بزرگسالآثار نوشتاری و اجرایی نیمه شعبانبرگزاری جشن نیمه شعبانجشن میز نیمه شعبانمتنیمخاطبیننوع محتوانیمه شعبان

جشن میزها نیمه شعبان – میز گفت و گو

جشن میزها نیمه شعبان – میز گفت و گو

میز گفت و گو شامل 3 موضوع آدرس ، سرانجام بازی و کوهنوردی است لینک دانلود هر موضوع در پایان آن موضوع موجود است

میز گفت و گو با موضوع : آدرس

یه باردیرم شده بود،خیلی نگران بودم که سر وقت میرسم به خونه یا نه؟ دنبال کوتاه ترین راه برای رفتن به خونه بودم که پسر داییم توی موبایلش دستگاه جی پی اسش رو روشن کرد تا از اون کمک بگیریم.اولش فکر کردیم که به دردمون نمیخوره.یکی دوتا کوچه تنگ و باریک رو رفتیم داخل و تقریبا مطمئن بودیم که راه رو گم کردیم.

چند جا رو هم هی اشتباه رفتیم ولی هر بار که به جی پی سا توجه نمی کردیم اون یه راه جدید و جایگزین رو اعلام می کرد تا اینکه به طور باورنکردنی ای به مقصدمون رسیدیم. شما با این دستگاه های جی پی اس کار کردین؟ یا قدیم ترا از اون قطب نماها استفاده کرده بودین؟

این جی پی اس های امروزی با کلی گیرنده و فرستنده های ماهواره ای هدایت میشه شاید باورتون نشه ولی فقط کافیه زیر سقف آسمون باشین و برید سراغ این دستگاه. انصافا توی این شهر به این بزرگی کار راه اندازه،مخصوصا با این آدرس هایی امروز به آدم میدن

تا از یکی می پرسی آقا ببخشید فلان جا کجاست؟با چندتا جواب مواجه میشی یکی میگه نمیدونم،بابا خدا پدرش رو بیامرزه اون کسی رو که میگه نمیدونم اتفاقا یه بار توی یه تاکسی نشسته بودم یه ماشینی اومد کنارمون و از راننده پرسید آقا ببخشید فلان جا کجاست؟!راننده هم مکسی کرد و گفت نمیدونم! بعد از چند ثانیه رو کرد به من و گفت:آقا راستیتش اصلا متوجه نشدم کجا رو گفت!

اما امان از دست بقیه:یکی میگه آقا همین نوک دماغتو بگیر می رسی بهش! اون یکی واسه سرکار گذاشتن آدم ،آدرس اشتباهی میده اما بعضی هام هستن که نه تنها دقیق آدرس میدن بلکه اگه مسیرخودشون هم باشه ما رو تا مقصد بدرقه میکنن .

حالا اگه یه جایی گیر کنید که نه کسی باشه و نه جی پی اسی،چی میکنین؟! اصلا تا حالا این اتفاق واستون افتاده که آدرس جایی رو بخواین و ندونین چیکار کنین؟ اصلا تا الان گم شدین؟ تا وقتی انسان ها وجود داشتن و بودن دنبال این بودن که الان کجان و به کجا باید برن ؟

ما آدما اومدیم واسه نجات خودمون از گم شدن و اشتباه رفتن راه یه چیزی ساختیم به نام جی پی اس،به نظرتون میشه خدایی که این همه دوستمون داره و همیشه هوامون رو داره واسه ما یه امکانی رو نذاشته باشه که بتونیم هر وقت گم شدیم بریم پیشش و نجات پیدا کنیم؟! که دارم هر روز دنبال یه راه حل واسه مشکلاتم میگردم وکلی راه حل رو امتحان کردم منی که بعضی وقتا توی زندگیم به یه دوراهی برخورد کردم به نظرتون خوب نیست که از اون امکانی که خدا واسم گذاشته استفاده کنم؟؟!!من امروز دارم دنبال نقشه و مسیریابی میگردم که من رو به خدا برسونه من دنبال چیزیم که اگه داشته باشم برنده شدم و بردم…

یه نفری رو در نظر بگیرین که فقیر هست و خیلی تنگ دسته،توی این حال و اوضاع وخیم مالی به مریضی خیلی سختی هم مبتلا میشه،در کنار تمام اینها هم آدمیه که جهل و نادانی اون رو در برگرفته اگه خدایی نکرده به این وض مبتلا بشین چی میکنین؟ چه راه حلی واسه این وضعیت پیدا میکنین؟این وضعیت زیاد دور از واقعیت نیست.

همین حال و اوضاع واسه یه کسی در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام پیش اومد اومد خدمت حضرت و گفت آقا من این مشکل ها رو دارم چیکار کنم؟ امیرالمؤمنین فرمودند برای بیماریت باید بری پیش یه دکتر واسه فقر و تنگ دستیت هم باید بری پیش یه فرد کریم و برای جهل و نادانیتم باید بری پیش یه استاد.اون فرد که فهمیده بود نقشه ی راه دست کیه بلافاصله گفت همه این ها در خود شما هست بفرمایین چی کنم؟ امیرالمؤمنین هم سه هزار دینار به او دادند و فرمودند مقداری از اون رو صدقه بده تا گرفتاریت رفع بشه کدوممون این راه حل به ذهنمون رسید؟؟این که پولی که به دستمون رو میاد رو صدقه بدیم تا مشکل مالیمون حل بشه؟

خدا واسه مردم هر زمانی یه کسی رو گذاشته که هر وقت احساس کردن در معرض گم شدن هستن و در خطرن برن پیشش و نجات پیدا کنن…یه کارهایی هست که پدر مادر باید نسبت به فرزند نوزادشون انجام بدن و اگ حساسیت اون سن خاص رو در نظر نگیرن اون فرزند تا آخر به مشکل میخوره.اگه به یه پدریا مادری که الان یه فرزند شش ماهه دارن یه توصیه مهمی بکنیم که در مورد دو ماهگی بچه هست غیر ازاینه که مادرپدر حسرت میخورن که چرا زودتر اون کار رو نکردن؟!من با تمام دانش و داناییم یه جاهایی میشه که کم میارم و نمیدونم راه درست چیه…

میخوام کسی رو معرفی کنم که اگه سنمون هم از اون توصیه های اون گذشته باشه بازم این امکان رو واسمون فراهم میکنه که به دردمون بخوره اون آقا کسی نیست جز امام زمان… کسی که نقشه راه دستشه و تمام پیچ و خم کار رو بلده کسی که هر وقت بخوایم میتونیم ازش کمک بگیریم حالا میخوایم ببینیم میشه مطمئن تر هم حرکت کرد،میخوایم ببینیم راه میانبری هم هست؟بریم پیش کسی که اصلا خدا واسه ما گذاشته تا ازش کمک بخوایم فقط کافیه بریم پیشش…بهش مراجعه کنیم و آدرسمون رو ازش بپرسیم مثلا همین کاری که من اول شروع صحبتم با شما کردم!!

بله،همین یه سلام ساده حالا که فهمیدم اون آقا چقدر واسم مهمه،بیام برم پیشش،بیام با یه سلام ارتباطم رو آغاز کنم،اون که هست و هوای من رو داره،حالا میخوام منم بهش توجه کنم،با همین سلام سعی کنم توجهش رو جلب کنم همون جور که صبح از خواب بلند میشم و به خانوادم سلام میکنم یه سلام ساده هم به کسی بدم که قراره کمکم کنه اصلا نمیشناختمش؟! تا الان نرفتم پیشش؟!یا خیلی وقته نرفتم پیشش؟!

به خودش بگم،خودش گفته با من درد و دل کنین… بگم ای امام من،میخوام کمکم کنین،یه آقایی دیشب میگفت شما کسی هستین که میتونین به من کمک کنین اومدم تا جوابم رو بدین…اومدم تا دستم رو بگیرین و آدرس درست رو بهم نشون بدین،اصلا اومدم من رو تا مقصدم برسونین میخوایم همینجا با هم قرار بذاریم حتما این کار رو بکنیم بیایم سلام بدیم بیایم امتحان کنیم و ببنیم که روزمون متفاوت میشه… بیایم از این آقا در مورد آدرسی که سالها گم کردیم سوال بپرسیم و جواب اون فرد بزرگوار رو بشنویم…

لینک دانلود فایل word میز گفت و گو با موضوع : آدرس

میزگفت و گو با موضوع : کوهنوردی

در جمع ما کسی هست که کوهنوردی کرده باشد؟ میشه از تجربیات و خاطراتتون بگید؟ (گفتگو با جمع و پرس و جو در مورد تجربیاتشان)

… (پس از شنیدن نظرات)

من دوستی کوهنورد دارم که تجربه صعود کوه های مختلفی مثل دماوند رو داره. تعریف می کرد می گفت کوهنوردی تکنیک های فراوانی دارد، مثل اینکه در زاویه های مختلف زانوی شما باید حالت مشخصی داشته باشه. یا مثلا می گفت مدیریت زمان بسیار مهمه. اینکه شما بتونید از نور خورشید استفاده کنید و در مدت روشنایی مسیرهاتون رو برید و شب ها در جاهای امن تر باشید.

از نکات مهم دیگری که می گفت باید مراقبت کرد، انرژی و غذاست. اینکه بتونی در کل مدت صعود و بازگشت مواد قندی ای که با خودت می بری رو تنظیم کنی و زودتر تموم نکنی.

و همچنین در صعود به قله های بلند مثل دماوند از یک ارتفاع به بعد اکسیژن موجود در هوا کم می شه و از کوه مواد گوگردی و … در فضا پخش می شه که این مسئله، کار صعود رو بسیار بسیار سخت می کنه و گاهی اوقات باعث بیهوشی کوهنورد می شه. خلاصه کوهنوردی حرفه ای، بسیار سخت است. مخصوصا اگر در ایام خاص سال مثل زمستان یا تابستان باشه که وجود برف و خطر بهمن یا شدت گرمای خورشید و گرمازدگی خطرات رو چند برابر می کند.

جالبه که بدونید کوهنوردها در کنار همه تکنیک ها و تمرین ها و … روی یک موضوع حساب ویژه ای باز می کنند. موضوعی به نام «جانپناه» یا «پناهگاه» کوهی مانند کوه دماوند در مسیرهای مختلفش حدود ۷ – ۸ جانپناه دارد.

حالا این جانپناه ها چه هستند؟ این جانپناه ها محل هایی برای استراحت هستند که کوهنوردها می تونند شب ها در اونجا اتراق کنند. در مسیر های طولانی کوهنوردها همه تلاششون رو می کنند که هر چه سریع تر به جانپناه ها برسند تا از گزند خطرات در امان باشند. هر خطری از آفتاب شدید گرفته تا برف و بوران و بهمن !

حقیقتش ما در زندگی چه بدانیم چه ندانیم داریم کوهنوردی می کنیم و مسیر زندگی خیلی سخت تر و مهم تر از مسیر کوهنوردیه … همه ما داریم برای رسیدن به قله زندگی مون تلاش می کنیم و سختی های زیادی رو متحمل می شیم. این مسیر حرکت ما به سمت قله گاهی اوقات سطح هموار و آرامی داره و گاهی اوقات هم دچار سختی و شیب زیاد و سنگ و … می شه.

همه تلاش ما در این مسیر اینه که به قله برسیم و موفق بشیم. قله ی زندگی همه ی آدم ها خوشبختیه همه ی آدم ها به دنبال اونند و می خوان که فتحش کنند.

در طی این مسیر هم هر کدام از ما یه سری امکانات داریم. گاهی اوقات به خاطر درست استفاده نکردن از این امکانات اونا رو از دست می دیم. گاهی اوقات هم خاصیت مسیر، امکاناتی نظیر اکسیژن رو از ما می گیره … مثل شور و شوق جوانی که پس از طی شدن،جوانی، از ما گرفته می شه !

در طی این مسیر، کسانی که راسخ ترند به قله می رسند و دیگران بازمی مانند. اونایی که از راه جا می مونند همونایی اند که وقتی توی پیری به زندگیشون نگاه می کنند یه آه بلندی می کشن و میگن حیف، کسایین که حسابی احساس ضرر می کنند. جالب اینجاست که خدای مهربون، در طی این مسیر برای محافظت ما آدم ها جانپناه هایی قرار داده تا امنیت شون رو تضمین کنه.

خدا میگه ای کسی که میخوای به سمت قله ی خوشبختی بری من انقدر دوستت ددشتم و انقدر له فکرت بودم که برات پناه و پناهگاهی به اسم مهدی گذاشتم. یکی از لقب های امام زمان ما کهفه ، کهف یعنی پناه گاه امن ، این یعنی که خدا برای ما کسی رو قرار داده که می تونیم تو تمام سختیای زندگی به اون پناه ببریم ، کسی که اغوشش همیشه برای ما برای مشکلات ما برای درد دلمامون بازه

امام زمان ما کسیه که همیشه به یاد ماست کسی که تک تک ماهارو میشناسه و ووقتی ویخواد دعا کنه برای حل مشکلات ما دعا میکنه خدا به ما گفته که امام زمان تو مثل پدر مهربون تو میمونه پدری که هر مشکلی داشته باشی کافیه که بهش رجوع کنی تا اون با خزانه ی پر از علم و قدرتش جواب تو رو بده و دستت رو پر کنه پس بیایم توی این راه پر پیچ و خم زندگی به اون پناه ببریم شرعش خیلی راحته فقط با یک سلام بیایم بهش سلام کنیم و جشن تولدش و بهش تبریک بگیم.

بگیم سلام پدر مهربونم سلام آقاجونم تولدتون مبارک باشه ، ما خیلی شما رو دوست داریم به همین راحتی میشه باهاش حرف زد و درد دل کرد پس چرا نیایم یه تایمی توی روزمون رو به این پدر مهربون اختصاص بدیم بیایم توی روز باهاش حرف بزنیم ، صداش کنیم و جئاب بگیریم ….

لینک دانلود فایل word میز گفت و گو با موضوع : کوهنوردی

میزگفت و گو با موضوع : سرانجام بازی

سوال: تا حالا به طور حرفه ای ورزشی رو کار کردید؟ چه ورزشی؟ (گفتگو) چطور برای اون ورزش تمرین می کردید؟ توی مسابقات چقدر برای بردن تلاش می کردید ؟ تا حلا شده بازی رو برای باخت شروع کنید؟

مسلما نه همه­ ی از ما دوست داریم هر بازی رو که شروع می کنیم، آخر بازی برنده از زمین بیرون بیاییم.فرقی نمی کنه اون بازی فوتبال باشه، والیبال باشه، منچ باشه، دوز باشه … اصلا می ریم تو زمین که برنده بیرون بیاییم هر چقدر اهمیت بازی بیشتر باشه این خواست ما قوی تر می شه …

خیلی فرقه بین مسابقه فوتبال دوستانه بین چند تا دوست یا مسابقه فوتبال بین مدرسه ای، بین دانشگاهیخیلی فرقه بین اینکه مسابقه فوتبال در مرحله گروهیه یا مسابقه فیناله متناسب با اهمیت هر بازی و مسابقه این خواست ما به بردن بیشتر و کمتر می شه بعیده کسی تو جمع ما پیدا شه بازی ای رو در شرایط عادی به هدف باختن شروع کنه !

خب حالا می خوام شما رو از یه بازی با خبر بکنم که از همه بازی های تو ذهنتون مهم تره … اهمیت این بازی به صورت فردیه … بازی هر که برای خودش ! جالبی اش اینه که مثه بازی کامپیوتری هم نیس که دکمه restart داشته باشه … فقط و فقط بهت اجازه می دن یه بار این بازی رو انجام بدی … اگه مُردی دیگه نمی تونی از اول بازی کنی !

خب قصه خیلی سخت شد… یه بازی که یه بار فرصت بازی داری و حتما هم می خوای توش برنده بشی. چقدر سخت … چقدر استرس زا ! آدم تو بازی های دیگه چند دست، دست گرمی بازی می کنه تا بازی رو خوب یاد بگیره …. اینجا به آدم می گن از دست گرمی خبری نیس!

چند تا جون هم نداری در این بازی … فقط و فقط یه جون واقعیتش اینه که اون بازی اسمش بازی زندگیه و هر کدوم از من و شمایی که الان روبروی هم نشستیم داره بازی زندگی خودش رو می کنه… ته این بازی اگه بازنده بشیم تازه اول بدبختیه … اگه هم برنده بشیم کلی حال می ده !!! :)

یه فرمول وجود داره که ، هر دفعه که خواستین خودتون رو با این فرمول بسنجین … اون وقت می فهمید که دارید برنده می شید یا بازنده فقط حواستون باشه اگه داشتید به سمت باخت پیش می رفتید سریع جلوش رو بگیرید که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است !!!!

اون فرمول اینه :‌ کتاب خدا رو باز می کنیم همین کتابی که بالاترین و زیباترین پیام ها در اون اومده … پیام هایی قشنگ تر و بالاتر از همه کتاب های روانشناسی … بالاتر و قشنگ تر از همه فرمول های مرسوم برای زندگی مون !این گنجینه بینظیر رو باز می کنیم: سوره عصر …. بسم الله الرحمن الرحیم والعصر (الی آخر)

خدا می گه به جز این کسایی که می گم بقیه بازنده این بازی ان ! اوه چقدر مهم خب کیا هستن اون دسته : به جز کسایی که (به خدا) ایمان می آرند … کارای خوب انجام می دن و بقیه رو به حق و صبر سفارش می کنن ! … اینکه ایمان بیارن و کارای خوب بکنن یه جورایی معلومه … ولی اینکه به حق و صبر همدیگه رو سفارش کنن یعنی چی !؟؟!؟

اتفاقا زمان امام صادق یکی براش این سوال پیش اومد … رفت پیش کسی که بسط فرمول های قرآن و توضیح اون ها رو بلد بود، حضرت بهش گفتن اونایی که ته بازی، بازنده می شن دشمنای ما اهل بیت هستن و منظور از اینکه دیگران رو به حق سفارش بکنین یعنی کسایی که دیگران رو به سمت امام زمانشون راهنمایی می کنن! حق توی این سوره یعنی امام زمان هر عصر ! و منظور از صبر تو این آیه یعنی داشتن تحمل در موقع سختی ها! وخیلی جالب شد …

یعنی اگه ما می خوایم ته این بازی جز برنده ها باشیم یکی از کارامون اینکه در کنار ایمان و عمل صالح بریم پیش امام زمان مون و از اون کمک بخوایم و همچنین دیگران رو هم به سمت امام زمان راهنمایی کنیم خدا به ما گفته اگر می خوای تو بازی زندگیت برنده بشی خیلی ساده است کافی بری پیش امامی که من برات گذاشتم . خب خدا جون ، بگو ببینیم اون امامی که برای ما گذاشتی کیه؟ چه جوریه؟ من چجوری باید برم پیشش.

اگه این سوال رو از خدا بپرسیم به ما میگه: امام زمان تو کسیه که از پدر نسبت به تو مهربون تره ، کسی که تو رو دوست داره ، کس که هر لحظه اش به فکر توست. خدا میگه من یه نفر رو گذاشتم که همه ی علم و قدرت و مهربونی رو دست اون دادم و اون منتظره که تو یه قدم به سمتش بری تا اون 100 قدم به سمت تو بدود. خب وقتی یه همچین کسی رو داری دیگه لازم نیست به این فکر کنی که چه جوری بری سمتش کافیه لب هات رو تکون بدی و باهاش حرف بزنی ازش کمک بخوای ، بهش رجوع کنی ، بهش سلام کنی هر روز صبح بهش سلام کی بگی که من چشمم به دست توه بگی که چقدر دوستش داری.


البرهان في تفسير القرآن، ج‏5، ص: 752

لینک دانلود فایل word  میز گفت و گو با موضوع : سرانجام بازی

  • جهت دانلود هر 3 موضوع میز گفت و گو بر روی لینک zip زیر کلیک کنید :

دانلود فایل zip میز گفت و گو

برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا