آثار نوشتاری و اجرایی نیمه شعبانبزرگسالمتن سخنرانی و مقاله نیمه شعبانمتنیمخاطبیننمایشگاه نیمه شعباننوع محتوانیمه شعبان

نمایشگاه امید نیمه شعبان – غرفه توسل و رهایی

غرفه شماره 2 : غرفه توسل و رهایی

نمایشگاه امید نیمه شعبان شامل 3 غرفه است که غرفه دوم آن ،غرفه توسل و رهایی شامل موضوعات زیر است. جهت مشاهده دیگر غرفه ها می توانید به لینک های انتهای مقاله مراجعه کنید .

  1. غرفه توسل و رهایی – راهنمای اجرا
    راهنمای کامل اجرای غرفه توسل و وسایل مورد نیاز اجرا ….
    لینک دانلود نمایشگاه امید نیمه شعبان – غرفه توسل و رهایی فایل pdf راهنمای اجرا
  2. غرفه توسل و رهایی – متن غرفه توسل و رهایی
    متن ها به صورت روایت وار در رابطه با آینده جهان، معنای غیبت، کمالات امام عصر (علیه السلام)، طول عمر ایشان می باشد
    لینک دانلود نمایشگاه امید نیمه شعبان – غرفه توسل و رهایی فایل  pdf متن غرفه توسل و رهایی
  3. غرفه توسل و رهایی – ارتباط با امام زمان علیه السلام
    توضیحات مختصری از امام عصر عج و چگونگی نیایش و ارتباط و توسل با آن حضرت
    لینک دانلود نمایشگاه امید نیمه شعبان  – غرفه توسل و رهایی فایل pdf ارتباط با امام زمان علیه السلام
  4. غرفه توسل و رهایی – فهرست کتب غرفه دوم
    معرفی کتب جامع و کامل در رابطه با موضوع غرفه
    لینک دانلود نمایشگاه امید نیمه شعبان – غرفه توسل و رهایی فایل pdf فهرست کتب غرفه دوم

راهنمای اجرای غرفه

غرفه توسل و رهایی این غرفه 2 نفره اجرا می گردد:

  • مجری
  • بازیگر

سیر و نحوه اجرا :

  • ابتدا متن اول توسط مجری ارائه می گردد و سپس مقدمه ای جهت آماده سازی مدعوین برای دیدن نمایش و آوردن ایشان به فضای نمایش باید گفته شود.
  • سپس بازیگر وارد صحنه ده و متن را اجرا می نماید.
  • و در انتها با بیانی که اشاره به بازیگر و مطالب ارائه شده توسط بازیگر دارد مقدمه ای ساخته و سپس متن دوم خویش را اجرا می نماید.

نکات مهمی که می بایست مورد توجه مجری و بازیگر قرار گیرد :

  • حتماً شروع صحبت به گونه ای باشد که مدعوین آرام گردند ، تا این آرامش باعث بهتر اجرا شدن نمایش شود.
  • نحوه اجرای مجری حتماً بر پایه های احساسی بنا شود ، زیرا که تاثیر نمایش را بالا برده و در نهایت در غرفه 3 به نتیجه مطلوب خواهیم رسید.
  • انتهای متن اول مجری به آسانی با آغاز نمودن متن بازیگر هماهنگ باشد ، یعنی هیچگونه فاصله ای نباشد ، تا فرصتی جهت به هم ریختگی و بلوای مدعوین پیش آید.
  • و نیز انتهای نمایش ، هماهنگ با آغاز متن دوم مجری باشد ، به گونه ای که افکار آماده شده مدعوین توسط بازیگر ، مورد استفاده بهینه مجری قرار گیرد و بتواند سریع آنها را به سمت دلخواه هدایت کند. و هر گونه تاخیر باعث فوت این فرصت طلایی خواهد شد.
  • انتهای متن اول مجری ، حتماً باید مقدمه ای خود ساخته بر نمایش باشد.
  • ابتدای متن دوم مجری حتماً باید نتیجه اولیه ( سطحی – ارتباطی ) از نمایش بوده و آغازی بر متن اصلی که نتیجه گیری کلی است باشد و این نیز خود ساخته است.
  • اشاره به دکور و استفاده صحیح از لوازم صحنه باعث جدی تر شدن نمایش ، اجرای تاثیر گذارتر بازیگر و همراهی مدعوین با بازیگر می شود.
  • تغییر صدای بازیگر در آنجایی که صدای خودش است و یا جاهایی که صدای راوی و یا حضرت (عليه السلام) می باشد ، الزامی بوده و هر کدام بسته به شرایط متن نحوه بیان خود را می خواهد که به اختصار:
    راوی : فن بیان بالا – شیوه ای شبیه به قصه گویی- اشاره به دکور- نگاههای مستقیم به مدعوین و …..
    نقش اصلی بازیگر ( خودش ) : حسن کاروان دار در آن صحنه – بازیگری کامل و توجه به نکات بازیگری
    حضرت (عليه السلام) : صدای پر – جدی – خارج شدن سریع و جلب توجه کننده از نقش قبلی (راوی یا بازیگر ) و بیان دقیق و صحیح کلمات
  • تنظیم ورود و خروجهای مجری و بازیگر و هماهنگی جمله ای و کلمه ای آنها با  یکدیگر بی نهایت مهم و تاثیر گذار است.

لوازم اجرای نمایش :

    1. چند صندلی که به حالت یک اتوبوس چیده شود ( 2 یا 3 صندلی )
    2. قرآن توجیبی ( حدود 60 سال پیش ) نو نباشد.
    3. لباس کامل یک روحانی ( شیخ )
      عبا – ردا – قبا – نعلین – عمامه  ( کوچک و کم حجم )
    4. دکور ( پشت صحنه بازیگر ) تصاویری از قبیل :
      • کویر
      • دو تپه ای که در میان کویر باشند
      • تصویری از بدرقه کنندگان که با قرآن، اسفند جهت بدرقه مسافران حج آمده‌اند.
      • چشمه ( برکه )
      • تصویری از کعبه یا گنبد و بارگاه پیامبر اکرم ( صلي الله عليه و آله و سلم )

متن غرفه توسل و رهایی

این بخش شامل 3 بخش است که دو بخش آن مربوط به مجری و یک بخش مربوط به بازیگر است

متن مربوط به مجری : تمسک ، عامل سعادت

روایات رسیده از پیشوایان ما ، امام را به منزله کعبه معرفی کرده است. مردم اند که باید برای زیارت بیت الاهی ، رنج سفر بر خویش هموار کنند و با جان و دل به گرد خانه ی حق – جل جلاله – طواف کنند ، هیچ گاه کعبه برای زیارت کسی از جای خویش حرکت نمی کند!

اگر خداوند – تبارک و تعالی – و پیشوایان معصوم ما به عنوان مثال ، از به شهادت رسیدن حضرت سید الشهدا ( عليه السلام ) یا غیبت امام عصر ( عليه السلام ) پیش از تولد آن بزرگواران سخن گفته اند ، در واقع از آن چه مردم خواهند کرد و به وقوع خواهد پیوست خبر داده اند و این هرگز به معنای آن نیست که ما جبر باور شویم و تصور کنیم که حتماً باید چنین وقایعی اتفاق می افتاد. شاید هم می خواسته اند با بیان این مطلب ، مردم را از خواب غفلت بیدار گردانند و پیش از رخ داد این حوادث ، متوجه اشتباه خود و تبعات انتخاب های خویش کنند ، درست مانند پدر مهربانی که ضمن نصیحت فرزند خویش ، او را از عواقب هم نشینی با دوستان منحرف یا انتخاب راه های انحرافی و مکاتب الحادی آگاه می سازد.

متاسفانه برخی می پندارند امام عصر ( عليه السلام ) بنا به تقدیر حتمی الاهی از دیدگان غایب شده است و تا هر زمانی که خداوند بخواهد ، در پس پرده غیبت خواهد ماند و ما باید به وظایف فردی خود عمل کنیم ، آقا – هر وقت که خدا بخواهد- می آید و جهان را اصلاح می کند! برخی نیز می گویند : هنوز جهان آماده نیست و معلوم هم نیست آن حضرت چه وقت خواهد آمد.

به این دو گروه باید گفت : اگر بنا بود ظهور با تقاضا و درخواست ک پارچه ی مردم بی ارتباط باشد ، پس چرا در روایات رسیده از حضرات معصومین ( عليهم السلام ) و فرموده های منجی عالم بشریت ، این قدر به دعا برای فرج تاکید و سفارش شده است ؟ مگر نه این است که قرآن کریم به عنوان یک سنت الاهی تاکید فرموده است :

( خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر آنکه خود چنین تغییری را در درونشان انجام دهند.)؟

متن مربوط به بازیگر : هادی طریقت 

غوغایی در گاراژ شهر به پا بود، آن روز، روز حرکت حجاج به سمت خانه خدا بود جلوی شیشه اتوبوس روی کاغذی نوشته بود (کاروان 32) (مسئول کاروان: اسماعیل نمازی).

من آن سفر، چندمین باری بود که به عنوان حمله دار از مشهد کاروان به حج می بردم حاجی های کاروان من از اطراف شهر آمده بودند زن و مرد، پیر و جوان.

مشایعت کنندگان دور تا دور اتوبوس را پر کرده بودند، بازار دیده بوسی و التماس دعا داغ بود و یکی قرآن بر سر مسافرش می گرفت و دیگری اشک دوری می ریخت، دو راننده ی اتوبوس ما و شاگرد شوفر مشغول جاسازی و قرار دادن چمدان ها در صندوق های اتوبوس بودند، البته قبل از چمدان ها گالن های آب و بنزین که مایحتاج اصلی سفر های آن زمان بود در اتوبوس قرار داده شده بود.

تجربه سفر های قبلی به من یادداده بود که برای عبور از بیابان بی آب و علف بین عراق تا عربستان وجود آب و بنزین کافی، حیاتی است. پس از بازدید برگه های سفر مسافرانم، صدا زدم: زائران محترم آماده حرکت هستیم، لطفاً زودتر سوار شوید تا از برنامه عقب نیافتیم، بسم الله ، بفرمائید؛ همه روی صندلی هایشان مستقر شدند. صدای روشن شدن موتور، همراهان را از اتوبوس دور کرد.

( برای سلامتی همه حجاج و مسافران اسلام صلوات ) الهم صل … با این جمله ی یکی از مسافران اتوبوس به راه افتاد و من که برای اطمینان از جابجا شدن همه هنوز وسط راهرو اتوبوس بودم مورد سئولات زیادی قرار می گرفتم؛

حاج اسماعیل این راننده را می شناسی؟ با احتیاط می رونه یا نه؟

حاج اسماعیل انشاء الله بی حرف و پیش چقدر توراهیم؟

حاج اسماعیل، برای نماز و ناهار کجا می ایستیم؟

من که می دونستم اوضاع از چه قراره و چه راه طولانی را در پیش داریم، با لبخندی اونها رو دعوت به صبر می کردم و می گفتم نگران نباشید انشاء الله با توکل به خدا به سلامت می رسیم و امیدوترم سفر خوشی برایتان باشد.

احمد آقا راننده ی با تجربه و باخدایی بود و انصافاً هم رانندگی با احتیاطی داشت. ولی آقا مراد راننده دوم جوانتر بود و غرور جوانی باعث می شد که جاهایی اصرار بر به کرسی نشاندن حرف خودش داشته باشد. یادم هست یکی دو باری سر نگه داشتن اتوبوس برای نماز با جر و بحث کردیم و بالاخره با غرولند مقداری دور تر از جای مقرر توقف می کرد.

روز دوم یاسوم حرکتمان بود که از سمت نجف اشرف به طرف عربستان به راه افتادیم. مسیر، مسیر بیابان بی آب و علف و پر از شن بود. جاده های آن زمان نه فقط آسفالته نبود بلکه حتی شن ریزی هم نشده بود. مسیر حدودی معلوم بود و از اثر ماشین های قبلی به پیش می رفتیم، آن روز اتفاقاً آقا مراد پشت رول بود، نزدیک های غروب بود که من به اوگفتم آقا مراد همین جا نگه دار تا بیتوته کنیم و صبح با خیال راحت به راه بیفتیم. اما جواب داد:

آق نمازی، هنوز هوا روشنه ، بذار یه خورده دیگه هم بریم جلو، بعد!

ادامه دادیم … یکی دو بار دیگر هم از او خواستیم که بایستد اما اعتنایی نکرد. دیگر کاملاً شب بود که یکوقت دیدیم زد روی ترمز و ایستاد و گفت: دیگر راه معلوم نیست. همه پیاده شدیم و شب را همان جا بیتوته کردیم. صبح علی الطلوع آماده حرکت شدیم، احمد آقا به من اطلاع داد که راه به کلی کور شده.

گفتم: از روی جای چرخ خودمان نمی شود حدود مسیر را پیدا کرد؟

گفت: حاج آقا تشریف بیاورید، باد دیشب شن ها را روی رد لاستیک ها ریخته و اصلاً نمی دونیم از کدوم طرف آمدیم، حاجی چکار کنیم؟

فکری کردم و گفتم: مسافرا سریع تر سوار شن! احمد آقا ماشین و آتیش کن. یه ده (10) فرسخ برو سمت شرق اگر جاده رو پیدا کردیم که فبها و اگر نشد، بر گردیم و ده فرسخ بریم سمت غرب و همین طور شمال و جنوب انشاء الله که راه رو پیدا می کنیم.

به راه افتادیم، تو اتوبوس همه دست به دعا بودن، یکی نذر صلوات کرده بود، یکی ختم امّ یجیب گرفته بود، یکی پول نذر می کرد، چندین باری هم دعا های دسته جمعی مثل دعای توسل و … را خواندیم، اما راهی پیدا نشد، به هر چهار طرف رفتیم و شب به همان جای قبلی برگشتیم و خوابیدیم ولی لحظه لحظه بر پریشانی من افزوده می شد.

روز دوم هم به همین منوال گذشت از صبح تا غروب کارمان همین بود ولی اثری از راه پیدا نشد که نشد. حدود غروب آفتاب اتوبوس از کار افتاد دیگر قطره ای بنزین نداشتیم، ضمناً آب رو هم جیره بندی کردیم و دیگر نزدیک به اتمام بود، آن شب همه تا به صبح در خانه خدا عجز و ناله کردیم در چهره ها پریشانی و اضطراب موج می زد. دیگر حتی آقا مراد هم دست به دعا شده بود ولی پریشانی من از همه بیشتر بود، احساس مسئولیت می کردم و هیچ کاری از دستم بر نمی آمد. با نزدیک شدن صبح از یک سو امید به فرجی داشتیم و از سوی دیگر نگران گرمای بیابان و نبود آب و غذا بودیم.

دیگر نه امید داشتیم، نه سوخت و نه آذوقه، همه را جمع کردم و برای روحیه دادن و ایجاد امید جدید گفتم: دوستان در حاجتهای بزرگ بایستی نذرهای بزرگ هم کرد. بیایید همه با هم نذر کنیم که اگر خدا ما را از این بیابان نجات دهد در بازگشت هر چی که داریم در راه خدا بدهیم. همه قبول کردند و دیگر همگی خودمان را به دست تقدیر الهی سپردیم.

ساعت حدودنه صبح بود و من با دیدن گرم شدن تدریجی هوا تعیین کردم که در اوج گرما چند نفری از گروه هلاک می شوند. دیگر نتوانستم یکجا بنشینم، کمی از قافله دور شدم، چشمم به تپه شنی افتاد. که در آن حوالی بود پشت آن تپه خودم را از دید سایرین مخفی کردم با سر برهمنه دست هایم را به طرف آسمان بلند کردم با اشک و آه زیاد چندین بار فریاد زدم:

« یا اباصالح المهدی ادرکنی، یا صاحب الزمان ادرکنی، یا حجته ابن الحسن ادرکنی »

از شدت گریه سرم را پایین آوردم تو حال خودم بودم که یک دفعه احساس کردم صدای پایی به من نزدیک می شود، سرم را بالا کردم ، مرد عربی را دیدم که درحالیکه افسار یک قطار شتر را در دست دارد به من نزدیک می شود. بی اختیار صدا زدم :

آقا، آقا ما این جا گم شدیم. شما راه رو بلدین؟

به طرفم آمد، سلام کرد جوابش را دادم. ادامه داد:

« حاج اسماعیل نگران نباش ! بیا تا من راه را به شما نشان بدهم، از این طرف می روی به دو کوه می رسید وقتی از بین دو کوه رد شدید به طرف راست به پیچید و مستقیم ادامه بدید، حدود غروب آفتاب به راه اصلی خواهید رسید.»

گفتم: من می ترسم دوباره راه را گم کنیم خواهش می کنم خودتان لطفی کنید ( قرآن را از جیبم بیرون آوردم ) شما را به این قرآن قسم می دهم که خودتان ما را به راه برسانید.

از شدت اضطراب حواسم نبود که این مسیری که به گفته ی او ده ساعت راه است! شترهایش را در این بیابان چه می کند؟ به اصرار خودم ادامه دادم اورا قسم می دادم که خودش با ما بیاید.

او گفت: « بسیار خوب برو و بگو همه مسافران سوار شوند. »

کمی بعد از من به کنار ماشین آمد و رو به احمد آقا کرد و گفت: که او پشت فرمان بنشیند، خودش و من هم روی دوصندلی کنار راننده نشستیم. نمی دانم از شدت خوشحالی بود یا تصرفی در ذهن ما شده بود که هیچ کس از ما حتی راننده ها توجه نداشتند که ما شب قبل سوختمان تمام شده و ماشین از حرکت ایستاده بود.

آن روز با اولین استارت ماشین روشن شد اوضاع داخل ماشین کم کم عادی شد یکی دو ساعتی که راه رفتیم آن مرد به راننده دستور داد که:

« نگهدار، ظهر است نماز بخوانیم بعد حرکت کنیم »

همه پیاده شدیم در آنجا چشمه آبی بود خنک و گوارا، از آن سیراب شدیم و ابتدا او، بعد بقیه ما از آن آب وضو گرفتیم. او در کناری مشغول نماز شد. سایر مسافرین هم در جا های مختلف صحرا به نماز ایستادند من خواستم به او اقتدا کنم اما اجازه نداد و گفت: « تو هم با مسافرین نماز بخوان »

پس از نماز فرمودند: « سوار شوید که راه زیادی در پیش داریم »

حرکت کردیم ، همانطور که قبلاً گفته بود به دو کوه رسیدیم از میان آن ها عبور کردیم بعد فرمودند: « به طرف دست راست حرکت کن »

در بین راه به فارسی سلیس با ما صحبت می کرد، احوال برخی از علماء مشهد را از من می پرسید، از بعضی شان تعریف می کردند و می فرمودند: « فلانی آینده خوبی دارد» در بین صحبت بر ایشان قضیه نذرمان را که اگر نجات پیدا مردیم همه اموالمان را در راه خدا انفاق کنیم، عرض کردم. فرمودند: « عمل به این نذر لازم نیست »

هول هوش غروب بود که به جاده اصلی رسیدیم. همه با خوشحالی زیاد از ماشین پیاده شدیم. صدای صلوات و شکر وحمد فضا را پر کرده.

من همه را جمع کردم و گفتم: هرچه پول دارید بدهید تا به این مرد عرب بدهیم، چون بنده خدا خیلی زحمت کشیده و شتر هایش را در بیابان رها کرد و با ما آمد.

بعد از این جمله من سکوت سنگینی بین ما برقرار شد، همه به فکر فرورفتیم، انگار از خواب پریده باشیم، سئولات یکی پس از دیگری به سرغمان آمد:

  • راستی این آقاهه کی هست؟ چه جوری برمی گرده؟
  • گفتی شتر داشت؟ شتر هایش را توی بیابون به کی سپرده ؟
  • توی این سرزمین این مرد عرب، چطوری به این خوبی فارسی حرف می زد؟
  • از همه مهم تر ما که بنزین نداشتیم، چطوری این مدت این راه را طی کردیم؟
  • و …

کسی منظر جواب نماند، همه سراسیمه به طرف آن مرد عرب دویدیم ولی اثری از او نبود، حالا اشک حسرت رهایمان نمی کرد باورمان نمی شد که یک روز را در خدمت موالایمان صاحب الزمان بوده ایم و او را نشناختیم.

البته دانستیم که به خواست او، ما متوجه این معنا نبودیم.

ولی از یک سو این بی لیاقتی ما و از سوی دیگر حسرت دوری از او قلب مان را فشار می داد و حال عجیبی داشتیم.

گوشه چشمی نشان دادی و رخ بر تافتی

از غم هجران تو ای دوست بیمارم بیا !

چون گدایان بر سر راه تو باشم منتظر

ای عزیز روزگارم، آخر مکن خوارم بیا !

نیست در من صبر ایوب و ندارم عمر نوح

ای طبیبا، رحم کن بر درد بسیارم بیا !

متن مربوط به مجری : نامه حضرت بقيه الله ارواحنافداه خطاب به شيخ مفيد

اين نامه در اوايل دوران غيبت كبري براي شيخ ابو عبدالله محمد بن محمد بن نعمان مفيد (ره) – كه از بزرگترين فقهاي تاريخ شيعه به شمار مي رود- شرف صدور يافته است. جالب توجه است كه آن حضرت در اين نامه همان مقدار از غيبت (يعني 90 سال تا زمان شيخ مفيد) را تاخير نام نهاده اند و براي بيدار شدن مردم از غفلت، نكات تكان دهنده اي را تذكر داده اند. كه بخشي از آن اين چنين است:

«… اگر شيعيان ما -كه خداوند متعال ايشان را به اطاعت خويش موفق بدارد- با دل هاي متحد و يك پارچه بر وفا به عهد و پيمان خويش اجتماع مي كردند، ملاقات ما از آن ها به تاخير نمي افتاد و سعادت ديدار و مشاهده ي با معرفت براي آن ها حاصل مي شد و زود تر از اين به دايدار ما نايل مي شدند. آن چيزي كه ما را از آنان دور كرده (و باعث طولاني شدن غيبت شده) است گناهان و خطاهايي است كه مرتكب مي شوند و ما چنين انتظاري از آنان نداشتيم…» (بحارالانوار جلد 53 صفحه 176)

در اين بخش نامه، دو نكته ي مهم جلب توجه مي كند:

  • نا هم دلي در وفاداري نسبت به فرمان برداري از امام زمان (عليه السلام).
  • مرتكب گناه شدن شيعيان.

تذكر بسيار مهم اين كه در راس همه گناهان، گناه عدم انجام وظيفه نسبت به آستان مقدس امام عصر ارواحنافداه است.

اين نامه در اواخر 412 هجري صادر شده و هم اكنون بيش از هزار سال از صدور آن مي گذرد. به راستي كدامين اجتماع و كدام اتحاد براي وفا به عهدي كه شيعه با پيشواي خويش بسته است صورت گرفته است؟

آري، كوتاهي و عدم وفا به پيمان الاهي، موجب محروميت شيعه و جهان بشريت از اين بزرگ ترين نعمت الاهي شده و اين جريان غفلت تا هم اكنون نيز امتداد يافته است.

از سخنان آن حضرت است كه:

«چگونگي بهره مندي از من در دوران غيبتم چونان بهره بردن از خورشيد است؛ زماني كه ابرها آن را از ديدگان مستور مي دارند.»

ما بی تو تا دنیاست، دنیایی نداریم چون سنگ خاموشیم و، غوغایی نداریم
ای سـایه سار ظهر گرم بی ترحم ! جز سایه دستـان  تـو ،  جایـی  نداریم
تو آبـروی خاکــی  و  حیثیت  آب دریا  تویی ، ما جز تـو دریایی  نداریم

 

ارتباط با امام زمان علیه السلام

بر اساسِ آنچه در منابعِ دين ذكر شده، اعتقاد راسخ شيعه بر آن است كه تمام بركات هستي و ادامة حيات عالَم و آدم و ساير موجودات در سايه وجود مقدّس و با بركت ولي و خليفة خدا بر روي زمين مي باشد و اگر آن وجود گرامي نباشد تمام هستي نابود گشته و از بين خواهد رفت.

«لَوبَقَيتِ الاَرضُ بغيرِ امامٍ لَساخَت» «اگر امام بر روي زمين نباشد، اهلش را فرو خواهد برد.» «امام صادق(ع)». و مصداق ولي خدا در زمان ما حضرت ولي الله الاعظم، حجة بن الحسن المهدي (عج) مي باشد، كسي كه ذخيرة پروردگار براي اقامة حكومت حقّ در عالم است.

«وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ لَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»
«و اراده كرده‎ايم بر مستعضعفين زمين منّت نهاده و آنها را امام بر روي زمين و وارث گذشتگان بگردانيم».

به بركتِ وجودِ ايشان رزق نازل گرديده و فيضِ مادي و معنوي خداوند بر بشر جاري است و تنها و با تَمسّك و تَوسل به آن بزرگوار است كه وصول به درجات بالاي كمال و قرب حضرت حق(جل و اعلي) ميّسر مي گردد. امام صادق (ع) فرمودند: «اوصياء پيغمبر درهاي توجه مردم به سوي خداوند مي باشند .»

در زمان غيبت كبري، اگر چه آن وجود مقدّس به ظاهر در ميان مردم نيستند امّا طبق فرمايش پيامبر اكرم(ص) مردم همچون خورشيد پشت ابر از وجودشان بهره‎مند مي گردد.و خود آن بزرگوار نيز در توقيع به شيخ مفيد (ره) فرمودند: «انّا غير مهملين لمراعاتكم ولا ناسين لذكرِكُم…» «ما هرگز شمارا به حال خود وا نمي‎گذاريم و فراموشتان نمي‎كنيم و اگر اينچنين نبود بلا‎ها بر شما نازل مي گشت و دشمنان بر شما مسلط مي‎شدند.»

از همين رو شيعيان و ارادتمندان آن حضرت و به خصوص عالمان دين ـ كه به فرمودة آن حضرت نائب ايشان در ميان مردم هستند ـ پيوسته در مشكلات خويش متوسّل به وجود مقدّس آن حضرت شده و هر لحظه خود را در محضر آن حضرت حاضر مي دانند و مورد توجّه و عنايات خاصّ آن وجود مقدّس قرار داشته اند . شبستانهاي مسا جد سهله، كوفه و جمكران با صداي ناله‎هاي اين عاشقان اُنس گرفته و حكاياتي از ارتباط نزديك عشّاق با معشوق خويش دارد.

سؤالي كه در اين ميان مطرح است اينكه، آيا ملاقات با آن وجودِ نازنين در زمان غيبت كبري ميسّر است، در حالي كه در توقيع مبارك حضرت به «علي بن محمد سمري» نائب چهارم از نوّاب اربعه آمده است:
«وسيأتي لشيعتي من يدّعي المشاهدة قبلَ خروج السفياني و الصيحة فهو كذّابٌ مفتر»
«قبل از خروج سفياني و صيحة آسماني برخي از شيعيان ادعاي مشاهدة امامشان را دارند و آنها دروغگويند.»

در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه:

  • اولاً: با توجّه به اتمام نيابت خاصّه، مراد از ادعاي مشاهده، همراه با ادعاي نيابت است و اينكه هر وقت بخواهد مي تواند امام را زيارت كند و چنين شخصي كذّاب است.
  • ثانياً: مراد كساني هستند كه ادعا دارند حضرت را ديده و شناخته اند بدون اينكه حضرت ، خود را معرّفي نمايد.
  • ثالثاً: بهترين دليل برامكان چيزي وقوع آن است و در حالي كه بسياري از بزرگان كه در وثاقت آنها شك نيست به محضرشان شرفياب شده‎اند، پس راه ملاقات با حضرت مفتوح است. علاوه بر اينكه يك جهت اين بيان مبارك براي اين است كه راه سؤاستفاده براي افراد فرصت طلب مسدود شود و ادعاي هر كسي به راحتي پذيرفته نشود.

در هر حال راه ارتباط با ولي‎عصر (عج) ـ بر فرض كه راه ملاقات هم بسته باشد ـ به هيچ وجه مسدود نيست و با توجه به اشراف حضرت به اعمال شيعيان و عنايت به آنها، مي توان براي محكم تر نمودن اين ارتباط در جهت رضايت آن وجود مقدّس تلاش نمود.

شيخ صدوق(ره): شيخ طوسي و ديگران روايت كرده‎اند كه: علي بن بابويه (ره) كه پدر شيخ صدوق (ره) و از علماء بود، عريضه اي خدمت حضرت ولي عصر (عج) نوشت و در آن از حضرت خواهش كرده بود كه دعا كنند خداوند فرزندي به ايشان عطا نمايد. و اين عريضه را توسط حسين بن روح (ره) ـ نائب خاص حضرت ـ خدمت آن وجود مقدس فرستاد.

جواب آن را حضرت اينگونه مرقوم فرمودند: «براي تو دعا كرديم و خداوند به زودي دو فرزند نيكو كرامت فرمايد». خداوند دو فرزند به نامهاي «محمّد و حسين» به ايشان عنايت كرد كه«محمّد» معروف به شيخ صدوق و صاحب كتابهاي بسياري از جمله «من لا يحضره الفقيه» است. و «حسين» نيز بسياري از فضلاء و محدثين از نسل ايشان بوجود آمده‎اند. و شيخ صدوق پيوسته افتخار مي كرد كه من به دعاي حضرت مهدي (ع) متولد شده‎ام.

پس حال ما چگونه منتظر باشيم ؟

بشر بحران زده امروز منتظر يك منجى است تا او را از بحران و پريشان حالى نجات دهد و به آرامشى مطلوب برساند. اين آرامش را بشر خود از خويشتن دريغ كرده است و بشر خود به وجود آورنده اين ناآرامى است كه امروز ديگر از آن به تنگ آمده، ظهور منجى را انتظار مى‏كشد و امّا او خواهد آمد و جهان را نجات خواهد داد. او همين الان مهمان دلهاى ماست و به ما وعده داده شده است. آرى او خواهد آمد و با ظهورش عشق و آرزوهاى ما تجسّم عينى خواهند يافت. او مظهر تمام صفات پسنديده‏اى است كه مى‏توان متصور شد. او حجت خدا بر خلق است و با آمدنش تاريكى‏ها روشن مى‏شوند و ظلم و نابرابرى‏ها رفع و دفع خواهند شد. او خليفة ا… به تمام معناست و مظهر عباد صالح خداست. او الگوى كمال انسانى و جانشين شايسته پدرش و اجدادش و رسول خداست. او منتهاى آرزوى ماست.

آرى با ظهور حضرت قائم، عجّل‏ اللَّه‏ تعالى‏ فرجه، انسان، انسان بودنش را و شايستگى‏ هايش را و جامعه، جامعه بودنش را به تمام معنا درك خواهند كرد. انسان و جامعه همانى خواهد بود كه ولى خدا از او مى‏ خواهد. امّا آنانى كه منتظر اويند بايد شايسته منتَظر باشند بايد خانه دل بيارايند و بعد به انتظار بنشينند.

او بهترين و برترين در عصر خويش است. بنابراين با بهترين حالات شخصى و اجتماعى بايد به استقبال ظهورش شتافت. وقتى قرار است يك ميهمان معمولى به خانه‏مان بيايد خانه را پاك ساخته، مى‏ آرائيم تا رضايت خاطر ميهمان را به دست آوريم. حال كه او (حضرت قائم، عجّل ‏اللَّه‏ تعالى ‏فرجه) بهترين و برترين ميهمان ما و بشر خواهد بود چگونه مى‏ توانيم خانه‏ هاى دلمان را و جامعه‏مان را پاك نسازيم و نيارائيم؟ براى درك حضورش بايد با ناپاكى‏ها و پليدى‏ ها جنگيد و محيط را براى حضورش مهيا ساخت. قبل از هر چيز بايد بر خود بشوريم و نفس آلوده خويش را به دار تقوى بكشيم.

پس آنگه كه خود پاك شديم جامعه نيز پاك خواهد بود و پاكان در مقابل ظلم و جور خواهند ايستاد و نبرد را به تمكين ترجيح خواهند داد. آنگاه كه مژده ايستادگى در برابر ظالمان به گوش مظلومان برسد به ظهور منجى مشتاقتر و مايلتر خواهند بود و خود به قيام خواهند برخاست و همانا كه ظهور حضرتش قيام مظلومان خواهد بود.

اميد به ظهور منجى ما را بر آن مى‏ دارد كه در تاريكى ‏ها ننشينيم به سمت نور و روشنايى رهسپاريم تا صبح دولت اميد بدمد و با انوار وجودش رستگار شويم. نشستن و دست روى دست گذاشتن ما را جاودانه نخواهد ساخت درچنين حالتى تباهى ‏ها روز به روز گسترش خواهند يافت و ما در گوشه‏ هاى تاريك زمان گم خواهيم شد. راز جاودانگى در پويايى است نه در منفعل بودن. راز جاودانگى ما در با او بودن است چرا كه او حجت خداست براى با او بودن بايد خالص بود و با عشق در اين راه گام نهاد و همينطور بايد براى مبارزه‏ائى بى‏امان با ظلم و جور و هرچه پليدى‏هاست آماده بود.

انتظار يك بن‏بست اجتماعى نيست بلكه يك رودخانه جارى از حقايق اجتماعى است. انتظار ديدن روزنه اميد براى رهايى است. انتظار ديدن افق فردا و فرداهاست. اميد به آينده است. اشتياق رسيدن به بهترين وضع است و نه تنها تلاش براى تثبيت وضع موجود نيست بلكه تلاشى است براى بهتر شدن، تكامل يافتن و هميشه پويا زيستن.

بنابراين جامعه منتظر، جامعه‏اى است پويا، رو به تكامل و متمايل به بهتر و انسانى زيستن و فرد منتظر بايد هميشه در حال گريز از وضع موجود و تلاش براى فردايى بهتر از امروز باشد بايد بر عليه هرچه شرّ است بشورد تا جامعه براى ظهور و حضور آن انسان كامل آماده باشد. جاى بسى تأسف است كه در جامعه‏اى آلوده، ناپاك، نامناسب و آلوده به پلشتى‏ها منتظر چنين انسان والا و وارسته‏اى باشيم كه اين نه شرط ادب است، نه شرط ميهماندارى و نه شرط انسانى الهى. پس بايد به‏پاخيزيم و با ادب حضور، جامعه را براى ظهور آماده سازيم.

و امّا تکلیف عاشقان چیست ؟

از جمله تكاليف مردمان در غيبت امام زمان، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه، دعا كردن است كه خداى تعالى تو را از جمله دوستان و شيعيان و ملتزمان ركاب آن حضرت، ارواحنافداه، در زمان رجعت و ظهور قرار بدهد، چنان كه در دعاى عهد بعد از نماز صبح بر آن تاكيد گرديده است.

و بايد در اين دعا صادق باشى نه كاذب، و به مجرد زبان و عبارت‏پردازى نباشد و همانند كسانى نباشى كه سيد بن طاووس، رحمة‏الله‏عليه، درباره آنان مى‏گويد: «من به برخى از مدعيان عشق و محبت والاى امام عصر، عليه‏السلام، گفتم: اگر روزى هزار اشرفى مستمرى داشته باشى و بگويند امام زمانت قرار است ظاهر شود و اين پول از تو خواهد شد; در اين صورت تو خواستار چه خواهى بود؟

امام زمانت ظاهر شود يا مستمرى‏ات ادامه يابد؟»اگر احساس مى‏كنى آن اخلاص و اعتقاد و محبت لازم را ندارى كه از عاشقان راستين مولايت‏باشى و ظهور امام خويش را در هر حال واقعا از خداوند متعال با تمام وجود درخواست كنى، حتى اگر به زيانت نيز تمام شود، باز هم نبايد مايوس شوى و ترك اين آداب و اعمال نمايى و از دعاى ظهور و فرج مولايت غفلت ورزى.

بلكه بايد همواره از خداى تعالى مسئلت كنى كه تو را در زمره آنان قرار دهد كه در برابر مولاى خويش صاحب رضا و تسليم‏اند.

آرى حتى اگر فقط به زبان نيز بتوانى در مقام دعا و ثنا و اظهار بندگى و چاكرى برآيى – كه در دل دوست‏به صد حيله رهى بايد كرد – شايد نورانيت اين كلمات و توسلات برايت رهى بگشايد و روزنه‏اى به سوى دوست‏باز نمايد و تو را كم كم به كويش كشاند. ان‏شاءالله
از ديگر مواردى كه به عنوان تكليف (عاطفى و اخلاقى) منتظران و دوستداران امام عصر، عليه‏السلام، در زمان غيبت،برآن تاكيد گرديده است صدقه دادن براى حفظ و سلامتى آن وجود مقدس و مبارك است.

انگيزه انسان در صدقه دادن براى خود و عزيزانش، بى ترديد از محبت و دوستى او نسبت‏به آنان سرچشمه مى‏گيردو هرچه اين دوستى بيشتر باشد، اعمال عاطفى او نسبت‏به آن عزيز از جمله صدقه دادن نيز، فزونتر خواهد بود.

اكنون تو خود بينديش در اين زمان چه كس براى ما عزيزتر است؟ جز مولا و سرورمان، امام عصر، حضرت صاحب‏زمان؟

از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله روايت‏شده كه فرمود:

«ايمان نياورده احدى از شما تا آن گاه كه من و اهل بيتم نزد او از جان و فرزند وى و تمامى مردم محبوتر باشم‏».

و چگونه چنين نباشد و حال آن كه همه نعمتهاى ظاهرى و باطنى مانند اصل وجود من و تو، زندگى، دين، عقل، صحت‏و عافيت و ديگر نعمتها همه از پرتو وجود مقدس امام زمان و عنايت اوست. وجود عزيزان و نزديكان من و تو نيز كه براى‏سلامتى آنان صدقه مى‏دهيم، آن هم به بركت وجود مقدس آن يگانه عزيز دوران است.

پس هم ايمان آدمى اقتضا مى‏كند و هم محبت او كه به ياد مولا و امام زمانش صدقه دهد; حتى بر آنان هم كه براى خودو عزيزانشان صدقه مى‏دهند سزاوار است كه ابتدا براى آن حضرت صدقه دهند; زيرا وجود و سلامتى آنان نيز از عنايت‏آن عزيز و به طفيل وجود و سلامتى حضرتش تامين مى‏ گردد.

و اما حال آنان كه همواره آتش محبت و عشق نسبت‏به مولايشان در دل شعله ور دارند و جز آن وجود مقدس كسى‏ را لايق هستى و سزاوار عافيت و تندرستى نمى‏ دانند، به خوبى روشن است. انگيزه آنان نه ثواب صدقه است، و نه حتى‏حفظ عزيزان خويش در پرتو سلامتى مولايشان; بل فقط و فقط براى او صدقه مى‏ دهند و بس; و تو ترديد مكن كه عنايت وگوشه چشمى از آن سرور كائنات، هماره به سوى اينان و عزيزانشان سرازير است.

 

فهرست کتاب های غرفه توسل و رهایی

1- آشتی با امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
2- تماشای آفتاب
نویسنده: علی هراتیان
انتشارات : آفاق
خلاصه : بیان سال های غیبت، و چگونگی سپری گشتن این دوران بر حضرت حجه (عج) و تمسک و توسل به حضرتش و ضرورت تنها نگذاردن آن بزرگوار و دعای بر تعجیل فرج ایشان
نویسنده: محمد تقی اختیاری
انتشارات : مدرسه
خلاصه : مجموعه حکایت حضور (6-1)
مجراهای تشرفات به محضر پر نور امام عصر (عج) با قلمی روان نگارش یافته است
3- داستان هایی از امام زمان (عج)
4- راز دل با امام
نویسنده: حسن ارشاد
انتشارات : مسجد مقدس جمکران
خلاصه : نویسنده با هدف ترویج فرهنگ مهدویت و نشر معارف امام عصر (عج) اقدام به گرد آوری و ترجمه 139 داستان مرتبط با آن حضرت از جلد های 51 ، 52 ، 53 بحار الانوار نموده است.
نویسنده: احمد قندی
انتشارات : دیار
خلاصه :

سفرنامه نویسنده به شهر های نجف، کربلا، کوفه و سامرا را با نثری ساده و روان نگاشته و به مخاطبان تذکر داده است که در حرم های مقدس برای سلامت و فرج امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا کنند.

4- گفتار هایی پیرامون امام زمان (علیه السلام)
نویسنده: سید حسن افتخار زاده
انتشارات : نیک معارف
خلاصه : درباره ی آینده جهان، معنای غیبت، کمالات امام عصر (علیه السلام)، طول عمر از نظر علوم طبیعی، فلسفه و قرآن و … می باشد

نمایشگاه امید نیمه شعبان – شامل 3 غرفه است،که غرفه توسل و رهایی غرفه شماره 2 است جهت دیدن دیگر غرفه ها به لینک زیر مراجعه کنید :

  1. نمایشگاه امید نیمه شعبان – غرفه شماره 1 : غرفه امید جهانیان
  2. نمایشگاه امید نیمه شعبان – غرفه شماره 2 : غرفه توسل و رهایی
  3. نمایشگاه امید نیمه شعبان – غرفه شماره 3 : غرفه دعا برای امید
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا