او یک خدمتگزار بود شماره 50او یک خدمتگزار بود شماره 49او یک خدمتگزار بود شماره 35او یک خدمتگزار بود شماره 35او یک خدمتگزار بود شماره 47او یک خدمتگزار بود شماره او یک خدمتگزار بود شمارهاو یک خدمتگزار بود شماره 34او یک خدمتگزار بود شماره34او یک خدمتگزار بود شمارهشماره34او یک خدمتگزار بود شماره 30او یک خدمتگزار بود شماره 48او یک خدمتگزار بود شماره 24او یک خدمتگزار بود شماره 27او یک خدمتگزار بود شماره3 او یک خدمتگزار بود شماره25 او یک خدمتگزار بود شماره43 او یک خدمتگزار بود شماره 44او یک خدمتگزار بود شماره44او یک خدمتگزار بود شماره26

او یک خدمتگزار بود شماره۴۷

او یک خدمتگزار بود شماره۴۷

آنان که در کتاب خدا صالحین خوانده شدند، یا حجت خدا هستند یا مخلصین در خدمتگزاری به حجت خدا.
با ما همراه باشید در مجموعه ی روایت های او یک خدمتگزار بود….
او یک خدمتگزار بود شماره۴۷ درباره شیخ صدوق است.

شیخ صدوق

نوشتن از حضرت حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف هم و غم را از انسان زائل می کند.
شیخ صدوق می گوید:یک شبى که درباره خانواده و فرزندان و برادران و زندگى پر نعمتى که در شهر رى بجای گزاردم اندیشه می کردم بناگاه خواب به من غلبه کرد، در خواب دیدم گویا در مکه ام و گرد خانه محترم خدا طواف میکنم و در دوره هفتم نزد حجر الاسود آمده ام آن را میسایم و میبوسم و دعا میخوانم.

در این وقت مولاى خود قائم صاحب الزمان علیه السلام را دیدم که بر در خانه کعبه ایستاده من دلباخته و پریشان خاطر به او نزدیک شدم آن حضرت از رخساره من بفراست خود را از درونم را دانست بر او سلام دادم و بمن جواب داد و سپس به من فرمودند:

لِمَ‏ لَا تُصَنِّفُ‏ کِتَاباً فِی الْغَیْبَهِ حَتَّى تُکْفَى مَا قَدْ هَمَّکَ فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ صَنَّفْتُ فِی الْغَیْبَهِ أَشْیَاءَ فَقَالَ لَیْسَ عَلَى ذَلِکَ السَّبِیلِ آمُرُکَ أَنْ تُصَنِّفَ وَ لَکِنْ صَنِّفِ‏ الْآنَ کِتَاباً فِی الْغَیْبَهِ وَ اذْکُرْ فِیهِ غَیْبَاتِ الْأَنْبِیَاءِ

چرا درباره غیبت کتابى تألیف نمیکنى تا اندوه دلت را ببرد؟
عرض کردم: یا ابن رسول اللَّه در باره غیبت چیزهائى تألیف کرده ‏ام.
فرمود: آنها بدین روش مطلوب نیستند.آنچه که من دستور آن را میدهم انجام بده. اکنون مستقلا کتابى درباره غیبت تألیف کن و غیبت پیغمبران را در آن درج کن.

سپس آن حضرت رفت و من از خواب هراسان برخاستم و تا طلوع فجر به دعا و گریه و درد دل کردن و شکایت نمودن به درگاه خدا گذرانیدم و چون صبح کردم آغاز به تألیف این کتاب (کمال الدین و تمام النعمه) نمودم براى امتثال امر ولى خدا و حجت او در حالى که از خدا کمک جویا بودم و بر او توکل کردم و از تقصیرات خود آمرزش خواستم.‏

وَ ما تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنِیبُ‏
کمال الدین و تمام النعمه،ج‏۱، ص۴

مقالات مرتبط با او یک خدمتگزار بود :

او یک خدمتگزار بود شماره۲۴

او یک خدمتگزار بود شماره۲۶

او یک خدمتگزار بود شماره۲۸

او یک خدمتگزار بود شماره۳۰

او یک خدمتگزار بود شماره۳۳

او یک خدمتگزار بود شماره۳۵

او یک خدمتگزار بود شماره ۴۳

او یک خدمتگزار بود شماره۴۷

او یک خدمتگزار بود شماره۴۹

او یک خدمتگزار بود شماره۲۵

او یک خدمتگزار بود شماره۲۷

او یک خدمتگزار بود شماره۲۹

او یک خدمتگزار بود شماره۳۱

او یک خدمتگزار بود شماره۳۴

او یک خدمتگزار بود شماره۳۶

او یک خدمتگزار بود شماره۴۴

او یک خدمتگزار بود شماره۴۸

او یک خدمتگزار بود شماره۵۰


دیدگاه خود را بیان کنید

سه × دو =