آثار نوشتاری و اجرایی نیمه شعبانبزرگسالمتن شعر ، سرود نیمه شعبانمتنیمخاطبیننوجواننوع محتوانیمه شعبان

مجموعه اشعار مهدوی

مجموعه اشعار مهدوی

شعرهای نو برای امام عصر علیه السلام در مجموعه اشعار مهدوی جمع آوری شده است. شما خدمتگزاران گرامی میتوانید برای احیای یاد و نام امام زمان علیه السلام در فضای مجازی و یا مکان های مختلف منتشر کنید.


مجموعه اشعار مهدوی –  چند بیتی زیبا

دلتنگ به یقین دلتنگی؛ و سراسر مشتاق؛ که بیایی روزی….

 به یقین دلتنگی؛ و سراسر مشتاق؛ که بیایی روزی….

خواهی آمد آخر، صبح یک آدینه، بعد یک شام دراز.

خواهی آمد آخر، ای سراپا گرمی، بعد یک عصر یخی.

و ظهورت زیباست، مثل آغاز بهار، بعد فصلی سوزان


مجموعه اشعار مهدوی – چه کسی گفت جدایی از ما؟

چه کسی گفت جدایی از ما؟ ریشه اش قطع شود!

چه کسی گفت نمی آیی تو؟ کام او زهر شود!

هر که هم گفت به جابلقایی، کشتی­اش غرق شود!

می توان یافت تو را هر جایی، سر کوهی، در بیابان یا که در دریایی.

می توان یافت تو را هر جایی، کربلایی، عرفاتی یا که سامرایی.

هم غذایی شاید، خشک نانی که یتیمی دارد.

هم نگاهی شاید، با کشاورزی پیر، که نظر دوخته بر چاک زمینی بی آب.

بی گمان می بینی، خانه های ویران، مردم آواره، کودکان گریان.

می توان گفت که هستی هر جا،

و امید است که آیی هر آن

ای عزیز زهرا، ای غریب تنها،

پس تو کی می آیی؟


مجموعه اشعار مهدوی – امام منتظر

كی شود یا رب، امام منتظر مهدی بیاید

در دل ما آروزیش، بر لب ما گفتگویش

دیگر ای دست دعا بر گیر دامان اجابت

مسلمین را بگذرد ایام ذلت با ظهورش

اهل عالم را اگر افكنده عصیان در تباهی

ظالمی بر پا نخیزد خون مظلومی نریزد

خون مظلوم شهید كربلا جوشد به عالم

طول غیبت شیعیان را بس ملال انگیز باشد

  آن ولی اللهِ غایب ازنظر، مهدی بیاید

چشم محرومان بسویش، كی ز در مهدی بیاید

تا زمان گیرد شتاب و زودتر مهدی بیاید

عزت اسلام باز آید اگر مهدی بیاید

غم مخور كز بهر اصلاح بشر مهدی بیاید

ظلم از عالم گریزد دادگر مهدی بیاید

از پی خونخواهی خون پدر مهدی بیاید

از خدا دارم تمنا كز سفر مهدی بیاید


مجموعه اشعار مهدوی – بر بال نور

امشب حدیث عشق خود را فاش می گویم

تا آسمان پولك نشان چشمك زنان

بر قدسیان بارانی از عطر شقایق ها بریزد.

می گویم امشب نیمه شعبان

یك تكه از انوار یزدان،

یك گوشه از عرش الاهی،

فرش زمین را مهبط نور خدا كرد.

از شادیش خندید شبنم،

یاس سپید باغ ما، زهرا

این بار از زیبا گلِ نرگس،

گلِ پاكی، گل شادیِ

گلِ سرشار از عطر حقیقت هدیه ای می­خواست.

نوید شادمانی، بانگ آزادی، خروش عدل، گلبانگ رهایی را طلب می كرد؛

و نرگس این گل پاكی پذیرا شد؛

و عالم چشم بر نرگس پر از عشق و تمنا شد.

بلورین یادگار فاطمه از دامن نرگس جهانی را گلستان كرد.

بگو با آن­كه می گوید به یك گل كی بهار آید

گل نرگس جهانی را گلستان می كند امشب


مجموعه اشعار مهدوی – در تماشای خدا

پرده های آسمان وا می شوند

روشنایی­ها هویدا می شوند

یك نفر می آید اینك كوه ها

در كنارش تا تماشای خدا

قصه های غم به پایان می رسد

 روشنایی­ها هویدا می شوند

رودها پیوسته دریا می شوند

بر سلامش از كمر تا می شوند

فصل هامان سبز و زیبا می شوند

غصه ها از روی دل پا می شوند


مجموعه اشعار مهدوی – خواهد آمد

در گریبانش سحر، زان سوی شب­ها خواهد آمد

مهدی موعود ما، آن«قائم آل محمّد»

از دل دریای ظلمت، ناخدای کشتی حق

تک­سوار دادگستر، آن که از شوق طلوعش

بس نوشتم نام او بر ماسه­ ی مرطوب ساحل

با نقاب دست خواهم زد به چشمم سایبانی

من یقین دارم مسلمانان، مسلمانان عالم

گوهر تابان نرجس، آن نگین آفرینش

آن فروغ عدل، آن قدّیس، تنها خواهد آمد

پاسدار پرچم «فَتحاً مبینا» خواهد آمد

یاور درماندگان، خورشید رخشا خواهد آمد

گل بجوشد از شکاف سنگ خارا، خواهد آمد

همچو نوح از پهنه­ ی امواج دریا خواهد آمد

محو خواهم شد در او، محو تماشا خواهد آمد

آن که بگشاید به حکمت هر معمّا، خواهد آمد

با سپیده از دل تاریک شب­ها خواهد آمد


مجموعه اشعار مهدوی – رخ گل

ای رنگ و بو گرفته، گل از رنگ و بوی تو

سلطان پیكرم كه بود دیده های من

هر گه سكوت دیده شكست از نوای اشک

شبنم نبود كز رخ گل در سحر چكید

ای پیش آفتاب رخت نور آفتاب!

باری غلام همت آن عاشقم كه دید

تا روی خاك زنده و خاك توام بیا

وی خضر خورده آب بقا از سبوی تو

باشد گدای سرمه كش خاك كوی تو

كردم به خلوت دل خود آرزوی تو

گل ریخت آبروی خود از شرم روی تو

باشد نسیم، بوسه زن خاك كوی تو

هر صبح و شام جلوه روی نكوی تو

ترسم به زیر خاك برم آرزوی تو


مجموعه اشعار مهدوی – روی مگردان زمن

من كه دل از غیر تو بگسسته ام

از خودی خویش نجاتم بده

من به تمنای وصال توام

شعله جانسوز به آهم بده

ای رخ تو خوبتر از ماه و مهر

رمز عصا، معجز موسی، تویی

از تو بود آتش نمرود، خام

در دل بشكسته دلان جای توست

بر كرم و لطف تو دل بسته ام

ظلمتیم آب حیاتم بده

طالب دیدار جمال توام

در كنف خویش پناهم بده

جلوه گر از مهر رخت، این سپهر

هم دم جانبخش مسیحا، تویی

بهر خلیل آمده، برد و سلام

كُحل بَصَر، خاك كف پای توست


مجموعه اشعار مهدوی – قبله ­ی  راز

این تویی آن­كه جهانت همه تسخیر شود دولت آل علی از تو جهانگیر شود

مجموعه اشعار مهدوی – ای گرانمایه ترین گوهر امكان، عجّل!  

ای گرانمایه ترین گوهر امكان، عجّل!

صاحبا از پی سر كوبی عدوان، عجّل!

بهر فرماندهی ای صاحبِ فرمان، عجّل!

سرو را از پی دلجویی یاران، عجّل!


مجموعه اشعار مهدوی – رایت معدلت ای رهبر آزاد بگیر در جهان

رایت معدلت ای رهبر آزاد بگیر در جهان رایت معدلت ای رهبر آزاد بگیر در جهان

مجموعه اشعار مهدوی – ای جهان ریزه خور خوان عطایت مهدی 

ای جهان ریزه خور خوان عطایت مهدی

گر نِیَم قابل دیدار لقایت مهدی

هادی خلقی و خواندست خدایت مهدی

گر نِیَم قابل دیدار لقایت مهدی


مجموعه اشعار مهدوی – آرزوی فرج

خرم آن­كس كه به دل از تو تولی دارد

به وصالت برسد ای گل نرگس آخر

به زبان هر كه بگوید كه منم منتظرم

ای خوش آن روز كه از چهره نقاب اندازی

تا بگیری ز عدو داد دل مادر خویش

دیده از غصه­ی هجران تو دریا دارد

هر كه خاری به ره حب تو در پا دارد

نیست گر اهل عمل، صحبت بی­جا دارد

به خدا دیدن روی تو تماشا دارد

آرزوی فرجت حضرت زهرا دارد


مجموعه اشعار مهدوی – بهاریه

باغ و بستان به بار می آید

ماه زیبای فرودین از راه

می شكوفد لبان گل در باغ

یاس زیبا به رنگ­های قشنگ

از هوا، از زمین و از دریا

باغبان مثل آفتابی سرخ

می شود روشن از حضورش چشم

در طلوع عظیم صبحی سرخ

فصل سبز بهار می آید

با نگاهی خمار می آید

در گلستان، هزار می آید

بر سر شاخسار می آید

عطر آواز یار می آید

در پی لاله ­زار می آید

چون به بالین، نگار می آید

عاقبت آن سوار می آید


مجموعه اشعار مهدوی – تو را من چشم در راهم

امینِ درد آگاهم، تو را من چشم در راهم

شب است و بی چراغم من، اسیر كوره­راهم من

شبم را نور باران كن، نگاهم را چراغان كن

تو خورشید جهانتابی، تو نور خالص و نابی

تویی آرامش جانم، تو غایب، من پریشانم

مگر از ما تو دلگیری، نقاب از رخ نمی گیری؟

دلم از بوی شب فرسود، بتاب ای قبله ­ی موعود

نشستم تا بیایی تو، كجایی تو؟ كجایی تو؟

دلیلِ عصمتِ راهم، تو را من چشم در راهم

بتاب ای خضر بر راهم! تو را من چشم در راهم

كه بی مهر تو گمراهم، تو را من چشم در راهم

تو را ای خوب می خواهم، تو را من چشم در راهم

اسیر حسرت و آهم، تو را من چشم در راهم

ظهورت هست دلخواهم، تو را من چشم در راهم

تو هستی مهر و هم ماهم، تو را من چشم در راهم

امین درد آگاهم، تو را من چشم در راهم


مجموعه اشعار مهدوی – حول الله

به جمالش كه بود تالی احمد صلوات هم به نامش كه بود نام محمد صلوات

مجموعه اشعار مهدوی – خلف منتظر عترت طاها آمد  

خلف منتظر عترت طاها آمد

بندگان، خاك ببوسید كه مولا آمد

زاده ی منتقم حضرت زهرا آمد

گو به فرعون كه كنون ثانی موسی آمد


مجموعه اشعار مهدوی – آن­كه رسم ستم از روی زمین بردارد

آن­كه رسم ستم از روی زمین بردارد                    كه به عالم اثر از جور و جفا نگذارد


مجموعه اشعار مهدوی – غیر از او نیست كسی رهبر و سرور ما را  

غیر از او نیست كسی رهبر و سرور ما را

رسد از میمنتش رزق مقدر ما را

لطف او سایه بر انداخته بر سر، ما را

آید از مرحمتش رحمت داور ما را


مجموعه اشعار مهدوی – قلب عالم بود و زنده همه عالم از اوست

قلب عالم بود و زنده همه عالم از اوست                  چشمه رحمت و گلزار جهان خرم از اوست


مجموعه اشعار مهدوی – یك­زمان گیتی اگرخالی باشد ز امام

یك­زمان گیتی اگرخالی باشد ز امام

مدعی گفت كه با این خبر از «خیرِ أنام»

می برد ارض فرو اهل زمین را در كام

زه بخوانید بحول الله در حال قیام


مجموعه اشعار مهدوی – پاسخش گفتم از این نكته كه بس دلخواه است

پاسخش گفتم از این نكته كه بس دلخواه است            صاحب عصر و زمان معنی حول الله است


مجموعه اشعار مهدوی – این شب تیره به پایان رسد انشاء الله

این شب تیره به پایان رسد انشاء الله

دردها را همه درمان رسد انشاء الله

یوسف از مصر به كنعان رسد انشاء الله

چون كه آن حجت یزدان رسد انشاء الله


مجموعه اشعار مهدوی – اندر آن روز كه او پرده­ی خانه گیرد

اندر آن روز كه او پرده­ی خانه گیرد              شیعه ­ی بی سر و سامان، سر و سامان گیرد


مجموعه اشعار مهدوی – یا رب آن منتظر اهل ولا را برسان

یا رب آن منتظر اهل ولا را برسان

یا رب آن زنده كُن صدق و صفا را برسان

یا رب آن منتقم خون خدا را برسان

یا رب آن ریشه كَن ظلم و جفا را برسان


مجموعه اشعار مهدوی – برسان آن­كه بود مبتكر صلح جهان

برسان آن­كه بود مبتكر صلح جهان                    تا از او روی زمین پر شود از امن و امان


مجموعه اشعار مهدوی – در غم دوست دل پر شرری ما را بس    

در غم دوست دل پر شرری ما را بس

گر دهد دست ز رویش نظری ما را بس

شاهد مهر و وفا چشم تری ما را بس

زان خبر دار دو عالم خبری ما را بس


مجموعه اشعار مهدوی – دولت قرآن

بیا كه از قدمت سبزی بهار باز آید

خزان ظلم به تاراج باغ، دست گشود

امید خفته به دل های بی شكیب برخیزد

جهان به خاك فتاد از حكومت بت و بتگر

نخواهمت كه بگریی ولی به گریه دعا كن

ز التفات تو و انفعال خویش «موید»

بیا كه روشنی روز و روزگار باز آید

بیا بیا كه به همراه تو بهار باز آید

قرار رفته ز جان های بی قرار باز آید

بیا كه دولت قرآن به روی كار باز آید

كه وقت رفتن ایام انتظار باز آید

به آستان عطای تو شرمسار باز آید


مجموعه اشعار مهدوی – سر تا قدم حسن

كی شود پرچم عدل تو به پا، مهدی جان؟

دردمندان تو ای دوست ز پا افتادند

یوسف فاطمه از چهره تو بردار نقاب

مگر این شام فراق تو ندارد سحری؟

ما جمال تو ندیدیم و به تو دل دادیم

ما گدایان تو و در ره تو منتظریم

كه بگیرد ز عدو داد دل زهرا را؟

بشنود گوش جهان از تو ندا، مهدی جان؟

جزبه وصلت نشود درد دوا، مهدی جان

تا كه پرنور شود ارض و سما، مهدی جان

خون شد از دوری رویت دل ما، مهدی جان

ای ز سرتا به قدم، حسن و صفا، مهدی جان

از همان كوچه كه ماییم بیا، مهدی جان

جز تو ای منتقم خون خدا، مهدی جان


مجموعه اشعار مهدوی – قیامت

بیا ای مظهر عدل خدا بر پا عدالت كن

به الطاف تو یا بن العسکری بسیار محتاجم

من از روز ازل دلداده­ی حسن تو گردیدم

ندارم گر سعادت از برای درك دورانت

ایا ای مصلح كل، منجی خلق جهان مهدی!

تمام خلق را آسوده از ظلم و جنایت كن

به جان مادرت زهرا به من لطف و عنایت كن

بیا از قصه ­ی حسنت برای من حكایت كن

لیاقت ده مرا ای دوست مقرون سعادت كن

بیا قبل از قیامت با قیام خود قیامت كن


مجموعه اشعار مهدوی – العجل یا حجه بن الحسن

السلام ایها القایم المنتظر

عشق تو رمز ایمان قلب بشر

بر تو ای یادگار محمد سلام

جان فدای خاك راهت

كعبه را كن تكیه گاهت

     السلام ای جهاندار والا گوهر

ورد ما شد دعای تو در هر سحر

بر تو ای نور قرآن سرمد سلام

كن عیان رخسار ماهت

دست حق پشت و پناهت


مجموعه اشعار مهدوی – این تویی آخرین كوكب زهروی

این تویی آخرین كوكب زهروی

این تویی صاحب رایت مهدوی

صاحبا! بی تو خوار و پریشان شدیم

عالمی در انتظارت

رفته ایمان ها به غارت

  این تویی صف شكن حیدر ثانوی

این تویی مركز قدرت معنوی

عادلا! خسته از جور عدوان شدیم

دیده ها شد اشكبارت

كی رسد از تو بشارت


مجموعه اشعار مهدوی – پرده­ی غیبت از چهره یك سو بزن

پرده­ی غیبت از چهره یك سو بزن

در فراق تو ای حجه بن الحسن!

ای طبیب شفا بخش دل ها بیا

در غیابت یابن خاتم

جمع ما پاشیده ازهم

  پرتو عشق و ایمان به دل ها فكن

سوزد از آتش فتنه ها مرد و زن

ای تسلی ده قلب زهرا بیا

گشته در هم كار عالم

دیده گریان، دل پر از غم


مجموعه اشعار مهدوی – چشم به راهیم ما همه

بگشای در! نشسته به راهیم ما همه

پشت صدای ما همه، از غم خمیده است

رفتی و سرنوشت زمین را گره زدی

بعد از تو یخ، تمام جهان را فرا گرفت

روز و شب است و شوق تماشای روی تو

مثل ستاره ها و نگاه درخت ها

در انتظار موكب ماهیم ما همه

بی تو بدون پشت و پناهیم ما همه

با این شبی كه هیچ نخواهیم ما همه

این­گونه گر دهانه ­ی آهیم ما همه

پا تا به سر، تمام، نگاهیم ما همه

بازآ ببین كه چشم به راهیم ما همه


مجموعه اشعار مهدوی – موعود مهر

من روز وشب ظهور تو را، آه می كشم

می پرسمت ز رود و بیابان و كوه و دشت

پیداتری از آنكه ببینم تو را به چشم

می خوانمت به نام و نمی­دانمت هنوز

گاهی غم فراق تو را، گریه می كنم

وقتی نمی رسم به خیال وصال تو

از این فصول پر ز حقارت، دلم گرفت

موعود مهر جهانتاب آخرین

در آسمان عبور تو را، آه می كشم

من پاسخ ظهور تو را، آه می كشم

در محضرت حضور تو را آه می كشم

من فرصت مرور تو را آه می كشم

گاهی وصال دور تو را، آه می كشم

من هم دل صبور تو را، آه می كشم

من فصل پر غرور تو را آه می كشم

بر من بتاب! نور تو را، آه می كشم


مجموعه اشعار مهدوی – امیر كاروان

صفای گلستان مرهون سعی باغبان باشد

الا ای باغبان گلشن هستی كه گل ها را

نوای بلبل شوریده ازهجر تو می باشد

چرا این قافله پاشیده از هم خود تو می دانی

بیا با وصل خود جان در تن بی­جانم القا كن

بیا ای دادرس بستان ز ظالم داد مظلومان

برای آن كه گیری انتقام مادر خود را

و الّا باغ در فصل بهاران هم خزان باشد

نمی باشد صفا جز آن­که از روی تو می­باشد

كه از هجر تو هر دلداده را آه و فغان باشد

كه دور ازقافله سالار و میر كاروان باشد

كه دیگر از فراقت نی به تن تاب و توان باشد

كه جز تو دادخواه  بی­كسان از ظالمان باشد؟

به راهت منتظر جمعی پریشان­حال می­باشد


مجموعه اشعار مهدوی – صفای گلستان مرهون سعی باغبان باشد

صفای گلستان مرهون سعی باغبان باشد

الا ای باغبان گلشن هستی كه گل ها را

نوای بلبل شوریده ازهجر تو می باشد

چرا این قافله پاشیده از هم خود تو می دانی

بیا با وصل خود جان در تن بی­جانم القا كن

بیا ای دادرس بستان ز ظالم داد مظلومان

برای آن كه گیری انتقام مادر خود را

و الّا باغ در فصل بهاران هم خزان باشد

نمی باشد صفا جز آن­که از روی تو می­باشد

كه از هجر تو هر دلداده را آه و فغان باشد

كه دور ازقافله سالار و میر كاروان باشد

كه دیگر از فراقت نی به تن تاب و توان باشد

كه جز تو دادخواه  بی­كسان از ظالمان باشد؟

به راهت منتظر جمعی پریشان­حال می­باشد


مجموعه اشعار مهدوی – پریشانم بیا مهدی

زهجران تو گریانم

پریشانم پریشانم

نشستم من به راه تو

كه بینم روی ماه تو

فراقت كرده دلگیرم

ز دوری تو می میرم

به جسم ناتوان جانی

به هر دردی تو درمانی

به دل دارم ولای تو

گدایم من، گدای تو

خبر داری تو ای مولا

چه آمد بر سر زهرا

   نظیر شمع سوزانم

بیا مهدی! بیا مهدی!

به امّید نگاه تو

بیا مهدی! بیا مهدی!

من از جان و جهان سیرم

بیا مهدی! بیا مهدی!

به جان خسته جانانی

بیا مهدی! بیا مهدی!

به سر دارم هوای تو

بیا مهدی! بیا مهدی!

ز ظلم و كینه اعدا

بیا مهدی! بیا مهدی!


مجموعه اشعار مهدوی – رخ بنما ای گل رعناییم

آی و ببین حال پریشان ما

پرده برافكن دل ما آب شد

حجله خونین دل احباب شد

حب تو آمال دل زار ما

ذكر تو سر مصدر گفتار ما

رخ بنما ای گل رعنائیم

صحن گلستان همه پر لاله گشت

تا كه به این­جا قدم خود نهشت

مولد مسعود امام زمان

دل ز فراق غم هجران رهید

صبح سعادت چو ز مشرق دمید

   كن نظر این دیده­ی گریان ما

رخ بنما، طاقت ما تاب شد

كشتی ما غرق به گرداب شد

مهر تو سررشته هر كار ما

قلب تو آگاه ز كردار ما

نیست دگر صبر و شكیبائیم

صبح وصال آمد و هجران گذشت

گشت جهان از قدمش چون بهشت

باد مبارك به همه شیعیان

نیمه شعبان شده با صد نوید

هست امیدم به بشارات عید


مجموعه اشعار مهدوی – تقاص سیلی

نیمه شعبان، در ماه خداست

من در این عالم تقاص سیلی­ام

هیزم خصم علی در پیش ماست

من همان سرخی نور مغربم

من طنین ناله زهراییم

شهر من گشته غم آباد فدك

پاسدار عترت و پاكی منم

    چون كلید لیله القدر شماست

من شفای چهره های نیلی­ام

انتقام من از او در ابتداست

من همان خانه نشین یثربم

زایر آن لاله صحراییم

پیش من باقیست اسناد فدک

داغدار چادر خاكی منم


مجموعه اشعار مهدوی – زیبا گل نرگس

امشب از سامره صبا، صفا آورد

مژده ز بیت حسن به ماسوا آورد

    از گل نرگس خبر برای ما آورد

هر دل غمدیده را زغم رها آورد


مجموعه اشعار مهدوی – مقصد و مقصود ما پرده ز رخ وا كند

مقصد و مقصود ما پرده ز رخ وا كند منوّر از نور خود تمام دنیا كند

مجموعه اشعار مهدوی – به پاس مولود او عرش چراغان شود

به پاس مولود او عرش چراغان شود

ز شرم، خورشید و ماه به ابر پنهان شود

ز مقدم او جهان چو باغ رضوان شود

هر كه بود منتظر خرم و خندان شود


مجموعه اشعار مهدوی – مصلح كل خنده بر، چهره­ی نرگس زند

مصلح كل خنده بر، چهره­ی نرگس زند مادر به شکرانه­اش، بوسه بر آن گل زند

مجموعه اشعار مهدوی – نرگس خاتون گلی، ز باغ عیسی بود   

نرگس خاتون گلی، ز باغ عیسی بود

ملیكه ­ی مِلك روم، دخت یشوعا بود

م كه از او مفتخر، مریم عذرا بود

به خود ببالد كه او عروس زهرا بود


مجموعه اشعار مهدوی – زهی سعادت به او كه عسکری همسرست

زهی سعادت به او كه عسکری همسرست مهدی موعود را ز لطف حق مادرست

مجموعه اشعار مهدوی – بشارت ای عاشقان! موكب جانان رسید 

بشارت ای عاشقان! موكب جانان رسید

آمده آن یاور و امید هر ناامید

شد شب هجران سحر، صبح سعادت دمید

منتظران را دهید ز مقدم او نوید


مجموعه اشعار مهدوی – آمده تا بر زند به بام گردون عَلَم

آمده تا بر زند به بام گردون عَلَم ز بیخ و بن بر كند ریشه ظلم و ستم

مجموعه اشعار مهدوی – روزی كه او پرده از چهره خود وا كند  

روزی كه او پرده از چهره خود وا كند

خصم ستمکار را كشته و رسوا كند

به حكم رب ودود عمل به قرآن كند

شرع نبی را ز نو زنده و احیا كند


مجموعه اشعار مهدوی – به امر حق تكیه بر ركن یمانی كند

به امر حق تكیه بر ركن یمانی كند اسلام را همّتش دین جهانی كند

مجموعه اشعار مهدوی – بیا تو ای كانِ لطف به ما عنایت نما  

بیا تو ای كانِ لطف به ما عنایت نما

مردم گمراه را دگر هدایت نما

  ز بی­كسان جهان شها حمایت نما

پاك جهان را ز هر شرك و جنایت نما


مجموعه اشعار مهدوی – نوح زمان

ای حجت غایب زمان ها

در مدح تو نارسا بیان ها

بسیار شكوفه­ ها شكستند

بازآ که دوباره فصل گل شد

از هجر تو ای همای رحمت

ای نوح زمان شكیب تا كی؟

برخوان كرم تو میزبانی

بازآی به فرق ما قدم نه

     در مدح تو نارسا بیان ها

سلطان زمین و آسمان ها

بگذشت بهارها و خزان ها

ای زیور و حسن بوستان ها

بر باد شده است آشیان­ها

طوفان بلا گرفت جان ها

ای منتظر تو میهمان ها

ای نام تو بر سر زبان ها


مجموعه اشعار مهدوی – زكات حسن

بیا و دست دعا جانب خدا بنما

بیا كه درد فراقت بلای دل ها شد

تو باب حاجت خلقی و من گرفتارم

اگر برای لقای تو رونما جان است

ز من اگر تو ندیدی وفا ببخش مرا

گذشته حسن دل آرای تو ز حد نصاب

سری به محفل دل­خستگان خویش بزن

  تو خود برای ظهورت شها دعا بنما

تو ای طبیب! بیا درد ما دوا بنما

بیا به دیدن خود حاجتم روا بنما

بگیر جان و تو از چهره پرده وا بنما

تو با من ای همه مهر و وفا، وفا بنما

ز حسن خویش زكاتی به من عطا فرما

بیا و محفلشان را تو با صفا بنما


مجموعه اشعار مهدوی – دوست دارم با تو بودن را

تلخ است در شنهای دنیا بی تو بودن

پاییز در پاییز در پاییز بگذشت

من دوست دارم با تو بودن را به هرجا

امروزمان هم در هوای ابر بگذشت

برگرد ای چشم زمین در انتظارت!

سخت است آری سخت، ما را بی تو بودن

در جاده های خاك بر ما بی تو بودن

بیزارم از دنیای هر جا بی تو بودن

با ما چه خواهد كرد فردا بی تو بودن؟

لطفی ندارد آه ما را بی تو بودن


مجموعه اشعار مهدوی – والی ولایت

ای آفتاب، سایه­نشین لوای تو!

ای والی ولایت دل­ها به زندگی!

برخیز دلبرا! بنشین در رواق چشم

دیدار تو‎ ‎به دادن جان گر بود بیا

هر شب جبین نهد به خاک پیش پای تو

مرده است آن دلی که بود بی ولای تو

بگذار پا به دیده که چشم است جای تو

‎روزی هزار بار بمیرم از برای تو


مجموعه اشعار مهدوی – آفتاب

ای حضرت همیشگی ذات آفتاب!

تا کی حضور روشن خورشید پشت ابر؟

دستانم التماس نفس­های سوخته است

بر من ببخش یک­نفس از بی­کرانگی­ات

یا این­که شعله ­شعله به آتش بکش مرا

ای صبح! از تسلسل شب­ها عبور کن

پس کی طلوع می­کند آیت آفتاب؟

تا کی حضور ماه شده ماتِ آفتاب؟

قد می­کشد سمت مناجات آفتاب

یک ذره از تمامی ذرات آفتاب

یا لحظه­ای بخواه به میقات آفتاب

بی­قرارم برای ملاقات آفتاب


مجموعه اشعار مهدوی – ولادت امام عصر علیه السلام

گل نرگس سحر شكوفا شد

همچو گلهاست با صفای دگر

مهی از بیت عسکری تابید

از افق، صبحِ انتظار دمید

وارث ذوالفقار شیرخدا

ای شه ملك حسن! از شادی

تو گل نرگسی و من خارت

      عالم از نكهتش مصفا شد

باز یك گل ز باغ زهرا شد

كه ز نورش جهان چه سینا شد

آنكه منجی خلق دنیا شد

شه دجال كش هویدا شد

چشم عشاق تو چو دریا شد

یك جهان به، ز من گرفتارت


مجموعه اشعار مهدوی – گل با صفاست اما….

گل با صفاست اما بی تو صفا ندارد

پیش تو ماه باید رخ بر زمین بساید

ای وصل تو شکیبم! ای چشم تو طبیبم!

فریاد بی صدایم در سینه حبس گشته

گفتم که در کنارت جان را کنم نثارت

هرکس تو را ندارد جز بی­کسی چه دارد؟

گر بر رخت نخندد در باغ جا ندارد

بی پرده گر برآید شرم و حیا ندارد

بازآ که درد هجران بی تو دوا ندارد

از بس که ناله کردم آهم صدا ندارد

تیغ از تو گردن از من چون و چرا ندارد

جز بی­کسی چه دارد هرکس تو را ندارد؟


مجموعه اشعار مهدوی – اگر تو باز نگردی

اگر تو باز نگردی، بهار رفته از این شهر بر نمی­گردد.
به روی شاخه­ی گل، غنچه­ای نمی­خندد؛

و آن درخت خزان­دیده تورِ سبزش را به سر نمی­بندد.
اگر تو باز نگردی

نهال­های جوانِ اسیرِ گلدان را
کدام دست نوازش­گر آب خواهد داد؟

باز آی ای چو بوی گل از دیده­ها نهان
کز رنج انتظار تو پشت فلک خمید

ازغم درد و فراق

برسانید سلام، ای یاران!
حالیا از من زار،

به بهار در راه،
به شكوفه، به انار،

به گل نرگس، من میهمان دل من
باز می خوانم و می­گویم من

كاشكی زورق چشمان تو را می دیدم

كاشكی زورق چشمان تو را می دیدم
كاشكی خواب نمی­بودم و از این زندان، می پریدم به فراز


مجموعه اشعار مهدوی – هم ره بال نسیم،

هم ره بال نسیم،
همه جا می رفتم،

هر كه را می دیدم،
از تو می پرسیدم.


مجموعه اشعار مهدوی – بهار 

تو بهاری؛ نه!
بهاران از توست.

از تو می­گیرد وام،
هر بهار این همه زیبایی را!

هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهترین باغ و بهارانم تو!

بی­تو هر سال بهاری گذرا می­آید،
در دلم امید آمدنت می­شکفد!

تو به هنگام شکوفایی گل­ها در دشت،
باز می­گردی؛

و صدایی در دشت
خبر آمدنت را گوید:

آی! نو بهاران دل­انگیز آمد
و شکوفایی ایام طرب­خیز آمد.
غم فرو بگذارید؛

مهدی آن شادی دل های غم انگیز آمد.


مجموعه اشعار مهدوی – راز این خلقت پیچیده به هم 

راز این خلقت پیچیده به هم
چه کسی می­داند؟

چه کسی از پس آن کوه بلند،
از پس فاصله­ای چون دیوار،

همه را می­بیند؟
چه کسی می­داند؟ چه کسی می­بیند؟

چه کسی در پس این تاریکی،
دست خود را به کمک،

سوی ما می­گیرد؟
که نجاتی دهد آیا ما را

بله! او دست خدا، چشم خداست، که مرا می­بیند.
تا به کی باقی خواهد ماند،

راز این خلقت پیچیده به هم؟
کاروان می گذرد

لحظه ها می پرد از دست
و حقیقت کم نور

با چراغی کم سو
دست مردانی چند

می کشد راه به سوی موعود
کاش روز رهایی از بند

وعده­ی روز عبادت از عشق
وعده­ی پاکی و مهر

و سراسر اخلاص
همه با آمدنت ای گل نرگس! به حقیقت برسد.


مجموعه اشعار مهدوی – دل دیوانه

فضاى این دل دیوانه
گرفته بوى گل نرگس

دلم شكسته چوپروانه
در آرزوى گل نرگس

سزد كه زغصه بمیرم
زدردغربت و تنهایى

همیشه ذكر فرج دارم
خدا کند که بیایی


مجموعه اشعار مهدوی – داغ شقایق­ها

تو را من با تمام انتظارم جستجو کردم
کدامین جاده امشب می­گذارد سر به پای تو؟

صدایم از تو خواهد بود اگر برگردی ای موعود!
پر از داغ شقایق هاست آوازم برای تو

نشانت را از هزاران شهر پرسیدم
مگر آن­سو­تر است از این تمدن روستای تو؟


مجموعه اشعار مهدوی – مجموعه اشعار مهدوی: نور و صدا

نور و صدا

از كجا گویم برایت غصه را ؟!

یا چه سان آرام سازم شعله را ؟!….

از نوای سوزناک قصه گو

مرغ شب در جای خود آرام شد.

لحظه ها سرد وغریب

در تن شب می دوید

موج، اما بی قرار

از صبوری بی نصیب:

هر زمان بیتاب، دائم بی شكیب

گاه در دریا غنوده گاه بر ساحل فتاده

قصه ای می گفت هم از غصه ها:

ماجرای روزها، هم سرنوشت خوب فردا در طلوع روزهای شادمانی ،

ماسه های سرد  ساحل را،

سكوت خفته در شب را:

سالیان پیش، بیش از سالیان

آن زمانی كه كنار رود بودم،

آمده از چشمه سار كوچكی در جویباری،

مانده اندر بركه ای و ریخته از آبشاری،

قصه می گفت از برای ما نسیم،

دیده بود او قطره ها اشك را بر گونه ها،

دیده بود او جاری غم را برون چهره ها،

دشته ها خشك و خموش،

سینه ها پر از خروش،

نای خالی از سروش،

پاكی اما مرده بود، شادمانی رفته بود،

چهره ها افسرده بود،

خانه غم بود قلب قلبها،

خار اندر چشم بود،

استخوان درحلق،

دشنه اندر سینه بود،

چشمه ها خونرنگ بود،

آرزوها مرده بود،

چهره زرد قناری،

كنج زندان و قفس،

بوی خون می آمد،

از هر ناله اش،

دردمندی و بینوا.

برگهای شاخسار زندگی،

ریشه تنها درختِ مانده در طوفان،

خسته و افسرده ودلمرده بود،

زورق آمال انسانها شكسته،

طوطی غمگین و خسته،

بال بسته، كنج یك زندان نشسته،

گرد غم بر روی گلدانها نشسته،

نور دانش – شب چراغ زندگی – خاموش،

جهل اما در تكاپو، هر كجا می تاخت،

سكه رایج، ستم ها بود،

قوت مردم، خون دل ها بود،

قصه را كوتاه خواهم، بد زمانی بود.

اما آن كه بالا بود،

حق تعالی، آن علی عالی آعلی

از حریم عرش خود،

از رحمت بی منتهای خویش،

مخزن اسرار عالم- غیب مكنونش-

فرود آورد یك نور خدایی را

دو باره سرسرای این زمین را

فرش شادی كرد،

و شادی موج زد در خنده هر گل،

بهار خرمی ، بعد از خزان دیر پا آمد،

و فوجی از ملك، شادی كنان

خاك زمین را بوسه ها دادند.

و آمد آن كه چون آید،

فغان غصه برخیزد. مدار غم فرو ریزد، خزان از صحنه بگریزد،

و بگریزند دیوان و ددان از صحنه گیتی،

و از مشرق بجز نور و بجز پاكی نمی تابد.

فضای زندگی زیباست،

تنفس در هوای پاكی و تقواست.

ترنم از سروش عرش یعنی كلام الله است.

خدایا، جاودان دارش!

تو فرزند شقایق های سرخ دشت پاكی را،

نگاهش دار از هر افت و زشتی،

نگاهش دار از هر چشم زخم شوم چشمان دیار كفرو پستی ها،

همانهایی كه دشنه زیر جامه،

در كمین كشتنش بودند،

خدایا میوه زیبای عترت را،

گل زیبای نرگس را،

ز تیغ شوم جلادان، نگه دارش.

امام پاكی و تقوی،

امیر پرفروغ دشت انسانها،

ولی الله، هادی، مهتدی، مهدی

و قائم، نور، باب الله، ربانی آیاته

و وعدالله، نجم زاهر، سیف شاهر، نور باهر، و ترموتور،

كاشف البلوی، معز المومنین، مذل الكافرین،

آن صاحب عصر و زمان، آن داعی الله

كریم از خاندان با كرامت را، نگاهش دار.

و باش از بهر او حافظ، ولی، مولا و یاور،

تا كه برخیزد و بردارد بساط كفر و زشتی را.

خدایا!

در نمارش، در سجودش، در ركوعش، در قنوتش، در قیامش، در قعودش، ذكر و تسبیحش، نگاهش كن.

همان عابد،

مصلی در مصلای زمین،

ذاكر به ذكر تو،

كه خود ذكر است، ذكر جامع رحمان.

چو بنشیند، ترا خواند،

چو برخیزد، ترا خواند،

و دستش را بسوی اسمان گیرد، دعا خواند.

ملایك از شعف، پرپر زنان گردش همی چرخند.

خدای، این وی توست!

و برتر بنده ات در صحنه گیتی!

خدایا، سجده است اكنون!

خدایا جایگاهش بین!

بحق سجده های او، بحق آن نیایش ها،

بحق ذكرو تسبیحش،

بحق آن قنوت جاودانی،

آن قیام و آن قعود و آن تشهدها،

دعایش را اجابت كن.

قیامش را فراهم كن،

قیامش را محقق كن.

كه دلهامان به صد فریاد و خواهش،

روز و شب او را كند، فریاد،

و دشت سینه مان جزاو نمی خواهد،

كس را غیر او اینجا نمی بیند،

كه او مولای انسانهاست،

كه او یكتاست، چون ذات خدایی- خالقش-

یكتا و بی همتاست.

خداوندا! عزیزا، مهربانا! خالقا! پروردگارا،

حق پیغمبر، حق زهرا، حق پاكان، حق حیدر،

دعایش را اجابت كن،

ظهورش را فراهم كن،

قیامش را محقق كن

 “آمین”


مجموعه اشعار مهدوی –

والطور دل به طور ولایش اقامت است
واللیل لیله شرف است و کرامت است
والعصر عصر منزلت است و زعامت است
والشمس روز جلوه شمس امامت است
عید خدای عزّوجلّ عید احمد است
عید غدیر دوم آل محمّد[ است
عید صعود آدم و میلاد خاتم است
عید نزول حضرت عیسی ابن مریم سلام الله علیه است
عید ظهور منجی اولاد آدم علیه السلام است
یک عید نه، تجلی اعیاد عالم است
شب رخت بسته صبحدم نصر آمده
عید امامتِ ولیِ عصر آمده
عید امید سلسله انبیاست این
عید نزول مصحف نصر خداست این
ای اهل آسمان و زمین عید ماست این
مستضعفان به پیش! که عید شماست این
عالم به ظلِّ رایت توحید مهدی اند
اعیاد ما مقدمه عید مهدیاند
مهدی علیه السلام که سکه ابدیت به نام اوست
مهدی علیه السلام که حکم آدم و خاتم پیام اوست
مهدی علیه السلام که آرزوی خلایق قیام اوست
مهدی علیه السلام که منجی بشریت نظام اوست
پیراهن بلند امامت به پیکرش
شمشیر شیر حق به کف عدلْ گسترش
بر اوج کائنات لوای گشاده اش
آزادگان به سلسله گردن نهاده اش
سرهای سرکشان به زمین اوفتاده اش
گویی که بسته کار فلک با اراده اش
هر چند شهر کوفه بوَد پایگاه او
یک لحظه هست بر همه عالم نگاه او
او شهریار عالم و عالم حضور اوست
خورشید را بشارت صبح ظهور اوست
سروِ قد کلیم خدا، خم به طور اوست
نعش ستمگران همه فرش عبور اوست
بوجهل ها به چرخ کشد سر، خروششان
«تبت یدا ابی لهب» آید به گوششان
گیرید از جمال محمّد[ نشانی اش
بر تن چو انبیاست لباس شبانی اش
چشم زمین به شعشعه آسمانی اش
بر چهره بنگرند به سن جوانی اش
خوبان گرفته جان پی قربانی اش همه
پیران دهر، طفل دبستانی اش همه
اوّل به کعبه عالمیان را صدا کند
خود را معرفی چو رسول خدا[ کند
با یک ندا قیامت کبری به پا کند
ملک حجاز را نفسش کربلا کند
باشد هماره پشت سر او دعای ما
او پای کعبه روضه بخواند برای ما
آن روز روز عزّت و اقبال می شود
مفتوح، باب کعبه آمال می شود
با نطق او خطیب حرم لال می شود
روز ولایتِ علی علیه السلام و آل می شود
سازد برای فتح فراهم زمینه را
تسخیر می کند به سپاهش مدینه را
بر تشنگان سقایت جام ولا کند
بعد از مدینه رو به سوی کربلا کند
ننگ بنی امیه همی بر ملا کند
نابودشان به تیغه شمشیرِ «لا» کند
دریا کند ز اشک مصیبت دو عین را
گیرد به دوش پرچم سرخ حسین علیه السلام را
ای آه سینه سوز علی علیه السلام ذوالفقار تو
ای آل فاطمه سلام الله علیها همه امیدوار تو
بایک نفس تمام خزان ها بهار تو
شمشیر انتقام تو چشم انتظار تو
«یا صاحب الزمان علیه السلام به ظهورت شتاب کن»
«عالم ز دست رفت، تو پا در رکاب کن»
باز آ که فتح با دم تیغت خدا کند
باز آ که شیعه در قدمت جان فدا کند
باز آی تا مسیح به تو اقتدا کند
تا کی تو را امام شهیدان صدا کند؟
باز آ که سینه شهدا بی قرار توست
باز آ که چشم فاطمه سلام الله علیها در انتظار توست
تو غایب هستی و دل عالم اسیر توست
بالله قسم سلاله آدم اسیر توست
بیش از هزار سال محرّم اسیر توست
یک عمر طبع خسته «میثم» اسیر توست
تنها امید آل پیمبر سلام الله علیه تویی، تویی
منجی خلق اوّل و آخر تویی، تویی


مجموعه اشعار مهدوی –

یک سال دیگه هم گذشت،
چقدر با تو خوش بودیم
چقدر ناراحتت کردیم
چقدر یادمون رفت که هستی
چقدر از بودنت سرمون رو بالا گرفتیم
چقدر از خجالتت سرمون رو پایین انداختیم
چقدر…
چقدر خوبه که تو هستی
که پدری
که رفیقی
که عزیزی
که عزیز دلی
چقدر خوبه که به ما یاد دادن عاشقانه زندگی کنیم …
پدر
تولدت مبارک
امسالم باز کیک تولدت رو یکی دیگه برید
و بازم نیومدی و شمع ها آنقدر گریه کردن که خودشون خاموش شدن
تولدت مبارک


مجموعه اشعار مهدوی – مژده ای دل که شب نیمه شعبان آمد

مژده ای دل که شب نیمه شعبان آمد
بر تن مرده و بی جان جهان، جان آمد
بانگ تکبیر نگر، در همه عالم برپاست
همه گویند مگر جلوه یزدان آمد
از زمین نور به بالا رود امشب زیرا
نور خورشید امامت همه تابان آمد
قائم آل محمد[ گل گلزار رسول
حجة بن الحسن علیه السلام آن مظهر ایمان آمد


مجموعه اشعار مهدوی –

اللهم عجل الولیک الفرج
شبی را به خوابم بیا، نازنین!
دلم را پُر از بوی خورشید کن
بیا چشمه غصه های مرا
پُر از جوششِ شعر امید کن
بیا که جهان، زیر هر گام تو
پُر از رویش سبزه ها می شود
دلِ آسمان، پُر زِ رنگین کمان
زمین، غرق ذکر خدا می شود


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی پروانه قلبم

پروانه قلبم طیران سوی تو دارد
جان حال و هوای گل خوشبوی تو دارد
هر شام و سحر دیده به راهت بود ای دوست
هم دیده و هم دل هوس روی تو دارد


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی غم هجران

غـــم هجـــران رویت کرده پیرم
از آن ترسم که با این غم بمیرم
عــزیــز فاطمه سلام الله علیها رخسار عیان کن
که از گلـــزار رویـــت گل بچینم


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی طلب امید

عـمـری طلــب امیــد کــردم
مــویــم به رهت سفید کردم
بس لطف و کرم شنیدم از تو
مــن کــی ز تـــو نـاامید گردم


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی نــام تـــــو

تــا زبـانـــم بــاز شـــد، نـــام تو آمد بر زبان
تا که خود بشناختم، کوی تو را کردم نشان
مهدیا تــا زنده ام، زین لطف محرومم مساز
من ز تو جـانا بسی لطف و وفا دارم نشان


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی دل ما خون

دل مـــا خـون شـد و مولا نیامد
شــفــا و مـرحــم دل هــا نیامد
به خون خواهی سالار شهیدان
تـــسـلّای دل زهـــرا سلام الله علیها نــیـــامــد


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی دوای من

نـمـیـدانـم چرا دل بی قراره
دگــر تــاب فـراقـت را نداره
بیا یا بن الحسن علیه السلام دردم دوا کن
دوای من توئی، ای راه چاره


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی دوای غم

غــم ما جز به ظهور تو مداوا نشود
مهدیــا تــا تـو نیایی، دل ما وا نشود
شده ماتمکـــده عالم ز فراق رخ تو
هیچ فریادرســی غیر تو پیدا نشود


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی طبیب من

حبیــب مـن، طبیب من، تویی تو
عزیز بی رقـیــب مـن، تــویـی تو
نخواهم لحظه ای را بی تو بودن
بیا مهدی علیه السلام شکیب من تویــی تــو


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی عزیز مصر هستی

ای عـزیز مصر هستــی، العجل
هادمِ هر ظلــم و پستی، العجل
وارد آمـــد غـــم به ما و اهل ما
پس بگیر از ما تو دستی، العجل


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی دریاب یتیمان را

ای رخت خورشید عالمتاب، یا بن العسکری علیه السلام
در فـراقـت قلب ما شد آب،یا بن العسکری علیه السلام
ای پـــدر، ای رازدار قرن ها رنج و سکوت
مـا یـتـیـمـان را بیا دریاب، یا بن العسکری علیه السلام


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی خورشید پشت ابر

ای تو چون خورشید پشت ابر، یا بن العسکری علیه السلام
چنـــد از درد فراقــــت صبـــر، یا بن العسکری علیه السلام
تـــا نتـــابـد بــر جـهان، نـــور ظهورت ای عزیز
همچنان دنیا بود چون قــبـــر، یا بن العسکری علیه السلام


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی صحرای طوفانی

ای پـدر صحرا بسی طوفانی است
راه تــاریـک و بسی طولانی است
بینگـرگــان در مـصـاف زنــدگـی
مهدیــا بــا تـو دلـم نــورانی است


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی درخت غدیر

آن درختـی را کـه در روز غــدیـــر
کاشت پیغمبر[ پس از او شد اسیر
آبیــاری شــد بــه خـــون در کربلا
در ظهـــور آن می دهـد باری کثیر


مجموعه اشعار مهدوی – زندگی شیشه ای

این جهان با همه وسعت تنگ است
زندگی شیشه ای و پر سنگ است
تا نـتــابــد زِ افــق صــبــح ظــهـــور
شادی و لــذّتِ مــا بی رنگ است
بـه سر هوای تو دارم پدر، مرا دریاب
به کنج خانۀ ویران ز غم دلم شد آب
بیــا کـه بی تو به قلبم فشار می آید
به شــوق وصل تو می تپد دلم ارباب
شـوق دیـــدار تو غوغای دل است
بی تو مولا عمر ما بی حاصل است
گوشه چشمـی به ما کن ای عزیز
بر سر راهت کســـی ناقابل است


مجموعه اشعار مهدوی – دو بیتی نیمه شعبان تو شد

نیمه شعبان تو شد پر پروانگی ام
بهانه زندگی ام سند بندگی ام


مجموعه اشعار مهدوی – می آیی

می آیی،
و همه می بینند
که با یک گل هم
«بهار» می شود …


مجموعه اشعار مهدوی – بیا ای اصل بهار…!

چقدر مردم با هوای بهاری شادند
بیا ای اصل بهار…!
محمد جواد کمالی


مجموعه اشعار مهدوی – بهار همان لبخند تو بود

یک عمر،
براى یافتن «بهار»
غنچه ها را بوییدم،
غافل از آنکه،
«بهار» همان لبخند تو بود…


مجموعه اشعار مهدوی – الا یا ایها المهدى علیه السلام

الا یا ایها المهدى علیه السلام، مدام الوصل ناولها
که در دوران هجرانت بسى افتاد مشکل ها
صبا از نگهت کویت نسیمى سوى ما آورد
ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دل ها
چو نور مهر تو تابید در دلهاى مشتاقان
ز خود آهنگ حق کردند و بربستند محمل ها
دل بى بهره از مهرت، حقیقت را کجا یابد
حق از آیینه رویت، تجلى کرد بر دل ها
به کوى خود نشانى ده که شوق تو محبان را
ز تقوا داد زاد ره، ز طاعت بست محمل ها
به حق سجاده تزیین کن، مَهِل محراب و منبر را
که دیوان فلک صورت، از آن سازند محفل ها
شب تاریک و بیم موج و گردابى چنین هایل
ز غرقاب فراق خود، رهى بنما به ساحل ها
اگر دانستمى کویت، به سر می آمدم سویت
خوشا گر بودمى آگه، ز راه و رسم منزل ها
چو بینى حجت حق را، به پایش جان فشان اى فیض!
متى ما تلق من تهوى، دع الدنیا و اهمل ها


مجموعه اشعار مهدوی – پدرمهربانم

پدرمهربانم، مولایم
این روزها باران بهانه ات را می گیرد
و بهار هم طراوت گذشته اش را ندارد
خشکیده ریشه چشم های ایستاده به انتظارت
دستان مادران سرزمینم پینه غیرت بسته است
پاهای تاول زده کودکان وطنم چشم انتظارند
و حالا من موهایم به رنگ گلبرگ های نرگس شده اند
آری، من همان کودک پاک دیروزم که غرق در نامردی های امروز شده ام
چه سخت است که مرامی نگری که غرق گناهم
و به جای مجازاتم فقط اشک می ریزید و برایم طلب بخشش می کنید


مجموعه اشعار مهدوی – دوبیتی

ای لعلِ لبِ تو شیعه را آب حیات
سرچشمه فیض و قبلگاه حاجات
ای حجّت ثانی عشر، ای مهدی جان
بر طلعتِ زیبایِ تو دائم صلوات (اللَّـهُمَّ صلِّ علَى محَمَّد وعلی آلِ محَمَّد)


مجموعه اشعار مهدوی – دوبیتی

دلبرا دست کریم تو برای دل ما
سرپناهیست در این بی سر و سامانی ها
وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی
ای سرانگشت تو آغاز گل افشانی ها


مجموعه اشعار مهدوی – گل نرگس

تو آخرین امام من
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
بر تو رسد سلام من
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
تو ماه تابان منی
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
نور دو چشمان منی
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
زندگی ام برای تو
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
جان و تنم فدای تو
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
ای همه حاصلم بیا
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
مهر تو در دلم بیا
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
بیا که دل شکسته ام
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
منتظرت نشسته ام
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
آمده ام به جمکران
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
بگیرم از تو من نشان
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
دل شده بی قرار تو
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام
جهان در انتظار تو
ای گل نرگس، مهدی علیه السلام


مجموعه اشعار مهدوی –

تمام پنجره ها رو به آسمان باز است
ببار حضرت باران که فصل اعجاز است
کجا قدم زده ای تا ببوسم آنجا را
که بوسه بر اثر پایت، عین پرواز است …
سلام من به مهدی علیه السلام و به قلب آسمانی اش
سلام من به پاکی و به لطف و مهربانی اش
سلام من به لحظه ای که می رسد ظهور او
سلام من به لحظه ای که می رسد عبور او
وقتی میان نفس و هوس جنگ می شود
قلبم به چشم هم زدنی سنگ می شود
آقا ببخش که سرم گرم زندگی است
کمتر دلم برای شما تنگ می شود
چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟
دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟
کاش در نافله ات نام مرا هم ببری
که دعای تو کجا، عبد گنه کار کجا؟


مجموعه اشعار مهدوی – کسی می آید

کسی می آید
کسی می آید از یک راه دور، آهسته آهسته
شبی هم می کند زینجا عبور، آهسته آهسته
غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد
و ما را می کند غرق سرور، آهسته آهسته
دل دریایی ما را به دریا می برد روزی
به سان ماهی از جام بلور، آهسته آهسته
ازین رخوت رهایی می دهد جان های محزون را
درون ها می شود پر شوق و شور، آهسته آهسته
نسیم وحشت پاییز را قدری تحمل کن
بهار آید اگر باشی صبور، آهسته آهسته
کسی می آید و می گیرد احساس خدایی را
ز انسان های سرشار از غرور، آهسته آهسته
فنا می گردد این تاریکی و محنت ز دنیامان
ز هر سو می دمد صدگونه نور، آهسته آهسته
به سر می آید این دوران تلخ انتظار آخر
و ناجی می کند اینجا ظهور، آهسته آهسته
ز الطاف خداوندی حضورش را تمنا کن
که او مردانه می یابد حضور، آهسته آهسته
مژده ای دل که شب نیمه شعبان آمد
بر تن مرده و بی جان جهان، جان آمد
بانگ تکبیر نگر، در همه عالم برپاست
همه گویند مگر جلوه یزدان آمد
از زمین نور به بالا رود امشب، زیرا
نور خورشید امامت همه تابان آمد
قائم آل محمد علیه السلام گل گلزار رسول
حجة بن الحسن علیه السلام آن مظهر ایمان آمد


دسترسی سریع و آسان به راهکار و محتوا برای مناسبت‌های نیمه شعبان، غدیر، محرم و فاطمیه
برای مطالعه و مشاهده مطالب خدمتگزاران میتوانید به فهرست مطالب در زیر مراجعه نمایید.

فهرست مطالب محرم فهرست مطالب فاطمیه فهرست مطالب نیمه‌شعبان فهرست مطالب غدیر کتابخانه خدمتگزاران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا