اى كه حضرت در نظر داشتند كاملاً مساعد شود.

در زیر سایبان، سنگ‏ ها را روى هم چیدند و از رواندازهاى شتران و سایر مركب‏ ها نیز كمك گرفتند و روى همه آن‏ها پارچه‏ اى انداختند، و منبرى به بلندى قامت حضرت ساختند. این منبر را طورى بر پا كردند كه نسبت به دو طرف جمعیت در وسط قرار بگیرد، و پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله هنگام سخنرانى مُشرِف بر مردم باشند تا صداى حضرت به همه برسد و همه آن حضرت را ببینند. البته یك یا چند نفر سخنان پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله را براى مردم تكرار مى‏ كردند تا افرادى كه دورتر قرار داشتند مطالب را بهتر بشنوند.

كیفیت سخنرانى پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏آله

انتظار مردم به پایان رسید. منادىِ پیامبر صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏ آله ندا داد تا مردم جلوى منبر اجتماع كنند، و با آماده شدن صف‏ها نماز را به جماعت خواندند.

بعد از آن مردم ناظر بودند كه پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏ آله بر فراز آن منبر ایستادند، و به امیرالمؤمنین علیه ‏السلام دستور دادند بالاى منبر بیاید. آن حضرت نیز بالاى منبر رفته و یك پله پایین‏تر در طرف راست پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله ایستادند.

سپس حضرت نگاهى به راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا مردم كاملاً جمع شده آرام گردند. پس از آماده شدنِ مردم، پیامبر اكرم صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله سخنرانىِ تاریخى و آخرین خطابه رسمى خود را براى جهانیان آغاز كردند.

سخنرانى پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله در غدیر با شیوه خاص آن كه دو نفر بر فراز منبر در حال قیام دیده مى ‏شدند حدود یك ساعت طول كشید. این بیانات حضرت با در نظر گرفتن ترتیب مطالب خطبه در یازده بخش قابل ترسیم است: در اولین بخش سخن، حضرت حمد و ثناى الهى به جا آورده، صفات قدرت و رحمت حق تعالى را ذكر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.

در بخش دوم تصریح فرمودند كه باید فرمان مهمى درباره على علیه ‏السلام ابلاغ كنم، و گرنه رسالت الهى را نرسانده ‏ام و ترس از عذاب خدا دارم. در سومین بخش، آن حضرت امامت دوازده امام بعد از خود را تا آخرین روز دنیا با عمومیت ولایت آنان بر همه انسان‏ ها، و در طول زمان‏ها و در همه مكان‏ ها، و نفوذ كلماتشان در جمیع امور اعلام فرمودند.

در بخش چهارم خطبه، پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله بازوان امیرالمؤمنین علیه‏ السلام را گرفتند و آن حضرت را از جا بلند كردند و در این حال فرمودند:

«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ» خطبه غدیر

سپس كمال دین را با ولایت ائمه علیهم ‏السلام اعلام فرمودند. در بخش پنجم، حضرت صریحا فرمودند: «هر كس از ولایت ائمه علیهم ‏السلام سرباز زند اعمال نیكش سقوط مى‏ كند و در جهنم خواهد بود». بعد از آن شمه ‏اى از فضایل امیرالمؤمنین علیه ‏السلام را متذكر شدند.

در مرحله ششم، پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله با تلاوت آیاتى از قرآن در رابطه با عذاب الهى و لعن دشمنان دین، فرمودند: «منظور از این آیات عده ‏اى از اصحاب من هستند كه مأمور به چشم پوشى از آنان هستم، ولى بدانند كه خداوند ما را بر معاندین و مخالفین و خائنین و مقصرین حجت قرار داده، و اغماض
نسبت به آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست». سپس بیزارى خود را از گمراه كنندگان امت اعلام فرمودند و اشاره‏ اى هم به «اصحاب صحیفه ملعونه» و غاصبین مقام امامت نمودند.

در بخش هفتم، حضرت تكیه سخن را بر اثراتِ ولایت اهل بیت علیهم‏ السلام قرار داده فرمودند: «اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد، شیعیان اهل‏ بیت هستند». سپس آیاتى درباره اهل بهشت را به پیروان آل محمد علیهم ‏السلام، و آیاتى درباره اهل جهنم را به دشمنان آل محمد علیهم ‏السلام تفسیر فرمودند.

در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقیة اللّه‏ الاعظم حجة بن الحسن المهدى ارواحنا فداه فرمودند، و آینده‏ اى پر از عدل و داد به خطابه دست امام زمان عجل اللّه‏ فرجه را به جهانیان مژده دادند. در بخش نهم مردم را به بیعت با خود و سپس با على علیه ‏السلام دعوت نمودند، و آن را از طرف خداوند و بیعت با حق تعالى دانستند.

در دهمین بخش، پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله درباره كیفیت بیان احكام الهى در آینده مسلمین فرمودند: چون بیان همه حلال‏ ها و حرام ‏ها توسط من امكان ندارد، با بیعتى كه درباره امامان علیهم ‏السلام از شما مى‏ گیرم حلال و حرام را تا روز قیامت بیان كرده ‏ام، یعنى بیان ایشان بیان من است. بالاترین امر به معروف و نهى از منكر را نیز، تبلیغ پیام غدیر درباره اطاعت از امامان علیهم‏ السلام و نهى از مخالفتشان دانستند.

در آخرین مرحله خطابه، بیعتِ لسانى انجام شد و حضرت فرمودند: «خداوند دستور داده تا قبل از بیعت با دست، از زبان‏ هاى شما اقرار بگیرم». سپس مطلبى را كه خلاصه آن اطاعت از دوازده امام علیهم ‏السلام و عهد و پیمان بر ثابت قدم بودن و بر رساندن پیام غدیر به نسل‏ هاى آینده و غایبان از غدیر بود براى مردم گفتند، و مردم آن را تكرار كردند. كلمات نهایى پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله دعا براى اقرار كنندگان و نفرین بر منكرین اوامرش بود، و با حمد و سپاس خداوند خطابه را به پایان رساندند.

دو اقدام عملى بر فراز منبر

در اثناى خطبه، پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله دو اقدام عملى انجام دادند كه بسیار جلب توجه نمود:

اول: بلند كردن و معرفى امیرالمؤمنین علیه‏ السلام

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله پس از مقدمه چینى و ذكر مقام امامت و خلافت و ولایت امیرالمؤمنین علیه ‏السلام، براى آنكه تا آخر روزگار راه هر گونه شك و شبهه بسته باشد، پس از معرفى صاحب ولایت به صورت لسانى، آن حضرت را عملاً معرفى كردند. بدین ترتیب كه ابتدا فرمودند: باطن قرآن و تفسیر آن را براى شما بیان نمى‏ كند مگر این كسى كه دست او را مى‏ گیرم و او را بلند مى‏ كنم و بازویش را گرفته و او را بالا مى‏ برم.

پس از آن، حضرت گفته خود را عملى كردند و بازوان امیرالمؤمنین علیه ‏السلام را گرفتند. در این هنگام امیرالمؤمنین علیه ‏السلام دستان خود را به سمت صورت حضرت باز كردند به طورى كه دستانشان به سوى آسمان بلند شد. سپس پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله امیرالمؤمنین علیه ‏السلام را از جا بلند كردند تا حدى كه پاهاى آن حضرت محاذى زانوهاى پیامبر علیه‏ السلام قرار گرفت. در این حال از مردم پرسیدند: چه كسى صاحب اختیار شماست؟ گفتند: خدا و رسولش؟ در اینجا فرمودند:

(مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ) خطبه غدیر

هر كس كه من مولى و صاحب اختیار اویم این على مولى و صاحب اختیار اوست. خدایا دوست بدار هر كس او را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و یارى كن هر كس او را یارى كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند.

دوم: بیعت با قلب ها و زبان ها

از آنجا كه بیعت گرفتن از فرد فرد آن جمعیت انبوه مشكل بود، و از طرفى امكان داشت افرادى به بهانه‏ هاى مختلف از بیعت شانه خالى كنند و حضور نیابند، لذا حضرت در اواخر سخنرانى فرمودند: اى مردم، چون جمعیت شما بیش از آن است كه با دست من در زمان واحد بیعت كنید، پس همگى قبلاً این سخنى را كه من مى ‏گویم به قصد بیعت تكرار كنید و بگویید:

ما فرمان تو از جانب خداوند را  كه درباره على بن ابى ‏طالب و امامان از فرزندانش به ما رساندى اطاعت مى ‏كنیم و به آن راضى هستیم، و با قلب و جان و زبان و دستمان با تو بر این ادعا بیعت مى‏ كنیم . . . عهد و پیمان در این باره براى آنان از ما ـ از قلب‏ ها و جان‏ ها و زبان‏ ها و ضمایر و دستانمان گرفته شد. هر كس توانست با دستش، و گرنه با زبانش بدان اقرار مى‏ نماید.

بیعت مردان

با پایان یافتن خطابه، مردم به سوى پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله و امیرالمؤمنین علیه‏ السلام ازدحام كردند، و با ایشان به عنوان بیعت دست مى‏ دادند و تبریك و تهنیت مى‏ گفتند.

پیامبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله دستور دادند تا دو خیمه بر پا شود. در یكى خود جلوس فرمودند و به امیرالمؤمنین علیه ‏السلام دستور دادند تا در خیمه دیگر جلوس فرماید. مردم دسته دسته در خیمه پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله حضور مى‏ یافتند و پس از بیعت و تبریك به خیمه امیرالمؤمنین علیه ‏السلام مى‏ آمدند و به عنوان امام و خلیفه بعد از پیامبرشان با حضرتش بیعت مى‏ كردند و با لقب «امیرالمؤمنین» به آن حضرت سلام مى‏ كردند، و این مقام والا را تبریك و تهنیت مى ‏گفتند. برنامه بیعت و تهنیت تا سه روز ادامه داشت و حضرت این مدت را در غدیر اقامت داشتند.

مسئله جالب در این بیعت آن بود كه اولین كسانى كه در غدیر با امیرالمؤمنین علیه ‏السلام بیعت نمودند و خود را از دیگران جلو انداختند همان‏ هایى بودند كه زودتر از همه بیعت خود را شكستند و پیمان خود را زیر پا گذاشتند. آنان عبارت بودند از: ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه و زبیر كه پس از رحلت پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله یكى پس از دیگرى رو در روى امیرالمؤمنین علیه ‏السلام ایستادند.

نكته ظریف دیگر اینكه ابوبكر و عمر قبل از بیعت به صورت اعتراض گفتند: ولایت على را از جانب خود مى‏ گویى یا دستور الهى است؟! پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله فرمودند: «از طرف خدا و رسولش است» این اعتراض بیجا با توجه به سبقت آنان در بیعت ـ در حالى كه سایر مردم بدون هیچ شك و شبه ه‏اى بیعت مى‏ كردند ـ باطن منافقانه شان را براى تاریخ روشن ساخت.

جالب ‏تر اینكه عمر بعد از بیعت این كلمات را بر زبان مى ‏راند: «افتخار برایت باد، گوارایت باد، اى پسر ابى‏ طالب! خوشا به حالت اى ابا الحسن، اكنون مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمنى شده‏ اى!»

بیعت زنان

از طرف دیگر، پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏ آله دستور دادند تا ظرف آبى آوردند، و پرده‏ اى بر روى آن زدند به طورى كه زنان در آن سوى پرده با قرار دادنِ دستِ خود در آب، و قرار دادنِ امیرالمؤمنین علیه‏ السلام دست خود را در سوى دیگر با آن حضرت بیعت كردند؛ وبه دین صورت بیعت زنان هم انجام گرفت.

یادآور مى ‏شود كه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیهاالسلام در غدیر حضور داشتند، و كلیه همسران پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏ آله نیز در آن مراسم حاضر بودند.

عمامه سحاب

در این مراسم، پیامبر صلى ‏الله ‏علیه و ‏آله عمامه خود را كه «سحاب» نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر امیرالمؤمنین علیه السلام گذاشتند و انتهاى عمامه را از پشت سر بر دوش آن حضرت قرار دادند.

شعر غدیر

در مراسم پر شور غدیر، حسّان بن ثابت از پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و ‏آله اجازه خواست تا به مناسبت این واقعه عظیم شعرى درباره امیرالمؤمنین علیه ‏السلام بگوید. حضرت فرمودند: بگو به برکت خداوند.

حسّان در جاى بلندى قرار گرفت و گفت: «اى بزرگان قریش، سخن مرا به گواهى و امضاى پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله گوش كنید». سپس اشعارى را كه همانجا سروده بود خواند كه به عنوان یك سندِ تاریخى از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند.

جبرئیل در غدیر

اتمام حجت دیگر این بود كه مردى زیبا روى در كنار مردم مى ‏گفت: به خدا قسم روزى مانند این روز هرگز ندیدم. چقدر كار پسر عمویش را محكم نمود! براى او پیمانى بست كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى ‏زند. واى بر كسى كه پیمان او را بشكند.

عمر نزد پیامبر صلى‏ الله‏ علیه‏ و ‏آله آمد و گفت: شنیدى این مرد چه مى‏ گفت؟! حضرت فرمودند: او را شناختى؟ گفت: نه. حضرت فرمودند: او روح الامین جبرئیل بود. تو مواظب باش این پیمان را نشكنى. اگر چنین كنى خدا و رسول و ملائكه و مؤمنان از تو بیزار خواهند بود!

معجزه غدیر

امضاى الهى بر غدیر، معجزه‏اى بود كه پس از اعلام ولایت توسط پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏ و ‏آله به وقوع پیوست. حارث فهرى نزد حضرت آمد و معترضانه پرسید: آیا این ولایت كه امروز اعلام كردى از جانب خدا بود؟ پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله فرمود: آرى از جانب خدا بود.

در اینجا حارث خطاب به خداوند گفت: «خدایا! اگر آنچه محمد مى ‏گوید حق و از جانب توست سنگى از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناكى بر ما بفرست»!! همین كه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگى از آسمان بر او فرستاد كه از مغزش وارد و از دُبُرش خارج گردید و همانجا او را هلاك كرد.با این معجزه، بار دیگر بر همگان مسلم شد كه «غدیر» از منبع وحى سرچشمه گرفته و فرمان الهى است و منكرین آن مستحق عذاب ‏اند.

پایان مراسم غدیر

پس از سه روز، مراسم غدیر پایان پذیرفت و آن روزها به عنوان «ایّام الولایة» در ذهن‏ ها نقش بست. گروه‏ ها و قبایل عرب، پس از وداع با پیامبرشان و معرفت كامل به جانشین آن حضرت راهى شهر و دیار خود شدند و پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏ و‏ آله عازم مدینه گردیدند. خبر واقعه غدیر در شهرها منتشر شد و به سرعت شایع گردید و به گوش همگان رسید، و بدین گونه خداوند حجتش را بر مردم تمام كرد.

اتمام حجت جهانى در غدیر

جا داشت بیش از صد و بیست هزار نفر حاضر در غدیر، هر یك به سهم خود خطبه غدیر را حفظ كنند و متن آن را در اختیار فرزندان و فامیل و دوستان خود قرار دهند.

البته فضاى ظلمانى جامعه مسلمین پس از رحلت پیامبر صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ـ كه گفتن و نوشتن معارف و سنن پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله سال‏ هاى متمادى در آن ممنوع بود ـ سبب شد كه مردم نتوانند سخنان سرنوشت سازِ پیامبرِ دلسوزشان در آن مقطع حساس را بازگو كنند و در فكر اجراى آن در عینیت جامعه باشند. پیداست كه مطرح كردن غدیر مساوى با برچیدن بساط غاصبینِ خلافت بود، و آنان هرگز اجازه چنین كارى را نمى ‏دادند.

اما غدیر، به صورتى در سینه‏ ها جاى گرفت كه عده زیادى خطابه غدیر یا قسمتى از آن را حفظ كردند و براى نسل‏ هاى آینده به یادگار گذاشتند، و هیچكس را قدرتِ منع از انتشار چنین خبر مهمى نبود. لذا بین قاطبه مسلمین، هیچ حدیثى به اندازه «حدیث غدیر» روایت كننده ندارد، و گذشته از تواترِ آن، از نظر رجال و درایت فوق العاده است.

پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏آله با توجه به آینده بلند مدت دین الهى تا آخرین روز دنیا و دامنه وسیع مسلمین در حد جهانى، جانشینان خود تا روز قیامت را در این خطابه رسمى به جهانیان معرفى فرمودند.

اگر گروه ‏هایى از مسلمین در طول زمان‏ها همچنان در مقابل جانشینان حقیقى پیامبرشان سر تعظیم فرود نیاورده و نمى‏ آورند، ولى جمع عظیم شیعیان در طول تاریخ فقط على بن ابى طالب و یازده فرزند او را جانشینان پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله مى ‏دانند.

اگر اجتماع آن روزِ مسلمین، خلافتِ بلافصل امیرالمؤمنین علیه ‏السلام را در مرحله عمل ندیدند، ولى بسیارى از نسل‏هاى بعدى مسلمانان وصى واقعى پیامبرشان را شناختند كه این بالاترین هدف از «غدیر» بود. باشد تا با ظهور حضرت ولى اللّه‏ الاعظم امام زمان علیه‏ السلام ، مردم جهان عملاً طعم خلافت الهى را بچشند و بركات آن را ببینند، و متوجه شوند كه غاصبین خلافت كدامین نعمت عظمى را از مردم گرفتند.

شیاطین در غدیر

ابلیس و رؤساى اصحاب او هنگام منصوب شدن امیرالمؤمنین علیه ‏السلام در روز غدیر حاضر بودند. در آن روز اصحاب ابلیس به او گفتند: «این امت مورد رحمت قرار گرفتند و از گمراهى محفوظ شدند، و دیگر نه ما و نه تو بر آنان راهى نداریم، چرا كه امام و پناه بعد از پیامبرشان را شناختند». پس از شنیدن این سخنان ابلیس با ناراحتى از آنان جدا شد.

هنگامى كه مردم بعد از رحلت پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله بیعت را شكستند، ابلیس اصحابش را جمع كرد تا پاسخ اعتراض آنان را عملاً نشان دهد. آنان در مقابل او سجده كردند و گفتند: «اى آقاى ما! اى بزرگ ما! تو بودى كه آدم را از بهشت بیرون كردى»! یعنى تو قبلاً كار بزرگترى در مورد آدم انجام داده ‏اى، و در كنار آن گمراه كردن این امت كار آسانى بوده است!

ابلیس گفت: «كدام امت بعد از پیامبرشان گمراه نشدند؟! هرگز!! شما گمان مى‏ كنید من بر اینان سلطه و راهى ندارم؟! چگونه دیدید مرا هنگامى كه كارى كردم تا امر خدا و پیامبر را درباره اطاعت على بن ابى‏ طالب كنار گذاردند …»؟!

منافقین در غدیر

منافقین با احساس نزدیكى رحلت پیامبر صلى‏ الله ‏علیه‏ و ‏آله و آگاهى از تصمیم حضرت براى تعیین رسمى جانشین خود، دست به اقداماتى اساسى زدند و صفوف خود را براى روزهاى بعد از وفات آن حضرت آماده‏ تر كردند.

صحیفه ملعونه اول

نطفه اصلى توطئه آنگاه منعقد شد كه دو نفر از رؤساى منافقین در یك تصمیم اساسى با هم پیمان بستند كه: «اگر محمد از دنیا رفت یا كشته شد نگذاریم خلافت و جانشینى او در اهل بیتش مستقر شود»

سه نفر دیگر هم در این تصمیم با آنان هم پیمان شدند، و اولین معاهده را این پنج نفر در كنار كعبه بین خود امضا كردند و آن را داخل كعبه زیر خاك پنهان كردند. این ماجرا در حجة الوداع مقارن روزهایى كه پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله مردم را براى حضور در غدیر آماده مى‏ كرد، به وقوع پیوست.

در اجراى این توطئه شوم، چهار نفر از آنان سراغ مهاجرین رفتند، و معاذ بن جبل كه یكى از این پنج نفر بود گفت: «شما مسئله را از جهت مهاجرین حل كنید، من درباره انصار ترتیب امور را خواهم داد!»

از آنجا كه سعد بن عباده رئیس انصار، كسى نبود كه با ابوبكر و عمر هم پیمان شود، لذا معاذ سراغ بشیر بن سعید و اسید بن حضیر كه هر یك بر نیمى از انصار  یعنى دو طایفه «اوس» و «خزرج» ـنفوذ داشتند آمد و آن دو را با خود در غصب خلافت هم پیمان نمود.

توطئه قتل پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏آله

در حجة الوداع همان پنج نفر اصحاب صحیفه با نُه نفر دیگر نقشه قتل حضرت را در راه بازگشت از مكه به مدینه ریختند. نقشه چنین بود كه در قله كوه «هَرْشى» كمین كنند و همین كه شترِ پیامبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله سربالایى كوه را پیمود و در سرازیرى قرار گرفت سنگ‏هاى بزرگى را به طرف شتر رها كنند تا بِرَمَد و حضرت را بر زمین بزند، و آنان با استفاده از تاریكى شب حمله كنند و پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏ آله را به قتل برسانند. بعد هم متوارى شوند و خود را داخل مردم نمایند تا شناخته نشوند.

خداوند تعالى پیامبرش را از این توطئه آگاه ساخت و وعده حفظ او را داد. همین كه شتر پیامبر صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله به قله كوه رسید و به سمت پایین به راه افتاد، منافقین سنگ‏ هاى بزرگ را از بالاى پرتگاه به طرف شترِ حضرت رها كردند.

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله با یك اشاره به شتر فرمان توقف دادند، و این در حالى بود كه حذیفه و عمار، یكى افسار شتر حضرت را در دست داشت و دیگرى از پشت سر شتر را راهنمایى مى ‏كرد. با توقفِ شتر، سنگ‏ ها رد شدند و حضرت سالم ماندند. منافقین با شمشیرهاى كشیده به حضرت حمله كردند، ولى حذیفه و عمار مقابله كردند و با شمشیر به آنان حمله بردند و آنها را فرارى دادند.

منافقین به پشت سنگ‏ها خزیدند تا خود را به قافله ملحق كنند؛ ولى با اشاره پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏آله نورى تابید و براى لحظاتى فضا را روشن ساخت. حذیفه و عمار چهره‏ هاى چهارده نفر را كه پشت صخره ‏ها پنهان شده بودند به چشم خود دیدند. آنان عبارت بودند از : ابوبكر، عمر، عثمان، معاویه، عمروعاص، طلحه، سعد بن ابوقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبیده جراح، ابوموسى اشعرى، ابوهریره، مغیرة بن شعبه، معاذ بن جبل، سالم مولى ابى‏ حذیفه.

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله مأمور بود با آنان درگیر نشود، چرا كه در آن شرایط حساس فتنه ‏اى بپا مى‏ شد و زحمات گذشته در معرض خطر قرار مى‏گرفت، و بار دیگر منافقین به مقاصد خود دست مى ‏یافتند.

صحیفه ملعونه دوم

پس از ورود به مدینه، منافقین در خانه ابوبكر جلسه مهم دیگرى تشكیل دادند. در این مجلس سى و چهار نفر از بزرگان منافقین كه اغلب پس از رحلت پیامبر صلى ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله در رأس امور قرار گرفتند شركت داشتند. هر یك از اینان یا از رؤساى قبایل بودند یا گروه‏ هایى از مردم را همراه خود داشتند كه از جمله آنان ابوسفیان و پسر ابوجهل و خالد بن ولید بودند.

در این جلسه اساس نامه نقشه‏ هاى آینده را تنظیم كردند و همه افراد طومارى را امضا كردند؛ و آن را به ابوعبیده جراح سپردند تا به مكه ببرد و در كنار صحیفه اول در كعبه پنهان كند.

اگر چه منافقین به تصمیماتِ خود جامه عمل پوشاندند، ولى نـور غـدیـر در طول پانزده قرن رقم میلیاردى شیعیان و محبین اهل بیت علیهم ‏السلام را در بلنداى تاریخ و پهنه جهان رقم زده؛ و آفتابِ ولایت را همچنان در مناطق مختلف دنیا درخشنده و تابناك جلوه‏ گر ساخته است.

نگرشى به اهداف خطبه غدیر

براى دركِ اهداف پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله از خطابه غدیر، در نظر گرفتنِ شكل مخصوص سخنرانى كه به حالت قیام بود، و شرایط استثنایى گوینده و شنوندگان از نظر تقارن با حج و شدت گرما و مكان خاصى كه قبل از تقاطع جاده‏ ها و متفرق شدن مردم در نظر گرفته شده بود، و اینكه مخاطبینِ غدیر را جمعیتى به تعداد كل مسلمین جهان تا آخر روزگار تشكیل مى ‏دادند، ضرورت دارد.

با این مقدمه است كه مى‏ توان پایه ‏هاى فكرى كه پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله در این خطبه، به عنوان خط مشى دائمى مسلمین تعیین كردند به دست آورد. با این نتیجه ‏گیرى‏ ها معلوم خواهد شد كه گمراه كنندگانِ امت و تحریف كنندگانِ دین خدا چگونه رو در روى خداى تعالى و پیامبرش ایستادند و مردم را از صراط مستقیم منحرف كردند.

محور سخن در خطابه غدیر

محورِ سخن در سخنرانى پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏ آله ، ولایت دوازده امام علیهم ‏السلام و شئون امامت ایشان است و حضرت از سه موضوع خارج نشده‏ اند:

مواردى از خطبه صریحا درباره ولایت و امامت دوازده امام علیهم ‏السلام است. مواردى دیگر به عنوان مقدمه چینى و تمهید براى مسئله ولایت، و مواردى هم در بیان شئون امامت و درجه اعلاى ولایت امامان و فضایل ایشان و برنامه ‏هاى اجتماعى آنان، و نیز درباره دشمنان ایشان و رؤساى ضلالت و انحراف است.

نیمه اول خطبه مربوط به اصل مطلب یعنى اعلان رسمى ولایت ائمه علیهم ‏السلام است. در نیمه دوم پس از فراغت از موضوع اصلى، به توضیح آن پرداخته‏ اند. در پایان، نماز و زكات و حج و امر به معروف و نهى از منكر را یاد آور شده ‏اند و ارتباط آن را با ولایت بیان فرموده‏ اند.

آمارى از مطالب خطبه غدیر

ذیلاً آمارى از جنبه ‏هاى شاخص خطبه غدیر و تعداد مواردى كه ذكر آن در خطبه آمده تقدیم مى ‏گردد:

الف . موضوعاتى كه در خطبه مد نظر است :

  • صفات خداوند تعالى : 110 مورد.
  • مقام پیامبر صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله : 10 مورد.
  • ولایت امیرالمؤمنین علیه ‏السلام : 50 مورد.
  • ولایت ائمه علیهم ‏السلام : 10 مورد.
  • فضائل امیرالمؤمنین علیه ‏السلام : 20 مورد.
  • حضرت مهدى علیه ‏السلام : 20 مورد.
  • شیعیان اهل‏بیت علیهم ‏السلام و دشمنان ایشان : 25 مورد.
  • بیعت با امامان علیهم ‏السلام : 10 مورد.
  • قرآن و تفسیر آن : 12 مورد.
  • حلال و حرام : 20 مورد.

ب . اسماء مباركى كه در خطبه به آنها تصریح شده است :

  • نام امیرالمؤمنین علیه ‏السلام 40 مرتبه به عنوان «على» علیه ‏السلام تصریح شده است.
  • كلمه «ائمه» علیهم ‏السلام 10 مرتبه صریحا آمده است.
  • نام «امام زمان علیه ‏السلام » 4 مرتبه به عنوان «مهدى» علیه ‏السلام آمده است.
  • البته اكثر خطبه، درباره امیرالمؤمنین و ائمه علیهم ‏السلام است كه به صورت ضمیر یا اشاره آمده است.

ج . آیات قرآنى كه در خطبه آمده است :

  • استشهاد به آیات قرآن در بسیارى از مواضع خطبه از نكات شاخص خطبه است. آیاتى كه در خطبه غدیر به عنوان شاهد یا تفسیر آمده 50 مورد است، كه اهمیت این سند بزرگ اسلام را جلوه‏ گر مى ‏نماید.
  • تفسیر 25 آیه قرآن به اهل بیت علیهم ‏السلام و 15 آیه به دشمنان اهل بیت علیهم ‏السلام در متن خطبه نیز از نكات بسیار مهم آن است.
  • بیش از 10 آیه از قرآن نیز در ایام واقعه غدیر نازل شده كه آیات (یا أیُّهَا الرَّسُول بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إلَیْكَ … ) و (اَلْیَوْم أكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُم … ) و (سَألَ سَائِلٌ بِعَذابٍ واقِـع ) سه نمونه بارز آن است.

د . نكات شاخص در خطبه غدیر :

  • شاهد گرفتن خداوند بر تبلیغ خود.
  • شاهد گرفتن مردم بر تبلیغ خود.
  • تأكید بر امامت دوازده امام علیهم ‏السلام بعد از خود.
  • تأكید بر عدم تغییر حلال وحرام و تبیینِ آن توسط امامان.
  • اشاره به منافقین و اقداماتِ گذشته و آینده آنان صریحا و تلویحا.
  • برگرفته از کتاب «خطابه غدیر» نوشته محمد باقر انصاری
  • این متن از لوح فشرده” برکه” برگرفته شده است

غرفه‏ ى 2 نمایشگاه عظمت غدیر – ماجراى غدیر

 سال دهم هجرى بود. منادیان پیامبر رحمت صلى الله علیه وآله وسلم در اطراف  ندا مى‏ دادند تا همه ‏ى مردم بدانند كه امسال بیت‏ اللَّه‏ الحرام شرفِ حضورِ خاتم‏ الأنبیا را درك خواهد كرد. خیل عظیم هفتاد هزار نفری  مهاجر و انصار با اضافه ‏شدن مردم مكّه و مسلمانان شهرهاى دیگر و یمنى‏ ها كه به همراهی علی علیه السلام راهى انجام مراسم حج مى‏ شدند به   صد و بیست هزار تَن می رسید.

كاروان زائران خانه ‏ى خدا از مدینه به سوى مكّه حركت كرده بود و پس از رسیدن به زادگاه اسلام، مسلمانان به همراهی رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به اعمال حجّشان پرداختنده بودند. پیامبر رحمت طىّ آن روزها در مكان‏هایى مناسب، آخرین سفارش‏هاى مذهبى و فرمان‏هاى الهى را به مسلمانان گوشزد فرمودند.

 روز هشتم ذى‏ حجّه نیز رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم با اشاراتى به مسلمانان اعلام فرمودند كه امسال آخرین ‏سال عمرشان است و پس از اندك زمانى، منادى حق را لبّیك خواهند گفت:

 «بدانید! دو چیز گران‏مایه در میان شما باقى مى ‏گزارم كه اگر بدان‏ها متوسل شوید، هرگز گمراه نخواهید شد. آن دو چیز، كتاب خدا و عترتم كه اهل بیت من‏ اند. آن دو از یكدیگر جدا نمى‏ شوند تا در كنار حوض كوثربر من وارد شوند.»

 در اواخر مراسم حج، رسول گرامى صلى الله علیه و آله و سلم میراث پیامبران را به فرمان الهى، به پیشواى پارسایان سپردند و قبل از حركت از مكّه، پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم دستور دادند تا بزرگان و اصحاب طىّ مراسمى به محضر امیرمؤمنان علیه السلام حضور یابند و با عنوان «امیرالمؤمنین» بر او سلام گویند.

 بلافاصله پس از اتمام حج، بِلال از سوى رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم اعلام كرد: «فردا… جز ناتوانان همه باید حركت كنند و در وقت معیّن در غدیر خم حاضر باشند.»

  قافله ‏ى عظیم حاجیان به‏ سوى غدیر خم حركت كرد و نزدیك ظهر روز هجدهم ذى‏ حجّه وارد صحراى جُحفه شد. هنوز كمى به نقطه‏ ى جدایى قافله‏ ها براى رفتن به سرزمین ‏هایشان باقى مانده بود که آن فرمان داده شد تا همه توقف کنند تا كسانى كه پیش‏تر رفته ‏اند بازگردند و آنان‏كه پشت سر هستند برسند.

  هوا گرم بود و سوزان و شدّت گرما به حدّى بود كه مردم گوشه ‏اى از جامه‏ ى خویش را به سر انداخته و گوش ه‏اى دیگر را زیر پاى خود قرار داده بودند و در سایه‏ ى مركب‏ ها، از اشعّه ‏ى گرم آفتاب خود را حفظ مى‏ كردند.

 بى‏ شك، خبر مهمّى در پیش بود؛ زیرا هر آن‏چه پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم فرمان مى‏ داد از جانب خداوند بود و هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى‏ گفت.

 سلمان و ابوذر و عمّار و مقداد به فرمان آن محبوب دل‏ها در كنار چند درخت، محلّى را آماده كردند. سكّوى بلندى از سنگ‏ها و روانداز مركب‏ ها فراهم شد. ظهر بود كه مؤذّن نداى اذان سر داد. پیشواى آسمانى با مردم نماز خواند و سپس بر بالاى محلّ بلندى كه آماده شده بود قرار گرفت و بر فراز آن به ‏گونه‏ اى ایستاد تا همه او را ببینند و صدایش را بهتر بشنوند. با اشاره‏ى او، همه به گِردش جمع شدند؛ بزرگ و کوچک، زن و مرد، پیر و جوان، مؤمن و منافق.

 پیامبر مهربان امّت، پس از ستایش خداى یگانه، اندكى درنگ نمودند و در حالى ‏كه به اطراف خود در میان توده‏ ى مردم مى‏ نگریستند، با فریادی بلند، على علیه السلام را نزد خود فرا خواندند و او را یك پلّه پایین‏تر از خویش بر فراز جایگاه نشاندند زیرا می بایست فرمان مهمّى را درباره ‏ى علىّ‏ بن ‏ابى‏ طالب ابلاغ كنند و نیز تصریح فرمودند كه خداوند به من این چنین وحى كرده است:

 «اى پیامبر! آن‏چه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است برسان كه اگر نرسانى، رسالت حق را نگزارده ‏اى؛ خداوند تو را از گزند مردم حفظ مى‏ كند…» سپس امر مؤكّد پروردگار درباره‏ى اعلام ولایت را با صراحت تمام بیان کردند:

 «جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شده و از طرف خداوند مرا مأمور كرده است كه در این محلّ اجتماع به ‏پا خیزم و به هر سپید و سیاهى اعلام كنم كه علىّ ‏بن ‏ابى‏ طالب برادرِ من و وصىّ من و جانشین من بر امّتم و امام بعد از من است. هر كه با على مخالفت بنماید رانده‏ ى درگاه خداست و هر كس او را پیروى كند مشمول رحمت الهى است. مؤمن كسى است كه به على ایمان آورد و او را تصدیق كند.»

 پس از آن رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم امامت دوازده امام بعد از خود را تا آخرین ایشان چنین اعلام فرمودند: «خداوند عزیز و بزرگ صاحب اختیار شما و معبود شماست و بعد از خداوند، رسولش كه اینك، پیش رویتان ایستاده و با شما سخن مى‏ گوید سرپرست شماست. پس از من، به فرمان خدا، على صاحب‏ اختیار و امام شما خواهد بود و بعد از او، تا قیامت، امامت در نسل من از فرزندان او قرار خواهد داشت…»

 پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم، در آن اجتماع بزرگ براى این ‏كه كمترین ابهامى باقى نمانَد دست على علیه السلام را گرفتند و بلند كردند و منشور آسمانى خلافت را این‏چنین اعلام فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا علیٌّ مَوْلاه…»«بر هر كس كه من (صاحب اختیار) و مولاى اویم، این على مولا و (صاحب‏اختیار) است.»

  در حالی که سخنان ایشان ادامه داشت. دست امیرالمؤمنین علیه السلام را در دست گرفته و هم‏چنان بالا نگه داشته بودند و فضایل ایشان را بازگو مى ‏فرمود تا بدین‏ جا رسیدند که:

 «اى مردم!… بدانید كه شما را فرا مى ‏خوانم تا به ‏عنوان بیعت با على، نخست دست بیعت به من دهید و سپس با او پیمان ببندید… من از جانب خداوند عزیز و بزرگ، براى على از شما بیعت مى‏ گیرم. پس هر كس پیمان شكند به خود زیان كرده است.»

 رسول مهربان اسلام صلى الله علیه و آله و سلم در ادامه ‏ى سخن، از انبوه حاجیانى كه در اجتماع غدیر حاضر بودند، بر پیشوایى و امامت على و امامان بعد از او اقرار و اعتراف زبانى گرفتند و فرمودند:

 «اى مردم! آن‏چه به شما گفتم بازگویید و بر على به عنوان «امیرالمؤمنین» سلام كنید و بگویید:  شنیدیم و اطاعت كردیم… خداوندا، مؤمنان را بیامرز و بر كافران خشم گیرکه حمد و ستایش، سزاوار پروردگار جهانیان است.

 پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم پس از انتصاب امیرمؤمنان علیه السلام از جانب حق،  این آیه را که جبرئیل نازل نمود را قرائت کردند.  «الْیَوْمَ أكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رضیتُ لَكُمُ الإْسْلامَ دیناً» « امروز با اعلام ولایت و امامت علوى دینتان را كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم و خشنود گشتم كه اسلام آیین شما باشد. »

آری به ولایت امیرالمؤمنین و فرزندانشان دین خدا كامل شده بود. على و فرزندانش یك به یك معرّفى و به پیشوایى اسلام برگزیده شدند. اینك، مردم پس از پیامبر هرگز بدون امام و پیشوا نخواهند بود تا روزى كه به دست آخرین فرزند معصومش زمین مملو از عدالت و یكتاپرستى شود.

 مردم دسته دسته در خیمه‏ اى با خورشید رسالت بیعت مى‏ كردند و تبریك مى‏ گفتند و سپس با ماه ولایت به عنوان امام و جانشین بعد از پیامبر و امیرالمؤمنین دست بیعت داده سلام و تهنیت خویش را تقدیم آن مولا مى‏ كردند.

 حَسّان‏ بن‏ ثابت، شاعر معروف، به مباركى این روز، اشعارى در ستایش شاه مردان سرود كه در برابر پیامبر و انبوه جمعیّت خواند. در آخرین ساعات اجتماع غدیر، اتفاق عجیبی افتاد، حارث فِهْرى كه از خدا خواسته بود اگر آن‏چه پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم مى‏ گوید از جانب خداوند است، سنگى فرود آید تا بمیرد؛سنگی از آسمان فرود آمد او در مقابل چشمان همه جان داد در برابر چشم همگان جانش را از دست داد.

در میان آن جمع كسانى بودند كه هرگز به پیامبر ایمان نیاورده بودند و هرگاه سخن از وحى مى ‏آمد، مضطرب و نگران، لحظه ‏ها را شماره مى‏ كردند و در انتظار بودند تا سخن وحى به پایان برسد؛ مبادا كه پیامبر از گنداب درون آنان خبر آورد و رسوایشان سازد. آنان كسانى بودند كه با شور و هیجانى ساختگى دست بیعت به امام غدیر دادند؛ امّا به ‏زودى آن را فراموش كردند و مسلمان را از این نعمت بزرگ محروم ساختند.

 سرانجام، مسلمانان پس از سه شبانه ‏روز توقّف در كنار آبگیر خم و دست‏یافتن به نعمت با ارزش ولایت و امامت، راهى دیار خود شدند تا پیام غدیر را براى آنان‏ كه در غدیر حضور نداشتند از زبان خدا و پیامبرش نقل كنند و همه ساله غدیر را به عنوان بزرگ‏ترین عید مسلمانان جشن گیرند. آرى این خواست خدا بود كه خوش‏بختى و سعادت از غدیر امیرمؤمنان به انسان‏ها رسد.

 اینك كه با غدیر در متن تاریخ آشنا شدیم، پس از مرورى بر آثار و كتاب‏هاى عرضه‏ شده در این موضوع، امیدواریم در جایگاه بعدى شما را با پیام و محتواى غدیر بیش‏تر آشنا كنیم.

 از خداى بزرگ مى‏ طلبیم كه ما را با حقیقت غدیر، این نعمت بزرگ الهى، آشنا سازد و قدردان وجود پُربركت امیر غدیریان قرار دهد.

غرفه‏ ى 3 نمایشگاه عظمت غدیر – پیام غدیر

 «ولایَه عَلیّ بن أبیطالب حِصْنی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنی أمِنَ عَذابی.»

غدیر پیام پروردگار بود براى پیامبر خدا. پیام پروردگار بود براى علىّ‏ بن ‏ابى‏ طالب و فرزندانش. پیام پروردگار بود براى مؤمنان و همه‏ ى انسان‏ها؛ از آنان كه در غدیر حضور داشتند تا آنان كه پس از غدیر به دنیا آمدند؛ از روز غدیر تا آخرین روز دنیا.

 غدیر یك دریا رحمت است و حیات. غدیر نردبان کمال است؛ كشیده از زمین تا بام عرش خدا. در غدیر، پیامبر از جانب خداوند فرمان یافت تا پیام غدیر را به همه ‏ى انسان‏ها ابلاغ كند و پیامبر امین، آن پیام را چنان حكیمانه در قلب انسان‏ها و جان تاریخ به ودیعت نهاد كه نورش هرگز خاموش نشده و نخواهد شد.

 اینك گاه شنیدن و اندیشیدن در پیام غدیر است و به لطف الهى، خطبه‏ ى پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم، پس از گذشت چهارده قرن، هم‏چنان در دستان ماست. رسول‏ خدا صلى الله علیه و آله و سلم در این سخنان خطاب به مسلمانان مى ‏فرماید:

«اى مردم! … خداوند عزیز و بزرگ صاحب اختیار شما و معبود شماست و بعد از خداوند، رسولش كه مقابلتان ایستاده است و با شما سخن مى‏ گوید سرپرست شماست. پس از من، به فرمان خدا، على صاحب‏ اختیار و امام شما خواهد بود و بعد از او، تا قیامت، امامت در نسل من از فرزندان او قرار خواهد داشت…»

  غدیر شاهرگ حیات معنوى انسان است؛ که در درون دل‏هاى مؤمنان و سینه ‏هاى راهیان حقّ و عدالت، زنده و جاودانه است. در رخ‏داد بزرگ غدیر، نعمت سرپرستى و صاحب‏ اختیارى بشر به داناترین، راست‏گوترین، بزرگوارترین و بخشنده ‏ترین انسان‏هاى آسمانى سپرده ‏شد تا با تمسّك و هدایت ‏خواهى از آن پیشوایان الهى، راه سعادت را بپویند.

 غدیر جایگاهى است كه خدا و پیامبر، امام را در آن به بشر معرّفى كردند تا حجّت را بر همگان تمام كنند. از این‏رو، غدیر روز پیمان‏ بستن با نبوّت و امامت و از جان و دل پذیرفتن ولایت آن دانایانِ راست‏گو و بزرگوار و بخشنده است تا بوته‏ ى آزمایش مردم باشد.

 سخنان پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم را پى مى ‏گیریم: «اى مردم! راهتان را از على نگردانید و از وى روى برمتابید و از ولایت و سرپرستى او سر باز نزنید. اوست كه به حق راه مى‏ نماید و به آن عمل مى ‏كند. او باطل را مى‏ زداید و از آن نهى مى ‏فرماید.

« اى مردم! على را برتر بدانید كه خدا او را برترى داده است و او را بپذیرید كه على از جانب خدا امام و پیشواست. به هوش باشید كه پیشواى اهل ایمان جز برادرم على نیست!»  «اى مردم! قرآن به شما مى‏ شناساند كه امامان بعد از على فرزندان اویند و من هم به شما معرّفى كردم كه آنان از نسل من و از نسل اویند.»

آرى، غدیر روز زینت‏ گرفتن جهان هستى به ولایت علوى است. غدیر جایگاه یافتن على و راه على است. آن پیام‏ آور رحمت سخنانشان را چنین ادامه دادند: «بدانید! بالاترین امر به معروف و نهى از منكر آن است كه سخن مرا بپذیرید و آن را به كسى كه حاضر نیست برسانید و او را از طرف من به پذیرفتن آن بخوانید و از مخالفتش برحذر دارید.»

« اى مردم! من جانشینى خود را به نام امامت و به وراثتِ در نسل خود تا روز رستاخیز به امانت مى ‏سپارم. من آن‏چه را به ابلاغ آن مأمور بودم رساندم تا بر حاضر و غایب و همه‏ ى كسانى كه به ‏دنیا آمده‏ اند یا هنوز از مادر زاده نشده ‏اند، حجّت باشد. پس باید (ماجَراى امروز را) حاضران به غایبان و پدران به فرزندان، پیوسته تا روز قیامت، برسانند.»

آری این است آب گوارایى كه از دریاى لطف و رحمت الهى سرچشمه گرفته است تا همیشه ‏ى تاریخ را سیراب سازد و باید تا روز قیامت، حاضران به غایبان، آگاهان به ناآگاهان و پدران به فرزندان به ‏عنوان وظیفه ‏اى همگانى پیام غدیر را برسانند.

 نبىّ مكرّم اسلام صلى الله علیه و آله و سلم سخنانشان ادامه دادند:

«اى مردم! صراط مستقیم خداوند كه شما را به پیروى از آن فرمان داده است من‏ هستم و بعد از من، على و سپس فرزندانم از نسل او؛ پیشوایانى كه به سوى حق هدایت مى‏كنند و  به یارى حق، دادگرى مى‏ نمایند…» اى مردم! هر كس خدا و رسولش و على و امامانى را كه معرّفى كردم اطاعت كند، به یقین به رستگارى بزرگى دست یافته است.غدیر روز نشان‏دادن شاه‏راه مستقیم الهى به ‏سوى سعادت و بهشت است براى همیشه‏ ى تاریخ.

 آن‏حضرت در ادامه سخنان خویش فرمودند: «اى مردم! خداوند عزیز و بزرگ، دین شما را با امامت او كامل فرمود. پس كسانى كه به او و به جانشینان او اقتدا نكنند تا روز قیامت اعمالشان از بین خواهد رفت و جاودانه در آتش خواهند بود.

 اى مردم! بعد از من، سردم‏دارانى خواهند آمد كه به آتش دعوت مى ‏كنند و روز قیامت یارى نمى‏ بینند.» پیداست كه پیام امامت پیشوایان حق آن‏چنان مهمّ است كه شیطان را به كمینگاه مى‏ برد و خشمناك از هدایت بشر، هم‏چون دشمنى سوگندخورده با كوله ‏بارى از تجربه و مكر و حیله، به مصاف امّت فرستاده ‏ى خاتم مى ‏شتابد.

 دشمنان خدا و پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم، یعنى منافقان ریاكار و پَست، به وسوسه ‏ى شیطان، تمام تلاش خویش را در فراموشاندن غدیر به ‏كار مى‏ گیرند. طومارهاى نفرین‏ شده امضا مى ‏كنند تا امامت به علىّ مرتضى و اولاد مطهّرش نرسد و غدیر فراموش شود.

  •  غدیر فراموش شود تا سقیفه بر پا شود.
  •  غدیر فراموش شود تا مبعوث غدیر را دست‏ بسته به مسجد كشانند.
  • غدیر فراموش شود تا راه را به دختر پیامبر در كوچه ببندند.
  •  غدیر فراموش شود تا فرق على علیه السلام شكافته گردد.
  • غدیر فراموش شود تا امام مجتبى علیه السلام شهید گردد.
  •  غدیر فراموش شود تا عاشورایى در كربلا برپا شود.
  •  غدیر فراموش شود تا اهل ‏بیت پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم تنها بمانند و یادگارهاى پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم به شهادت برسند و انسان‏ها به محنت دچار گردند.

 خطیب مهربان غدیر پس از این‏ همه تأكید بر امامت امیرمؤمنان علیه السلام، خطّ هدایت را تا پایان روزگار و تا دوران آخرین قافله ‏سالار هدایت، امام زمان علیه السلام ، ترسیم مى‏ كنند و موعود و مهدى اسلام را به بشریّت مى ‏شناسانند. گوش فرادهید! باز هم پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم براى هدایت امّت سخن مى‏ گویند:

  •  «بدانید كه آخرینِ امامانِ از ما، مهدى است.
  •  بدانید! اوست انتقام‏گیرنده از ستمگران.
  •  بدانید! اوست گیرنده‏ى انتقام خون اولیاى خدا.
  •  بدانید! اوست یارى‏دهنده‏ى دین خدا…
  •  بدانید! اوست كه كارها بدو واگذار شده است.
  •  بدانید! اوست حجّت پایدار و بعد از او حجّتى نیست. هیچ حقّى نیست مگر همراه او و هیچ نورى نیست مگر نزد او.
  •  بدانید! اوست كه كسى بر وى پیروز نمى ‏شود و كسى در ستیز با او، یارى نمى‏ گردد.
  •  بدانید! اوست ولىّ خدا در زمین و حاكم او بین خلقش و امین خدا در نهان و آشكارش.»

 اگر غدیریان، از غدیر روى برنمى ‏تافتند، سرنوشت دین و امّت نه این بود كه رقم خورد. اگر پیمان ‏شكنان دست از پیروى حضرت علی برنمى‏ داشتند و بر دیگران اجتماع نمى‏ كردند، امیر قافله‏ ى هستى، بشر را تا آخرین مدارج قُرب پیش مى ‏برد و اگر آموزگار راستین علم و عمل را خانه ‏نشین نمى‏ كردند، انسانیّت آخرین پلّه ‏هاى نردبان تكامل را درمى ‏نوردید.

 … امّا افسوس كه دنیا دوستى جمعى نگذاشت تا شیطان بیش از این مأیوس شود و وحدت پیروان مسلمان پیامبرصلى الله علیه و آله و سلم پس از رحلت آن بزرگ‏ مرد برقرار بماند! گروهى بناى تحریف را در دین گذاشتند و اصول و فروع آن را با هوى و هوس خویش به هر جا كه خواستند كشیدند و بدعت را به عنوان سنّت براى آیندگان به ارث نهادند.

 این نصیب ما از فراموش‏ شدن غدیر و راه ‏افتادن سقیفه مى ‏باشد. به ‏راستى كه اگر امروز بشر راه خود را گم کرده است و در محنتِ غیبت دست و پا مى‏ زند و از دیدار امامش محروم است، این‏ همه محصول ظلمى است كه از فراموشى غدیر و ننگ سقیفه بر دامن بشریّت نشسته است.

 آرى، غدیر واقعه ‏اى است كه در آن، خداوند هدایتش را براى همیشه‏ ى تاریخ گسترش داده تا سعادت ابدی همنشین آنانى باشد كه غدیر و پیام غدیر را فرا راه زندگى خود قرار داده ‏اند. پس امروز بر ماست كه دست بیعت به ‏سوى امام زمان علیه السلام دراز كنیم و با جان و دل به آن امام هُمام عرضه داریم:

سلام بر تو اى یادگار غدیر! سلام بر تو اى وارث على و اى یارى ‏دهنده‏ ى دین پیامبر! اى میراث‏ دار غدیر! ما پیام جدّت را شنیدیم و اینك در آستانه‏ ى غدیر از ژرفاى وجود با تو بیعت مى‏ كنیم و از خداوند سبحان، فرج و ظهورت را آرزو داریم و عهد مى‏بندیم كه تا روزى كه زنده‏ایم، از این اعتقاد دست برنداریم و شما را یارى كنیم.

 امیدواریم پس از مرورى بر آثار و كتاب‏ هاى عرضه ‏شده در این موضوع، شما را با وظیفه و مسئولیّتى كه در قبال غدیر داریم بیش‏تر آشنا كنیم.

غرفه‏ ى 4 نمایشگاه عظمت غدیر – ما و غدیر

«اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا میثاقَ اللَّهِ الَّذی أخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ.»

«سلام بر تو اى پیمان خدا كه آن را ستانده و محكم گردانده است.»

غدیر مراسمى براى معرّفى سلسله‏ ى امامانى بود كه پس از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله وسلم ، تا قیامت، جانشین آن‏ حضرت‏ اند و هدایت و رهبرى امّت را به دست دارند؛ امامانى كه علم كتاب و دانش تكالیف الهى نزد آنان سپرده شده است و میزان و معیار هر حقّ و حقیقت و برگزیدگان خدایند؛ از امام علىّ ‏بن ابى‏ طالب تا حضرت مهدى علیهم السلام، بر امّت است كه آنان را حمایت و به آن‏ها مراجعه كنند و از ایشان بهره گیرند.

مردم آخرالزّمان نیز از این حكم مستثنى نیستند؛ زیرا اینان هم مخاطبان واقعى پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم در غدیر سال دهم هجرى بوده ‏اند؛ چه منشور غدیر پیامى براى همه‏ ى تاریخ است.

 ما در این دوران، پیشوایى داریم كه به امامتش معتقدیم. در اندیشه‏ ى شیعه، آن امام بزرگوار مصداق زنده و بارز و آخرین ستاره از منظومه‏ ى رهبران آسمانى است كه نبىّ گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم در خطابه‏ ى غدیر خود معرّفى فرمودند. این است كه خود را از نعمت وجود امام محروم نمى ‏دانیم؛ گرچه آن‏ حضرت در غیبت به ‏سر برند.

 در باور ما، غیبت امام یعنى حاضربودن او در سطح جامعه و زندگى به ‏طور ناشناس. از این ‏روست كه مى‏ گوییم: راه ارتباط با حجت خدا همیشه گشوده است و مى ‏توان به ‏سوى او تقرّب جست و درِ آستان او را كوبید و به راستى هدایت و بصیرت در كارها  را توسط او از درگاه خداوند مسألت كرد.

امام زمان علیه السلام خود در یك توقیع، براى جوانى جویاى هدایت فرمودند: « إنْ استَرشَدْتَ أُرشِدْتَ وَ إنْ طلبتَ وَجَدتَ.» «اگر طالب باشى، خواهى یافت و اگر هدایت بجویى، راهنمایى خواهى شد.»

به یقین، احاطه ی ایشان چنان است كه نجواى شیعیان را در خانه ‏هایشان مى‏ شنوند و با حمایت‏هاى آشكار و پنهان خویش، پاسخ‏گوى آنان خواهند بود. در عین‏ حال، دیدار حضورى ایشان در صورتى‏ كه اراده ‏ى آن بزرگوار بر آن تعلّق گیرد امرى ممكن است؛همان طور‏ كه تجلّیّات و تشرّفات بسیارى در دوران غیبت كوتاه و بلند آن كعبه ‏ى دل‏ها اتّفاق افتاده است.

پدیده‏ ى غیبت و ظاهرنبودن او نباید سبب شود تا براى او شأن كم‏ترى نسبت به امامان گذشته قائل شویم! ظرافت این نكته چنان است كه حتّى برخى از بزرگان در بعضى از موارد از آن غافل مانده ‏اند. داستان مقدّس اردبیلى آن‏ هنگام كه براى حلّ مشكل علمى به امیرالمؤمنین علیه السلام متوسّل مى‏ شود تا از خدا بخواهد كه به آن امام اجازه دهد كه مشكل او را حل كند.

نمونه ‏ى بارز این مسأله است و امیرمؤمنان علیه السلام این نكته‏ ى ظریف را به این عالم متّقى تذكّر دادند: «به سراغ فرزندم مهدى كه امام زنده ‏ى توست به مسجد كوفه برو و پاسخت را از او دریافت كن؛ او امام زمان توست.»

 در غدیر خم، پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم وقتى معنا و مفهوم ولایت را توضیح دادند و از همه ‏ى مردم گواهى گرفتند كه نسبت به آنان از خودشان سزاوارتر و صاحب‏ اختیارترند منشور ولایت امامان را صادر فرمودند كه: «مَنْ كُنتُ مولاهُ فَهذا علیٌّ مَولاه…» ؛ و هر كه مرا صاحب اختیار و سرپرست خود مى‏ داند، على علیه السلام را هم، به معناى كامل كلمه، صاحب‏ اختیار و سرپرست خویش بداند و این تا قیامت در نسل على علیه السلام خواهد بود.  فرمودند:

 «بر هر یكتاپرستى، حكم او جارى و كلام او روا و فرمان او نافذ است. فرمان‏بردارى از ائمّه علیهم السلام بر همه واجب است.»

 لازمه‏ ى اعتقاد به ولایت امام علیه السلام این است كه مؤمن امامش را بیش از خود نسبت به همه ‏ى امور صاحب حق بداند و براى ایشان در همه‏ ى كارهاى مربوط به خویش تقدم قائل باشد. به عبارت دیگر، حقّ امر و نهى براى امام قائل شود و خواست حضرتش را در هر مسأله‏ اى جست ‏وجو و اطاعت كند.

 در عصر حاضر كه امام زمان علیه السلام، عهده ‏دار كارگزارى و فرمان‏روایى جهان است حق حجّت الهى نسبت به ما این است كه ایشان را در همه ‏ى امور، صاحب اختیار خویش بدانیم و همواره خود را حاضر بر سر سفره ایشان ببینیم و همه‏ ى هستى و امكاناتى كه در اختیار داریم جز در مسیرى كه مورد خشنودى حضرت اوست، به‏ كار نبندیم بلكه امور خود را، در همه‏ ى لحظه‏ هاى عمر، مطابق رضاى آن قبله ‏ى دل‏ها جهت دهیم.

 غدیر روز میثاق است؛ روزى كه امامت همه‏ ى امامان به نحو كامل و رسا به همگان ابلاغ شد و از همه ‏ى مردم بر این مطلب پیمان و میثاق گرفته شد. رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم به مقتضاى موقعیّت و كثرت جمعیّت، در مرحله ‏ى اوّل، به پذیرش قلبى و اقرار زبانى اكتفا فرمودند و سپس براى رسمیّت بخشیدن بیش‏تر دستور دادند دو خیمه برپا شود.

آن‏گاه خود و حضرت علی علیه السلام هریك، در یكى از خیمه ‏ها حاضر شدند تا مردم ابتدا با پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم و سپس با امیرالمؤمنین علیه السلام دست بیعت دهند و انتصاب آن‏ حضرت را به امامت و صاحب‏ اختیارى تبریك و تهنیت گویند.

 اینك، اگر كسى صادقانه به پیمان غدیر پاى‏ بند بود و در هر عید غدیرى، با خدا و پیامبر و امامانش تا حضرت بقیّة اللَّه علیه السلام تجدید بیعت كرد، از كسانى كه در غدیر حاضر بودند چیزى كم ندارد.

 اگر امام زمان علیه السلام تنها میثاقى است كه خداوند در حال حاضر بر روى زمین دارد و در روز غدیر دعوت ‏كننده ‏ى الهى به اسم و صفت معرّفى اش فرمود و از همه ‏ى مردم تا روز قیامت، خواست تا پیمان امامت او را برعهده گیرند، مى‏ توان در روزگار غیبتِ امام عصرعلیه السلام هم، در دل با آن ‏حضرت بیعت كرد. از این رو خواندن ادعیه‏ هم‏چون دعاى عهد یا… كه نمادى براى این تجدید بیعت قلبى است، توصیه شده است.

 لازمه ‏ى بیعت با امام زمان علیه السلام، اطاعت است و پاى‏بندى بر محتواى پیام غدیر و پذیرش مولویّت آن امام هُمام است.

برای مشاهده تصاویر نمایشگاه عظمت غدیر برای تصاویر کلیک کنید


برای مطالعه و مشاهده بیشتر در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام و غدیر  به فهرست مطالب غدیر در لینک زیر مراجعه نمایید.
فهرست غدیر
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا