آثار نوشتاری و اجرایی نیمه شعبانبرگزاری جشن نیمه شعبانبزرگسالجشن میز نیمه شعبانمتنیمخاطبیننوع محتوانیمه شعبان

جشن میز نیمه شعبان – متن میز عبودیت

متن میز عبودیت

متن میز عبودیت در مورد تسلیم بودن و گوش به فرمان بودن به فرمان الهی است این متن با پرسش و پاسخ هایی می خواهد بیان کند که بدون چون و چرا باید به فرمان الهی گوش دهیم و از خدا اطاعت کنیم. برای اطلاعات بیشتر متن زیر را مطالعه نمایید.

متن میز:

می خوام یه داستانی تعریف کنم؛ یه داستانی که ساخته ذهن نویسنده است اما می تونه واقعیت داشته باشه،  همچنین در حین ماجرا می خواهیم با هم گفتگو کنیم و نظر شما رو هم بشنویم. یکی بود یکی نبود، خانم میانسالی بود که تازه متوجه شده بود مدتهاست مبتلا به دیابت بوده و خبر نداشته، پزشک ها سعی کردند بیماری را کنترل کنند اما از آنجایی که دیر متوجه شده بودند بیماری پیشرفت کرده بود. روزی یکی از پزشکان که بسیار دانشمند و قابل اعتماد بود به خانم گفت باید انگشت پاش قطع بشه، اون خانم شوکه شد اصلا نمی تونست باور کنه…

یعنی چی آقای دکتر؟! انگشت پامو قطع کنند؟! اصلا حرفشو نزنید!خیلی با خودش کلنجار رفت اما نتونست با خودش کنار بیاد که این کارو بکنه.

اطرافیان هرکی یه چیزی می گفت، یکی می گفت حالا صبر کن شاید لازم نباشه قطع کنی. اون یکی می گفت این پزشک تشخیصش عالیه و اشتباه نمی کنه، حتما لازمه… درسته سخته اما حرفشو گوش بده.

خب خانم ها شما چی فکر می کنید؟! بهتره حرف پزشک رو گوش بده یا نه؟ (جواب)

اون خانم حاضر نشد که عضو بدنش را از دست بده و مدتی به همان شکل گذشت. اما وقتی به پزشک مراجعه کرد پاش تا مچ سیاه شده بود و این بار تشخیص متخصص این بود که پا باید از مچ قطع بشه. 

وقت عمل گذاشته شد. باید وقت می گذاشت و هزینه بیشتری می کرد تا پزشک برای درمانش پاشو قطع کنه.

وقتی تو اتاق عمل بود، چند نفر از دوستان و اقوام منتظر بودند و برای سلامتیش دعا می کردند که یکی از آنها گفت: خیلی بی عقلی کرد از اول حرف دکترو گوش نکرد.

به نظر شما چی؟ بی عقلی کرد؟ مگه عقل در این موقعیت چی میگه؟! (جواب)

چرا عقل می گه به حرف دکتر گوش بده؟ (جواب)

چون پزشک در مورد بیماری من می داند و من نمی دانم. دقیقا همینه! اون می دونه و من نمی دونم، عقل در این مواقع میگه به حرف کسی که می دونه گوش بده… بگو چشم.

همه ماها به علت های مختلف به پزشک مراجعه کردیم (ان شاءالله همه سلامت باشید) شده وقتی دکتر داره تجویز می کنه که فلان کپسول را هر هشت ساعت بخور،  بگیم صبر کن دکتر جون چرا 8 ساعت؟! اینجوری خوابم به هم میخوره… از صبح تا شب 3 تا می خورم دیگه! شده بگین؟ (جواب)
اگر بگیم، دکتر به ما چی میگه؟ (جواب)

یا مثلا دکتر دارویی رو تجویز میکنه، ما هیچوقت نمی گیم: آقای دکتر؛ تا نگی این دارو چجوری تو بدن من عمل میکنه من نمی خورم! چطور قند خون رو کنترل می کنه؟ چطور چربی رو پایین میاره؟ من تا ندونم نمی تونم بخورم!چرا این کارو نمی کنیم؟ (جواب) این حرف، حرف عاقلانه ای نیست.

ممکنه پزشک اصلا جواب منو نده. کسی که چندین سال درس خونده و زحمت کشیده نمی تونه بیاد حالا به من تمام جزییات رو درس بده که چرا و چطور…. ! هیچ فرد عاقلی همچنین توقعی رو از دکتر نداره. عقل میگه پزشک علمش­و داره و می دونه و من نمی دونم. پس قبول کن و بگو چشم.

هیچ کدوم ما به عنوان آدم های عاقل انتظار نداریم که پزشک آنچه می دونه رو به ما بگه و فقط می یابیم که باید حرف کسی که میدونه بپذیریم. این موضوع رو خیلی جاهای دیگه ای هم تجربه کردیم. مثل اینکه تازه به یه شهر یا محله­ای رسیدید، اگر آدرسی بخواهید، میرید و از یه مغازه دار یا مردم محلی میپرسید. وقتی اون آدرس میده دیگه می پذیریم. حتی اگر بگه از یه کوچه دیگه برو راه داره. چون می دونم اون محله را می شناسه و من نمی شناسم، اون می دونه و من نمی دونم، عقل به من میگه بپرس و وقتی هم جواب گرفتی، بپذیر.

حالا می خوام چند پله نه چندین پله و مرتبه برم بالاتر. شنیدید میگن ما فارسی زبانیم، چرا باید قرآن را عربی بخونیم؟! چرا باید وضو بگیریم؟! اصلا خدا چه نیازی به عبادت ما داره؟! به قول یه استادی می گفت: ماها خدارو به اندازه یه پزشک هم قبول نداریم!

خانم ها! یه سوال ساده و مهم: خدا چقدر می فهمه؟ (جواب)
اندازه ما می فهمه؟ (جواب)
اگر فهم و علم و درک تمام آدم های این باغ­و بگذاریم روی هم اندازه خدا می شه؟ (جواب)
اگر فهم و علم و درک تمام دکترها و پروفسورها و اساتید و دانشمندان دنیا، اصلا همه آدم ها رو بگذاریم روی هم اندازه خدا می شه؟ (جواب)

یک لحظه از خودمون بپرسیم… چقدر با این باور زندگی می کنیم؟! باور به یک خدای عالِم یه جایی تو زندگی باید وایسم و با خودم مرور کنم که به چه چیزی باور دارم؟! چه خدایی را می پرستم؟! وقتی با خدایی مواجه هستیم که فهم و علمش رو با هیچ کس و هیچ چیز نمی تونیم مقایسه کنیم، اون وقته که باید بگم خدایا چشم! هرچی تو بگی. ( متن میز عبودیت )

من از یک بنده تو که با علم و تجربه به دانشی رسیده، که اون هم در مقابل عظمت انسان هیچی نیست، میفهمم که باید پذیرش داشته باشم.

حالا در مقابل قدرت عظیمی مثل تو که هرچه علم و قدرت در دنیاست تو داده ای و تو خلق کردی، چگونه باید تسلیم باشم؟! گفتیم گاهی بعضی افراد میگن: اصلا خدا چه نیازی به عبادت من داره؟ می خوام براتون ماجرای موجودی رو تعریف کنم به نام “ابلیس” همه شنیدید اما می خوام این دفعه از یک زاویه دیگه به این ماجرا نگاه کنیم و ببینم چرا خدا داستان این موجودو برای ما تعریف کرده؟!

موجودی بود از جنس جنیان به نام ابلیس که معروف هست به شیطان. ابلیس فرمانده جن ها بود و تا قبل از خلقت حضرت آدم علیه السلام 6000 سال خدارو عبادت کرده بود. خلاصه که مقامش خیلی رفته بود بالا تا جایی که در حد فرشته ها بود. برای همین وقتی خداوند متعال به فرشته ها امر کرد که به حضرت آدم علیه السلام سجده کنند ابلیس هم باید سجده می کرد، اما این کارو نکرد. چی گفت؟ (جواب)

به خدا گفت من برای چی سجده کنم؟ منو از آتش خلق کردی و اون از خاک خلق کردی و من برترم (به زبون ساده تر خدایا یادت رفته من برترم؟!) بعدش شیطان یه پیشنهادی به خدا میده، میگه: من رو از این سجده معاف کن چنان عبادتی برای تو بکنم که نه نبی مرسلی و نه فرشته مقربی، هیچکس چنین عبادتی نکرده باشه.

ابلیس به خدا پیشنهاد میده که به جای این کار یه کار دیگه می کنم، تازه عبادتی که من پیشنهاد می دم خیلی بهتره! یه سجده کوچولو کجا… عبادت چندین و چند ساله کجا… .

جالبه که شیطان این کارهای خودشو به ما آدم ها هم یاد میده! تا حالا دقت کردید؟ گاهی ما هم از این پیشنهاد ها به خدا میدیم. مثلا می گیم: فلان عبادت برای چی…؟ کافیه دلت پاک باشه! یا بیاین به جای فلان کار به فقرا کمک کنیم این خیلی بهتره! و امثال این پیشنهاد ها….

می دونید خداوند متعال در مقابل پیشنهاد شیطان چی گفت؟! من وقتی اینو خوندم به خودم گفتم: یادت باشه هروقت پیشنهادی به خدا دادی بدون خدا داره چه جوابی میده. خداوند متعال گفت: من چه نیازی به عبادت تو دارم. اون کاری که من میگم انجام بده.

واقعا همینه. خدا نیازی به عبادت ما نداره. اما من مثل همون فردی که پیش پزشک میره برای معالجه و نیاز داره به تجویز درست پزشک، نیاز دارم به تجویز الهی برای بهتر زندگی کردن، برای درست زندگی کردن، برای موفق زندگی کردن، برای رسیدن به همون دعای همیشگی مادربزرگ ها که: ” الهی عاقبت به خیرشی! “

همینجا یک نکته رو فراموش نکنیم. اینکه دستورات خدا به ما فقط همین احکام ظاهری نیست. احکام و عباداتی که ما باید انجام بدیم بخش کوچکی از دین ماست. وقتی اعتقادات و اخلاق هم در کنارش قرار بگیره، میشه اون دستورالعمل کاملی که میتونه منو به خوشبختی برسونه.

پس من نیاز دارم، و در مقابل خدایی هستم که تمام فهم و درک و علم و قدرت هستی دستشه. منی که هیچ نمی دونم اما عقلی دارم که میگه موقعی که من نمی دونم و در مقابل کسی که می دونه قرار دارم؛ باید بپرسم و بپذیرم. و حالا من در مقابل خدا قرار گرفتم. (جایگاه انسان در مقابل خداوند در مناجات امیرالمومنین روشن است.)

شیطان گفت خدایا عبادت می کنم اون هم به خیال خودش اساسی!!! اما سجده بر حضرت آدم علیه السلام نمی کنم. غافل از اینکه -شما به من بگین- اگر شیطان بر حضرت آدم علیه السلام سجده کرده بود خدا رو عبادت کرده بود یا حضرت آدم رو؟ (جواب)
مسلما خدا
شیطون از همون راه هایی که خودش خراب کرد و اشتباه کرد ماهارو گول می زنه. یک موردش رو گفتیم (همون پیشنهادهایی که به خدا میدیم تا عبادات رو با هم جایگزین کنیم)

اما یکی دیگه از همین اشتباه های شیطان هست که فوق العاده مهم و اساسی هست و درواقع مهم ترین چیزی بود که باعث شد شیطان از درگاه خدا رانده بشه. چون شیطان وقتی سجده نکرد، هنوز خدا را به خالقی و خدایی قبول داشت، چرا که میگه تو من و آدم را خلق کردی. نبوت هم قبول داشت. از آن جایی که میگه عبادتی بکنم که نه نبی مرسلی و نه فرشته مقربی چنین عبادتی نکرده باشند. حتی به معاد هم اعتقاد داشت، چون به خدا میگه تا روز قیامت به من وقت بده.

با همه این ها وقتی حاضر به سجده در مقابل حضرت آدم نشد، خدا بهش گفت تو رانده شده ای تو لعنت شده ای، از درگاه الهی اخراج شد و تمام عباداتش باطل شد. چه اتفاقی افتاد؟ (سوال تفکری) اون نقطه اساسی چی بود که تمام اون اعتقادات و اون همه عبادات ابلیس، بدون اون بی ارزش شد؟

اینجاست که مهمترین شاه­راه عبادت خدا مشخص می شه. خدا از همون ابتدا که اولین انسان رو خلق کرد، این راه رو برای عبادت خودش قرار داد و گفت این آدم حجت منه. کسی که همه باید برن سراغش، و این مسیری هست که برای عبادت خودم قرار دادم. شیطان چون در مقابل این حجت خدا خشوع نکرد و این شاه راه عبودیت رو نپذیرفت، هرچه که داشت باطل شد.

جمله ی معروفی از پیامبر اکرم هست که الان وقتی نگاهش می کنیم یه جور دیگه میفهمیم: کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده.

امام هر زمان یعنی همون حجت خدا و شاه­راه عبادت خدا. اون اصلی که ما در داستان ابتدای خلقت دیدیم، پیامبر ما در این حدیث به عنوان یک قانون بیان کرده اند. یک قانون مهم و همیشگی. قانونی که خود خدا به عنوان خالق و قانون گذار این عالم از همون ابتدای خلقت بیان کرده و همیشه به مدل های مختلف گفته و از آدم ها همین رو خواسته، اینکه بریم سراغ حجت خدا…

و ما به عنوان انسان های عاقل وقتی با این حرف خداوند مواجه می شیم می­گیم خدایا تو می دونی و من نمی دونم، پس چشم. تا حالا به بعضی از القاب ائمه دقت کردید؟!

ید الله یعنی دست خدا…
عین الله یعنی چشم خدا…
باب الله یعنی دری که به سوی خدا باز میشه…

اگر خدا این بزرگواران رو مسیر عبودیت و بندگی خودش معرفی کرده، ویژگی های خاص و ویژه ای هم بهشون داده. چیزهایی که اونها رو از افراد عادی متمایز می کنه. خدا اونها رو در جایگاه ویژه ای قرار داده تا برای مردم راه و پناه باشند.پس با اعتماد به این ویژگی ها که خدا به حجتها ی خودش داده، برای عبودیت خدا، در همه حال فقط سراغ حجت خدا در این زمان میریم تا بهترین نتیجه رو بگیریم و عاقبت به خیر بشیم.

فهمیدم یکی از قانون های اصلی که خدا از همون ابتدا تجویز کرده وجود حجت های خودش است. حالا می خوایم یه گوشه کوچیک از وجود شگفت انگیز و خلقت زیبای حجت زمان خودمون و بشناسیم. در واقع گفتم چشم خدا و می خوام برم حجت زمان خودم را بشناسم.

می­خوام از شما خواهش كنم كه نمونه اي از محبت و عشقي را كه تو طول زندگيتون از نزديك ديديد يا لمس كرديد و بفرماييد ؟ (جواب)

بله ما توي طول زندگيمون انواع عشق و محبت ها را ديديم و تجربه كرديم  و حتي تو داستان ها و كتاب­های مختلف خونديم. اما چيزي كه هست، لا به لاي بعضي محبت های مختلف، يه نوع محبت هست كه انگار جنسش با بقيه ي محبت ها فرق ميكنه!!! يه محبت كه مو لا درزش نميره و هيچ شكي توش نيست و خيلي از ماها لمسش كرديم يا شايد انقدر بهش عادت كرديم كه برامون عادی شده و دیگه بهش توجه نمی کنیم !

بله ! خيلي از شما عزيزان بهش اشاره كرديد كه عشق پدر و مادر به فرزندانشون مثال زدني نيست.

شايد اگر شما محبوبي داشته باشيد كه يكي و دوبار تو روش وايسيد و ناراحتش كنيد، با تمام علاقش از شما دست بشوره ! همونطور كه توي طول تاريخ خيلي شاهدش بوديم چه عشق و علاقه هاي آتشيني كه به خاطر يك اشتباه تبديل به خشم شد و چه محبت ها كه جاشو به نفرت داد !

كجاي اين عشق ها و محبت ها ديديم كه يك نفر در فراق ديگري سالياني سال انقدر اشك بريزد كه از شدت آه و گريه چشمانش سپيد بشه؟! و اين جز از محبت پاك پدر نسبت به فرزند بر نمياد.

اگه همه ي عالمم از تو دل ببرند اما پدر مادرن كه تو را ميپذيرند.
اگه همه ي در هاي عالم به روت بسته بشود، پدر مادرتن كه تو رو ميپذيرند. حالا اينا اصلاً چه ربطي به حرفاي ما داشت ؟؟
گفتيم حجت خدا يكي از لطفهاي خدا و قانون هايي كه خدا برا ما قرار داده ولي ما از اين حجت چي ميدونيم؟!

يك كلام زيبا از خورشید هشتم،  كلام امام كلام ساده اي نيست ذره اي در آن غلو  و بزرگنمايي نيست.  كلاميست در نهايت  واقعيت  و شفافيت. پس باید خیلی خوب و به معنای واقعی با گوش جان بشنویم. حضرت شمس الشموس می فرمایند: امام همدم مهربان است. پدری مهربان، مادری همراه و همتا و مادری است که به کودک خردسالش بسیار محبت و توجه دارد.

این که خوندم تنها قسمتی از بیان ایشون در مورد امام است. اما فقط این قسمت را توجه کنید.نمی دونم تا حالا تجربه ملاقات با کسی را داشتید که در کودکی تمام خانواده اش را از دست داده و فقط یک نفر مثلا مادرش در قید حیاته و براش مونده. وقتی بزرگ میشه. میگه اون فقط برام مادر نیست.بلکه برام پدر بوده؛ برادر بوده؛ خواهر بوده، خلاصه همه کس منه.

اما رضا علیه السلام هم دقیقا همین و میگن. می فرمایند: اما پدر است. اما نه پدری معمولی؛ بلکه پدری است مهربان و عالم که اشتباهی نمی کنه.همیشه و همه جا پشت  پناهته  و به فکر و یاد توهه. امام مادر است اما توجهش مثل مادر به فرزند خردسالشه. دقت بیان را نگاه کنید. محبت و توجه مادر به فرزند خردسالش بیشتر و حساستر و بی توبیخ تره.

ما امروز اينجاييم که بگيم  خداوند تو خلقتش یک خلق خاصی داره  با ويژگي هاي خاص که در قوانین اصلی و همیشگی اش این بوده و هست که بریم سراغ این آدم؛ که یک انسان معمولی هم نیست. یک انسان کامل با بهترین ویژگی ها به لحاظ علم، آگاهی، محبت و.. . همانی که همه کسه برای ما. پدر واقعی ماست. پدرزی كه با مريضيت مريض ميشه و با شاديت شاده.

پس يه نفر هست که به ياد شماست و قلبش سرشار از محبته خالصانه است و بر منه که برم سراغش تا با تمام وجود از لطف و محبت مادرانه اش، پشتیبانی و توجه پدرانش استفاده کنیم و لذت ببریم.

ان شاالله در فرصت بعدی بیشتر در مورد ویژگی های این خلق خاص الهی صحبت می کنیم.

برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا