مجموعه شعر غدیر تا مباهله -۴

مجموعه شعر غدیر تا مباهله -۴
✅⁣شعر_غدیر_تا_مباهله  شماره ۱۶
مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاست
علی نه فاتح خیبر، که فاتح دلهاست
مرا غدیر نه برکه، که خم جوشان است
علی نه ساقی کوثر، که کوثر عظماست
مرا غدیر نه یک برگ سرد تاریخ است
علی نه شافع محشر، که محشر کبراست
مرا غدیر حریم وصال محبوب است
علی نه همسر زهرا که کیمیای ولاست
مرا غدیر بود پایگاه دانش و دین
علی نه کاتب قرآن که آیت عظماست
مرا غدیر نه یک واژه در دل تاریخ
که جان پناه همه رهروان راه خداست
اگر نه عالم و عادل مرا نمی شاید
ستایمش که علی عالی و علی اعلاست
بخوان ز سوره انعام علت درجات
علی ز علم و عمل بر جهانیان مولاست
به سالروز امامت به جشن عید غدیر
که اشک شوق به چشمان عاشقان پیداست
گل امید به لب ها نشاندم و گفتم
خوشا دلی که در آن مُهر مهر میر ولاست

✅شعر_غدیر_تا_مباهله  شماره ۱۷
کبریا را ذات تو از خلق مقصود است و بس
جز محمّد، مثل تو هرگز نیامد هیچ کس
نیست مِثلت در خلایق، غیر ذات مصطفی
نفس احمد گشت ذاتت از خدا در هر نفس
چون تو را جان آفرین پیدا نمود و شد نهان
وا کُنِ سِرّش تویی با صد کمالِ دسترس
تو زبان کبریایی، نطق حق از تو بود
أنتَ جَنبُ الله، بی شک ناید از تو پیش و پس
رفعتِ شأن تو از ادراکِ عقل کل نیافت
دیده شد عرش برین در جنب قَدرش چون عدس
آتش دوزخ به جلد او حرام آمد تمام
هر که با صدق و صفا دست تو را بنمود مَس
اوج علم تو که از عرش برین بالاتر است
هم چنان تا عرش باشد فرشِ جولان فَرَس
بس بود این گفتن هاتف به صد عزّ و وقار
لا فَتی إلاّ عَلی لا سیْف إلا ذُو الفَقار

 

✅شعر_غدیر_تا_مباهله  شماره ۱۸
شعر از مه و مهر شب شکن باید گفت
از فاطمه و ابالحسن باید گفت
تا خاطره ی مباهله گم نشود
پیوسته سخن سخن سخن باید گفت
آیات چو آفتاب از خاور نور
نازل شده بر سینه ی پیغمبر نور
ابناء و نساء و انفس اقدس حق
یعنی حسنین و علی و کوثر نور
آن پنج وجود صاحب عصمت حق
یعنی همه ی عصاره ی خلقت حق
کردند فنا بنای اسقف بازی
با هیمنه ی شگفت و با هیبت حق
مهری که به شأنش آمد از حق لولاک
روشن شده از جلوه ی رویش افلاک
با یک زن و یک مرد و دو کودک آمد
تا ریشه ی تثلیث برآرد از خاک

 

✅شعر_غدیر_تا_مباهله شماره ۱۹
دوباره می کشد از دل سفیر وحی، صفیر
که جشن عید گرفته خدا به خُمّ غدیر
موالیان همه بر پا که با ترانه ی وحی
کنیم آیه ی اکملت دینکم تفسیر
به مؤمنین کند اعلام عقل کلّ احمد
که تا خداست خدا بر شما علی است امیر
کسی امام بود بر همه مسلمانان
که علم دارد و اخلاص دارد و شمشیر
به مؤمنین شده آزادی امیر امروز
که دیو نفس، ورا لحظه ای نکرده اسیر
کسی که بود امام و امیر، پیش از خلق
دوباره گشته امام و دوباره گشته امیر
کسی به کشور قرآن امیر می باید
که دین به دون تولاّی او شود تکفیر
تمام دین به همان معنی تمام، علی است
به هر کسی که مسلمان بُود امام، علی است

 


✅شعر_غدیر_تا_مباهله شماره ۲۰
نوشته بر در فردوس کاتبان قضا
نبی رسول و ولی عهد حیدر کرّار
امام جنّی و انسی علی بود که علی
ز کل خلق فزونست از صغار و کبار
علی امام و علی ایمن و علی ایمان
علی امین و علی سرور و علی سردار
علی ز بعد محمّد زِ هر که هست بِه است
اگر تو مؤمن پاکی بکن بر این اقرار
به حقّ دین محمّد به خون پاک حسین
به حقّ مردم نیک از مهاجر و انصار
که نیست دین هدی را به قول پاک رسول
امام، غیر علی بعدِ احمد مختار

دیدگاه خود را بیان کنید

بیست + 19 =