آثار نوشتاری و اجرایی نیمه شعبانبرگزاری جشن نیمه شعبانبزرگسالمتنیمخاطبیننمایشگاه نیمه شعباننوع محتوانیمه شعبان

جشن غرفه ای ظهور – جشن غرفه ای نیمه شعبان

جشن غرفه ای ظهور و نجات دهنده انسان ها

جشن غرفه ای ظهور شامل چهار غرفه به موضوع ظهور و نجات دهنده انسان ها و مسیر سعادت و رستگاری پرداخته است.

  1. غرفه اول : گذشته و حال جهان / دوران معاصر
  2. غرفه دوم: آینده دنیا و عصر ظهور
  3. غرفه سوم : نجات دهنده کیست ؟
  4. غرفه چهارم : مسیر سعادت و رستگاری

غرفه اول – گذشته و حال جهان :

بشر از آغاز خلقت، همواره درد و رنج كشيده و با ستم و بي‌عدالتي هم آغوش بوده‌است. گذشته تاريخ نشان مي‌دهد كه استثمار و استعمار، ظلم و جهل، فقر و محروميت، فتنه‌ها و ابتلائات، تبعيضات و نابه‌ساماني‌ها، هم‌راهان دائمي انسان‌ها بوده‌اند. اغوا‌گري و وسوسه‌هاي شيطاني در اين ميدان هم سهم خويش را به خوبي ايفاكرده و به اين مشكلات و بلايا و نامردمي‌ها، چهره‌اي زشت‌تر و جنايت‌بار‌تر داده و سبب گرديده‌است تا لذات زندگي مادي بر آدميان حرام شود.

در ميان اسناد گذشته، كمتر برگي را مي‌يابيم كه نشان دهد روزي انسان، اين گل سرسبد آفرينش، در چنگال ظلم و ناامني اسير نبوده و زير فشار اين همه تباهي به زانو در نيامده‌باشد؛ گويي آلام و رنج‌ها و مشقت‌ها و بدبختي‌ها، يكي از شالوده‌هاي اصلي صحنه‌هاي زندگي اين اشرف موجودات بوده‌است و ستمگران و جباراني هم‌چون فرعون، چنگيز و حجاج، مسؤول بر پايي و كارگرداني اين صحنه‌ها.

يك صفحه از گذشته سياه و تاريك تاريخ، فرمان ظالمانه‌اي است كه فرعون بر اساس خوابي كه ديده است صادر مي‌كند. بر مبناي اين دستور و براي حفظ و بقاي حكومت فرعون، هيچ نوزاد پسري بيش از چند لحظه – كه كشتن او وقت مي‌گرفت – مهلت زندگي نداشت و اين گوشه‌اي از جنايات اين فرمان‌رواي ستمگر است كه بر بني اسرائيل روا شد و هزاران كودك بي‌گناه به دست جلادان به قتل رسيدند.

صفحه‌ ديگر تاريخ، شمار كشته‌شدگان حجاج‌بن يوسف ثقفي است كه به غير از جنگ‌ها، بالغ بر صدوبيست‌هزار تن است و شمار زندانيان او به هشتادهزار نفر مي‌رسد!

آري، دوران گذشته، دوران ناكامي انسان و بشريت فراموش‌شده و انسان‌هاي مظلوم و انسانيت‌هاي بر باد‌رفته است و تاريخ، كمتر گذشته‌اي را مي‌شناسد كه در آن از ظلم و نا امني و تجاوز و بي‌عدالتي خبري نباشد.

دوران معاصر

آنچه مرور شد از تاريخ كهن بود؛ اما دوران كنوني: گذشت زمان، از ساليان بسيار دور تا به حال، نه تنها روال جديدي به خود نگرفته‌است، بلكه آمار و ارقام جنگ و جنايت‌ها، ظلم و ستم‌ها، فقر و تبعيض‌ها و … روز به روز بالاتر رفته و شدت بيشتري گرفته‌است و از كاهش درد و رنج و بدبختي آدمي خبري نيست.

انسان روزگار كنوني نيز – هنوز كه هنوز است – بيش از هر زمان ديگر، ‌قرباني ظلم و بي‌عدالتي و تجاوز هم‌نوعان خويش قرار مي‌گيرد …

اهريمن، اكنون بر فرزندان آدم بيش از هر دوره ديگر هجوم آورده و در لغزاندن او از صراط مستقيم جسارت بيشتري يافته است …

متأسفانه با همه پيشرفت‌هاي شگرف و دگرگوني‌هاي قابل توجه علمي و فرهنگي بشر، تاريخ معاصر، خبر شادي‌آور فراواني ندارد، بلكه هم چون گذشته با ناراحتي عميقي حرف مي‌زند و از دست سازمان‌هاي بين‌المللي نيز كاري بر نمي‌آيد.

انسان دوره معاصر از تمامي نابه‌ساماني‌هاي گذشته در مقياسي گسترده‌تر رنج مي‌برد. هنوز جنگ جهاني اول با بيش از بيست‌ميليون كشته و زخمي به پايان نرسيده است كه جنگ جهاني دوم، هفتادميليون انسان را در كام مرگ فرو مي‌برد. بمباران هيروشيما و نظاير آن، جمع كثيري را از نعمت حيات محروم مي‌دارد. بريتانيا در اشغال چين بيست‌ميليون تن و فرانسه در اشغال الجزاير بيش از دوميليون و جنگ ميان دو ويتنام، حدود دوازده‌ميليون كشته و زخمي به جاي مي‌گذارد. اين، تنها گوشه‌اي از انبوه ناملايماتي است كه بر انسان‌ها باريده‌است.

چه بسيار ملت‌هايي كه در برابر چشم و گوش جهانيان، با استعمار و استثمار و آوارگي و ناكامي دست به گريبان‌اند! سلاح‌هاي كشنده و بمب‌باران‌هاي ويرانگر و جنگ و ستيز‌ها در نبرد‌هاي كنوني، آماري ميليوني و سرسام‌ آور را به خود اختصاص مي‌دهد و دنيا را در نظر آدمي تيره و تار مي‌سازد. مقدار بمب‌هاي هيدروژني و اتمي و … كه بشر امروز در دست دارد براي ده‌ها بار ويران ساختن تمامي زمين كافي است! معلوم نيست اين همه تسليحات اتمي و شيميايي و گازهاي عصبي كشنده و بمب‌هاي نوتروني، موشك‌هاي قاره‌پيما و كشتي‌ها و زير دريايي‌ها و هواپيماهاي جنگي و … براي كه ساخته مي‌شود و براي چه هدفي به كار گرفته خواهد شد؟! آيا نه براي زيرورو كردن زندگي اين انسان رنج‌ديده و از بين بردن هستي او؟!

اغلب نظام‌هاي حاكم بر جهان، به جاي سعادت و آسايش،‌ تحفه فلاكت و تباهي را براي انسان‌ها به ارمغان آورده‌اند و بيش از هر دوران ديگر، او را به افسردگي، پوچي، سرخوردگي و بن‌بست رسانده‌اند.

از اين رو، انسان روي زمين، اكنون در حسرت و تبعيض، در اندوه و ماتم، در بيچارگي و اظطراب، در فقر و تنگ‌دستي دست و پا مي‌زند و مي‌بينيم كه گذشت اعصار و قرون، گلي تازه بر سر او نزده‌است و به هر حال، با بودن چنين اوضاع و گزارش‌هاي دردناك، جامعه انساني نمي‌تواند به آينده اميدوار و خوش‌بين باشد و در رسيدن به خوش‌بختي واقعي و زندگي ايده‌آل و مطلوب، دچار نااميدي نشود.

اينك، اين انسان رنج‌ديده – كه رفته رفته در طول تاريخ، آسايش زندگي مادي را از دست داده است – زندگي معنوي و اخلاقي‌اش هم دچار تزلزل و نابه ساماني گرديده و آرامش روحي خود را هم گم كرده‌است. نمونه‌هاي زير برخي نشانه‌هاي دوران ماست كه اكنون در روي كره زمين كم و بيش مشاهده مي‌شود:

اسلام غريب مي‌شود؛ چنان كه در اول غريب بود. از دين و حق،‌ جز اسمي نمي‌ماند. مؤمن در نگه‌داري دينش،‌ مانند كسي است كه اخگر آتش در كف خويش گرفته باشد.

مردمان دين را به دنيا بفروشند. دين آنان، درهمشان و همت آن‌ها، شكمشان و قبله ايشان، زنانشان گردند؛ براي نان خم مي‌شوند و در برابر درهم سجده آرند. پروايي نيست كه از كجا شكم خود را سير كنند. همت‌ها تنها شكم و شهوت باشد.

قرآن، مهجور و متروك گردد؛ اما ظاهر آن را بيارايند. شنيدن قرآن بر مردم سنگين و شنيدن باطل آسان آيد. كتاب خدا را بر غير حق تاويل‌كنند. احكام خدا تعطيل شود. حلالِ حق، حرام و حرامِ وي، حلال گردد. بدعت، سنت شود و سنت، بدعت. بدي‌ها و منكرات را ظاهر و امر بدان كنند؛ و خوبي‌ها را ترك و از آن نهي‌كنند.

بازار ريا،‌ قضاوت، پيروي از هواها، اتحاد بر ضد دين،‌ بي‌آزرمي و بي‌ادبي پير و جوان، رواج‌يابد. ربح و سود تجارت كم‌شود؛‌ چنان كه اين يكي گويد: چيزي نفروختم و ديگري بگويد: سودي نكردم. از مال حرام اجتناب نكنند.

ربا را حلال شمارند. تجّارشان بر ربا كاركنند. كم‌فروشي رايج شود. هر صاحب صنعتي در صنعت خود دروغ‌گو باشد. دنيا را بر آخرت مقدم‌دارند.عالم نزد مردم، پست، و فاسق مورد احترام باشد. مؤمن تحقير شود و فاسق، توقير. اشرار بر اخيار مسلط‌شوند.

پرده حيا دريده شود. قطع رحم كنند. دنيا هم با آنان اقبال كند. فرزندان به پدران و مادران جفا كنند و به رفيقان نيكي. همسايه به همسايه جفا كند. اندام‌ها و هيكل‌ها، آدمي‌گون باشد؛ اما دل‌ها، دل‌هاي شياطين.

نماز و عبادات را سبك‌شمارند و زكات ندهند. اغنيا براي گردش و ميان‌حالان براي تجارت و فقرا براي ريا به حج روند. مردان، به جامه زنان و زنان به جامه مردان در‌آيند. زنان به كار مشغول شوند و با شوهران در كسب و تجارت شركت‌كنند.

واي از پادشاهان جبار و ستمگر! رياست براي متاع دنيا طلب شود و رشوه، رايج گردد. بر خلاف حق و امر خدا داوري‌شود. شهادتِ دروغ قبول‌گردد. دروغ‌گو تصديق و حدود و احكام الهی تعطيل‌گردد. فسق، ظاهر و فاسق، ستايش‌شود. صاحبان مال و ثروت را بزرگ‌شمارند.

مسكرات، قمار، زنا، غنا، طرب، لهو و دروغ و گناهان بزرگ رايج و ظاهر شود. جور و تعدي، عمومي و هرج و مرج، قتل و خون‌ريزي،‌ تفرقه و اختلاف،‌ بي عفتي و بي غيرتي،‌ دورويي و چاپلوسي،‌ خوش‌ظاهري و بد باطني، سخن‌چيني و كبر،‌ حسد و حرص و بخل و دنائت زياد شود. وفا به عهد و پيمان و اخوت و برادري در راه خدا نقصان گيرد.

آيات الهی در زمين و آسمان ظاهر شود؛ اما هيچ اثري در كسي نداشته‌باشد و در يك سخن: اسلام غريب مي‌شود؛ چنان كه در آغاز غريب بود …

آثاري كه در اين غرفه مشاهده مي‌شود منابعي مفيد براي مروري بيش‌تر بر گذشته دنيا و دوران معاصر است

لینک دانلود فایل ورد غرفه اول : گذشته و حال جهان / دوران معاصر

غرفه دوم – آینده دنیا و عصر ظهور

مسأله بشريت،‌ پس از سرخوردگي‌ها، مساله‌ آينده است. نسل معاصر دچار بيم‌ها و نگراني‌ها و يأس‌هاست.

ظاهر حوادث گذشته از آينده‌اي تاريك حكايت دارد؟ آيا آينده مانند گذشته است؟
آيا بشر – كه تا اين دم، در شامي تيره به سر برده‌است و روزي و روشنايي‌اي نديده – تابش خورشيدي بر زندگي خويش نخواهد ديد و تاريكي‌هاي حياتش را روشن نخواهد يافت؟
آيا آن روز نخواهدرسيد كه ديگر دردها به درماني رسيده‌باشد و نابه‌ساماني‌ها به ساماني؟
آيا روزگار تعدي‌ها، تضادها، خود‌پرستي‌ها و سود جويي‌ها به سر نخواهدآمد و مردمي‌ها و فضيلت‌ها، جايگزين آن‌ها نخواهدشد؟

اين درست است كه آدمي،‌ بر اثر گوش نسپردن به نداي مربيان الهی -كه آمدند تا فطرت او را بيدارسازند و او را در مسير كمال و سعادت رهنمون باشند- دچار اين همه آشفتگي و درد شده است و دنيا را از پلشتي و بي عدالتي مالامال كرده‌است كه هيچ‌كس، از فقير و غني، در آن احساس آرامش و امنيت ندارد؛ اما آيا اين سرنوشت محتوم بشر است كه از آن روز كه به عرصه وجود پانهاد تا روز رستاخيز، زندگاني هم راه با درد و محكوم به نابودي داشته‌باشد و به نيك‌فرجامي او اميدي نرود؟!

گرچه انسان، اكنون در برابر مشكلات شكست خورده‌است، شكست كنوني وي را پايان همه چيز نمي‌توان پنداشت؛ ‌همه اديان الهی و غالب مكاتب بشري علي رغم مخالفت‌ و عناد آدميان در برابر پيام‌آوران الهی، بر اين سخن اتفاق دارند كه انسان نبايد نااميد گردد. پيام مشترك همه آن‌ها،‌چشم‌داشت به آينده‌اي اميدبخش است كه در آن دوران، خورشيد اميد و سعادت، طلوع خواهدكرد و نجات‌بخشِ انسان خواهدآمد.

“تاگور” انديشمند مشهور معاصر مي‌گويد:

اكنون من مرتكب اين گناه نمي‌شوم كه اعتقادم را نسبت به انسان از دست بدهم و شكست كنوني بشريت را شكست نهايي به شمارآورم. من به آينده مي‌نگرم و زماني را در نظر دارم كه اين فاجعه عظيم به پايان مي‌رسد؛‌ تاريخ ورق مي‌خورد و آسمان دوباره سبك مي‌گردد و از شهوات تهي

شايد سپيده اين صبحِ روشنِ فردا از شرق بر خيزد كه خورشيد نيز از آن‌جا مي‌دمد و در آن هنگام، انسان شكست نايافته،‌ ميراث از چنگ رفته‌ خود را دوباره به چنگ آورد.

خداوند – تبارك و تعالي – به پيامبران و اهل ايمان، برآورده‌شدن آرمان‌هاي والايشان و چشيدن طعم شيرين پيروزي سريع در دنيا و لذات اجر و ثواب در آخرت را وعده داده‌است.

اينك، يگانه سرچشمه اميد و خوش‌بيني، آيين اسلام است كه اصول و احكام آن به وفور، لزوم برآمدن سپيده‌دمِ خوش‌بختي در تاريخ بشريت را تأكيد مي‌كند و به پيروزي حتمي عدالت و امنيت و آرامش حقيقي بر سردم‌داران ستم و بدبختي و درد – كه زندگي انسان را در طول تاريخ، تلخ و تاريك كرده‌اند – نويد مي‌دهد. اسلام به تنهايي پيام‌آور اميد وخوش‌بختي براي بشر است تا او را به كمك يك طرح اصلاحي و همه‌جانبه و تكامل‌يافته از پريشانيِ حاصل از نوميديِ كشنده، رهايي‌بخشد.

اسلام، ادامه‌ اديان پيشين آسماني است كه جملگي،‌ آينده سعادت‌باري را به بشريت نويد مي‌دهند تا فرمان‌روايي زمين و جهان از آن طلايه‌داران با ايمان و نيكوكار گردد و آن زمان كه اين فرمان‌روايي به دست اينان بيفتد، فرصتي براي سعادت و يك دوره آرامش و رفاه، دست خواهدداد.

تعاليم اسلامي، به ويژه شيعي، درباره آينده و منجي موعود و روش‌ها و اقدام‌‌هايش، از اميدآفرين‌ترين بخش‌هاي سازنده است كه از فرجام خوش تاريخ و سرانجام دل‌پذير و آرماني زندگي انسان سخن‌گفته و مژده آن را داده‌است.

پيامبر اكرم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) بارها و بارها در طول حيات نوراني خود، امت خويش را به ظهور نجات بخشي الهی از فرزندان خويش كه نامش، نام آن حضرت و كنيه‌اش، كنيه اوست و مردگان در زمان حكومتش آرزوي حيات مجدد كنند، ‌بشارت داده‌است :

« شما را به ظهور مهدي در ميان امتم – با تمام اختلافاتي كه دارند – مژده مي‌دهم تا زمين را از عدل و داد پر كند؛ همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده‌باشد. ساكنان زمين و آسمان از او خشنود خواهندبود.»

پروردگار وعده داده‌است كه بر گروه‌هاي ستم‌ديده و مستضعف و رنج‌ديده زمين – كه بهترين نمونه‌هاي آنان، اهل بيت نبي خاتم، امامان حق (عليهم‌السلام) هستند – منت خواهدگذارد تا عملاً رهبري جهان را به عهده گيرند و در پناه حكومت عدل و داد و ايمان،‌ وارثان ثروت‌هاي مادي و معنوي شوند.

رهبري اين نهضت در اختيار امام معصوم – كه برگزيده‌ خداست و هم راه را مي‌شناسد و هم مي‌تواند انسان را به مقصود برساند – قرار مي‌گيرد. اين حكومت عدل را موعودِ عدالت‌گستري راهبري مي‌كند كه عدالت را وارد خانه‌ها مي‌سازد؛ هم چنان كه سرما و گرما وارد خانه‌ها شود. او حكيمي است كه در زمان حكومتش تمامي مخلوقات با صلح و صفا و آرامش در كنار هم زيست‌كنند؛ نه فقيري در عهدش ياد شود و نه گرسنه‌اي پيدا. دستِ با كفايتش عقل را بر مخلوقات كامل‌كند و هدف خلقت يعني عبوديت اختياري توأم با معرفت در بشر را تحقق‌بخشد.

در آن روزگار،‌ از آسمان بارانِ فراوان ببارد و زمين هيچ روييدني را در دل نگاه‌ندارد. هر دانه گندم هفتصد دانه ثمردهد و گرسنه‌اي پيدانشود. همه بيماران شفا خواهنديافت و نام بيماري‌ها به سينه لغت‌‌نامه‌ها باز خواهدگشت.

گنج‌هاي پنهانِ زمين آشكار و مال آن ‌قدر زياد خواهد شد كه هيچ مستحق و فقيري يافت‌نشود.

در آن دوران، آن چه هست، ‌هم‌ترازي و مساوات و يگانگي است تا آن‌جا كه هر كس، هر چه نياز دارد، بي‌هيچ ممانعتي، ‌از جيب ديگري برمي‌دارد.

عصر طلايي ظهور يگانه منجي انسان – كه همه پيامبران الهی و متفكران بشري به ظهور او چشم دوخته‌اند -‌ عصري است كه بنا به روايات مذهبي بيست‌وپنج بخش ناگفته‌‌ بيست‌وهفت حرف علم در آن ظاهر مي‌شود. زنان در خانه به كتاب خدا و سنت پيامبرش حكم‌كنند. كينه‌ها از سينه‌ها بيرون رود. اختلاف‌ها برطرف‌گردد. حق مظلوم از ظالم گرفته‌شود. دوستي واقعي پديدآيد. راه‌ها امن شود. ربا ريشه‌كن گردد. غم‌ها زدوده‌شود.

در آن عصر، ‌همه شالوده‌ها به هم مي‌ريزد. نظام‌ها و سيستم‌ها دگرگون مي‌شود. برنامه‌ها تغيير مي‌يابد. بهره‌كشي و استثمار نابود مي‌گردد. فرمان‌روايي‌‌ها و فرمان‌گذاري‌هاي نابه‌جا از زمين زندگي ريشه‌كن مي‌شود.

كاخ‌ها فرو مي‌ريزد. سازمان‌هايي انساني تشكيل مي‌گردد. ارزش‌هاي مادي يك سو زده مي‌شود. مقياس‌ها دگرگونه مي‌گردد. روش انديشه و تفكر انسان، بر اساس قانون آسماني قرآن پايه‌گذاري مي‌شود و نوع‌دوستي و محبت،‌ به كمال خود مي‌رسد.

آري، به گفته امير ابرار (عليه‌السلام): «چون سختي به نهايت رسد،‌ آسايش پديد آيد و چون حلقه‌هاي زنجيرِ گرفتاري سخت تنگ گردد، راحتي رخ نمايد.»

بي‌شك، اين وعده‌ها در تاريخ گذشته انسان تحقق‌نيافته و تا به امروز نيز جامه‌ عمل نپوشيده‌است. دو راه، بيش نيست: يا اينكه به درستي اين وعده مشكوك باشيم (كه از اين انديشه بايد به خدا پناه برد) يا بر اين باور باشيم كه اين وعده‌ها در آينده تحقق خواهنديافت. آري، در درستي اين وعده‌ها نمي‌توان تشكيك كرد؛ زيرا:«اين وعده الهی است و خدا هرگز خلاف وعده نمي‌كند.»

پس مطمئن‌باشيم كه اين وعده‌ها در آينده به صورت يك حقيقت واقعي در‌ مي‌آيند؛ هرچند كه اين آينده دور باشد.

اگر زندگي هدف دارد و آدمي از گذشته تا به حال، به هدف آرماني و غايي دست نيافته‌است، هدف‌داري و حكمت آفرينش حكم مي‌كند كه: ناگزير،‌ عصر زندگي ايده‌آل در پيش باشد و اميد به زندگي در آن عصر،‌ امري معقول و درست خواهدبود. از اين رو، زنده نگه‌داشتن حس اميد و حالت انتظار و ايمان به آينده روشن اسلام و بشريت، كاري ارزشمند و بزرگ است؛ آينده‌اي روشن كه با دست پر‌كفايت نجات‌بخشي الهی تحقق خواهديافت؛ آينده‌اي كه بنيان و جوهره اصلي و عنصر اساسي آن، عدالت گستري است. اين سنت الهی است كه تحقق خواهديافت و اگر از عمر جهان بيش از يك روز نمانده باشد، ‌در آن روز،‌ فرزانه فرزانگانِ جهان و نمونه كاملِ انسانِ صالح، پرده از رخسار برخواهدگرفت و سنت و عدالتِ الهی را پديدار خواهدساخت.

آن‌گاه، روزگار،‌ روزگارِ عدالت است و دادگري؛ مساوات است و برابري؛ قانون است و حكومت قانون و جامعه‌اي است از آنِ خدا‌پرستان و مسلمانان واقعي است كه هيچ رنگي از ظلم،‌ فساد و شرك و جهل و تبعيض در آن ديده نمي‌شود.
آثاري كه در اين غرفه از نظر مي‌گذرانيد بخشي از منابع قابل استفاده در شناخت آينده دنيا و عصر ظهور است.

لینک دانلود فایل ورد غرفه دوم: آینده دنیا و عصر ظهور

غرفه سوم – نجات دهنده کیست؟

راه نجات انسان‌ها، پيروي از مكتبي است كه:

  1. برتمامي زواياي آفرينشِ انسان آگاهي داشته‌باشد؛
  2. علت و هدف از خلقت بشر را بداند؛
  3. كليه عوامل مؤثر و راه‌هاي تحقق آرمان‌هاي والا را دارا باشد.

پيش از اين گفتيم كه خداي مهربان، انسان‌هايي برگزيده را از سوي خود معرفي كرده و با نشانه‌هاي قدرت و آگاهي خويش، براي هدايت بشر به سوي سعادت و رستگاري فرستاده‌است؛ سعادتي كه راه رسيدن به نجات است. اين گزيدگان، پيامبران الهی و جانشينان آنان‌اند كه هم راه را مي‌شناسند و هم مي‌توانند انسان را به مقصود برسانند.

در اين راستا، آخرين فرستاده الهی و سرور انبيا و رسل حضرت محمد‌بن‌عبد‌الله (صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌سلم) پس از پايان دوران رسالت خويش، براي ما دو يادگار گران‌قدر بر جاي گذاشتند كه يكي هادي صامت و خاموش است؛ قرآن، و ديگري هدايتگراني گويا براي هر زمان. چنين تعهد شده‌است كه هر كس، توأمان، به دامان قرآن و ولي خدا دست‌زند و از امامش هدايت خواهد، راه‌هاي هدايت و سعادت را خواهدشناخت و به گم‌راهي و ضلال دچار نخواهدشد. اين هدايتگران، دوازده جانشين برگزيده الهی‌اند كه به انسان‌ها معرفي شده‌اند.

آخرين اين جانشيان، مردي است از خاندان پيامبر اسلام (صلي‌الله‌وعليه‌وآله‌سلم) كه از آن حضرت تنها ده پدر فاصله دارد.

او حضرت محمد‌بن الحسن(المهدي) فرزند حسن‌ابن‌علي(العسكري) فرزند علي‌بن‌محمد(الهادي) فرزند محمد‌بن‌علي(الجواد) فرزندعلي‌بن‌موسي( الرضا) فرزند موسي‌بن‌جعفر( الكاظم) فرزند جعفربن‌محمد(الصادق) فرزند محمد‌بن‌علي(الباقر) فرزند علي‌بن‌الحسين(السجاد) فرزند حسين‌بن‌علي(الشهيد) فرزند علي‌بن‌ابي‌طالب(امير‌المؤمنين) عليهم‌السلام است.

آن منتظَر تاريخ در سال دويست‌وپنجاه‌و‌پنج هجري قمري در سامرا به دنيا آمده و چيزي نگذشت كه به محاق غيبت رفت تا آن‌گاه كه خدا بخواهد. عصر ظهور حضرت ولي‌عصر (عليه‌السلام) عصر شكوفايي انسانيت‌ها و تكامل معنويت‌هاست. آن حضرت به عنوان منجي موعود براي به انجام رساندن چنين رسالت بزرگ و عالم‌گيري ذخيره گشته‌است و حقيقت و عظمت برنامه‌هاي او جز پس از ظهور آشكار نخواهدشد.

راه و روش او، راه و روش پيامبران و تداوم‌‌دهنده آن است. او تحقق بخش كامل همه خواسته‌هاي پيامبران و اسلام است. او امام زنده دوران ماست و هم چون پدري مهربان، شاهد اعمال ما، و الطافش شب و روز بر ما سايه گسترانيده‌است. او حجت و دليل خداست و قدرت حق را در آستين دارد. آگاهيش از علم الهی سرچشمه گرفته و با تمام اين داشته‌ها، پشتيبان ما و دل‌سوز سرنوشت ماست.

آن حضرت، در ميان ما طوفان‌زدگانِ عصر غيبت، هم چون كشتي نوح و سفينه نجاتي است كه غرق‌شدگان و اسيرانِ امواج بلا را به سوي ساحل امن و رستگاري مي‌برد.

داستان او، داستان كعبه است كه بايد به سويش پر كشيد و به دور شمعِ وجودش طواف‌كرد و از پرتو انوار نوراني‌اش روشني و حيات گرفت.از اين رو، بر ماست كه:

  1. او را بشناسيم؛
  2. با او ارتباط پيدا كنيم؛
  3. از او راه را بخواهيم و راهي را كه او مي‌نمايد، بپيماييم.

اينك، در عصر غيبت، چگونه مي‌توان از تابش آن خورشيد بهره‌مند شد؟ آيا معناي نهان‌زيستي امام ‌عصر (عليه‌السلام) فرو نهادن شأن امامت و محروميت كامل ما از آثار وجودي آن امام همام است؟ پاسخ، منفي است؛ زيرا امام زمان ما – گرچه غايبند – از نظرِ رساندنِ هدايت و دست‌گيري از مردم، هيچ گونه فرقي با ديگر امامان ندارند. غيبتِ ايشان زمينه‌اي است براي امتحان بشر تا آزموده‌شوند كه اگر امام را نمي‌بينند، آيا باز هم از او هدايت مي‌خواهند يا نه؟

پس شأن امامتِ امام عصر (عليه‌السلام) در دورانِ غيبت به جاي خود باقي است. از اين رو بايد به دامان آن حضرت چنگ‌زد؛ بدو تمسك جست و هم راه را جست و هم راهبر را. بايد از او خواست تا ما را به سر منزل سعادت و رستگاري برساند.

چند كتابي كه در اين غرفه به نمايش گذارده شده‌است، هر كدام به نحوي راه‌نماي برقراري اين شناخت و ارتباط‌اند. اميد كه با مطالعه‌ي آثاري اين چنين، اين رابطه را پي گيريم و محكم‌تر كنيم.

لینک دانلود فایل ورد غرفه سوم – نجات دهنده کیست؟

غرفه چهارم – مسیر سعادت و رستگاری

آن‌گاه كه آدمي را تازيانه‌هاي ستم و ظلم به درد آورد، و جور و طغيانِ زمانه، خسته و ناتوان سازد و فساد و انحراف حاكم بر جامعه، آبرو و حيثيت او را بَرَد، با قلبي پر‌اشتياق و چشماني در انتظار، امام عصرش، منجي عالم بشريت را خواهدخواند و با استغاثه و سر دادن آه و ناله‌هاي سوزان و …، ظهور هر چه زودتر امامش را در‌خواست خواهدكرد.

هر‌گاه انسان مؤمن، متوجه مظاهرِ كفر و نفاق شود و دست‌به‌دست‌دادن و هم‌پيمان‌شدنِ ستمگران را براي پاي‌مال كردن احكام اسلام ببيند و فضاي پر اختناق و وحشتي كه مؤمنان مخلص و پاك در آن به سر مي‌برند، او را ناراحت‌كند، در آن صورت است كه به خدا پناه مي‌آورد و از او درخواست مي‌كند كه هر چه زودتر اميدِ انسانيت و امامِ بر حق و پيشواي آسماني دوران، ظهور كند.

گاه اين استغاثه به شكل دعايي تجلّي مي‌كند كه به وسيله آن، بنده با ايمان به سوي خداي حكيم خود رو مي‌آورد تا با آشكار ساختن امام عصر (عليه‌السلام) و آيين حق و عدل خود، به وعده خويش جامه عمل بپوشاند.

مگر خداوند عطوف به راهنمايي آن عالِم رباني، ‌منتظِران موسي را به درخواست و دعا براي فرج در آستان الهی دعوت نكرد و خداوند با اجابت خواسته آنان، ظهور موسي را براي گشايش مشكلاتشان پيش نينداخت؟

سلطه زشتي بر زيبايي و غلبه ناحق بر حق با ظهور منجي، ابطال مي‌شود و مجدداً تسلط نور بر ظلمت، و غلبه راستي بر كژي تأمين مي‌گردد. اين خوش‌بيني در پايان يك سلسله مرارت‌ها و سختي‌ها – كه ناظر بد‌كاري و حاكي از بد‌بيني است‌ – قرار گرفته‌است و به تلخي‌ها و سوزها و ناكا‌مي‌ها و يأس‌ها پايان مي‌بخشد.

تا حصول اين شرايط، نبايد دست بر دست گذاشت و ناراستي و كژي را گستاخ‌كرد تا بر راستي و درستي چيره‌شود و دوران سلطه و حكومت پاكي را بر جهان خاتمه‌دهد.

هر كسي در حدود امكانات و توانايي خويشتن، به ستيزه و مقابله در برابر ناپاكي، مأمور و مسؤول است. كافي است به «او» توجه‌كنيم و هم از «او» بخواهيم. تنها شرط وصل، خواست ماست. پس اينك بر ماست كه:

دل بدو بسپاريم. محبتش را در دل ارج نهيم. راه ارتباط با وي را – كه توجه دروني و خدمت‌گزاري در راه اوست – آغازكنيم. هم‌چون يكي از اعضاي خانواده خويش با او انس‌گيريم؛ پيوسته به يادش باشيم و هر صبح و شام بر او سلام‌كنيم و به خاطر سلامتي و رفع بلا از وجود نازنينش صدقه‌بدهيم؛ اعمال مستحبي و كار‌هاي نيك را به نيابت ايشان انجام‌دهيم و براي زندگي روز‌مره و رستگاري در آن از او ياري جوييم؛ زيرا او باب خداست در ميان مردم. خوشا به حال منتظرانش! خوشا به حال دعا‌گويان براي سلامتي و ظهور او در عصر غيبت!

خوشا بر احوال افرادي كه توفيق‌يابند خدمت‌گزار او باشند و آن پدر مهربان را به مردم حيرت‌زده آخر‌الزمان – كه هر روز بر اثر فتنه‌اي از او دورتر مي‌شوند‌ – معرفي كنند. اوصاف او را بگويند و نام او را بر سر زبان رانند. هرصبح و شام، چشم انداز ظهور آن آرمانِ عدالت باشند؛ او كه جدّ بزرگوارش، حجت ششم خدا،‌ امام صادق (عليه‌السلام) درباره‌اش فرمود:

« اگر ايام زندگي او را درك مي‌كردم، تمام عمر خدمت‌گزار او مي‌شدم. » و خوشا بر آناني كه در عصر غيبت، به وصيت جدش عمل مي‌كنند كه فرمود: « به هم نيكي‌كنيد و مهرباني‌نماييد. سوگند به آن كس كه دانه را در دل خاك شكافت و جان انسان را آفريد، روزگاري برسد كه كسي براي درهم و دينار خويش جايي نيابد؛‌ به اين علت كه همه مردمان از فضل خدا … بي‌نياز و مستغني‌اند.)

آن مهربان، خود از خدا، براي ما خير‌ها مي‌طلبد؛ خطاهاي ما را ناديده مي‌گيرد؛ نياز‌هاي ما را مي‌داند؛ راز دل ما را مي‌شنود و از ما دست‌گيري مي‌كند. محال است ما را نصرت و ياري ندهد و دعاي خير مستجابش را از ما دريغ بدارد. هر توجه ما به او، توجه او را به ما در بر دارد؛ همان توجهي كه تنها لحظه‌اي بر «حر» شد و از فرمانده لشكر ابن‌زياد، آزاد مردي رستگار و جاودانه ساخت.

آيا فراموش كرده‌ايم كه «او» زنده است و نظاره‌گر ‌ما؟

آري،‌ در كوچه‌ها و بازار‌هاي ما رفت و آمد دارد. چه بسيار كه او را مي‌بينيم؛‌ اما نمي‌شناسيم. بر فرش‌هاي ما قدم مي‌گذارد؛ به تشييع مردگان مي‌آيد؛‌ سخن ما را مي‌شنود و اعمال ما را مي‌بينيد و سلاممان را پاسخ مي‌‌گويد. بياييد به وظايفمان نسبت به «او» بيشتر عمل‌كنيم.

به عنوان پدر معنوي خويش، از او ياري و استعانت‌بجوييم تا گره‌هاي زندگي‌ما به دست با كفايت آن پدر پرمهر بازگردد و بدانيم كه او نيز گره‌اي در زندگي خويش دارد كه باز‌شدنش به دست او نيست؛ به دست خداست و اراده و خواست دعايي من و تو؛ همان گره غيبتي كه به دست ما انسان‌ها زده شده‌است كه اگر باز شود، فرج او و ما، با ظهور پربركتش به دست‌آمدني است و سعادت و رستگاري،‌ قله‌اي فتح‌شدني.

اگر ظهور موسي (عليه‌السلام) كه موعودِ حضرت يوسف بود و براي نجات نيم‌ميليون بني‌اسرائيلي از چنگال يك فرعون، با پشتيباني چند نشانه از آيات قدرت الهی، با نيايش به درگاه خدا به پيش انداخته‌شد، بعيد ندانيم كه خالق مهربان، به همين نحو با دعايي از سر اخلاص و سويد‌اي دل، ظهور مولاي غايب از نظر – كه موعود همه‌ پيامبران الهی است و ميليارد‌ها انسان درمانده را از چنگال صد‌ها فرعون رهايي مي‌بخشد و همه‌ي نشانه‌هاي انبيا در اختيار اوست -‌ را مقدرنفرمايد.

پس آن‌گونه باشيم كه او دوست دارد و با توجه به او و استدعاي ظهور ش از خدا، به همراه پارسايي و دين‌داري، زمينه ظهورش را فراهم‌سازيم و از خدمت‌گزارانش باشيم تا لبخند رضايتي بر لبانش بنشانيم و مشمول دعاي خير حضرتش گرديم كه نتيجه‌اش سعادت حقيقي و رستگاري جاودانه ماست.

اللهم عجِّل لوليِّك الفرجَ و العافيهَ و النَّصرَ و امنُن علينا برِضاه … و هَب لَنا رأفتَه و رحمَته و دعائه و خيره ما نَنالُ به سعه من رحمتك و فوزاً عندك.

آثار عرضه شده در اين غرفه، وظايف منتظرانِ آن منجي موعود الهی را با تفصيل بيش‌تر ترسيم مي‌كند. اميد آن كه مطالعه و مراجعه به اين منابع، پويندگان مسير سعادت و رستگاري را مددكار و راهنما باشد.

لینک دانلود فایل ورد غرفه چهارم – مسیر سعادت و رستگاری

لینک دانلود 2فایل صوتی غرفه ها ، جهت دانلود روی آنها کلیک کنید :

برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.
فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب محرم کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا